خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


حس میکنم خیلی زندگیم تکراری شده

سلام خدمت دوستان

من جدیدا حس میکنم خیلی زندگیم تکراری شده هر روزش برام تکراره صبح از خواب بیدار میشم صبحونه میخورم میشینم پای تلویزیون و یا همش سرم تو گوشیمه و تو تلگرام و برنامه های مجازی سیر میکنم .

بعد ناهار میخورم و بعدشم تا شب همون آش و همون کاسه یا گوشی دستمه حالا یه موقع هایی با مامانم غروبا میریم بیرون یا میریم پارک ولی باز همونم برام تکراری شده هیچ هدفی ندارم .

از این وضعم بدم میاد خسته شدم دوس دارم صبحا یه انگیزه ای داشته باشم واسه بیدار شدن نمیدونم چیکار کنم؟ نمیدونم از کجا شروع کنم؟ دلم میخواد کار کنم جدا از این که یه درامدی هم هر چند کم داشته باشم حداقل سرم گرمه کار باشه ولی کار مناسب پیدا نمیکنم .

من الان کاردانیم تموم شده رشتمم مدیریت بازرگانیه این سه ماه تابستون دق میکنم اگه خونه بمونم ولی خب کجا با این مدرک بهم کار میدن؟ مامانم میگه اگه میخوای سرت گرم بشه برو یه جا منشی شو. ولی نمیدونم چرا همه دید بدی به منشی ها دارن منم زیاد خوشم نمیاد الان موندم چه کاری کنم؟

ممنون میشم راهنماییم کنید زندگیم شده تکرارو تکرارو تکرار...

من دخترم زیر 22 سال سن دارم.

ممنونم از نظراتتون.

موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۷۹
    • چهارشنبه ۳۱ تیر ۹۴ - ۲۱:۲۳

    توضیحات تکمیلی بحث رجعت و پاسخ به چند سوال - یاد مرگ

    در مورد دوران رجعت توضیحاتی بفرمایید .
    رجعت یکی از عقاید مسلم و زیبای شیعیان است . در آخر الزمان در هنگام ظهور ولی عصر گروهی از عالم برزخ به دنیا برمی گردند که آنها دو دسته هستند . یک دسته مومنین خالص و یک دسته کفار خالص و سران ضلالت و گمراهی که در طول تاریخ باعث گمراهی شده اند . مومنین خالص کسانی هستند که در دنیا استعداد سرشاری داشتند ولی بخاطر موانع بیرونی استعدادهایشان شکوفا نشد . پس اینها بر می گردند تا ظلمی به آنها نشود و در تشکیل حکومت ولی عصر کمک کنند .

    سران کفر و الحاد هم برگردانده می شوند تا طعم ذلت و خواری را در همین دنیا ببینند و در همین دنیا انتقام ظلم ها از آنها گرفته بشود . سنگین ترین انتقامی که از آنها گرفته می شود و باعث رنج آنها است این است که حکومت دینی را می بینند .

    از جهت عقلی هیچ مانعی نیست که رجعت اتفاق بیفتد. در تاریخ به شهادت قرآن رجعت های مکرری رخ داده است . پس امکان بوجود آمدن رجعتی در انتهای تاریخ وجود دارد .

    بسیاری از آیات قرآن پشتوانه ی این عقیده ( رجعت ) است . کتاب شیعه و رجعت نوشته ی آقای شاه میر ولد است که در آن 76 آیه قرآن که در مورد رجعت است را تفسیر کرده اند . در مورد رجعت ما شش صد روایت داریم . پس این عقیده پشتوانه های محکمی دارد. همه ی ما می دانیم که امام زمان (عج) ظهور خواهد کرد . در ضمن می دانیم که آمادگی های خود مردم است که باعث می شود آن عدالت پرور بیاید و با آمادگی و لیاقت های مردم این حکومت جهانی برقرار بشود .

    مانع تشکیل حکومت از طرف امام زمان (عج) نیست بلکه مانع از طرف مردم است . ما هنوز ظرفیت آن عدالت را نداریم . در روضه ی کافی نقل شده است که از امام بافر (ع) سوال شد که دولت فرج شما چه موقع تشکیل خواهد شد ؟ امام زمانه را به سه دوره تقسیم کرده اند . زمانه ی گرگ ، میش و ترازو . زمانه ی گرگ زمانی است که گرگ صفتی حاکم می شود و زمانی است که قلدران چپاول می کنند و در آن زمان حق ما اهل بیت غصب می شود . دوره ی میش که مردم آرام تر می شوند و ظلم را می فهمند ولی تلاش برای مقابله با آن ندارند . زمانه ی ترازو که مردم علیه ظلم تلاش می کنند و خواهان عدالت می شوند که در این دوره ظهور رخ می دهد و دولت ما اهل بیت تشکیل می شود.

    در واقع در دوره ی سوم مردم خودشان را عوض کرده اند . مشکل از ماست و ما باید به سمت مهدویت برویم و آمادگی ظرفیت آن حکومت را داشته باشیم . حضرت زهرا فرمودند : امام مثل یک کعبه می ماند که مردم باید به سمت آن بروند و او خودش را به مردم تحمیل نمی کند . در دعای فرج ما می خواهیم برای حجت بن الحسن در این زمان و در هر لحظه سرپرست او و یاور او باش تا او بیاید و با رغبت مردم ، در زمین مستقر بشود .

    پس مردم باید در مقیاس جهانی آمادگی حکومت ولی عصر را داشته باشند . در ضمن تا آمادگی اجتماعی بوجود نیاید امام ظهور نمی کند حتی اگر آمادگی های فردی وجود داشته باشد .

    موضوعات مرتبط: مباحث یاد مرگ ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۳۶
    • چهارشنبه ۳۱ تیر ۹۴ - ۱۳:۴۴

    نمی تونم خواهرهای نامزدم رو ببخشم

    سلام
    این روزا خیلی دلم گرفته و بعضی حرفا تو دلم سنگینی میکنه خواستم اینجا حرفامو بزنم تا کمی سبک تر بشم .
    دختری ٢٢ ساله هستم که یک سال و نیمه عقدم خدا رو شکر نامزدم خوب و مهربونه .  خیلی همدیگه رو دوست داریم منم دختر ساکت و ارومی هستم و هیچ وقت دلم نیومده کسی رو ناراحت کنم و برنجونم .
    مدتی بود از دست خواهرای نامزدم دلم گرفته بود چون با رفتارا و حرفاشون منو ناراحت کرده بودن یه روز که خونه مادر نامزدم دعوت بودم به خواهرای نامزدم با احترام حرفای تو دلمو بهشون گفتم و دلیل ناراحتیم .
    گفتم از من توقع نداشته باشین بیام خونتون هر وقت نامزدم خواست خودش بیاد بهشون برخورد و گفتن یه داداش داشتیم فکر میکنیم مرد.
    اصلا عروسیتون هم پا نمیذاریم و ما کجا دخالت کردیم و از این حرفا تا بالاخره آخرش آشتی کردیم و قرار شد من باهاشون رفت و آمد کنم .
    بعد از چند روز خواهر نامزدم به نامزدم زنگ زد و کلی دروغ گفت که من گفتم ازشون بدم میاد خونه هیچ کدومشون پا و نمیذارم و ...
    خیلی قلبم درد گرفت برای نامزدم قسم خوردم من اینجوری نگفتم شماره خواهرش رو گرفت تا من باهاش حرف بزنم تا صدای منو شنید گوشی رو قطع کرد.
    برای خواهر دیگش زنگ  زدم خیلی بهم بی احترامی کرد گفت ظرفیت نداری و ما هر جا تو میای جرات نمیکنیم حرف بزنیم از بس بی ظرفیتی جنبه شوخی نداری و ... خیلی دلم شکست به ناحق به نامزدم دروغ گفتن تا منو بد کنن خیلی گریه کردم نفرینشون کردم .
    فرداش خواهرم که اصلا از ماجرا خبر نداشت زنگ زد گفت خواب دیدم چند تا سگ دنبالت کردن خیلی ناراحت بودی و آیه های قرآن رو کاغذ مینوشتی و با هم آویزون درخت میکردیم گریم گرفت 
    ماجرا رو برای خواهرم گفتم... خانوادم وقتی فهمیدن خیلی ناراحت شدن و گفتن دیگه حق ندارم با خانواده نامزدم در ارتباط باشم . نامزدم ازم معذرت خواهی کرد ولی من نمیتونم خواهراش و ببخشم از اینکه من همیشه میشم آدم بده خیلی دلم شکست
    خواهشا راهنماییم کنی من باید چیکار کنم ؟
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۶۷
    • سه شنبه ۳۰ تیر ۹۴ - ۲۳:۳۰

    نمیدونم که دید اقوام و دیگر افراد به ازدواج ما چیه؟

    سلام به همه دوستان
    من یه دختری ۲۴ ساله هستم
    یه خواستگاری که طی یک مسافرت باهاش آشنا شدم و ایشون بلافاصله از من خواستگاری کردن بعد از چند ملاقات در حضور دوستانم.
    ایشون از نظر قیافه تقریبا میشه گفت زشت هستند و من به گفته ی دوستان و آشنایان و لطف خدا دختری خوش قیافه ... هستم .
    اما من خودم آدم ظاهر بینی نیستم از همون اول از جذب اخلاق و رفتارشون شدم . البته ایشون اندام و هیکل خوبی دارن و از همون اول نمیدونم چرا برای اولین بار من یه حس جنسی به یک شخص دیگه پیدا کردم . نمیدونم چرا با وجود چهره شون که اصلا زیبا نبود یه حس جنسی به جنس مخالفم پیدا کردم.
    با وجود اینکه تفاوت هامون زیاده اما من ایشون رو یه مرد واقعی که دنبالش بودم دیدم و خیلی جذب رفتارها و کاراشون شدم. اما نمیدونم که دید اقوام و دیگر افراد به ازدواج ما چیه؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۷۱
    • سه شنبه ۳۰ تیر ۹۴ - ۲۳:۱۵

    توی خیابون نگاهتون رو از نامحرم میگیرید ؟

    یه سوال دارم که میخوام بدونم شما چجوری با این موضوع کنار میاید و واکنش نشون میدین
    ببینین من میخوام بدونم توی خیابون که راه میرید نگاهتون رو از نامحرم میگیرید یا نه واستون اهمیتی نداره؟
    اگه نگاهتون یه وقت به یه فرد متاهل که از قضا خوشتون اومده افتاد چکار می کنید اصلا تا حالا پیش اومده واستون مثلا توی ذهنتون که دارین نگاش می کنید با خودتون میگید مثلا خوشتیپ یا خوش قیافست یا هر چیزی که باعث بشه خوشتون بیاد . اصلا پیش اومده این مورد ؟ اگه آره برای دور شدن از اون موقعیت چکار می کنید آیا بعدش احساس گناه نمی کنید؟
    در ضمن من عقیدم این هست که دوست دارم همسری چشم پاک نصیبم بشه که صد البته میدونم همه آرزوی همچین همسری رو دارین پس به همین دلیل فکر می کنم همه جوره باید عالی و پاک رفتار کرد که نصیبمون بشه.
    جواب این سوال خیلی مهم برای من اگه میشه هم دخترا هم پسرا بهم جواب بدن من خودم دخترم میخوام بدونم.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۱۹
    • سه شنبه ۳۰ تیر ۹۴ - ۲۳:۰۵

    التزام به حضور خواستگار در جلسه اول خواستگاری سنتی

    سلام
    همونطور که میدونیم توی خواستگاری سنتی موارد زیادی دیده میشه که مادر یا بقیه اعضای خانواده پسر بدون پسر میان تا دختر رو ببینن.  و بعضا هم ادامه پیدا نمیکنه این آشنایی و باعث دلشکستی دخترها میشه... چون خود اون آقا پسر دختر رو نمیبینه ... خود من سر این قضیه خیلی اذیت شدم و نمیخوام به هیچ عنوان چنین مساله ای دوباره برام تکرار شه ...
    حالا من میخواستم بدونم وقتی چنین مواردی تماس گرفتن چجوری بهشون بگیم که اقا پسرشون هم باید حضور داشته باشه ؟ ( جوری که سوء برداشت نشه ) و اینکه توی همچین شرایطی چطور به پدر یا مادرمون بگیم تا به اون خانواده منتقل کنن ؟
    پیشاپیش از نظرات و راهنمایی های شما و همه دوستان ممنونم

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۹۰۹
    • سه شنبه ۳۰ تیر ۹۴ - ۲۳:۰۰

    من در اوج جوانیم ولی چه فایده ...

    سلام

    من دختری 19 ساله هستم .من در اوج جوانیم ولی چه فایده ...

    من نا امیدم . ناامید از زندگی از همه چیز .... . دختری بشاش و زیبا و دانش آموزی بسیار زرنگی بودم اما الان .... . نپرسین چرا چون خودم هم نمی دانم چی شد. خودمم نمی دونم... .

    من دلم می خواهد بمیرم دلم می خواهد از این جا بروم . زندگی من لحظه ای است یعنی به گذشته یا آینده فکر نمی کنم چون فکر کردن به هر دو ویرانم میکند .

    شاید مشکل من این است که زندگی را کامل می خواهم بدون هیچ زمین خوردنی، بدون هیچ شکستی .

    الآن هم دارم گریه می کنم اما در درونم . فریاد سکوتم را میشنوم .

    کمکم کنید

    تمام

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۳۳
    • سه شنبه ۳۰ تیر ۹۴ - ۲۲:۵۰

    نظر سنجی و ریشه یابی در مورد نارضایتی جنسی و گرایش به س. خشن

    سلام خدمت همه کاربران محترم خوانواده برتر
    توجه( خواندن این پست برای افراد مجرد توصیه نمیشود لطفا در صورت ممکن از خواندن آن خودداری فرمایید)

    با توجه به افزایش غیر قابل پیش بینی امر خانمان سوز طلاق در کشور و مشخص شدن عامل اصلی آن که طبق بررسی اغلب پژوهشکده های کشور ، نارضایتی جنسی موثر ترین عامل آن می باشد ( بالای هفتاد در صد ) تصمیم گرفتم یه چند تا سوال مطرح کنم که در آینده نزدیک با جمع بندی پاسخ دوستان و کمک از دوستان روانشناس و جامعه شناس بتونیم اصلی ترین عوامل شکل گیری نارضایتی جنسی ( مهمترین عامل طلاق ) شناسایی و به صورت پست در دسترس دوستان قرار بدیم .

    ( سوالات رو بیشتر سعی کنن افراد متاهل  مخصوصا  خانوم هایی که نارضایتی جنسی دارن و خانوم های مطلقه جواب بدن. البته عزیزان  مجردی هم که ظاهرا مطلب خوندن و میخوان جواب بدن راجع به قسمت های نزدیکی جواب ندن چون  قرار به صورت مستند از پاسخ دوستان نتیجه گیری بشه )

    1. به نظر خودتون دلیل نارضایتی تون از رابطه جنسی چی میتونه باشه؟
    ( کافی نبودن  مدت زمان لازم برای رسیدن به ارگاسم، لذت نبردن از همسر بخاطر در نظر نگرفتن فانتزی ها جنسی موقع ازدواج ، ضعیف بودن و اختلال  همسر در برقراری رابطه ، درگیری و مشاجره ، مشغولیت زیاد شغلی همسر، یا ....

    2. دلیل گرایش و علاقه به سکس خشن؟ اگر به  سکس خشن گرایش و علاقه دارید تعریفتون از سکس خشن چیه؟
    آیا امتحان کردید که علاقه مند شدید؟
    برخورد ضعیف همسرتون موقع سکس موجب ایجاد عقده و نیاز به یه سکس محکم جدی شده؟ نگاه کردن به فیلم های پورن؟
    یا هر دلیلی  که خودتون احساس میکنید بفرمایید؟

    3. خانوم ها در این موارد برطرف نشدن نیاز جنسی برخوردتون چیه؟
    سخت تر شدت کنترل نگاه به نامحرم؟
    طلاق؟
    فکر خیانت؟
    سوختن و ساختن؟

    پیشاپیش ممنونم از پاسخ دوستان
    با تشکر مخلص شما پدر خوانده

    موضوعات مرتبط: رابطه جنسی خشن ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۱۷۹
    • سه شنبه ۳۰ تیر ۹۴ - ۲۲:۴۰

    طلاق میخوام بگیرم ولی نمیدونم تصمیمم درسته؟

    سلام به همه دوستان خوبم
    توی وضعیت خیلی حادی هستم ، عاجزانه خواهش می‌کنم این متن رو بخونید و کمکم کنید.
    2 ساله که نامزد عقد شده هستیم و رابطه کامل هم داشتیم. از همون اول همش درگیری و دعوا داشتیم با هم ولی کوتاه میومدم. الان دیگه واقعا صبرم تموم شده، دیگه بریدم میخوام ازش جدا شم.
    شوهرم لیسانس حسابداری داره ولی شاگرد مغازه داداششه با ماهی 400 . قول داده بود بعد ازدواج یک کار مناسب پیدا کنه ولی زده زیرش و اصلا دنبال کار نمیگرده و میخواد تا آخر عمر همون جا باشه
    خیلی سست عنصر و بی اراده است. خیلی راحت دروغ میگه، اینقدر بهم تا حالا دروغ گفته که هیچ اعتمادی بهش ندارم.

    ریز مسائل و مشکلاتمون رو به خانوادش میگه و راحت اجازه دخالت میده. متاسفانه اونام سوء استفاده میکنن و به اختلافات ما دامن میزنن. خیلی راحت من رو به همشون میفروشه.

    اولش که همشون میگفتن عاشق منه و گفته یا من یا هیچکس. ولی تو این مدت ثابت کرده حتی یه ذره هم دوسم نداره. هر چی باهاش صحبت میکنم یا قهر میکنم شاید بخودش بیاد بدتر میشه. همش من رو با بقیه زن داداش هاش مقایسه میکنه و من هر چی خوبی بهش کنم نمیبینه و توقعش بیشتر میشه.

    با این که هزار تا عیب داره که من چشم رو همشون بستم از جمله اینکه پول و قیافه و ... نداره، اصلا نمیفهمه
    بخدا خسته شدم طلاق میخوام بگیرم ولی نمیدونم تصمیمم درسته؟
    چجوری اقدام کنم؟ توافقی یا وکیل بگیرم ؟ بنظرتون راهی هست که بتونم مهریم رو ازش بگیرم و جدا هم بشم
    تو رو خدا کمکم کنید

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , منفورترین حلال خدا ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۳۶
    • سه شنبه ۳۰ تیر ۹۴ - ۲۲:۳۰

    می خواستم بعد چندین سال نماز بخونم ...

    سلام به بچه های گل و بلاگ
    بچه ها من یه مشکلی برام پیش اومده.
    اونم اینکه چندین ساله کلا ایمانم رو از دست دادم و اصلا دیگه نمیشه بهم گفت مسلمون. اما الان حدود چند روزه که دلم می خواد دوباره عین قبل بشم ولی نمی تونم...
    تا 16 سالگی خیلی ایمانم قوی بود همش نماز میخوندم و با خدا راز و نیاز میکردم و قرآن میخوندم و ... ولی گه گاهی سوال واسم پیش میومد
    بعد رفتم دنبال جواب سوالام. با چند تا متخصص مشورت کردم ازشون خواستم بهم کتاب معرفی کنند. ولی اونا همشون گفتن این کتابا در حد درک و فهم تو نیست
    به غیر از اونا کسی رو هم نداشتم که بهم منبع درست و حسابی معرفی کنه یا سوالامو جواب بده...
    ولی من باز تحقیق کردم. در حد توانم
    متوجه شدم واسه خدا اثباتی وجود نداره. از اون روز همیشه دنبال یه اثبات واسه وجود خدا بودم اما پیدا نکردمش...
    تو خود دین و زندگی پیامبر و ... هم گه گاهی تحقیق کردم
    و همه اینا باعث شده به این نتیجه برسم که نمی خوام دین داشته باشم...
    راستش این چند وقتی که از دین فاصله گرفتم یه خوبی هایی داشته. من قبلا خیلی احساس عذاب وجدان داشتم. احساس گناه میکردم. خیلی از مرگ میترسیدم. همیشه استرس داشتم . یا مثلا نمی تونستم از زاویه های مختلف به مسایل نگاه کنم. یه زاویه دید داشتم اونم زاویه دید دینی
    ولی الان نگاهم باز تر شده احساس میکنم آدم  آروم تری شدم. بیشتر به حرف های دیگران توجه میکنم و کمتر تعصبی میشم
    از وقتی که از دین فاصله گرفتم دیگه اون احساس عذاب وجدان رو ندارم  و شاد تر هستم
    اما با این وجود الان چند وقته احساس تنهایی میکنم.
    احساس میکنم این چند وقتی که از دین دور بودم خیلی زندگی ام تغییر کرده و دیگه مثل قبل آدم موفقی نیستم.
    یعنی احساس میکنم وقتی آدم مومنی بودم موفقیتای غیر منتظره میومد سراغم. گاهی بدون اینکه تلاش زیادی کرده باشم. معمولا نتیجه ای که میگرفتم خیلی بیشتر از تلاشی بود که میکردم .
    اما الان با وجود تلاش زیاد دیگه مثل قبل نتیجه نمیگیرم، یا به همون اندازه تلاشم نتیجه میگرم.
    فکرمم خیلی درگیره. درگیر اینکه واقعیت چیه؟ مومن که بودم اصلا فکرم مشغول این چیزا نبود
     دوستی دارم که اون خیلی  ایمان قوی داره. اتفاقاتی که تو زندگیش میوفته منو یاد گذشته خودم میندازه. با وجود همه مشکلاتی که تو زندگیش داره موفق میشه. احساس میکنم یه نیرویی بهش کمک میکنه
    نمی دونم باید چیکار کنم ؟
    عقل و منطقم بهم اجازه نمیده مثل قبل بشم
    ولی دلم میگه بیا مثل قبل ایمان بیار
    نمی دونم باید به حرف کدوم گوش کنم
    راستش بعد از این همه سال کار یکم برام سخته. مخصوصا این که سوالاتم هنوز برطرف نشده
    دیشب می خواستم بعد چندین سال نماز بخونم. اصلا نمی تونستم....
    چیکار باید بکنم؟
    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۹۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۰۱
    • سه شنبه ۳۰ تیر ۹۴ - ۲۲:۲۰

    برو بالا