خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

منو به چوب جد و آبادم قضاوت کردن و گفتن خوب نیستی

سلام
خواستگاری قرار بود برام بیاد که تحقیق نکرده از خودم نیومدن . بخاطر  اینکه شهرمون کوچیکه و جد در جد تک و توک تو فامیلامون ادم خلاف کار هست ، منو به چوب اونا قضاوت کردن و گفتن خوب نیستی و نیومدن .

گذشت و حالا به صورت اتفاقی اقایی از من خوشش اومده که از قضا همون خواستگاره ، من و ایشون اصلا همو ندیده بودیم خانواده وخودشون بدون دیدن من من پس زدن ، ولی الان از نزدیک چند بار بصورت کاملا اتفاقی برای یه کار بر خورد داشتیم خیلی جالبه ایشون میگه بخاطر اخلاق خودتون میخوامتون .

درصورتی که سری قبل منو ندیده و نشناخته به چوب جد و ابادم گذاشتن کنار . خیلی برام سخته ادمی که منو اولش اینجوری گذاشت کنار اونم نه خاطر خودم بخاطر فامیلم حالا اومده میگه بخاطر اخلاقه خودت میام .
لطفا نظرتونو بگید
ممنون

موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • ۵۹۳ بازدید
    • سه شنبه ۱۷ شهریور ۹۴ - ۲۲:۲۵

    میل جنسی در زنان بیشتر از مردان است؟

    سلام
    ببخشید من یه چیزی واقعا فکرمو درگیر کرده ...
    من قبل از ورود به این سایت فکر میکردم مردان خیلی تمایل به رابطه جنسی دارن و زنان میل جنسی کمتری دارن ولی از وقتی وارد این سایت شدم و سوال ها رو خوندم دیدم اکثرا زنان هستن که میگن شوهراشون اون قدری که اونا میخوان تمایل نشون نمیدن !!!

    من خودم دخترم و هنوز ازدواج نکردم ولی اصلا چنین میل جنسی رو تو خودم احساس نمیکنم... نه که سرد باشم ولی خب اینکه میبینم همه چی کاملا خلاف تصور منه باعث شده فکر کنم مشکل از خودمه...
    یعنی میل جنسی در زنان بیشتر از مردان است؟! پس چرا اکثرا خیانت از طرف مرداست؟!
    ربطی به تنوع طلبی آقایون داره؟! یا خانوما تو خونه به خودشون نمیرسن که شوهرشون تمایلشون کم میشه؟!

    پیشنهاد :


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • ۴۷۵۷ بازدید
    • سه شنبه ۱۷ شهریور ۹۴ - ۲۲:۲۰

    قبل ازدواج فهمیدم که زنم بکارت نداره

    با سلام
    من دو سال ازدواج کردم و یه بچه هم دارم قبل ازدواج فهمیدم که زنم بکارت نداره و به خاطر کمک کردن بهش چون از خانواده با ابرو بود تن به این ازدواج سخت دادم و از خدا خواستم کمکم کنه .
    بعد از مدتی دیدم نمیتونم تحمل کنم چون هیچ وقت به روی زنم نمیارم گفتم با امدن بچه درست میشه ولی هنوز از داخل داغون و عین سرطان داره نابودم میکنه .

    واقعا نمیدونم چیکار کنم؟

    موضوعات مرتبط :
    مشورت در زن داری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۹ نظر
    • ۱۱۲۲۹ بازدید
    • سه شنبه ۱۷ شهریور ۹۴ - ۲۲:۱۵

    چرا خواننده خاموش هستین؟

    سلام خدمت کاربران و خواننده های محترم سایت
    از روزی که بخش تعداد نمایش ها به وب اضافه شده متوجه شدم که تعداد بازدید ها از صفحه پاسخ  ها خیلی زیاد هست اما تعداد پاسخ ها خیلی کم. مثلا 900 نفر  از صفحه پاسخ دیدن کردن و فقط 60 پاسخ نوشته شده.. میخوام بپرسم علت چی هست؟

    پس سوال من اینه که چرا خواننده خاموش هستین؟

    کدوم مورد زیر علت احتمالی این امر هست به نظر شما

    1)  علاقه ای به دادن پاسخ ندارید و فقط دوست دارین از نظر بقیه مطلع بشین

    2)  فکر می کنین اطلاعات کافی در اون مورد ندارین  پس فقط دنبال جواب بقیه هستین

    3)  از درگیر شدن با بقیه اجتناب می کنید... یعنی نگرانین نظری بنویسین و بعد موج هجوم به شما... درحالی که توان یا وقت دفاع و ادامه بحث ندارین

    4) در پاسخ ها دنبال کاربر پاسخگویی مشخصی می گردین و  اگر اون شخص نباشه جواب نمیدین

    5)  فکر می کنین نظر شما فایده ای نداره و بالاخره دیگران هستن و یا همان نظر بقیه را دارین پس لزومی نیست بنویسین

    6)  وقت برای خواندن دارین اما برای نوشتن ندارین

    7)  فقط در موضوعات حساس مثلا صیغه و .... نظر میدین بقیه موارد رو حیاتی نمی دونین

    8) از آقای نجفی یا کاربرهای دیگه دلخور هستین

    9) براتون دیگران و مشکلاتشون  مهم نیست

    10) نوشتن رو بلد نیستین (خخخخخخ)

     هر چه میخواهد دل تنگت بگو (دلیل دیگه ای دارین بنویسین)



    موضوعات مرتبط :
    مسائل متفرقه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • ۱۲۹۷ بازدید
    • سه شنبه ۱۷ شهریور ۹۴ - ۲۲:۱۰

    برای کمک به مظلوم و نهی از منکر تو درد سر افتادم

    سلام
    متاسفانه برای کمک به مظلوم و نهی از منکر تو درد سر بدی افتادم.

    من پسری 34 ساله هستم، از بچگی به ورزش علاقه داشتم و ورزش میکردم و همیشه از ورزش لذت میبردم. از نظر اندام هم ورزیده و تقریبا درشت هستم ( 185 قد و 95 کیلو وزن ) .

    از 18 سالگی به صورت جدی ورزش بوکس رو شروع کردم و تا امروز ادامه دادم. در کنارش هم گاهی تمرینات پای ورزش کیک بوکسینگ رو انجام میدادم. الان هم صبح ها در واحد مالی یک شرکت خصوصی مشغول کار هستم و 3 روز در هفته هم غروب ها به عنوان مربی در یک باشگاه هستم. من آدم آرومی هستم و به هیچ وجه ادم خشن و عصبی نیستم. همه من رو به عنوان یه آدم مهربون میشناسن.

    2 هفته قبل به خاطر حجم زیاد کار مجبور شدم ساعت 9 شب از شرکت بیام بیرون و تا برسم نزدیک خونه تقریبا ساعت 10 شب بود. تقریبا یک چهار راه با خونه فاصله داشتم، وقتی پیچیدم داخل یکی از کوچه ها دیدم دو نفر جوان 25-26 ساله سوار موتور دنبال یه دختر خانمی هستن.

    هی اروم پشت سرش میرفتن و حرف هایی رو بهش میزدن. دختره هم خیلی مظلوم و ترسیده بود. کم کم هی بیشتر به من نزدیک میشدن. با خودم فکر میکردم که باید چیزی بگم یا نگم...  تقریبا 10 قدم با من فاصله داشتن که دختره بنده خدا از ترس و استرس یه دفعه زد زیر گریه.

    دیگه واقعا نتونستم تحمل کنم، پیش خودم گفتم اگه همسر یا خواهر خودم بود هم بی تفاوت بودم ؟ نزدیک شدم و با لحن خیلی تندی گفتم که گورشون رو گم کنن و اذیتش نکن.

    اونی که ترک موتور بود پیاده شد و اومد سمتم و محکم با دست هولم داد و چند تا فحش رکیک داد. من عصبی شده بودم ولی همچنان خشمم تحت کنترلم بود. بهش گفتم اگه همین الان نرید به حضرت ابوالفضل (ع) قسم یه کاری میکنم تا اخر عمرتون دنبال ناموس کسی نیفتید.

    این جمله رو که گفتم نفر دوم هم پیاده شد و با حالت حمله به سمتم اومد. دیگه احساس کردم اگه باهاشون درگیر نشم، بهم آسیب میزنن. باهاشون درگیر شدم و قبل از اینکه به خودشون بیان هر کدوم رو با چند تا مشت انداختم زمین. ضربه های محکمی بهشون زدم. اولین باری بود که خارج از باشگاه و بدون دستکش، به کسی مشت میزدم. دختر خانومی که اونجا بود اول دعوا از ترس فرار کرد. من هم به خودم اومدم دیدم که دراز کشیدن روی زمین و یکیشون به شدت از دماغش خون میومد. تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که فرار کنم. با سرعت دویدم سمت خونه...

    نمیدونم چطوری اما یک هفته بعد ادرسمون رو پیدا کردن و خانوادشون اومد نزدیک خونه تهدیدم کردن که وقتی دیدن من با پلیس تماس گرفتم، رفتن. الان هم ازم شکایت کردن. یکیشون از ناحیه ی بینی آسیب دیده (شکستگی) و یکیشون هم 2 تا از دندون هاش رو از دست داده و یک دندون لق داره. ( متاسفانه بر اساس عادتی که در باشگاه داشتم، همه ی ضربه هام رو به صورتشون زدم. دستم هم سنگین هست) .

    با یکی از دوستانم که حقوق خونده صحبت کردم، اصلا خوشبین نبود. گفت تو بهترین حالت اونی که شکستگی بینی داره، اگه پزشک قانونی تشخیص بده که بدون مشکل خوب میشه هم، باز یک دهم دیه رو باید پرداخت کنم. برای هر دندون هم باید مقدار زیادی دیه پرداخت کنم. ( بر اساس حرف دوستم احتمالا مجموعا برای دو نفر 30-35 میلیون دیه بشه) ....

    من واقعا اینقدر پول ندارم که بدم. یعنی باید خونه ام رو بفروشم تا بتونم اینقدر پول بدم. لطفا راهنمایی کنید... آیا من میتونم اذعان کنم که کارم دفاع شخصی بوده؟ و یا دفاع از یکی دیگه؟ یا نهی از منکر؟
    خواهش میکنم حتما راهنمایی کنید...


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۰ نظر
    • ۱۵۴۰ بازدید
    • سه شنبه ۱۷ شهریور ۹۴ - ۲۲:۰۵

    یه دختر با 5 میلیون سرمایه ، چه کسبی رو شروع کنه بهتره ؟

    با سلام
    میخوام یه کاری و شروع کنم ، یعنی یه مغازه اجاره کنم و یه کاری برای خودم داشته باشم.
    ولی موندم چی باشه !! یه چیزی که سرمایه اولیه زیادی نخواد. در حد 4-5 میلیون .

    میخواستم ببینم کسی می دونه فروش سیسمونی چطوره! یعنی از مراحل خرید جنس تا رسوندنش دست مشتری. اینجور که شنیدم لازم نیست جنس ها رو از قبل بخری .مشتری از نمونه انتخاب میکنه.
    ممنون میشم اگه کسی خودش یا دوست و آشنایی داره تو این شغل راهنماییم کنه. اگه هم پیشنهاد شغل های بهتری داشتین خوشحال میشم بهم بگید.

    فقط بگم که من دخترم. تیپ و شخصیتمم به بعضی شغل ها نمیخوره. مثلا خیلی ها میگن لوازم آرایشی ! ولی بدرد من نمیخوره. چون ظاهر ساده و معمولی ای دارم. بیشتر تیپم به اداری و پشت میز نشینی میخوره.

    لیسانس مدیریت دارم. چند سال تو شرکتها کار کردم ولی حقوقش خیلی کمه. و از طرفی دوست دارم خودم مستقل باشم.
    ممنون میشم راهنمایی ام کنید


    موضوعات مرتبط :
    کسب و کار

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • ۲۲۱۵ بازدید
    • سه شنبه ۱۷ شهریور ۹۴ - ۲۲:۰۰

    راه های ارتباطی ما با امام زمان (ع) در عصر غیبت

    بسم الله الرحمن الرحیم

    یکی از سؤالات بسیار مهمی که در مباحث مهدویت به طور عموم و خاص در بحث غیبت امام زمان همین سؤال است. حالا که زمان غیبت است، و حکمت‌ها و فلسلفه‌هایی که در روایات برای غیبت امام زمان ذکر شده بود، مثلاً فرض کنید به خاطر نا امن بودن بر جان حضرت، حضرت غایب است.

    بخاطر امتحان شدن مردم در زمان غیبت، مردم به همین غیبت امتحان شوند، حضرت غایب است، یا بخاطر قدرشناس شدن دورانی نباشد، سختی‌هایی ببینند، تا قدرشناس شوند. این فلسفه‌ها و این حکمت‌ها اقتضا می‌کند که ارتباط کاملاً قطع شود. اگر ما اینها را در نظر بگیریم، علی القاعده به طور معمولی و عادی نمی‌شود با حضرت ارتباط برقرار کرد.

    منتهی آیا واقعاً همین است که به طور کلی و کامل ارتباط و هرگونه ارتباطی قطع است، یا اینکه نه احیاناً ارتباط هست. به هر حال بعضی از علمای ما بودند که معتقد بودند نمی‌شود در زمان غیبت ارتباط برقرار کرد. ملاقات در زمان غیبت امکان پذیر نیست.

    بعضی‌ها گفتند: هست و برای خودشان دلایلی داشتند. اینها بحثی است که واقعاً باید مطرح شود، به خصوص با توجه به اینکه متأسفانه بعضی‌ها دکان‌ داری‌ هایی کردند، ادعا هایی کردند، اینها باید صحت و سقمش معلوم شود. یک جایی کاملاً بحث روشن شود تا دوستان اهل‌ بیت به آن چیزی که آموزه‌های دینی ما اقتضاء می‌کند، بتوانند روی این بحث کاملاً اشراف داشته باشند. از این جهت اجازه می‌خواهم این بحث را یک مقدار کامل‌تر مطرح کنم. امیدوار هستیم در همین یک جلسه بتوانیم پرونده‌اش را بیندیم.

    سؤالی که ما اینجا مطرح می‌کنیم، ارتباط با حضرت در زمان غیبت امکان پذیر هست یا نه؟


    موضوعات مرتبط :
    مباحث یادی از امام زمان (عج)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶ نظر
    • ۳۹۶ بازدید
    • سه شنبه ۱۷ شهریور ۹۴ - ۱۲:۰۰

    چطوری ارتباطم رو باهاش قطع کنم؟

    سلام دوستان
    مدتی پیش با یکی از دختر های دانشگاه آشنا شدم سن هر دومون زیر 27 ساله. هدفم هم ازدواج بود. البته الان شرایط ازدواجم جور نیست یه چند سالی طول میکشه. تا جایی که خودش گفته بود چند تا خواستگار داشته. (یکی از خواستگاراشون خیلی از قبل با هم دوست بودن و یه جورایی توی آب نمک مونده بود- ازش حرف میزد و معلوم بود به هم علاقه داشتن ولی میگفت برای گذشته بوده در صورتی که اینطوری نبود!).

    من برای بدست آوردنش خیلی جنگیدم و بهش علاقمند شده بودم. خیلی وقتها تا یه مسیری با هم میومدیم. خوشبختانه هیچ وقت هم ارتباط جنسی نداشتیم. خواستگار ایشون هم چندین بار ما رو با هم میبینه. تا یه روز دیدم یه پسره صدام کرد و گفت اگه میشه با هم حرف بزنیم.

    خیلی پسره خوب و مودب + وضعیت مالی خوبی داشت. همین که در مورد اون دختره سوال کرد دیگه دوزاریم افتاد منم گفتم ایشون فقط همکلاسیم هستن و چیز خاصی بینمون نیست ( البته از درون خیلی ناراحت شدم. انگار دنیا رو سرم خراب شد. احساس کردم همه برنامه هام داره بهم میخوره تا جایی که تونستم خونسردی خودم رو حفظ کردم).

    ولی وقتی تمام داستان زندگیش رو گفت و علاقش و اینکه کلی بدبختی کشیده و کلی صبر کرده تا خودشو به اینجا رسونده و چندین سال خودش رو به آب و آتیش زده واقعا دلم براش سوخت و بعد بهم گفت تو میخوای باهاش ازدواج کنی؟ منم گفتم نه.

    چند تا سوال دیگه ازم پرسید منم گفتم هیچ چیزی نیست. گفت وقتی با دختره حرف میزنم همش مردده نه میگه آره نه میگه نه!!! بعد گفت فقط ازت یه خواهشی دارم اینکه بین خودمون بمونه. و اینکه ارتباطت رو باهاش قطع کنی من میخوام باهاش ازدواج کنم.

    گفت هر کاری بخوای برات میکنم. (منم خودم رو جای اون گذاشتم دیدم حق داره).منم گفتم ناراحت نباش قول میدم. خیلی خلاصه گفتم. اینکه چند شب نتونستم بخوابم و با خودم کلنجار رفتم بماند...

    حالا من چرا قبول کردم: چون برای من کنار اومدن با این مسائله راحت تره تا اون پسره. اون پسره آدم خوبی بود و شرایط ازدواج رو داره به همدیگه هم علاقه دارن پس خوشبخت میشن. اگه من باهاش ازدواج میکردم خیری نمیدیدم چون آه یه نفر همیشه پشت سرم بود.دوست ندارم مانع خوشبختی کسی بشم. دور از جوانمردی بود و ...

    الان بهش گفتم مسافرتم. حالا لطفا کمکم کنید تا ارتباطم رو باهاش قطع کنم ایشون بهم زنگ میزنه چکار کنم؟ چند ماه از درسم مونده تو دانشگاه اگه دیدمش چکار کنم؟ اگه یکدفعه این کارو کنم تابلو میشه؟ خودم دوست دارم زودتر تموم شه چون عذاب وجدان میگیرم؟ اگه راهکاری دارین ممنون میشم راهنماییم کنین.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • ۱۴۲۲ بازدید
    • دوشنبه ۱۶ شهریور ۹۴ - ۲۳:۰۰

    یه جورایی بهم هشدار داد که ممکنه ازت سرد بشم

    با سلام خدمت دوستان .

    من یک مشکلی دارم که انگاری توی یه دو راهی موندم .
    حدود یک هفته است که عقد کردم . همسرم تو جلسات خواستگاری گفت من از نظر جنسی نرمالم ولی الآن با اینکه فقط یک هفته گذشته ایشون خیلی خیلی گرمن . من از این جهت مشکلی ندارم .

    فقط مشکلی که هست ایشون تو این مدت کمی که گذشته از من رابطه ی کامل رو درخواست کردن . ما تو خانوادمون رسم اینه که تو دوران عقد رابطه ی کامل برقرار نمیکنن .

    من بهش گفتم که تا زمانی که عقدیم من نمی تونم قبول کنم که رابطمون کامل باشه . یک شب کامل با من صحبت کرد و منو تو دو راهی گذاشت . بهم گفت که من این همه دوران مجردی صبر کردم . تا زمانی که مجرد بودم با خودم کنار میومدم ولی الآن که ازدواج کردم قضیه فرق میکنه .

    الآن میزان تحریک پذیریم خیلی بالا رفته . مثل این میمونه که گرسنه ای و یه غذای خوشمزه جلوته ولی میگن بهش دست نزن .

    بهم میگه مطمئن باش که اگه تو دوران  عقد خیلی خوب ارضا نشیم از همدیگه سرد میشیم . بهش گفتم از روشای دیگه ارضا میشیم . گفت ارضایی که با دخول باشه خیلی بهتره . معاشقه شبیه حالت استمناء ولی حلاله و مشکلی نداره . میگه معاشقه خیلی خوبه ولی واسه تحریک .
    یه جورایی بهم هشدار داد که ممکنه ازت سرد بشم . منم تمام دلایلی که رابطه ی کامل تو دوران عقد بده رو گفتم . ایشونم واسه همش یه راهکاری گذاشت . ولی در نهایت گفت تصمیم با خودته و من دوست دارم که کاری رو انجام بدیم که تو از ته قلبت دوست داشته باشی .
    حالا با این شرایط من موندم چی کار کنم . از یه طرفی بهم هشدار داد که ممکنه از من سرد بشه ، از طرف دیگه هم تو خانواده ما این کار ممنوعه .. من خیلی دوسش دارم چون واقعا پسر خوب و باایمانیه ولی از یک طرفم میترسم ..
    دوستان لطفا راهنماییم کنین ..

    با تشکر


    موضوعات مرتبط :
    مسائل جنسی دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۸ نظر
    • ۴۲۶۶ بازدید
    • دوشنبه ۱۶ شهریور ۹۴ - ۲۲:۵۵

    داستان دختر باکره ای که در حمام عمومی باردار شده واقعیه ؟

    سلام آقای نجفی.
    من 20 سالمه. از 17 سالگی یه سوالی دارم که چند وقت پیش غیر مستقیم از مادرم پرسیدم ولی نتونستم جامع براشون توضیح بدم که در مورد جوابش قانع شم.

    یادمه سوم دبیرستان که بودیم یکی از دوستام ک رشتش تجربی بود ( خودم ریاضی بودم.)
    اومد گفت دبیر زیستمون یه داستانی تعریف کرده.

    دبیرشون گفته بود: یه دختر خانومی میرن حمام عمومی، بعد چند وقت حامله میشن. آخه مگه میشه دختری که بکارت داره یا اینکه بر فرض نداشته باشه هم همینطوری تو حمام حامله شه؟

    ممکنه اسپرمی اونجا وجود داشته باشه که باعث این اتفاق شده باشه؟ من که اون زمان کلی به این داستان خندیدم ولی بعدش یه سوال بزرگ برام شد که چنین اتفاقی ممکنه بیفته یا نه؟

    میدونم شاید این سوال زیادی مضحک باشه ، ولی باور کنین همین یه سوال مضحک برام عذاب آور شده. چون من خونه ی اقوامم ( خیلی ببخشید ) دستشویی نمیرم. چون میترسم اونجا اسپرمی باشه. خودمم وقتی دارم اینو مینوسم خندم میگیره ولی برام یه معضل بزرگ شده.

    اصلا من موندم اون خانوم معلم این داستانو برای چی باید تعریف کرده باشه وقتی تو این زمونه آدمای خیلی کمی میرن حمام عمومی.
    واقعا شدنیه که یه خانوم همینجوری الکی الکی باردار شه ؟


    مطالب مشابه :

    راه تجربی تشخیص باکره بودن دختر و پسر
    سوال یک تازه داماد در مورد باکره بودن یا نبودن همسرش
    آقایون متاهل ، از کجا متوجه شدید که همسرتون باکره است ؟
    چرا همه ی پسرا دنبال دختر باکره میگردن؟
    داستان دختر باکره ای که در حمام عمومی باردار شده واقعیه ؟
    اثبات باکره نبودن دختر در دوران عقد
    آیا خواستگار باید از باکره نبودن دختر مطلع بشه ؟
    اگه بعد از ازدواج بفهمم که زنم باکره نیس چکار کنم ؟
    اصلا باکره بودن مهمه ؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۵ نظر
    • ۳۲۱۷۷ بازدید
    • دوشنبه ۱۶ شهریور ۹۴ - ۲۲:۵۰

    برو بالا