خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۱۴۴ مطلب با موضوع «مراسم عقد و عروسی» ثبت شده است

می خوام مهریه ام کمک جهیزه یه دختر فقیر یتیم باشه

سلام

من در شرف ازدواج هستم. از اون جایی که مهریه عامل و ضامن خوشبختی نیست خودم این اعتقاد رو دارم . به نظرم اگه قلبا دل طرف باهات نباشه مهریه عاملی پایبند بودن و هم دل بودن نمیشه ، و مورد داشتیم تو فامیل که چهار سال درگیر جدایی بودن که مرد گفته بود مهریه نمیدم انقدر بی تکلیف بمون که موهای سرت مث دندونات سفید بشه ، خانمه هم کلی خرج وکیل کرد  و کلی هم از طرف همسرش اذیت شد آخرشم دید که چاره ای نداره مهریه شو بخشید، من تصمیم گرفتم که مهریه ام کمک جهیزه یه دختر فقیر یتیم باشه، البته خواستگارم فکر میکنم از نظر مالی وضع خوبی دارن یعنی از پس کمک جهیزه بر میان ، بالاخره یه دینه و باید یه روزی بپردازه.
فک میکنم با این کار هم کمکی کردم همم یه دعای خیر پشت سر خودمو زندگیم هست.  سوالی که دارم میشه مهریه رو این طوری تعیین کرد؟ نظرتون در مورد این مهریه چیه ؟ آقایون اگه شما جای خاستگارم باشین قبول میکنین ؟ ممکنه بعضی ها بگن معلوم نیست دختره چه ایرادی داره که سکه نگفته...

خودم این تصمیمو گرفتم هنوز با کسی در میون نذاشتم میخواستم از شما دوستان مشورت بگیرم .

موضوعات مرتبط: مهریه ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۸۴
    • چهارشنبه ۳۱ خرداد ۹۶ - ۲۱:۱۱

    4 روز قبل از ماه محرم عروسی بگیرم بدبخت میشم ؟

    سلام

    من خانمی هستم که یکساله عقد کرده ام و به امید خدا برای روز ۲۷ شهریور تالار رزرو کرده ایم. با توجه به اینکه ۳۱ شهریور اول محرم هست بعضی ها بهم گفته اند شگون نداره اون روز عروسی بگیری چون مراسم های مربوط به ماه محرم از چند روز قبلش شروع میشه و اون روز اسرای کربلا است.

    منم امام حسین رو خیلی دوست دارم و نمیخوام توی روز ناراحتی ایشون عروسی بگیرم. ولی چه کنم که همون ۲۷ شهریور رو به زور پیدا کردیم چون همه تالارهای شهرمون برای روزهای باقی مونده، رزرو شده بوده قبلا و امکان تغییرش نیست.

    کمکم کنید تو رو خدا . واقعا اگه عروسی بگیرم بدبخت میشم ؟

    موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۹۶
    • چهارشنبه ۲۴ خرداد ۹۶ - ۲۰:۳۷

    خواستگارم میگه مهریه 14 سکه ولی پدرم میگه 500 سکه !

    سلام وقت به خیر...

    دوستان خواهش میکنم اگر راهکاری دارید برای من ارائه بدید .

    بنده یه خواستگاری دارم که از نظر بیشتر شرایط با هم مناسب هستیم و من خیلی راضی به این وصلت هستم .

    مشکلی که هست ایشون نظرشون اینه که مهریه نباید بیشتر از 14 سکه باشه و بر عکس پدر من به هیچ عنوان به مهریه کم قانع نیست و برای هر دو خواهرم مهر بالای 500 در نظر گرفت و میگن برای من هم باید همین باشه .

    خانواده مذهبی هستیم و حتی در شرایط اولیه و درآمد کم هم مشکلی نداریم و به قول پدرم زندگی باید ساده شروع بشه ولی کلا تو بحث مهریه هیچ وقت کوتاه نمیان و منم اصلا آدمی نیستم رو حرفشون حرف بزنم...

    حالا دو روز دیگه قرار هست با این اقا در مورد مهریه و مراسم بله برون صحبت کنیم و من نمیدونم چه طور این مساله رو بهشون بگم که قبول کنن.. باور کنید اگر به خودم باشه مهر بالا رو نمیخوام ولی پدرم خیلی رو این قضیه اصرار دارن... نگید باهاشون صحبت کنم و راضیشون کنم چون پدرم رو میشناسم و میدونم اصلا موافقت نمیکنن از طرفیم دلم نمیخواد به این آقا بگم مجبورم و اینا چون حس میکنن پدرم ظالمه و زورگو در صورتی که این طور نیست و کلا اهل دخالت نیستن و به جز مورد مهریه تو هیچ موردی سختگیری ندارن و برعکس خیلی هم کمک حال هستند برای خواهرام و همسرانشون...

    لطفا بگید از چه راهی بهشون بگم تا این قضیه براشون منطقی بشه ، ایشون هم فرد مذهبی هستن ،‌ دوستان خواهشا هر موردی به ذهنتون میرسه بگید شاید کمک حال بود .

    برای منم دعا کنید لطفا تو این شبای عزیز

    موضوعات مرتبط: مهریه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۳۹
    • يكشنبه ۷ خرداد ۹۶ - ۲۲:۴۳

    خواستگارم میگه پول برای عروسی گرفتن ندارم

    دوستان
    من دو سال پیش با پسری اشنا شدم . از طریق تلفن با هم ارتباط داریم خونوادم از این موضوع خبر دارن من دانشجوام اونم کارگر با ماهی یک و دویست . من چون من تک فرزند بودم بهش گفتم حداقل یه ماشین بخر حالا اونم با قرض یه ماشین خریده .
    من ازش هیچی نمیخوام جز اجاره یه خونه و چند تیکه وسیله که رسمه ، عقد و اینا رو گفتم محضری با یه حلقه ، ولی این اقا به من میگه چون ماشین خریدم دیگه پولی ندارم واسه عروسی پس انداز هم نمیتونم چون قسط ماشین باید بدم .
    گفتم خب ازخونوادت پدرت و برادرت گفت نه ، اونا ندارن که بدن از مامانت اینا بگیر گفتم خب منم خرج دانشگاه و جهیزیه واقعا نداریم که کمکت کنن بعدشم تو پسری خونواده من اخه وظیفه عروسی ندارن برای تو .
    گفت پس برو کار کن بیا عروسی بگیر یا عروسی نمیگیرم گفتم باشه نگیر که ناراحت شد منم ناراحت شدم . من دارم باهاش کنار میام از نظرش کمک حساب نمیشه فقط مالی پول بدیم کمکه خیلی ناراحتم ، حس میکنم دنبال پول بوده که اومده دنبالم در ضمن من چهرم و تحصیلانم ازش بالاتره .
    من چیکار کنم باهاش ادامه بدم یا نه ؟  
    موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی , مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۴۷
    • دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۲۴

    بعد از دوره آموزشی سربازی شوهرم می خوایم عروسی کنیم

    سلام

    دختری هستم 23 ساله ، ترم اخر کارشناسی یکی از رشته های پیراپزشکی.. اوایل دوره دانشجویی با پسری که یک سال از خودم بزرگتر بود و بهش علاقه قلبی داشتم و خیلی اقا و متین و مهربونه عقد کردم که ایشون هم دانشجوی رشته مهندسی بود .. لازم به ذکره که خانواده زیاد راضی نبودن .. فقط هم بخاطر اینکه دانشجو بود و راه نرفته زیادی داشت.. ولی اخر سر بخاطر من کوتاه اومدن.

    این ترم، ترم آخره ماست و بعدش همسرم میخواد بره سربازی.. ما تصمیم گرفتیم که بعد از دوره دو ماهه آموزشیش مراسم عروسی رو بگیریم و بریم سرخونه زندگیمون.. البته این تصمیمو منو همسرم گرفتیم هنوز به بقیه نگفتیم..

    با اینکه خونواده همسرم هم از نظر اقتصادی اونقد قوی نیستن که ما رو ساپورت کنن!! ولی ما قراره از همون اول رو پای خودمون وایسیم و برا زندگیمون تلاش کنیم. بعضی وقتا فکر میکنم نکنه اشتباه میکنیم..

    ولی این قدر این عقد طولانی شده و اونقدر پدرم تو رفت و امدمون سخت گیری کرده و خیلی جاها اذیت شدیم که میخوایم زودتر عروسی بگیریم.. بنظر شما این برامون خیلی سخت نمیشه؟ همسرم میگه تو شهر خودمون میرم سربازی و عصرا هم کار میکنم.

    ولی میترسم بعدا پشیمون شیم..

    ممنون میشم اگه هر کدوم تون راهنماییم کنید و نظرتونو بگین.. با سپاس

    موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی , ازدواج و سربازی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۲۶
    • پنجشنبه ۲۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۰:۳۳

    3 ساله که نامزدیم و تو دوران لعنتی عقد هستیم

    سلام وقتتون بخیر

    دختر خانوم 26 ساله ای هستم و نامزدم 34 ساله هستن. 3 ساله که نامزدیم و تو دوران لعنتی عقد هستیم.

    سه ساله که آرزوی مستقل شدن و رفتن به خونه ی خودمون رو ، روی دل مون گذاشتن. و من تمام این تقصیرات رو از چشم بابام و مادر شوهر و پدر شوهرم میدونم. تو این سه سال آزگار خیلی سختی کشیدیم .

    اولش که بابام میگفت ، باید خونه فلان جا تهیه کنید ، عروسی تو فلان تالار بگیرید ، اقا داماد باید سرمایه ی تقریبا هنگفتی داشته باشه، فلان مقدار لباس و طلا برای دخترم بگیرید  و ....  که دخترم وقتی میره تو خونه اش، زندگی راحتی داشته باشه و چیزی کم و کسری نداشته باشه.

    همیشه هم به من میگفت تو شأن و منزلتت خیلی بیشتر از این حرف هاست ، باید بیشتر از این برای به دست آوردنت زحمت بکشن. و بهم میگفت ما باید تو اقوام  نشون بدیم که با چه خانواده ی درست و حسابیی وصلت کردیم.

    نامزدم چون تک پسر بود ، مادر شوهر و پدر شوهرم میگفتن یه مقدار صبر کنید تا بتونیم عروسیی که واقعا شایسته تون هست رو براتون بگیریم. [ نامزد من خودش منبع درآمد داره . ولی خانواده اش بهمون وعده وعید های الکی میدادن که  زوده اگه بخوایم زیر یکسال نامزدی عروسی کنیم.یه مقدار صبر کنیم تا برامون عروسی مفصل و اعیانیی بگیرن.]

    خلاصه ما یکسال از نامزدی مون گذشت ، و تمام شرایط برای عروسی مون ایجاد شد اما بدبختانه مرگ و میر اقوام شروع شد.

    خانواده نامزدم و یا خانواده ی خودم خیلی خرافاتی هستن و میگن باید تا سالگرد مرحوم بایستیم بعد عروسی بگیریم.که تا الان خیلی از اقوام مردن و ما فعلا منتظریم ببینیم کی خانواده ها اجازه میدن ما بریم سرخونه و زندگی خودمون.

    باور کنید راضیم برم مشهد و بعد بیام برم تو خونه ام .مشکل ،  پدر من و مادرشوهر و پدرشوهرمه ، که راضی نیستن اینطوری مجلس عروسی مون گرفته بشه.

    همه اش بهم میگن صبر کن . اما باور کنید خیلی سخته همه اش بهم میگن سه ساله که نامزدی یه خورده دیگه صبر کن تا جور بشه ، باور کنید فقط به گفتن راحته!!

    از شانس بدمم  وقتی میبینم دختر و پسرهای اقوام که از من سن و سال شون کمتره و ازدواج میکنن و یا بعضی هاشون حتی بچه هم دارن ، واقعا آتیش میگیرم ، اعصابم خورد میشه. نه سن من کمه و نه نامزدم.

    اون بیچاره که داره موهاش سفید میشه  ، به دلیل اینکه خیلی حرص میکنه. منم که به خاطر اینکه مظلومم ، صدام در نمیشه نمیتونم از دست کسی گله و شکایت کنم و همه اش تو خودم میریزم. هر شب کارم گریه کردن ، سرمم به شدت درد میگیره. نمیدونم شاید به قول قدیمی ها ما ستاره هامون با هم جور نیست!!

    خسته شدم. میخوام برم به نامزدم بگم اگه تا سال دیگه، سرهمین موقع عروسی کردیم و تمامی اون چیزایی که پدرم تو گوشم خونده  و مادر و پدرت بهمون قول دادن و انجام دادید و همون طور که در شأن مون هست عروسی گرفتید که هییچ ، ولی اگه عروسی نگرفتید باید منو طلاق بدی!! به نظرتون من کار درستی میخوام انجام بدم.؟

    خسته شدم از این زندگی لعنتی.

    مرسی.

    موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی , مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۰۷
    • جمعه ۲۵ فروردين ۹۶ - ۲۱:۳۷

    کمک کنید یه جهیزیه کاملا ایرانی بخرم

    سلام

    خیلی مختصر میشه کمک کنید یه جهیزیه کاملا ایرانی بخرم که البته کیفیت خوب داشته باشه . یعنی کدوم مارک و برند داخل رو برای هر وسیله ای پیشنهاد میدید ؟

    خواستم بدونم مثلا لوازم برقی هرکدوم از کدوم مارک بهتره ؟ کلا تجربیاتشون درباره لوازم زندگی ، مثلا بگن جارو برقی فلان مارک کیفیتش خیلی خوبه خدمات پس از فروشش عالیه، یا به جای مخلوط کن و اب میوه گیری و ... میشه 3 کاره خرید . من فکر میکنم خیلی از تولید کننده ها یکی از محصولاتشون از بقیه بهتره .

    مثلا یخچال اسنوا

    اتو پارس خزر

    قابلمه و ظروف ......

    موضوعات مرتبط: جهیزیه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۵۷
    • شنبه ۱۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۰۵

    در شرف مراسم عروسی ام ولی گذشته شوهرم آزارم میده

    سلام‌...
    پیشاپیش از اینکه راهنماییم میکنید ممنونم. دختری ۲۵ ساله هستم . در شرف مراسم عروسی ام... با همسرم‌ هیچ مشکل خاصی ندارم. اما گذشته ی ایشان خیلی آزارم میده. هرگز دختری نبودم که پیله کنم و سوال پیچش کنم. ایشان هم واقف به این موضوع هست و بابتش بارها قدردانی کرده.
    ایشان درباره ی گذشته شون مسائلی رو گفتن ، اما به صورت کُلی و خیلی سربسته. منم اون موقع خیلی ریز نشدم توی جزییات ... اما مسائل و اتفاقاتی پیش اومد که بطور کاملا اتفاقی متوجه شدم که ایشان روابط نزدیکی با چند تا خانوم داشتن... که بر میگرده به ۳_۴ سال پیش...
    من کنکاش نکردم. این اطلاعات بطور اتفاقی رو شد... و فهمیدن این مسائل منو خیلی آزار میده. نمیدونم چطور کنار بیام. خودمو با جملات مثبت و‌ حرفای روانشناسانه گول میزنم... اما بازم ماهی سه چهار بار؛ افکار منفی سراغم‌میاد... نمیدونم باید چکار کنم... ؟ خیلی خیلی دلم میگیره از گذشته ش. چیزی رو به روش نمیارم و سرزنشش نمیکنم. اما....‌ خودم‌ دارم نابود میشم.
    لطفا راهنماییم کنین.خواهش میکنم....در مقطع حساسی هستم.... روابطشون رو‌ نمیدونم در چه حد بوده.
    کمکم کنید.
    موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۹۴
    • شنبه ۱۴ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۰

    چطوری بگم که مهریه ی بیشتر از 14 سکه قبول نمی کنم؟

    سلام

    نه پس انداز دارم و نه درآمد خوب ! حتی بدهکار هم هستم و البته یه سری مشکلات مالی دیگه! اهل کارم؛ از راه نزدیک گرفته تا راه دور ، میانگین روزی 10 - 12 ساعت کار می کنم .

    حالا می خواد کاری که مردم بگن تو شان و شخصیت شما نیست ( قبلا انجام دادم ) و چه کار تخصصی که بلدم! ( الان در حال انجامش هستم ) هر چند که کار بنده آینده اش ان شاء الله روشنه ولی بنا به دلایلی فعلا درآمدم حداقل حقوقه و تا چند ماه آتی فقط باید بدهی ها و هزینه های دکترم رو بدم .

    آدم بی خیال و بی حسابی نیستم و شاید تا الان هزار بار چرتکه انداختم و هزینه های ازدواج رو حساب کردم ولی کاری با این چیزها ندارم چون باورم به این است که "خداوند به هر که بخواهد بی حساب روزی می دهد " به همین خاطر با این وضعیت داغون مالی می خوام ازدواج کنم .

    موضوعات مرتبط: مهریه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۹۴۵
    • پنجشنبه ۱۲ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۵

    وظایف ساقدوش داماد چیه ؟

    سلام
    یکی از دوستام چند روز دیگه عروسیشه و به من میگه باید کت و شلوار و کروات مشکی با پیرهن سفید بپوشی و تو ساقدوش دومادی باید خوشتیپ و متفاوت باشی. حالا من موندم ساقدوش داماد چکار میکنه ؟ چه کارایی ازش انتظار میره و ... . (اینم بگم من رقص و حرکات موزونم اصلا بلد نیستم . خخخ)
    موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۷۲
    • دوشنبه ۲ اسفند ۹۵ - ۲۱:۳۵

    برو بالا