خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

من دارم دیوونه میشم

سلام

من 18 سالمه. هم شاغلم هم محصلم. شغلمم از نظر همه عالیه. خونوادم از نظر اجتماعی خیلی بالان. از نظر قیافه هم متوسطم. یعنی کلا مشکلی از این لحاظا ندارم.

حدود یه سال پیش با یه پسری اشنا شدم. بعد یه هفته خونوادشو فرستاد واسه خاستگاری. هم محله ای هستیم. همون زمان به من گفت من کار دارم خونه دارم ماشین دارم فقط تحصیلات ندارم. من خیلی تحصیلات واسم مهمه. بش گفتم نه قصد ازدواج ندارم.

ولی به مرور زمان عاشقش شدم و گفتم باشه همینجوری میخامت. بعد چند ماه فهمیدم هیچی نداره و سربازی هم نرفته. ولی واقعا دوسش داشتم و اونم عاشقم بود. خرداد به خاطر یه قرار کاری ای که من داشتم و ایشون دوس نداشتن من برم بحثمون شد و تو خیابون جلوی همه در حد مرگ کتکم زد.

از همون زمان خونوادشم دیگه پشتمون نیستن و از من متنفر شدن نمیدونم چرا :| از همون خرداد روابطمون بد بود تا اول شهریور. ایشون به خاطر یه مسئله کوچیک به من تهمت هرزه بودن زد و کلا رابطمون تموم شد. بعد چند روز واسم یه خواستگار عالی اومد که البته میشناختمش. و اینکه مهندس بود و دانشجوی فوق لیسانس، که دقیقا با معیار اصلی من همخونی داشت.

از نظر قیافه هم خیلی از من سره. وضع مالیشونم تقریبا یکم از ما بهتره. خونوادمم صد در صد تاییدش کردن منم ازش خوشم اومده. ولی مشکل اصلی من اون اقاییه که دوسش دارم. وقتی فهمید یه بسته قرص ترامادول خورد و کارش به بیمارستان کشید و این حرفا. اینو گفتم که بدونین در کنار دست بزن و بد دهن بودن و هیچی نداشتنش، خیلی هم بی ارادس.

از همون روز که قرص خورد مجبور شدم باهاش اشتی کنم وگرنه هر جور دیگه ای که شده خودشو میکشت. البته دفعه اول نیس که به خاطر من این کارا رو میکنه.

الان واقعا توی دو راهی موندم. عقلم میگه باید با کسی که عاشقشم تموم کنم و بش جواب منفی بدم و با خاستگارم ازدواج کنم. دلم میگه اگه تو بری این پسر میمیره پس بمون و با همه چیش بساز. با خودم میگم اگه با خاستگارم ازدواج کنم، زندگی سه نفر نابود میشه.

یکی اون بیچاره که بی گناه مجبوره یه زندگی بدون عشق و محبتو تجربه کنه، یکی من که با اون زندگی میکنم ولی فکرم و ذهنم و قلبم پیش یکی دیگس. یکی هم کسی که دوسش دارم که مطمئنم انقد تنهاس که واقعا بی من میمیره.

ولی خب اگه با کسی که دوسش دارم ازدواج کنم، فقط یه نفر اسیب میبینه اونم منم که زیر کتکاش و فحشاش و بی محلیای خونوادش و رفیق بازیاش پیر میشم. انسانیتم میگه بذار به جای زندگی سه نفر زندگی یه نفر خراب شه.

واقعا نمیدونم باید چیکار کنم. اینم بگم کسی که دوسش دارم منطق حالیش نمیشه. میگه یا مال من میشی یا اصلا نمیخوام زنده بمونم و ببینم مال کس دیگه ای میشی. اینم بگم خونواده ها در جریان همه چیزن ولی این پسر انقد بی منطقه که اونام خسته شدن و کاری ازشون بر نمیاد.

به قران دارم دق میکنم. دوسش دارم ولی میدونم باهاش بدبخت میشم. اگرم باش تموم کنم یه بلایی سرخودش میاره و خونوادش تا منو زنده زنده اتیش نزنن ولم نمیکنن. تو رو خدا اگه کسی فکری به ذهنش میرسه بگه.
مرسی

موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۰ نظر
    • ۱۴۴۷ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ شهریور ۹۴ - ۲۲:۱۰

    از کجا بفهمم که خواستگارم اهل روابط نامتعارف نیست ؟

    سلام ببخشید یه سوالی داشتم
    من فعلا مجردم ولی شدیدا ذهنم درگیر اینه که اگه بعدا موقع ازدواج همسرم تمایل به روابط نامتعارف داشت چیکار کنم؟ ( البته ببخشید )
    به نظرتون قبل عقد و تو مجلس خواستگاری ازشون باید چنین چیزی رو بپرسم؟
    اخه قبلا تو یه سایتی خونده بودم که یه خانومی میگفتن با کسی نامزد هستن و نامزدشون تمایل شدیدی به رابطه دهانی داره و گفته اگه بعد عروسی این کارو نکنی باید از هم جدا شیم!

    میترسم گیر ادمی بیفتم که موضوع به این کوچیکی که با حرف زدن هم میشه حلش کرد رو نپذیره و اونم یه همچین درخواستی داشته باشه! در حالی که وقتی شما عقدی ازدواج کرده به حساب میای و اگ به خاطر چنین چیزی جدا بشی واسه دختر ضربه محسوب میشه.

    در حالی که به شدت ازین کار بدم میاد و به نظرم یه جورایی شخصیت انسان رو زیر سوال میبره این کار!

    نمیدونم شایدم چون تجربه ای نداشتم همچین حسی دارم. نظرتونو خواهش میکنم بگین همه

    ممنون


    موضوعات مرتبط :
    مسائل جنسی در خواستگاری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • ۲۰۷۵ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ شهریور ۹۴ - ۲۲:۰۵

    یه پسر 30 ساله چه چیزایی باید داشته باشه برای ازدواج؟

    سلام

    به نظر دختر خانمها راجع به یه پسر 30 ساله لیسانس که کار ثابت نداره و جسته و گریخته سر کار بوده و از خانواده خیلی معمولی هست ، الان باید چه چیزایی داشته باشه برای ازدواج؟

    به نظرتون بدون کمک از پدرش و گرفتن وام چقدر تا الان باید پس انداز داشته باشه؟


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج آقایان ازدواج و مسائل پسران حدود 30+ سال

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • ۱۱۲۶ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ شهریور ۹۴ - ۲۲:۰۰

    نقش امام عصر در تقدیر انسانها

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شب قدر از استثنایی ترین شب سال است. شبی است که اتفاقات عجیبی در آن رخ می‌دهد. این سه شب مبهم است که مردم بتوانند از این سه شب استفاده کنند. در خانه خدا بیشتر زحمت بکشند.

    خداوند مرحوم سید بن طاووس را رحمت کند. ایشان می‌فرمودند: اگر کسی به شما بگوید: در این یک متر مربع جا گنجی هست، شما تمام آن زمین را از جا می‌کنید. گفته شده: در یکی از این سه شب گنجی است، که باید به آن دست پیدا کرد. در امم قبلی و به انبیای قبلی هم شب قدر داده شده بود. یعنی از ابتدای خلقت زمین شب قدر با همان فضیلت و ارزش‌هایش بوده است.

    امام جواد (ع) فرمودند: خداوند متعال شب قدر را در اول خلقت دنیا قرار داده و این شب از اول بوده است. خداوند از همان ابتدا پیغمبر و وصی او را هم خلق کرد و خلقتش را مقدر کرد. خدا در هر سال یک شبی را قرار داد که جزئیات امور تبیین شود. بر معصوم آن زمان تقدیرها عرضه شود.

    در روایتی هست که حضرت موسی از خداوند خواست که من تقرب به تو را می‌خواهم. «إِلَهِی أُرِیدُ قُرْبَکَ» خداوند به موسی فرمود: یا موسی! «قَالَ قُرْبِی لِمَنِ اسْتَیْقَظَ لَیْلَةَ الْقَدْر» (وسایل‌الشیعه/ج8/ص20) تقرب من برای کسی است که شب قدر را درک کند. این یک دسته از روایات است که اینچنین بیان می‌کنند. شب قدر از ابتدا بوده است.

    بعضی از روایات می‌گوید: شب قدر مخصوص امت پیغمبر و امت اسلامی است. پیغمبر اکرم فرمود: خداوند متعال به امت من لیلة القدری را داده که به امت‌های قبلی داده نشده است. شاید بهترین جمع به این است که لیلة القدر را انبیاء و اوصیای گذشته داشتند. یعنی در واقع یک عمل اختصاصی و یک سری نزد انبیاء بوده است. آنها این شب را احیا می‌داشتند و قدر می‌داشتند. در رابطه با پیغمبر اکرم(ص) فرمود: به امت من داده شده است. یعنی در واقع سر انبیاء گذشته و عبادت خصوصی آنها برای این امت عمومی شده است. چقدر ارزشمند است! عبادتی که انبیاء و اولیاء اختصاصی انجام می‌دادند، در این امت به پاس اهل‌بیت و به یمن اهل‌بیت به امتشان داده شده است.


    موضوعات مرتبط :
    مباحث یادی از امام زمان (عج)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • ۴۸۸ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ شهریور ۹۴ - ۱۲:۰۰

    نامزدم می خواد پس اندازش رو خرج عروسی برادرش کنه

    با سلام

    از دوستان راهنمایی میخواستم که چه رفتار سنجیده در مورد مشکلی که دارم داشته باشم. 

    ما چند ماهی میشه عقد کردیم هر دو بالای 27 سال . همسرم بسیار خانواده دوسته و تا الان هم و در مخارج عقد و بعدش از هیچ خرجی کوتاهی نکرده. البته ما برای شروع زندگی مشکل مالی داریم و باید یک سال عقد بمونیم تا بشه با یه پس انداز مختصر هزینه خونه و جشن کوچیک تهیه کنیم...

    مشکل من اینجاست که به نظرم یکم زیادی به فکر خانوادشه . مثلا برادر کوچکترش در شرف ازدواجه و همسرم عنوان کزده شابد همین پس اندازی که داره رو بده به اونا.....

    من هیچ واکنشی نشون ندادم ، ولی اصلا در این وضعیت خودمون نمیتونم قبول کنم که به کسی کمک کنیم ...

    منم از طرف خانواده تحت فشارم که زیاد عقد نمونیم..... لطفا راهنمایی کنید که چه حرفی به همسرم بزنم یا چه رفتاری داشته باشم تا اگه احیانا این حرف پیش اومد این کارو نکنه.

    میترسم یهو بحثش پیش بیاد و همسرم تمام پس اندازش بده.....

    ممنونم از همگی


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • ۱۰۵۸ بازدید
    • سه شنبه ۲۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۵۵

    آیا زنی حاضره بیاد تو خونه زن اول که مریضه با هم زندگی کنن؟

    سلام... 

    زنی سالهاست که بیماری ام اس داره... تو چند سال اخیر کاملا از کار افتاده و هیچ کاری از خونه رو نمیتونه انجام بده و تقریبا دائم تو رختخواب دراز کشیدست.

    شوهرش علاوه بر کار بیرون باید غذا درست کنه. ظرف بشوره و خیلی کارهای دیگه. این مرد فقط و فقط به خاطر آبروش و حرف مردم زنی دیگه اختیار نکرده... و هر روز به خاطر این زندگی از خدا آرزوی مرگ میکنه..

    میخوام بپرسم نظر شماها چیه؟ آیا با ازدواج یه مرد تو چنین شرایطی موافقید؟ آیا زنی حاضره بیاد تو خونه زن اول با هم زندگی کنن؟ که هم از اون زن پرستاری کنه. و هم به وظایف همسری و خونه داری عمل کنه؟

    و کلا چه راهکارهایی به ذهنتون میرسه.... ممنون


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج مجدد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹۰ نظر
    • ۲۶۳۳ بازدید
    • سه شنبه ۲۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۵۰

    چگونه همسر کم حرف خودم را به حرف زدن تشویق کنم؟

    سلام

    من زنی هستم 54 ساله . همسرم نیز 54 سال دارد. ما یک دختر 25 ساله داریم که به تازگی نامزد کرده.

    کمکی که از دوستان می خواستم در مورد مشکل قدیمی خودم و همسرم است. همسر من مرد خوبی است که اهل رفیق بازی، زن بازی، دعوایی و ..... نیست. ولی مشکلی دارد که چون مدت زیادی است حل نشده من به شدت اذیت می شوم. مشکل همسرم ساکت بودن او و درک نکردن من است.

    به عنوان مثال زمانی که از سر کار می آید تا آخر شب چند جمله بیشتر حرف نمیزند. من زن خانه داری هستم که به همسرم بسیار علاقه دارم و نگران تنهایی خودم هستم چون اخیرا مادرم نیز فوت کرده. به نظر شما دوستان چگونه همسر کم حرف خودم را به حرف زدن تشویق کنم.


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • ۱۱۹۸ بازدید
    • سه شنبه ۲۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۴۵

    چه مسائلی جزء مسائل شخصی و خصوصی شما محسوب میشه ؟

    سلام
    سوالی داشتم که میخوام همگی دوستان بهش جواب بدن.

    اونم اینه که کلاً شما تو زندگی شخصیتون و حتی زندگی کاری چه مسائلی جزء مسائل شخصی و خصوصی شما محسوب میشود و چه مسائلی جزء مسائلی هست که اگه بقیه بفهمن و اگه کسی ازتون پرسید منعی در پاسخ دادن بهش ندارید؟

    دلیل پرسیدن این سوال اینه که آدم بعضی ها رو می بینه کلاً احساس میکنه هیچ مسأله شخصی و خصوصی تو زندگیشون ندارن. یه بار یکی از همین نوع آدما گفت یکی از رفقا ازم پرسید شما تو زندگیت مسأله شخصی و خصوصی هم داری؟ که طرف گفت منم به شوخی بهش گفتم فقط مسائل جنسی . که خب قطعاً ایشون اغراق کرده. اما خیلی هم پر بیراه نیست

    اما از اون طرف برخی ها هم هستن کوچکترین و عادی ترین مسائل هم جزء مسائل شخصیشون محسوب میشه. مثلاً ممکنه فلان رفیق شما بعد 10 سال رفاقت صمیمی اگه رفت سر کار به شما نگه کارش چیه و چقدر میگیره و ...

    یا مثلاً ممکنه شما هنوز بعد 10 سال 15 سال رفاقت صمیمی با یکی هنوز ندونین پدر طرف چی کارس و اگه پرسیده باشین هم شما رو پیچونده باشه

    کلاً دوستان بگن در این زمینه چطوری هستن؟!

    موضوعات مرتبط :
    مسائل متفرقه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • ۹۸۰ بازدید
    • سه شنبه ۲۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۴۰

    نظرتون راجع به خواستگاری دختر از پسر چیه ؟

    دوستان عزیز سلام خواهش می‌کنم بخصوص آقایون نظر بدید

    من دختری محجوب و مقید هستم و نجابت و حیا همیشه برام مهم بوده بخصوص توی ارتباط با جنس مخالف خیلی محتاط بودم و جز وقت ضرورت حتی سلام هم نمیکردم، تا اواخر کارشناسیم اینجوری بودم و افراطی عمل میکردم، خیلی خشک و اخمو بودم و خودم هم از این عادتم معذب بودم.

    تو دوره ارشد شرایط کمی تغییر کرد هم بزرگ شده بودم و هم ارتباط بیشتر شده بود بخصوص موقع پایان نامه 1.5 تو آزمایشگاه صبح تا شب با هم بودیم و انصافا آقایون گروه هم خیلی متین و با شعور بودن.

    بین هم گروهی هامون پسری بود که بسیار بسیار پسر خوبی بود از همه لحاظ بخصوص اخلاق و رفتار هاش کم کم بهش علاقه مند شدم، ولی کاملا دو طرفه بود، ایشون هم خیلی به من علاقشون رو نشون میدادن، دیگه همه فهمیده بودن بین ما چیزی هست برای دیدن و حرف زدن باهاش لحظه شماری میکردم ولی در عین حال حواسم بود که شاید ایشون نظر ازدواج نداشته باشن ولی واقعا رفتارها و صحبت هاش چیز دیگه ای میگفت .

    هیچوقت مستقیم در مورد رابطه و علاقش حرف نزد و من هم سعی کردم ازش دور باشم آخه گفته بود که فعلا تا بعد قبولی دکتری شرایط ازدواج نداره، همیشه تو آزمایشگاه با هم بودیم خیلی بدون مضایقه کمکم میکرد بقیه وقتا هم تماس تلفنی و اس ام اس داشتیم ولی دفاع کردیم و خداحافظی و...

    ولی دلم موند پیشش، بعدش تقریبا هر چند روز تماس میگرفت و ساعت ها حرف میزدیم. دیگه با کیلومتر ها فاصله ای که داشتیم نمیدونستم باید به ازدواج باهاش امیدوار باشم یا نه ولی مطمئنم که ایشون هم علاقه متقابل و شاید تصمیم ازدواج باهام رو داشت.

    گذشت تا خواستگار اومد و ازدواج کردم ولی نه با علاقه. دلم جای دیگری بود. اون هم وقتی متوجه ازدواجم شد رابطش رو باهام خیلی خیلی کمتر کرد. تو مدت نامزدی همش دلم پیشش بوده و نامزدم متاسفانه خیلی خیلی از نظر فرهنگی و اخلاقی و خانوادگی مشکل داشتیم و تو دوره نامزدی کار به طلاق رسید .

    همیشه حسرت داشتم که کاش تو اون رابطه من هم اینقدر منفعلانه عمل نمیکردم کاش من هم علاقم رو بهش نشون میدادم یا لا اقل از یک واسطه برای پیشنهاد ازدواج کمک میگرفتم.

    از موقعی که ایشون متوجه جدایی ما شده باز ارتباطش با من بیشتر شده خیلی سعی میکنه کمکم کنه.

    میخوام دیگه کاری کنم، من بهش علاقه داشتم و دارم و عشق اول و آخرمه دیگه نمیتونم به ازدواج با کس دیگه ای فکر کنم، نمیدونم نظر ایشون چیه ولی مطمئنم علاقه متقابل وجود داره، میخوام باهاش تماس بگیرم و همه این حرفا رو بهش بگم .

    مطمئنم باهاش خوشبخت ترین زن دنیا میشم ولی به نظرتون واکنشش چیه ؟ متاسفانه من تجربه یک ازدواج نا موفق دارم .

    یه نظرتون کار درستیه؟ ایشون بسیار فهمیده و با شعورن ولی میترسم بگه نه و ضربه دیگه ای بخورم .

    میتونم از یه واسطه کمک بگیرم ولی با این شرایطی که دارم فک میکنم مستقیم نتیجه بهتری داشته باشه .
    اگه شما جای اون آقا بودید چه واکنشی نشون میدادید .


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج مجدد خواستگاری دختر از پسر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۲ نظر
    • ۲۵۲۴ بازدید
    • سه شنبه ۲۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۳۵

    نظر آقایون در مورد رابطه جنسی در ماه های آخر بارداری

    سلام
    آقایون نظرتون راجب رابطه تو ماه های آخر بارداری با همسرتون چیه ؟
    من نوزده سالمه با وجود اینکه هشت ماهه باردارم تناسب اندام خوبی دارم چون قدم 170 شکمم معلوم نیست اذیت هم نمیشم خیلی ام گرمم همسرم هم 29 سالشه و خفن عاشقمه .
    اهل خیانت و این کارا هم خدا رو شکر نیست ولی این اواخر برعکس همیشه میلی به رابطه نداره منم کلافه کرده . کلی بهش غر میزنم ولی زیر بار نمیره . البته حس میکنم که موقع نزدیکی استرس داره . ولی خوب پزشکم هم تاییدیه داده که مشکلی ندارم .

    قیافمم خوبه به خودمم میرسم اندامم زیاد بهم نخورده ولی نمیدونم چرا اینجوری میکنه ؟ ما الان دو هفته ای میشه که نزدیکی نداشتیم و این خیلی منو اذیت میکنه .
    همسرمم ادعا میکنه  اذیت میشه ولی حاضر به رابطه نیست و منم چیزی از فشار جنسی رو تو وجودش حس نمیکنم . واقعا کلافه ام حس میکنم بهم بی میل شده .
    حالا شما بگید . همه اقایون اینجوری ان ؟ علت رفتارش چی میتونه باشه ؟ خانومایی هم که تجربه  دارن در حقم خواهری کنن

    پیشنهاد مدیر :
    روش های برقراری رابطه جنسی در دوران بارداری

    رابطه جنسی در دوران حاملگی


    موضوعات مرتبط :
    مسائل زناشویی خانم ها روابط جنسی در بارداری در مورد رابطه جنسی

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • ۱۸۰۴۲ بازدید
    • سه شنبه ۲۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۳۰

    برو بالا