خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

کسی رو ندارم که باهام خواستگاری بیاد

سلام

من 37 سالمه مجرد تک پسر دارای 3 خواهر ، از دوران کودکی  با خانوادم مشکل داشتم تا در نوجوانی به اوجش رسید و متاسفانه به فامیل هامون هم کشیده  شد تا اینکه رابطمو با همه قطع کردم .

الان 4 ساله که مادرم فوت شده میخوام ازدواج کنم نه کسیو میشناسم و نه کسیو دارم پا پیش باره .

خلاصه خیلی تنهام لطفا بگید چیکار کنم ؟


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج آقایان

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • ۹۴۷ بازدید
    • سه شنبه ۱۹ مرداد ۹۵ - ۲۱:۳۰

    اعتماد بنفسم رو از وقتی وارد دانشگاه شدم پاک از دست دادم

    با سلام

    من به تازگی با سایت خانواده برتر آشنا شدم فوق العاده عالی هستش ممنون از اینکه محیط مناسبی رو فراهم کردید تا بتونیم بدون ترس از شناخته شدن در مورد دغدغه های زندگیمان صحبت و مشورت کنیم

    من دختری 20 ساله و مذهبی هستم زمانی که برای کنکور اماده میشدم نذر کردم که اگر در رشته دلخواهم (پزشکی) قبول شدم بعد از ورود به دانشگاه چادری شوم و این پوشش رو هم واقعا دوست دارم اما پس ورود به دانشگاه خیلی تو ذوقم خورد .

    روابط همکلاسی های پسر و دختر خیلی صمیمی تر از چیزی هست که فکرشو میکردم تقریبا هفته ای دو سه بار همه دسته جمعی دخترا و پسرا با هم بیرون میرن و کلا خیلی راحتن همه با هم .

    ولی من با وجود گذشت دو ترم هنوز یخم اب نشده و فکر نمیکنم هم هیچ وقت بشه ( من دانشگاه ازادم ) اصلا با پسرا راحت نیستم یه جورایی حس میکنم توی کلاس من مثل بقیه نیستم و همکلاسی هام با من خیلی خاص برخورد میکنن انگار از من میترسن .

    همکلاسی های دخترم هم بخاطر اینکه مثل خودشون نیستم با من خیلی اخت نمیشن و ازم فاصله گرفتن . تقریبا میشه گفت از کلاس خودمون هیچ دوستی ندارم و فقط با چند تا از ترم بالایی ها که مثل من هستن دوستم .

    توی کلاس خیلی تنها هستم این به درسم هم داره لطمه میزنه از این موضوع واقعا کلافه ام طوری شده که الان که تابستان داره تمام میشه وقتی فکر میکنم دوباره باید به اون شرایط برگردم واقعا عذاب میکشم .

    حس میکنم به خاطر چادری بودنمه چون توی کلاس فقط من چادر میزنم حتی چندین بار که همکلاسی های پسرم مرا مسخره کردند واقعا خیلی ناراحت شدم و هر دفعه تا خود صبح گریه کردم ولی خودمو زدم به کر گوشی  .

    احساس میکنم همکلاسی هام و مخصوصا پسرا ازم متنفرن که مثه بقیه بچه ها باهاشون راحت نیستم و بیرون نمیرم اعتماد بنفسم رو از وقتی وارد دانشگاه شدم پاک از دست دادم .

    به نظر شما من  رفتارم اشتباهه و باید مثل بقیه باشم و اینکه عکس العملم در مقابل تمسخر و نگاه های تنفر امیز پسرای دانشگاه چجور باشه ؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اعتقادی

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۴۸ نظر
    • ۱۷۰۷ بازدید
    • سه شنبه ۱۹ مرداد ۹۵ - ۲۱:۲۳

    من یه پسرم کنار کلی دختر !

    با سلام خدمت شما عزیزان

    من 24 سالمه و مجردم تو شرکتی کار میکنم که تو اتاقی هستم که دور تا دورم دخترای مجردن ، البته همشون از 25 سال به بالا هستن ولی باز سخته یه مرد وسطه این همه خانوم باشه ، چند بار به مدیرمون گفتم که من تو این اتاق نباشم ولی میگه نمیخوام تو اتاق فقط دختر باشه اینجوری کل اتاق شلوغ میشه !

    اینقدر گذشته دیگه رابطمون یکم صمیمی شده و من راستش یه خانومی رو دوست دارم که تو شرکتم نیست و حس میکنم اینکه بین این همه دخترم حسمو داره ضعیف میکنه ، خواهشا راهنماییم کنید چیکار باید بکنم؟

    ممنون


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج آقایان

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • ۱۴۹۹ بازدید
    • سه شنبه ۱۹ مرداد ۹۵ - ۲۰:۵۰

    علائم حاملگی و پریودی رو دارم اما هیچ خبری نیست

    سلام خسته نباشید

    من خیلی کلافه شدم. این 19 روزه از پریودیم میگذره هنوز نشدم. آزمایش هم دادم منفی  بود. بی بی زدم منفی بود. رفتم دکتر هفت روز پیش دو تا آمپول پروژسترون زدم 50 میل باز هم نشدم. علائم حاملگی و پریودی رو دارم اما هیچ خبری نیست. بیست و چهار سالمه، هشت ماهه اقدام به بارداری کردیم. از نظر رحم و تخمدان مشکلی نداریم. خیلی اذیتم بی زحمت بگید که باید چی کنم ؟


    موضوعات مرتبط :
    بارداری و زایمان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶ نظر
    • ۱۶۲۵ بازدید
    • سه شنبه ۱۹ مرداد ۹۵ - ۲۰:۴۸

    چکار کنم که شوهرم کمی به عقاید و علایقم احترام بذاره

    سلام وقت بخیر دوستان

    من دختری درونگرا هستم که حدود یازده ماهه با اقایی عقد کردم شخصیتشون دقیقا برعکس منه برونگرا هستن.

    من فوق‌العاده ایشونو دوست دارم اما متاسفانه تو اکثر موارد با هم کنار نمیایم ایشون لجباز و یکدنده هستن بعضی وقتا عقایدمنو به سخره میگیرن ، عاشق رفت و آمد با فامیل و دوستان هستن در صورتی که من بیشتر وقتا ترجیح میدم یا تنها باشم یا با خودشون واقعا در عذابم نمیتونم از علایقم بهش بگم چون میترسم مسخره‌م کنند .

    در ضمن من رفتار نسبتا آرامی دارم و به قول معروف مظلوم هستم ولی این به این معنی نیست که خجالتی باشم در جمع های غریبه خجالت نمیکشم اما چون همیشه تنها بودم نمیتونم خیلی راحت با کسی ارتباط برقرار کنم و همین باعث میشه بقیه فکر کنن خودمو میگیرم!

    به نظرم همسرمم این فکرو میکنه بعضی وقتا چون واقعا نمیفهمم دلیل بعضی رفتارای تحقیر امیزش با من چیه ؟

    ممنون میشم راهنماییم کنید چطور با همسرم کنار بیام و اگه بشه بهش بفهمونم که نباید منو به تمسخر بگیره و کمی به عقاید و علایقم احترام بذاره.

    پیشاپیش از راهنمایی‌هاتون ممنونم.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • ۱۰۱۸ بازدید
    • سه شنبه ۱۹ مرداد ۹۵ - ۲۰:۴۶

    موقع صحبت معمولی با یه پسر مایع لزجی ازم خارج میشه

    سلام

    دختری هستم که مدتیه با پسری چت میکنم ولی اصلا راجع به مسائل جنسی و اینا نمی حرفیم با این حال بعد چت همش مایع لزجی از من خارج شده که با ترشحات عادیم فرق داره.

    اصلا حرفامون تحریک آمیز نیست یعنی اصلا نمیذارم که باشه اوجش اینه که بهم بگه عاشقتم و اینا. نمیدونم دلیل این ترشح چیه ؟ با توجه به اینکه من قبلا ۲ سال خ ا داشتم ولی بعد ترک کردم آیا مشکلی برام پیش اومده؟ آیا این ترشحات غسل داره ؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۵ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • ۳۶۴۵ بازدید
    • دوشنبه ۱۸ مرداد ۹۵ - ۱۷:۰۶

    برو بالا