من یه دختر مجردم. بعضی‌ها میگن خواستگار ندارن و از بابت نداشتن خواستگار ناراحت هستند. ولی من خواستگار داشتم و دارم امّا هیچ کدوم به ازدواج منتهی نشده. آدم خرافاتی نیستم و به بستن بخت و این جور حرف‌ها اعتقادی ندارم. در عین حال که معتقدم حتی اگه مجرد بمونم می تونم گلیم خودم رو از آب بیرون بکشم و زندگی خوب و درستی داشته باشم. از نظر نیاز جنسی و عاطفی هم که انقدر خودم رو سرکوب کردم که دیگه واقعاً به این سرکوب کردن عادت کردم. یه جورایی دیگه انگیزه‌ای برای ازدواج ندارم. البته هنوز هم معتقدم یه ازدواج خوب از مجرد موندن بهتره. ولی نمی دونم چه حکمتیه که از بین خواستگارانم هیچ کدوم شون قسمت نشده و نمی شه. 

کسانی رو دیدم که یه دونه خواستگار داشتن ولی با همون ازدواج کردن و خوشبخت شدن. یعنی اولین و آخرین خواستگارشون شوهرشون شده. بعضی‌ها به من میگن خوش به حالت که هنوز خواستگار داری توی این اوضاعی که پسرها اکثراً نمی تونن به خاطر شرایط شون ازدواج کنن. ولی به نظر من این اصلاً خوب نیست چون هیچ کدومش به ثمر نمی رسه. 


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
خواستگاری های بی سرانجام (۵۹ مطلب مشابه)