خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۱۳۹ مطلب با موضوع «مراسم عقد و عروسی» ثبت شده است

3 ساله که نامزدیم و تو دوران لعنتی عقد هستیم

سلام وقتتون بخیر

دختر خانوم 26 ساله ای هستم و نامزدم 34 ساله هستن. 3 ساله که نامزدیم و تو دوران لعنتی عقد هستیم.

سه ساله که آرزوی مستقل شدن و رفتن به خونه ی خودمون رو ، روی دل مون گذاشتن. و من تمام این تقصیرات رو از چشم بابام و مادر شوهر و پدر شوهرم میدونم. تو این سه سال آزگار خیلی سختی کشیدیم .

اولش که بابام میگفت ، باید خونه فلان جا تهیه کنید ، عروسی تو فلان تالار بگیرید ، اقا داماد باید سرمایه ی تقریبا هنگفتی داشته باشه، فلان مقدار لباس و طلا برای دخترم بگیرید  و ....  که دخترم وقتی میره تو خونه اش، زندگی راحتی داشته باشه و چیزی کم و کسری نداشته باشه.

همیشه هم به من میگفت تو شأن و منزلتت خیلی بیشتر از این حرف هاست ، باید بیشتر از این برای به دست آوردنت زحمت بکشن. و بهم میگفت ما باید تو اقوام  نشون بدیم که با چه خانواده ی درست و حسابیی وصلت کردیم.

نامزدم چون تک پسر بود ، مادر شوهر و پدر شوهرم میگفتن یه مقدار صبر کنید تا بتونیم عروسیی که واقعا شایسته تون هست رو براتون بگیریم. [ نامزد من خودش منبع درآمد داره . ولی خانواده اش بهمون وعده وعید های الکی میدادن که  زوده اگه بخوایم زیر یکسال نامزدی عروسی کنیم.یه مقدار صبر کنیم تا برامون عروسی مفصل و اعیانیی بگیرن.]

خلاصه ما یکسال از نامزدی مون گذشت ، و تمام شرایط برای عروسی مون ایجاد شد اما بدبختانه مرگ و میر اقوام شروع شد.

خانواده نامزدم و یا خانواده ی خودم خیلی خرافاتی هستن و میگن باید تا سالگرد مرحوم بایستیم بعد عروسی بگیریم.که تا الان خیلی از اقوام مردن و ما فعلا منتظریم ببینیم کی خانواده ها اجازه میدن ما بریم سرخونه و زندگی خودمون.

باور کنید راضیم برم مشهد و بعد بیام برم تو خونه ام .مشکل ،  پدر من و مادرشوهر و پدرشوهرمه ، که راضی نیستن اینطوری مجلس عروسی مون گرفته بشه.

همه اش بهم میگن صبر کن . اما باور کنید خیلی سخته همه اش بهم میگن سه ساله که نامزدی یه خورده دیگه صبر کن تا جور بشه ، باور کنید فقط به گفتن راحته!!

از شانس بدمم  وقتی میبینم دختر و پسرهای اقوام که از من سن و سال شون کمتره و ازدواج میکنن و یا بعضی هاشون حتی بچه هم دارن ، واقعا آتیش میگیرم ، اعصابم خورد میشه. نه سن من کمه و نه نامزدم.

اون بیچاره که داره موهاش سفید میشه  ، به دلیل اینکه خیلی حرص میکنه. منم که به خاطر اینکه مظلومم ، صدام در نمیشه نمیتونم از دست کسی گله و شکایت کنم و همه اش تو خودم میریزم. هر شب کارم گریه کردن ، سرمم به شدت درد میگیره. نمیدونم شاید به قول قدیمی ها ما ستاره هامون با هم جور نیست!!

خسته شدم. میخوام برم به نامزدم بگم اگه تا سال دیگه، سرهمین موقع عروسی کردیم و تمامی اون چیزایی که پدرم تو گوشم خونده  و مادر و پدرت بهمون قول دادن و انجام دادید و همون طور که در شأن مون هست عروسی گرفتید که هییچ ، ولی اگه عروسی نگرفتید باید منو طلاق بدی!! به نظرتون من کار درستی میخوام انجام بدم.؟

خسته شدم از این زندگی لعنتی.

مرسی.

موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی , مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۶۲
    • جمعه ۲۵ فروردين ۹۶ - ۲۱:۳۷

    کمک کنید یه جهیزیه کاملا ایرانی بخرم

    سلام

    خیلی مختصر میشه کمک کنید یه جهیزیه کاملا ایرانی بخرم که البته کیفیت خوب داشته باشه . یعنی کدوم مارک و برند داخل رو برای هر وسیله ای پیشنهاد میدید ؟

    خواستم بدونم مثلا لوازم برقی هرکدوم از کدوم مارک بهتره ؟ کلا تجربیاتشون درباره لوازم زندگی ، مثلا بگن جارو برقی فلان مارک کیفیتش خیلی خوبه خدمات پس از فروشش عالیه، یا به جای مخلوط کن و اب میوه گیری و ... میشه 3 کاره خرید . من فکر میکنم خیلی از تولید کننده ها یکی از محصولاتشون از بقیه بهتره .

    مثلا یخچال اسنوا

    اتو پارس خزر

    قابلمه و ظروف ......

    موضوعات مرتبط: جهیزیه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۶۹
    • شنبه ۱۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۰۵

    در شرف مراسم عروسی ام ولی گذشته شوهرم آزارم میده

    سلام‌...
    پیشاپیش از اینکه راهنماییم میکنید ممنونم. دختری ۲۵ ساله هستم . در شرف مراسم عروسی ام... با همسرم‌ هیچ مشکل خاصی ندارم. اما گذشته ی ایشان خیلی آزارم میده. هرگز دختری نبودم که پیله کنم و سوال پیچش کنم. ایشان هم واقف به این موضوع هست و بابتش بارها قدردانی کرده.
    ایشان درباره ی گذشته شون مسائلی رو گفتن ، اما به صورت کُلی و خیلی سربسته. منم اون موقع خیلی ریز نشدم توی جزییات ... اما مسائل و اتفاقاتی پیش اومد که بطور کاملا اتفاقی متوجه شدم که ایشان روابط نزدیکی با چند تا خانوم داشتن... که بر میگرده به ۳_۴ سال پیش...
    من کنکاش نکردم. این اطلاعات بطور اتفاقی رو شد... و فهمیدن این مسائل منو خیلی آزار میده. نمیدونم چطور کنار بیام. خودمو با جملات مثبت و‌ حرفای روانشناسانه گول میزنم... اما بازم ماهی سه چهار بار؛ افکار منفی سراغم‌میاد... نمیدونم باید چکار کنم... ؟ خیلی خیلی دلم میگیره از گذشته ش. چیزی رو به روش نمیارم و سرزنشش نمیکنم. اما....‌ خودم‌ دارم نابود میشم.
    لطفا راهنماییم کنین.خواهش میکنم....در مقطع حساسی هستم.... روابطشون رو‌ نمیدونم در چه حد بوده.
    کمکم کنید.
    موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۱۱
    • شنبه ۱۴ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۰

    چطوری بگم که مهریه ی بیشتر از 14 سکه قبول نمی کنم؟

    سلام

    نه پس انداز دارم و نه درآمد خوب ! حتی بدهکار هم هستم و البته یه سری مشکلات مالی دیگه! اهل کارم؛ از راه نزدیک گرفته تا راه دور ، میانگین روزی 10 - 12 ساعت کار می کنم .

    حالا می خواد کاری که مردم بگن تو شان و شخصیت شما نیست ( قبلا انجام دادم ) و چه کار تخصصی که بلدم! ( الان در حال انجامش هستم ) هر چند که کار بنده آینده اش ان شاء الله روشنه ولی بنا به دلایلی فعلا درآمدم حداقل حقوقه و تا چند ماه آتی فقط باید بدهی ها و هزینه های دکترم رو بدم .

    آدم بی خیال و بی حسابی نیستم و شاید تا الان هزار بار چرتکه انداختم و هزینه های ازدواج رو حساب کردم ولی کاری با این چیزها ندارم چون باورم به این است که "خداوند به هر که بخواهد بی حساب روزی می دهد " به همین خاطر با این وضعیت داغون مالی می خوام ازدواج کنم .

    موضوعات مرتبط: مهریه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۸۱۳
    • پنجشنبه ۱۲ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۵

    وظایف ساقدوش داماد چیه ؟

    سلام
    یکی از دوستام چند روز دیگه عروسیشه و به من میگه باید کت و شلوار و کروات مشکی با پیرهن سفید بپوشی و تو ساقدوش دومادی باید خوشتیپ و متفاوت باشی. حالا من موندم ساقدوش داماد چکار میکنه ؟ چه کارایی ازش انتظار میره و ... . (اینم بگم من رقص و حرکات موزونم اصلا بلد نیستم . خخخ)
    موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۸۶
    • دوشنبه ۲ اسفند ۹۵ - ۲۱:۳۵

    شوهرم میگه نمیخوام سال جدید رو خونه پدر مادرم باشم

    سلام

    دختری ۲۵ ساله هستم که از ۳ فروردین امسال عقد کردم ،‌ تو این یک سال من و همسرم خیلی سختی کشیدیم ،‌ خانوادش مشکلات زیادی برامون به بار اوردن ،‌تابستون کارمون به طلاق کشید که بخاطر علاقه من و همسرم به هم جدا نشدیم با اینکه خانوادش اصرار به جدایی داشتن و خانواده من هم میگفتن جدا شیم .

    من یک دختر چادری هستم دانشجوی سال ۵ پزشکی ، از همسرم هم نه خونه خواستیم نه ماشین نه پس انداز ، فقط گفتیم اخلاق و ایمان ، چون پول به دست میاد . همسرم لیسانسه و توی شرکت خصوصی کار میکنه . گاهی اوقات لاک میزدم اونم فقط تو بعضی مهمونی ها .

    خانواده همسرم یه شب اومدن خونمون و هر اهانتی تونستن بهم کردن از جمله اینکه چون لاک میزنی بی حجابی و ما پشیمونیم پسرمون رو بیچاره کردیم .  تو مسائل خصوصی من و همسرم دخالت میکردن . مثلا با لحن بد و توهین امیز که تو چرا پیشواز همسرت نمیری چرا فلان کارو میکنی فلان کارو نمیکنی ؟ چرا بهت فلان حرف رو گفت تو اینجوری جواب دادی ،‌بمن گفتن بی حیایی چون میشینی کنار همسرت .

    موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۲۹
    • پنجشنبه ۲۸ بهمن ۹۵ - ۲۱:۰۰

    نظرتون راجب خرید جهیزیه توی دوران مجردی چیه؟

    سلام

    خیلی کوتاه سوالم رو میپرسم . دوستان تازه عروس ، نظرتون راجب خرید جهیزیه توی دوران مجردی چیه؟
    مامانم الان دو سه تا تیکه وسیله ی برقی خریده گذاشته کنار ، تصمیم داره خورد خورد جهیزیمو کامل کنه .

    به نظرتون کار درستیه؟ البته با توجه به اینکه من ۲۰ و خورده ای سالمه و فعلا توی جریان ازدواج نیستم منظورم اینه که داریم جهیزیه رو کم کم میخریم تا خدا بخواد زمان ازدواج راحت تر باشیم.

    حالا نمیدونم از الان بخریم نگه داریم خوبه؟ اگرم نخوایم همه چیزو بخریم به نظرتون چه چیزایی رو بگیریم نگه داریم بهتره ؟ تجربیاتتون رو از خرید جهاز بگید .

    موضوعات مرتبط: جهیزیه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۲۳
    • چهارشنبه ۲۷ بهمن ۹۵ - ۲۱:۰۰

    مادر شوهر معتقده که زن باید فقط به فکر وظایف همسری باشه

    با سلام

    من حدود نه ماه عقد کردم. همسرم دانشجوی دکتری برق است و با اخلاق هست. در روزای خواستگاری من ازش در مورد نوع مراسمات و اینکه در عروسی های ما بزن بکوب هست البته غیر مختلط. و اونم در موردش مخالفتی نکرد اما بعدها بهم گفت دوست نداره در مراسم عروسی بزن بکوب باشه.

    من خیلی نوع عروسی گرفتن و جشن گرفتن برام مهمه و حتی میگم اگه عروسی بچه های من اون شکلی باشه که من دوست دارم نشه ... ، خیلی عذابم میده. مورد دیگه که منو اذیت میکنه اینکه همسرم نذاره من کار کنم ( خودم دوست دارم استاد دانشگاه بشم ) البته همسرم مشکلی با تحصیل من نداره .

    من خیلی آرمانگرا هستم دوست دارم در کنار همسری و مادری حتما با یه کار دیگه هم انجام بدم و مشکلی رو حل کنم. مادر شوهر معتقده که زن باید فقط به فکر وظایف همسری و خانه داری باشه و این خیلی منو اذیت میکنه و تو خودم میریزم . حس میکنم دارم افسرده میشم .

    لطفا کمکم کنین

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی , مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۲۲
    • دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۵

    حاضرم از دست خانوادم بدون عروسی برم سر خونه زندگیم

    سلام

    دلم گرفته خواستم فقط درد و دل کنم باهاتون ، شاید کمی سبک شدم شاید هم کسی بتونه راهنماییم کنه.

    من یه دختر ۲۳ ساله ام از سن ۱۳ سالگی خواستگار برام میومد و میرفت تا اینکه تو سن ۱۵ سالگی با هزار امید و آرزو عقد کردم ولی نامزدیم ۶ ماه بیشتر طول نکشید و تصمیم به جدایی گرفتیم .

    دلیل اصلی طلاق ما اگه بگم ۸۰ درصدش بخاطر دخالت های بی مورد خانواده ها بود دروغ  نگفتم . مدام لج و لجبازی ،  نامزدم هم آدم ضعیف و دهن بینی بود و سر حرفای اونا  میومد با من بحث میکرد . بعد از گذشت ۷ سال از جداییم  من دوباره  چند ماه پیش عقد کردم .

    تو این چند ماه اندازه ی ده سال پیر شدم هر روز تو خونه ی ما دعواس . خانوادم تحت فشار گذاشتنم که چرا برای اعیاد و مراسما برات چیزی نمیارن ؟ چرا نامزدت عروسی رو نمیگیره ؟ کار هر روزم شده گریه ، شوهرم هم میگه باید چند سالی نامزد بمونیم تا بدهی هامو پرداخت کنم بعد عروسی بگیریم .

    نزدیک ۵۰ تومن بدهی داره خیلی نگرانم دیگه نمیتونم تو این خونه بمونم برام مثل جهنمه مطمئنم اگه زودتر عروسی نکنیم یا مجبور میشم بر خلاف میلم ازش جدا بشم .

    خانوادمم راضی نمیشن که عروسی نگیریم وگرنه همین طوری میرفتم سرخونه زندگیم حتی حاضرم جهیزیه هم نبرم با خودم ولی دیگه اینجا نباشم . شما یه راه چاره برام پیدا کنید دیگه به بن بست رسیدم .

    من افسردگی هم دارم شب و روز یا خوابم یا تو اتاقم تنها نشستم . طوری شده که خانوادمم مسخرم میکنن به حال و روزم میخندن بهم میگن بدبخت.

    لطفا برام دعا کنید مشکلم حل بشه . با گریه دارم تایپ میکنم دیگه کم آوردم 

    موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی , جهت اطلاع پدران و مادران ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۵۱
    • شنبه ۹ بهمن ۹۵ - ۲۲:۴۵

    وضعیت استفاده از جهیزیه در ازدواج مجدد

    سلام
    من بعد از حدود سه سال طلاق گرفتم. به دلیل مشکلات و اختلافات رفت و امدی نداشتیم و اکثر جهیزیم هم استفاده نشده. حالا میخواستم بدونم در صورت ازدواج مجدد ، میتونم از اکثر همین جهیزیم استفاده کنم یا نه؟ طبیعتا سرویس خواب و مبل راحتی را مجدد تهیه میکنم و ظروف دم دستی. 
    ولی سرویس استیل و نهار خوریم عملا بلا استفاده بوده . یخچال و لباس شویی و ظرفشویی م چه طور ؟ فرش ها ؟ در اصل این چند قلم گرون تر را میخواستم بدونم میتونم مجدد استفاده کنم یا نه؟
    ما تو اطرافیانم هیچ طلاقی نبوده، و کسی نمیدونه عرف چیه ؟ ممنون میشم راهنمایی کنید. فعلا همه چیز تو طبقه بالای خونه پدری نگهداری میشه و از بابت جا مشکلی نیست.
    موضوعات مرتبط: ازدواج مجدد , مسائل زنان مطلقه , جهیزیه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۶۶
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    برو بالا