خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۲۴۶ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

احتمال اختلال ! در مدیریت وبلاگ طی حدود 12 روز آینده

11 شهریور 95 :

سلام

سفر زیارتی - تفریحی به خیر و خوشی تموم شد . در حرم امام رضا علیه السلام برای همه ی کسانی التماس دعا داشتند ، دعا کردم ، ان شاء الله همه به مراد دل شون برسن .

موفق باشید


29 مرداد 95 :

سلام

حدودا 12 روز می خوام یه مسافرت برم . اول مشهد و بعد هم یه دوری در شمال و مرکز ایران . امکانات رسیدگی به وبلاگ رو پیش بینی کردم ولی این که چه اتفاقی در طول مسافرت می افته قابل پیش بینی نیست .

هر جا نت بود و وقت مناسبی جور شد به وبلاگ رسیدگی می کنم . این اختلال ! از فردا ظهر شروع خواهد شد . ان شاء الله نائب الزیاره همگی خواهم بود .

لطفا همگی حلال کنید .

موفق باشید


موضوعات مرتبط :
مربوط به خانواده برتر

  • ۶ موافق ۲ مخالف
  • ۹۱ نظر
    • ۲۶۵۸ بازدید
    • جمعه ۲۹ مرداد ۹۵ - ۲۱:۲۶

    حس می کنم افسرده ام در حالی که قبلا خیلی شاد بودم

    سلام

    میشه لطفا بهم کمک کنید.

    چیزی که مینویسم یه درد دله.. من مدتیه حس میکنم دچار افسردگی شدم چون  اصلا حس شادی ندارم. در حالیکه قبلا شادترین آدم بودم.. وقتی میخوام بخندم به خودم میگم به چی میخندی؟؟ دستی دستی خودت رو بدبخت کردی میخندی ؟ بعد حس بغض و گریه زیاد ... همیشه... ولی هیچ وقت این حجم غصه رو جلو خانواده ام بروز نمیدم چون نمیخوام بفهمن که اینقدر شکستم..

    من نمیخوام اصل موضوعی که برام پیش اومده بگم بلکه به طور کلی میگم.. من دانشجوی یه رشته خوب بودم دوره کارشناسی من خیلی عالی بود..  هم از لحاظ درسی و هم استادها خیلی قبولم داشتند.. کلی پیشنهاد کار داشتم از استادام.. تو کل دانشکده منو میشناختن..با دانشجوهای مقطع دکتری رشته مون همکاری داشتم.

    الان که فکر میکنم به اون دوران میگم عجب موقعیتهایی رو سوزوندم و اون موقع چه خودم رو گرفته بودم.. کلی خودمو لعن و نفرین میکنم.. اونقدر که خودم رو دست بالا گرفته بودم :(( ..

    بعد ارشد یه شهر دیگه قبول شدم که واقعا اتفاقات بدی تو اون شهر برام افتاد.. سطح دانشکده و اساتید اونجا پایینتر از دوره کارشناسیم بود و خیلی چیزای دیگه که خیلی اذیتم میکرد..


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • ۲۰۸۹ بازدید
    • جمعه ۲۹ مرداد ۹۵ - ۲۱:۱۴

    دیدگاه شما در مورد دخترای چادری ساده، شیک و معصوم

    سلام 

    دوست دارم نظراتتونو راجع به دختران چادری بدین . نه هر چادری ای !دخترای چادری ای که تمیز و مرتب هستن و به خودشون می رسن و شال و روسری رو مرتب می بندن و از چادرای مدلدار و قشنگ استفاده می کنن و ... مغرور و جدی و باوقار و باحیا باشن ولی گند دماغ نباشن که نشه با یه من عسل خوردشون ...
    شما نظرتون درباره ی چنین دخترایی چیه ؟ 
    ( در ضمن ، دخترایی که علاوه بر این که چادر سر می کنن ، آرایش می کنن و با پسرا خوش و بش می کنن و لباسایی با رنگای جیغ و تنگ و ... می پوشن رو از بقیه ی دخترای چادری ، فاکتور بگیرین )
    منظور اصلی من یه دختر چادری ساده و شیک و معصوم بود ...
    صرفا منظورم ازدواج با چنین دختری نبود .. دوست دارم بدونم در نگاه اول چه چیزی به ذهنتون میاد وقتی این دخترا رو می بینین ... چه فکری در موردشون می کنین ؟

    مرتبط :

    یه دختر چادری میتونه خوشتیپ و شیک باشه؟!

    استفاده از شال و روسری رنگی به همراه چادر

    چطور می تونم با مانتو یا چادر هم محجبه باشم و هم شیک ؟

    یه دختر چادری میتونه خوشتیپ و شیک باشه؟!

    چادر پوشیدن و آرایش کردن

    آرایش یه دختر چادری چه مشکلی داره ؟!

    روسری و لباس رنگی با چادر تحریک کننده است ؟

    استفاده از شال و روسری رنگی به همراه چادر

    نقش تیپ و ظاهر، چادر بعنوان تفکر و تفاوت فرهنگی در ازدواج

    چه مدل چادری بهم میاد ؟

    ظهور چادری های آنچنانی پولدار با آرایش غلیظ و موی نمایان

    چه جوری قشنگ تر چادر معمولی سرم کنم


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اعتقادی

  • ۴ موافق ۶ مخالف
  • ۲۴۳ نظر
    • ۷۷۹۶ بازدید
    • جمعه ۲۹ مرداد ۹۵ - ۲۱:۰۷

    می خوام از دختری رسما خواستگاری کنم ولی شماره پدرش رو نمیده

    سلام خسته نباشید

    من یک مشکلی دارم و با کسی هم نمیتونستم مشکلمو مطرح کنم و جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم و لطفا رک و کامل راهنماییم کنید مرسی

    من با دختری چند سال دوستم و خیلی میخوامش و بدبختانه از هم دور هستیم و من شهر دیگه ای هستم و دختره هم شهر دیگه ای و بعد از چند سال تصمیم گرفتیم که رابطمون جدی کنیم و من بهش گفتم به پدرت بگو تو این چند سال که من درسم و سربازی تموم میشه .

    خانواده هامون با هم آشنا بشن و دختره گفت باش و چند روز که گذشت پرسیدم چی شد گفت به پدرم گفتم گفت من از شهرستانی ها خوشم نمیاد و باید فراموشش کنی و به دختره گفتم تو چی گفتی گفت هیچی و کلا پدرم مخالف و به نظر من جواب قانع کننده ای نبست و دختره هم جدیدن بهم گیر داده که دوست ندارم بری بیرون .

    اصلا باید برای چی بری بیرون ؟ هر روز و من چند بار بهش گفتم که من مگه تا حالا به بیرون رفتن تو گیر دادم گفت نه گفتم پس این حرف ها چیه؟ گفتم نمیدونم باید حرف منم برات ارزش داشته باش .

    حالا نمیدونم چکار کنم به نظر شما به پدرش گفته آخه هر چی میگم جوری جواب میده که قانع کننده نیست و شماره پدرشم نمی فرسته برام ولی دختره شماره خواهر ها و خونمون داره سر یک قضیه ای که گفت دروغ میگی من رو میخوای و به خانوادت گفتی که مجبور شدم شماره خونمون و خواهرام بهش بدم و حتی تا شهرشونم سفر کردم .راهنماییم میکنید چکار کنم 


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج آقایان

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • ۱۱۳۰ بازدید
    • جمعه ۲۹ مرداد ۹۵ - ۲۱:۰۳

    میترسم اون پسر فکر کنه من دیگه هیچ توقعی ندارم

    سلام

    چند ماه است یکی از آقایون دانشگاه با واسطه سوالاتی در مورد من میپرسن، البته خانمی که واسطه قرار دادن از دوستان صمیمی من هستن و اطلاعات زیادی در مورد زندگی من دارن و اطلاعاتی رو که خودشون نمیدونستند رو از خودم میپرسیدن بدون اینکه بگن برای چه کسی میخوان، اما من خودم متوجه شدم که ایشون چه کسی هستن، البته نه به روی اون آقا آوردم نه به دوستم گفتم که به گوش ایشون نرسه. دوستم هر دفعه ازم سوال میپرسیدن بیان میکردن که فعلا وضعیت مالی مناسبی نداره و اول میخواد خودش بیاد این مورد رو مطرح کنه .

    از طرفی ما وضعیت مالی خانوادگی خیلی خوبی داریم . مشکل من اینه که من ایشون رو میپسندم و از نحوه برخورد و ظاهرشون خوشم میاد از طرف دیگه تا به حال هر کسی با خودم حضوری حرف زده رسما لهش کردم .

    الان واقعا نمیدونم اگر ایشون بیان جلو چه برخوردی بکنم هم نمیخوام بخاطر وضعیت مالی فعلیشون ردشون کنم و هم نگرانم اگر بهشون بگم این مسایل برام اصل نیست  ( و واقعا برام اصل نیست ) فکر کنن من دیگه هیچ توقعی ندارم ( یا خدایی نکرده بعدا بهم بگن من که بهت گفته بودم ) .

    کمکم کنید چه برخوردی انجام بدم؟ در ضمن هم من هم ایشون آدمهای مذهبی هستیم .


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • ۱۱۰۱ بازدید
    • جمعه ۲۹ مرداد ۹۵ - ۲۰:۵۸

    میشه سلام و احوال پرسی کردن رو یادم بدید ؟!

    سلام به همه خانواده برتری های گل و عزیز

    یک هفته ای هست که برای پرسیدن سوالم دو دلم . چون اینقد به نظر خودم غیر عادی و مسخره هست که حتی بهم بخندید .

    ولی خوبیش اینه که شما منو در واقعیت نمیشناسید و حتی اگرم مسخرم کنید ( که فکر نمیکنم بکنید!! ) اشکالی نداره :)

    من یک دختر جوان هستم که کلا اهل دوست و رفیق و بیرون رفتن از خونه و دور همی های دوستانه و... نبودم از اول. همینجوری تو خونه بزرگ شدم  سرم تو درس بود و کتاب و اصلا رغبتی به رفتن در اجتماع،حتی عروسی و عید دیدنی و... نداشتم .

    درونگرا و خجالتی و جامعه گریز نیستم ولی خوشم نمیاد از جمع های زنانه و حرفای خاله زنکی. از بیشتر دور و وری هام هم خوشم نمیاد چون غالبا یک رفتار بیخود و دور از شانی ازشون دیدم که از چشمم بیوفتن. خلاصه که عوامل زیادی باعث شد من به جمع های فامیلی و ... علاقه نداشته باشم .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۶۲ نظر
    • ۱۵۲۶۸ بازدید
    • جمعه ۲۹ مرداد ۹۵ - ۲۰:۵۵

    برو بالا