سلام وقت بخیر

در اطراف مان حتما جوانان را مشاهده کردیم که عاشق یکدیگرند یا شاید خود شما جزء این دسته قرار داشته  باشید  .

فرض کنید که شما عاشق شخصی هستید و خانواده شما با ازدواج شما مخالف است.

۱.شما در این موقعیت چه واکنشی دارید؟ آیا با خانواده مخالفت کرده و طرف  شخصی که عاشقش هستید را می گیرید؟ 

اگر شما متاهل هستید و چنین داستانی داشتید زندگی شما چگونه است؟ آیا به یکدیگر رسیده اید؟ آیا همان زندگی عاشقانه که مد نظر تان بود رسید؟ آیا عشق تان پایدار است؟ 

زندگی  افرادی که این گونه بودند که دیدیم به این صورت است:

اولین پرده : پدر و مادر دختر و پسر هر دو مخالف هستند. بعد از چندین سال  درگیری با خانواده ها بلاخره به یکدیگر می رسند و بعد از مدتی از ازدواج، خانواده ها ازدواج آنها را می پذیرند .

  دومین پرده : یکی از طرفین به اجبار خانواده یا هر دلیل دیگر ازدواج می کند و طرف دیگر نمی تواند آن شخص را فراموش کند و مجرد می ماند.

سومین پرده : خانواده ها با ازدواج آنها مخالف می کنند و خیلی سریع مقدمات ازدواج آنها را با شخص دیگری می چینند و هر کدام از آنها مسیر  زندگی خود را می رود.

 چهارمین پرده :  خانواده ها مخالفت کرده هر کدام مجبور به ازدواج با شخص دیگری می شوند و بعد از چندین سال می بینند که  نمی توانند  تحمل کنند و از همسر خود طلاق می گیرند.

۱. بعد از چندین سال دوری  از معشوق خود بلاخره به یکدیگر می رسند و به خوبی ازدواج می کنند. 

۲. بعد از رسیدن و مدتی زندگی با یکدیگر به این نتیجه می رسند که آدم زندگی  یکدیگر نیستند و دوباره طلاق می گیرند . 

پنجمین پرده : دختر و پسر با فشار بر خانواده و مخالفت های بسیار با یکدیگر ازدواج کرده ولی بعد از رفتن زیر یک سقف بعد از مدتی دچار مشکل می شوند  و کار به طلاق می رسد . 

  اگر شما شکست خورده اید چقدر به احتمال رخ دادن بقیه موارد به جز یک  فکر کرده اید؟  اگر سر نوشتی مشابه مورد سوم و چهارم دارید . آیا از  راهی که رفتید پشیمان هستید ؟ نصیحت یا پندی برای افراد دیگر دارید؟ 

سپاس 


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مخالفت خانواده با ازدواج (۳۱ مطلب مشابه)