خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻣﻬﺮﻭﺭﺯﯼ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﻧﺪ؟

سلام

ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﭘﺪﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﻮﻥ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺭﻭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﮐﻮﺩﮎ ﺯﺷﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ .
ﺍﻣﺎ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺸﺎﺟﺮﻩ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﺸﺎﺟﺮﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺍﺯ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﯿﺪﺍﺩ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ .
ﺧﻮﺏ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻣﻬﺮﻭﺭﺯﯼ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﻧﺪ؟ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻭ ﻣﻬﺮﻭﺭﺯﯼ ﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ .
ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ .
ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ .....
ﭘﺲ ﺫﻫﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻬﺮﻭﺭﺯﯼ، ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ .
ﺟﺎﻥ ﻟﻨﻮﻥ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺘﻪ : ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﻋﺸﻖ  بورزیم ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﻭﺷﻦ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.

واقعا این مسئله فکرمو مشغول کرده. از بس به بچه ها محبت و یاد نمیدن. وقتی بچه بزرگ میشه و میفهمه چطوری به دنیا اومده از خانوادش بدش میاد.
شما چه طوری این مسئله رو توجیه میکنین؟  میتونین یه دلیل قانع کننده بیارین چرا تو ایران این فرهنگه؟

"شیوا"


پاسخ :

سلام

پایه بحث مهروری کودک باید در خانواده شکل بگیره ، اگه به هر دلیلی این کار انجام نشه یا بد انجام بشه ، آدمی وارد اجتماع میشه که فقط به خودش نگاه می کنه و دیگران براش مهم نیستید . آدمی که سعی می کنه برای پیشرفت پا روی سر دیگران بذاره و بالا بره .

با توجه به تفاوت های فردی جنس زن و جنس مرد ، نوع ابراز محبت به هر کدوم خصوصیات خودش رو داره . یه پسر باید مرد بار بیاد و یه دختر زن . پس طبیعتا نوع مهرورزی به این دو باید متفاوت باشه .

اولین جایی که یه پسر با جنس زن برخورد می کنه در خانواده هستش . پسر خانواده اولین آموزش ها در مورد نوع رفتار با زن رو از نوع برخورد پدرش با مادر و احیانا دخترش یاد میگیره .

اگه رفتار پدر با مادر مهربانانه باشه و پدر ، فرزندانش رو ترغیب و تشویق کنه که به مادر احترام بذارن و طوری رفتار کنن که مادر دلشکسته نشه ، پسر از همون کوچکی نوع رفتار با جنس زن رو یاد میگیره و در درونش نهادینه میشه .

چنین پسری ، همون طور که به خواهر خودش احترام میذاره و حواسش هست که دل اونو نشکنه ، وقتی وارد اجتماع میشه ، به دختران غریبه هم احترام میذاره و سعی نمی کنه ازشون سوء استفاده کنه ، چون از پدر ، مهربانی با جنس لطیف زن رو یاد گرفته .

چنین پسری به احتمال زیاد دختر باز نخواهد شد .

این پسر وقتی ازدواج کرد از چه الگویی برای برخورد با همسرش استفاده می کنه ؟! طبیعتا از پدر الگو برداری خواهد کرد .

برای همین به دختران پیشنهاد میشه ، وقتی براشون خواستگار میاد ، سعی کنن از نوع رفتار پدر با مادر خواستگارشون مطلع بشن . اگه با اون پسر ازدواج کردید به احتمال قوی رفتار مشابهی با شما خواهد شد .

متقابلا یه دختر ، اولین برخوردها با جنس مرد رو در خانواده تجربه خواهد کرد . یه دختر نوع برخورد با جنس مرد رو از مادرش یاد میگیره .

این مادر  هستش که به دخترش یاد میده ، چطور با خوش رفتاری یا بد رفتاری های جنس مرد برخورد کنه .

اگه مادر ، خصوصیات جنس مرد رو بشناسه و رفتارش رو با توجه به اون ویژگی ها تنظیم کنه ، دختر هم مادرش رو الگو قرار خواهد داد .

لذا به پسران هم توصیه میشه برای این که نوع رفتار همسر آینده شون رو در خونه ببینن به نوع رفتار مادر و پدر اون توجه کنن .

یاد آوری می کنم که ؛

برخی دختران می پرسند که چرا خواستگارهای من بعد از جلسه اول دیگه بر نمی گردند ؟!

در کنار احتمال هایی که میدید ، نوع رفتار مادرتون در جلسه خواستگاری رو هم به احتمالات تون اضافه کنید . اگه مادرتون در جلسه خواستگاری میدون داری می کنه و پدرتون رو به حاشیه می بره ، این احتمال وجود داره که دلیل فراری شدن خواستگار این باشه که اونا فکر کردن با خانواده ای روبرو هستند که دخترشون روحیه زن سالاری داره .

برای مهرورزی به صورت لمسی حتما لازم نیست که زن و شوهر جلوی بچه ها از هم بوسه فرانسوی بگیرن !

وقتی پدر به خونه میاد ، چه اشکالی داره که پدر و مادر همدیگه رو جلوی بچه ها به روش معمولی ببوسن ؟

برای این که بچه ها حساس نشن ، بهتره که پدر وقتی مادر رو بوسید فوری به سراغ بچه ها بره و با همون نوع بوسه ، بچه ها رو هم مورد لطف قرار بده . چنین بوسه ای باید دید و بازدیدی باشه ! نه این که مادر رو به خودش بچسبونه و بعد از نیم ساعت ! به سراغ بچه ها بره .

البته بوسیدن پیشانی کم خطر ترین بوسه است ! این بوسه فکر هیچ آدم سالمی رو مشغول نمی کنه !

موفق باشید

موضوعات مرتبط: تربیت رفتاری پسران , تربیت رفتاری دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۹۸
    • جمعه ۱۹ تیر ۹۴ - ۲۱:۲۹

    تجسم اعمال به چه معناست ؟ (یاد مرگ)

    بحث تجسم اعمال از مسلمات روایات و آیات ماست . ما از ابتدا تا انتهای منزل آخرت ، هیچ چیزی از پاداش ها و کیفرها ، لذت ها و عذاب های خدا را نخواهیم دید مگر اینکه همان اعمال خودمان را ببینیم .

    صورت دنیای ما در آخرت مجسم می شود و صورت زشت یا زیبا پیدا می کند. یعنی ما بعد از مرگ سر سفره ی خودمان هستیم . و به ما می گویند که دست پخت خودتان را بخورید . در واقع خودمان بهشت و جهنم خودمان را می سازیم .

    داریم که بهشت خالی است. مصالح آن همان اعمال این دنیا است . اگر اعمال خیر بود آنجا لذت های بهشت می شود ولی اگر اعمال شر بود مار و عقرب . جهنم را از جای دیگر برای ما نمی آورند . این همان نیش هایی است که به کسی می زنیم .

    البته اعمال دنیایی ما به این شکل آن طرف نمی رود یعنی این طور نیست که اگر من پولی به فقیر دادم در برزخ پولی به من بدهند بلکه اگر کمکی که به فقیر کردم باعث توانمند شدن او در زندگی می شود و در آخرت و مسیر زندگی آخرتی هم این کار من را توانمند می کند .

    اگر من در اینجا نیشی به کسی زدم یا طعنه ای زدم ، همین الان عقرب درست کرده ام ولی آنرا نمی بینم و فقط نیش آنرا می بینم . این عقرب در قبر همراه ما خواهد بود و بقول مولوی : آن سخن های چو مار و کژدمت      مار و کژدم گردد و گیرد دمت .

    تجسم اعمال یعنی اعمال انسان به شکل آخرتی به ما بر می گردد و بصورت لذت های یا عذاب های عالم آخرت در می آید .

    خدا در قرآن می فرماید : هیچ جزایی نمی بینید مگر اعمال خودتان را .

    کیفرهای آخرت نتیجه ی اعمال ما نیست بلکه خود اعمال ماست . می فرماید : هر کسی در گروی اعمال خودش است .

    یکی از اصحاب صحرا نشین به پیامبر گفت که من را موعظه ای بکنید. پیامبر فرمود که تو بعد از مرگ با کسی همراه خواهی بود که تا قیامت همراه تو هست . اگر همنشین تو کریم و زیبا باشد به تو احسان خواهد کرد ولی اگر همنشین تو زشت باشد در آنجا تو را تسلیم بدبختی آخرت می کند و همنشنی تو عمل تو است. این عمل اگر زشت باشد چیزی است که در قبر از آن وحشت می کنی . این عملی است که از آن سوال می شود و همیشه با تو خواهد بود .

    مرحوم قاضی سعید قمی یکی از عرفای شیعه در کتاب اربعین از شیخ بهایی نقل می کند که ایشان می گوید که من رفیقی داشتم که اهل معرفت بود . بیشتر مواقع به تنهایی به قبرستان می رفت و فکر می کرد . شیخ بهایی می گوید که از دوستم پرسیدم که در قبرستان چیز عجیبی به چشم تو نخورد ؟ او گفت : دیروزی فردی را دفن کردند و رفتند . مکاشفه ای داشتم و دیدم که یک جوان بسیار زیبا رو و لباس فاخر و بوی خوش به قبر نزدیک شد و بعد ناپدید شد . بعد از مدت کوتاهی دیدم بوی متعفنی به مشام می رسد که نفسم گرفت دیدم که سگی می آید و آن سگ به قبر نزدیک شد . بعد دیدم همان جوان معطر از قبر خارج شد در حالیکه خونین است و داشت می رفت .

    از او پرسید که این داستان چیست؟ گفت که من اعمال خوب این شخص هستم و قرار بود که همراه او باشم . آن سگ تجسم اعمال زشت او بود . چون بدی هایش بر خوبی هایش غلبه داشت من را خارج کرد. تا وقتی اعمالش تسویه بشود آن سگ همنشین او است تا من برگردم .

    این واقعیتی است که ما در تجسم اعمال خواهیم داشت . ما نباید اعمال را شوخی بگیریم و هیچکدام از عمل من بی پاسخ نمی ماند و همه چیز ثبت می شود . پس باید مراقبت بیشتری داشت .


    اعمال ما چگونه مجسم می شوند ؟

    موضوعات مرتبط: مباحث یاد مرگ ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۵۵
    • جمعه ۱۹ تیر ۹۴ - ۱۲:۴۸

    با پسری دوست شدم الان اومده خواستگاریم ولی خانوادم مخالفت می کنن

    سلام
    دختری هستم سنم پایین 25 با پسری که سنش پایین 30 هستش ، 6 ماه پیش آشنا شدم اون از اول قصدش ازدواج بود نه دوستی و خانوادش در جریان بود به منم گفت بگو ولی من نتونستم بگم . الان اومده خواستگاری به خانوادم گفتم خانواده من به شدت مخالفن میگن راه دوره؛ تحصیلاتش دیپلم کم؛ کارش (شرکتی) خوب نیست؛ درآمدش کمه و  از این حرفا .
    اصلا اجازه اومدن خواستگاری هم نمیدن این پسره هم گفته من هیچ موقع دیگه بعد تو ازدواج نمیکنم به من میگه کات نکنیم شاید پدر مادرت رضایت دادن  .
    موندم چی کنم خواهشا راهنمایی کنید در ضمن من خودم لیسانس دارم
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۷۳
    • پنجشنبه ۱۸ تیر ۹۴ - ۲۳:۳۱

    همیشه از وجود خواهر بزرگترم که جدا شده ناراحتم

    سلام دختری 25 ساله ام
    خیلی احساس کینه نسبت به حرفای خانوادم دارم همیشه از وجود خواهر بزرگترم که جدا شده ناراحتم انقد که احساس میکنم همه دارن به اون توجه میکنن هر کاری میکنه مرکز توجهه و من اصن دیده نمیشم وقتی خونه نیس رابطم با همه خوبه اما وقتی هست همه رفتاراش آزارم میده .

    خودم میدونم خیلی بدم اما اینا تاثیر توجهات والدینم به اونا و بی توجهی به منه انقد احساس کمبود محبت داشتم از زمان طلاقش که تو 19 سالگی تو محل کارم با رئیس شرکت دوست شدم این دردا همیشه منو آزار میده مشاوره خوبی هم پیدا نمیکنم که اینارو بگم و شهرمونم کوچیکه.
    راستش از شما میخوام که بهم بگین چجوری میتونم بیخیال باشم به خرفا و رفتارا؟
    احساس کینه وجودمو گرفته و بعضی وقتا حرفایی که دوس ندارم بهش برنمو میرنمو خودمو خالی میکنم.. میترسم این شرایط واسه خودمو زندگی آیندم رخ بده و تاثیر بزاره

    خواهش میکنم کمکم کنین

    ---------------

    سلام

    به سوال کننده : لطفا از بخش حذف شده حرفی نزنید


    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۱۸
    • پنجشنبه ۱۸ تیر ۹۴ - ۲۳:۲۵

    دلم برای دوست داشتن و دوست داشته شدن تنگ میشه !

    سلام

    دیروز به طور کاملا تصادفی با این سایت اشنا شدم ، محیط جالبیه ، تقریبا میشه گفت از هر نوع فکر و شخصیت و فرهنگی تو اون میشه پیدا کرد و همین باعث میشه محیط خوبی برای بیان افکار و مشکلات باشه !

    پیش از نوشتن ، میدونم که حرف و حدیثهای منفی زیادی خواهم شنید ، اصولا وقتی شرایط مساعد مطرح میشه ، دو نوع باور شکل میگیره باوری که نویسنده رو ، متهم به ابراز وضعیت مناسبش برای اگاهی دیگران و جلب توجه و این مسائل میکنه !!!!!! و باور دیگر که نویسنده رو متهم به گرفتن درد از بی دردی میکنه و صحبت از این و ان و چنین و چنان میکنه !!!!! در هر حال امتحانش سخت نیست شاید بشه اینجا بخشی از مشکلات و آزارها رو بیان کرد و از نظرات  طیف وسیع افکار موجود در اینجا بهره گرفت .

    تو هیچ یک از موارد زندگی نه تنها چیزی کم نداشتم بلکه همیشه خیلی هم زیادی بودن ، اینقدر زیادی که الان تمام زندگیمو تحت الشعاع خودشون قرار دادن ! زیبائی خدادادی فوق العاده ، وضع مالی بسیار عالی ، تحصیلات خانوادگی و .............. یه اسم و لقب طول و دراز بیخودی که البته برای خیلیا خیلی مهمه !

    تو این وضعیت داشتن دوست و خواستگار و خواهان زیاد طبیعیه ! تقریبا همیشه اطرافت پر از ادمهای مختلفی که به طرق مختلف بهت ابراز علاقه میکنن ! شاید تو زمانی که سنت کمه ، یه همچین چیزهائی جاذبه داشته باشه  و یه حس غرور و اعتماد به نفس بالائی رو ایجاد بکنه ، ولی وقتی که بزرگتر میشی و به خودت نگاه میکنی ، میبینی واقعا تو چی هستی؟ یه پوسته ی ظاهری اراسته ، بی هیچ درونی که برای کسی اهمیت داشته باشه !

    اینهمه تلاش ، البته در حد خودم ، برای ساخت شخصیت  برای خوب بودن  برای پاک بودن برای ارزش گذاشتن به چهارچوب های انسانی که بهشون رسیدی ، کجا ، کی و توسط کی دیده میشه ؟؟؟؟؟

    هیچ وقت حتی یک نفر نبوده که اون شخصیت درونی براش اهمیت داشته باشه ! همه کسانی که دیدم و شناختم از دور و نزدیک ، قالب های انسانی بودن که پشت لباس های شب و کت و شلوارهای میلیونی ، با شخصیت و خوب و انسان ! نامیده میشدند و هیچ کس به درون نه چندان خوب و شاید سیاهی که پشت این زرق و برق ها پنهان شده بود توجهی نمیکرد ! 

    حتی برای خودشون هم مهم نبود و برای همین نه هرگز از کسی پرسیدن که در درون کی هستی و نه اجازه دادن کسی ازشون این سوال رو بپرسه ! همه دوست داشتنها و عشقهاو محبتها ، دروغهائی است که بسته به میزان ظواهر هر شخص و خانواده ای ابراز میشه ! حتی زن و شوهر هم به دروغ همدیگرو دوست دارن تنها چیزی که بین اونهاست ، همین ظاهرای اراسته و دارائی هاست که داشتنش  اونها رو محبوب میکنه و نداشتنش منفور !

    دو سه سالی میشه که با خودم زندگی میکنم ! نه دوستی نه آشنائی نه ارتباطی و نه حتی تماسی با هیچ کس ! حتی در مهمانی های خانواده هم شرکت نمیکنم ! و تنها ارتباطم با خانواده یکجا زندگی کردن با اونهاست !!!!!!!!!!

    دیگه نه تفکرات اونها برای من خوشاینده و نه تفکرات من برای اونها ! بهم میگن دیوانه شدم ! خیلی چیزها رو نمیتونم بنویسیم چون راحت نیستم و میدونم که اینقدر بد برخورد میشه راجع به مسائل که بجای گرفتن انرژی و کمک حالم بدتر میشه !

    تبدیل شدم به یه موجود منزوی که نه در دنیای درون خانوادگی و فامیلی موافقی دارم نه در دنیای  بیرون ! خیلی وقتها دلم برای دوست داشتن و دوست داشته شدن تنگ میشه ! دوست دارم کسی رو فقط بخاطر خودش دوست باشم که منو فقط بخاطر من بخاطر شخصیتی که هستم دوست داشته باشه بدون اینکه اهمیت بده چه شکلی هستم خانواده ام کیه وضع چطوریه !

    چون معتقدم که فقط این عشق میتونه ماندگار بشه تا ابدیت چون از هیچ نیروی بیرونی تاثیر نمی پذیره ، عشقی که توش زیبائی و زشتی و فقر و ثروت دخیل نباشه ، مفهوم واقعی عشق و دوست داشتنه و من فکر میکنم هیچ وقت نخواهم توانست تا یه همچین عشقی رو تجربه کنم و یک خانواده گرم و صمیمی و بی آلایش و خیلی چیزهای دیگر که وقتی فکر میکنم میبینم چقدر زیبا و پر اهمیت هستند و چقدر با ارزش که با هیچ ثروتی نمیتونی به دستشون بیاری !

    "هایلا از"

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۶۸
    • پنجشنبه ۱۸ تیر ۹۴ - ۲۳:۲۱

    نحوه ارتباط کلامی و محبت بین زن و شوهر

    امیر رضا:
    سلام
    شرمنده از وقفه یکساله بین حرفام

    موضوعی که این بار قراره مطرح کنم نحوه ارتباط کلامی و محبت بین زن و شوهره

    اول برای آقایون رو میگم

    آقایون بر عکس ظاهر محکمشون حساس هستن
    این حساسیت کمبودش خیلی دیر خودشو نشون میده
    یعنی ممکنه چیزی نگه برا مورد محبت قرار نگرفتن اما یه دفه خودشو بد نشون میده
    بد نشون دادنش خودشو تو مشاجره ها یا حتی بدترش خیانت باشه...
    پس خانوما جدی بگیرن
    زن ها عمومأ فداکار هستن
    و متأسفانه تحت هر شرایطی فرزند رو به شوهر ترجیح میدن
    این خیلی بده...
    مثلأ بعد بچه دار شدن زن دست شوهرشو نمیگیره
    جمله محبت آمیز (نه تو وایبر خراب شده خانمان بر انداز و اس ام اس ) نمیگه...
    متأسفانه دختر و پسرایی که امروز عقد کردن یا حتی ازدواج کردن با اس فرستادن عشقشون رو ابراز میکنن
    یه شعر میفرستن که نه شاعرش خودشون هستن نه بلدن بخوننش
    طرف مقابل هم نخونده صرفأ میفهمه یه پیام عاشقانه اس...
    چه چیزی برتر از محبت مستقیم و رو در رو میتونه باشه؟
    شما دو نفر کنار هم هستید و واسطه ای مثل گوشی ندارید
    وقتی هم که کنار هم هستید که شعر حفظ نمیکنید!
    بلکه ابراز محبتتون از اعماق وجودتونه و شخص مقابل متوجه میشه
    یه جمله دوستت دارم به شوهرتون یا گرفتن دستاش ( نه شل و ول بلکه محکم چون آقایون ذاتشون تحکمه ) یا تشویقش چه کار ها که نمیکنه!
    محبت بر عکسه تحقیر
    فک نکنید با تحقیر کردن و بعدش محبت جبران میشه
    نخیر
    یه جمله تحقیر آمیز که حتی ناخواسته از دهنتون خارج میشه دل مردتون رو میشکونه
    حالا شما صدبار بعدش محبت کن
    متأسفانه زبون بعضی خانوما مثل ماره
    شوهرشو با همه مقایسه میکنه
    انتظارات بیجا و مالی زیاد داره

    اینا خیلی بده خانوما حواستون باشه
    دل مثل شیشه اس
    مبادا بشکنه که دیگه نمیشه درستش کرد
    با سرکوفت زدن شوهرتون علیه شما میشه و فکر خیانت...

    این متن راجع محبت به خانوماس برا آقایون

    روح خانوما درست مثل یه گلبرگ خوشبوئه
    حتی وقتی در حال نوازش این گلبرگ هستید باید حواستون باشه آسیب نبینه( دقت کنید حتی وقت نوازش )

    خانوم از شما میپرسه دوس داری چی بپوشم؟یا بهم میاد؟
    هیچ وقت نگید بهت نمیاد
    بگید فلان لباس بهتره
    بذارید خانمتون احساس کنه بهترینه

    فراموش نکنید همسرتون فقط یکیه
    با تمام وجود حواستون به روح لطیف شون باشه

    دست خانمتون رو آروم بگیرید
    خانوما جسمشون درست مثل پروانه اس
    تحمل نداره محکم باهاش برخورد شه
    پس اروم دستش رو بگیرید
    سعی کنید وقتی سکوت بینتون برقراره با انگشت شصت پوست روی دستش رو نوازش کنید
    فک کنید گله!

    در محبتای کلامی سعی کنید از تشبیه استفاده کنید
    ولی اغراق نکنید

    مثلأ عطر جدید خریده از شما نظر میخواد
    آروم بغلش کنید و بگید بوی گل میده...

    یا نظرتون رو راجع لباسش میخواد
    بگید مثل ماه شدید

    خانوما عاشق مردای متبسم ولی محکم هستن
    حین محبت لبخندی داشته باشید مست کننده!

    به قول آقای نجفی موفق باشید

    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۷۱
    • پنجشنبه ۱۸ تیر ۹۴ - ۲۳:۱۷

    سوال از خانم هایی که براشون سوند گذاشتند

    سلام من دختر هستم و مجرد . یک مشکلی برام پیش اومده ، دکتر گفته باید برم تست نوار مثانه تا بشه برای درمان قطعی کمک کرد... من تا حالا نوار مثانه نرفتم و اصلا نمیدونستم چیه ولی وقتی رفتم تو نت سرچ کردم و یه چیزایی دستگیرم شد بیشتر نگران شدم.

    آخه نوشته بود که برای بیمار سوند میزارن و اینا. راستش خیلی میترسم .یعنی تا حالا سوند نذاشتم و هیچکسی هم نیست باهاش حرف بزنم و راهنماییم کنه .

    البته یکبار تو سیزده سالگی سوند گذاشتم ولی اون زمان خجالت حالیم نبود که در ضمن حالم خیلی بد بود و بیهوش بودم و چیزی یادم نمیاد. یعنی نمیدونم لحظه ای که میخوان برام سوند بزارن چیکار کنم که نمیرم از خجالت؟

    چند روزه همش دارم به این قضیه فکر میکنم هر جور فکر میکنم بازم روم نمیشه برم. میشه اگر کسی این تست رو انجام داده و یا حالا به هر دلیلی قبلا سوند براش گذاشتن از تجربیاتش بهم بگه...

    کلا بگه دقیقا فضاش چطوریه .اونی که سوند میزاره برای بیمار خانمه یا اقا؟ و بهم بگین چیکار کنم تو اون لحظه از خجالتم کم بشه.
    ببخشید اگه سوالم مسخرس ولی واقعا در این زمینه تجربه ای ندارم و هرکی چیزی میدونه اگر کمک کنه ممنون میشم ازش.

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۱۹۸
    • پنجشنبه ۱۸ تیر ۹۴ - ۲۳:۱۴

    کسی که خودش زندگی خودش را جهنم میکنه

    سلام

    من 27 سالمه و یه ساله که ازدواج کردم شوهرم مرد خوبیه واقعا به من توجه میکنه سر کار بهم پیام میده خیلی محبت میکنه تو خونه واقعا برام کم نمیذاره معمولا برام گل میخره ولی یه مشکلی هست .

    اصلا جلو جمع ابراز احساسات نمیکنه من حسودیم میشه وقتی میبینم برادر شوهرام دور جاریام میگیرن اما اون نه . منم وقتی میام خونه زندگی رو براش زهر میکنم از لحاظ جنسی خیلی به من وابسته است منم سو استفاده میکنم و از این راه تنبیهش میکنم .

    شبایی شده که خیلی التماس کرده حتی پشت پای منو بوسیده اما من محل نذاشتم هر چی میگه من تو خلوت برام کم نمیذارم اما بخدا نمیتونم جلو جمع من تو گوشم نمیره تو رو خدا شما بگید مشکل از منه یا اون ؟

    خودمم خسته شدم حتی چند روز پیش عقد برادرش نرفت گفت آخه میدونم شب که اومدی تلافیش به جونم در میاری .

    کمکم کنین چیکار کنم تو رو خدا راهکار بدید خودمم از دست خودمم خسته شدم  .

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۱۰۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۶۳
    • پنجشنبه ۱۸ تیر ۹۴ - ۲۲:۵۷

    ازدواج با پسری که نمی تونه رابطه جنسی برقرار کنه

    با سلام به همه کاربران محترم خانواده برتر.

    پیشاپیش از پاسخ هاتون تشکر میکنم.

    پسری هستم بیست و پنچ ساله. دانشجوام اما بصورت آزاد کار میکنم و درآمد خوبی هم دارم خدا رو شکر. من از بچگی به خاطر شرایط زندگیم از نظر روحی خیلی آسیب پذیر و حساس شدم و حتی  در دوران نوجوانی هم افسردگی تقریبا شدید گرفتم و بسیار منزوی شدم.

    بخاطر همین مشکلات از نظر جنسی هم خیلی ضعیفم. آدم سردی نیستم اما از نظر روحی واقعا توانشو ندارم حتی با همسرمم راجبش حتی حرف بزنم. توی محیط دانشگاه از حدود یکسال پیش یکی از خانومای همکلاسیم نسبت به من ابراز علاقه کردن.

    ایشونم خیلی دختر پاک و نجیبی هستن اما من بخاطر همین مشکلات بخصوص مشکل جنسیم اصلا نمیتونم به بودن با کسی فکر کنم.

    نمیخوام ازدواج کنم و بعدش طلاق بگیرم یا اینکه همسرم مجبور شه باهام بسوزه و بسازه یا خیانت کنه. همون یه سال پیش سر بهونه هایی از شروع رابطه با اون دحتر خانم اجتناب کردم. اما هنوز بعد از یسال ایشون فراموش نکردن و مستقیم و غیر مستقیم بازم پیشنهادشونو مطرح میکنن, حتی یبارم خودشون بهم گفتن من تا آخر عمرم نمیتونم به کسی جز شما فکر کنم با اینکه هیج وقت رابطه ی خاصی بین ما نبوده.

    خیلی سعی کردم این موضوعو بهشون بگم اما هر کاری کردم نتونستم. خودم بار ها پیش مشاور رفتم و کتابای روان شناسی خوندم اما مشکلی که ریشه توی بچگی من داره  و این همه سال باهام بوده شاید حلش غیر ممکن باشه.

    من از اینکه یه نفر همچین حسی بهم پیدا کرده واقعا در عذابم. با اینکه خودمم بهشون علاقه مند شدم اما نمیخوام ایشونو درگیر مشکلاتم بکنم و میدونم با کس دیگه حتما خوشبخت تر میشن.

    ممنون میشم راهنماییاتونو باهام درمیون بذارین و بهم بگین چطور میتونم این موضوعو غیر مستقیم باهاشون مطرح کنم؟

    آیا دختری حاضره با پسری زندگی کنه, که آقا پسر از همه لحاظ ازشون حمایت کنه اما هیچ رابطه ی جنسی بینشون نباشه؟؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۳۵
    • پنجشنبه ۱۸ تیر ۹۴ - ۲۲:۵۱

    یه دختر طلبه قبول می کنه با منه دانشجو نامزد کنه ؟

    با سلام
    راستش من پسری هستم 22 ساله دانشجو هستم دولتی . از سربازی نیز معاف هستم. تصمیم به ازدواج گرفتم ولی در حال حاضر هیچ چیزی جز درس خوندن بلد نیستم.
    هدفم گرفتن لیسانس و سپس دادن ارشد و دولتی تهران رفتن هست. جایی دور از محل زندگی.
    یعنی تا سن تقریبا 26 سالگی طول می کشه ارشد را تموم کنم و البته قصد کار کردن کنار ارشد را نیز دارم.
    برای من سوال است آیا دختری قبول می کند با منی که در حال حاضر نیز دانشجویی خارج از محل سکونت در شهری دیگر هستم ، و چون دولتی نیز هستم آن قدر سخت می گیرند که کاری جز درس خوندن انجام بدهم ضربه می خورم ، ازدواج کند؟
    در ضمن خود من پسری بسیجی و در عین حال سیاسی هستم و اعتقادات مذهبی سیاسی خاص دارم و هدفم نیز ازدواج با یک دختر طلبه می باشد.
    آیا با توجه به شرایط من دختری طلبه  قبول می کند با بنده برای مدتی نامزد و عقد باشد تا من درسم حداقل لیسانسم تمام شود و بعد ازدواج کند؟
    در ضمن من چگونه می توانم با یک دختر طلبه آشنا بشوم؟
    در ضمن خانواده من به طور کلی دیدگاه مثبتی نسبت به مذهب ندارن. پدر و مادری مذهبی دارم ولی مابقی از فامیل و..... سخت یک دختر طلبه را قبول کنند.
    ولی من غیر از طلبه با کسی دیگر ازدواج نمی کنم.
    حال سوال من این است آیا کسی قبول می کند با توجه به شرایط من به بنده دختری آن هم از نوع طلبه را بدهد؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , ازدواج با طلبه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۴۸
    • پنجشنبه ۱۸ تیر ۹۴ - ۲۲:۴۲

    برو بالا