ترو خدا کمکم کنید دارم دق میکنم دیروز تو زندگیم یه زلزله 20 ریشتری اومده کم مونده سکته کنم اول به خدا پناه بردم بعد به شما و بچه های این سایت من خودمم از بچه های همین سایتم اسمم و ننوشتم که نشناسید کی هستم، میخوام کمکم کنید تا دیوونه نشدم......

من یه دخترم که شدیدا به نامزدش اعتماد و ایمان داشت ولی دیروز همش و از دست دادم شب تا صبح نخوابیدم فقط لحظه شماری کردم بیام و اینجا ازتون کمک بخوام.

من تا دیروز اعتماد و ایمان صد در صد داشتم بهش آخه ما شعارمون وفاداری تو هر شرایط و هر جایی بود مخصوصا اون یک سره کارش این بود سخرانی راه بندازه که تو این زمونه خراب باید خیلی مواظب باشیم مواظب خودمون و این عشق بی نظیرمون آخه ما خیلی همدیگرو دوس داریم و بی حد با هم تفاهم داریم همه چیزمون مثل همدیگه اس..

خلاصه من چند ماه پیش(دقیق یادم نیس کی بود) تو گوگل اسمش و سرچ کردم ببینم در موردش چی مینویسه که اسمش و آورد که تو سایت کلوپ عضوه رفتم صفحه اشو باز کردم دیدم آره عکس خودشه و تشابه اسمی نبود ولی با نگاه کردن به ظاهر صفحه اش متوجه شدم خیلی وقته اونجاها نرفته _آخه ما قرارمون این بود تو این شبکه های اجتماعی عضو نباشیم دیگه خودتون میدونید اونجاها چه خبره_

خلاصه مدتها گذشت و منم دلخوش به اینکه کامل بهم وفا داره زندگی میکردم ولی دیروز نمیدونم چرا یه حسی بهم گفت دوباره برم اونجا سر بزنم که رفتم دیدم عکسش و یه سری مشخصاتش مثل سال تولد و مدرک تحصیلی رو عوض کرده که لابد بخاطر متوجه نشدن من اینکارو کرده ولی من چون قبلا رفته بودم میدونستم مال خودشه...

دیدم آنلاینه مخم سوت کشید فوری رفتم یه اکانت تو کلوپ ساختم که برم ببینم چیکار میکنه به یه اسم الکی و عکس الکی که مال خودم نبودن درستش کردم و رفتم بهش درخواست دوستی دادم منتظر شدم اددم کنه که یه خرده گذشت دیدم ادد نمیکنه برداشتم بهش گفتگو دادم اول قبول نمیکرد نمیدونم دوستان اونجا رفتن میدونن یا نه وقتی بخوای باکسی گفتگو کنی یه پنجره میاد ازش میپرسه قبول میکنه یا نه اگه قبول کنه پنجره چت باز میشه (منم دیروز فهمیدم اینو) خلاصه بعد کلی قبول کرد من شروع کردم به حرف زن که سلام خوبی ،افتخار نمیدی و .....

هرچی گفتم جواب نداد تا به اسم صداش کردم گفت جان گفتم چرا جواب نمیدی گفت کاری داشتین گفتم لطفا اددم کنید گفت من شمارو میشناسم؟ گفتم آشنا میشیم که گفت لزومی نمیبینم آشنا شیم گفتم اذیت نکن ادد کن و..از این حرفا که گفت خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه بای باز شروع کردم به دری وری گفتن خواستم یه کار کنم جوابمو بده ولی باز جواب نمیداد تا کلی ببخشید معذرت میخوام ولی گفتم بزار از راه حرفای س#ک#س#ی وارد شم احتمال بالا این بگیره و جواب بده شروع کردم به زدن حرفای تحریک کننده و گفتم اگه بخوای برات.... باز چند بار هی یه چیز نوشتم و جواب نداد و مخصوصا خواستم تحریکش کنم گفتم چقد بچه پاستوریزه هستی و..

 ولی وقتی دید دارم زیاد دری وری میگم گفت مطمئنی حالت خوبه؟؟ گفتم آره گفت بعیده خوب باشی چی داری میگی واسه خودت؟؟ گفتم دلم س#ک#س میخواد گفتم اگه توام دوس داری....گفت نه دوس ندارم گفتم مگه میشه یه مرد دوس نداشته باشه گفت فعلا که میبینی شده ( در صورتی که خیلی گرم مزاجه) گفتم دارم ناز میکنی؟ البته اگه واقعا مرد باشی گفت هستم و با هر کسی س#ک#س نمیکنم نیازیم ندارم واسه تو ناز کنم بچه مثبتم نیستم گفت اصلا نیازی نمیبینم با شماحرف بزنم که دارم میزنم!!!!

 خلاصه باز من یه سری حرفای زشت تحریک کننده زدم که باز جواب نداد آخرشم هی گفتم میر ما ، دیگه از این فرصتا دستت نمیادا .برم؟ که جواب نمیداد و در آخر سر گفتم باشه رفتم بای و اونم داد بای خیلی ناراحتم اونجا چیکار میکنه اونم یواشکی بی اطلاع من؟؟ کلی هم دختر تو ادد لیستش بودن نکنه با اونا حرف میزنه؟ چرا جواب منو داد هر چقد سنگین ولی باز نباید جواب میداد این قراره ما هست آهان راستی اینم بگم تو مطالی که اونجا پست گذاشته بود دیدم چند ماه پیش که با خانوادش رفت مشهد و من به دلایلی نتونستم باهاشون برم اونجا نوشته بود من میرم مشهد احتمالا 6،7 روز نباشم اگه کار داشتید بهم زنگ بزنید و شمارش رو نوشته بود که یکی از دخترا کامنت گذاشته بود مطمئنی  فقط واسه کار بهت زنگ بزنن؟ گفته بود آره پس واسه چی قراره زنگ بزنن؟؟

 وااااااااای اون چند روزی که مشهد بود من داشتم از دلتنگیش میمردم یعنی اون با کسی حرف میزده؟؟؟ حتما یه سری دخترا به شمارش زنگ زدن دارم دیوونه میشم علت اینکاراش چیه؟؟ حق من این نبود منی که خودش عاشق وفاداریمه و میگه یکی از نکات مثبت وجودت که بی نهایت می ارزه همین وفاداریته..بچه ها کمکم کنید مخصوصا آقایون بگن علت این کاراش چیه آخه یک سره ورد زبونشه که ازم صد در صد راضیه و حتما تا آخرعمرش با من خوشبخت میشه حرفاش و باور دارم الکی از کسی تعریف نمیکنه بد باشی میگه خوبم باشی میگه خیلی رکه اصلا چشماش که دروغ نمیگه من از تو چشماش عشقش و میبینم پس چراااااااااا؟؟

 نمیخوام به روش بیارم چون روش باز میشه بهم هزار تا سوال تو ذهنمه چرا شمارش و نوشته اونجا چیکار میکنه اونجا از کجا بفهمم؟ کاشکی پسوردش و داشتم همه حرفاش ادعا بود در مورد اینکه حتی نباید به کسی فکر کنیم؟؟ یا فقط واسه من بود این حرفاش؟؟ ترو خدا شما هم جواب بدین ما قراره به زودی با هم ازدواج کنیم از کجا بدونم پس فردا تو زندگی اینکارارو نمیکنه؟؟

 انقد هم دوسش دارم که یک ثانیه بی اون دووم نمیارم راستی اینم بگم دیروز همزمان که باهاش چت میکردم بهش پیامک هم میدادم تو پیامک پرسیدم واقعا دوسم داری؟ گفت بی شک تو عزیزترین کسمی گفتم حد وفاداریت چقد از 100%؟؟ گفت 100% هست حدش گفتم مطمئنی؟؟ گفت آره چرا اینارو میپرسی گفتم همینطوری گفت مطمئنی بی منظور پرسیدی؟ گفتم آره مگه به خودت شک داری گفت شک ندارم دارم ازت سوال میپرسم..یعنی دروغ میگفت؟؟ بازم برم باهاش چت کنم ببینم کم میاره یا نه؟؟ ببینم اینکه دیروز جواب نمیداد داشت کلاس میزاشت یا واقعا از سر وفاش به منه؟؟ ترو خدا راهنماییم کنید بچه ها ببخشید طولانی شد و انقد با جزییات نوشتم خواستم دقیق بدونید چی به چیه تا راحت تر نظر بدید..منتظرم


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل رفتاری دوران عقد (۴۶۶ مطلب مشابه)