خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


واقعا یه جنایتکار به تمام معنا بودم !

سلام
می خواستم بدونم اذیت کردن و کشتن حیوانات و حشرات روی زندگی و آینده ی آدم تاثیر میذاره؟
من وقتی کوچیک بودم شاید ده ساله، از سر نادانی یا شیطنت یا هر چیزی نمی دونم، چشمای یه سنجاقک رو از جا کندم و تا سر حد مرگ شکنجه شون می کردم یا مثلا سنجاقک ها رو زنده می گرفتم و به دمشون نخ می بستم بعد ولش می کردم و اون پرواز می کرد و من با کشیدن نخ دوباره پیداش می کردم و این کارو دوباره تکرار می کردم.

یه بار که تعطیلات عید بیرون رفته بودیم ببخشید دو تا قورباغه که توی برکه در حال جفت گیری بودن رو با تفنگ بادی زخمی و آش و لاش کردم، گنجشک هایی که میومدن روی درخت توی حیاط یا روی آنتن با شیلنگ آب خیس می کردم تا پرهاشون سنگین بشه نتونن پرواز کنن و بیفتن تو کف حیاط بعد می گرفتمشون و تا چند روز تو قفس میزاشتمش و بهش آب و دونه میدادم و می خواستم مثلا اهلیش کنم بعضی وقتا میمردن بعضی وقتا هم آزادشون می کردم، گربه ها هم که از دست من و تنفنگ بادیم امون نداشتن، بچه گربه ها هم که نگم بهتره ...
واقعا یه جنایتکار به تمام معنا بودم.
الآن که فکرش رو می کنم واقعا شرمنده میشم از خودم و رفتارام بیزار میشم.
می خوام بدونم مثلا من الان چشمام ضعیف شده به خاطر اون کارایی که کردم و مشکلات دیگه ای هم همین طور برام پیش میاد؟ چه طور کارای اشتباهم رو جبران کنم؟
من الان ۲۰ سالمه پسرم.

موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۱۵
    • جمعه ۵ تیر ۹۴ - ۲۰:۵۷

    پسری هستم که خاله ام جلوی من رعایت نمی کنه

    سلام
    پسری هستم که بی علت نعوظ میکنم و با دیدن خاله خودم به شدت شهوتی میشوم چون ایشون در مقابل من رعایت نمیکنند . من از نعوظ کردن خودم بسیار ناراحتم .
    کمکم کنید با تشکر


    پاسخ :

    سلام
    تا جایی که امکان داره سعی کنید جایی که اون هست شما نباشید . یا اگه مجبور شدید جایی که هست شما هم حضور نداشته باشید  سعی کنید بهش نگاه نکنید .
    این دو نکته هست که باید توجه داشته باشید :
    1 - نمی تونید بگید چون من این طوری میشم پس پسر بدی هستم و خدا از دست من ناراحته . شما حالت طبیعی خودتون رو دارید منتهی اگه نگاه کنید و بهش فکر نکنید خوب بودن شما تکمیل تر میشه .
    2 - خاله شما هم زن بدی نیست . ولی بعضی از چیزها رو نمی دونه که باید به طریقی توسط بزرگ ترها بهش گوشزد بشه .
    اون فکر می کنه چون شما محرمش هستید پس مشکلی نیست می تونه جلوی شما راحت باشه . غافل از اینه که که اندام جنسی رو فقط باید برای شوهر به نمایش گذاشت نه همه ی محارم .
    احتمال 99.99 درصد اون نمی دونه که برای شما تحریک کننده است . پس کارش در تحریک شما عمدی نیست .
    متاسفانه هستند خانم هایی که فکر می کنند چون اون پسر محرم منه پس مشکلی نیست !!! فکر می کنن محرم بودن ، بحث تحریک کننده بودن رو پوشش میده .

    به شما حق میدم که نتونید چیزی از این ماجرا به کسی بگید . مخصوصا اگه اون فرد ناآگاه باشه ، فوری ممکنه انگشت اتهامش رو به سمت شما بگیره و بگه خجالت بکش اون خاله ی شماست !

    پس اگه مجبورید با کسی در میون بذارید برید سراغ دایی بزرگتر ، پدر بزرگ یا مادر بزرگ مادری . حداقلش اینه که اگه قراره باشه کسی در این زمینه شما رو درک کنه این سه نفر بهترین هستند .
    موفق باشید

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۸۶
    • جمعه ۵ تیر ۹۴ - ۲۰:۵۶

    وظایف ما در قبال کسی که در حال احتضار است (9)

    گاهی اوقات انسان با فردی مواجه می شود که در لحظات بسیار سخت و حساس احتضار است و نیاز دارد که کسی به او کمک بدهد، اما اطرافیان که در کنار او هستند اصلاً نمی دانند که چه کاری بکنند .

    برای یک مسلمان زشت است که در آن هنگام نداند چکار باید بکند . درباره ی شخص محتضر یک وظیفه ی واجب و تعدادی نیز وظیفه ی مستحب داریم .

    وظیفه ی واجب این است که اگر مواجه شدیم با فردی که علائم مرگ در او مشخص شده و به نظر می رسد در حال رفتن از دنیا است او را رو به قبله کنیم . این کار بر هر مسلمانی واجب است البته اگر کسی او را رو به قبله کرد از دیگران ساقط است یعنی واجب کفایی است .

    باید طوری او را به پشت بخوابانیم که کف پاهای او به سمت قبله باشد . البته اگر در جایی بود که این کار امکان پذیر نبود ، مثلاً بر روی تخت بیمارستان که به فرد سرم و دستگاه های مختلفی وصل است و این امکان وجود ندارد ، باید حتی الامکان و تا جایی که به این شکل شبیه تر است او را قرار داد . اگر هم نشد که ساقط است .

    در روایتی از پیامبر اکرم (ص) فلسفه ی این کار گفته شده است . ایشان فرمود اگر کسی را اینگونه رو به قبله کنید دائم تا زمان قبض روح ملائک الهی و خود خداوند با رحمت خود به او رو می کنند .

    آداب مستحبی نیز وجود دارد که اولین آن مسئله ی تلقین است . این را باید در نظر بگیریم که آن شخصی که در سکرات موت قرار دارد به قدری در سرگردانی و تحیر است که چه بسا اسم خود را نیز به یا نمی آورد . او در یک حالت گیجی و تحیر تام است . لذا در روایات متعدد گفته شده که به او کمک بدهید .

    شهادتین را به این صورت به او تلقین کنید ، در کنار او نشسته و آرام آرام نه با داد و بیداد و دعوا و اینطور چیزها که بیشتر او را اذیت کند به دهان او بگذارید که بگو لااله الا الله ، خدا یکی است . اسم پیامبر را ببر و بگو محمد رسول الله . امام اول خود را بگو ، امیر المومنین علی (ع) . پیامبر اکرم (ص) فرمود : این کار را بکنید و حرف های پراکنده دیگر نزنید و سپس فرمود: اگر به این صورت تلقین کنید آن کسی که بر زبان او این کلمات باشد و با اینها از دنیا برود داخل بهشت می شود .

    البته معلوم است که از روی اعتقاد این کلمات را می گوید و طوطی وار بیان نمی کند .

    دومین نکته تلقین دعای فرج است . دعای فرج آن چیزی است که در قنوت ها در رساله ها گفته شده بخوانید . افراد می توانند در رساله ها قسمت قنوت مراجعه کنند . لا اله الا الله الحلیم و الکریم ، لااله الا الله العلی العظیم ، سبحان اله الرب السماوات و ... در رساله ها به این بخش رجوع بفرمایید .

    این دعای فرج است که خود مرور اعتقادات توحیدی است . این را آرام آرام بخوانید که شخص محتضر به دنبال شما بخواند .

    امیرالمومنین (ع) بر سر بالین هر محتضری که می رفتند و این را می خواندند می فرمودند که دیگر ترسی نیست .

    سومین نکته ای که توصیه شده خواندن هر جای قرآن ، خصوصاً آیت الکرسی ، سوره ی یاسین و صافات است . این ها را بخوانیم و لازم نیست تلقین کنیم . در روایات داریم یاسین را که می خوانید ملائک رحمت نازل می شوند . صافات را که می خوانید وسوسه های شیطان دفع می شود . اینها آثار این سوره ها است که در آن هنگام خیلی مهم است .

    چهارمین چیزی که ما به آن توصیه شده ایم القاء امید است . خوف و رجاء و بیم و امید یک مومن تا وقتی که زنده است باید مساوی باشد . هم از اعمال خود ، از آخرت و از عذاب بترسد و هم به رحمت خدا امیداور باشد .

    اما در روایات متعدد داریم که هنگام مرگ باید فقط امید باشد . لذا به آن شخصی که هنگام احتضار است رحمت خدا را القا کنید . اهل بیت به تو کمک می دهند و جایی می روی که به استقبال تو می آیند .

    ما در روایت داریم که رحمت خدا در آخرت به گونه ای است که حتی ابلیس به آن طمع می کند . ابلیسی که گناه اولین و آخرین به عهده ی او است وقتی رحمت خدا را می بیند می گوید شاید ما را هم ببخشند . باید این رحمت را با خواندن همین روایات به فرد القاء کرد و اگر هم بلد نیستیم بگوییم که لطف خداوند متعال بی نهایت است ، گناه ما محدود است اما رحمت او نامحدود است . لطف خدا بیشتر از جرم ماست نکته ی سربسته چه گویی خموش .

    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "

    موضوعات مرتبط: مباحث یاد مرگ ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۰۰
    • جمعه ۵ تیر ۹۴ - ۰۷:۰۷

    هم زندگی زناشویی رو دوست دارم و هم ازش میترسم

    حدود 26 سال سن دارم از لحاظ تحصیلات و خانواده در سطح خوبی هستم تا بحال خواستگارانی داشتم ولی وقتی در مرحله ی خواستگاری قرار میگیرم از ناخوداگاه حس ترس نسبت به فرد مورد نظر پیدا میکنم وقایع روزمره جامعه رو میشنوم می بینم از زندگی زناشویی هراس به دلم میاد.
    ترس از آینده ای که معلوم نیست با چه کسی شروع کنم . خیانت هایی که امروزه مردم باهاش دست به گریبان هستن کسایی که ازدواج کردن و ناراحتن و همیشه بهم توصیه میکنن ازدواج نکنم.
    همیشه سعیم این بوده تمام عشق و علاقه ام رو نثار یک نفر بکنم خیلی خویشتن داری کردم و فکر میکردم اگر من پاکدامن باشم قطعا همسر خوبی نصیبم میشه ولی دیدم دخترا و پسرایی رو که پاک بودن ولی به مشکل برخورد کردن . این حس رو از زمان کودکی داشتم از ازدواج میترسیدم هم زندگی زناشویی رو دوست دارم و هم ازش میترسم.
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۹۰
    • پنجشنبه ۴ تیر ۹۴ - ۲۳:۵۵

    برقراری تفاهم مالی در بین زن و شوهرهای شاغل

    مسائل اقتصادی بین همسران در زندگی مشترک همیشه برای بنده سوال بوده و پاسخ قانع کننده ای برایش پیدا نمی کنم!
     وقتی که فقط مرد شاغل هست و زن خانه دار که مسئله حله و مشکلی نیست.
    سوال من اینجاست که دوستان متاهلی که این پست رو می خوانید و آقا و خانم هر دو شاغلین، چگونه در مسایل اقتصادی و مالی به تفاهم رسیدید؟ حقوقتونو یکجا و در یک حساب می گذارید یا هر کس جداگانه برای خودش؟ برنامه ریزی اقتصادی زندگیتان چطوری؟ 
    خرج و مخارج خونه و زندگی با کیه؟ در مواقعی که خانم شاغل هست آیا آقایان باید به خانم خرج خانه و نفقه بپردازند؟
    همکاری داشتم که حقوقش رو کامل برای خودش پس انداز می کرد و بالعکس همکاری که شوهرش هر ماه منتظر حقوق خانم بود! و یا خانمی که پا به پای شوهرش بود و یا خانمی که با همسرش توافق کرده بودند که خانم همیشه لوازم منزل رو بخرند... و.... 
    کلا هر نظری و تجربه ای، برنامه ای دارید بفرمایید، ان شاء لله اینجا به جواب برسم!
    پاسخ این سوال بسیار برام مهم و حیاتی هست. متشکرم
    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری , اقتصاد خانواده ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۹۰۳
    • پنجشنبه ۴ تیر ۹۴ - ۲۳:۵۵

    به این نتیجه رسیدم که احتیاج جنسی خودم رو از راه صیغه برطرف کنم.

    سلام دوستان
    از خداوند منان آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما رو در این ماه مبارک دارم.
    راستش حرفای من یه خود انتقادی از جوونای نسل امروز و جامعمون هست. بنده 27 سالمه و تا این سن فقط داشتم، درس میخوندم. تو دوره ارشد و دکترا رتبه تک رقمی آوردم و الآن تو دانشگاه معتبری تو تهران دکترا میخونم.
    قبلاً اینجا یه بحثی دیده بودم که محتواش در مورد این فکر اشتباه آقایون بود، که تو این زمونه هر جا به خواستگاری برن از دخترا جواب رد نمیشنون. دخترها هم در جواب خواسته بودن، پسرا رو از این به اصطلاح توهم دربیارن.
    راستش منم به نوعی همچین فکری میکردم و مطمئن بودم که هر دختری رو بخوام با تلاش و توکل به خدا به دستش میارم. هر چند به خاطر درسم که فوق العاده سنگینه جایی وقت نمیکنم کار کنم، اما چند وقت پیش نیاز عاطفی و جنسی به ازدواج پیدا کردم.
    از یک طرف هم احساس تنهایی همه جانبه ای میکردم و هم می دیدم که دوستان، فامیل ها و آشنایان من حتی با سن کمتر الآن زن و بچه دارن و من باید ازشون خجالت بکشم.
    به همین خاطر دل رو به دریا زدم و با خانواده در این مورد حرف زدم و اونا هم چند جارو برای خواستگاری مطرح کردند. مواردی رو هم که انتخاب میکردیم؛ اکثراً دخترانی با چهره های معمولی و تحصیلات متوسط و البته خانواده خوب و آبرومند بودن.
    با کمال تعجب همه این خانواده ها حتی اجازه ندادن، ما به خونشون بریم و همون اول به صورت تلفنی جواب رد دادن.
    شما فکرشو بکنید پدر مادر اینها بدون اینکه حتی قیافه و ظاهر من و خانوادم رو ببینند؛ با شنیدن شرایطم جواب رد میدادن. هر چند به لحاظ شرایط کاری بهشون حق میدم، اما دیده بودم در ازدواج هایی دختر و پسر یک مدتی با هم نامزد میشن، تا وضعیت مالی پسر بهتر بشه و بعدش اقدام به ازدواج بکنند.
    منم همچین مدلی مد نظرم بود. اما الآن دیگه دلسرد شدم. موارد زیادی که جواب رد شنیدم، متقاعدم کرد که انگار نظام مالی سرمایه داری و فرهنگ جهانی اون اولویت های جامعه و خانواده های ما رو از ازدواج جوانان به پول پرستی تغییر داده.
    من ادعایی راجع به پاک بودن خودم ندارم، اما در احادیث ما هست که اگر برای دختر شما خواستگاری اومد که از نظر اخلاق و دین او را پسندیدید، دختر خودتون رو به عقدش در بیارید و اگر این کارو نکنید،  فتنه بزرگی در عالم ایجاد خواهد شد.
     پس چرا معیارهای دختران و خانواده هایشان امروزه در ازدواج انقدر مادی شده؟ من خودم دو تا خواهر دارم و خواستگارایی که براشون میومد انقدر سخت گیری نمیکردیم. در واقع سعی داشتیم، بر اساس تفکر مذهبی رفتار کنیم، اما انگار جامعه این نوع مدل ها رو قدیمی و پوسیده میدونه.
    میخوام از شما دخترا بپرسم که مگه پدر مادرای شما اول ازدواج و زندگیشون چی داشتن که الآن همچین شرایط سختی پیش پای پسرا میگذارید؟

    همه شما فقط در صورتی که پسری خونه و کار پردرآمد و تحصیلات عالیه و زندگی مرفهی داشت، حاضرید بپرید تو زندگیش و از خوان نعمتش بهره مند بشید؟ زحمت میکشید واقعا! یعنی حاضر نیستید هیچ سختی و تلاشی رو تحمل کنید و زندگی رو بسازید تا به خواسته ها و ایده آل هاتون برسید؟

    اصلاً دخترایی که به دلایل مالی و شعلی به خواستگارا جواب رد میدن، مگه خودشون تو چه خونواده ای زندگی میکنن؟ آمارها نشون میده، بیش از 40% مردم ایران زیر خط فقر زندگی میکنن، اما چرا همین مردم موقع اومدن خواستگار به خونشون توهم میزنن و درخواست خونه و درآمد میلیونی از پسر میکنن؟
    باورتون نمیشه یکی از خانواده هایی که خواستگاریشون مطرح شد، پدرش بنا بود و دخترش دانشجوی تربیت معلم و ما حتی نتونستیم خونه اونا رو پیدا کنیم. چون محلشون پر از کوچه های تنگ و نامناسب بود و خانواده فقیری داشتن. اما بعد از سه بار اصرار ما برای خواستگاری جواب منفی دادن. با اینکه وضع مالی خانواده ما چند برابر بهتر از اونها بود!
    اینو میخوام بگم وضعیت ذهنی و شرایط واقعی مردم ما با هم کلی فاصله گرفتن و ما یک جامعه پرتوقع داریم، در حالی که دستهای جوونهای ما خالیه.
    شاید شما اینو به وضعیت معیشت مردم در این سالها ربط بدید. درسته زندگی امروزه به لحاظ مالی و اقتصادی سخت تره، چون پول بر همه جنبه های زندگی ما حاکم شده و همه چیز رو با معیار مادیات میسنجن.
    اما منی که تاریخ ایران رو خوندم، به جرأت میگم اگر شما به انتظار وضعیت بهتری از نظر اقتصادی هستید، تا شما ازدواجها رشد کنه در خیال خامی سیر می کنید. چون ایران امروز وضعیت اقتصادی به مراتب بهتری از اقتصاد معیشتی دوره قاجار یا اقتصاد وابسته دوره پهلوی داره. همینطور سطح کیفیت زندگی مردم و رفاهشون به مرور بهتر شده. مثال این قضیه جایگزینی کامل برنج بر سر سفره های ایرانی برای هر وعده غذاییه.
    در حالی که در گذشته اصلا برنج غذای اعیانی به حساب میومد و به جای اون مردم  عادی نون و پنیر، ماست یا حتی اشکنه میخوردن. اما در اون دوروان هم ازدواجها بیشتر و البته محکمتر و پایدار بودند. امروزه نرخ طلاق در منطقه شمیرانات تهران که مرفه ترین منطقه تهران یا حتی کل کشوره 33 درصده، اما همین آمار در روستاها به 12% میرسه.
    میشه نتیجه گرفت سلطه ارزش های مادی بر زندگی ها حتی باعث فروپاشی خانواده ها و سست شدن انگیزه جوونها برای ازدواج میشه.

    اما حرف آخر: من با این موارد خواستگاری که داشتم به این نتیجه رسیدم خانواده های دخترا، اول از همه پول منو برای ازدواج در نظر میگیرن. پس منم میتونم با این دید به ازدواج نگاه کنم. برا همین از خیر نیاز عاطفیم میگذرم و احتیاجم رو از راه صیغه که حلال شرعی خداونده برطرف میکنم.
    چرا باید خودمو این همه به زحمت و خستگی و کار و تلاش طاقت فرسا بندازم تا بتونم پول جمع کنم و یکی رو که به چشم مادی به من نگاه میکنه به زندگیم بیارم. مقدار ناچیزی از اون رو صرف صیغه میکنم و حداقل آرامشی جنسی رو در زندگی کسب میکنم.
    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , درد دل های دختران و پسران ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۴۵۳
    • پنجشنبه ۴ تیر ۹۴ - ۲۳:۵۴

    می ترسم موقعی که خوابم فحش بدم


    سلام.
    من *1 ساله هستم . مشکل من اینه که تو خواب حرف میزنم. ترس من از حرف زدن تو خواب اینه که فحش بد بدم یا مثلا وقتایی که خواب های چیزدار میبینم اونا رو حرف بزنم. البته اطرافیان در مورد حرف زدن در مورد چیزهای بد به من چیزی نگفتن ولی من خیلی میترسم و نگرانم چکار کنم؟

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۰۷
    • پنجشنبه ۴ تیر ۹۴ - ۲۳:۵۴

    بیاید چله ی ترک گناه بگیریم .

    رسول اکرم صلی الله علیه و آله :
    ← نزد خداوند متعال ، هیچ چیزی محبوب تر از جوانی توبه کار و ... نیست .
    ← هر آینه شادی خداوند از توبه بنده خود بیشتر است تا شادی نازایی که بچه می آورد و گم کرده ای که گم شده خود را می یابد و تشنه ای که به آب می رسد .
    ← توبه زیباست و از جوان ، زیباتر

    از امروز با خدا عهد ببندیم که یک گناه رو انجام ندیم . پیشنهاد می کنم از غیبت شروع کنیم .
    تجربیات و پیشنهادات فراموش نشه لطفا .
    موفق باشید

    گناه اول ← غیبت ← تاریخ شروع 9 تیر 94 ← ساعت 14:22
    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۹ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۴۲۳
    • پنجشنبه ۴ تیر ۹۴ - ۲۳:۵۲

    سوال از آقایون و خانم هایی که به تازگی پوشش کاملتری انتخاب کردند

    توی جامعه امروز ما جوونا یه جور دغدغه مشترک دارن و اون نوع پوششه .
     هرکسی از نوع پوشش و ظاهر خودش و هم کیشاش طرفداری میکنه, و حاضره بقیه رو بکوبه ( البته نه همه ) که تیپ و وجه ظاهری خودشو توجیه کنه!!
    روی صحبت من با خانم یا آقای محجبه ایه (حجاب برای آقایون هم وجود داره ) که خیلی مقیده از نظر ظاهری و البته رفتاری و قبلش 180 درجه عکس بوده و به یه درک و آگاهی رسیده که باید مسیر زندگیشو عوض کنه
    لطف کنه و از اون جرقه یا نقطه استارت این تحولش برای بقیه دوستان هم بگه تا بتونن استفاده کنن
    یه جورایی زکات این لطف و توجهی که خدا بهش داشته رو با این به اشتراک گذاشتن میده
    ممنون

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۶۸
    • پنجشنبه ۴ تیر ۹۴ - ۲۳:۴۸

    کسی که مشکل پارانویید داره طی چند ماه می تونه عوض بشه ؟

    با سلام
    کمتر از یک ساله که از شوهرم جدا شدم اما چون متاسفانه همکار هستیم این مدت همیشه با هم در ارتباط بودیم و بقیه همکارام از جداییمون اطلاع ندارن. دلیل جداییمون مشکل پارانویید بودن شوهرم بود.

    ما پیش روانشناسان و مشاوران زیادی رفتیم اما شوهرم قبول نمی کرد که مشکل داره مشاوران میگفتند اگه میخوای که براش قرص بنویسیم و بنداز داخل غذاهاش که بخوره اما به مرور زمان بدنش نسبت به قرص قوی میشه و احتمال بدتر شدنش هم هست.

    من توی خونه خودم ،محل کارم هیچ جوری امنیت جانی نداشتم سر کوچکترین موضوع کتکم میزد و بهم تهمت ناروا میزد کتک زدنش هم در حد مرگ بود آنقد کتک میزد که دست و پای خودش خسته میشد اما همینکه تمام بدن من کبود میشد شروع میکرد به بوسیدن زخما و کبودیای بدنم حتی زیر پاهامو می بوسید و معذرت خواهی میکرد که ببخشید دست خودم نبود.

    همیشه حرفش این بود که به تو اعتماد کامل دارم به مردم دنیا اعتماد ندارم اما من باید به جای مردم دنیا کتک میخوردم! خلاصه انقد اذیت کرد که تحملم تمام شد و مهرمو بخشیدم حتی تمام حساب بانکیمو خالی کرد و ازش جدا شدم.

    حالا دوباره خواستگاری میکنه و میگه که مثلا خوب شده. میگه برگرد که برات بهترین همسر میشم. اما نمیتونم حتی یه لحظه به گذشته برگردم. سوال من اینه که آیا کسی که مشکل پارانویید داره چند ماهه مگه عوض میشه؟!

    مشکل اساسی من همکار بودنمونه  آیا من باید قید کارمو بزنم ؟من در بد شرایطی هستم خواهر برادرام ازدواج کردن ، پدر مادرم پیرن حتی توانایی مالی اداره کردن زندگی خودشونم ندارن حالا منم کارمو رها کنم  باید از پدرم پول جیبی بگیرم.

    اینم میدونم تا سر کار میرم باید قید ازدواجو بزنم چون حتی الانم که از هم جدا شدیم  باز مثل سایه دنبال منه که کسی چپ نگام نکنه باز الانم دست از اون تهمتاش بر نداشته فقط دیگه نمیتونه کتک بزنه. اونوقت ادعا هم میکنه که عوض شده. بنظر شما برگشتن من با این اوصاف عاقلانه است؟ناگفته نماند من محجبه هستم و حتی اهل آرایش هم نیستم و لزومی  برای کوچکیرین تذکر و اینکه تهمت بزنه نمیبینم و همیشه میگه به خاطر متانت و نجابتت انتخابت کردم پس این دو گانگی  رفتارشو چکار کنم اگه به من اعتماد داره پس چرا اونقد زجرم می داد؟! من واقعا درمانده ام  نمیدونم باید چکار کنم؟

    شما کمکم کنید خواهش میکنم دلسوزانه بگید چکار کنم؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۷۰
    • پنجشنبه ۴ تیر ۹۴ - ۲۳:۴۵

    برو بالا