خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۸۶ مطلب با موضوع «مطالب کاربران» ثبت شده است

با شنیدن کلمات عدالت و جهاد یاد چی می افتید ؟

سلام مجدد به خواننده ی گرامی

حالا بریم سراغ عدالت : اول سوال بپرسم، شما با شنیدن این کلمه یاد چی می افتید؟؟؟
-اِوووم خب بعضیا یاد مسائل قضایی   بعضیا یاد  حقوق افراد نسبت به هم  میافتن.

اما عدالــــت  از نگاه امیر امومنین (ع):
ایشون میفرمایند:عدالت نیز 4 پایه دارد:
1)فهمیدن  امر مشکل (دقت در فهمیدن)
2)رسیدن به حقیقت دانش 
3)روشنی حکم(داوری)
4)خرمی و شکیبایی: قابل توجه افرادی  که به بهانه ی  با ایمان بودنشون بیشتر وقتا اخمو هستن  واای  اصلا نمیشه بری طرفشون.

امیر المومنین (ع)میفرمایند:پس هر که بفهمد همه دانش را تفسیر کند ،و هر که بداند  ابگاه های  داوری را بشناسد  و هرکه بردباری ورزد در کارش زیاده روی نکند و میان مردم ستوده زندگی نماید .

 بریم سراغ جهاد :با شنیدن کلمه ی جهاد یاد چی میافتید ؟؟؟
-اوووم       جنگ وشمشیر  و..........

بریم ببینیم از دیدگاه حضرت علی (ع)  جهــــاد   چگونه معنا میشود:
ایشون میفرمایند:جهاد نیز 4   پایه دارد:
1)امر به معروف
2)نهی از منکر
3)راستگویی در هر حال
4)دشمنی با بدکاران

قبل از این که سخنان  امیر المونین رو درباره ی جهاد مطرح کنم اجازه بدید چند نکته درباره ی عبارت امر به معروف کردن و نهی از منکر بگم:
ببینید من خودم اوایل جزو کسایی بودم که تا حرفی از این مساله میشنیدم چیزی جز الفاظ ثقیل وسنگین دستگیرم نمیشد  اخه به نظرم خیلی سخت توضیحش میدن حالا به این کار ندارم ،  امام ما فرمودند اگه بخوای جزو درجه دارهای ایمان باشی  باید بلد باشی چه طوری این این عبارت رو اجرا کنی،  چیزی که من فهمیدم این هست که همه ی ما وظیفه داریم این عمل رو اجرا کنیم اما اجـــــــــــــــازه بدید ی لحظه ،نه به هر قیـــــــــــمتی  نه از هر راهـــــــــــ   غیر منطقی ،منظورم اینه که این عبارت اصل کلمش  معناش این هست: من نوعی ی طوری با طرف مقابلم صحبت کنم  که خودشـــــــــــــ راغب بشه به سمت سعادت حرکت کنه  ،پس صحبت صحبت اثر گذاشتنه درستـــــــــه ؟؟؟ 
پس یسری اداب میخواد :یعنی قبلش ما بایـد تکلیف خودمون رو روشن کنیم ،اگه قراره ازش به عنوان ی حربه استفاده کنیم برای فحاشی کردن ،برای پرده دری کردن،برای عقده گشایی ،برای اثبات برتر بودنمون نسبت به دیگران برای تحقیر شخصیت دیگران خب مطمئنا به اندازه سر سوزنی هم حرفمون اثر نداره .
اما اگه نه ،میخوایم ازش استفاده کنیم که با زبون رفاقت و دوستی طرف مقابل رو جذبش کنیم به سمت سعادتمند شدن خب باید راهو بلد باشی.
خب چی کار کنیم: من نوعی باید روانشناس باشم ،منظورم صرف مدرک داشتن نیست ،یعنی مطالعه در این زمینه داشته باشم چرا؟؟؟ تا بتونم طوری صحبتمو  با ارامش با نرمی با مهربونی بیان کنم که که بیشترین تاثیر در قلب طرف مقابلم داشته باشه  ،که جذب بشه .باید زمان شناس باشم تا بدونم چه وقت حرفم رو بزنم که بهترین تاثیر رو در طرف مقابلم  بذاره  و در اخر هم شک نداشته باشم به این مساله که تا زمانی که خودم بـــــاور به عملی نداشته باشم روضه خوندنم برای دیگران هیچ فایده ای نداره .

حالا صحبت امام درباره ی جهاد:
ایشون میفرمایند: هر که امر به معروف کند ،مومن را یاری کرده و پشتش را محکم نموده و هر که نهی از منکر کند ،بینی منافق را بخاک مالیده واز نیرنگش ایمن گشته ،هر که همه جا راستگوید ،وظیفه ای که ب او بوده انجام داده است و هر که با بد کاران دشمنی کند برای خدا خشم نموده و هر که برای خدا خشم نماید ،خدا هم به خاطر او خشم نماید ،اینست ایمان و پایه هایش و ... 

خیلی ممنون از این که وقت گذاشتید و صحبت های منو خوندید ،بسیار مایلم نظرات و  انتقادهای  تک تک  کاربرای  عزیز رو رو درباره ی مطالب گفته شده بدونم .
                                                                                         
سعادتمند باشید
 ایدا
موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۳۰
    • سه شنبه ۴ اسفند ۹۴ - ۰۶:۱۹

    تو خود حجاب خودی از میان برخیز ! ( خودشناسی - خداشناسی )

    سلام

    ای فرزند آدم و حوا ! برای خوشبخت شدن به هیچ چیزی جز شناخت خود محتاج نیستی! جهلی نیست تو را جز جهل خود " نشناسی" و مکری نیست تو را جز مکر فرار از خود !

    چرا از درد "نافهمی خویش " به فغان نمی ایی؟ من تو را فقط برای این "درد" آفریدم!

    من در تو تجلی یافتم تو برای شناخت من ( خدا ) محتاج شناختن خویش هستی!!!

    مگر نه اینک خدا در قرآن میفرمایند: در درون وجود شما آیات خداست، آیا نمى‏بینید؟ ( و فى انفسکم افلا تبصرون ) (سوره ذاریات، آیه‏21)

    مگر غیر از این است که رسول خدا میفرمایند: «من عرف نفسه عرف ربه ; هر کس خود را بشناسد پروردگارش را خواهد شناخت.»
    ---------
     انسان خلیفه الله در روی زمین است. انسان در ذات خود عدم محض است و اگر بهره ای از وجود دارد از آن جهت است که "نسخه حق تعالی" است.(( انسان کامل آینه حق است. )) کامل ترین تجلّی خداوند در انسان کامل است.

    این حرفا شعار نیستن! عین حقیقت اند! ما زمانی میتونیم خدامون رو بشناسیم که اول خودمون رو شناخته باشیم!

    شما چقدر خودتون رو میشناسید؟ شما چقدر روح والای خودتون رو شناختین؟ چقدر زیر و روش کردین؟ چقدر ارزیابیش کردین؟ چقدر به سلامتی روح تون توجه کردین؟

    پس همون قدر که خودتون رو شناختین خدای مهربون هم به اون اندازه شناختین!

    ----------
    خطاطی سه گونه خط نوشت . می نوشت:

    یکی چنان بود که خودش میخواند و غیر هم می توانست بخواند - این رمزی از حال " زاهد صوفی " بود که غیر هم از ظاهرش میشناخت و هم خود او میدانست سیرت و احوالش چیست

    خط دوم آن بود که غیر نمیخواند اما خود او میخواند - این رمز حال "عارف موحد" بود که غیر به سر حالش راه نمیبرد اما خود او از سر حال خویش خبر داشت!

    خط سوم آن بود که نه غیر آن را میخواند نه خود او را - غیر او را بدان سبب که جمال حال وی در قباب "غیرت" پنهان بود نمیشناخت و خود او بدان سبب که از" خودی " آن طرف افتاده بود! از حال "خود" خب نداشت! (( از خود بی خود شدن )) این قسمت از کتاب پله پله ملاقات تا خدا بود ! خودشناس -خداشناس باشید!

    یاحق...(T-day)

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب کاربران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۲۸
    • جمعه ۲۳ بهمن ۹۴ - ۱۰:۱۸

    ازدواج باکدومش، عشق، دوست داشتن یا خویشاوندی؟

    سلام

    اول خواهشم اینه پست عشق چه ربطی به ازدواج داره رو بخونید!

    این یه قسمت از متن پست اقای ابانی هست :

    در خویشاوندی شما کسی رو پیدا می کنید که بتونید زندگی رو باهاش قسمت کنید ، می تونید با هم زندگی رو تجربه کنید و می تونید گرم بشید ، با عشق نمیشه گرم شد ، عشق اگر به معشوق نزدیک بشی میسوزی و اگر دور بشی سردت میشه ! به همین خاطر مجبوری هر چند وقت یه بار فاصله بگیری تا نسوزی ! بعد دلتنگش میشی و دوباره ....

    خب حالا سوال من اینه؟
    1. برای ازدواج دوست دارین از نوع خویشاوندی باشه یا با عشق داغ یا دوست داشتن؟

    2. اگه برای ازدواج عشق رو بذاریم کنار و بخوایم ازدواجمون از نوع دوست داشتن یا خویشاوندی باشه باید چیکار کنیم ؟؟؟ منظورم اینه ، همونطور که خودتون میدونین ازدواج تو ایران یا سنتیه یا مدرن خب حالا که چی؟ میخواسم بگم که وبلاگ خانواده برتر ازدواج مدرن رو پیشنهاد نمیکنه! خب میمونه سنتی!
    تو ازدواج سنتی هم که فوقش ده پونزده جلسه اشنایی باشه...  دیگه تو این مدت کم فوقش بشه از روی چیزی که طرفمون داره تظاهر میکنه حکم قطعی رو بدیم!!! یا کلا رد یا بله!

    من بارها شنیدم که تو این مدت طرف فیلم بازی میکرده از قضا استعداد عجیبی تو بازیگری داشته!

    خب حالا تکلیف چیه؟

    حالا خوش بینانه به قضییه نگاه کنیم اصلا طرف همونجور باشه که تو جلسات خواستگاری بود! بنظرتون تو این مدت میشه به خویشاوندی یا دوست داشتن [ از روی آگاهی ] رسید ؟

    نمیدونم منظورمو میگیرین یا نه !

    خلاصه اینکه من میگم ادم گاهی اوقات یه تفکراتی داره و یک سری عقاید و [ مطالعاتش همه توی یک رنج خاصه ] بعدش این ادم وقتی یه کسی رو پیدا میکنه که شیفته حرفاش میشه انگار داره از دهن خودشه که داره حرف میزنه! باهاش درد مشترک داره .... وقتی طرفش دهن باز میکنه حرف بزنه سر تا پا گوشه ، عاشق حرفاشه ... چی میدونم یه همچین چیزایی !!! ( شاید منظورمو نتونم برسونم)

    حتما شنیدین که زناشوهرا وقتی پیر میشن بیشتر محتاج حرف زدن / شنیده شدن هستن!

    خلاصه این که چطور میشه تو ازدواج سنتی به خویشاوندی رسید؟

    چطور میشه که بفهمیم این همون نیمه گمشده ی منه که از حرف زدن باهاش لذت میبرم؟ این همونه که دوست دارم همیشه برام حرف بزنه؟ این همون خود منه؟!!!
    -----------
    این دفعه دوست دارم همتون تو بحث شرکت کنیدا!!!! [T-day]

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان , مطالب کاربران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۷۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۲۳
    • سه شنبه ۲۰ بهمن ۹۴ - ۱۸:۲۵

    خواستگار رو با سوال جنسی محک نزن

    سلام
    شبی عالمی بروی منبر گفت هر کس هر سوالی دارد بگوید اگر علمم باشد جواب گویم . خیره سری پرسید یا شیخ مدفوع چه مزه است؟!
    عالم جواب داد : ابتدایش شیرین ! میانه اش ترش ! و انتهایش شور است !
    شخص پرسید خورده ای که میدانی؟!
    عالم گفت نه . عقل دارم و میدانم...
    زان رو که ابتدایش مگس مینشیند و میانه اش کرم میوفتد و در انتها سگ لیسش میزند
    شخص پرسید از کجا بدانم صحت دارد؟!
    عالم گفت : امتحانش کن ...!

    (( دوستان عنایت بفرمایید کسانی که در موارد جنسی اطلاع دارند صرفا تجربه خودشون نیست . پس مورد خواستگاری رو با سوالات جنسی محک نزنید . 1001 راه برای کسب اطلاع وجود داره که یکیش "تجربه" است))

    توصیه نوشت   (( در این سایت هم قرار نیست هر کسی هر چی میگه درست باشه و راهکار قرار بگیره! گوینده بسیار ولی شنونده باید عاقل باشه  { مخصوصا توصیه هایی که در روابط اخلاقی میشه }))
    "افغانی"
    موضوعات مرتبط: مسائل جنسی در خواستگاری , مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۸۳
    • يكشنبه ۱۸ بهمن ۹۴ - ۱۶:۴۳

    نیاز انسان به دین چیست؟ ( بخش یک )

    سلام

    نیاز انسان به دین چیست؟ آیا این نیاز ها برآورده شدنی هستند؟!! آیا دین میتواند این نیازها را بر طرف کند؟

    1. اولین نیاز به دین بدلیل ترس از مرگ است! مرگ واقعیتی است که نمیتوان در آن شک کرد...هانری برگسون نیز اندیشه به مرگ را یک عامل میداند.

    ***علت واقعی ترس از مرگ چیست؟؟؟ انسان دوستدار جاودانگی است و مرگ در مقابل این گرایش قد علم میکند! ما از روزی که به هیچ وصفر برسیم میترسیم .... ادیان ومذاهب مرگ را درعین پذیرفتن واقعیت فیزیولوژیک آن را چنان تفسیر میکنند که در تضاد و تقابل با جاودانگی قرار نمیگیره.

    ((علی علیه السلام :انس من به مرگ بیشتر از انس کودک به سینه مادر است))

    # فلسفه؛ ادبیات؛ هنر و غیره هیچ کدام در این مقوله کاری از دستشان بر نمی اید #

    2. دومین نیاز به دین فائق آمدن به احساس تنهایی است ..همانطور که افراد از لحاظ ذهن به کند ذهن وتند ذهن تقسیم میشوند از لحاظ عاطفی نیز به کند عاطفه و تند عاطفه تقسیم میشوند!!!! هرکسی عاطفی تر باشد بیشتر احساس تنهایی میکند!
    اگر هر کس به به این 3 احساس برسد آن گاه به تنهایی خواهدرسید:

    1= اول اینکه "انسانها مرا درک نمیکنند! " ((آن چنان چالش روانی در من وجود دارد که دیگران از درک ان عاجزند))

    2= احساس دوم این است که اگر چه انسانهایی هستند که مرادرک میکنند امااینان بر رفع مشکلات من قادر نیستند! ♡احساس دوم جانسوز ترازاحساس اول است♡

    3= احساس سوم که عمیق تر از احساسهای قبلی است اینکه " هیچکس بمن نزدیک نمیشود مگر اینکه چیزی از من بخواهد نه اینکه چیزی بمن بدهد! (( در این باره در کامنت م توضیح خواهم داد ))
    تیلیش میگه: هرکه روح بشر را-روح خودرا- شناخت تنهامیشود!
    ----------
    پ ن1: این چکیده سخنرانی استاد ملکیان بود که واس خیلی سال پیشه!
    پ ن2: بحث زیادی تو وبلاگ شد در مورد دین؛ اسلام و اینا... ولی من خواستم اول نیاز بدین مشخص بشه!
    پ ن3: پست ادامه دارد.... ادامه دلایل مونده! [بنده حقیر T-day]

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب کاربران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۷۰
    • يكشنبه ۱۸ بهمن ۹۴ - ۱۶:۲۶

    تفاوت زنان و مردان ایرانی در قدیم با زمان حاضر

    سلام

    این پست یک بحث آزاد هستش
    برای هر تیتر چند خط بنویسید! ( دو تاش رو خودمم نظر میذارم)

    زن ایرانی , چندین دهه قبل :

    یک زن با سواد ِ نهایتا اکابر , زندگی توی اندرونی , فارغ از مسائل جامعه, در سکوت و نجابت و مادری کردن بی قید و شرط. هویتِ وابسته به مرد , طوری که اگر دختر یا همسر یا مادرِ فلانی نبود دیگه حرفی برای گفتن نداشت.

    با لباس سفید میفرستادنش خونه ی بخت با کفن برمیگشت. همین که سایه ی آقااا بالای سرش بود دیگه چیزی از دنیا نمی خواست

    زن ایرانی, امروز :
    اغلب تحصیل کرده و شاغل , از نظر حضور در جامعه و امکانات مالی با مرد ها برابری و رقابت میکنه, سال ها برای استقلال و فردیتش تلاش کرده .

    به دنبال عشق و انتخاب قهرمانش هست, کسی که اون حس برتری و قدرت و مرد بودن رو منتقل کنه, به قول معروف دیگه با یه النگو دلخوش نمیشه ! می خواد فهمیده بشه , دوست داشته باشه و دوست داشته بشه

    مرد ایرانی, چند دهه قبل:
    ...

    مرد ایرانی , امروز:
    ...


    حتی قبل از خوندن کامنت ها هم یک نکته واضحه , طی دو سه دهه ی اخیر تغییرات اساسی ای در سبک زندگی و خواسته های خانوم ها از زندگی مشترک اتفاق افتاده .

    در مورد آقایون چطور؟

    * من بدون تعصب و پیش داوری این پست رو گذاشتم . دنبال جواب از پیش تعیین شده ای نیستم
    * قصدم نه برگشتن به گذشته است نه کوبوندن اون
    * من فمنیست نیستم
    * امیدوارم بحث به حاشیه نره 

    " الی خانوم "

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه , مطالب کاربران ,

  • ۱ موافق ۳ مخالف
  • ۱۶۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۷۲
    • چهارشنبه ۱۴ بهمن ۹۴ - ۲۲:۵۶

    چرا این همه مشکل سرازیر زندگی هامون شده ؟

    سلام

    پرده اول : از اطرافیان و خیلی کاربرای همین سایت جملات زیر رو زیاد شنیدم که توی نظراتشون راهنمایی میکنن

    نباید به ادم شوهر رو داد ، نههههه فلان کار و بکنم براشون وظیفم میشه ، نههههه مادر شوهرم پرو میشه ،  سه تا دیگه برادر شوهر دارم چرا هر کاری دارن به شوهر من زنگ میزنن چرا میخوان برن دکتر شوهر من، میخوان خرید کنن شوهر من ، یه موقع خونه مادر شوهرت ظرف نشوری ها دیگه باید تا اخر عمرت ظرف بشوری ، جای کمک کردن بزار اخر وقت برو سنگین و رنگین با یه جعبه شیرینی انقدر تحویلت میگیرن!!!! با مادر شوهرت  زیاد صمیمی نشی ها ، نذاری زیاد شوهرت بره خونه مامانشا ، نذاری  شوهرت تو دست پای مامان و باباش باشه  ها و گرنه انتظار دارن تو هم باشی و ... .

    انصافاً همش درسته!!!  ، عین حقیقته ، وقتی یه مدت کاری رو برای یه عده بکنی دقیقا وظیفت محسوب میشه ، وقتی از اول اجازه دخالت خانواده همسر دادی دیگه تا اخر اجازه دخالت به خودشون رو میدن ، واقعا اون عروس یا دامادی که اخر وقت و دست پر با شیرین زبونی میان خیلی عزت بیشتری دارن !!!!!!! واقعا اگه با ادم شوهر صمیمی شدی و حرف دلت رو براشون زدی اگه از خوشبختیت بگی یه مشکل به وجود میاد  و اگه از درد سرهات باشه هزار تا مشکل دیگه .

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه , مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۶۲
    • يكشنبه ۱۱ بهمن ۹۴ - ۲۱:۵۰

    خانما ، زود ازدواج کنید وگرنه ته صندوق گیرتون میاد؟!

    سلام دیدم همه دارن از خاستگاراشون ایراد میگیرن گفتم یه پست با این مضمون داشته باشیم .

    دختر خانوما تو دوران نوجوونی یکی انتخاب کنید وگرنه ته صندوق گیرتون میاد!!!!؟؟؟؟

    انتخاب همسر مثل یه صندوق میوه اس ، اگه اول صندوق انتخاب کنی بهترین میوه رو انتخاب میکنی هم ظاهرش خوبه هم باطنش شیرین ( اول جونی که خاستگار زیاد دارین )( هم خوش تیپه هم خوش اخلاق)

    یه سریاش شیرن و یه سری ترش یه سریش کال که دیگه هر چی شانست باشه ( اخلاقشون باید خودت درستش کنی ) .

    یه سریاشون ظاهر قشنگ ولی وقتی توشو باز میکنی میبینی گندیده ( باید خوب چشماتو باز کنی تحقیقات کنی )

    یه سری هم ظاهرش انگار لکه داره ولی وقتی میخوری شیرینه ( ظاهر قشنگی ندارن ولی خوش برخورد و خوش اخلاقن )( بازم باید تحقیقات کنی )

    اگه از اینا کناره گیری کردی (سنت میره بالا ) باید ته صندوق رو بخری که همش له و په و گندیده اس

    از من به تو نصیحت زود ازدواج کن با یه ادم که خوش اخلاق باشه حالا چهره شم برات قابل قبول باشه . چون دیدم دخترا با چهره حتی زیبا ایراد الکی از خاستگارشون گرفتن حالا ... !

    بعضی هاشون بخاطر نجیب بودن و خوشگلی شون هنوز خواستگار دارن ولی ته صندوقی هستن دیگه خاستگاراشون توقعاتشونم که ماشا الله .

    مثلا دختر خاله من هر خواستگاری داشت ندیده رد کرد . الان شده 35 سالش  . هر کسی میاد براش میگه وای این به من گفت بالا چشمت ابروئه وای اون گفت باید اینجور کنی اون گفت باید اونجور کنی . تازگی هر کسی میره براش میگه :وای من به این شوهر کنم ؟ فلانی با اون تیپ و خونواده و سرمایش اومد جواب رد دادم اینو انتخاب کنم؟

    بابا اول جونی یعنی اول صندوق یه میوه خوشمزه سوا کنین بعدا طعمشو بچشین ببینید چه شیرینه زندگی مشترک . خدا چشم و داده ببینی و عقلم داده بسنجی و انتخاب درست و بکنی .

    حق نگهدارتون

    " مهدی اقا بزرگ "

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مطالب کاربران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۰۱
    • يكشنبه ۱۱ بهمن ۹۴ - ۲۱:۳۸

    خانمها گوش شنوا می خوان که سبک شن !

    عرض ادب و سلام

    تو پست هایی که مسائل عاطفی و احساسی و به طور خاص پست های مربوط به ازدواج مد نظرم هست. احساس کردم یک چیزی انگار ممکنه اینجا درست دیده نشه . ببینید ؛

    دختر ها ( حداقل دختر خانوم های این وبلاگ بابت اعتقادات و عزت نفسی که دارن) همینجوری ننشستن ببینن چه پسری اون ها رو میپسنده و برن خونه ی بخت و خلاص!

    انتخاب یک امر دو طرفه است .

    خیلی مطلب ساده و شاید حتی پیش پا افتاده به نظر بیاد اما انگار یاد آوری لازم داره . اگر میبینید دختر خانوم ها بیشتر پست هایی با این موضوعات میذارن و بیشتر درد دل میکنن دلیلش ویژگی های جنس لطیف هست ...

    خانوم ها بیشتر درد و دل میکنن _ آقایون بابت غرور مردانه بیشتر تمایل دارن خوددار باشن و خودشون مسئله شونو حل کنن .

    خانوم ها اگر یک مسئله ای رو زیاد بیان میکنن نشونه ی شدت استیصال نیست ! عادت به بلند بلند فکر کردن دارن و همینجوری خودشون رو سبک میکنن .

    پ ن : از تمام جوک ها و طنز های بی ربطی که در مورد ازدواج برای دخترها میسازن بیذارم . خیلی دختر ها هستن که تنهایی شون رو چوب حراج نمیزنن !!!

    عقل ناقص هم ندارن ! خیلی مطالبی که میاید لیست میکنید تذکر میدید رو خودشون میدونن .خیلی پیچیده تر و تحلیلی تر و ظریف و جزئی نگرتر  از اون چه توی پسر .

    یه موضوع رو تحلیل میکنی درصدم ثانیه ای تو ذهن دختر خانوم میاد و میره تا واکنشی ازش سر بزنه . شاید الزاما راه حل نمی خوان ، گوش شنوا می خوان که سبک شن !

    "الی خانوم"

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , مطالب کاربران ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۶۷
    • يكشنبه ۱۱ بهمن ۹۴ - ۲۱:۲۵

    مذهبی بودن درسته یا نه!؟

    سلام  ویژه خدمت  تک تک کاربران عزیز

    توجه کردید در اکثر محیط ها چه دانشگاه  چه میهمانی   چه جمع دوستانه چه ... خیلی عجیب به نظر میرسه  اگه صحبتی از این دو مقوله به میون نیاد :

    1) مذهبی بودن درسته یا نه!؟
    2) امر به معروف و نهی از منکر کردن درسته یا نه ؟!

    بنده بحث های مفصلی که در رابطه با این موضوعات در این وبلاگ هم مطرح شده بود  + بسیاری از نظرات را بررسی کردم و چیزی که متوجه شدم این بود که بعضی از کاربران به صورت پراکنده نظرات درستی رو ارائه کرده بودند اما  خب جامع نبودند به همین خاطر سعی کردم نظرات بعضی از کاربران عزیز  + نظر خودم رو در قالب مقاله ارائه بدم تا علاوه بر شفاف سازی این دو مساله مهم  به تبع اون خیلی از اختلافات سطحی هم حل شود ان شاء الله.

    قبل از هر توضیحی تمایل دارم  دوستانی که که این مطالبو میخونند بدونند که این صحبت ها مربوط به فردی هست که در جایی زندگی میکنه که بیشتر ساکنانش اقلیت های مذهبی هستند و تا تقریبا 3 سال پیش ،از این که شناسنامه ای دینی مثل اسلام و مذهبی به نام شیعه داشت احساس خوبی نمیکرد و رغبتی به این که در کنار توضیحاتی که  دیگران از دینشون  میدادند توضیحی هم از دین خودش ارائه بدهد نداشت .با این که در خانواده ای معتقد هم بزرگ شده بودم و از همون ابتدای کودکی  اسم خدا و پیغمبر  و ... میشنیدم ،نماز هم میخوندم اماهیچ درک و احساسی نسبت به این واژه ها نداشتم .

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۴۴۳
    • شنبه ۳ بهمن ۹۴ - ۱۷:۲۸

    عده ای دوست ندارند دستمال یا قرص فراموشی باشن

    سلام

    تو این دوره و زمونه بعضی از دخترا با یکی جز عشقشون ازدواج می‌کنن تا عشقشونو فراموش کنن و یا با دوست‌ پسرشون سکس یا معاشقه دارن ولی با یه شخص دیگه‌ای ازدواج می‌کنن و یا پسرایی که همین کارا رو با عشق و یا دوست‌دخترشون می‌کنن و بعد با شخص سومی ازدواج می‌کنن و هیچی به اون شخص سوم نمیگن.

    من می‌خوام به نمایندگی از این شخص سوم‌ها با اون اشخاص اول و دوم حرفایی رو بزنم:

    عزیز مگه این اشخاص سوم قرص فراموشی آورنده هستن که می‌خواین باهاشون عشقتون رو فراموش کنین یا مگه دستمال هستن که می‌خواین گند سکس با شریکتون رو با اینا پاک کنین؟ خیلی از این اشخاص سوم هم آدم هستن و دوست دارن یه عشق پاک رو تجربه کنن نه اینکه دستمال یا قرص فراموشی شما باشن.

    دختر جان اگه می‌خوای با پسری سکس داشته‌ باشی قبلش بهش فک کن که دیگه باکره نیستی و خواهشا به این فکر نکن که پسری که به باکرگی اعتقاد دارد با تو ازدواج کند پس گزینه ازدواجت را از میان یکی از شریک‌های جنسیت انتخاب کن و یه نصیحت :

    خیلی از پسرا تو ایران دوس دارن با یه دختر سکس داشته‌ باشن ولی واسه ازدواج دختر باکره می‌خوان پس خود دانی ... .

    در ضمن من اگه دختر بودم و یه پسر بهم پیشنهاد دوستی می‌داد می‌گفتم باید خانواده‌ها در جریان باشن و اگه پیشنهاد سکس می‌داد اگه نمی‌زدم تو گوشش حداقل ‌می‌گفتم خانواده‌ها باید در جریان باشن چون تعهد بیشتری داره تا یه رابطه بدون تعهد که هر لحظه طرف مقابل می‌تونه بزنه زیر همه چی.

    تنها جمله‌ای که می‌تونم به پسرا بگم اینه : پسر جان نکن این کارا رو.

    من اگر دختری گذشته بدی و یا عشقی مثل حالت های بالا داشته و به من نگوید دو حالت دارد.

    1- من تا ابد متوجه نمیشوم و زندگی سیر طبیعی خود را طی می‌کند.

    2- من متوجه می‌شوم.طلاقش نمی‌دهم ، نمی‌زنمش، آزارش نمی‌دهم ولی شوهری برایش نمی‌کنم و نمی‌گزذارم آن طعم شیرینی را که فکر می‌کرده با ازدواج مزه می‌کند بچشد تا زمانی که 3 حالت زیر اتفاق بیفتد.

    1- من فرد مناسبی را برای ازدواج کنم و بعد همسرم طلاق دهم.

    2- من فرد مناسبی را برای ازدواج پیدا نکنم و هر دو در بدبختی بمیریم.

    3-من فرد مناسبی را برای ازدواج پیدا نکنم و شاید به طریقی توانستم همسر فعلی را ببخشم و احتمالا زندگی سیر طبیعی خود را طی می‌کند.

    و فکر کنم این کمتری مجازات برای کسی باشه که صداقت نداشته و گند زده به آرزوهای عشقی من و حق دونستن حقایق برای انتخاب رو از من گرفته. و این تضمین می‌کنه که اونی که منو بدبخت کرده حداقل به اندازه من بدبخت میشه. و فکر نکنم بتونم خیلی راحت ببخشمش چون بعدش باید با خودم کلنجار بگم که تو اگه با کارایی که اون قبل ازدواج کرده راحتی خب بی شعور چرا خودت همون کارا رو نکردی.

    "آقای ایکس "

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , مسائل دختران جوان , مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۳۷
    • پنجشنبه ۱ بهمن ۹۴ - ۱۰:۴۴

    رابطه بین ابراز محبت و رابطه جنسی در روابط زناشویی

    سلام
    باتجربه یه دهه زندگی مشترک میگم که اون چیزی که منو ترغیب به ایجاد روابط جنسی با خانمم میکنه فقط و فقط اخلاق خوش و ابراز محبت هستش یعنی زمانی که عشق و محبت در میون باشه احساسات شکفته میشه و چون آقایون بخاطر سیستم آفرینش و تولید هورمونهای تستسترون و اندورفین و اکسی توسین سریعتر ابراز علاقه کرده و با تماسهای لمسی و گفتاری در نهایت موجب تولید هورمونها و تحریک در جنس مخالف شده و با توجه به این قضیه که میزان میل جنسی خانمها از آقایون بمراتب بیشتره تبدیل به شعله های بیشتر و تحریک کننده تری میشوند .

    اونجاست که تمام قواعد و اصول انسانی به طور موقت تغییر میکنه یعنی مثلا اون همه حیای زنانه تبدیل به بی حیایی میشه ( که البته دستور پیغمبره که بهترین زنان بی حیاترین  هنگام همبستری با شوهر هستش ) که این خودش بطور غریزی ایجاد میشه ( اگر افکار و تربیت غلط که رایجه تو جامعه ما بزاره احساسات خصوصا در خانمها بطور واقعی جاری بشن ) و در نتیجه تبدیل به بهترین و صمیمیترین لحظات عمر زوجین میشه.

    در نهایت با تولید حد بسیار زیاد اکسی توسین ( هورمون صمیمیت ) در بدن زنان و به مقدار کمتر در بدن مردان ایجاد یک وابستگی و دلبستگی بین زوجین میشه که گفتنی نیست .

    خب شاید تکراری بود ولی بدونین هیچ مردی این حس زیبارو و با هیچ زنی تجربه نمیکنه مگر اینکه واقعا بهش عشق داشته باشه در غیر اینصورت یه سری حرکات مکانیکی و تخلیه یه سری مایعات واقعا اینقدر ارزش پایین آوردن شان و منزلت مردان رو نداره .

    مردان هم از روابط جنسیشون دنبال صمیمت بیشتر و عشق بیشتر هستن که فقط و فقط با شریک زندگیشون برطرف میشه و جالب اینه که این حرکت مردان بسیار بیشتر جالب توجه همسرشونه ولی خب خانما از نظر نوع خلقت دیرتر و کمتر بروز میدن ولی خدا میدونه چقدر از این پروسه که هم تخلیه روانی و هیجانات هست هم ایجاد عشقی عمیقتر با همسر رضایتمند تر هستن.

    به نظر من از نظر انسانی صحیح نیست که خلقت خدا رو زیر سوال برده و نقد کنیم بالاخره اگه مرد شروع کننده و درخواست کننده نباشه این شور و میل زیبا و زندگی ساز ( منطور تولید مثل اینجا ) رو چه کسی باید ایجاد کنه پیش ببره و بدرستی مدیریت کنه و به پایان برسونه بطوریکه رضایت طرفین رو ایجاد کنه.

    حالا اگر جاها عوض میشد و خانمها خلقتشون اجبار میکرد که شروع کننده باشن آیا باید از طرف مردان در مظان اتهام قرار میگرفتن با وصله های هوسباز ، حیوان جنسی یا ... ؟

    "م.ر."

    موضوعات مرتبط: مسائل زناشویی خانم ها , مسائل زناشویی آقایان , مطالب کاربران ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۸۴
    • سه شنبه ۲۲ دی ۹۴ - ۱۸:۳۳

    بحث یا جنگ؟ جذب یا دفع؟ قانع کردن یا کوباندن؟ (1)

    سلام و عرض ادب

    من در بحث کردن ید طولایی دارم! تا دلتون بخواد با غیر همفکرانم بحث کردم، از فرهنگ ها و کشورهای مختلف. بخاطر محیطی که در اون بزرگ شدم با طیف وسیعی از افراد در رفت و آمد بودم؛ مسلمان، مسیحی، یهودی، سکولار، لاییک، بی دین و ... و به خاطر کنجکاوی ذاتی که داشتم بارها و بارها با این افراد بحث کردم، کلنجار رفتم و سر و کله زدم.

    به تجربه به من ثابت شده که قانع کردن طرف مقابل از طریق بحث کردنِ چهره به چهره کاریست بس دشوار. و البته گاهی غیر ممکن. و اگر مهارت کافی نداشته باشم و غیر حرفه ای بحث کنیم نتیجه ی عکس میگیرم و بجای نزدیک کردن عقاید دیگران به عقاید خودمون، اون ها رو از عقایدمون زده میکنیم، یعنی همون اتفاقی که در این وبلاگ کم و بیش دیده میشه.

    وقتی به بعضی از کامنت ها نگاه میکنم یه چیزی آزارم میده، اونم سبک بحث کردن بعضی از دوستان عزیزم هست. گاهی وقتها ما میدان بحث رو با میدان جنگ اشتباه میگیریم و سعی میکنیم به هر طریقی که شده بر دیگری پیروز بشیم. اما آیا این مدل بحث کردن واقعا نتیجه ای هم میده؟ من بعید میدونم.

    در همین رابطه میخوام چند نکته ای رو خدمتتون عرض کنم. اگر تصمیم گرفتین با غیر همفکرانتون بحث کنین پیشنهاد میدم این نکات رو مد نظر قرار بدین. اگرچه قانع کردن دیگران صرفا از طریق بحث کردن کار سختیست اما اگر حرفه ای بحث بشه نتایج بهتری در انتظار ما خواهد بود.

    یک: دنیای ما، دنیاییست متنوع و متکثر
    چه بخواهیم و چه نخواهیم ما در دنیایی متنوع و متکثر زندگی میکنیم. آدمها با هم متفاوتند، دنیایشان یکی نیست، مانند هم فکر نمیکنند. حق هم دارند که چنین باشند. دلیلش روشنه؛
    تجربیات انسانها در طول زندگی با هم یکی نیست، این تجربیات غیر یکسان باعث بوجود اومدن ذهنیات و پیش فرضهای غیر یکسان میشه. طبیعیست دو فردی که ذهنیات و پیش فرضهای یکسان ندارند دنیا رو مانند هم نمیبینند.
    پس در این دنیای رنگارنگ نباید انتظار داشته باشیم که همه به همان نتیجه ای برسند که ما رسیدیم. قبل از آغاز مباحثه تکثر رو به رسمیت بشناسیم.

    دو: در بحث کردن ابتدا دنیا رو از زاویه دید طرف مقابلتون ببینین
    این یک نکته بسیار مهم و کلیدی هست. برای اینکه در بحث کردن تاثیر گذاری خوبی داشته باشیم و بتونیم دیگری رو قانع کنیم قبل از هر چیز خودمون رو جای طرف مقابل بزاریم و ببینیم اون شخص دنیا رو از کدوم پنجره نگاه میکنه و به دقت از همون زاویه و با همون شعاع دید به دنیا بنگیریم. چه بسا خیلی از ادله هایی که ما در بحث میاریم برای اون شخص اصلا قابل رؤیت و پذیرش نباشه. دلیلش روشنه! چون اون دنیا رو یه جور دیگه میبینه. مثل این میمونه که شما هر دو در یک خانه باشید اما هر کدومتون از یک پنجره جداگانه به دنیا نگاه بکنه، شما از درون پنجره ی خودتون و با شعاع دیدی که دارین ادله هایی رو میبینین و به طرف مقابل میگین ببین این ادله چقدر روشنه! اما طرف مقابل میگه: کو؟ کو؟ پس چرا من نمیبینم!

    سه: کی میتونه ادعا کنه حق بطور کامل در جیب منه؟!
    این هم نکته بسیار مهمی هست، من قبلا هم به این نکته اشاره کردم، الان نیز اشاره میکنم؛ خودحق پنداری خطرناکه دوستان! احتیاط کنین. مخصوصا اگر خودحق پنداری از طرف یک فرد مذهبی باشه خطراتش صدچندان میشه. این یک بلای خانمان سوز هست که ما فکر کنیم در هر حال حق هستیم.
    میدونین چرا تاکید میکنم خطرناکه؟ حتما شنیدین به گاز گرفتگی میگن مرگ خاموش. چرا؟ چون خبر نمیکنه. یقین گرفتگی هم مث گاز گرفتگی هست، خبر نمیکنه! آدم نمیدونه کِی دچارش شده. بدون اینکه دست و پا بزنه غرق میشه.

    بسیاری از جنایتکاران تاریخ یقین داشتن که حق هستن. همین داعش رو ببینید، بسیاری از همین داعشیان با نیت قرب الهی سر میبُرند. چرا؟ چون به یقین رسیدن که حق با اونهاست. اگر ذره ای تردید میکردند که راهی که میروند خطاست اینهمه فجایع به بار نمیومد. البته منظور این نیست که شما نباید به عقایدتون پایبند باشین اما همیشه روزنه ای باقی بزارین و درصدی احتمال بدین که شاید عقایدتون اشتباه باشه. اگر همین روزنه و همین درصد احتمال خطا در بین همه ما وجود داشته باشه دنیای ما خیلی زیباتر میشه.

    کوتاه سخن اینکه در بحث کردن و به طور کلی در مواجه با غیر همفکران، فکر نکنید که حق مطلقا درجیب شماست.

    چهار: جواب نیش و کنایه،نیش و کنایه هست! با ملایمت بحث کنید
    متاسفانه نیش و کنایه زدن در کامنتهای بعضی دوستان عزیزم دیده میشه، یکی نیش میزنه و دیگری در جواب این نیش، کنایه ای بار طرف مقابل میکنه. این نیش و کنایه زدنها ذره ای تاثیر مثبت نداره. از شما خواهش میکنم هیچ وقت در مباحثه نیش و کنایه نزنین که هم وجه خودتون از بین میره و هم طرف مقابل از شما گریزان میشه. طعنه آمیز صحبت کردن به اندازه یک ارزن ارزش علمی نداره. هدف شما از بحث کردن چیه؟ قانع کردن طرف مقابل؟ یا به رخ کشیدن اطلاعات و دانشتون؟ یا خدای نکرده کوباندن طرف مقابل؟ با نیش و کنایه و جدل کردن نمیشه دیگران رو قانع کرد. نیش بزنی نیش میخوری!

    این مواردی که عرض کردم یه بخش دومی هم داره که ان شاءالله در آینده پست میکنم.

    با تشکر

    "میتی کمان"

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه , مطالب کاربران ,

  • ۱۰ موافق ۲ مخالف
  • ۱۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۶۶۴
    • دوشنبه ۷ دی ۹۴ - ۱۹:۳۶

    رسم و رسومات قدیمی ، درسته یا غلط ؟

    سلام
    ما ایرونیا یه رسمی که داریم اینه که تو مراسم های مختلف  به دختری که نامزد و یا عقد بسته هست هدیه میدیم  که این هدیه از طرف آقا داماد و خانواده اش هست ، مثل شب یلدا که  مرسومه  هدیه ای مثل لباس زمستانی همرا با  میوه و شیرینی  شب یلدا و  آجیل  مثل پسته  و ... را با تزئینات و طی مراسمی به عروس خانم میدهند  .

    این رسم تقریبا در تمام ایران  هست با کمی تفاوت ، بعد از چند ماه دیگه هم عید نوروز از راه میرسه  و باز هم  عیدی عروس خانم همرا با میوه و شیرینی  و احتمالا اگه مدت عقد طولانی تر بشه عید فطر و  عید قربان هم اضافه میشن که باز هم یه کادو و یک هزینه رو دست آقا داماد میذاره

    با توقعات بالایی  هم که بعضی از دختران  یا خانواده ها  دارند و اصلا به کم قانع نیستن  و فقط دنبال این هستن که از دخترهای فامیل و آشنا عقب نباشند  و طوری در این  مورد  برخورد میکنن که انگار برای همین امر ازدواج کردند !  به نظرتون این رسم ها تا چه حد در این زمونه درسته ؟  چکار کنیم که نه دخترو خانواده اش ناراحت بشن ونه به آقا داماد فشار بیاد ؟
    ضمن اینکه به این موضوع هم باید توجه داشته باشیم که  انتظار از پسر یا همون داماد برای تهیه چند قلم  جهزیه و خانه مستقل و پس انداز و گرفتن یک عروسی  آبرومند  هم هست ...

    مثلا همین چند روز پیش ، یکی از مادرهای فامیل گریه میکرد از دست نو عروسش و میگفت  " دختره هنوز 20 سالش نشده ولی ببین چه  آورده بر سر  ما ، برای خرید  هدیه شب یلدا  چند میلیون خرج گذاشته رو دست ما ، از ترس این که  پسرم ناراحت نشه  و عقدشون به هم نخوره داریم تحمل  میکنیم "

    بهتر نیست کمی ما دخترا خودمون رو جای آقا پسر و خانوادش قرار بدیم  و وضع مالی  اون ها رو هم در نظر بگیریم و روزهای خوب نامزدی رو با این رسم ها خراب نکنیم .؟

    اینکه  ارزش هدیه  شب یلدا و نوروز و قربان و.. چقدر باشه ، ارزش دختر رو نه زیاد میکنه و نه کم ، تنها کسی که ضرر میکنه باز خود دختر هست چرا که  خواه نا خواه اعصاب خودش  بهم میریزه  ، میشه با هدیه خوب و ساده ولی با دلی شاد یه  شب یلدا و شب عید قشنگی داشت  ، شبی قشنگ برای همه ، هم خانواده دختر و هم خانواده پسر ،  یک شب شاد دورهم

    خدایا خودت  یک زندگی پاک و شیرین همراه یا عشق  رو به همه جوانان ایران زمین  نصیب کن

    " گلاره معین "
    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه , مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۹۷
    • شنبه ۵ دی ۹۴ - ۱۴:۰۶

    چگونه خانوادمون راضی کنیم برامون زن بگیرن ؟

    سلام

    چون می‌بینم خیلی‌ها این سوال می‌کنند و اطرافیان من هم آنچنان حرکتی برای ازدواج و راضی کردن خانوادشون نمی‌کننند. بر آن شدم که این مطلب بنویسم.:-)  (اصلا بلد نیستم استیکر بزارم.)

    اول از همه بگم که نمی‌دونم چرا دوستان نمی‌تونند به خانوادشون بگن که نیاز به ازدواج دارن. اما نکاتی که من فکر می‌کنم مفیده:

    ۱-نوع نگاه خانواده به پسر:مثالا سن شمارو مناسب نمی‌بینند برای ازدواج یا اینکه نتونستید خودتون برای ازدواج اثبات کنید و نشون بدید که توانایی اداره‌ی یک زندگی دارید.(بیشتر وقتا هم حق با خانوادست)

    ۲-بعضی وقتا هم می‌خواید یکی‌رو معرفی کنید به خانواده که، خانواده نگاه مثبی به اون مورد شما ندارن. می‌گن مثلا خانواده‌ها به هم نمی‌خورن و کف نیستید. البته بعضی وقتا هم خانواده یکی‌ رو برای فردی انتخاب کردن و اگر گفته بشه، رد می‌شه

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۷۷
    • جمعه ۱۳ آذر ۹۴ - ۱۹:۰۹