خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
ماه محرم
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۵۰ بازدید توسط ۹۱۶ نفر)
نوحه، برادرم کجایی ...؟ (۵۶۳ بازدید توسط ۳۷۸ نفر)
چطوری با امام حسین (ع) آشتی کنم؟ (۹۰۱ بازدید توسط ۵۹۳ نفر)
فدا کردنِ ارزشمندترین دارایی در راه یک هدف والا (۹۸۲ بازدید توسط ۶۶۲ نفر)
در مراسم عزاداری برای ظهور امام زمان عج دعا کنید (۸۵۴ بازدید توسط ۵۲۹ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۴۷ بازدید توسط ۵۳۴ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۹۴۱ بازدید توسط ۶۹۴ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۱۶۹۱ بازدید توسط ۱۱۳۹ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۵۰ بازدید توسط ۹۱۶ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۵۴۹ بازدید توسط ۳۶۱۵ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۴۷ بازدید توسط ۵۳۴ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۴۲۳۵ بازدید توسط ۲۵۲۸ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۱۴۴ بازدید توسط ۷۸۹ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۵۴۶ بازدید توسط ۹۷۵ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۸۲۸ بازدید توسط ۶۲۴ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۲۱۳ بازدید توسط ۱۶۴۱ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۴۵۹ بازدید توسط ۳۷۲ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۳۰۶ بازدید توسط ۲۴۰ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۲۷۴ بازدید توسط ۱۰۰۹ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۱۱۱ بازدید توسط ۹۱۹ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۳۳۱ بازدید توسط ۱۰۰۱ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۲۷۵۵ بازدید توسط ۸۳۵۲ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۲۳۳ بازدید توسط ۹۹۲ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۷۱۹ بازدید توسط ۲۷۶۵ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۰۶۷ بازدید توسط ۳۰۷۳ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۴۱۹ بازدید توسط ۹۹۴ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۲۳۴ بازدید توسط ۱۷۵۳ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۲۱۶ بازدید توسط ۹۵۱ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۸۱۸ بازدید توسط ۴۱۰۸ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۷۲۸ بازدید توسط ۳۲۵۸ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۹۲۱۱ بازدید توسط ۵۸۹۱ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۴۸۳۱ بازدید توسط ۳۷۴۱ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۴۵۷ بازدید توسط ۲۲۹۹ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۱۳۶ بازدید توسط ۹۷۴ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۲۹۳ بازدید توسط ۴۵۸۲ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۹۷۹ بازدید توسط ۷۸۳ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۰۴۸ بازدید توسط ۹۰۱ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۲۸۴ بازدید توسط ۱۷۷۷ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۶۸۰ بازدید توسط ۵۷۹ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۸۶۹ بازدید توسط ۲۱۱۸ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۷۳۵ بازدید توسط ۱۹۸۰ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۰۳۵ بازدید توسط ۱۵۰۳ نفر)
التماس دعا (۸۵۴۷ بازدید توسط ۶۸۴۸ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۷۱۷ بازدید توسط ۶۱۴ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۳۱۶ بازدید توسط ۱۰۲۸ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۱۲۷ بازدید توسط ۹۸۹ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۶۸۶ بازدید توسط ۲۰۳۹ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۳۶۸ بازدید توسط ۱۰۵۷ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۲۷۷ بازدید توسط ۱۰۸۹ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۹۳۳ بازدید توسط ۲۴۱۴ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۳۷۲ بازدید توسط ۲۶۶۹ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۵۰۴ بازدید توسط ۷۳۴۹ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۶۹۶ بازدید توسط ۱۷۸۹۳ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۶۹۹۲ بازدید توسط ۱۲۸۰۰ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۴۶۹۸ بازدید توسط ۳۵۸۹ نفر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۵۰۹۶ بازدید توسط ۴۰۶۶ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۹۴۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۵۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۱۸۴ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شاعرانه های دختر باران (۳۴۴ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۴۸۲۷ نمایش) - (۵۲۵ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۲۴۴۲ نمایش) - (۱۹۳ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۴۷۶۵ نمایش) - (۱۵۷ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۰۶۲ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۶۵۱ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۵۵۱ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۴۱۵۵ نمایش) - (۲۹۳ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۰۲۶ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۲۹۳ نمایش) - (۳۰۱ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۶۲۳ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۰۱۰ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۴۷۴ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۹۴۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۰۹۵ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۲۸۵ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۰۷۷ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۷۳۹ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۳۱۰ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۰۴۱ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۲۱۸ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۵۹۲۷ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۸۴۵ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۴۲۰ نمایش) - (۳۷۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۱۴۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۰۳۳ نمایش) - (۴۱۸ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۰۵۴ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۳۵۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۸۲۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۱۹۱ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۳۲۳ نمایش) - (-۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۸۵۳ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۱۵۶ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۰۹۹ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۲۸۷ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۴۷۳ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۱۲۲۳ نمایش) - (۴۷۹ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۱۲۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۳۷۳ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۲۵۸ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۳۹۱ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۳۱۵ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۳۴۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۹۵۷ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۶۳۳ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۹۰۷ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۵۹۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۱۵۳ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۱۹۹ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۴۱۴ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۶۵۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۸۱۹ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۵۰۹ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۰۵۶ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۴۵۱ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۶۴۷ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۷۶۲ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۹۱۳ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۸۷۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۰۶۴ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۳۱۳ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۶۹۴۰ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۳۶۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۸۳۱ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۰۷۲ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۲۴۱ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۵۳۸ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۴۸۸۸ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۲۳۵ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۷۲۷ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۲۴۲ نمایش) - (۲۷۰ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۰۵۵ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۳۱۸ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۲۷۳ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۵۹۴۹ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۱۹۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۷۴۶ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۲۳۰ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۴۳۰ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۰۷۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۱۸۱۵ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۱۸۸ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۱۵۲ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۹۸۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۲۰۶ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۹۱۷ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۸۴۳ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۳۶۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۱۱۳ نمایش) - (۴۴۶ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۷۴۸ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۱۹۴۹ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۰۲۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۸۶۳ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۶۶۶ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت ..... (۷۳۶۰ نمایش) - (۳۲۶ نظر)
صفحه شخصی " بانو رضوی " (۱۰۷۸ نمایش) - (۱ نظر)

ازدواج بی منت با دختری که بهش تجاوز شده

یک سوال از آقایون: 

اگر به دختر نجیبی تجاوز شده باشه حاضرید بی منت باهاش ازدواج کنید؟


مطالب مرتبط :


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مشابه) قربانیان تجاوز در کودکی و نوجوانی (۱۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۲)
    • ۹۰۶۶ بازدید توسط ۷۲۲۷ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۲۱:۲۶

    بدون محتوا

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۴۳۴۱ بازدید توسط ۳۴۵۲ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۲۱:۲۵

    بدون محتوا 464

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودارضایی (۱۲۹ مطلب مشابه)

    • ۸۰۳۵ بازدید توسط ۶۶۸۲ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۲۱:۲۴

    در اوج بی اعتمادی به جوانان به خصوص پسران بودم

    پرنیان :

    من زمانی با این وبلاگ آشنا شدم که در اوج بی اعتمادی به جوانان به خصوص پسرا بودم و فکر می کردم که دیگه هیچ پسر پاکی وجود نداره . خوشحالم که با این وبلاگ آشنا شدم

    یه تشکر ویژه می کنم از کاربرای عزیز این وبلاگ که به من نشون دادن که هنوز هم زیادن افراد پاک و با ایمان که به خاطر خدا گناه نمی کنن و روح و جسم شونو از هر چیزی که از خدا دور می کنه دور کردند . زیادن افرادی که با جنس مخالف شون هیچ نوع ارتباطی ندارن و پاکدامن و عفیف هستند . زیادن افراد نماز خون که براشون مهمه نماز صبح شون قضا نشه .

    خدا رو شکر

    آشنایی من با این وبلاگ باعث شد در درونم با مسابقه بذارم و رقابت کنم  با افراد پاک و با خدا این وبلاگ که برای رسیدن به قرب الهی زندگی می کنند .

    من دختر محجبه و اهل نماز و روزه هستم و شکر خدا هیچ وقت با پسری دوست نبودم اما در این برهه از زندگیم که درسم تموم شده و شرایط ازدواجم فراهم نیست و موانعی هست و به بزرگترین هدف فعلی زندگیم که سر کار رفتنه نرسیدم یه خورده سست شده بودم گاهی از خدا شاکی می شدم و گله می کردم . بارها تا یه قدمی سرکار رفتن پیش رفتم و یه دفعه همه چی به هم می ریخت و کارم جور نمی شد نمی دونم چرا؟

    آشنایی من با این وبلاگ باعث شد که با ایمان و اعتقادات سایر دوستان آشنا شم و کمک کرد که اجازه ندم هیچ چیزی منو از خدا دور کنه و ایمان و عقیده ام رو ازم بگیره

    این وبلاگ منو با استاد رائفی پور آشنا کرد و با گوش دادن به سخنرانی های ایشون به خودم اومدم و فهمیدم که هیچی نیستم و خیلی از خدا و ائمه دورم

    تلاشم رو کردم تا ایمانمو تقویت کنم و بیشتر قرآن بخونم و اعمال مستحبی انجام بدم  تا به خدا نزدیکتر شم. خدا رو شکر

    حالا یقین دارم که حکمت خداست که کار پیدا نمی کنم ، صبر می کنم و از خودش کمک می خوام و به تلاشم ادامه می دم. مطمئنم که خدا بهترین ها رو برا بنده هاش می خواد و هر چی به صلاحم باشه برام مقدر می کنه

    شما دوستان عزیز هم برام دعا کنید

    برای همه ی کاربران و خوانندگان عزیز این وبلاگ آرزوی خوشبختی و عاقبت به خیری دارم

    التماس دعا


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۱۶۳۱ بازدید توسط ۱۳۰۳ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۲۱:۱۵

    چکار کنم وقتی با شوهرم تنها هستم خجالت نکشم ؟

    من  3 ماه هست عقد کردم همسرم مرد بسیار مهربان و دوست داشتنی هستن. قبل از عقد فکر میکردم این همه احساسات و عواطف از یک پسر بعید است  و فقط برای جلب توجه من اینکارا رو انجام میدن ولی الان میبینم که از ته دلشه و نمیدونم لیاقت این همه محبتش رو دارم یا نه.

    روز به روز علاقش به من بیشتر میشه و همیشه میگه نمیتونم دوریتو تحمل کنم بسیار مسئولیت پذیر و کاری و خیلی خوشتیپ هستن همیشه با یه رفتار یا کاری منو خوشحال میکنه دوست داشتنش رو هم با حرف هم با عمل بهم میفهمونه.

    منم خیلی بهش وابسته شدم ولی مثل شوهرم نمیتونم احساساتمو خیلی راحت بیان کنم تا میگم بهش دوستش دارم سرخ میشم و هنوز عادت نکردم.

    دلم میخواد وقتی با منه لذت ببره و این همه احساسی که خرج من میکنه منم جوابشو بدم ولی خجالت میکشمو کل بدنم از گرما میسوزه.

    چی کار کنم خجالتم بریزه و حرفامو راحت بهش بگم .میدونم شوهرم دوست داره وقتی با هم تنها هستیم من خجالت نکشم ولی دسته خودم نیست.

    خواهشا راهنمایی فرمایید. دوست ندارم شوهرم دلسرد بشه.


    مرتبط با خجالت کشیدن از همسر:

    عروسی کردم ولی هنوز از شوهر خجالت می کشم

    نامزدم بیش از اندازه خجالتی و با حیاست

    شوهرم داره با خجالتی و کم حرف بودنش عذابم میده

    تازه عقد کردم، خجالتی بودن شوهرم بى نهایت رو اعصابمه

    شوهرم فردی بسیار خجالتی و منفعله و اعتماد به نفس پایینی داره

    رمز ازدواج چیه که بعدش زن و شوهر از هم خجالت نمیکشید؟!

    خجالتی بودن پسر در دوران عقد



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۳ مطلب مشابه) مسائل جنسی دوران عقد (۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۰۶۹۸ بازدید توسط ۷۹۱۲ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۲۱:۰۹

    خواستگار خوبی دارم که 10 سال ازم بزرگتره

    سلام 

    جدیدا یه خواستگاری برام اومده ، همه چیش خوبه می پسندمش ، ظاهرشم دوست دارم هنوز ندیدمش ولی خاهرشو که دیدم قشنگ ، قد بلند ، خوشگل حتما اونم همینطوره .

    خونه، ماشین، کار  و بارم داره ، اصل و نصبش خوبند .

    ولــــــــــی

    اختلاف سنیمون زیاده 10 سال ،‌من 20 سالمه اون 30 سالشه .

    دو دلم چیکار کنم؟

    چها روز دیگه به مشکل برمیخورم؟

    دوستان مجرد و متاهل کمکم کنید .



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۲۰۸۹ بازدید توسط ۱۷۱۸ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۲۱:۰۵

    بدون محتوا 465

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۷۸۰۷ بازدید توسط ۶۳۱۲ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۲۱:۰۰

    دو سوال در مورد سرد مزاجی مردان و نعوظ ناقص

    با سلام خدمت دوستان ...

    چند تا سال داشتم ممنون میشم کمکم کنید...

    1- سرد مزاجی مردان چطوریه یعنی اصلا به خانمشون تمایلی ندارن یا تمایلشون کمه؟؟

    2- اینکه یک مرد نتونه نعوظ خودشون نگه داره چه دلایلی داره.. همسرم بهونه کارشو میاره میخواستم بدونم علت دیگه ای داره؟؟؟

    3- همسرم  میگه باید استروژن به خودم تزریق کنم . منظورشو نمیفهمم یعنی مشکلی داره؟؟ باید چه دکتری بره...

    ممنون میشم کمکم کنید چند ماهی هست ازدواج کردیم این سوالات ذهنمو درگیر کرده روم نمیشه از شوهرم و کسی دیگه بپرسم.

    پیشاپیش از توجهتون سپاسگذارم



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳)
    • ۲۹۸۸ بازدید توسط ۲۵۷۹ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۲۰:۵۸

    ازدواج یک پسر به اجبار پدر

    امکان داره یه پسر که چند سال یکی از دخترای فامیل رو دوست داره به اجبار پدرش با دختری که  علاقه ای بهش نداره ازدواج کنه؟؟!

     درصورتی که بارها به دختر فامیل ابراز علاقه کرده و تقریبا همه میدونستن که این دو تا قراره با هم ازدواج کنن!!.. .

    البته پدر پسر به خاطر لجبازی با یکی از اطرافیان دختر این کارو کرده...میخوام بدونم مگه میشه یه پسر واسه ازدواج و یه عمر زندگی در برابر پدرش سکوت کنه؟؟ خواهشا جوابمو بدین 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۲۳۸۶ بازدید توسط ۱۷۵۳ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۰۷:۰۲

    می خوام رفتارم رو با شوهر خواهرم اسلامی تر کنم

    سلام دوستان

    من یه راهنمایی ازتون میخوام 

    من یه دختر 19 سالم و یه خواهر 34 ساله و یه شوهر خواهر ( پسر عمم هم هست ) 36 ساله که اینا حدود 7 ساله ازدواج کردن یعنی موقعی که من 11 سالم بود و از اونجایی که شوهر خواهرم همسن برادرمم هست هم دوست برادرمه هم پسر عممه و هم شوهر خواهرم و خانوادم به خصوص من خیلی دوسش داریم .

    من از اولم دوسش داشتم ولی از وقتی با خواهرم ازدواج کرد خیلی باهاش صمیمی شدم و چون من سنم موقع ازدواجشون کم بود و هنوز خیلی مسائلو رعایت نمیکردم (و خانوادم هم باهام زیاد کاری نداشتن ) این صمیمیت من، از اون زمان تا بحال پا برجا مونده جوری که خیلی موقع ها از روی نادونی یه سری کارای خیلی بدی هم کردم (مثلا فک میکردم هر کمبود محبتی که شوهر خواهرم از جانب خواهرم داره من باید جبران کنم که غصه نخوره:( !!

    اون موقع هنوز سر از خیلی چیزا در نمیوردم . که حالا خیلی پشیمونم جوری بود که حس میکردم شوهر خواهرم منو از خواهرم بیشتر دوس داره (چون خواهرم بر عکس من آدم سردیه و من بیشتر از اون به بچه هاش توجه و دلسوزی میکنم که فک میکنم شوهر خواهرم هم خیلی تحت تاثیر این قضیه بود (بهم میگفت خاله مهربونه ) یه بارم بهم گفت بی تو هرگز .

    و میخوام دیگه تغییر کنم تا اینجا هم از خیلی کارام دست کشیدم قبلا خیلی سر به سرش میذاشتم ولی بعدا مچش وا شد که چه خیانت ها که به خواهرم نکرده منم برا اینکه فک نکنه کار خوبی کرده باهاش سر سنگین بودم و از اون به بعد خیلی سعی کردم عوض شم ولی هنو کامل موفق  نشدم و گهگاهی باهاش شوخی دارم و یه موقع ها جلوش زیاد سنگین نیستم:(  

    هنوزم خیلی دوسش دارم ولی بهش یه جوری محبت میکنم که فقط خودم بدونم (مثلا هر وقت میدونم تشنس به خواهرزادم میگم برا باباش آب ببره خودم سعی میکنم این کارو نکنم ( شوهر خواهرم مث من همیشه تشنشه منم هر وقت آب میخوردم براش میبردم اونم خیلی خوشحال میشد جوری که الان هروقت آب بخواد نگفته من میفهمم یا میگه خودت میدونی چی میخوام دیگه) یا مثلا همیشه به اسم کوچیک صداش میکنم با اینکه از اولم خواهرم گفت زیاد خوشش نمیاد (با اینکه به روی خودش نمیاورد ) ولی من تو دهنم نمی چرخه هر وقت بخوام اسمشو با آقا بگم یه جوری حرفمو میزنم که لازم نباشه اسمشو بگم .

    خلاصه میخوام رابطمو اونجوری که درسته تغییر بدم اونجوری که اسلام میخواد نه اینجوری:( 

    میترسم به خواهرم خیانت کنم خریت کم نکردم تو رابطه با شوهر خواهرم حس میکنم اونم بدش نیومده ( البته الان بعد از اون ماجراها مثلا سعی میکنه بهتر باشه (ظاهرا) ولی زیر زیرکی (نگاهای بدش به خانما بیشتر شده) کار خودشو میکنه یا مثلا مانتوی منو تا حالا چن بار غیر مستقیم مسخره کرده (تو خونه مانتوهای خیلی گشاد به جای چادر تنم میکنم)

    راستش نمیتونم یهو عوض شم یه راهنمایی قدم به قدم به من بکنین من از همه ی خانوادم به اینجور مسائل پایبند ترم ولی این یه نفر!!! عادت بد چیزیه ضمن اینکه خیلی مهربونه ( البته خواهرم میگه که واقعا اینجور نیس و خیلیاش الکیه ) .

    مثلا اگر بفهمی چیزی لازم داری یا دلت میخواد دوس داره حتما برات جورش کنه خیلی هم اهل کل کله یه بار بهش گفتم ساعت 8 صبح با حلیم دم در خونه ای!! گفت میام منم خندیدم سر ظهر مامانم بیدارم کرد گفت بیا خانم بیا حلیمتو بخور دیگه دستور میدی!! 

    اجرکم عندالله

    مرسی از وقتی که گذاشتین 

    من همیشه نظراتو پیگیری میکنم مخصوصا نظر آقای سامان متاهل جنوب و بعد هم آقا امیر رو ( اول نظرشون بسم ... مینویسن )


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۸۲۱۰ بازدید توسط ۶۱۹۶ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۰۶:۵۸

    نظرخواهی از پسران در مورد نوع برخورد دختران در جمع

    سلام

     چن تا سوال دارم

    (نظر خواهی از آقایون)

    1 - آیا گرم گرفتن خانوما با بچه ها و شوخی کردن و سر به سر گذاشتن و اینکه قربون صدقه شون برن و اینا باعث تحریک یا لااقل انحراف فکریشون میشه؟

    2 -  اینکه تو یه جمعی که نامحرم هست درسته ما شوخی کنیم؟ (مخاطبمون عام باشه مثلا جک تعریف کنیم و ...)

    3 - چجوری رفتار کنیم که هم سنگین باشیم هم مهر و محبتمو بتونیم نشون بدیم که سنگین بودنمون بی مهری برداشت نشه (خب مهربونی یکی از ملاکای آقایون برای ازدواج هم هست ) 

    4 -  خوبه که جلوی آقایون حتی با خانوما هم زیاد گرم نگیریم؟

    5 - شیطنت تو جمعی که نامحرم هست بده؟ ( مثلا برای بچه های کوچیک داستانای خنده دار و من در آوردی تعریف کنیم و باعث خنده ی بقیه بشیم و ...)

    پیشاپیش خیلی خیلی ممنونم از وقتی که برای این نظر خواهی من میذارین

    اجرکم عندالله


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۲۳۰۴ بازدید توسط ۱۹۶۱ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۰۶:۵۰

    موقعی که می ترسم یا هیجانی میشم ترشح دارم

    سلام دوستای خوبم

    ببخشید من یه سوال بد دارم من هر وقت میترسم یا هیجانی میشم خ ی س میشم:| یا اگر کلافه و عصبانی باشم سریع تحریک میشم:| بنظرتون چرا؟

    اینم بگم که چون مجردم چندین بار تحت تاثیر فشارای ج ن س ی به گناه کشیده شدم:| حدود دو ساله البته من همیشه مرطوبم ولی موقعی که شوکه بشم و بترسم یه لحظه حالتی شبیه به ا ر گ ا س م بهم دست میده (همه حالات به جز نبض رو دارم)

    الان خیلی کمتر خ و د  ا ر ض ا ی ی میکنم ولی این اتفاقات به تازگی پیش اومده وقتایی که تو ترکم شبا خیلی بهم فشار میاد و درست نمیخوابم همش به خودم میپیچم و بدنمو جمع و فشرده میکنم و گهگاهی تو خواب یه سری اتفاقا برام میفته:( چه کنم؟؟؟؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۲۱۹۹ بازدید توسط ۱۹۰۷ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۵۶

    هیچ کدوم از خواستگارام دوباره تماس نگرفتند

    سلام

    دخترى هستم 26 ساله. قدم بلنده. چهرم بد نیست معمولیه. مدرک تحصیلیم لیسانسه.

    اعتقادات مذهبى دارم اما خشک نیستم. خونمون قدیمیه.

    تا حالا چند تا خواستگار برام اومده ، اما هیچکدوم دوباره تماس نگرفتن.

    خیلیاشون به شخصى که واسطه بود گفتن که دختره 20 مادره 20 تر ، اما خونشون خیلى بده .یعنى به خاطر خونمون دیگه پاپیش نذاشتن.

    به نظرتون من باید چه کار کنم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۹۶۶ بازدید توسط ۱۶۲۵ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۵۴

    به نطر شما حیا داشتن با شاد بودن در تضاد است؟

    یعنی اگر کسی می خواد با حیا باشه باید سعی کنه نخنده یا کم بخنده ؟

    مثلا دختر 20 ساله وقتی با دوست هایش هست باید سر و سنگین همگی با هم راه بروند؟ اصلا با هم شوخی نکند که خدایی نکرده صدای خنده هاشون بلند نشه؟

    اخه این چه وضعشه بخندیم می گند دختره نیشش باز بود تازه چادریم بود معلوم نیست زیر چادرش چه کار های دیگم انجام نمی ده اگر نخندیم می گند دختر جادری ها بد اخلاق اند

    من چیکار کنم دست خودم نیست همیشه می خندم حالا با دوستام باشم صداش میره بالا ، منم واقعا قصد جلب توجه ندارم .


    مرتبط با حیای خانم ها در جامعه:

    شوخی های متعارف دختر در جایی که نامحرم حضور داره، بر خلاف حیاست ؟

    چطوری میشه یه دختر هم با حیا بود و هم اجتماعی ؟

    آیا ارتباط چشمی دختر با مخاطبین خود در محیط کاری ، بی حیایی است ؟

    سوال از خانم ها در مورد حیا و خودنمایی

    تعریف تون رو در مورد حیای خانم ها بنویسید

    آدامس خوردن دختر تو خیابون یعنی بی حیایی؟

    تقدیر از دخترهای باحیا

    برای دختران باحیا موندن سخته ؟

    چرا مثل بقیه دختران حیا ندارم ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۷۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۲۰۲۷ بازدید توسط ۱۶۴۳ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۵۱

    دو سوال در مورد پیشگیری از بارداری و کاندوم

    سلام

    چند سوال ذهنم رو درگیر کرده اول اینکه معمولا از چه روشی برای جلوگیری از بارداری استفاده می کنین ؟

    دوما خانوم ها و آقایون ترجیح میدن با کاندوم نزدیکی داشته باشن یا بدون کاندوم ؟ چرا ؟

    سوم کدوم مدل و طعم از کاندوم رو می پسندین ؟ ( چون نوع های مختلفی داره )

    جوابم پیش افراد متاهل باید باشه.


    مرتبط با پیشگیری از بارداری:

    خانم ها و آقایون از چه روش پیشگیری استفاده میکنین ؟

    شما از چه روشی برای پیشگیری از بارداری استفاده می کنید ؟

    آموزش مصرف قرص ماروِلون ( دایسینل ) برای پیشگیری از بارداری

    پیشگیری اورژانسی از حاملگی

    پیشگیری از بارداری با آی یو دی ( IUD )

    پیشگیری از بارداری با اسپرمیسید ( اسپرم کش )

    پیشگیری از بارداری با دیافراگم

    معرفی پنج وسیله برای پیشگیری از بارداری

    پیشگیری از بارداری با آمپول های تزریقی

    پیشگیری از بارداری با استفاده از ایمپلنت



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۴۱۶۶ بازدید توسط ۳۴۹۵ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۵۰

    چطور میتونم شرم شوهرمو از بین ببرم؟

    سلام به همه

    از همه به خصوص خانم ها و متأهل ها عاجزانه میخوام که کمک کنین خواهشااااااااا.

    من دختری ٢٢ ساله و گرم مزاج هستم و همسرم رو عاشقانه دوس دارم، ١ ماهه که ازدواج کردیم و خونمون هنوز حاضر نشده و مشخص نیس دقیقا کی حاضر بشه.

    تو أین مدت شوهرم أصلا حاضر به رابطه باهام نشد، تا اینکه به اصرار من جند بار کاملا منو إرضا کرد و خودش أرضا  نشد، هر جقدر هم ازش دلیلشو میبرسم میکه جون إز من خجالت میکشه اما برای ارضا من هیجی کم نمیذاره حتی کارایی رو هم که من واقعن ازش انتظار ندارم رو برای ارضای من انجام میده،و فقط میکه واسه من همین که تو راضی باشی از همه جی لذت بخش تره.

    من جطور میتونم شرم شوهرمو از بین ببرم؟ گاهی اوقات حس میکنم شاید به من تمایلی نداره و این فکرا داره داغونمم میکنه، تو رو خداااااااا کمکم کنین .



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۴۱۲۰ بازدید توسط ۳۵۷۱ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۳۴

    تقدیر از دخترهای باحیا

    تقدیم به دختران سرزمینم

    چند وقتیه تو این سایت دخترهای مذهبی و معتقد ، دخترهایی که تا حالا پاک بودند  ، دخترهایی که قصد دارند سالم زندگی کنند میان و گله میکنند : از شرایط جامعه ، از این که خواستگارهای کمتری نسبت به بقیه دختر ها دارند، از این که بعضا بهشون توهین میشه ، ریاکار خطابشون میکنند یا فکر میکنند چون اعتماد به نفس ندارند با پسرها دوست نمیشن ویا بالعکس چون با پسرها دوست نمیشن ویا چون چادر سر میکنند اعتماد به نفس ندارند. از این که خونه داری رو تلف کردن عمر میدونن. از این که مسخرشون میکنن که عاشق بزرگ کردن بچه هستن. مهریه ی کم رو دلیل بر ارزش کم میدونن ...

    چند سال پیش جمله ای خوندم که شیوه ی برخوردم رو نسبت به قضایا تغییر داد :

    به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید

    بنابراین من میخوام به جای این که از شرایط بد جامعه ایراد بگیرم از رواج بدحجابی بگم و... از شما تقدیر کنم. من صحبت هامو دو بخش میکنم

    بخش اول


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۰ مطلب مشابه) حجاب (۶۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۳۷۲۳ بازدید توسط ۳۰۵۳ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۲۳

    دلم میخواد از دید همه پنهون باشم

    سلام.

    اتفاقی وارد این سایت شدم. و دیدم که بیشتر به پرسش های زناشویی پاسخ های زیادی داده شده. اگه سوال من براتون جالب نبود، فقط یه لحظه فکر کنید که خواهرتونم و بهم کمک کنید.

    از بچگی شاهد دعواهای پدر و مادرم بودم . شاهد که نه، شاید بیشتر از یه شاهد، شاهد همسایه ها بودند، من میانه جنگ بودم، گواه این ماجرا هم روح زخمی منه. پر رنگترین خاطره ی بچگیم هم این بود که بابام میخواست مامانمو بکشه و فقط جیغ زدن هام یادم مونده و بعدشم یه خواب عمیق. خوابی که الان انگار بیدار شدم ازش ... بیدار شدم و دیدم پر از عقده ام، پر از تنهایی و غصه.

    و بعد ها هم دعواهای شدید برادرم با پدرم، مادرم و حتی فحاشی اش به همه. . . بیشتر از همه برادرم بود که تحقیرم کرد، ناراحتم کرد. تاثیر دعواهای پدر و مادر از یه طرف و از طرف دیگه رفتار های غلط برادرم با من .

    یه سال قبل از اینکه برم دانشگاه اونم بابامو راضی کرد که بفرستدش دانشگاه آزاد. با اینکه نه سال اختلاف سنی داشتیم و توقعم این بود که برادرم تکیه گاهم باشه، نبود، حس میکردم یه خواهر حسود دارم نه برادر.

    الانم که ارتباطمون خیلی سرد شده ولی من ته دلم غصه میخورم ولی بد اونو نمیخوام ولی اون چرا. اینو بارها به زبون هم آورده. با اینکه قیافه معمولی دارم ولی چهره منو بارها مسخره کرده. اعتماد به نفسی هم ندارم. نمیدونم چرا این مدلی باید زندگی کنم.

    توی دانشگاه نتونستم خیلی خوب باشم . از پسر ها هم بدم می اومد. چون از برادرم فقط ناراحتی و تحقیر دیده بودم.الان احساس تنهایی میکنم. خیلی با خدا حرف میزنم

    نماز میخونم، درد دل میکنم. اما دلم می خواد از محبتم خرج کنم، نمیتونم تو این خونه با محبت باشم، چون اونقدر رنجور بار اومدم که دیگه با کوچکترین رفتار غلطشون دلم میشکنه و تحمل زندگی با اینا رو ندارم.

    خواهرم خودکشی ناموفقی داشت واسه همین فکر خودکشی هم نیستم. الانم که ازدواج کرده همسرش واقعا دوستش نداره و دلم براش خیلی میسوزه. دو تا خواهر دیگه م هم طلاق گرفتند و جدا زندگی میکنند. گاهی فکر میکنم اگه خانوادم درست حسابی بود، هیچ وقت دامادها هم پر رو نمیشدند. و اگر رفتار خواهر هایم درست می بود، همسرانشان را نگه میداشتند، و اگر خیلی منطقی بودند، اصلا با آنها ازدواج نمیکردند. اونقدر که من ناراحت اونا هستم اونا نیستند. تحمل هیچ حرف منو ندارند. 

    بیشتر روزا که خونم غذامو تنها میخورم. با اینکه 23 سالمه ولی نتونستم یه دختر محکم باشم. بعضی ها میگن تو بچگی موندم. ولی اینطور نیست. خیلی چیز ها رو میفهمم واسه اینکه به زبون نیارم یا با واکنش نشان دادن اعصابمو به هم نریزم به روی خودم نمیارم و خودمو به کوچه علی چپ میزنم. میدونید، وقتی پای یه شاخه آب میریزی چن سال بعد میشه یه درخت، حس میکنم، تمام غصه ها و ناراحتی هایی که از بچگی باهاش بزرگ شدم، الان دارم نتیجه شو میبینم.

    اون همه حرص واسه ظرفیت من زیاد بود! الان اونقدر پر از عقده ام که نیاز به هرس شدن دارم.  نیاز دارم خدا هرسم کنه. الان دارم نتیجه اون سکوت هایی رو می بینیم که به اجبار مادرم و به ترس از برادرم بهم تحمیل شد.

    همیشه میگفت هر کاری کرد ساکت باش. وگرنه تو رو میزنه . من حق اعتراضی هم نداشتم. یه مدت کلاس قرآن رفتم تا دوستای خوب پیدا کنم و بهم کمک کنن اوضاعم بهتر بشه اما اونا بعضی هاشون باهام دوست شدن واسه آمار گرفتن.

    آمار میگرفتن و آمار منو به هم میدادن. اولاش نمی فهمیدم ولی بعد ها قصه مو به روایت های مختلف میشنیدم. طوری که من انگار یه موجود شاخدار بین اونا بودم. درست که نشدم هیچ،  انگیزم هم به قرآن کمتر شد. از دوستان اون کلاس فقط غیبت نصیبم شد. انگار دنبال سوژه بودند که من بهترین گزینه بودم. کاش درد دل نمیکردم کاش اصلا کلاس نمیرفتم.

    الان دلم میخواد دیگه از دید همه پنهون باشم. دلم میخواد از این خونه برم. اصلا دلم میخواد برم جایی غیر از اینجا. مدتی سعی کردم به شرایط این خونه صلح و صفا بدم نشد. حالا میخوام برم تا به روح خودم صفا بدم. اما کجا برم . مرگ بهترین راهه ولی حیف دست من نیست.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۷۶۸ بازدید توسط ۱۴۸۳ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۰۸

    خانوم های سفید راضی به وصلت با پسر سبزه میشن؟

    سلام

    من پسری 20 ساله هستم . 

    پوستم سبزه و قدم 184 ولی وزنم 59 هست، قیافم هم زیاد خوب نیست، بینی بزرگی دارم و در کل متوسط هستم . اما من برای ازدواج دارم دنبال افرادی می گردم که پوستشون روشن تر از خودم باشه،

    آیا خانوم های سفید راضی به وصلت با من میشن؟ آیا بچه های من در آینده با فرض اینکه مادرشون پوستش روشن باشه سبزه میشن؟

    رنگ موی بچه ها چطوری هست؟ ارثیه یا محیطی؟ یعنی اگه موی من و خانومم سیاه باشه فرزندمون نمیشه که بور بشه؟

    تشکر از دوستان


    پیشنهاد :

    چی بخوریم بچه چشم رنگی بشه ؟

    چطوری فرزند بور و چشم رنگی و پوست روشن میشه؟

    با پسرانی که موی زرد و چشم سبز دارن ازدواج نکنین !

    از نظر دختران یه پسر چقدر باید سبزه باشه ؟

    خواستگار خوبی دارم ولی سبزه است

    ازدواج با پسری که رنگ پوستش سفید تره

    کاشکی منم سفید بودم و حداقل یه خواستگار برام می اومد

    چون چهره م سفید و با رنگ و لعاب نیست انگار به چشم نمیاد

    دختر مومنه ی سفید سراغ دارید برای پسرمون؟!

    میگه چقدر سیاهی! اما اون دختره سفید و چشم آبی خوشگله!

    خانوم های سفید راضی به وصلت با پسر سبزه میشن؟

    آقایون عاشق دخترای سبزه کوتاه قد هم میشن؟!

    اصلا دوست ندارم سبزه باشم

    توی شهر ما سبزه ها رو مسخره میکنن


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۲)
    • ۱۷۰۵۷ بازدید توسط ۱۲۵۷۰ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۵۳

    آیا برای یک خواستگار مذهبی معتاد بودن پدرم مهمه ؟

    سلام دوستان

     مث همیشه کمک و راهنمایی میخوام ازتون

    خواهشا منو از راهنمایی و نظراتتون ( هر چند کوتاه ) محروم نکنین

    مث همیشه لطفا زحمت بکشین پیگیر نظراتتون باشین من مدام چک میکنم این قسمتو شاید سوالی پیش بیاد!!

    من پدرم معتاده و خیلی خیلی تابلو (تو در و همسایه هم همه میدونن دیگه ) من همیشه دوست دارم کسی که میخواد برا خواستگاریم بیاد اینو بدونه حتی به یکی از واسطه ها ( مادر دوستم ) هم گفتم که بگه میخواستم نظر شما رو هم بدونم که مثلا اگر اتفاقی جایی کسی معرفی شد بهم به اون واسطه بگم یا نه؟

    من خودم برام مهم نیس اگر تمام عالم هم اینو بدونن چون من زمین تا آسمون با پدرم فرق دارم همچنین بقیه ی اعضای خانوادم ولی خونوادم کاملا مخالف اینن که من برا بقیه بگم حتی تو محیط مجازی هم مورد برا ازدواج برام پیش میاد یه بار که به مادرم گفتم که به طرف مقابل گفتم اینو گفت بگو نیاد من دیگه روم نمیشه آبرومو بردی ولی من میگم اون هر کاری کرده به من ربطی نداره من منم اون اونه نمیدونم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۳۰۸۶ بازدید توسط ۲۲۹۰ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۵۰

    چرا مهندسان عمران و معماری احترام بیشتری دارن ؟

    سلام

    امیرم 20 ساله دانشجوی برق قدرت

    سوالی که خدمت شما دارم اینکه چرا برای مهندسان عمران و معماری ،‌مردن احترام بیشتری میذارن ؟

    مهندسی برق و مکانیک جز رشته های سخته { نه که عمران سخت نباشه } ولی خیلی اعصاب خوردی ولی چرا همه برای عمران و معماری سر و گردن میشکنن

    امروز استاد ما گفت من اگه بخوام دوباره رشته انتخاب کنم عمران رو انتخاب میکنم اولا به مراتب بهتر از بقیه رشته هاست و جز رشته های تاپه مهندسیه و اگه زرنگ باشی درامدی داری که یه متخصص نداره ولی هر چقدر توی برق و مکانیک زرنگی کنی شاید احتمال بخطا برجی 6 و 7 ملیون بیشتر درامد نداری .

    رفتم از استاد گران قدر اقای .... مدیر گروه امیر کبیر پرسیدم همین اراجیف رو گفت توی دانشگاه امیر کبیر کلا عمران خودش جدا یه دانشکده بزرگ داره که به قران کل شهر ما رو می ریزه همین دیدمش دهنم کف کرد غیر ازین هم اصلا اینا نظام مهندسی مجزا دارن ما چی اگه برق کشی بخوان ما رو خبر میکنن اونم عمرا .

    اصلا به یه دختر بگی خواستگارت مهندس عمران یا معماری از یه دانشگاه دولتی ولی کور وکچل و دست بزن و .... و غیره قبول میکنه

    واسه اگهی کار میری میگه اگه عمران یا معماری کار بلدی بسم الله . میگم بهش  مهندس برقم ، .... میگه دستمال کش نمی خوایم !

    ببخشید میدونم متنم مشکل سطر بسطر داره اونم از یه مهندس برق !!!! ولی اعصاب ندارم


    خواهشا جون مادرتون از رو حسادت یا علاقه نظر ندیدن..قسم دادم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۶۹۹۵ بازدید توسط ۵۱۰۱ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۳۸

    در مسائل سیاسی با خواستگارم اختلاف نظر دارم

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت کاربران محترم

    موردی برام پیش امده بود و البته در جریان هست که می خواستم از نظرات مفیدتون مطلع بشم.

    من دختری 23 ساله هستم محجبه و به گفته ی دوستان بزرگواری که به ما لطف دارن خوش اخلاق و خلاصه از اینجور چیزا...

    البته ایراداتی هم هست که شاید فقط خودم میدونم. وقتی 21 سالم بود خاستگار پر و پا قرصی داشتم. من در حال حاضر لیسانس هستم. اون موقع وقتی 21 سالم بود هنوز دانشجو بودم و به اون پختگی لازم از لحاظ خیلی از مسایل نرسیده بودم. خواستگارم هم 31 سالشون بود یعنی حدودا" 11 سال از من بزرگتر بودن .

    فرهنگ هامون متفاوت بود. تقریبا خیلی غریبه بودیم. ایشون فوق عمران بودن. سر یک سری مسایل از نظر من مهم اختلاف داشتیم. من به هیچ عنوان دلم نمی خواست با کسی که قراره ازدواج کنم بحث سیاسی داشته باشم اما ایشون خیلی براش مهم بود.

    بعد از 2 سال که من به ایشون ج منفی دادم مجددا ایشون درخواستشون رو اعلام داشتن ولی با یک سری نگرانی های خاص میخواستند من رو متوجه این موضوع کنند که هنوز هم سر اون اعتقاداتت خاصشون هستن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۲۳۹۸ بازدید توسط ۱۸۴۲ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۳۳

    به دلایل وراثتی، دارم موهام رو از دست میدم

    سلام

    دختری هستم 19 ساله که به دلیل سابقه ارثی دارم موهام رو از دست میدم بسیار ناراحتم  بیشتر قسمت های سرم داره خالی میشه .

    هر شب خون گریه میکنم میدونم با این وضع شانس ازدواجمم کم میشه بخدا دارم غصه میخورم و داغون میشم چرا خدا باید با من اینطوری کنه ارایشگاهم جرات ندارم برم چون بهم میگن و با روح و روانم بازی میکنن.

    تو رو خدا اگه راه موثری سراغ دارین بگین .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۳۲۰۹ بازدید توسط ۲۵۸۸ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۲۸

    زندگی شوهرم داره به پای من هدر میشه

    با عرض سلام .

    راستش من متاهلم 12 سالی میشه که ازدواج کردم البته شوهرم 5 سال خواستگارم بود و واقعا هنوزم بعد از این همه سال منو دوست داره.

    ولی مشکل اینحاست که شوهر من فوق العاده بچه دوست داره البته من شش بار باردار شدم ولی هیچ کدام از بچه هام نموندن طوریکه ماه تیر دخترم رو از دست دادم ( به علت زایمان زودرس 7 ماهه بدنیا اومد و بعد از 15 روز از دنیا رفت .

    البته بعد از زایمان چهارمم شوهرم اقدام کرد برای گرفتن فرزند و الان شکر خدا یه پسر سالم و زیبا دارم . با همه این احوال که زندگی راحتی دارم ولی همش پیش خودم میگم زندگی شوهرم داره به پای من هدر میشه بعد از فوت دخترم به این نتیجه زسیدم که بهتره من از همسرم جدا بشم تا اون بتونه به ارزوش که بچه های زیاده برسه ولی اصلا قبول نمیکنه و میگه خدا تو سرنوشت من همین یه پسر رو قرار داده.

    ولی من واقعا نمیدونم با این عذاب وجدان چیکار کنم ؟ میشه لطفا خانمها و اقایون بگید در شرایط من و شوهرم باشید چیکار میکنید؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۲۴۳۸ بازدید توسط ۲۰۵۲ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۲۳:۱۸

    تاثیر شخصیت زن رو شخصیت مرد

    آیا شما هم، مثل من، معتقد هستید که زن بد مرد خوب را بد میکند و زن خوب مرد بد را خوب؟

    من این را از تجربه خودم میگم، من جوان خوب، مهربان و صمیمی بودم. بین دخترا "خواستگار" داشتم، همه منو میخواستند، حتی پدرا مادرای که دختر داشتند آرزو شان این بود که من داماد شان بشم، اما من رفتم خودمو گرفتار کسی کردم که حالا زندگیم شده جهنم. از روزی که با این زن ازدواج کرده ام یادم نیست حتی یک باری من از عمق دل خنده کرده باشم یا خوشحال بوده باشم. همه اش تو فکر این هستم که چه شد که اینقدر بدبخت شدم و غصه میخورم. شخصیت ام هم کاملا تغییر کرده، خشن شده ام و اخمو!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۹۱۲ بازدید توسط ۱۵۷۸ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۲۳:۱۵

    مگه همه قراره ازدواج کنن؟

    سلام

    من یه دختر 22 ساله هستم.مامانم همش بهم میگه درمورد خواستگارات فکر کن. ولی من تصمیم گرفتم هیچ وقت ازدواج نکنم. در تصمیمم هم خیلی مصمم هستم. فکر نکنین یه فکر بچگونه ست و چن وقت بعد نظرم عوض میشه. نه من خیییلی فکر کردم و نتیجه ش با توجه به روحیاتم همین شد.

    مامانم همش میگه پس حرف مردم چی؟ میدونی اگه ازدواج نکنی چیا پشت سرت میگن؟ همش میگه وای من چقد بدبدختم! چرا دختر من اینجوریه چرا دختر همه ازدواج میکنن ولی دختر من نه؟

    به خدا از بس غر میزنه دیگه اعصاب واسم نمونده. خودشم که از من بدتر داره اذیت میشه.

    اصلا مگه همه قراره ازدواج کنن؟؟ من دوست ندارم. من همینجوری از زندگیم راضیم و حرف مردم هم برام اصلاااا مهم نیست. در رابطه با نیاز جنسی بگم که من دوران بحرانی نوجوونی رو خوب گذروندم و در کل این نیازو کنترلش کردم و از این بابت درصورت ازدواج نکردن آسیب نمیبینم. نیازهای عاطفیمم از دوستا و خونواده و... تامینه. نیاز مالی هم ندارم.

    بازم میگم این تصمیم من قطعیه. پس لطفا سعی نکنین این نظرمو عوض کنین.فقط لطف کنین بگین چجوری مامانمو قانعش کنم؟؟؟ هر چقدv میگم مامان جون این زندگی خودمه . همونطور که شما تو جوونیت در مورد ازدواجت تصمیم گرفتی منم حقمه که خودم دراین باره تصمیم بگیرم قانع نمیشه.

    تنها بهونه ش هم حرف مردمه. ای خدااااا من چجوری قانعش کنم؟؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۲۲۳۲ بازدید توسط ۱۸۰۴ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۲۲:۵۷

    ازدواج با دختری که حاضر به انجام کارهای خونه نیست

    پسرا اگه دختری در خواستگاری بگه توی خونه کار نمی کنه؛ حاضرید باهاش ازدواج کنید.

    تا جایی که به من اطلاع دارم در اسلام زن هیچ وظیفه‌ای برای کار در خونه نداره و حتی می‌تونه برای شیر دادن بچه پول دریافت کنه.

    تنها وظیفه‌ای که زن در ازای دریافت نفقه داره تمکین به نیاز جنسی همسرش هست.

    با این اوصاف آیا حاضرید با دختری ازدواج کنید که در خونه هیچ کاری انجام نده؟


    مرتبط:

    تقسیم وظایف در کارهای منزل وقتی زن و شوهر دانشجو یا شاغل هستند

    کمک مرد به زن در کارهای خانه

    اگه مردی در کارهای خونه به خانومش کمک کنه مردونگی نداره؟

    برنامه ریزی برای درس و خانه داری به صورت همزمان

    چرا بعضی از دختران امروزی بعد از ازدواج خانه داری رو کسر شان میدونن

    خانه داری و مادری برای چهار پنج فرزند

    خانه داری یا اشتغال ، کدام برای خانم ها در اولویت است ؟

    وظایف آقایون در مقابل همسرشون

    خانوم ها میشه بگن وظایف شون چیه توی زندگی مشترک؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۵)
    • ۴۱۶۹ بازدید توسط ۳۱۴۰ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۲۸

    بعد از 10 سال زندگی فهمیدم خانمم دوست پسر گرفته

    سلام

    بعد از 10 سال زندگی فهمیدم دوست پسر گرفته و بعد از یک سال درگیری برای ول کردن دوست پسرش ( البته وقتی که اعضای خانوادش فهمیدن و بقول خودش آبروش رفت ).

    الان یکسره ازم اظهار تنفر میکنه. چندین ماهه با هم هیچ رابطه ای نداریم. بخاطر دخترب چه هفت ساله دلم نمیاد طلاقش بدم و خودمم هنوزم دوسش دارم.

    باهام هیچ جا نمیاد (حتی برا چند دقیقه) سن من 36 و سن اون 33 سالشه. نمیدونم باهاش چکار کنم ؟ واقعا دیوونه کننده است...

    اگه کسی میتونه با راهنماییش بهم کمک کنه ممنون میشم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در زن داری (۲۹۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۴)
    • ۱۴۸۴۰ بازدید توسط ۱۲۱۹۸ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۲۶

    به مشاور بگم که قبلا با دو نفر دوست اینترنتی بودم ؟

    سلام 

    بچه ها زود جوا ب بدین فوریه

    بچه ها من تازه گیا یه خواستگاربرام اومده که تقریبا بهتر از بقیس حالا دوجلسه اومدن و امروز قراره بریم مشاوره .

    حالا سوالم اینه من طی این دوسال 

    از طریق همین اینترنت با دو نفر اشنا شدم 

    وباهشون دوست شدم  اهل اینکارانبودم اما نمیدونم چرا اینطوزی شد خودمم پشیمونم 

    خلاصه الان که رفتیم مشاوره اگه مشاور پرسید که قبلا ارتباطی داشتم یانه ؟من چی بگم؟

    درضمن من خودارضایی هم خیلی وقته میکنم اما دارم سعی میکنم ترکش کنم

    وتا الان به لطف خدا موفق شدم

    خودارضایی رو چی؟

    بگم به مشاور؟

    خیلی گیج شدم کمکم لزفا

    من سوال کننده سوال خداکنه از قم برگشتم ادم بشمم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۵۵۱ بازدید توسط ۱۳۲۰ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۲۱

    خانمم به شدت آدم ترسویی هستش

    سلام

    من ده ماهه که با دختری که دوستش داشتم ازدواج کردم ، قبل از این که بریم زیر یه سقف ، دختر ایده آلی بود ، اما الآن به شدت دختر ترسویی هستش.....

    بخاطر کار من ، ما داخل شهری زندگی میکنیم که دور از پدر و مادر من و اون هستیم.

    به همین خاطر وقت هایی که من سر کار هستم همسرم تنها خونه است.

    شاید باورتون نشه ، ممکنه روزی بیشتر از ده بار بهم زنگ بزنه !!!!!!!!

    به شدت هم از تاریکی وحشت داره

    تا جایی که اصرار داره شبا حتما با هم بخوابیم . معمولا طرفای ساعت یازده شب میخوابه خانومم ولی من معمولا اون ساعتو اختصاص میدم به بعضی کارای شخصیم و یا بعضی شبا فوتبال یا فیلم تماشا میکنم ولی خانومم اصرار داره که برم و باهاش بخوابم . خودش میگه که بدون تو خوابم نمیبره ولی من خوب میدونم که از تاریکی اتاق میترسه!!!!!

    بعضی مواقع که هوا تاریک شده باشه مثل غروب و من خونه نباشم میره برا خرید .

    وقتی من برمیگردم می بینم همسرم نیست، وقتی که میاد از همون پایین بهم زنگ میزنه تا منو بکشونه پایین !!!!!!!!!!!!!!! یعنی از پله ها هم تنها نمیتونه بیاد بالا!!!!!!!

    نمیدونم چرا انقد میترسه . البته من خیلی دوستش دارم ولی وقتی من میدونم دختر ترسوئیه و شبا از تاریکی وحشت داره اما اصرار داره که بدون تو خوابم نمیبره احساس میکنم منو ساده و احمق فرض کرده.

    حتی شب های شنبه و چهارشنبه که میرم باشگاه هم بهم زنگ میزنه! با اینکه چندین بار بهش گفتم موقع باشگاه گوشیمو میذارم داخل ساک و اصلا حواسم به گوشیم نیست و بهم زنگ نزن ولی باز بهم زنگ میزنه......... دیگه نمیدونم چی بگم... سعی میکنه همیشه دور و برم باشه.....وقتی من داخل اتاق باشم و اون داخل آشپزخونه هی بیخود صدا میزنه امیرحسین......منم میگم بله ؟ بعد چیزی نمیگه!!!!!!!!!!!!

    البته اوایل برام جای تعجب داشت و احساس میکردم داره منو اذیت میکنه ولی کم کم برام عادی شده این کاراش...

    حتی داخل روابط زناشوئی مونم اصرار داره یه لامپو روشن بذاریم در حالیکه من اصلا این کارو دوست ندارم .

    از بعضی لحاظ خیلی با هم تفاوت داریم...من از بچگی با داداشم همیشه فیلم های ترسناک میدیدیم . هنوزم بعضی شبا میبینم درحالیکه همسرم کاملا با این کارم مخالفه.....

    بیشتر فیلم های کره ای میبینه ! فیلم هایی که من ازش متنفرم....یعنی خیلی کم پیش میاد یه فیلم خارجی رو دوتایی با هم ببینیم....ولی باز موقع فیلم دیدن هم حواسش به من هست که خیلی ازش دور نشم....

    نمیدونم با این ترسش چیکار کنم........بازم موارد دیگه ای از این ترسش هست که دیگه فکر نمیکنم لازم به نوشتن باشه

    البته هیچ موقع به روش نیاوردم که تو ترسوئی

    الآن هم تقریبا دو هفته اس گیر داده که بچه دار شیم.میگه دوست دارم مادر شم. ولی من احساس میکنم با آوردن یه بچه میخواد تنهاییاشو پر کنه

    خودم بهش گفتم الآن برای بچه دار شدن خیلی زوده.... هنوز یه سال از زیر یه سقف رفتنمون نگذشته .... به علاوه اینکه احساس میکنم اگه پای یه بچه به زندگیمون باز شه توجه همسرم به من خیلی کمتر میشه.....

    نمیدونم چجوری این ترسو از زندگیمون پاک کنم.....من از همه لحاظ ازش راضیم.....فقط این ترس بیخودشه که آزارم میده.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در زن داری (۲۹۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۶۷۲۵ بازدید توسط ۵۲۰۲ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۱۸

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت طلاق سربازی اعتماد به نفس میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر دختر چادری قصد ازدواج زندگی مشترک مادر شوهر استرس معرفی کتاب خیانت افسردگی حسادت وابستگی پست های ویژه آموزش خواستگاری پست های پیشنهادی کاربران تحصیل در دانشگاه پیام نور سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق آرامش شکست عشقی عوارض خود ارضایی نیاز عاطفی وسواس فکری چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم مطالب سعید کرمی مطالب اسی $ جلسه اول خواستگاری پشت کنکور پزشکی رشته پزشکی فرهنگ سازی دوران مجردی حیا در دختران فشار جنسی کنکور تجربی پست های راهنمای خانواده برتر جلسه دوم خواستگاری وسواس عشق یک طرفه مطالب باشگاه خبرنگاران کاربران فعال کم کردن میل جنسی ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد نیاز جنسی پشت کنکوری ها درونگرایی استخاره اثرات بد حجابی خواستگاری از دختر محجبه آموزش های آشپزی مونس موفقیت زندگی در خوابگاه ابراز علاقه ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی ازدواج با دانشجوی پزشکی ریزش مو مسائل روز جامعه عشق اول اعتیاد پدر دختر ازدواج از طریق سایت های همسریابی مطالب بانو لیلا برنامه نویسی دختر مغرور رشته حقوق تحصیلات خواستگار روش درست دعا کردن چراغ سبز به جنس مخالف معرفی روانشناس مطالب سید محمد سعید تقوی حسابداری آمار طلاق قد دختر احساس تنهایی قد خواستگار رشته ریاضی کنترل میل جنسی ازدواج با دختر کم سن نشانه های علاقه پسر به دختر برای ازدواج افزایش قد تحصیل دختران عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج تحلیل رفتار پسران عمل زیبایی بینی مطالب پسر 17 ساله زندگی بعد از ترک خودارضایی