خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


نوع رفتار و پوشش دختر در اولین برخورد با خواستگار

سلام

 21 ساله هستم به تازگی قرار هست خاستگاری واسم بیاد از یه شهر دور . خانوادم موافقن و احتمال زیاد عقد میکنیم و دوران نامزدی رو نداریم. من یه دختر فوق العاده خجالتی هستم بلد نیستم چکار کنم چطور لباسی بپوشم کنارش. راستش با هیچ پسری حرف نزدم فقط در حد سلام.

فقط با فروشنده ها صحبت کردم همین. من حجابم رو همیشه رعایت میکنم و نماز میخونم ولی پسره منو ندیده فقط از طریق مادرش من رو انتخاب کردن. در واقع مادرش هم منو ندیده چون داداشم باهاش دوسته مادرش گفته خواهر مجرد داری ؟ قراره بیان  . میترسم رفتارم پشیمونش کنه..

میشه راهنماییم کنید؟

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۳۵
    • جمعه ۱۶ مرداد ۹۴ - ۲۳:۰۰

    دختران در چه سنی بهترین خواستگارها رو دارن ؟

    سلام
    به نظرتون بهترین ازدواج و بهترین خواستگارا تو چه سنی از دختر براش میاد؟؟ وفتی سنم کم بود پسرایی میومدن که اصلا از نظر موقعیت شغلی و اخلاقی ثباتی نداشتن یا فرهنگشون به ما نمیخورد حالا که شده 24 نزدیکه 25 ام احساس میکنم کیس خوب دیگه نمیاد و دیر شده و سن ازدواجم گذشته و همش فکر میکنم پسرای باز دنبال دختر با سن کمترن .
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۷۲
    • جمعه ۱۶ مرداد ۹۴ - ۲۲:۵۵

    بهترین شیوه برای برخورد با نیاز جنسی نوجوانان چیست؟

    سلام
    من دو سالی هست که در  دبیرستان دخترانه معلم هستم.(خانم هستم) مساله اینجاست که دختران نوجوان بسیار گرایش به ارتباط با جنس مخالف و رابطه جنسی دارن.

    با وجود اینکه خودم مجرد و جوان هستم (25 ساله) وقتی این بچه ها رو با همکلاسی های خودم در دهه  پیش مقایسه می کنم تعجب می کنم چرا تا این اندازه ذهن قالب دانش آموزان با این موضوعات پر شده است.

    فیلم هایی که برای هم تعریف می کنن فکر نمی کنم من بتونم حتی با همسرم در آینده نگاه کنم. اگر به بهانه ای مدیر مدرسه تجسسی در کلاس ها انجام بده و کیف و لباس هاشون رو بگرده انبوهی از فلش ها، سی دی ها، عکس ها و لوازم آرایشی به همراه گوشی های متنوع با محتواهای فجیع پیدا میشه...

    مادرم نیز معلم پایه ششم ابتدایی مدرسه دخترانه هستن و ایشون هم مدام از این مساله شاکی هستن. دختر 12 ساله مطلع از همه چیز هست و رفتارها و کارهایی انجام میده (آرایش، لباس پوشیدن، تمرین رقص، نوع حرف زدن) که آدم شاخ در میاره...

    از دوستان می خوام بفرمایند  چه برخوردی باید با این دختران داشت. آخه بچه 12 ساله رو نمیشه برای ارضای نیازش دنبال رابطه جنسی بفرستیم، چطور کنترلش کنیم ... چه برخوردی مناسب هست؟
    بوسیله چند دوست و آشنا از یکی دو تا مدرسه پسرانه هم تحقیق کردم متوجه شدم چیزی که این دخترها بهش فکر می کنن اون ها عملیاتی انجام میدن...
    به طور کلی وقتی فرد به بلوغ جنسی رسید حالا بین 10 تا 15 سالگی بهترین شیوه برای برخورد با این نیاز جنسی چیست؟ (دختر و پسر)
    راهنمایی کنید لطفا..

    موضوعات مرتبط: تربیت جنسی پسران , تربیت جنسی دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۷۸۵
    • جمعه ۱۶ مرداد ۹۴ - ۲۲:۵۰

    مادرم هیچ تلاشی برای درک کردن من نمی کنه

    سلام
    من مشکلم با خانوادم جدیدا زیاد شده و از شما مشورت میخواستم
    من یه دختر هستم و خواهر ندارم از لحاظ اخلاقی هیچ گونه وجه تشابهی به مادرم ندارم ،خیلی با هم متفاوت هستیم هر چی هم که سن من بالا میره این تفاوت ها بیشتر میشه آدم زود جوشی هم هستم یعنی به خاطر مشکلات خانوادم یه مدت پرخاشگر شده بودم اما تمام سعیم دارم میکنم که زود عصبانی نشم و نسبت به خیلی چیزا دارم بی اهمیت میشم .

    راستش من به یه چیزی خیلی حساسیت دارم اونم بالا رفتن صدای زن توی خیابون یا بیرون رفتن صداش بیرون از خونه اونم دلیل داره . قبلا مهم نبود اما الان مهمه برام ،من نمیدونم حساسیت من غیر منطقی هست یا نه اما مامانم میگه حساسیتت بیخود و آبرو به این چیزا نیست
    مثلا چند روز با هم بیرون بودیم به دلیل یه قضیه ای صداش یه کم بالا رفت و با همون صدا هی غر میزد نه اینکه داد بزنه نه اما تن صداش یه کم بالا رفت و هرکسی که از کنار ما رد میشد متوجه عصبانی بودن یا جرو بحث میشد؟

    منم با اینکه تمام سعیم رو دارم میکنم که واقعا مقابل جفتشون بابا و مامانم صبوری کنم اما واقعا نتونستم جلوی خودم بگیرم ،بهش میگم من دخترم واقعا چرا آبروی من واست مهم نیست میگه آبرو به این چیزا نیست البته با عصبانیت بهش گفتم چون قبلش بارها بهش گفته بودم از این حرکت بدم میاد منم راهم جدا کردم تنها اومدم خونه و قهر کردم.
    اما دوباره دیروز غروب اومده منو صدا کنه من توی اتاقم بودم اومد من رو صدا بزنه فکر کرد نمیشنوم. هرچی هم بهش میگم اسم منو دیگه همسایه ها حفظن از بس تو توی حیاط یا در حال داد زدی این کارو نکن بازم اومده یه بند شروع کرده کنار در حال وایساده در هم  باز بود ،  اول با تن پایین بعد تا من بیام جواب بدم بی وقفه تا یه دفه به داد رسید هی اسم منو صدا میزنه .

    حالا حیاط ما هم کوچیک  خونه کناری راحت میشنوه بهش میگم مگه من نگفتم این کارو نکن اصلا جدی نمیگیره خیلی راحت گفت آماده شو من رو با ماشین ببر برادرزادم باهامه برسونیمش منم رفتم باهاش دعوام شد سر این کارش و بی اهمیت بودن به حرف . آبرو و.. من.
    راستش دیگه خسته شدم اصلا به حرف من اهمیتی نمیده فکر میکنه من بچم و این چیزا آبرو یه دخترو نمیبره موندم چه غلطی بکنم از یه ور عذاب وجدان دارم که باهاش دعوا کردم از یه طرف عصبیم هیچ تلاشی نمیکنه برای درک کردن من.

    فقط سعی میکنه برادرم رو درک کنه ولی اصلا حرفای من نمیدونم چرا هیچ معنی یا تاثیری روش نداره .راستش آدمم تا یه جایی میکشه من که دیگه زدمش به بیخیالی چون کلا ایده و نظرامون از هم جداست منم سعی میکنم کلا زیاد نرم بشینم پیشش که دعوامون نشه بی احترامی نکنم .

    همیشه با عمق وجود برادرم میفهمه اما من رو نه منم دیگه بی اهمیتم ولی سخته دیگه فکر کنید از صبح تا شب بشینید تو اتاقتون هیچ هم زبونی هم نداشته باشید که درکتون کنه. البته نا گفته نماند بابام خیلی بهتر من رو درک می کنه اما چون با هم اختلاف دارن نمیتونم از مامانم پیشش شکایت ببرم چون اوضاع بدتر میشه همین دعوای آخر که با مامانم سر صدا زدن بود  که بابام داشت میدید خودم بدجوری عذاب وجدان گرفتم
    خلاصه عین ... گیر کردم.
    من  دخترم و نیاز به آبرو دارم اما مثل اینکه من اشتباه میکنم آبرو به این چیزا نیست!! اگه من بدونم آبرو پس به چیه خیلی عالی میشه !!ا
    کلا به صدا حساسم که از خونه بیرون نره چون از این راه قبلا زخم خورده هستم نمیخوام تکرار بشه.
    به نظر شما حساسیت من بیخوده یا نه واقعا مهم هستش این چیزایی که گفتم ؟؟؟

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۳۹
    • جمعه ۱۶ مرداد ۹۴ - ۲۲:۴۰

    سوال در درباره ی دانشگاه بین الملل و پردیس خودگردان

    سلام
    سؤالم درباره ی دانشگاه بین الملل و پردیس خودگردانه
    لطفا هر کسی که دقیق و درست اطلاع داره حبر رسانی کنه و به شنیده هایی که درست بودن یا نبودنش معلوم و مشخص نیست بسنده نکنین چون  با یه اطلاع غلط یا در حده حرف خیلی اتفاق ها ممکنه پیش بیاد پس خواهشا هر کی مطمئنه یا خودش دانشجوی این دانشگاه هاس اطلاع بده لطفا و شاید بازم سؤالی پیش بیاد که از اون آقا/خانم محترم پاسخ دهنده پرسیده بشه .
    سؤالایی که میپرسم برای دختر ساکن منطقه 3 هست که امسال پیش دانشگاهی رو خونده و اولین بار بود کنکور داده و رتبه اش تو منطقه 54 هزارشده و از 150  فرصت انتخاب رشته 52 تا انتخاب کرد همشم یا پزشکی یا دندون پزشکی مازاد یا پردیس خودگردان زده ( تیری در تاریکی )
    شرایط مالی شون الحمدالله خوبه فقط امسال مشکلاتی داشته که سر جمع 48 ساعت هم نخوند.
    1.بین الملل و پردیس با هم فرق دارن؟ اگه آره تو چه مواردی فرق دارن؟
    2.شرایط قبولی تو چنین دانشگاه هایی چیه؟ (خواهشا طبق قوانین تصویب شده ی جدید اطلاع رسانی کنید)
    3.کسایی که سر رشته دارین بنظرتون دختر با این شرایط با توجه به قوانین سال جدید قبول میشه؟
    4.جواب انتخاب رشته کی میاد؟
    5.بعضی جاها خونده شده که افراد با رتبه هایی که اصن فکرشم نمیشه کرد قبول شدن این هم شاملش میشه؟
    6.چقدر و قبول شدنش حساب کنه باتجربه ها؟
    7. خیلی نذر و نیاز کرده هم خودش هم مادرش اگه قبول بشه خوابگاه دارن؟ یا خونه اجاره ای؟
    8. هزینه اش برای پزشکی یادندون پزشکی هرترمی چقده؟
    و.......
    .
    .
    .
    .
    .
    خواهش میکنم هر کسی که سر رشته ای داره راهنمایی کنه خیلی ممنون میشیم

    موضوعات مرتبط: ادامه تحصیل ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۳۲
    • جمعه ۱۶ مرداد ۹۴ - ۲۲:۳۵

    مگه گناه من جی بوده که جوابم منفی بوده؟

    سلام
    اگر کمکم کنید ممنونتون میشم.
    دختری هستم که خدا رو شکر از نعمت چهره خوب بر خوردارم ( همچین تحفه ای هم نیستم ولی شکر خدا میگن خوشگلم ) روی این حساب و اینکه خانواده ی با آبرویی دارم از قبل به بلوغ رسیدنم خواستگار داشتم ( بیشتر از اون چه فکرشو کنین بده، چون حس خیلی بدی به دختری که هنوز نمیفهمه ازدواج چیه دست میده و باعث تنفر از ازدواج تا مدتها میشه ) یکی از اون خواستگار ها برادر شوهر خالم بود که به شدت سمج بود.
    به بهانه های مختلف خودش یا خانوادش میومدن خونمون یا آفتابی میشدن پیش من. خانوادم خیلی سعی کردن من متوجه نشم اما اونا انقدر تابلو بودن که من بالاخره دوزاریم افتاد. نه من به بلوغ جنسی هنوز رسیده بودم و نه توی هیچ زمینه ای اونها هم کفو خانوادمون نبودن. پدرم خیلی مودبانه بارها جواب رد دادن تا اینکه نهایتا گفتن من اصلا نمیخوام الان دخترم رو شوهربدم اذیتش نکنید (خالم خیلی اذیتم میکرد و بهم فشار میاورد.... )
    از اوم ماجرا 13_14 سال میگذره، طرف زن داره بچه داره اما هنوز بیخیال نشده .... عروسیش ما رو که سوت دیزی محسوب میشدیم و اصلا رسم نبود این نسیت ها دعوت بشن دعوتمون کرد و خدا شاهده با لبخند لابه لای جمعیت زنها نگاه میکرد تا منو ببینه!!! جوری که خانمها گفتن چرا داماد هیزه؟! زنش کنارشه ولی داره بین ما چشمهاش میچرخه!
    بارها با پرایدش(!!!!! ) میومد هی از جلوی من و برادرم که روی ویلچیر میشینه با لبخند رد میشد!!!! یعنی مثلا من مایه دارم!!! اسم دخترش رو هم اسم من میخواست بذاره که خدارو شکر برادرش نذاشته! جلوی مادرم دراز کشید و ببخشید ماتحتشو طرف مادرم کرد توی جمع که چرا دخترت رو بهم ندادی! !!! انگار ارث باباش بودم! مادرش جواب سلام مامانمو تا همین دو سال پیش نمیداد!
    خلاصه اینارو گفتم که بدونید چقدر رفتارهای سخیف و بچه گانه کرده باهام....
    حالا مشکل من با خاله و دخترخاله ی نفهمم هست... من آب میخورم میگن زن فلانی هم آب خورده! دانشگاه قبول شدم گفتن آره اونم قبول شده بوده نرفته، مامانم موهاشو رنگ میکنه میگن زن فلانی هم اتفاقا رنگ کرد (خب واقعا به ما چه؟!) مبل میخریم میگن برادرشوهرم مبل خریده از شما بهتر!!!! حتی من لباس یه بار میخواستم بخرم دختر خالم یه کاره گفت اندازه تو نیست اندازه زن عمومه! !!!اصن تابلوئن!
    خلاصه امون منو بریدن! جوری وانمود میکنن انگار قضیه برعکس بوده!!!! تازه خدارو شاهد میگیرم ما کوچکترین بی احترامی بهشون نداشتیم! حالا هر خواستگاری عالی ای که برام میاد مادر دختر شروع میکنن یه چیزی توش پیدا کنن مسخره کنن یا بگن مالی هم نیست طرف! و چپ و راست سعی میکنن پز اونو به من بدن در حالی که وجدانا از پدرم حتی طرف همه چیزش پائین تره چه برسه به بعضی خواستگارام
    یه زمانی چاق شده بودم انقدر مسخرم کردن..... بعد اینهمه سال متوجه شدم بچشون مشکل داره طفل معصوم ولی خالم یک بار صداش رو در نیاورد، زنش انسولینی بوده بهش نگفتن بعد ازدواج فهمیده و سه بارهم  بچه سقط کرده و این یکی هم خدا معجزه کرده بهشون داده ولی خالم لام تا کام چیزی نگفته  ولی چاقی من رو همه عالمو آدم فهمیدن.....
    من همیشه بچشون رو دعا میکنم .بخدا بخاطر رفتارای زشتشون هیچوقت نشده بگم دلم خنک شد خدا حالشو گرفت! اون طفل معصوم گناهی نکرده.
    ولی اگر این قضیه عکس بود خالم آبرو مارو برده بود.کما اینکه گاهی مریضی چیزی میشم مثل یه سرماخوردگی ساده شروع میکنه یه جوری غیر مستقیم وانمود کنه من عیبی دارم!!! اصلا یه تختش کمه!
    دوستان کسی هست مشکل منو داشته باشه؟چکار کنم از دست این جماعت نفهم؟ مگه گناه من جی بوده که جوابم منفی بوده؟؟؟؟
    مامانم میگه بسپارشون به خدا اون جوابشونو میده،کسی با این تجربه بوده که بسپار به خدا و خدا عوضشو بده؟ همیشه میگم خدایا همسری قسمتم کن که جواب اینهمه سال اذیت کردنشونو بگیرن بشینن سرجاشون. ..
    تو رو خدا کمکم کنین خیلی رو اعصابم هستن....
    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۳۳
    • جمعه ۱۶ مرداد ۹۴ - ۲۲:۳۰

    پرداختن به مسائل جنسی از شب اول عقد، خوبه یا بد ؟

    با سلام به همه دوستان

    سوالاتی که می پرسم را تمنا دارم یک به یک پاسخ دهید، چرا که فرد دیگری را برای پاسخ گو بودن به آنها در دسترس ندارم
    دختر 24 ساله ام و یک ماه است ازدواج کرده ام... در حال حاضر ما در دوران نامزدی به سر می بریم و به احتمال زیاد تا 8 ماه دیگر هم نامزد باشیم
    در همان شب اول (عقد) نامزدم بدون آنکه آمادگی مرا در نظر داشته باشد، لب های مرا بوسید، در آن زمان من احساس بدی را تجربه کردم چرا که از من اجازه نگرفت...

    1. آیا برای این کار خیلی زود نبود؟
    و اینکه در مقابل اعتراض من گفت، وقتش رو من تعیین می کنم.
    یک هفته بعد از عقد از من خواست با هم خلوت داشته باشیم (در یک هتل چرا که هر دو در شهری غیر از محل زندگیمان مشغول به کار هستیم و فقط بیرون همدیگه رو می بینیم و دلیل آن را برای ارضا شدمان عنوان کرد،

    2. آیا برای ارضا شدن (با رعایت حد و حدود دوران عقد) خیلی زود نبود؟
    از همان شب اول هم صحبت در مورد مسایل جنسی و شوخی های تلفنی را شروع کرده

    3. آیا این طبیعی است؟
    4. واکنش من چه باید باشد؟
    ممنون میشم کمک کنید

    موضوعات مرتبط: شب اول عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۳۹۴
    • جمعه ۱۶ مرداد ۹۴ - ۲۲:۲۰

    درسته که میگن پسرها دنبال دختر پولدار هستند ؟

    سلام و خسته نباشید خدمت همه بچه ها...

    من دختری هستم در استانه ٢٢ سالگی با قد ١٦٢ و و ظاهری خوب دانشجو هستم .. راستش نمیدونم چجوری بگم ما حدود ٧ سال قبل بخاطر اینکه کسی پول پدرمو خورد مجبور شدیم از منطقه شمال تهران به جایی پایین تر بیایم برای سکونت .

    خدا رو شکر منزل مال خودمونه اما به من خیلی خیلی سخت میگذره من عاشق اونجام از طرفی پولمون هم نمیرسه بریم اونجا . پدرم ٢ سال پیش فوت کرد .اوضاع خیلی بد شد همش گریه همش دلتنگی .. دیگه واقعا پشتیبان مالی نداریم جز حقوق بازنشستگی البته بازم پول داریم ولی مامانم میخواد واسه اینده ما سرمایه گذاری کنه.

    من دختری ام تا حالا ی دونه دوست پسر نداشتم واقعا تو دانشگاه و خیابون خیلی سنگین رفتار میکنم از خدا و اون دنیا میترسم .

    بیشتر فامیل و دوستام منو به مهربونی و سلیقه و با ادب بودن میشناسن تعریف نمیکنم فقط اخلاقمو میگم. مامانم که ی فرشتس از خانومی. راستش چند وقته به من میگن تو اینجا میشینی ادم خوب و درست حسابی نمیاد خواستگاریت چون پدرم ندارم.

    میگن پسرا دنبال دختر پولدارن.خیلی روحیمو باختم اینم بگم محله ما خیلی بد نیست ادم های خوب هم زیاد داره اما من همش چشم دنبال اونجاس. خیلی دلم برای بابام تنگ شده .بعضی موقع ها میگم اگه ازدواج کنم هیشکی نیست که ازش حساب ببره.

    خیلی احساس بی کسی دارم. من وافعا نجابت نگه داشتم.پسرهایی بودن که واقعا خوب بودن بهم پیشنهاد دوستی دادن فقط بخاطر خدا قبول نکردم. چند تا خواستکار داشتم که ١٠ سال بزرگتر بودن قبول نکردم. یکی هم که قبول کردم بیان خونه ، مامان پسر همش اسباب زندگی نگاه میکرد در صورتیکه ما وسایلمون شیک و مرتب.

    همش به خدا میکم من با بی پدری امتحان کردی با همسر بد امتحان نکن. نماز روزم سرجاشه ،  مانتویی با حجاب هستم. ادمی هستم که گرم به زندگی هستم و با عشق کارارو میکنم اگه همسرممم اونی باشه که میخوام.

    حالا سوالم از پسرا و اقایون و خانومایی که پسر دارن و برادر میخواستم بدونم واقعا این حرف ها که میگن دنبال دختر پولدار هستند از نظر شما دوستان صحت داره یا نه؟؟؟؟؟

    یعنی نجابت و خانومی مهم نیست!!! اوناییی که پدر ندارن بعد ازدواج شوهرشون اذیت نمیکنه یا بگه صاحاب نداری من خیلی از اینجور جچیزا هراس دارم......مممنون میشم راهنماییم کنید...

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , ازدواج با دختر/پسر پولدار ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۱۹
    • جمعه ۱۶ مرداد ۹۴ - ۲۲:۱۰

    سوال از خانم ها در مورد حیا و خودنمایی

    سلام

    برای شناخت بیشتر از خانوما سوالی از خدمتشون داشتم
    میگن خانوما حیاشون از آقایون خیلی بیشتره و خارج از بحث اعتقادی خیلی چیزارو بی تربیتی میدونن (مثلا عوض نکردن لباس جلوی خودشون) در عین حال یک حس خودنمایی و فریبندگی در ذاتشون هست که این دو در مقابل همن .
    در فرهنگ اسلامی روی حیای زن کار میشه و میگه باید از مرد پوشیده تر باشن اما در فرهنگ غربی لباس زنان بازتر از مرداس که تا حدی بدلیل لذت بردن آقایون هست
    حال ذاتا خانوما با فرض عدم وجود اعتقادات و صرفنظر از نظر آقایون کدومو دوس دارن؟ لباس زیادتر یا کمتر؟ آیا خودشون از نمایش اندامشون لذت میبرن یا براشون زشته؟ منظور از علاقه به خودنمایی زیبایی ها و تیپ و لباس میشه یا به نمایش اندامشون هم گفته میشه؟
    و بالاخره اینکه با فرض همخوابی با یک مرد در فضای مثبت ( ازدواج ) آیا برهنه کردن و در آوردن لباسشون واسه خودشون لذت بخشه یا خیر؟
    با تشکر

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۱۷
    • جمعه ۱۶ مرداد ۹۴ - ۲۲:۰۰

    آقایون، پشت تلفن چی از مادرتون بپرسیم؟

    سلام

    همونطوری که می دونین وقتی زنگ میزنن برای خواستگاری، نوع سوالاتی که پشت تلفن پرسیده میشه تاثیر زیادی در دیدِ ما نسبت به اون خانواده داره.
    یعنی هم سوالاتی که ما می پرسیم و هم سوالاتی که اونا می پرسن.

    یه سری چیزا هستن که پرسیدنشون پشت تلفن اصلا کار درستی نیست. مثلا: آقا پسر درآمدش چقدره؟ - خونه داره یا نه؟ و .... در مورد دخترا هم مثلا: قد و رنگ پوست و ....
    البته سوالای این مدلی زیاد هست. الان فقط همینا به ذهنم رسید.

    خب حالا سوال من اینه که وقتی زنگ میزنن باید پشت تلفن چی از خانواده ی پسر بپرسیم که برداشت اشتباهی از حرفامون نکنن. آخه یه بار تو همین وبلاگ دیدم آقایی نوشته بودن که خانواده ی دختر پشت تلفن می پرسن پسرت شغلش چیه یا تحصیلاتش چقدره؟ بعد نوشته بودن اینجور سوالا باعث میشه آدم فکر کنه فقط به فکر ظواهر هستن.
    حالا سوالم از آقایون اینه که پشت تلفن چی از مادرتون بپرسیم؟

    مثلا من اینارو در نظر دارم: اسم معرف - سن - تحصیلات - شغل - سربازی

    اینا کلی ترین سوالاتیه که میشه پرسید. من خودم جز اینا سوال دیگه ای به ذهنم نمیرسه. حالا اگه همین چندتا هم به آقایون برمیخوره، پس دیگه چی بپرسیم؟؟!!
    خودتون یه لیست سوال بدین به ما که بدونیم چی بگیم. مواردم به ترتیب بگین.

    البته ممنون میشم همه نظر بدن، ولی آقایون حتما حتما نظرشون رو بگن. آقایون لطفا اگر سوالو دیدین همه تون لطفا جواب بدین.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۳۳
    • جمعه ۱۶ مرداد ۹۴ - ۲۱:۵۵

    برو بالا