سلام دوستان

من به عنوان یه مرد متاهل دوس دارم انتظاراتم از خانمم رو اینجا بنویسم شاید به درد یه عده از خانمای محترم بخوره و بتونن تو زندگیشون رعایتش کنن.

خیلی جاها خوندیم که ابراز علاقه زبانی به زن و احترام به مرد توی زندگی زناشویی خیلی مهمه . من این موضوع رو تایید میکنم و چند تا مصداق هم در مورد احترام به مرد بهش اضافه میکنم.

یکیش اینه که مثلا من به خانمم میگم که یه روز تخت خواب رو من مرتب میکنم یه روز شما. اما خانم من خیلی اوقات این کارو نمیکنه . یا بهش میگم موقعی که دو تایی از سر کار برمیگردیم جوراب هامون رو هر کی خودش بشوره به صورت روزانه - به خاطر بوی بد - اما ایشون خیلی از اوقات جورابش رو پرت میکنه یه گوشه و نمیشوره و یا بهونه خستگی میاره .

یا من میگم مثلا الان ترافیکه و برا رفتن به خرید یا تفریح خیلی توی ترافیک میمونیم و خسته میشیم بهتره یه جای نزدیکتر انتخاب کنیم برا تفریح یا خرید . ایشون بهونه میارن که شما منو دوست نداری!!

یا مثلا برا درست کردن صبحانه بارها ازش خواستم که با هم صبحانه بخوریم و دوست دارم خانمم برام صبحانه آماده کنه اما ایشون بعد از ناراحتی من از رفتارش همچنان میگه "دارم رو خودم کار میکنم " و متاسفانه به جز یکی دو بار هنوز وقتی من صبحونه میخورم ایشون خواب هستن و حتی روزهای تعطیل تا ساعت 10 یا 11 خواب هستن .

یا من بارها در مورد مرتب بودن و اینکه هر وسیله ای جای خودش باشه و از هر وسیله ای استفاده کرد دوباره بذاردش جای خودش بارها باهاش صحبت کردم ولی چی بگم که باز هم ایشون رعایت نمیکنه و در جواب من میگه " انقد خط کشی نباش" یعنی انقد مقید به آداب نباش!!

مثلا حوله حموم رو میندازه رو مبل و اصلا بر نمیداره گاهی لباس ها نامرتب توی اتاق پخش هستن . روی میز آرایش شون که همیشه نامرتب هست. من بارها در مورد مرتب بودن با ایشون صحبت کردم.

اینا مصداق هایی هستن که یه مرد میفهمه مورد احترام خانمش قرار گرفته و خانمش دوستش داره. الان یه عده میگن شاید من وسواس فکری دارم ولی اصلا اینطور نیست و کیه که از تمیزی و مرتب بودن بدش بیاد!

مثال های دیگه ای رو میشه مطرح کرد اما واقعا من نخواستم خانمم پام رو با شیر ماساژ بده ، من نخواستم کفش منو واکس بزنه، من نخواستم لباس های منو اتو کنه،  ولی کاش دیگه جوری نباشه که من بخاطر اینکه خانممه و برای اینکه نامرتب نباشه و برای اینکه خجالت نکشم وقتی باهام بیرونه کفشاش رو پاک کنم لباسش رو اتو کنم و آداب اجتماعی صحیح رو بهش یاد بدم.

گاهی اوقات حس میکنم از علاقه من به خودش سوء استفاده میکنه و انتظاراتی که ازش دارم رو برآورده نمیکنه. حتی توی حرف زدن با من وقتایی که ناراحتی پیش میاد بد باهام حرف میزنه من قبل از ازدواج بهشون گفته بودم که نباید بذاریم توی زندگیمون حرمت ها شکسته بشه و احترام ها از بین بره اما ایشون توی دعواها اصلا احترام منو نگه نمیداره و بیشتر سعیش بر اینه که منو خرد کنه .

این همه نکات منفی در مورد خانمم گفتم ولی توی یه چیزی شک ندارم که بهم وفا داره و واقعا دوستم داره اما نمیدونه که ناخواسته داره از علاقه من به خودش سوء استفاده میکنه .


همه ی اینهایی که گفتم رو دلیلش رو خودم میدونم. این مشکلات ریشه توی خانواده های طرفین و محیطی که زوجین از بچگی توش بزرگ شدن داره ولی نمیدونم درمانش چیه ؟ فعلا صبر کردم ببینم آیا واقعا میتونه روی خودش کار کنه و انتظارات منو برآورده کنه .  بخاطر همین توصیه اکید میکنم برا ازدواج حتما خانواده و سطح تحصیلات و فرهنگ خانواده ی مقابلتون رو در نظر بگیرین.

در ضمن ما دو ساله ازدواج کردیم و هر دو تحصیلات بالا داریم.


مردم در مورد این موضوع (۶۱) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مشورت در زن داری (۲۴۵ مطلب)