با سلام 

من یک پسر 23 ساله هستم، با وجود کرونا کلاس‌ها مجازی شد و گروه‌های درسی تشکیل شد، برنامه‌های  مجازی. به طور خلاصه داستان سه ترم تحصیلیم رو میگم 

من ورودی بهمن 98 ام

ترم اول: 

همیشه حرکات دختری منو جذب می‌کرد و باعث می‌شد ترغیب بشم ولی اوایل  چندان جذبش نشدم فقط برام جالب بود

به خاطر اینکه 

درس من خوب بود بیشتر  دانشجوها از من کمکم می گیرفتند از خانم تا آقا از حق نگذریم خیلی واقعاً کمک می‌کردم ولی با هر کسی در حد و حدود خودش از جمله ایشون هم کمک می‌خواستند و برای هر سؤالی که پیش می اومد براشون پی وی من می اومدن و سوال می‌پرسیدن منم جواب می‌دادم 

پل ارتباطی ما همین برنامه‌های واتس اپ و تلگرم بود 

جالب اینجا بود توی واتس اپ نه عکس داشت و فقط یادمه یک بار شماره م رو ذخیره کردند و عکس شون رو دیدم امّا بعد از چند ساعت پاک کردند (قطعاً دلیل داشتند) 

البته عکس پروفایل تلگرام شون چندین بار ظاهر می‌شد و می‌رفت 

من چندین بار عکسش رو در پروفایل دیدم ولی بعد مدتی برشون داشتن تو تلگرام هم 

استادمون یک بار گفتند فلان کتاب رو بخرید متأسفانه چون من دیر اقدام کردم نتونستم کتاب رو بگیرم 

و چاپش تمام شد و بایستی از تهران سفارش می‌دادم که دیگه ارزش نداشت و یک روز توی گروه‌های درسی مون خواستم اگر کسی می تونه حتماً عکس بگیر از فلان صفحه کتاب که ایشون اومدند پی ویم گفتن اگر بخوایین کتاب منو ببرین  گفتم خب تشریف بیارید کافه یا جایی که از شما بگیرم گفتن ن من با پسر بیرون نمی رم بیایین در خونه مون گفتم باشه ولی متأسفانه اعتماد به نفسم واقعاً پایین بود نرفتم گفتم ممنون البته این رو نگفتم همین کتابی که ایشون گرفتن رو من براشون سفارش دادم چون ازم خواستن 

منم از روی کنجکاوی دنبال پیک کتاب فروشی رفتم (چون از کتاب فروشی خواستم که کتاب رو به این آدرس ببرن)  

و ایشون رو دیدم و خیلی واقعاً برام جالب و دوست داشتنی بود.

ترم دوم: 

بعد اینکه ترم اول امتحان‌ها رو کمک شون دادم 

ترم دوم رو انتخاب واحد خواستن که من براشون با انتخاب واحد خودم ست کنم

 خلاصه رابطه ایشون با من صمیمی تر شد امّا حدو مرز رو میدونستیم ایشون گفتن چون شما پسر پاک و هولی نیستید برای همین جز با شما ارتباط ندارم حتی دوست دختر هم نداشتن در  کلاس مون (من پیگیر شدم و درست می‌گفتن)  

در اواسط ترم دوم بنده ابراز علاقه کردم و ایشون متأسفانه می‌گفتند فعلاً نمی خوام به این چیزها فکر کنم نه  به شما ن به کسی دیگه من هم گفتم اگر کسی رو دارید یا ملاک شخص مورد نظرتون رو ندارم بگید گفتند نه فعلاً نمی خوام به این چیزها فکر کنم

در طول همین ترمم چندین بار گفتم ابراز کردم و ایشون باز جواب شون این بود و گفتم یعنی فرصت هم نمیدین گفتند نمی دونم من بعداً رو نمی دونم

گذشت و واخر ترم دوم بود که کل آزمون هاشون رو من می‌دادم

کمکم شاید بیش از حد می‌بود امّا از روی علاقه بود

اواخر ترم که رسیدم مجدد ابراز کردم و ایشون گفتن شما مثل داداشم هستید دوستم هستید گفتم پس از من سو استفاده کردی گفتند نه اتفاقاً شما از من سو استفاده کردین که فکرکردین می تونید با دو تا آزمون دادن منو بدست بیارید

منم بدجور عصبی شدم و هر چی خواستم بهش گفتم و  حدود سه روز مدام می‌گفتم بلاکم کنن نمی‌کردند و بهونه میاوردند تا آخر سر بعد از سه روز بلاک کردند

گذشت و گذشت و با اکانت دیگه ای ازش خواستم که انبلاک کنه بعد کلی اصرار انبلاک کرد

ترم سومم: 

این ترمم مثل ترم گذشته انتخاب واحدمون یکی بود ولی کمی رومون به هم باز شد منم واقعاً سر بحث‌های بیهوده یا بهتره بگم از روی علاقه‌ی شدیدی که بهشون پیدا کردم دعوا می‌کردم و یکی دو بار باز بلاک می‌کردن و باز ازشون می‌خواستم انبلاک کنن

این هم بگم هر موقع بلاکم می‌کرد عکسش رو می ذاشتن پروفایل بعد که می‌رفتم می‌گفتم چرا سریع برش می‌داشتن 

دوستان من گمراهم که آیا منو می خواد یا نه؟ 

ممنون ار خانواده برتر



برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۵۵۹ مطلب مشابه)