من همان خسته ی بی حوصله ام دختر، بدقلقی که رگ خوابش شعر است...، حالا که دنیایم قانون و ماده و تبصره هایش شده، شعر را خط بزنم؟، عاطفه را دفن کنم؟، مهر را له کنم؟، پیوند میزنم شعر و مهر و عاطفه را با جزا، سنگ بنای این صفحه را قانون شعر و احساس میدهم. و سطر به سطرش را ماده شعر، و آساسش را با تبصره مهر بنا میگذارم. 

جزا اگر تلخ باشد، عاطفه ای بنا میکنم که جنسش از قانون تلخ جزا نباشد؛ شیرینی باشد و بس ...


کاربران محترم خوشحال خواهم شد اگر شما نیز افتخار دهید متنی ادبی بگذارید و یا ما را بیتی شعر میهمان کنید ...

ارادتمند شما (مروان الشقب)


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
صفحات شخصی کاربران (۲۱۸ مطلب مشابه)