var otherWindow = window.open(); otherWindow.opener = null;

خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
مسائل روز
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 3 (۱۲۴۵ بازدید توسط ۸۲۵ نفر)
نقد و بررسی علم‌ روانشناسی غربی (۱۷۰۸ بازدید توسط ۱۱۶۸ نفر)
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۳۰۰۲ بازدید توسط ۱۶۲۱ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به شروع فصل مدارس (۱۳۶۲ بازدید توسط ۸۶۳ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۹۶۴ بازدید توسط ۵۶۴۳ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۲۷۶ بازدید توسط ۱۵۶۰ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۷۲۴ بازدید توسط ۱۱۳۹ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۸۰۵ بازدید توسط ۳۸۳۴ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۹۳ بازدید توسط ۷۳۹ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۷۵۴۵ بازدید توسط ۱۰۵۷۷ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۷۲۹ بازدید توسط ۱۲۴۸ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۸۲۵ بازدید توسط ۱۱۹۷ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۱۱۳۳ بازدید توسط ۸۵۴ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۳۳۳۱ بازدید توسط ۲۴۵۷ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۷۲۳ بازدید توسط ۶۰۴ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۵۲۸ بازدید توسط ۴۲۸ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۶۳۹ بازدید توسط ۱۳۰۹ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۳۵۴ بازدید توسط ۱۱۱۹ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۷۰۷ بازدید توسط ۱۲۷۶ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۲۰۶۳۹ بازدید توسط ۱۲۵۳۵ نفر)
صفحه شخصی 🍃Brain on fire🍃 (۹۱۲ نمایش) - (۳۷ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۹۶۴ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی 𝒪𝓃𝒸𝑒 𝒰𝓅𝑜𝓃 𝒶 𝒯𝒾𝓂𝑒 (۲۳۸۱ نمایش) - (۸۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۲۶۴۱ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی berelian (۸۸۳ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۴۱۶۷ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۷۱۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۴۷۶ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۷۴۸ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۷۴۵۷ نمایش) - (۷۶۵ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۵۲۷ نمایش) - (۳۲۳ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۸۱۳۸ نمایش) - (۲۱۶ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۳۵۱ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۱۳۶ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۵۲۵ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۷۰۳۰ نمایش) - (۳۹۵ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۳۴۸ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۳۴۰۸ نمایش) - (۳۱۱ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۲۰۴۰ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۵۸۷ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۷۰۲ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۳۵۳ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۶۰۳ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۷۵۹ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۴۱۳ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۱۰۳۱ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۲۴۲۹ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۶۴۵ نمایش) - (۲۳۱ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۸۳۲۴ نمایش) - (۳۵۱ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۵۸۷ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۲۰۷ نمایش) - (۶۷ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۶۸۲ نمایش) - (۳۸۶ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۴۵۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۲۱۹۳ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۳۵۴ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۶۴۳ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۲۱۱۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۶۵۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۸۵۸۴ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۱۸۶ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۴۴۵ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۳۷۹ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۶۳۳ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۷۹۱ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۲۰۹۱۵ نمایش) - (۶۷۱ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۴۲۳ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۶۸۸ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۵۵۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۶۵۹ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۹۰۸ نمایش) - (۷۳ نظر)
آیت الله مایکل جنازه لازم داره (۱۲۰۵ بازدید توسط ۸۷۰ نفر) - (۰ نظر)
شاید اسلحه‌ ی آمریکا شکسته باشه، ولی رسانه‌ش هنوز هست (۱۷۱۴ بازدید توسط ۱۱۹۴ نفر) - (۵۴ نظر)
در مورد سقوط پرواز ۷۵۲ هواپیمای اوکراین (۴۹۴۴ بازدید توسط ۳۳۷۴ نفر) - (۲۱۳ نظر)
تسلیت به خانواده های قربانیان سقوط پرواز 752 اوکراین (۱۲۵۸ بازدید توسط ۸۹۰ نفر) - (۵۷ نظر)
اگر خواب بمانیم ... (۴۰۱۰ بازدید توسط ۲۸۱۳ نفر) - (۱۳۴ نظر)
چرا بعضی مردم حافظه تاریخی ضعیفی دارند؟ (۱۵۳۳ بازدید توسط ۱۱۳۸ نفر) - (۴۳ نظر)
درسی جاودانی از شهید جهانی (۸۱۲ بازدید توسط ۶۰۹ نفر) - (۱۵ نظر)
آماده شدن برای ظهور، به معنای آیت الله بهجت شدن نیست (۹۷۶ بازدید توسط ۷۷۶ نفر) - (۱۲ نظر)
قاسم حسین زنده تره از این به بعد (۱۹۱۶ بازدید توسط ۱۳۰۲ نفر) - (۷۱ نظر)
سیاست مداران، چگونه شما را فریب می دهند؟ (۱۶۵۴ بازدید توسط ۱۱۶۷ نفر) - (۴۰ نظر)
چرا یک فیلترینگ قدرتمند نداریم که هیچ جوانی منحرف نشود؟ (۲۰۵۵ بازدید توسط ۱۵۰۲ نفر) - (۵۴ نظر)
در هوای آلوده چیکار کنیم زنده بمونیم؟! (۱۰۴۲ بازدید توسط ۷۵۷ نفر) - (۲۱ نظر)
یه ملت چطور می تونه بدون جنگ و خونریزی به مرحله دمکراسی برسه؟ (۳۷۰۶ بازدید توسط ۱۵۴۶ نفر) - (۹۲ نظر)
مسائل روز جامعه، موضوع جدید خانواده برتر (۲۸۳۹ بازدید توسط ۱۰۳۱ نفر) - (۴۷ نظر)
معرفی پزشک برای درمان بواسیر با لیزر در تهران (۳۵۹ بازدید توسط ۲۷۹ نفر) - (۷ نظر)
من زن میخوام ، اینو برای اولین بار چطوری گفتید ؟ (۸۸۱۱ بازدید توسط ۷۰۳۸ نفر) - (۷۲ نظر)
اصرار در خواستگاری مستقیم از خود دختر تا چه حد باید باشه؟ (۶۰۷۳ بازدید توسط ۴۶۵۲ نفر) - (۸۲ نظر)
خانمم اون دختری نیست که در زمان نامزدی و عقد باهاش بودم (۵۷۶۷ بازدید توسط ۴۴۴۳ نفر) - (۱۳۱ نظر)
اولین ملاقات با دختر مورد علاقه (۷۷۳۰ بازدید توسط ۴۶۶۸ نفر) - (۹۳ نظر)
موقع تخفیف گرفتن از چه جملاتی استفاده می کنید؟ (۶۴۹۳ بازدید توسط ۳۹۶۰ نفر) - (۸۳ نظر)
ما هم از دختران گله داریم (۹۰۳۴ بازدید توسط ۶۳۰۰ نفر) - (۹۷ نظر)
چطور محترمانه به یه پسر بفهمونم که تمایلی بهش ندارم (۲۹۹۰ بازدید توسط ۱۷۹۶ نفر) - (۱۲ نظر)
مردای قدیمی بر چه اساسی با زن چاق ازدواج میکردن ؟ (۱۲۲۴۸ بازدید توسط ۷۹۱۰ نفر) - (۹۳ نظر)
آدم درونگرا صرفا باید با آدم درونگرا باشه؟ (۱۲۱۰۰ بازدید توسط ۴۳۶۱ نفر) - (۱۵۸ نظر)
از عینکی بودن کسی که میرید خواستگاریش بدتون میاد؟ (۱۰۵۶۹ بازدید توسط ۷۷۲۸ نفر) - (۹۵ نظر)

۲۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آرامش» ثبت شده است

خیلی بد با خودم مشکل دارم

سلام

من آدمی هستم اکه اصلا خودم رو دوست ندارم، مثلا یه اشتباهی میکنم خیلی خودم رو سرزنش میکنم، با خودم خیلی درگیرم، بعضی وقت ها تو خلوت خودم به خودم فحش میدم، شاید به نظرتون خنده دار بیاد، ولی خیلی بد با خودم مشکل دارم.

دوستان اگر کتابی هست یا کسی این مشکل رو داره تونسته حل کنه نظرش رو بهم بگه، فکر میکنم بیشترین دلیلش اینه که کسی بهمون یاد نداده با خودمون مهربون باشیم و خودمون رو دوست داشته باشیم، من خیلی دیر فهمیدم اینقدر که به بقیه توجه میکنم باید به خودم هم توجه کنم، البته ناگفته نماند که یه سری مشکلات زندگی هم باعثش شد که آرامشم بهم بخوره.

خلاصه هر کی نظری داره لطف کنه بگه 

ممنون 


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
خودسازی در دختران (۳۹۷ مطلب مشابه) خودسازی در پسران (۱۵۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۸۵۸ بازدید توسط ۹۰۱ نفر
    • سه شنبه ۱۶ مهر ۹۸ - ۱۰:۱۶

    مناجات قشنگ من با خدا

    مناجات قشنگ من با خدا، خبر از ایجاد یک تغییر می‌خوام بهتون بدم. الان که این مطلب رو ارسال میکنم در حرم نشستم، من همیشه آدم معتقد و قوی ای بودم و از یاد خدا قافل نمی‌شدم. اما چند ماه شد که بعد از یک سری شکست های کاری از نماز و حرم و ... غافل شدم. الان که اینجا هستم اشک از چشمام جاری شده، چه آرامشی دارم وقتی که کنار ضریح نشستم واقعا چه آرامشی...

    آخه یه مدت بود که نیومده بودم، من آدم مذهبی ای نیستم ولی نماز و رزوه و حلال و حرام رو رعایت میکردم با جنس مخالف رابطه نداشتم و یه پسر سی ساله مجردم.

    ولی در چند ماه قبل دلم گرفته بود و به خاطر تنهایی اشتباه کردم که رفتم به خیلی ها رو زدم، به خاطر کار به خاطر همه چی، و الان که اینجا هستم میفهمم که اشتباه کردم در این مدت آرامش نداشتم فقط در حال دویدن بودم.

    چه دخترهایی که حتی شخصیتم رو پایین آوردم به خاطرشون که مثلا بهشون ابراز علاقه کنم به قصد ازدواج، ولی اون ها دنبال دوستی بودن و من هم چون پسر ساده و دل نازکی بودم خیلی دلم هی می‌شکست. به هر حال من نتونستم بلاخره دختری پیدا کنم ولی کلا فهمیدم ... !

    من چون شرایط زیاد عالی ای ندارم و مشکلات اقتصادی هم که هست و شرایط خانوادگی خوبی هم ندارم گفتم که شاید بشه که کسی عاشقم بشه و این طوری بتونم شرایط رو شاید آسون تر کنم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۹۰ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۹۲ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه) مسائل پسران دهه شصتی (۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۱۵۰۷ بازدید توسط ۹۱۰ نفر
    • پنجشنبه ۴ مهر ۹۸ - ۰۹:۴۵

    معرفی کتاب برای افزایش اعتماد به نفس و کاهش اضطراب

    سلام

    میخواستم یک سری کتاب واقعا خوب و روانشناسانه با پایه های قوی علمی برای اضطراب و افزایش اعتماد به نفس بهم معرفی کنین. 

    کتاب های رایج و بی ارزش نمیخوام، کتاب خوب و علمی میخوام. اگه کسی روانشناس هست اینجا (ترجیحا دکتری) لطف کنه و یک کتاب مناسب معرفی کنه. منظورم از مناسب اینه که ابتدا موضوع رو تعریف کنه بعد ریشه یابی کنه (که دلایل چی هستن) و بعد راه حل ارائه بده (حتی در قالب تمرین های گام به گام شاید). 

    الزاما هم یک کتاب میتونه نباشه. میتونه چند تا کتاب باشه ولی ازین کتاب های زرد و چیپ نباشه لطفا. ممنونم


    مرتبط با افزایش اعتماد به نفس:

    با تمرین کردن میشه اعتماد به نفس رو بالا برد ؟

    راه هایی برای تقویت اعتماد به نفس

    چگونه اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم

    چطور اعتماد به نفس خود را بالا ببریم

    چگونه اعتماد به نفس خود را زیاد کنیم

    معرفی کتاب برای افزایش اعتماد به نفس

    راههای افزایش اعتماد به نفس


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    معرفی کتاب (۳۳ مطلب مشابه) افزایش اعتماد به نفس (۲۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۸۱۰ بازدید توسط ۶۴۳ نفر
    • سه شنبه ۱ مرداد ۹۸ - ۱۱:۰۸

    شکر بابت نعمت آرامش و اعتماد به خدا

    سلام

    یادمه پارسال یک تایپیک زدم که عنوانش دقیق یادم نیست موضوعش در این مورد بود که ماه شهریور ؛ ماهی پر از اتفاقات بد و ناخوشی بود و کاملا از شرایط اون موقع ناراضی بودم.

    الان امسال میخوام از این ماه شهریور که به پایان رسید بگم که چقد خوب بود نه اینکه اتفاق یا خبر بدی نشنیدم یا سختی نبود اتفاقا بود ولی دیدم نسبت به وقایع زندگی تغییر کرده ، حس میکنم تو این یه سال رشد کردم و به خدا اعتمادم بیشتر شده .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۹۰ مطلب مشابه) مطالب کاربران (۷۸۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۶۲۷ بازدید توسط ۵۲۶ نفر
    • دوشنبه ۲ مهر ۹۷ - ۱۶:۳۰

    چطور میتونم در زندگی مشترک همسرم رو به آرامش برسونم ؟

    سلام به همه ی دوستان

    امیدوارم عزاداری هاتون قبول درگاه حق قرار گرفته باشه. سوالی که دارم از آقایون ( متاهل و مجرد ) و خانم ها ( متاهل ) هست. اگه خدا بخواد من بعد از محرم و صفر عقد میکنم و با توجه به تحقیقاتی که داشتم یکی از مهمترین دلایل ازدواج از طرف آقایون رسیدن به آرامش هست چیزی که خداوند به دختر ها و پسرها وعده داده.

    میخوام بپرسم چطور میتونم این آرامش رو در همسرم در زندگی مشترک بوجود بیارم ؟ چه کاری رو بیشتر بکنم ؟ چه کاری رو اصلا انجام ندم ؟ چه برخوردی در زندگی داشته باشم ؟ و اینکه کلا توقعات آقایون در این  زمینه رو میخواستم بدونم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۵ مطلب مشابه) مسائل زناشویی خانم ها (۵۴۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۶)
    • ۲۷۷۹ بازدید توسط ۲۲۵۷ نفر
    • شنبه ۲۴ شهریور ۹۷ - ۱۷:۳۴

    چیکار کنم که هم آرامش داشته باشم هم موفق بشم

    سلام

    نمیدونم چیکار کنم لطفا و خواهشا کمکم کنید یه جور هم درد دله هم راهنمایی میخوام . 19 سالمه ، در اوایل نوجوانی پدرم فوت کرد. با مادرم و برادرم زندگی میکنم. بعد از فوت پدرم هر روز مشکل پشت مشکل بود جوری که از یازده سالگی من و مادرم سه روز آخر هفته میرفتیم پیش پدر بزرگ و مادربزرگم و هیچ وقت معنی تفریح و اینا رو نفهمیدم.

    پدربزرگم کشاورز بود و زمین داشت. پدرم از بچگی تو اون زمین ها زحمت کشیده بود و کار کرد بود. با این وجود درس هام خیلی خوب بود و خیلی میخوندم هر جور که شده بود. وقتی رفتم دبیرستان رشته تجربی رو انتخاب کردم چون پدرم همیشه دوست داشت دکتر بشم همیشه حالم بد بود از بعد پدرم کلا روزایی هم که خونه خودمون بودیم فقط ناراحتی و اعصاب خرابی داشتم به خاطر رفتارای داداشم که سه سال ازم بزرگتره .اگر با خودم بدرفتاری کنه هیچ مشکلی ندارم ولی وقتی با مادرم بد حرف میزنه یا گاها حتی ناسزا میگه شدیدا قاطی میکنم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۷۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵)
    • ۸۱۵ بازدید توسط ۶۴۳ نفر
    • سه شنبه ۹ مرداد ۹۷ - ۱۸:۱۱

    توی زندگیم همه چیز مثل آرامش قبل از طوفانه

    سلام

    من  23 سالمه و سه سال و خرده ایه که ازدواج کردم. زندگی بسیار عاشقانه و خوبی داشتیم. بالا پایین هم داشت اما خب چون میخواستیم زندگیمون رو بهتر کنیم و بسازیم خودمون رو ساختیم و زندگیمون روز به روز بهتر و آرام تر شده.

    نزدیکه یک ماهه شوهرم میره سر یک کار جدید. البته بعد از سربازی. از دوران سربازی دو دوست هم پیدا کرده که من از لول اجتماعی و از همه لحاظ ازشون خوشم نمیاد اما تا بحال به همسرم نگفتم و چون دوست دارم همیشه پشتیبانش باشم و مثل بقیه خانما سر شوهرم غر نزنم.

    از وقتی که با این دوستای جدید میگرده شوخی های زشت جوک های بد و تکیه کلام های ناجور به کار میبره و وقتی تذکر میدم میگه اینا گذراست .و قبول هم نمیکنه که کسی روش تاثیر گذاشته.حالا چند وقته که مثل آدمای افسرده رفتار میکنه و سوالای عجیب غریب میپرسه ، مثلا میگه:
    اگه من دیگه مذهبی نباشم باهام میمونی؟ ( ما جفتمون مذهبی هستیم و اصلا پایه ازدواجمون ایمان بود ) اگه بهت خیانت بکنم چه رفتاری نشون میدی؟ ( بهش گفتم که ترکش میکنم ) اگه نظرم نسبت به همه چیز عوض بشه چیکار میکنی؟

    حتی تصمیم داشتیم امسال بچه دار شیم و زد زیرش و گفت که یکسال دیگه. بهم ابراز علاقه میکنه دائم ولی مثل قبلا بهم توجه نمیکنه. میگه که چقدر زیبایی ولی تو چشماش اینو نمیبینم. میگه که دوستم داره اما حرفش به دلم نمیشینه. دیگه مثل قبلا به مسائل مذهبی پایبند نیست و علاقه ای نشون نمیده. یه احساس خیلی بدی دارم ... فکر میکنم قراره اتفاق بدی بیفته.

    از لحاظ جنسی هم تو این یه ماهه خیلی کم میاد سراغم و این منم که دائم باید شروع کننده باشم و وقتی میپرسم چرا اینقدر بی میل شدی میگه که بخاطر استرسه. در حالیکه تو زندگیمون استرسی وجود نداره و اون هم اصلا از اون  آدمایی نیست که با استرس بی میل بشه. همه چیز مثل آرامش قبل از طوفانه .

    میشه کسی راهنمایی کنه


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۵ مطلب مشابه) مسائل زناشویی خانم ها (۵۴۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۴۴۲ بازدید توسط ۱۱۹۵ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۵

    دلم آرامش گور رو میخواد

    سلام دوستان عزیز

    خواهش میکنم برای من و امثال من دعا کنید

    از خانواده ام متنفرم در حد مرگ

    فقط دلم برای مادر بیچاره ام میسوزه که چقد زحمت کشید و سوخت و عین شمع آب شد...
    پدرم فوق العاده آدم ساده که با بی تدبیری هاش زندگی هممون را به باد فنا داد، ازش خیلی بدم میاد خیلی و بماند که مادرم همیشه از ظلم هایی که در حقش کرده برام گفته که با کارهایی که ازش دیدم خیلی ازش بدم میاد، نه هیچ وقت خرجمون کرد نه برای زندگی مون مایه ای گذاشت فقط تا تونست پولشو به این و اون قرض داد که یه موقع بقیه نگن بده ...

    حرف مردم براش خیلی خیلی اهمیت داره . و با همین حرفا آسایش و آرامش زندگی ما را مختل کرده ، از طرفی تو خونه ی ما دختر بودن یعنی بشینی کنج خونه و بپوسی ، هیچ آزادی ندارم هیچی، بقیه فامیل همش به مسافرت و خوش گذرونی اما هر 100 سال یه بارم بیرون نمیریم ولی اگه چی بشه بریم اینقد زهرمارمون میکنه که خدا بدونه ... شاید باورتون نشه آخرین باری که ماها مسافرت رفتیم خانواده ای مربوط میشه به 12 سال پیش 😔


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۰)
    • ۲۰۷۵ بازدید توسط ۱۵۱۵ نفر
    • يكشنبه ۱۴ شهریور ۹۵ - ۲۲:۲۰

    قید دوستی با پسرا رو زدم چون هیچ آرامشی برام نداشتند

    سلام

    دختری 23 ساله هستم  و خیلی تنهام .

    من همیشه کمبود محبت داشتم چون پدرم به خوبی برای من پدری نکرد اون احترام و محبتی که باید در قبال من میکرد رو نکرد .

    من همیشه یه دختر ساده بودم سادگی هم از ظاهر و هم صحبت کردنم مشخص بود. و خیلی هم نجیب بودم . تا 22 سالگی خجالت میکشیدم به چهره مردا نگاه کنم یه جورایی ترجیج میدادم توی خیابون موقع راه رفتم به همه چی نگاه کنم الا مردا .

    یکی دو تا دوست بیشتر نداشتم که به واسطه ازدواج و تحصیل ازم دورن و منم که روزانه 9 ساعت کار میکنم و درس هم میخونم دیگه وقتی برای کلاس آموزشی و سفر و ... ندارم  .

    انگار هیچکی توی این دنیا نیس که منو واسه خودم بخواد . پارسال تصمیم گرفتم شخصیت ساده و نجیبم رو کنار بذارم واسه همیشه . با پسری دوس شدم . دلم میخواست همونطور که بهم قول داد  مثل دو تا دوست خوب برای هم بمونیم .

    از کارمون از زندگیمون از همه چی بگیم شایدم اگه شرایطش بود با هم به گردش بریم  مودب بمونه و ازم نخواد درباره مسائل جنسی حرف بزنیم ولی سر حرفش نموند .

    خیلی دلم شکست وقتی ازم خواست باهاش سکس چت کنم و قبول نکردم و بهم گفت "عقب مونده دیگه نمیخوامت ." فکر میکردم فقط این مورد اینجوره و بعد از اون با سه چهار نفر دیگه دوست شدم اما بعد یه هفته دوستی ما بهم میخورد چون نمیتونستم انتظاراتشون رو براورده کنم .غرورم همچین اجازه رو بهم نمیداد .

    دیگه قید دوستی با پسرا رو زدم چون فهمیدم اونا هیچ آرامشی برای من ندارن. فهمیدم خیلی از دخترایی که فکر میکردم با دوس پسراشون اونجوری اوقاتشون رو میگذرونن که من دوس دارم واقعا این شرایط رو ندارن و واسه ادامه داشتن رابطشون مجبورن خدماتی رو به دوس پسرشون بدن که غرور من اجازه نداد این کارو کنم . خیلی کمن پسرایی که نجابتشون رو موقع دوستی با جنس مخالف  واسه همیشه حفظ کنن .

    اگه تا ده سال دیگه مجرد بمونم دیگه با هیچ پسری دوس نمیشم . و متاسفم برای تمام دختر پسرایی که که اینجور حیا و نجابت واسشون بی اهمیت شده و امیدوارم تمام کسایی که توی مجردی نجابتو از جنس مخالفشون میگیرن ( حالا چه جنس مخالفشون راضی باشه چه نباشه ) همه با کسانی ازدواج کنن که مثل خودشون باشن و نه یه آدم پاک.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) دوستی با جنس مخالف (۱۰۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۱۷۴۲ بازدید توسط ۱۳۶۱ نفر
    • پنجشنبه ۱۲ فروردين ۹۵ - ۱۵:۴۱

    چطوری آرامش و زندگی بی دغدغه رو به مامانم برگردونم ؟

    سلام
    مامانم دیابت 2 داره  هر روز قرصای زیادی میخوره و انسولین نمیزنه . مریضیش طوریه که روی اعصابش هم تاثیر گذاشته  و همش نگرانه . نگران برادرام .

    مسائل کوچیک و انقدر بزرگش میکنه ادم نمیدونه چی بگه ؟ یکی سنش کمه و دیابت گرفته و لاغر شده داره درمان میشه. یک هم تازه ازدواج کرده الان کار خاصی نداره. کار دولتی و قبول نداره وگرنه الان موقعیتش اینطوری نبود. کار ازاد و ترجیح میده .

    قبلا توی یه شرکت بوده حقوق و موقعیتش خوب بود از اونجا اومد بیرون خودش یه شرکت زد تو دو سال فقط ضرر کردن الانم داره جمعش میکنه . زندگی خودشه ولی مشکل من مادرمه .

    مامان دو هفتست مریض شده چون سابقه دیابتم داره دیر تر خوب میشه  دو هفتست از صبح تا شب پیششم  به درسامم نمیرسم پیش دکترش بردیم فشارش بالا بوده تپش قلب داشته واسش یه سری ازمایش نوشته خدا کنه چیزی نباشه .

    همش نگرانه همش تو فکر و خیال برادرامه ، تا قبل ازدواج نگران ازدواجش بود حالا ازدواج کرده نگران کارشه پس فردا هم باید نگران بچه هاش باشه .

    خیلی نگرانشم بخدا هر شب دارم گریه میکنم زودتر خوب بشه  اصلا حوصله نداره. سر هر چیزی  میخواد بحث کنه چیزی نمیگم نمیخوام ناراحت بشه. تا یه جایی میتونم تحمل کنم .

    نمیتونم تمرکز داشته باشم ذهنم درگیره . با نظراتتون بگین چطوری ارامشو زندگی بی دغدغه رو به مامانم برگردونم
    چطوری بد اخلاقیاشو تحمل کنم  این روزا صبرم کم شده  .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۱۶۹ بازدید توسط ۹۰۷ نفر
    • شنبه ۲۶ دی ۹۴ - ۲۰:۴۰

    یه دوست میتونه منو به آرامش برسونه ؟

    سلام

    من یه دختر 19 ساله ام تا الان همش سرم تو درس و مشق بود اما الان 3/4 سالی میشه که واقعا احساس آرامش نمیکنم.
    خیلی خیلی تنهام. دلم میخواد یکی باشه بهم آرامش بده. این آرامشو از خانوادم نمیگیرم متاسفانه. دختر یا پسر بودنشم برام فرقی نداره. فقط میخوام یکی باشه همراهم باشه. هوامو داشته باشه. آروم باهام صحبت کنه. مهربون باشه. تا الان همیشه دختر قوی ای بودم اما الان واقعا احساس خلا میکنم.

    مشکلمم اینه خیلی زود به آدما وابسته میشم. بهمن برم دانشگاه میدونم هم پسر هم دختر راحت میتونن با یکم توجه و مهربونی و احترام مخمو بزنن. نگران آیندمم

    نمیدونم چکار کنم؟ به ازدواجم اصلا فکر نمیکنم.

    بیشتر دخترایی که من میشناسم نامرد و حسودن و به درد دوستی نمیخورن. پسرا هم نمیدونم یه حسی نمیذاره باشون دوست بشم. ولی واقعا دلم میخواد یکی باشه آرومم کنه. خیلی حس پوچی میکنم. شما بگید از کجا آرامش میگیرید؟ خیلی مذهبی و محجبه نیستم اما تا الان همیشه تنهاییامو با خدا حرف میزدم و میدونستم هوامو داره. ولی حالا خیلی داغونم.. واقعا خستم... به نظرتون یه دوست میتونه به آرامش برسونمتم؟

    اگر راه حلی به ذهنتون رسید ممنون میشم کمکم کنید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۱۲۶۶ بازدید توسط ۱۰۰۰ نفر
    • شنبه ۵ دی ۹۴ - ۱۴:۱۵

    این آرامش و دل قرص از کجا میاد؟

    با عرض سلام و احترام خدمت همه عزیزان.

    من پسری 26 ساله هستم توی تهران زندگی میکنم. کلا فکر میکنم آرامش ندارم به آینده هم امیدوار نیستم ولی چندتا آدم دیدم که آرامش عجیبی داشتن. یکیشو مثال میزنم.

    یه فامیل دوری داریم که توی شهرستان هستن چند سالی یه بار میان خونمون ما هم خونشون رفتیم. این زن و شوهر چندین ساله با هم ازدواج کردن یه بچه کوچیک هم دارن آدم های مذهبی هستن و مهمترین صفتشون از نظر من آرامش عجیبی دارن و همیشه دلشون قرصه.

    وقتی میان خونمون دوست دارم یه هفته پیشمون باشن. با اینکه فامیل دور هستن ولی خیلی صمیمی هستن. انگار وجودشون برکته وقتی هم از پیشمون میرن احساس تنهایی میکنی انگار جاشون خیلی خالیه. تا یه چند روزی هم حرف خوبیهاشون هست.

    اومده بودن خونمون برای همه سوغاتی اورده بودن. شوخی هاشون خیلی متین و بامزس. بچشون هم مثل خودشون بانمک و متینه. هیچوقت با تعصب حرف نمیزنن با منطق خیلی راحت آدم رو متقاعد میکنن.

    وقتی در مورد دین حرف میزنن انگار حرفاشون تازگی داره دوست داری پای حرفاشون بشینی حرفاشون خیلی به دل آدم میشینه در صورتی که تو تلوزیون ، دانشگاه و جاهای دیگه از آدم های مذهبی حرف هایی میشنوم ولی به دلم نمیشینه ، البته منظورم همشون نیست.

    مرده باید یه عملی میکرد که دکتر بهش گفته بود پنجاه پنجاست یعنی شاید فلج شه. وقتی باهاش حرف میزدی دلش قرص بود آرامش داشت میگفت هر چی خدا بخواد همونه. مشکلات زندگی هم قشنگ میبینن. راستش من روم نشده ازشون بپرسم چکار میکنن؟ من دوست دارم مثل اونها باشم چکار باید کنم؟

    از دوستان کسی هست به این آرامش رسیده باشه؟ چکار کردید اینطوری شدید؟
    با تشکر "رامین"


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۹۰ مطلب مشابه) مسائل پسران جوان (۱۴۷۶ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۰۹۸ بازدید توسط ۹۳۳ نفر
    • چهارشنبه ۱ مهر ۹۴ - ۲۲:۲۰

    دلم مرگ می خواهد از جنس آرامش

    سلام
    دلم سیپروترون نمی خواهد از جنس استات دلم  مرگ می خواهد از جنس آرامش...

    پسری هستم  مومن و  مذهبی . مسکن دارم- ماشین دارم- سواد دارم - پول دارم ولی چه فایده؟؟؟
    حتی دخترهای مومن هم با من ازدواج نمی کنند.اول خواستگاری دخترهای معمولی می رفتم و  هر جا می شنیدن من مذهبی ام ردم می کردن. بعدش رفتم سراغ دختر های مومن. اکثرشون که بهم معرفی شدن تحصیلات پایینی داشتن با این وجود گفتم عیب نداره خدا راضی باشه...

    اما نمی دانستم حتی دخترهایی که یک نخ موشون هم بیرون نیست وقتی می شنون من با ماهواره و موسیقی مخالفم ردم می کنن. ای خدا چه به سر دختر ها اومده؟ حالا تصمیم گرفتم برای رهایی از فشار جنسی سراغ قرص های  نابود کننده تستسترون رفتم.

    گفتم خدایا تو این دنیا ی پر از ظلم و انسان های غیر مومن راهی جز این ندارم .سرمو انداختم زیر رفتم تو داروخونه و گفتم "لطفا یه  جعبه سیپروترون استات "خانم فروشنده گفت :"واسه چی می خوای؟ خیلی قرص خطرناکیه" منم گفتم برای درمان رزش مو و  تو دلم گفتم "از عذاب خدا که  خطرناک تر نیست".

    مدتی هست این قرص رو به عنوان همسر انتخاب کردم. همسری که تمایلات منو ارضا نمی کنه بلکه خاموش می کنه. دیگه میل جنسی ندارم اما زندگیم  به شدت سرد شده و  هییچ امیدی ندارم.
    از همتون می خوام برام آرزوی مرگ کنید که در این دنیا جایی برا من نمونده. لعنت به این دنیا و آدماش .

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۵ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۹)
    • ۳۵۴۰ بازدید توسط ۲۷۴۸ نفر
    • جمعه ۲۷ شهریور ۹۴ - ۲۲:۴۵

    به غیر از زیبایی کدوم ویژگی های یه زن برای شوهرش آرامش بخشه ؟

    سلام بچه های خانواده برتری
    خیلی علاقه مندم بدونم که چه چیزهایی در وجود زن غیر از زیبایی باعث آرامش یه مرد میشه ؟؟
    ممنون میشم توضیح بدید چون دوست دارم یه همسر آرامشگر باشم..


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۵ مطلب مشابه) مسائل زناشویی خانم ها (۵۴۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۵)
    • ۴۲۵۱ بازدید توسط ۳۳۵۶ نفر
    • پنجشنبه ۵ شهریور ۹۴ - ۲۳:۱۰

    کسب اطمینان و آرامش خاطر خودم و مادرم از صبر و بردباری همسر آیندم

    با سلام خدمت دوستان

    من سه ساله با یکی از همکلاسی هام دوستم به قصد ازدواج و الان برای خواستگاری اقدام کردم.
    من دانشجو هستم و فعلا بیکار هستم. به همین خاطر مادرم نگران تحمل شرایطم توسط همسر آیندم است.
    از شما دوستان می خوام که راه کاری برای کسب اطمینان و آرامش خاطر خودم و مادرم از صبر و بردباری همسر آیندم ،ارایه کنید
    با تشکر

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۴ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۳۵۱ بازدید توسط ۱۰۲۳ نفر
    • چهارشنبه ۲۴ تیر ۹۴ - ۲۲:۲۷

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی سابقه دوستی قبل از ازدواج مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق فراموشی عشق قبلی قصد ازدواج افسردگی عشق یک طرفه ترک خودارضایی