سلام

من دختری 23 ساله هستم وبرای اولین بار دوستی با جنس مخالفا تجربه کردم و البته از دوران راهنمایی و دبیرستانم امکانش بود ولی چون دختر مثبت و مذهبی بودم سراغ اینکارا نمیرفتم و سال آخر دانشگاه زد به سرم ببینم چجوریه و قصدم فقط تجربه بود و پیش خودم میگفتم یکی دو ماه که بگذره همه چیزا تموم میکنم و چیزی پیش نمیاد .

اما تو این رابطه به طرف علاقه مند شدم و حرف از ازدواج میزد و منم به خاطرش چند تا خواستگار رد کردم نگو نامرد بهم دروغ میگف و عاشق کسی شده بود که اگرم میرف واسه دختره بهش نمیدادن و فهمیدم هدفش این بود تا 27 الی 28 سالگی با هم باشیم آخه هم سن بودیم و بعد که شرایطش جور شد بره واسه دختره و من چون کار و آینده داشتم همش میگفت صبر کن و زوده ازدواج کنی.

علاقه ای که بهش داشتم و الان دارم به تنفر تبدیلش میکنم به کنار، مشکل الان من حسرت گذشتم و خراب کردن پلای پشت سرمه، دارم دیوونه میشم و به سرم زده اول برم این پسره را بکشم بعد خودمو اصلا پسره رم نشد بکشم میخوام خودما بکشم، چرا من حماقت کردم چرا؟

کمکم کنید بخدا از خدا هم کمک خواستم و نمازمم شروع کردم ولی واقعا آشوبم ...


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۳۲۹ مطلب مشابه)