خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۸۶ مطلب با موضوع «مطالب کاربران» ثبت شده است

چگونه زنداری کنیم ؟

سلام

1 - مباحث مربوط به خانه داری ؛ کلا تو این حوزه کار های وسیعی وجود داره ( دوبار نوشتم پرید این بار خلاصه می نویسم خودتون خلاقیت داشته باشین)  . هیچ وقت کار خونه رو بی ارزش نکنید، به خاطر کار کردنتون بیرون خونه سر خانوم منت نذارین،  از خونه داری و آشپزی خانومتون تعریف کنید و زود زود ازش تشکر کنید،  بهش کمک کنید خصوصا وقتی مهمون میاد و جلوی بقیه هم کمکش کنید.  جلوی بقیه از کاراش تعریف کنید.

2- نسبت به ظاهرش حساس باشین و حساسیت به خرج بدهید.  بعضی موقع ها بگین که این رژ رو نزن یا این صورتیه خیلی بهت میاد.  اگه خانوم بره آرایشگاه و سه درجه ابروش رو هشتی تر کنه و شما نفهمید که واویلاست.  نسبت به لباساش ح'ساس باشین و وقتی یه لباس جدید براتون میپوشه له له بزنید براش

3- بوس و بغل و نوازش و ماساژ ؛ کلا هر چقدر بیشتر باشه بهتره .  وقتی دارین تلویزیون نگاه می کنید همینطوری باهاش ور برین.  هیچ وقت نذارین احساس کنه که همیشه بوس و بغل به رابطه ختم میشه و جمله معروف تو منو فقط برای س... س میخوای. 

همه جای بدنش براتون مهم باشه از سر تا پا .  موقع آشپزی،  ظرف شستن،  خونه تمیز کردن هم کمکش کنید و هم بوس و بغل ( جاهای مختلف خلاقیت هم داشته باشین،  هیچی مثل خلاقیت تو این مسائل تحریک کننده نیست)  مثلا بعضی موقع ها موقع رانندگی دستتون رو بذارین رو پاش و قسمت درونی ران پا رو مالش

موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری , مطالب کاربران ,

  • ۸ موافق ۱ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۳۶
    • يكشنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۵ - ۱۵:۳۸

    نگاهی دوباره به باور های رایج (۵)

    سلام

    باور پنجم : دختر هفده ساله بچه است !!!.....لطفا همه با دقت بخوانید 
    حکایت پنجم : از زبان مستانه

    تک فرزند خونواده بودم. پدر مهندس پتروشیمی و مادرم ماما بود. در ناز و نعمت بزرگ شدم .خانواده ام از هیچ چیز دریغ نکردند! بت پدرم بودم ، و مادرم همیشه عروسک خوشگلم صدایم می کرد. از ضریب هوشی خوبی برخوردار بودم و توانستم با جهشهای تحصیلی در هفده ساگی وارد دانشگاه شوم ان هم رشته ی مهندس مکانیک !
    وقتی وارد دانشگاه شدم خیلی زود استاد  و هم کلاسیها می فهمیدند از بقیه جوانترم و شیطنتها و سر به هواییهایم را پای سن کمم می گذاشتند. وقتی هم که در خانه برای پدرم از شیطنتهای در دانشگاه میگفتم او میخندیدو میگفت بگو دانشگاه نیست که مدرسه هست ! و من ذوق می کردم ! بدون این که بدونم پدرم اشتباه میکنه ! اون باید به جای خندیدن تذکر می داد که بزرگ شده ام ! اما نه پدرم گفت و نه مادرم !... همیشه همینطور بود و مرا بچه تر از این حرفا می دانستند که وارد دنیای بزرگترها شوم ! هیچگاه وقتی لوس حرف میزدم کسی گوشزد نکرد که الان هفده سالته بزرگ شدی ! هیچ کس گوشزد نکرد که بپربپر از سن تو گذشته است ! مادرم ماما بود و جزمسائل بهداشتی دخترانه چیزی نگفت و یادش رفت من هم مثل همه ی همجنسانم میتوانم از یک سنی ، بلوغ جنسی را درک کنم ! من همیشه بچه و عزیز کرده بودم ! و همیشه میشنیدم « دخترم هفده سالشه و بچست !»
    در ترم دوم بود که با استاد صبوری اشنا شدم. استادی که واقعا مانند اسمش صبور بود و در مقابل شیطنتهای ریز و درشت من نه تنها چیزی نمیگفت که گاهی هم میخندید. سال بالاتری ها میگفتند سی و پنج سال دارد و یک دوقلوی دوساله دارد. میگفتند دوقلوها امان خود و زنش را بریده اند! از همان اول که هفت ماهه به دنیا امدند استاد یک روز ارام ندیده است ! و من چقدر عاشق دوقلوها بودم .
    موضوعات مرتبط: مطالب کاربران ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۸۶۹
    • چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۹۵ - ۱۰:۳۷

    راهکارهای معجزه آسا برای عاشق کردن خانمها

    سلام
    عشق محبتی است الهی که در وجود همه ی انسان ها نهادینه شده است. عشق را میتوان در خودمان یادر طرف مقابلمان ایجاد کنیم . اما برای ایجاد ان نیاز به دانستن مهارتهای لازم در این زمینه است. مهارتهایی که خیلی هم سخت نیست و هزینه ی چندانی هم ندارد ! لکن همین ندانستن ها باعث شده خیلی از زندگی ها چهره ای ساده و عادت گونه به خود بگیرد ، در حالی که میشود یک زندگی توأم با عشق را به خودمان و همسرمان هدیه بدهیم. قصد این مقاله بر این است به برخی از رفتارها و عملکردهایی که موجب میشود خانم ها عاشق شوهرشان بشوند ، اشاره شود . امید که زندگی خانوادگیتان روز به روز شیرین تر گردد.

    ۱_ به همسرتان اطمینان دهید که او برای شما بسیار زیباست!
    همه ی انسانها دوست دارند زیبا به نظر بیایند . خانمها نیز از این قضیه مستثنا نبوده و نیاز دارند که از طرف همسرشان به این باور برسند که زیبا و شاداب هستند. بنابر این اقای عزیز میتوانید خلاقیت به خرج داده و در حالتهای مختلفی مثل به اغوش کشیدنش که باعث ترشح هورمونهای عشق و علاقه میشوید او را بوسیده  و از جمله های زیر استفاده کنید:
    - خوشگل خانوم من جاست ؟
    - تو چرا این همه خوشگل و شیرینی ؟
    - زن خوشگلو فقط باید خورد!
    و...

    ۲_اورا قبل از خواب و بعد از خواب ببوسید!
    شبها قبل از خواب صورتش را ببوسید و شب بخیر بگویید! حتی اگربه شدت خسته و خواب الودهستید. او با این عملتان باور میکند که فقط در زمان رابطه نیست که عزیز است!
    صبح ها نیز تا از خواب بیدار شدید  پیشانیش یا زیر گوش و یا روی موهایش را ببوسید و از بوسیدن لبها بپرهیزید زیرا بسیاری از انسانها به هنگام صبح دهانشان بوی بدی میدهد و این عمل باعث بد امدن خودتان یا همسرتان میشود.
    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری , مطالب کاربران ,

  • ۴ موافق ۲ مخالف
  • ۹۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۵۶۴
    • چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۹۵ - ۱۰:۲۱

    حضرت فاطمه (س) ، الگویی برای یک زندگی بهتر (3)

    السلام علیک یا فاطمه الزهرا

    در مقاله ی قبل خواندیم که حضرت ، نام افراد را به نیکویی ادا کرده و بیان شد که ایشان پدرشان را با دو لفظ ابتا و ابه صدا می کردند و تاثیر ان نیز به مادران عزیز در زندگی گوشزد شد.

    ب) ایشان همسرشان را چگونه صدا می کردند؟!

    در زندگی  مشترک حضرت فاطمه(س) با  حضرت علی(ع) عبارات و کلمات محبت آمیز بسیاری دیده میشود. حضرت فاطمه (س) با الهام از دستورات الهی و با دارا بودن درک صحیح از روابط زن و شوهر، همواره به همسر بزرگوارش عشق ورزیده و ایشان را مورد محبت قرار می دادند و در کلام خود علاقه و احترام را توأماً در نظر داشتند؛ گاهی ایشان را با کنیه ی اباالحسن صدا کرده و گاه ایشان  را یابن عمّ پسرعمو .... خطاب می نمودند: جزاک اللهُ عنّی خیرَ الجزاء یابن عم رسول الله. (۱)

    استفاده از نام مناسب و القاب زیبا برای خطاب همسر، باعث روابط مثبت و ایجاد محیطی آکنده از صمیمیت شده و سبب پیدایش زمینه ی عکس العمل و رفتاری، مناسب در طرف مقابل می شود. حضرت علی(ع)  در این باره می فرمایند:

    اجملوا فی الخطاب، تسمعوا جمیل الجواب(۲)؛ خطاب هایتان را زیبا کنید تا پاسخ زیبا بشنوید.

     حضرت فاطمه(س)، در مقام اظهار محبت و علاقه به امام علی(ع) میذفرمودند: روحی لروحکَ الفدا و نفسی لنفسکَ الوقاء یا اباالحسن(۳)؛ علی جان، روح من فدای روح تو و جان من سپر بلاهای جان تو.

    لذا وقتی زنی به شوهرش می گوید : جانم فدایت،عمرمن،زندگی من و....
    این زن پیرو مکتب فاطمیه است و هرگز به مهملات دیگران که می گویند این عمل باعث گستاخی همسرت میشود ، گوش نمیدهد!

    نکته ای که از عبارات بالا دریافت میشود این است که ، صمیمیت یعنی  ابراز علاقه ی همراه با احترام ! بنابر این ، شیوه ای که این روزها بر زندگی افراد حاکم شده و و زن و مرد حتی در انظار عمومی یکدیگر را به اسم کوچک و بدون هیچ پسوندی بکار میبرند ، و این عمل را نشانه ی صمیمیت می دانند ! یک باور غلطی است که ریشه در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما ندارد.زیرا  محصول صمیمیت آرامشی است که در روابط دو انسان حاکم میشود و این ارامش به صرف ابراز علاقه ی تنها نیست و انسان وقتی علاقه را با احترام از فرد مقابلش دریافت می کند احساس ارامش و امنیت خوبی به او دست می دهد.

    کلید آرامش، انضباط، استحکام و صمیمیت خانواده به دست زنان است و به دنبال آن موفقیت و آسودگی خاطر مرد نیز، به نوع رفتار و برخورد زن درون خانه بستگی دارد. بهترین و جامع ترین اسوه در این زمینه، حضرت فاطمه(س) است.

    عشق و محبت توأم با احترام به همسر؛ از اهداف مهم در ازدواج، آرامش و رابطه ی محبت آمیز میان زوجین است، برقراری روابط عاطفی، نقش مهمی در استحکام خانواده و حسن رابطه و سازگاری زن و شوهر دارد.(۴)

    خداوند در آیه ی ۲۱سوره ی روم، به اصل وجود عشق و احساس محبت متقابل بین زن و شوهر اشاره فرموده:

    از نشانه های خداوند این است که از نوع خودتان، همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و میانتان دوستی و رحمت نهاد.

    یکی از عوامل مهم در ایجاد  عشق و محبت میان همسران ،بیان و اظهار آن است. چه بسا کسانی که در قلب محبت فراوانی نسبت به همسرشان دارند، ولی توانایی ابراز آن را ندارند. در  در حالی که گفتن جملاتی که حاکی از محبت زوجین نسبت به هم است در رفع بسیاری از تردیدها و سوء ظن ها مؤثر و بر میزان محبت آنان می افزاید: ائمه معصومین، هم به ابراز علاقه به همسر تأکید نموده اند و در سیره ی عملی ایشان این امر در موارد متعددی به چشم می خورد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: وقتی مرد به زن خود با محبت می نگرد و زنش نیز به او با مهر نگرد، خداوند به دیده ی رحمت به آن ها نگاه می کند.(۵)

    آقا و خانم عزیز اگر به دنبال ایجاد ارامش در زندگی خود هستید و ارزویتان این است که به هنگام ناراحتی ها ، دیدن روی همسرتان غمها را از یادتان ببرد ! بیایید با او صمیمی شوید! و اولین گام برای برای ایجاد صمیمیت این است که اورا با علاقه و احترام صدا بزنید .

    وقتی اهل بیت چنین صدا میزدند چرا ما از ایشان عقب افتاده و خجالت کشیدن را بهانه می کنیم ؟!!!

    ادامه دارد...

    موفق باشید

    ...........ً
    ۱). بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۱۹۲
    ۲). هاشم رسولی محلاتی، غررالحکم، ص ۴۳
    ۳). حائری مازندرانی، مهدی، کوکب الدری، ج ۱، ص ۱۹۶
    ۴).http://www.hawzah.net/fa/Magazine الگوی های رفتاری حضرت زهرا ( س) در خانواده
    ۵)۰ نهج الفصاحه، حدیث ۶۲۱
    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , مطالب کاربران ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۵
    • چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۹۵ - ۱۰:۱۷

    حضرت فاطمه ( س ) ، الگویی برای یک زندگی بهتر ( ۲ )

    السلام علیک یا فاطمه الزهرا

    در مقاله ی قبلی ( حضرت فاطمه ( س ) ، الگویی برای یک زندگی بهتر ( 1 ) ) توضیح داده شد که چگونه بانوی بزرگ اسلام با پذیرش نقشهای متعدد در زندگی سراسر خیر و برکتشان می توانند الگویی برای برای زندگی همه انسان ها باشند در این مقاله سعی می شود به طور خلاصه در مورد یکی از رفتارهای ارزشمند و انسانی ایشان صحبت شود.

    ۲) نیکو صدا کردن افراد

    الف) پدر خودر را چگونه صدا می کردند؟

    حضرت زهرا (س) همیشه رفتاری سرشار و آمیخته از ادب و تواضع و فروتنی نسبت به پدر داشتند.گرچه رابطه ایشان بسیار عاطفی و سراسر محبت و صمیمیت بود ، اما این مانع احترام و تواضع ویژه ایشان نسبت به پیامبر(ص) نمی شد. نقل است از حضرت فاطمه (س) که فرمود: وقتی بر پیامبر (ص) آیه نازل شد (که پیامبر(ص) را با نامش خطاب نکنید :نور ،۶۳)، هیبت پیامبر (ص) مرا گرفت ، بطوری که نتوانستم به ایشان "یا ابة" بگویم و یا رسوا الله خطابشان می کردم.حضرت از من روی گرداند. چند بار به همین ترتیب صدا کردم و او جواب نداد. سپس فرمود: دخترم این آیه درباره تو و خاندان تو نازل نشده است. تو از منی و من از تو هستم. این آیه درباره اهل جفا و تکبر و کسانی که فخر می ورزند نازل شده است. تو "یا ابة" بگو. چون برای قلب من محبوب‌تر و برای پروردگار رضایت‌بخش‌تر است.(۱)
    نکته ی در خور توجه این است که ایشان پدرشان را با دو لفظ « ابتا یعنی پدرجان یا ابه  یعنی بابا جون» صدا میکردند. حضرت رقیه سلام الله علیها نیز به پدر بزرگوارشان یا ابه می گفتند که تقریبا معادل پدر قشنگم و یا پدر نازم در زبان فارسی است.(۲)
    دخترها با بکار بردن این دو لفظ در واقع از پدرشان دلبری می کنند و با این عمل قلب پدر را تسخیر می کنند. 
    متاسقانه این روزها بعضی  فرزندان پدرانشان را به اسم صدا می کنند و این را نشانه ی صمیمیت می دانند ، حال ان که روانشناسان چنین چیزی را رد می کنند. از طرفی دیگر برخی نیز از ان طرف بوم می افتند و پدرشان را با القاب خاصی صدا میزنند و به گمانشان با گفتن حاج اقا و از این دسته کلمات حتی در خلوتشان ،کار کاملا صحیحی انجام داده اند ! حال ان که در سیره اهل بیت فرزندان علاوه بر رعایت کمال ادب و احترام پدرانشان را پدر خطاب می کردند.این بیان لفظ پدرجان یا امثال ان صمیمیت عجیبی بین پدر و فرزند ایجاد می کند. خصوصا که دختران میتوانند الفاظ زیباتری هم در کنار لفظ بابا و پدر بیاورند و دل پدر بیچاره را آب کنند!!
    برخی از خانم ها از این مطلب شکایت دارند که همسرشان در خانه گرم و صمیمی رفتار نمیکند! به این خانم ها باید گفت ، دوست عزیز دختر در خانه دارید یا خیر ؟! اگر بگویند بله ، در این صورت جای بسی تعجب است که با وجود دختر هنوز فضای خانواده ی انها گرم و صمیمی نیست !!!
    مادران عزیز! بگذارید در گوشی نکته ای به شما بگویم . شاید کمی طنز آلود به نظر برسد اما اگر خوب دقت کنید دستتان می اید که قضیه چیست.
    قلب یک مرد قادر است برای چهارزن هم زمان بتپد و جان فدا کند!! 
    مادرش ، خواهرش ، همسرش و دخترش .اما ، امان از این اخری که تکمیل کننده ی محبتهای قبلی است و میشود سوگلی قلب مرد!!
    پس قدرت محبت دخترانتان را دست کم نگیرید زیرا او بیشتر از هر زنی می تواند بر قلب مرد حاکم باشد! به دخترانتان یاد بدهید که چگونه از پدرشان دلبری کنند و با آوای کودکانه شان بر قلب پدر فرمان روایی کنند. مطمئن باشید در این صورت پدری که عاشق دخترش هست حتی اگر از شما کدورتی به دل داشته باشد، بخاطر دل دخترش هم که شده برای رفع کدورتها قدم بر می دارد و اجازه نمی دهد مطلبی موجب نا ارامی دخترش شود!
    پس این مطلب را جدی بگیرید و همین امروز در راستای بهتر شدن روابط دختر پدری ، قدم بردارید و در صورت موفقیتتان میشود گفت که شما یکی از سیاستهای زنانه را به خوبی و هنرمندانه به کار برده اید!
    موفق باشید 
    ادامه دارد....
    « م.یگانه»

    ۱) http://www.farsnews.com/newstext
    و رک: محمد بن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 320، مؤسسه انتشارات علامه، قم، 1379 هـ ق
    ۲) رک: سید محمد جواد ذهنی تهرانی، مقتل الحسین ( ع) از مدینه تا مدینه
    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , مطالب کاربران ,

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۸
    • جمعه ۲۰ فروردين ۹۵ - ۲۰:۲۴

    معرفی کتاب اگر خواستگار نیاید ...

    سلام

    در این پست قصد معرفی کتابی رو دارم که برای خودم مفید بود و خوندنش رو به شما هم توصیه میکنم :

    اگر خواستگار نیاید ; راهکار هایی کلیدی در رفع نگرانی های خواستگاری ویژه ی دختران همیشه بهار, نوشته ی حسن سهرابی , انتشارات حدیث راه عشق.

    کتاب اگر چه حدود 200 صفحه است اما در قطع A5 . نگارش کتاب در 4 فصل و به صورت بیان نکته هستش, در مجموع 160 نکته .

    در پیشگفتار با بررسی آمار و ارقام مربوط به جمعیت و درصد ازدواج و طلاق و ... مسائل و مشکلات ازدواج بچه های دهه 60 مطرح شده .

    فصل دوم با عنوان " ویروس های زندگی دختری که خواستگار ندارد " در چند بخش نکاتی رو عنوان میکنه ; ضعف های شخصیتی , عدم ورزش و آراستگی مناسب, سخت گیری, بدخلقی, توهم حیا و رفتار های ضد مرد, ترس از جدایی از خانواده , منفی بافی و بدبینی به ازدواج و مردان, اضطراب از آینده و دوستی با پسران قبل از ازدواج

    فصل سوم در مورد مین های عاطفی هستش; مردان شکارچی , طنازی, ترس از تنهایی, مسائل جنسی, ناامیدی از خدا و عدم مدیریت زمان و تعارض های تصمیم گیری و بالاخره فصل آخر تحت عنوان دختر توانگر , که خلاصه ای از مطالبش رو در ادامه آوردم
    ..........................................................................................

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۸۴
    • پنجشنبه ۱۹ فروردين ۹۵ - ۲۱:۵۱

    از سینه و باسن خوش فرمت، تنها مشتی گل و خاک باقی می ماند

    سلام
    زنی با چهره و اندام کاملا معمولی در کنار همسرش زندگی می کرد. شوهرش با دیدن زنان و دختران برهنه و نیمه برهنه و بد حجاب در کوچه و خیابان و شبکه های اجتماعی از او ناراضی شده بود.
    زنی جوان با چهره ای زیبا و اندامی جذاب با پوشش باز مانند در خیابان جولان می داد. باد غروری به غبغب داشت .گمان می کرد چون زیبا است تخم دو زرده کرده و لیاقت و عرضه ی خودش بوده. از یادش رفته بود که زیباییش فقط و فقط نعمتی از جانب خداست.
    زن جوان و زیبا با پوششی باز یکی از همان زن هایی بود که زندگی زن های معمولی را بهم ریخته بود. اما زن زیبا یادش رفته بود دست بالای دست بسیار است.
    زن زیبا یادش رفته بود میلیون ها دختر زیبا تر از او وجود دارند. یادش رفته بود که زمانی 60 ساله شود این امکان وجود دارد که شوهرش او را مثل اسکناس به سه دختر جوان و زیبا تبدیل کند.
    آهای خانم های زیبای مغرور شده به زیبایی . همان که روزی زیبایی را به شما داد برایش کاری ندارد آن را به اشارتی از شما بگیرد.
    به چه مغرور شده ای ؟!!!
    به زیبایی ای که حتی جز کوچکی از آن هنر خودت نبوده .
    کار تو به همان میزان مضحک است که شخصی با پول دیگری پز بدهد.
    تو با هنر دست خدا که مال تو نیست پز می دهی .
    هنر خدا که از تو نیست که برایش باد به غبغب انداخته ای و جولان می دهی.
    این  فتنه و برگه ی امتحان توست.خدا می خواست بداند که تو چقدر شعور داری؟
    می خواست بداند آیا زیبایی ات را وسیله ای برای آتش افکنی در زندگی زن ها و دختر های معمولی یا حتی زشت می کنی ؟
    می خواست بداند چند دختر و چند زن بخاطر تو از زیبایی ای که خدا به آنان داده شاکی می شوند؟
    می خواست بداند دل چند نفر را می شکنی؟
    امروزت را نبین که زیبایی .گول جوانی را نخور.فردا عجوزه ای خواهی شد .
    و پس فردا در مشتی خاک خواهی خفت.
    آیا یوسف ماند که تو بمانی؟
    پس فردا خوراک موریانه ها خواهی شد.
    همین جسم زیبایت اگر بمیری و چند روزی روی زمین بماند متعفن خواهد شد و حتی عزیزانت از دست زدن به تو کراهت دارند.
    از سینه و باسن خوش فرمت تنها مشتی گل و خاک بی ارزش باقی می ماند.
    ولله بسیار زیبا رویان در خاک خفته اند و چیزی از جسمشان نمانده است.
    در صحرای محشر همه حاضر خواهیم شد.
    آن روز حساب همه با کرام و الکاتبین است.
    و انسان بسیار جاهل است.
    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب کاربران ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۸۳۳
    • چهارشنبه ۱۸ فروردين ۹۵ - ۱۶:۱۸

    در جامعه ما بکارت دختر برای ازدواج رسمی ماندگار است

    با سلام
    درباره بحث برگه سلامت دختر خانمهای عزیز باید بگم:
    اولا خودتون قبول دارید که در ازدواج خانواده هر دو طرف خیلی خیلی مهم هستند... پس مثلا اگر برای خانواده بنده باکره بودن عروسشان مهم است پس حتماً باید این کار انجام شود مثل محل و زمان برگزاری جشن عروسی که باید مورد قبول هر دو طرف باشد.
    دوما شما میدونید که روش کسب اعتماد برای هرکسی متفاوت است.. یکی تحقیق میکند، یکی آشنایی نزدیک و بیرون رفتن با اجازه خانواده ها را قبول دارد، یکی هم بوسیله باکره بودن به طرفش اعتماد میکند
    حالا اگر کسی بگوید که پس گذشته پسر چطور مشخص میشود باید گفت تفاوت در ساختار جسمی کار خداست و دلیل ارزشمند بودن باکرگی این است که کسی که باکره نباشد ممکن است حامله هم شده باشد و سقط کرده باشد چون بدون معاینه هیچ جوره معلوم نمیشود...
    و از نظر علم پزشکی ممکن است برای حاملگی آن خانم انواع و اقسام مشکلات و حتی نازایی بوجود بیاید...حال تکلیف مردی که نمیتواند بخاطر گذشته همسرش ف بچه دار شود این وسط چیست؟
    پسر و دختری که با چشم بسته بر روی این مسائل مهم ازدواج میکنند مطمئناً در آینده افسوس خواهند خورد .
    بعضی اوقات کار به لج و لجبازی کشیده میشود که آن هم راهی دارد...دختر میتواند از پسر تقاضای سوءپیشینه کند یا انواع آزمایشات اعتیاد شامل اوپیوم و آمفتامین و غیره را با هزینه ای دیگر درخواست کند...
    در ازدواج شباهت ها مهمترند پس پسری که بکارت برایش مهم است نباید فکر ازدواج با دختری که بکارت برایش مهم نیست را حتی در دلش راه دهد .
    ازدواج مجموعه ای از رسومات است و در جامعه ما نیز این بکارت رسمی ماندگار است و هر چقدر شما و بقیه زور بزنید عوض نخواهد شد
    ممنون و موفق باشید
    موضوعات مرتبط: مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۴۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۷۶
    • سه شنبه ۱۷ فروردين ۹۵ - ۱۸:۴۳

    برخی خانم ها میگن پسر 10 ساله چیزی نمی فهمه !!!

    سلام
    "چشم ها رو باید شست، جور دیگر باید دید"
    وقتی خانوم ها می گن بچه 10 ساله چیزی نمی فهمه من تعجبی نمی کنم چون زیاد دیدم که مثلا یه خانومی می یاد می گه اگر من آرایش کنم و با ساپورت برم بیرون، یکی منو ببینه تحریک می شه یا نه. خوب این خانوم نگرشش اینه که همه مثل خودش دارن به دنیا نگاه می کنن. آخرش هم می یاد می گه. وا! آقایون چرا اینطورین!

    اخه بچه 10 ساله اونم تو این دور و زمونه که دیگه بچه حساب نمی شه. برید اخبارها رو بخونید که بچه 12 ساله پدر شده  اونم تو همین ایران نه جای دیگه

    یه دختر بچه ای وارد مجلس شد. یکی بوسش می کرد، یکی بغلش می کرد و ... تا اینکه نوبت یکی از ائمه ما (یادم نیست) شد، ایشون پرسیدن این دختر خانوم چند سالشونه؟ گفتند 5 ساله هستن و ایشون هم بغلشون نکردن

    شیخ جعفر مجتهدی می گفت ما وقتی خیلی کوچیک بودیم (منظورشون حدودای 3-4 سالگی) مادرم اینا منو می بردن حموم زنونه و من الان که 80 سالم شده هنوز یادمه.

    باور کنید خود بنده هم چیزایی خواسته یا ناخواسته تو ذهنم مونده از دوران کودکی که اگر بگم اون خانوم ها هم تعجب می کنن. هر چند که خودم هم 3-4 ساله بودم!

    موضوعات مرتبط: تربیت جنسی پسران , مطالب کاربران ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۹۹
    • پنجشنبه ۱۲ فروردين ۹۵ - ۱۵:۲۲

    یه جایی خوندم زنا یا گلن یا درخت!

    سلام

    اگر گل باشند حساسند و ظریف باغبون باید خیلی مراقب گلش باشه عوضش هی از بوی خوبش سرمست بشه و بخاظر زیباییش به خودش بباله؛ اگر درخت باشه محکمه خودش تکیه گاهه میشه قرص و مطمئن بشینی و نگاش کنی که چطور از پس همه مشکلات برمیاد.

    من فکر میکنم درختا برخلاف گلا لطیف ترن اونقدری که شاخه هاشون رو بی دریغ به گنجشکا میبخشن تا زندگی کنند و روزگار بگذرونند، من فکر میکنم درختا بیشتر نیاز به توجه و مهربونی باغبون دارند وگرنه میشکنند شاید با شیطنت بچه گانه یه دختر و پسری که میان اسمشون رو حک میکنند روی تنه ش تا بمونه برای همیشه نشنکنند ولی حتمن از بی مهری و هرس نشدن توسط باغبون برگاشون زرد میشه و تنهایی به دل کوچیکشون فشار میاره و یه روزی یه جایی بی صدا خم میشن اونوقته که همه میگند درخت هرچی پربارتر افتاده تر! ولی نمیدونند درخت طفلکی چه زجری میکشه بابت این افتاده حالی...

    زنای زیادی رو دیدم که گل بودن قشنگ و بی خار به گل بودنشون افتخار میکردند به انجام بی دریغ وظایف دختری؛ همسری؛ مادری...ولی همیشه همین موندند هیچوقت جدی گرفته نشدن یه موقع پیشی ملوس بودن و گاهیم ضعیف و ناقص العقل!

    ولی به تعداد انگشت دستم زنایی رو دیدم که درختن؛ محکم و ریشه دار... هیچوقت به ناملایمات تن نمیدند ولی به همون نسبت نیاز به توجه و محبت دارند اما همیشه سعی میکنند خودشون رو بی نیاز نشون بدن...

    نمبگم گل بودن بده هر کی یه طور دوست داره اما من دوست دارم درخت باشم، قوی و قابل اعتماد ولی از درون من یه گل نیازمند توجه میمونم!

    روز زن رو به همه زنان سرزمینم تبریک میگم:)

    " بهار نارنج "

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه , مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۷۹
    • چهارشنبه ۱۱ فروردين ۹۵ - ۱۷:۰۴

    حضرت فاطمه (س) ، الگویی برای یک زندگی بهتر (۱)

    سلام

    السلام علیک یا فاطمه الزهرا

    این روزها عاشقان نور و هدایت عزادار بانویی هستند که زندگی کوتاهشان سراسر درس است برای  همه ی انسانهای پاک طینت با هر آیین و قومیتی! فاطمه ی زهرا سلام الله علیها فقط برای ما مسلمانان نیست! ایشان مانند پدر بزرگوارشان ، مانند همسر عظیم شانشان میتوانند بهترین الگو برای بهتر شدن کیفیت زندگی مدرنیته امروز باشد. حضرت فرمولهایی را به ما یاد می دهند که با بکار بردن آن ها زندگی دارای معنا میشود و مطابق با فطرت پاک بشری پیش میرود.

    به لطف  خدای منان اگر توفیقی باشد به بعضی موارد اشاره میکنیم که انشالله  ذخیره ی اخرت همه ی ما باشد.

    1_نشان دادن محبت عمیقشان با پذیرش نقشهای مختلف

    الف ) حضرت زهرا قبل از ازدواج
    در سال دهم بعثت پیامبر اکرم دو یاور بزرگ خودرا ازدست میدهند .یکی ابوطالب عموی بزرگوارشان و دیگری همسر وفادارشان حضرت خدیجه سلام الله علیها. این مصیبت انقدر سنگین است که ایشان ان سال را ، عام الحزن(۱) نامیدند. حضرت زهرای خردسال که سخت به مادر نیاز دا رد ،می داند الان وقت اندوه و ماتم نیست و به جای تازه کردن زخم دل پدر ، مرحمی میشود بر دردهای ایشان! او مانند یک مادر تمام قد از پدرش حمایت میکند و چتر محبت را سایه سار پدر میکند تا جایی که پدرش اورا « ام ابیها » (۲) می نامد.
    زهرای خردسال به تمام دختران و پسران می اموزد گاهی باید بیشتر از نقش خود باشی! چه اشکالی دارد که دختر خانواده مثل مادر عمل کند! مثل پدر عمل کند! مثل برادر عمل کند!

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۲۲
    • جمعه ۲۱ اسفند ۹۴ - ۱۶:۱۷

    توجه به سه مساله ی مهم در ازدواج (1)

    سلام
    متاسفانه علی رغم همه ی تغییر و تحول ها ،نسبت به گذشته ،اعم از اموزش و روشنگریها و داشتن حق انتخابی که در قدیم خیلی از جوانان نداشتند و به انتخاب خانواده ازدواج می کردند،باز هم شاهد روند روبه رشد طلاق هستیم.

    از طرف دیگر درصورت عدم وقوع طلاق واقعی با پدیده ی طلاق عاطفی روبرو هستیم .براستی چرا زنان و مردان ما از زندگی خود لذت نمیبرند ؟!

    از نظر علمی و تحلیل مطالب شاید به توان گفت این مطلب نتیجه بی توجهی زوجین به سه مساله مهم است .

    1-چرا ازذواج میکنم ؟
    2-با چه کسی ازدواج کنم؟
    3- وقتی ازدواج کردم بایدها و نبایدهای زندگی زناشویی چیست؟

    مطلب بسیار گسترده است و به دلیل محدودیت فعلا به سوال اول می پردازم و انشالله در فرصتی مناسب پاسخ دو سوال بعدی را خواهم نوشت.
     خواننده ی عزیزی که در شرف ازدواج هستید و یا ازدواج کرده اید اما احساس خوبی ندارید و یا خدای نکرده حس سرخوردگی یا شکست می کنید توجه کنید !!

    چرا ازدواج میکنم ؟ یا به چه دلیل ازدواج کرده ام ؟

    پاسخ به این سوال به شما کمک می کند تا در مرحله ی دوم همسرتان را با توجه به ملاک فلسفه ی ازدواجتان انتخاب کنید.دلیل ازدواج موارد مختلفی است که یک فرد میتواند هم زمان به چند دلیل ازدواج کند اما مهم اولویت بندی این ملاکهاست. از جمله این دلایل عبارتند از:
    1-نیاز عاطفی
    2-نیاز جنسی
    3-رسیدن به رشد و کمال اجتماعی
    4- نیاز مالی
    5-علاقه
    6-بقاء نسل 
    7-طبق سنت و عرف و عادت
    8-بخاطر حرف مردم
    9-بخاطر حفظ قدرت و مقام و موقعیت اجتماعی
    10-بخاطر اصرار دیگران و جبر خانواده یا موقعیت
    11- جو زدگی!!
    12-تثبیت شخصیت در خانواده و اجتماع
    13- ارامش گرفتن
    و.....
    بله عاملهای بسیار دیگری نیز در چرایی ازدواجمان دخیل هستند که همانطور که مشاهده فرمودین ممکن است بعضی بسیار سطحی باشند ! اما به هرجهت این عوامل هستند و گاهی فرد به همان دلیلی که ما از ان گریزانیم ازدواج می کند.

    نکته ی مهم انجاست که اگر ما به هردلیلی ازدواج میکنیم باید دو مطلب را درنظر بگیریم چه کسی را انتخاب میکنیم و ایا توقعمان در زندگی مطابق با دلیل ازدواج و فرد منتخبمان هست یا خیر ؟
    یک مثال ساده بزنم. شما دلیل اول ازدواجتان عاطفی است و دلیل چهارمتان مالی ! اما به هنگام انتخاب فردی را انتخاب میکنید که از نظر شغلی فرد بسیار پر مشغله ای است و زمان مناسب برای پاسخ به احساس و عواطف شما ندارد. مسلما توقع  زیاد از این همسر ،در خرج کردن احساس و عواطف بسیار ،شما را دچار بحران می کند ،در حالی که اولویت مالی برای شما در مرحله ی چهارم قرار داشت. 
    البته ما منکر این نیستیم که ادمهایی هستندکه مشغولیت بالایی دارند ولی احساس و عاطفه ی بسیاری خرج خانواده شان می کنند اما این موارد خیلی زیاد نیست و واقعیت چیز دیگری است ! واقعیتی که می گوید توقعمان را با دلیل و ملاک انتخابمان هماهنگ کنیم .

    اقایی بود که به دلیل علاقه ی بسیار با خانومی که متخصص زنان و زایمان بود ازدواج کرد اما بعد از چند سال تصمیم به جدایی داشت زیرا دیگر نمیتوانست با شغل همسرش که نه شب داشت نه روز کنار بیاید!!
    حال سوال این است چرا این ازدواج به شکست منتهی شد ؟ 
    ایا تقدیر چنین بود و کسی مقصر نیست؟
    و یا نه بخش عمده این شکست مربوط به مرد است ؟!
    ایا اگر مرد به دلیل ازدواجش بیشتر توجه میکرد و به یاد داشت بر حسب علاقه ازدواج کرده پس باید بایدها و نبایدهای زندگیش را جوری بچیند که علاقه اش در صدر قرار داشته باشد ، نمی شد بیشتر امید داشت زندگیشان شیرین تر شود؟
    بله قبول دارم عاملهای دیگری هم در شکست یک رابطه وجود دارد اما همین عدم توجه به دلیل ازدواج و همسان سازی توقعمان با ان می تواند به تمام عوامل دیگر برای تخریب رابطه کمک کند.

    ایا شما اینطور فکر نمی کنید؟!
    موضوعات مرتبط: مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۶۰
    • جمعه ۱۴ اسفند ۹۴ - ۱۹:۱۶

    نگاهی به برخی باورهای رایج (4)

    باور چهارم : « قدیمو رها کن ! دنیا عوض شده ! امروزی تر باش !»

    حکایت چهارم از زبان حسین

    میگن مرد نباید احساسی باشه ! اصلا مرد و چه به احساس؟!! اما من قبول ندارم و اعتقاد دارم همه ی ادما همون قدر که تو زندگی به عقل و منطق احتیاج دارند به احساس هم  احتیاج دارند و این قضیه زن و مرد هم نداره !! آره احساس ! همون چیزی که دیشب بخاطر حرف های محبوبه اسیب دیده و امروز من مرد چهل و پنج ساله رو کشونده تو این کافی شاپ که همش به خودم میگم چی شد که اینجوری شد ؟!
    به گذشته بر می گردم . زمانی که دانشجو بودم و هنوز دو سال دیگه از درسم مونده بود .اما دل بیقرارم برای دختر همکار مامانم اروم و قرار نداشت. میدونستم اونم به من بی میل نیست اما شنیدن خواستگارهای متعددش باعث شد دل رو به دریا بزنم و حرف دلم رو به خونواده بزنم.
    آخ که چقدر دلم برای اون دختری که لپاش شده بود هم رنگ گلای ریز صورتی چادر سفید، تنگ شده ! دختری که سینی چایی تو دستش میلرزید و من دلم میخواست برم جلو و بگم ؛
    همه زندگیم این همه نلرز! ....
    ازدواج کردیم خیلی ساده اما با یک دنیا عشق و محبت. کلبه ی عشق دو تا اتاق تو درتوی طبقه بالا بود که گوشه یکی از اتاقا شده بود اشپزخونه مون! زندگیمون ساده بود اما دلامون گرم عشق بود. یادش بخیر اون صبحونه های دو نفری که من لقمه میگرفتم و میذاشتم تو دهن محبوبه و اون لقمه میگرفت برای من !
    بعدش یه بدرقه ی جانانه بود ! و چقدر دل دل میکردم کلاسام تموم بشه و بیام خونه و دست عشقمو بگیرم و بریم پارک سر خیابون و بسته به فصلش بستنی و بلال و با قالی و لبو داغ بخوریم.
    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه , مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۷۴
    • چهارشنبه ۱۲ اسفند ۹۴ - ۰۸:۴۰

    نگاهی به برخی باورهای رایج (3)

    باور دوم :« بخت ، فقط بخت اول !! پیشونی که سیاهه . سیاهه!!»

    حکایت سوم از زبان هنگامه

    هجده سالم بود که فرهاد به خواستگاریم اومد. پسر عموی  همسایمون بود که در رفت و امدهای خونوادگی منو دیده بودند. بعد از یکسری تحقیقات و رفت و امد خونوادم رضایت دادند و ما به عقد هم در اومدیم.
    از همون شب اول فرهاد به اصرار خونه ی ما موند با این که تو شهر ما اصلا رسم نیست که دوماد شب اول بمونه. بدتر از اون اصرار داشت که کنار هم بخوابیم. شاید از نظر خیلی ها این مطلب خیلی سخت نباشه اما اگه در شرایط من بوده باشین میفهمین چقدر سخته که برخلاف اداب و رسوم خونوادگی و مخالفت پدر و مادرت بخواهی کنار  همسرت باشی.
    اخر شب وقتی وارد اتاق شدم هنوز در رو نبسته بودم که دستم از پشت کشیده شد و با یک حرکت شدید کمرم به دیوار خورد. تو شوک بودم و هنوز نفهمیده بودم چی به چیه که احساس کردم چونم توسط انگشتان فرهاد درحال خرد شدنه !! مرد روبروی من چشماش دو کاسه ی خون بود و من چنان ترسیده بودم که زبونم بند اومده بود. فرهاد با دندون قروچه ی شدید گفت به چه حقی اونو معطل کردم و دیگه حالا زنشم و اگه یکبار دیگه از این لوس بازیها در بیارم حسابم با کرام الکاتبینه !  شیرفهمه ؟!بجای لبهام ، چشمام جواب دادند.
    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب کاربران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۸۳
    • چهارشنبه ۱۲ اسفند ۹۴ - ۰۸:۳۰

    نگاهی به برخی باورهای رایج (2)

    باور دوم: مرد که از یه  زن کم نمیاره !

    حکایت دوم از زبان جواد

    حاج اکبر که ابوی گرامی ما باشند به فرموده ی خودشون ، خدا همه چی بهشون تموم کردن ؛ زن خوب، شغل خوب ، خونه و مرکب خوب ، سه تا دختر نجیب و آخرین ارزویشآن داشتن یه پسر بود که به حول و قوه ای الهی با اومدن ما تکمیل شد. حاجی خیلی مراقب بود من لوس بار نیام اما باوجود حمایت چهار تا زن تو خونه خیلی هم حرفش برش نداشت! اما خداییش خیلی سعی کرد منم مثل خودش مومن و معتقد بار بیام ولی خب گاهی نمیشه که بشه ! نه این که خدای نکرده ادم بد و فاسدی شده باشم نه! ولی خب مثل حاجی هم مسجدی و منبری هم نشدم. اما جونمه و حاجی !
    خلاصه ما در ناز و نعمت بزرگ شدیم و به زور دیپلم رو گرفتیم وعطای دانشگاه رو با اوضاع بیکاری بعدش به لقاش بخشیدیم و فورا رفتیم سربازی. وقتی از سربازی برگشتم حاجی دلش میخواست تو بازار وردست خودش باشم اما قبول نکردم و با کلی خواهش و التماس حاجی رو راضی کردم تا برم اموزش تعمیرات و سرویس موبایل و بعد از اون بهم سرمایه بده تایک مغازه بزنم. حاجی قبول کرد به شرطی که یک سال نشده زن بگیرم تا به قول خودش عذب رو زمین خدا راه نرم . منم مردونه قول دادم. کارها خوب پیشرفت به یکسال نشده کار و بار ما گرفت و یک شب حاجی ما رو خفت کرد که الوعده وفا !

    ما هم  اوکی رو به حاج خانوم دادیم و از فردا حاج خانوم و خواهرای گرامی با ذوق و شوق افتادند دنبال عروس برای بنده ! حالا چقدر اختلاف نظر داشتن و چقدر وسواس به خرج دادندبماند. تا این که بلاخره ما شدیم همسر مریم خانوم.

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه , مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۴۷
    • دوشنبه ۱۰ اسفند ۹۴ - ۱۹:۱۹