ما سه سال با خانواده شوهرم زندگی کردیم، رفتار ایشون در مقابل خانوادش با من زیاد خوب نبود، خانوادش عملآ منو از پسرشون دور میکردن، اصلآ منو به حساب نمیاوردن، شوهرم هیچی نمیگفت، میگفت پدر و مادرم هستن ،چیکار کنم؟ منم کم کم ساکت شدم ،گوشه گیر شدم ، حوصله جر و بحث نداشتم ،چون شوهرم صداشو بلند میکرد،منم واسه جلوگیری از آبروریزی ساکت شدم.

سه سال تموم صبر کردم ،حالا چن ماهه که مستقل شدیم، ولی من هر چی میکنم نمیتونم رفتارای شوهرم و خانوادش رو از یاد ببرم، مث یه زخم روی روح و روانم تآثیر گذاشته، چیکار کنم، به نظرتون اگه جای من بودین میتونستین گذشته رو فراموش کنین?!!


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در شوهرداری (۷۷۸ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۶۲ مطلب مشابه)