خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



آیا یک کرد با یک لر نمیتونه ازدواج کنه؟

سلام
من یه دختر 24 ساله هستم اهل لرستان یه خواستگار دارم که کرد هستش
شرایطش از لحاظ موقعیت شغلی و تحصیلات خوبه از لحاظ عقیده مذهبی یکم با ما فرق دارن نه اهل نماز هست ولی روزه رو گاهی میگیره گاهی نه ولی بهش اعتقاد داره.
بابام نظرش مخالفه میگه چون کرد هست فرهنگشون با ما فرق داره ... حالا سوالم اینه که آیا اینطوره ؟؟ آیا یک کرد با یک لر نمیتونه ازدواج کنه؟؟
تو رو خدا راهنماییم کنید

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۷۶۵
    • دوشنبه ۲۹ ارديبهشت ۹۳ - ۰۱:۱۸

    چگونه روابطمان را بهتر کنم؟

    سلام
    من دختری 20 ساله هستم .حدود هشت ماه پیش با پسری عقد کردم در شب خواستگاری همه مسائلی که برایم مهم بود را به او گفتم و نظر او را هم خواستم.با همه نظراتم موافق بود. ابتدا فکر میکردم همه چیز همانطور شده که میخواستم.

    پس از گذشت مدتی کم کم بحث هایی بینمان پیش آمد و به جایی رسیده که او میگوید به خاطر حساسیت بیش از حد تو از همه چیز بدم آمده. خیلی حساس است و اگر من بخواهم انتقادی از او بکنم حتی به صورت غیر مسقیم میگوید تو به من اعتماد نداری. تقریبا هر وقت از او میخواهم کاری را برایم انجام دهد یا یادش میرود یا مخالفت میکند یا اصلا پاسخ نمیدهد. حداقل هفته ای یک بار بحث شدید بینمان به وجود می آید. من دانشجو هستم و آخر هفته (چهارشنبه پنج شنبه جمعه) همدیگر را می بینیم. البته ما به هم خیلی علاقه داریم. گاهی با خود فکر میکنم شاید رفتارهای من اشتباه است و او حق دارد. لطفا من را راهنمایی کنید تا بتوانم روابطمان را بهتر کنم.
    مشکل دیگری نیز وجود دارد. خانواده ام از کوچک به بزرگ وقتی همسرم نیست هر چه دلشان میخواهد نثار او میکنند و میگویند شوخی میکنیم و به خیال خودشان خیلی بامزه هستند و من از این موضوع خیلی ناراحت میشوم. من هفته ای یکبار به خانه پدر شوهرم میروم و سر این رفتن هم کلی در خانه بحث به وجود می آید. با ناراحتی میروم و با ناراحتی می آیم در خانه ما هم اصلا نمی توانیم تنها شویم و وقتی صحبت می کنیم همه به دهان ما نگاه می کنند. پدرم اجازه اجازه ازدواج نمی دهد چون همسرم خانه ندارد. و پدرم گفته حتما باید از خودش خانه داشته باشد.هر وقت می گویم بگذارید ازدواج کنیم می گویند خیلی بی حیا شده ای و دختر نباید از این حرف ها بزند.من این وسط گیر کرده ام و فقط با گریه خودم را تخلیه میکنم. لطفا من را راهنمایی کنید

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۳۰
    • شنبه ۲۷ ارديبهشت ۹۳ - ۱۹:۴۰

    شنیدم دخترای باکره هم حامله میشن

    سلام

    منم یه سوال داشتم با نامزدم رابطه جنسی اما بدون دخول داشتم شنیدم دخترای باکره هم حامله میشن برای همین از روش اورژانسی استفاده کردم و بعدش خونریزی داشتم سر ماهه بعدشم پریود کمی داشتم در کل خونریزیم کمه اما چند وقته حالت تهوع دارم و احساس میکنم شکم اوردم ترسوام چون اولین بارم بود و منی روی مریخته شد میترسم از بی ی ک ندبار استفاده کردم و منفی بود ایا باردارم یا باید ازمایش خون هم بدم؟ لطفا زود ج بدین

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۲۴
    • شنبه ۲۷ ارديبهشت ۹۳ - ۱۹:۳۵

    چون تازه ازدواج کردیم من روم نمیشه اعتراض کنم

    سلام

    دو ماهه ازدواج کردم شوهرم اصلا تمایلی به رابطه جنسی نداره فقط تو این دو ماه چهار بار رابطه داشتیم چون تازه ازدواج کردیم من روم نمیشه اعتراض کنم ازون جایی که من خیلی گرمم حداقل به روزی یک بار رابطه احتیاج دارم خواهش می کنم راهنماییم کنید نمی خوام دست به عمل نسنجیده ای بزنم

    موضوعات مرتبط: مسائل زناشویی خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۵۲
    • شنبه ۲۷ ارديبهشت ۹۳ - ۰۸:۰۳

    چطور احساس می کنن به رابطه جنسی نیاز دارند ؟

    سلام

    من یک سوال دارم ازتون ممنون میشم جواب بدین.اینکه بعضیا حتی مجردها و کسانی تا حالا رابطه جنسی نداشتند میگن ما احساس نیاز به سکس رو در خودمون حس میکنیم چطوری این حسو درک میکنن؟ منظورم اینه که نشونه خاصی داره؟ آخه بنظرم کسی که تاحالا چیزی رو تجربه نکرده نمیتونه حس کنه دقیقا همون چیز رو میخواد.مثلا اگه من تا حالا یک غذای خاص رو نخورده باشم و طعمش رو نچشیده باشم چطوری میتونم بگم من به فلان غذا میل دارم؟ البته میدونم که موضوع نیاز جنسی کمی متفاوته از این مثال اما فکر میکنم کسی که نیاز جنسی رو داره ولی راهی واسه تامینش نداره وتاحالا هم تجربه نکرده ممکنه مثلا عصبی بشه یا احساس خستگی بکنه و...که ندونه منشاش کجاس.اما بعضیها دقیقا میدونن که مثلا الان نیاز جنسی دارن حتی با اینکه تجربه نداشتن.این چطوریه؟

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۳۳
    • شنبه ۲۷ ارديبهشت ۹۳ - ۰۷:۵۸

    اپیلاسیون مشکل شرعی داره ؟

    سلام

    همون طور که میدونین یکی از روش های از بین بردن مو های زاید اپیلاسیونه.و چیزی که الان خیلی هم عادیه و داره انجام میشه اپیلاسیون بخش پایین تنه (الت تناسلی ) هستش . من هم از هر کی میپرسم از چه راهی برای از بین بردن موهای زاید اون قسمتشون استفاده میکنن میگه اپیلاسیون. میخواستم بپرسم این کار از نظر شرعی چطوره؟؟ من دوست دارم شوهرم اون قسمت از بدنمو که خیلی هم دوست داره و براش مهمه فوق العاده زیبا باشه.از طرفی هم درستی اینکار یعنی دیه شدن الت توسط ارایشگر که الان کاملن مرسومه رو نمیدون؟؟

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۹۴۴۷
    • شنبه ۲۷ ارديبهشت ۹۳ - ۰۷:۵۱

    درسته که خواستگار برای دختران دارای مدرک بالا کمتر میاد؟

    سلام
    من متولد 71 هستم. الان تو دانشگاه (تو رشته ی خودم ) شاگرد سوم هستم و میتونم بدون کنکور تو دانشگاه خودم ارشد بخونم اما شنیدم که خواستگار واسه دانشجوی ارشد و کلا دارنده ی مدرک ارشد کمتر میاد با توجه به اینکه الان خیلی دوس دارم ازدواج کنم دو دلم که ادامه تحصیل بدم یا نه؟ خواااااااهشا کمک کنید...

    موضوعات مرتبط: تفاوت تحصیلی در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۳۶
    • جمعه ۲۶ ارديبهشت ۹۳ - ۱۴:۰۰

    دیدن همجنس برام جذابه

    من پسری 20 ساله هستم.
    از وقتی حس جنسی پیدا کردم، هیچ علاقه ای به جنس مخالف ندارم. بلکه جذب جنس موافق میشم
    عاشق پسرهای همکلاسیمون میشم یا پسرای دیگه
    دیدن همجنس برام جذابه. اما دیدن غیرهمجنس نه
    فکر کردن به رابطه جنسی با غیرهمجنس هم اذیتم میکنه
    با یکی از دوستام صحبت کردم، گفت که تو گی هستی و این مسئله درمانی نداره، باید باهاش کنار بیای
    بنظر شما چیکار کنم. روز و شب حالم بده. افسرده ام. نه به پسری میتونم بگم که دوستش دارم. نه میتونم عاشق دختری بشم. میترسم که بعدها خانواده م زورم کنن که با دختری ازدواج کنم و زندگی اونم خراب کنم

     

     

    پاسخ :

    سلام

    بوجود اومدن این حس در شما به هیچ وجه نمی تونه طبیعی باشه . باید به دنبال عوامل اون بگردید و خودتون رو درمان کنید .

    همجنس گرایی اگه طبیعی بود خدا برای اون مجازات قرار نمی داد . دلیل از این واضح تر و محکم تر می خواید ؟! اگه چنین حسی دارید باید با اون مبارزه کنید نه این که تسلیمش بشید و به دنبال مجوز برای مباح جلوه دادن اون باشید .

    علت های محتلفی برای بوجود اومدن این حس می تونه موثر باشه که ریشه ی اونا رو باید معمولا در دوره ی سنی بلوغ و قبل از اون جستجو کنید .

    همه مثل هم نیستند پس به خودتون نگیرید ؛

    یکی از ریشه های مهم همجنسگرایی ، اولین تجربه های جنسی هستش . اگه اولین تجربه ها با همجنس صورت گرفته باشه و اگه برای اون شخص خوشایند بوده ، این میل و احساس و کشش به همجنس در اون شخص تقویت میشه . و چون شناخت چندانی نبست به جنس مخالف نداره ، کشش ایجاد شده تشدید میشه .

    مثل اینه که یه نفر همیشه میوه های سردسیری خورده باشه . طبیعتا میل و کشش زیادی به اون میوه ها داره . اگه جلوی این شخص ظرفی که حاوی میوه های گرمسیری و سردسیری باشه . طبیعتا میره سراغ همون هلو و ... . میگن موز بخور خوشمزه است . میگه هلو یه چیز دیگست !!! تا موز رو تجربه نگرده کششی نسبت به اون نداره . همین که تجربه کرد به احتمال زیاد موز هم میره جزء میوه های مورد علاقه ی اون شخص .

    بنابراین به شما اطمینان میدم حسی که در شما ایجاد شده ، حالا به هر دلیلی که بوده طبیعی نیست .

    موفق باشید

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۹۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۲۶۲
    • جمعه ۲۶ ارديبهشت ۹۳ - ۱۳:۵۷

    هر وقت گفتم بیا خواستگاریم گفته نمیتونم

    سلام.منم یه سوال دارم.

    3 ساله که با یه پسری دوستم..رابطه جنسی نداشتیم. ولی هم دیگرو خیلی دوس داشتیم. هر وقت گفتم بیا خواستگاریم گفته نمیتونم هردفه یه بهانه اورده که نشون بده علی رغم اینکه خیلی دوست داره ولی نمیتونه. همون حرفای همیشگی همه پسرا...تا میگه یه چند روز قهر میکنم باهاش خودش منت کشی میکنه. همه چیزو میشکنه سر من. که تو دوسم نداری. اره برم گم شم. چرا جوابمو نمیدی. حتی چند بار خواستگار داشتم شب تا صبح پیام داده و حتی چند بار گریه کرده که بدون تو من چیکار کنم.من لیاقت ندارم و این حرفا. تا من دوباره برگشتم. دوباره خوب شدیم. با چنتا معذرت خواهی و یه مدت خیلی خوب میشیم. می میریم واسه هم. تا حرف ازدواج میشه میکشه عقب. این دفه میگه من میترسم نتونم. میگه یه خودم اعتماد ندارم فکر میکنم اون مردی که تو میخوای نیستم. میگه از ازدواج کردن میترسم. میگه تو بچه ای نمیفهمی. زندگی سخته. احساساتی تصمیم نگیر. با چیزایی که توی اینترنت خوندم میگم یا کلا دوست نداره یا واقعا ازون دسته پسرایی هست که ترس از مسولیت دارن و نمیتونن تصمیم بگیرن.من واقعا کلافه شدم ازین وضعیت.نه طاقت وتحمل دوری وجدایی رو دارم ونه دلم میخواد که از دستش بدم. واقعا دوسش دارم. میخواستم بپرسم چیکار کنم؟ چطوری بفهمم که می ترسه یا دوسم نداره. چه راهی به ذهنون میرسه؟

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای دختران) ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۱۰
    • جمعه ۲۶ ارديبهشت ۹۳ - ۰۴:۳۰

    دلیل این تغییر ملاک آقایون چیه؟

    دوست دارم این سوال رو مطرح کنید تا شاید به ی جوابی برسم و برسیم.
    چرا آقا پسرایی که مجردن و شغل خاصی ندارن(چه آزاد و چه دولتی) همش در آرزوی گرفتن زن با معیارهایی مثل خوب و باخلاق بودن مومن و پاک زیبا خانواده دار و... هستن. اما وقتی که صاحب شغلی میشن بخصوص دولتی اونوقت دیگه دم از ازدواج و اون معیاراشون نمیزنن یا اگه هم بگن زن میخان اونوقت دیگه اول از همه زن کاررررمند تاکید میکنم کارمند بعد زیبا و تحصیلکرده و ...میخان. در حالیکه من خیلی دختر خانمای خوب زیبا با خلاق و تحصیلکرده میشناسم که داره سنشون بالا میره و فقط به جرم اینکه کارمند نیستن کسی سراغشون نمیاد.
    واقعا میخام بدونم دلیل این تغییر ملاک آقایون چیه؟ خواهشا نگید گرونی و اقتصاد و ... که اصلا دلیل موجهی نیست.چون وظیفه زن این نیست.
    میدونم که این درد دل خیلی از دخترای امروزه خواهشا مطرحش کنید

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۰۵
    • پنجشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۳ - ۱۹:۳۲

    نکنه من کلا هیچ احساسی ندارم

    سلام..سوالی داشتم ازشون..من 23 سالمه و مجردم  از وقتی غریزه و مسائل جنسی رو فهمیدم حتی اگر تصویر محرکی رو هم ببینم بازم هیچ احساسی نسبت به اون تصویر ندارم تو خوابگاه هم که بودم هم اتاقیام هم همینطور بودن اگر هم تصویری میدیدم تحلیل میکردم که مثلا اندام دختره قشنگه یا زشته یا لباسش چطوره..احیانا اگر هم تصویر پسری میدیدم چندشم میشد که باعث میشد دیگه نگاه نکنم بعضا این نگرانی سراغم میاد که نکنه من کلا هیچ احساسی ندارم و اگر ازدواج کنم مشکلی برام پیش میاد و ازدواج رو بخاطر عشق و محبت و اینکه تنها نمیمونی قبول دارم نه برا خاطر....بی زحمت جواب بدین

    ودیگه اینکه بی نهایت از سایتتون ممنون خدا خیرتون بده به درد من یکی که میخوره.
    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۰۹
    • پنجشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۳ - ۱۷:۴۳

    پرده من سالمه؟

    با سلام من یکبار رابطه جنسی داشتم و نزدیک به عادت ماهانم بود درد نداشت ولی خونریزی کرد خواستم ببینم پرده م سالمه خواهش میکنم واضح جوابم رو بدید

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۲۴
    • پنجشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۳ - ۱۷:۴۰

    توقع دارم با من هم احساسی برخورد کند

    سلام
    من ی دختر 21 ساله هستم که تاکنون به ازدواج فکر نکرده بودم اخیرا برای من ی خواستگار اومده بود که آشنای دور خانواده ما هستند ما یک ماه با هم نامزد هستیم  از هر لحاظ با هم تفاهم داریم  ولی مشکل اصلی من این هست که من خیلی احساساتی تر از ایشان هستم و توقع دارم با من هم احساسی برخورد کند خانواده آرامی دارند و اینطوره که در این مدت شاید 4 دفه به ما سر زدند اهل رفت آمد زیاد نیستند الان نزدیک 2 هفته است که ایشان با کراهت تماس گرفتن با من یا خودم زنگ زدم که خوشم نمیاد و گاهی جواب من را هم ندادن البته تمامی شرایط را پسند کرده ام میشه خواهشا کمکم کنید؟

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای دختران) ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۳۹
    • پنجشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۳ - ۱۷:۳۸

    لطفا پسرها بگن علتش چیست

    سلام لطفا پسرها جواب بدن مدتی هست با پسری دوست بودم ولی الان جدا شدم میخواستم علت کارش رو بدونم اهل زنگ زدن نیست حتی پیام هم نمیده ولی اگه خودش کارداشته باشه هم خوب بلده زنگ بزنه هم خوب بلده پیام بده روزی هزار بار زنگ بزنی جواب نمیده میگه کار داشتم ولی هر وقت خودش بخواد ببینه اینقد زنگ میزنه تا جواب بدم وقتی تلفنی صحبت کردن خیالش از همه چیز راحت دیه مدتی پیداش نمیشه یعد از مدتی دوباره دلش تنک می شه سراغمو میگیره ازش می پرسم میگه شما مشکلی نداره برای ازدواج میخوام به دوستاش هم گفته حتی کسی دیگه میخواست بیاد خواستگاری باهاش دعوا گرفت علت کارش چیه مشکل دیگه اینه که اصلا از خودش چیزی نمیگه ببخشید سوالم زیاد شده لطفا پسرها بگن علتش چیست

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۸۴
    • پنجشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۳ - ۰۷:۰۰

    خدایا...یه دنیا دل گرفته ام

    سلام

    من سوالی دارم که سالهای ساله تو دلمه و داره منو ذره ذره آب میکنه...من دختری 29 ساله هستم که وقتی 14سالم بود مورد تجاوز یه حیوون قرار گرفتم اونم توی ماشین .حالم الان که دارم برای شما مینویسم بشدت خرابه و اشکام اجازه نوشتن نمیده-شاید جمله بندی هام خراب باشه منو ببخشید ..ادامه ماجرا من فقط 14 سالم بود از یه خانوداه کاملا متدین و مذهبی ..دختر حاجی شهری کوچیک ..تک دختر...حافظ قرآن و کاملا محجبه...این ها رو گفتم که بدونید چطور آدمی هستم..یه روز که تنها بودم تلفن خونه زنگ خورد و پشت تلفن یه پسر25ساله بود اونم غریب..بعد 6 ماه اصرار منو خام خودش کرد و در اولین قرار اولین دیدار اونم توی ماشین بمن تجاوز کرد...همش حس میکنم فیلم بوده که جلو چشام رد شد حال اون روز خودمو نمیتونم تجسم کنم حالم بد میشه...انگار من نبودم و من فقط شاهد اینکار بودم...تنها جمله ای که ازش یادمه این بود نگارین نترس من کاری نمیکنم باکرگیتو از دست بدی...بخدا یادم نیست منو از پشت یا جلو کرد هیچی یادم نیست میگم انگار یه فیلم بود....بعد که من برگشتم خونه خودمو چک کردم حالم از خودم بهم میخورد خاستم حمام برم ولی یه ذره خون هم ندیدم...یعنی من سالم هستم؟از چه راهی بمن تجاوز کرده؟ گناه من چه بود؟بعد از اون شب کلا غیب شد و رفت...من معلم هستم از خانواده ای سرشناس..خواستگار زیاد دارم نمیتونم دکتر برم چون مامای شهر ما دختر دایی خودمه..چه خاکی توسرم بریزم...چن ساله درگیرم...از وعده خدای مهربونم میترسم که مرد زناکار جز با زن زنا کار وصلت نمیکنه...یعنی مرد زندگی منم.........تورو حضرت زینب کمکم کنید....گناهم چه بود؟من همش 14 سالم بود...خدایا...یه دنیا دل گرفته ام...برای دلم دعا کنید

    موضوعات مرتبط: درد دل های دختران و پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۸۲
    • پنجشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۳ - ۰۶:۵۷