سلام 

حدوداً پنج ساله که ازدواج کردیم من تو دوران مجردی دختر فعالی بودم از کار تو کافه تا منشی تا مربی زبان و کار ترجمه انجام داده بودم و کلاً آدم اجتماعی هستم تحمل تو خونه نشستن رو نداشتم از همون جوونی، مشکل مالی خدا رو شکر نداشتیم امّا من کلاً عادت به درآمد مستقل داشتم. 

بعد از ازدواج همسرم از من خواست کار متفرقه و سطح پایین نکنم (کلاً از نظر خانواده همسر بنده اگر خانمی کار منشی یا مثلاً ویتری کافه انجام بده خیلی سطح پایینه! می دونم که تفکر اشتباهیه و معذرت می خوام که این لفظ رو به کار بردم) و من این چند سال رو طبق خواسته‌های همسرم تو خونه نشستم از طرفی به خاطر اومدن ما به تهران من خیلی احساس تنهایی و غربت می‌کنم حس می‌کنم کاملاً پوچ شدم هیچ هدفی تو زندگی ندارم 

امسال تصمیم گرفتم آزمون استخدامی شرکت کنم برای آموزش پرورش همسرم از وقتی فهمیده درس می خونم هر بار بهانه‌ای میاره و مخالفت می کنه در حالی که ایشون اصلاً مذهبی یا سنتی نیست آدم شکاک و بدبینی هم نیست و قاعدتاً معلمی هم شغلی نیست که با مردی در ارتباط باشه.

مشکل اصلی اینه که تو خانواده همسرم کار کردن زن رو به نوعی ضعف مالی مرد و کمبود قدرت مرد تلقی می کنن این خانواده هنوز عاشق زنی هستن که این قدر دست پا چلفتی باشه نتونه بره یه کار بانکی ساده انجام بده یا مثلاً رانندگی و دست فرمون خوبی داشته باشه یا تنها بره دکتر و تو همه کارهاش وابسته به همسرش باشه.

امروز صحبت از حقوق و مزایای معلّم ها شد وقتی گفتم معلّم تازه کار شاید حدود سه چهار تومن درآمد درآمد داشته باشه با تمسخر گفت ماهی شش هفت تومن به حساب من می ریزه فقط برای خرج مانتو و کیف و کفش من و من نیاز مالی ندارم که بخوام کار کنم! 

دقیقاً با همین لحن نه ذره‌ای کمتر نه بیشتر! وقتی میگم کار اولین چیزی که من رو باهاش ساکت می کنه اینه که اگه پولت کمه بیا بیشتر به حسابت بزنم ما نیاز نداریم تو پول بیاری تو این خونه! وقتی هم بگم دوست دارم پول خودم باشه لذّت بیشتری می برم از درآمد داشتن میگه فکر کن هر ماه همین پول حقوقته! 

اگر هم بگم دوست دارم تو جامعه باشم و حوصله ام سر میره میگه برو با دوستات خرید برو باشگاه برو فلان.. واقعاً شرایط ناراحت کننده ای شده برام احساس می‌کنم همسرم می خواد هرجور شده فقط حرف خودش باشه دوست داره من مدام تحت کنترلش باشم و بهش وابسته باشم چه از لحاظ مالی چه بقیه موارد، من باید چه کار کنم؟ چطور می تونم این همه بدبینی به زن شاغل رو تو ذهن همسرم کمرنگ کنم؟ پیشاپیش تشکر می‌کنم اگر بنده رو راهنمایی کنید.


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در شوهرداری (۷۷۴ مطلب مشابه)