خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۲۲۹ بازدید توسط ۱۷۱ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۲۳۶ بازدید توسط ۷۷۳ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۵۸۶۸ بازدید توسط ۳۶۴۹ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۱۰۸ بازدید توسط ۱۴۲۶ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۶۳۶ بازدید توسط ۱۰۷۵ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۰۷ بازدید توسط ۳۷۵۴ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۱۴ بازدید توسط ۶۷۵ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۱۸۱۸ بازدید توسط ۷۰۲۳ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۴۶۱ بازدید توسط ۱۰۵۱ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۷۳۴ بازدید توسط ۱۱۲۷ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۹۹۹ بازدید توسط ۷۶۷ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۷۶۰ بازدید توسط ۲۰۴۸ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۶۳۹ بازدید توسط ۵۳۵ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۴۴۳ بازدید توسط ۳۶۷ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۵۲۰ بازدید توسط ۱۲۲۲ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۲۵۸ بازدید توسط ۱۰۵۱ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۵۶۰ بازدید توسط ۱۱۷۶ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۶۳۶۹ بازدید توسط ۱۰۲۲۲ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۳۷۶ بازدید توسط ۱۱۲۶ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۹۸۶ بازدید توسط ۲۹۵۱ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۴۵۶ بازدید توسط ۳۳۷۵ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۵۸۲ بازدید توسط ۱۱۳۲ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۵۷۲ بازدید توسط ۲۰۱۶ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۵۰۵ بازدید توسط ۱۱۶۱ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۹۶۲ بازدید توسط ۴۲۳۳ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۰۳۹ بازدید توسط ۳۴۸۶ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۳۵۷ بازدید توسط ۶۷۰۲ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۳۱۸ بازدید توسط ۴۰۶۸ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۷۰۱ بازدید توسط ۲۴۸۴ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۳۵۲ بازدید توسط ۱۱۵۲ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۶۰۱ بازدید توسط ۴۸۰۸ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۱۴۸ بازدید توسط ۹۲۳ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۲۱۷ بازدید توسط ۱۰۳۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۴۵۵ بازدید توسط ۱۹۱۳ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۸۲۳ بازدید توسط ۷۰۳ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۱۴۲ بازدید توسط ۲۳۳۴ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۹۶۴ بازدید توسط ۲۱۵۶ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۱۹۸ بازدید توسط ۱۶۴۲ نفر)
التماس دعا (۸۸۷۶ بازدید توسط ۷۰۸۹ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۸۷۶ بازدید توسط ۷۴۶ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۴۸۷ بازدید توسط ۱۱۷۰ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۳۳۶ بازدید توسط ۱۱۴۴ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۰۵۰ بازدید توسط ۲۳۲۲ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۵۶۵ بازدید توسط ۱۲۰۵ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۴۴۶ بازدید توسط ۱۲۲۸ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۲۰۰ بازدید توسط ۲۶۱۴ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۶۷۱ بازدید توسط ۲۸۹۶ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۰۳۲ بازدید توسط ۷۷۰۶ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۸۲۴۴ بازدید توسط ۱۸۲۴۴ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۸۴۴۴ بازدید توسط ۱۳۸۶۵ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۵۸۶۸ نمایش) - (۲۳۸ نظر)
صفحه شخصی 🌏 Anahita 🌎 (۱۳۹۸ نمایش) - (۱۰۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۱۷۶۳ نمایش) - (۱۴۲ نظر)
صفحه شخصی berelian (۷۲۰ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۳۰۲۴ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۵۸۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۳۸۰ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۶۳۱ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۶۳۴ نمایش) - (۵۴۹ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۰۳۹ نمایش) - (۳۰۵ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۶۳۷۲ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۲۲۹ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۹۶۱ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۰۴۲ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۵۸۹۰ نمایش) - (۳۷۴ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۲۱۷ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۹۸۴ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۸۹۹ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۳۴۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۰۷ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۱۵۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۳۵۶ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۵۳۰ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۲۴۶ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۸۹۹ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۹۰۴ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۳۴۱ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۷۷۸ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۳۲۳ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۰۶۳ نمایش) - (۶۶ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۱۳۴ نمایش) - (۳۸۰ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۳۱۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۶۵۰ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۲۲۴ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۵۱۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۹۹۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۵۰۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۵۷۱۹ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۰۶۵ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۳۱۳ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۲۴۷ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۴۷۸ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۶۴۸ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۶۱۵۳ نمایش) - (۵۰۲ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۲۸۴ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۵۳۹ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۴۱۹ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۵۳۹ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۶۱۱ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۵۱۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۱۹۶ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۸۱۱ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۰۶۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۷۵۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۳۲۸ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۳۹۱ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۶۱۴ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۸۰۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۰۰۹ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۶۶۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۱۹۱ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۶۰۰ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۸۵۴ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۹۲۱ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۰۶۷ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۰۳۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۲۴۰ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۴۷۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۲۰۳ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۵۹۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۰۵۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۲۰۳ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۴۵۹ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۷۴۶ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۵۶۸ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۴۵۲ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۸۸۳ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۶۲۸ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۳۲۹ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۵۱۱ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۴۸۶ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۳۲۷ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۴۲۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۲۷۵ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۴۳۷ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۶۵۳ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۲۵۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۲۸۴۵ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۳۴۵ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۳۱۹ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۱۰۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۳۳۱ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۰۴۶ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۹۷۶ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۵۱۶ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۳۶۱ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۸۹۲ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۱۸۴ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۱۹۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۱۰۰۵ نمایش) - (۵ نظر)

مامان مهربونم چی میکشی!!!!

سلام
خسته شدم از این وضعیت زندگی!
مگه آدما چقدر صبرو حوصله دارن؟این گفته هامو دارم با اشکام مینویسم....
ی دختر 20 سالم که چند سالیه متوجه شدم بابام قبل مامانم زن داشته و طلاقش داده که 2 تا از پسراشو از بچگی آورده مامان من بزرگ کرده و مامانم اصلا واسشون کم نذاشت که من حس کنم اینا ناتنی من هستن(خودم از رو شناسنامه اینا فهمیدم) خالا چند سال گذشته و حاصل ازدواج این آقا(بابام) با مامانم من و ی برادر کوچکترمه،خداییش از مادرم جز خانومی هیچی ندیدم
ولی بابام سر هر مسئله ای با مامانم دعوا میکنه تا چند سال پیش کتکشم میزد(فکرشو بکنید چقد آدم میتونه حیوون باشه)
انقد این دوتا پسرشو دوس داره که نگو،هرچی داره به اسم اونا زده الان داره نزدیک 60 سالش میشه با اینکه توانایی مالی داره هنوز تو خونه خودمون نرفتیم ولی آقا معامله خونه راه انداخته!!!
مامانم بازنشسته فرهنگیه تحصیلاتشم از بابام بیشتره ولی همیشه متواضع بوده ازمون هیچی دریغ نکرده ولی بابام پول تو جیبی به ما نمیده انگار نه انگار ما بچه هاشیم
اصلا با منو مامانو داداش کوچیکم حرف نمیزنه ولی اونا میان خونه میخنده حرف میزنه!
این آقای مثلا پدر خیلی رو خانوادش تعصب داره مامانم اسمشونو بیاره شده دعوا اسمشونو نیاره ی دعوای دیگش
هیچ موقع از مامانم تعریف نکرده با اینکه هم از نظر زیبایی هم از نظر اجتماعی و مسائل دیگه عالیه،ن از دست پختش تعریف میکنه نه هیچی بعدش تو فامیل خودشون از زن برادرش تعریف میکنه!!!
وای خدا انقدر حرف واستون دارم که خدا میدونه،شده عقده تو گلوم.............
حتی واسه روز زن به مامانم تبریک نگفت چه برسه به جشنو کادو!بعدش به خواهرو بقیه زنای فامیلشون تبریک میگه(اون خانوما هیچی ندارن اینو جدی میگم)
وقتی شوهرت بهت میگه تو مثل ی دستمال کهنه ای واسم،تو لیاقت نداری بهت چیزیو تبریک بگم و....چه حالی بهتون دست میده؟!
مامان مهربونم چی میکشی!!!!


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۷۲۲ بازدید توسط ۱۴۹۰ نفر
    • چهارشنبه ۳ ارديبهشت ۹۳ - ۰۷:۰۷

    شکل گیری یک رابطه از سر دلسوزی

    دختر 28 ساله تقریبا 1.5 سال هست که با آقای 29 آشنا شدند.
    این آقا مجردی زندگی میکنن و تحت قیومیت عمو و زن عمو بزرگ شدند.آقا عموشون که پدر شناسنامه ای ایشون بود فوت میشن و تا یکسال قرار و مدار ازدواج عقب میفته دو بار در محل کار پسر ، رابطه نزدیک و هم آغوشی داشتن .
     در برخی دیدارها هم پسر مصرانه از دختر درخواست های برای بوسیدن و لمس کردن داشته ، و انجام میداده. این آقا یکی از مشکلاتی که در حال حاضر دارند این هست که طی کار سرشماری با خانمی آشنا میشن که از همسر معتادش جدا شده و با برادر معتادش و دختر 5 ساله خودش بدون خرجی و سرپرست زندگی میکنه.
    طبق گفته خودش از سر دلسوزی رابطه ی شکل میگیره کمک هزینه ی برای او و دخترش میده و بطور تلفنی صیغه محرمیت  میخونن و رابطه نزدیکم داشته .
    پسر مسئله ازدواج با اون زن را با خانواده مطرح میکنه اما با مخالفت اونها مواجه میشه و تقلا میکنه این خانم 4 سال از پسر بزرگتر بوده. بلاخره بعد از درگیریهای که با خانوادش داشته ، از فکر ازدواج با این زن منصرف میشه اما این زن بنا به دلایلی که پسر نگفته و با اهرم فشار اینکه خودم و دخترم رو میکشم راضی به این جدایی نبوده و پسر را تهدید میکرده و اونو دچار عذاب وجدان میکرده . تا اون بمونه.
     این رابطه بنا به گفته پسر یک ماه بعد از آشنای با این دختر به پایان میرسد و البته پسر گفته که خیلی پیشتر تمام شده بود اما دیگر از او خواسته بود که برای همیشه تمام شود هر کس به راه خودش بود اما این خانم نمی پذیرفتند. این آقا در حال حاضر خرجی دختر بچه ی این خانم را میدهد و دلیل اینکار را یتیم بودن دختر بچه و رضای خدا و تجربه ی یتیم بودن خود یبان کرده است. و اینکه حسی بغیر از دلسوزی چیز دیگری نبوده است. حال این دختر تمام باورش به هم ریخته و احساس میکنه بدبین شده و اینکه این پسر هنوزم به اون زن حسی داره.ابراز پشیمانی برای این اشتباهش کرده و اینکه از هیچ تلاشی برای حل این مسله کوتاهی نکرده از پیدا کردن کار برای این زن تا کیس ازدواج .دوستان لطفا نظراتون رو راجب دختر و پسر بفرماید سپاگزارم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵)
    • ۱۶۴۳ بازدید توسط ۱۳۷۱ نفر
    • چهارشنبه ۳ ارديبهشت ۹۳ - ۰۷:۰۴

    بدون محتوا 90

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۲۳۶۷ بازدید توسط ۱۹۳۸ نفر
    • سه شنبه ۲ ارديبهشت ۹۳ - ۲۱:۱۷

    چشم و ابرو قشنگ تر از مو نیست ؟!

    یکی جواب منو بده چرا همیشه سر دیده نشدن موی خانوما بحثه چشم و ابرو که قشنگ تره این همون مو که اگه تو غذا در بیاد هزار اه و بیف داره پس چرا رو سر شهوت انگیزه ؟ آقایون جواب بدن با دلیل منطقی ،،،،


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۳۸۱۷ بازدید توسط ۲۸۸۱ نفر
    • سه شنبه ۲ ارديبهشت ۹۳ - ۲۱:۱۱

    آیا حاضرید ازدواج آسان بکنید ؟

    یه درخواستی از بازدیدکنندگان این وبلاگ داشتم
    لطفاً خانم ها و آقایان مجرد بگن حاضرن ازدواج آسان کنند اگه آره چه راهکارهایی برای این موضوع دارید؟(لطفاً با جزئیات و عملی باشه)
    خانم ها و آقایان متاهل هم اگه ازدواج آسان کردن از تجربشون بگن و نحوه ازدواجشون؟
    ممنون

    مرتبط با ازدواج آسان و در سن پایین:

    چرا خانواده ها نمیذارن دوستی دختر و پسر شرعی و عرفی بشه؟

    اگه دختران و پسران در سنین پایین عقد کنن چه مشکلاتی داره ؟

    به کسانی که ادعا میکنن ازدواج باید تو سنین پایین باشه

    بچه ها رو چطور باید تربیت کرد که در سن پایین آماده ازدواج باشن ؟

    عقد کنیم و تا زمان ایجاد شرایط ازدواج ، موافقید ؟

    از کجا میشه فهمید یه خواستگار جنم کار کردن داره یا نه ؟

    کاش عقاید مردم جامعه طوری بود که بچه هاشون زود ازدواج کنن

    ائمه تاکید کردن به ازدواج آسان اما انگار گوش ما بدهکار نیست!

    اسلام میگه ازدواج سریع و آسان

    به نصیحت های والدین، جامعه و دوستان گوش نکنید، هر چه زودتر ازدواج کنید!



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج آسان (۴۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۲۶۹۱ بازدید توسط ۲۱۶۰ نفر
    • سه شنبه ۲ ارديبهشت ۹۳ - ۱۴:۰۶

    تازه دامادم و عروسی کرده ایم

    سلام دوتا سوال داشتم ضمن اینکه تازه دامادم و عروسی کرده ایم

    1_حداقل پریود چند روز است و حداکثر آن چند روز است اگر خانم به روز پنجم پریودش تمام شد آیا میتوانیم که دخول را انجام بدهیم یا تا روز هفتم منتظر بمانیم ؟

    2_هنگام همبستری من لذت میبرم و همسرم اصلأ..او درد میکشد لذت نمیبرد و در حدود شش دقیقه انزال میشوم

    چیکار کنیم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    راهنمای زوج های جوان (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۲۹۹۶ بازدید توسط ۲۴۱۲ نفر
    • سه شنبه ۲ ارديبهشت ۹۳ - ۱۳:۵۲

    بدون محتوا 331

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۲۱۳۲۱ بازدید توسط ۱۵۴۸۹ نفر
    • سه شنبه ۲ ارديبهشت ۹۳ - ۱۳:۵۰

    بدون محتوا 91

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۰ مطلب مشابه)

    • ۷۷۳۱ بازدید توسط ۵۹۹۰ نفر
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۱۳:۴۷

    یه تجربه تلخ اما مفید

    بسم الله الرحمن الرحیم

    حدود دو سال پیش اوایلی که قصد ازدواج داشتم یک خواستگار داشتم که همین طور7 جلسه پیشرفت و حتی به مرحله بله برون رسید. در اون مرحله پدرم احساساتی رفتار کردند و به این منجر شد که ایشون از پیشنهادشون منصرف بشن.(البته حق داشتند بالاخره عقد که خوانده نشده بود و ممکنه از رفتار پدرم سوء تفاهم پیش اومده باشه و برای زندگی خودشون تناقض دیده باشند.و می دونم که ایشون از رفتار پدرم خیلی دلشون شکست و غرورشون جریحه دار شد )

    من هم اون موقع واقعا دلم شکست اما چون همه چیز را به خدا سپرده بودم به خدا هیچ گله ای نکردم و گفتم حتما و حتما مصلحتی بوده.و حتی در همان حال دلشکستگی دو رکعت نماز شکر خواندم.گفتم خدایا من نمی دونم مصلحت این موضوع چیه ولی چون به تو اعتماد دارم و می دونم منو دوست داری حتما بهترین مصلحت برای من بوده و تو را شکر می کنم.

    امام رضا منو طلبیدند و واقعا من تو اون سفر خیلی آرامش گرفتم و انتخاب همسرم را به ایشان سپردم.و برای ایشون هم خیلی خیلی دعا کردم.

    کمی بعد من یک خواستگار خوب از همه جهت داشتم ولی به دلیل اینکه هنوز درگیری عاطفی داشتم هر کار می کردم به دلم نمی نشست.خواستگارای مختلف همین جور می آمدن ولی من به جای اینکه حالم بهتر بشه،بد تر می شد و ناامید تر.

    و از همه اون خواستگارام بدم می آمد.حتی گاهی حالت تهوع.تا حدی که مادرم فکر می کردند که نکنه من طلسم شدم!

    تا اینکه بعد 5 ماه مشاوره رفتم.مشاوره گفت اشتباه کردی در شرایطی که هنوز اون ضربه عاطفی از شدتش کم نشده خواستگار راه دادی.یک مدت مسافرت برو و هیچ خواستگاری راه نده.

    اما چیزی که در مورد من وجود داره اینه که من با اینکه تا الان خیلی خواستگارای مختلف داشتم و شاید از نظر شرایط مالی و تحصیلی و ظاهری بهتر هم بودن ولی به نظرم هیچ کدوم مثل اون خواستگار اولی از نظر خصوصیات اخلاقی و روحی مثل من نیستن .

    به خصوص که ایمان و حیا برای من خیلی مهمه و تا حالا هیچ کدوم از خواستگارام از نظر ایمان و حیا مثل ایشون نبودن و من بعد هر خواستگاری که جواب منفی می دهم به طور ناخوداگاه اون خواستگار به ذهنم میاد.

    ولی به خدا قسم همیشه براش دعا کردم که همسری بهتر و باایمان تر و مهربون تر از من نصیبش بشه.

    چون واقعا لیاقتش خیلی بالا بود. و حتما من لیاقت او را نداشتم که اون طور خدا همه چیز را کنسل کرد.

    در کل خدا بهم خیلی کمک کرد.و من از بعد از اون موضوع خیلی خیلی به خدا نزدیک تر شدم و الان ایمانم از اون موقع خیلی بهتره.انتخاب همسرم را هم به دست امام رضا سپردم.و اگه امام رضا بعد از اون موضوع منو نمی طلبید واقعا نمی تونستم آروم بشم و به درسم ادامه بدم.چون در شرایط تحصیلی بدی هم بودم.اما جوری امام رضا منو طلبید که باورم نمی شد و خیلی در آرامش من دخیل بود.

    در کل الان که آرامش دارم و کلی هم هدف دارم و دیگه دختر نازک نارنجی هم نیستم که زود برنجم چون بیشترین حد دل شکستن را تجربه کردم.دیگه بقیه موارد به پای اون مورد نمی رسه.

    در کل برون ده این مساله عاطفی برای من خیلی خوب بود.چون فقط به خدا توکل کردم و خدا هم از این مساله تلخ به من شیرینی داده که در رشد معنوی من تاثیر زیادی داشته.

    من چون دلم شکسته بود برای اون آقا پسر خیلی دعا کردم و با اینکه خبری ازش ندارم ولی مطمئنم تو این دو سال یک ازدواج فوق العاده کرده.چون در حالت دل شکستگی براش دعا کردم و دعای من در حالت دلشکستگی می گیره.

    من اونو کامل حلال کردم.و تو حرم امام رضا برای خودش و خانواده اش نماز زیارت خوندم و بعد اون ماجرا 40 روز زیارت عاشورا با صد تا سلام و صد تا لعن به نیت آرامش و عاقبت به خیری هم او و هم من خوندم.

    ای کاش او هم ما را حلال کرده باشه و منو دعا کرده باشه
    شما هم برای اون دختر خانم خیلی خیلی دعا کنید.
    منم التماس دعا دارم.
    ای کاش بتونم یک همسر به خوبی و پاکی او داشته باشم که دیگه همین یک ذره یاداوری هم نداشته باشم.
    موفق باشید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل خواستگاری (برای دختران) (۱۴۵ مطلب مشابه) مسائل خواستگاری (برای پسران) (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۸۲۳ بازدید توسط ۱۵۰۹ نفر
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۰۲:۲۲

    شنیدم که به خاطر من خواستگارها رو رد می کنه

    سلام به همه
    ما تو همسایگمون یه دختریو داریم.دو و سه سالی میشه که هر وقت منو میبینه طرز نگاه کردنش و حرکاتش واسم جالب بوده ولی همیشه فکر میکردم این نگاه کردناش شاید عادی باشه مثل بقیه دخترها.تا اونجای که میشناسمش دختر خوبیه و با ایمان و با نجابت جای خواهرم باشه از نظر ظاهریم دختر زیبا و خوش چهره ای. با اینکه بهش بی احساس نبودم ولی همیشه سرد و بی تفاوت خودمو نسبت بهش نشون دادم و از کنارش گذشتم که اینم برمیگرده به شخصیتم که خودمو نسبت به همه دخترها اینجوری نشون دادم.میدونم که خواستگارای زیادی داره حداقل تو ده روز یکی و دو تا خواستگارو داره حتی استادشم چند وقت پیش خواستگارش بوده ولی همرو به بهانه درس خوندن رد کرده.ببخشید سرتون درد اوردم تا اینجای داستان برسیم تازگی ها از یکی شنیدم خواستگاراشو به خاطر من رد کرده الان نمیدونم چیکار کنم؟چه برخوردی باهش داشته باشم؟در ضمن من22 سالمه اون 24 ساله دو سالیم از من بزرگتره.ممنون میشم راهنمایم کنید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    رد کردن خواستگار (۱۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۱۵۶۳ بازدید توسط ۱۳۷۵ نفر
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۰۲:۱۵

    آدم عاشق بشه ازدواج کنه بهتره یا ازدواج کنه عاشق بشه؟

    کلا آدم عاشق بشه ازدواج کنه بهتره یا ازدواج کنه عاشق بشه؟ آخه چرا این مردا اینقدر عاشق میشن؟
    اصلا این عشق چقدر میتونه واقعی باشه؟


    بیشتر بخوانید ...

    رد کردن خواستگارانم به امید ازدواج با پسر مورد علاقم عقلانیه ؟

    آسیب های برخاسته از عشقِ قبل از ازدواج

    می خوام عاشق بشم، بعد ازدواج کنم

    من میتونم با یک ازدواج سنتی عاشق شوهرم بشم ؟

    آیا علاقه بعد از ازدواج می تونه به وجود بیاد ؟

    اگر بعد ازدواج عاشقش نشدم چه گلی به سرم بریزم؟

    اومدیم و این عشق بعد ازدواج به وجود نیومد !

    آیا عشق بعد از ازدواج از بین میره ؟

    ازدواج عاشقانه یا ازدواج عاقلانه

    باید عاشق بشم بعد ازدواج کنم یا بعد ازدواج عاشق میشم؟

    ازدواج باید عاقلانه باشه نه عاشقانه

    کدوم ازدواج با دوام تره ، با عشق یا سنتی ؟

    در ازدواج می خوام عقلانی شروع کنم و با احساس پیش برم



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه) مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۹۲۴ بازدید توسط ۱۵۹۳ نفر
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۰۲:۱۰

    بدون محتوا 92

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۱۹۳۸ بازدید توسط ۱۶۵۶ نفر
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۰۱:۴۷

    من میخوام واسه ارشدم انتخاب رشته کنم

    سلام ببخشید شاید سوال من اصلا به موضوع اینجا مرتبط نباشه ولی چون جامعه آماری بالایی داره ازتون میخوام سوالم اینجا مطرح بشه،ی تنوعی هم هست!
    من میخوام واسه ارشدم انتخاب رشته کنم ولی بین چند رشته واقعا دودلم...
    از دوستانی که اینجا هستن بپرسم به نظر شما رشته تغذیه خوبه یا ژنتیک؟ و چرا؟
    ی سال تلاش یا کمتر واسه قبولی تو ی رشته خوب کافیه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۴۵۱ بازدید توسط ۱۱۹۲ نفر
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۰۱:۴۲

    بهم گفت من شیفته حیای شما شدم

    من یه دختر 23 ساله هستم که در خانواده ای تحصیل کرده و مرفه به دنیا امدم و ظاهر زیبایی هم دارم. از زمانی که سنم کم بود اهل هیچ کار بدی نبودم من این کارها رو در شان خودم نمی دونستم

    توی یکی از بهترین رشته ها یکی از دانشگاه دولتی قبول شدم تا این که ترم 2 بودم که با یه آقا پسری آشنا شدم اصلا اهلش نبودم اما اون ول کن نبود چون واقعا موقعیت خوبی داشتم و بیشتر هم جذب ظاهرم شده بود (البته بگم من مانتوی بودم اما با حجاب بودم) اون پسر هم واقعا موقیعتش خوب بود اما منم قبول نمی کردم تا این که انقدر اصرار کرد که گفتم باشه ولی توی فکرم گفتم یه بار باهاش می رم بیرون تا بفهمه من اهل حال دادن بهش و این کارا نیستم اما متاسفانه من نتونستم این فکرمو عملی کنم و رابطه ما بیشتر شد

     اصلا نمی فهمیدم چرا باهاش ادامه میدم تا این که بعد از دو سه ماه عاصی شدم و بهش گفتم عمرا ادامه نمیدم ولی اون بدجور وابستم شده بود بهم گفت دوست دارم می خوام بیام خواستگاریت با این حرفاش دوباره منو خام کرد و یه بار منو به زور کشوند خونشون همش بهم می گفت تو همسر منی من دوست دارم تو رو در آغوش بکشم چرا منو محروم می کنی منم احساس عذاب وجدان می گرفتم ولی راضی نمیشدم تا این که منو کشوند و اونجا منو مجبور کرد کنارش دراز بکشم ولی وقتی این کارو کردم حالم داشت بهم می خورد یک لحظه حس کردم خاک بر سرت تو داری چه غلطی می کنی؟؟از جام بلند شدم و با گریه ازش قهر کردم و رفتم تا چند روز محلش نمی ذاشتم و دوباره هی به من ابراز محبت کرد و من دوباره خام شدم تا این که رابطه ما به جایی کشید یک بار منو بوسید بعد از این کارش یه حسی درونم قوی شد که من دارم برده جنسی این بشر می شم و احساس تنفر نسبت بهش پیدا کردم و بهش گفتم برای همیشه از زندگی من گم شو بیرون اولش باور نمی کرد اما بعد که دید من خیلی جدی هستم به غلط کردن افتاد و گفت به خدا دوست دارم می خوام بگیرمت ولی من دیگه باور نمی کردم تا این که مادرش زنگ زد و هر چی دلم خواست بهش گفتم

    بعد اون روز واقعا بیچاره شدم همش گریه می کردم نه به خاطر جدایی به خاطر گناهایی که کردم کارم شده بود صپ تا شب توبه کردن همش نماز می خوندم چند بار به حدی گریه و زاری کردم که حالم بد شد و چشمام سیاه شد دست خودم نبود من واقعا دختری بودم که با حجاب بودم از خدا شرمم می شد چند بار رفتم مشهد و جمکران و از اهل بیت عذر خواهی کردم ولی این حس منو آب کرد..رابطه ما یک سال بود که من تمومش کردم الان دو سال از کات کردنم می گذره توی این دو سال مثل قبلم شدم حتی چادری شدم تا کارهای زشتمو جبران کنم خیلی از خدا عذر خواهی کردم ولی این حس راحتم نمی ذاره همش حس می کنم من ناپاکم من نجسم من یه ادم عوضی هستم.توی این دو سال هیچ وقت به هیچ پسری نگاه نکردم و فقط درس خوندم تا این که چند ماه پیش یکی ازپاک ترین و نجیب ترین پسرهای دانشگاه ازم خواستگاری کرد ولی من بهش جواب رد دادم چون لیاقتشو نداشم اون خیلی پاکه ولی من چی ؟من یه ادم گناه کارم که حالم از خودم بهم می خوره اما اون ول کن نبود تا این که قبولش کردم بعدش توی خواستگاری بهش گفتم شما چرا منو انتخاب کردین جوابی که بهم داد منو داغون کرد بهم گفت من شیفته حیا شما شدم. خدای من اون شب تا صپ گریه می کردم و با این حرفاش منو بر می گردونه به روزایی که ازشون متنفرم
    حالا به نظرتون چی کار کنم ؟؟مخصوصا آقایون بگن.بهش بگم من این جوری بودم آخه دارم داغون میشم همش حس میکنم لیاقتشو ندارم از طرفی هم همیشه آرزوم بوده همچین همسری داشته باشم؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۱)
    • ۱۷۷۴ بازدید توسط ۱۵۰۸ نفر
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۰۱:۰۶

    ازهفده هجده سالگی موهام شروع کردن به سفیدشدن

    سلام
    من یه دختر 23 ساله با حجابم
    از هفده هجده سالگی موهام شروع کردن به سفیدشدن
    اون موقع متاسفانه پدر مادرم نذاشتن برم دکتر چون مشکل من ارثیه گفتن چون فایده نداره نمیبریمت
    بعد هم که خودم رفتم دکتر گفتن اگه قبل 20 سالگی می اومدی درمان داشت الان نه
    خلاصه اینکه الان حداقل ده سال موهام جلوتر از منن
    یه مدت رنگ گذاشتم که خوب چون به عوارضش نمی ارزید ادامه ندادم
    الان به نظرتون با توجه به اینکه من همیشه حجاب داشتم وخوب میدونم که خواستگارم نمیدونه بهش بگم؟
    قبلا فقط به خاطر این موضوع یکی دو مورد و رد کردم چون نمیدونستم واقعا لازمه بگم یا نه؟ از اونورم میترسم بگم این موضوعو غیر از اینکه طرف پشیمون بشه به بقیه ام بگه.دوستام میگن چن دفعه رنگ بذار بعدش فهمید دیگه مهم نیست اما نمیخوام دروغی تو کارم باشه
    حالا از آقایون کمک میخوام این موضوع واقعا مهمه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۱۶۳۴ بازدید توسط ۱۳۶۲ نفر
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۰۰:۵۵

    مشکل من از چه چیزهایی می تونه باشه

    با سلام
    خانم 26 ساله هستم که در هنگام رابطه با همسرم اون جوری که باید تحریک بشم نمیشم و حتی با خوردن سینه و نوازش بدنم تحریک زیادی نمیشم.حدود 5 ماه از ازدواجمون میگذره و به جرات میتونم بگم ارضا شدن رو نمیدونم چه جوریه و جه حسی داره.
    به نظرتون مشکل من از چه چیزهایی می تونه باشه و به چه متخصصی مراجعه کنم؟



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵)
    • ۱۲۱۲ بازدید توسط ۱۰۲۹ نفر
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۰۰:۵۳

    شاید من خیلی دارم عجله میکنم

    سلام من دختری 23ساله هستم حدود 5 ماه پیش پسر داییم (اونم 24 سالشه،ترم آخر عمران،بیکار) به من ابراز علاقه کرد و گفت که منو میخواد،وتوی این مدت فقط با پیامک در ارتباط بودیم،با اینکه همسایه ایم،
    منم دوسش دارم ولی توی این 5 ماه هر جند وقت یکبار بهش میگفتم که با خونوادش صحبت کنه گفت که باباش راضی نمیشه،تا اینکه یه ماه پیش یه خواستگار واسم اومد وبهش گفتم ،اونم گفت مبارک من حرفی ندارم هرچه به صلاحه،به زندگیت برس،فعلا منو زیاد جدی نگیر،منم خیلی ازش ناراحت شدم ودیگه قضیه رو تموم کردم،وبه خواستگارم که پسر عمه ام که پسر خوبی هست جواب مثبت دادم،البته هنوز نیومدن خواستگاری!

    سه هفته بعد از اون ماجرا که دیگه از پسر داییم خبر نداشتم،از یه شماره دیگه اس داد وکلی معذرت خواهی کرد و نازمو کشید، و به اندازه یه هفته فرصت خواست که دوباره با خونوادش صحبت کنه، ولی بازم گفت خونواده اش راضی نمیشن،
    حالا نمیدونم چیکار کنم،داشتم فراموشش میکردم ولی دوباره پیداش شد،الانم اینروزا تمام فکر و ذکرم شده، و عذاب وجدان گرفتم شاید من خیلی دارم عجله میکنم، ولی بعضی وقتا فکر میکنم تقصیر خودشه که وقتی بهش گفتم خواستگار دارم غرورمو شکست

    پاسخ:
    سلام

    ازدواج فامیلی ممنوع ممنوع ممنوع ... به هیچ وجه !


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۹۹۳ بازدید توسط ۱۶۱۱ نفر
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۰۰:۴۸

    می ترسم یکی بیاد شوهرمو گول بزنه

    سلام واقعا سایت خوبی برای مطرح کردن مشکلات زندگی مشترک دارید
    واقعیتش من یک مشکل خیلی بزرگ دارم که نمی دونم چیکار کنم
    من دختری 23 ساله هستم که چند روزه پیش ازدواج کردم حدود یک سال پیش پسر دوست بابام اومد خواستگاریه من چیزی که اصلا انتظارشو نداشتم پسری که واقعا از نظر زیبایی تک بود با موهای طلایی و پوست سفید و اجزای صورت بسیار زیبا که تقریبا تو محلمون چون کوچیکه تقریبا معروف شده بود ولی من دختر خیلی زیبایی نبودم قیافم معمولی بود ولی چون نسبت به خانوادمون شناخت کامل داشتن و از چادری بودن و اخلاق من خوششون اومد اومدن خواستگاریم اولش خیلی خوشحال بودم فکر می کردم زیباترین شوهر دنیا نصیبم شده ولی نمی دونستم که تازه مشکلاتم شروع میشه دوران نامزدیمون شروع شد
    وقتی با هم بیرون می رفتیم دیگران یک جوری به ما نگاه می کردن و یواشکی طوری که ما نفهمیم می گفتن خاک بر سرش با این قیافه و هیکل رفته چی گرفته یا حتی دوستان مدرسمون می گفتن بعضیا خیلی شانس دارن اصلا قیافه ندارن ولی خدا بهشون خواستگار خوب می ده و از اینجور حرفا طوری که کاملا اعتماد به نفسمو از دست دادم

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    راهنمای زوج های جوان (۱۰۸ مطلب مشابه) مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) مسائل زناشویی خانم ها (۵۴۳ مطلب مشابه) روابط عاطفی زن و شوهرها (۶۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۲)
    • ۳۴۲۵ بازدید توسط ۲۷۴۳ نفر
    • شنبه ۳۰ فروردين ۹۳ - ۲۳:۴۵

    خیلی تحت فشار هستم

    من از یک دختر خانوم محجبه و مومن خوشم اومده و ازش خواستم که باهاش صحبت کنم با اجازه ی مادرش صحبت کردیم و دیدم به هم میخوریم حالا طی ایشون با مادرشون و خانواده به جز پدرش مطرح کرده اما وقتی من با مادرم مطرح کردم موضع گیری کرد که توضیح میدم مشکل من با خانواده ی خودمه راضی نمیشن میگن سطحشون از ما پایین تره میگن تو هنوز شرایط ازدواج رو نداری درحالی که دارم
     بعدشم من فقط میخوام نامزد بشیم برا 2 سال که پدر مادرش شوهرش ندن که میمیرم در این صورت.مامانم میگه باید بیشتر فکر کنم بررسی کنم میگه چون فاصله ی شهرشون از ما زیاده یه نکته منفیه میگه چون تحصیلات دانشگاهی نداره یه نکته منفی که از نظر من منفی نیست اما حرف آخر رو پدرم میزنه که قبلا توی جمع با بزرگترها صحبت میکردن گفته که هر وقت زن بخواد براش میگیرم اما خجالت میکشم مطرح کنم از طرفی از مخالفت بیشتر ترس دارم ترخدا کمکم کنید یه راهی نشونم بدید باید چیکار کنم از مدیر سایت میخوام مثل این سوال سوال منم توی سایت قرار بده که کمک بگیرم خیلی تحت فشار هستم اگه باورتون میشه بیشتر 200 تا از موهای سرم سفید شدن(آمار تخمینی دادم) در حالی که من هنوز خیلی جوون هستم از فشارهایی که بهم میاد بیماریم که آسم اذیتم میکنه نمیدونم باید چیکار کنم لطفا کمکم کنید

    شبا کارم شده فکر کردن غصه خوردن یه راهکار بهم نشون بدید راستی شاید الان کار نداشته باشم ولی اونم جور میشه بعدش ما شاید 3 سال دیگه بریم سر خونه زندگیمون شرایط مالی خانواده اینطوری هست که پدرم بتونه مدتی تا کارامون درست شه ماهی 1 تومن بهم کمک کنه.ممنونم از کمکتون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۵ مطلب مشابه) فشار جنسی قبل از ازدواج (۱۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۵۴۵ بازدید توسط ۱۲۴۴ نفر
    • شنبه ۳۰ فروردين ۹۳ - ۲۳:۳۷

    بدون محتوا 94

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۲۴۶۰ بازدید توسط ۲۰۸۷ نفر
    • شنبه ۳۰ فروردين ۹۳ - ۲۳:۲۷

    حضور شخص سوم در شب زفاف!

    سلام
    گرفتار رسمی عجیب و غریب شدم ! حضور شخص سوم !
    ترور خدا جواب بدین .
    اخه همین حالت میخواد برام پیش بیاد!
    چند وقت دیگه حدود 1 ماه دیگه عروسیمه
    ممنونم

    پاسخ :
    سلام
    فکر نمی کنم منظورتون این باشه که در حجله نفر سومی حضور داشته باشه ، چون چنین حالتی نه در فرهنگ ماست و نه در دین ما . حتی در مورد انسان های نخستین هم چنین چیزی رو نشنیدم !
    بنابراین احتمالا منظور شما حضور نفر سوم در خارج از حجله باشه ، که البته اینم در دین ما نیست ، ولی متاسفانه بعضی ها برای اجرا کردن یه سری رسوم غلط چنین اجازه ای رو به خودشون میدن .


  • ۰ موافق ۱ مخالف
    • ۲۸۴۷۵۶ بازدید توسط ۲۲۶۸۷۸ نفر
    • شنبه ۳۰ فروردين ۹۳ - ۲۳:۱۶

    ما دخترا که نمی تونیم بگیم شوهر می خواییم ...

    سلام
    من 22 سالمه. خیلی احساس تنهایی میکنم. همیشه با خودم فکر میکنم خوش به حال پسرا که هر وقت دلشون میخواد ازدواج کنن به خانوادشون میگن و میرن خواستگاری و ...
    اما ما دخترا که نمیتونیم به کسی بگیم. ما دخترا باید چیکار کنیم پس؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۲۱ مطلب مشابه) قبل از ازدواج لازم است بدانید (۲۷۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۹۲۳ بازدید توسط ۱۵۵۷ نفر
    • شنبه ۳۰ فروردين ۹۳ - ۲۳:۰۳

    عشقم ازدواج کرد، چه جوری فراموشش کنم؟

    سلام,
    من یه پسر 20 ساله دانشجو هستم,
    کلاس 2 دبیرستان بودم که از یکی از دخترهای فامیل مون خوشم اومد و من از طریق دختر عمه م باهاش دوست شدم، جریان خیلی مفصلی داره که به طور خلاصه میگم، بعد دوستی با این خانم کم کم عاشقش شدم و...
    تا اینک ماه رمضون 91 اتفاقی افتاد و باعث شد از هم جدا بشیم, خرداد 92 بود که دوباره بهم رسیدیم, تو این مدت براش خواستگار اومد که جواب رد داد و به من گفت بخاطر تو با هیچ کس دیگه ای نمیرم، مرداد 92 براش خواستگار اومد و جواب مثبت داد و ...، خیلی عذاب کشیدم بخاطر شکست عشقیم,
    تا اینکه چند شب پیش (نامزد داره) بهم زنگ زد بیا ببینمت و ... منم فورا بهش گفتم (گم شو دیگه بهم زنگ نزن) زود قطع کردم، تازه داشتم فراموشش میکردم, تو رو خدا یکی به من بگه چه جوری این مدت عشق رو فراموش کنم؟

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۴۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۴۰۷۶ بازدید توسط ۳۲۲۸ نفر
    • شنبه ۳۰ فروردين ۹۳ - ۲۲:۵۸

    32 سالمه و تا حالا حتی یک خواستگار هم نداشتم

    سلام
    من دختری 32 ساله و مجرد هستم و تا حالا حتی یک خواستگار هم نداشتم به خاطر اینکه زیبا نیستم الان تو این سن فشار جنسی واقعا بیچارم کرده دیگه طاقت ندارم صبر تا کی شاغل هستم و در آمدی بالای 2 میلیون تومن دارم خودم راحت می تونم یک زندگی رو اداره کنم .
    الان با یک پسر 22 ساله که کارگر ساختمونه زمانی که داشت تو خونم کار می کرد آشنا شدم از نظر مالی خیلی ضعیفه توان اداره یک خانواده یا حتی گرفتن یک مراسم ساده رو نداره با هم حرف زدیم و تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم ولی باید تمام هزینه های ازدواج و حتی هزینه ی زندگی رو من تامین کنم چون اصلا اون در آمدش به خودش نمی رسه چه برسه به یک زندگی مشترک.

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    نداشتن خواستگار مناسب (۶۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۶۱۹۴ بازدید توسط ۴۸۶۲ نفر
    • شنبه ۳۰ فروردين ۹۳ - ۲۲:۵۵

    ترسم بیشتر از اینکه جواب رد بشنوم

    سلام.تو رو خدا بچه ها کمکم کنید
    پسری 25 ساله ام و بیشتر شرایط ازدواج از قبیل: تحصیلات، کار آبرومند، فرهنگ بالا، روابط اجتماعی خوب، تیپ و قیافه خوب، و به قول دوستام با کلاس هم هستم!! اما شرایط مالی خوبی نداریم و در منطقه متوسط شهر مستاجریم! اما کاملا با آبرو با فرهنگ...2 ساله با دختری در محل کام آشنا شدم که روابطمون فقط یک خورده از یک همکار بیشتره در حد دوستیهای زمان دانشگاه! به ایشون علاقه دارم اما اون وضع مالی خونواده اش از ما بهتره (خیلی ثروتمند نیست) اما خونه اشون تو بهترین محله شهرمونه! برای همین میترسم علاقه امو بهش بگم،ترسم بیشتر از اینکه جواب رد بشنوم از اینکه همون دوستی کاملا پاکمون هم از بین بره، چون منو خیلی قبول داره و همیشه میگه تو مثل داداشمی!! همه دوستام و خانواده ام اصرار دارن که بهش بگو! و من فقط به خاطر اختلاف سطح مالی و محل زندگی میترسم که برم جلو...با خودم میگم:دختری که اینقد شرایط خوبی داره،چرا باید با من ازدواج کنه؟! صد نفر بهتر از من هستن! کمکم کنید نمیتونم ازش بگذرم.

    پاسخ :
    سلام
    از الان جوابش مشخصه !  "
    تو مثل داداشمی! "
    دختری که از پسری انتظار خواستگاری داره هرگز چنین حرفی رو بهش نمی زنه . اون در کمال ادب داره به شما میگه نه !
    البته دختر خانم ها بهتر می تونن نظرشون رو در مورد این جمله بگن .
    موفق باشید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۰)
    • ۳۶۲۶ بازدید توسط ۲۷۰۴ نفر
    • شنبه ۳۰ فروردين ۹۳ - ۲۲:۵۱

    یه سری تفاوت هایی هست که من و نگران کرده

    سلام خسته نباشید
    یه خواستگاری برام اومده که از اقوام دور پدریم هستش و یه سری تفاوت هایی هست که من و نگران کرده . خواهش میکنم لطف کنید راجب تک تک سوالام جواب کامل بدید:
    1-تفاوت سنی 8-9 سال من 24 سالم و ایشون هم 32-33 سالشونه به نظرتون این تفاوت سنی میتونه مشکل ساز بشه؟
    2-تفاوت زیاد طبقاتی ما یه خونواده سطح متوسط هستیم ولی خانواده ایشون وضع مالی خیلی مرفهی دارن .به نظرتون این مشکل ساز میشه در صورتی که چون با هم نسبت دوری داریم از وضعیت زندگی ما خبر دارن؟
    3-ایشون به غیر از مادرشون که خانه دار هستند بقیه اعضای خانواده تحصیلات عالیه دارن ولی ما در سطح معمولی هستیم و من لیسانس دارم به نظرتون با توجه به اینکه از ما شناخت دارند ممکن در آینده بابت این موضوع تحقیرم کنه؟
    4-موضوع بعدی اینکه ما خونواده سنتی هستیم و مقیدبه حجاب (منظور از حجاب چادر نیستش همون مانتو روسری )و کلا من جلوی نا محرم ها حجابم و رعایت میکنم و خانواده ایشون زیاد حجاب براشون اهمیت نداره البته نکه بد بگردن مثلا عکسهایی که تو مسافرتهای خارج از کشورشون و گرفته بودن دیدم که حجاب نداشن
    5-وآخریش اینکه من هیچ وقت دوست پسر نداشتم آدم مقیدی هستم نماز میخونم ولی اصلا آدم خشکه مذهبی نیستم و نگران این هستم که آدم معتقدی هست مثلا حلال و حروم سرش میشه ,ایمانش قوی هستو...البته همه ازش تعریف میکنن که پسر مودبیه ولی خب من از از خصوصیات اخلاقیش هیچ اطلاعی ندارم به نظرتون میشه بهش اعتماد کرد؟
    و اینکه خونوادش منو براش در نظر گرفتن و ایشون هم قبول کردن مثل اینکه دلیل قبولیشونم پاک بودن(منطور دوست پسر نداشتن)و شناس بودن منه
    آقای نجفی من از گذشته این آقا هیچ اطلاعی ندارم و از دوست دختر داشتن و کلا از روابطش اطلاعی ندارم خانواده تاییدش کردن که پسر خوبیه و دیگه اینکه من فکر میکنم به این آقا علاقه مندم حالا نمیدونم چون تمام ایده آآل های منو داره این حس و دارم یانه؟
    آقای نجفی خواهش میکنم کمک کنید کاملا سردرگمم از یه طرف این علاقه و شرایط ویژش من و وسوسه میکنه ازطرف دیگه این تفاوتها منو دل چرکینم میکن .خواهش میکنم راهنماییم کنید به نظرتون این ازدواج ,ازدواج موفقی هست یا نه؟

    پاسخ :
    سلام
    1 - به شرطی که درک درستی از شرایط هم داشته باشید فکر نمی کنم مشکل چندانی داشته باشید . منظورم اینه که اون شما رو با روحیات و خواسته های یه دختر 24 ساله بپذیره و شما هم اون رو به عنوان یه مرد 33 ساله با روحیات خاص خودش قبول کنید . باید توان این رو داشته باشید که خودتون رو با هم سازگار کنید . پس اگه خواسته ها و انتظارات شما از زندگی خیلی با هم زاویه داره شاید بتونید مدتی از بعضی خواسته ها و انتظارات خودتون بگذرید ولی همواره این خطر وجود داره که خسته بشید . به عنوان مثال شما اهل مسافرت هستید و تقریبا هفته ای یک بار انتظار دارید که اون با شما به یه جایی بیاد . در مقابل ، اون اصلا اهل مسافرت نیست یا مسافرت های مورد دلخواهش محدود میشه به ایام عید و ... . طبیعی هستش که اگه شما به میل اون رفتار کنید بهتون سخت میگذره همین طور اگه اون بر خلاف میل باطنی با شما همراه بشه ، به اون هم سخت میگذره . پس ممکنه دیگه نتونید ادامه بدید .

    2 -
    با هم از لحاظ اقتصادی  تفاوت چشمگیری دارید . این هم مشکلات خاص خودش رو داره . به قول آقای فرهنگ شما موقع ازدواج باید به این فکر کنید که طرف مقابل من شاخه ای از یه درخت بزرگه . دو تا شاخه باعث میشن که دو درخت با هم ارتباط برقرار کنند .
    اگه قرار نیست با هم رفت و آمد خانوادگی داشته باشید مشکل زیادی پیش نمیاد !!! ولی اگه ناگزیر از ارتباط هستید به تفاوت ها توجه کنید .
    به این فکر کنید که مثلا وقتی خانواده ی اون می خوان به خونه ی پدری شما بیان ، برای این که به اصطلاح شان اونا حفظ بشه در یه شب پدر شما مجبوره که بالای 100.000 تومان خرج کنه .
    در شب عروسی هدایای خانواده ی اون به شما طبیعتا باید میلیونی باشه ! خب اگه مثلا عموی شما در اون جمع یه هدیه زیر 500.000 تومانی بده ممکنه در بین اقوام شوهر شما یه حرفهای درگوشی زده بشه که خدای نکرده عموی شما شرمنده بشه .
    البته درک و فهم آدم ها هم مهمه . پس در مورد این مسائل هم فکر کنید . باز ببینید انتظارهای مالی این دو خانواده چه قدر با هم متفاوت هستش . از ریز مسائل مطلع بشید . شاید از شانس شما ، اونا در عین مرفهی ، خاکی باشند و اصلا این نگرانی ها وجود نداشته باشه .

    3 - تفاوت سطح تحصیلات دو خانواده هم ممکنه مشکل ساز بشه . الان به قربون صدقه رفتن ها توجه نکنید . دو سال بعد که رفتارتون عادی شد ممکنه این تفاوت سطح تحصیلات در بگو مگوهایی که با هم خواهید داشت تبدیل به یه پُتک در زندگی شما بشه . بله اگه ظرفیت نداشته باشه ممکنه به منظور تحقیر شما بحث تحصیلات خانوادگی رو به میون بکشه . ممکنه به شما بگه فامیل های من همه دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و  ... رفت آمد اون ور آب  ... ! ولی فامیل های تو چی ؟! همه فلان و بهمان !

    4 - در مورد حجاب و اعتقادات هم تفاوت اساسی دارید . اگه بعد از ازدواج به شما بگه که باید مثل خانواده ام باشی ، چه کار می کنی ؟! اگه اون اصرار کرد و شما انکار ، آیا این توان رو دارید که پوشش تون رو کنار نذارید ؟ اگه کنار نذاشتید و اون هم با شما بدرفتاری کرد می تونید تحمل کنید ؟ مقاومت شما تا کجاست ؟ حاضرید به خاطر حجاب ازش جدا بشید ؟!
    الان ممکنه بگه هر طور راحتی . ولی شما به دو سال بعد فکر کنید . در بحث اعتقادات تحقیق کنید . اونا چقدر به مقدساتی که شما اعتقاد دارید احترام میذارن . به ماه رمضان و محرم فکر کنید . ممکنه اونا اعتقادشون این قدر ضعیف باشه که رعایت این چیزها رو نکنن .
    پس قبل از تصمیم نهایی در مورد این چیزها هم فکر کنید .

    5 - عدم اطلاع از خصوصیات اون اصلا خوب نیست . اگه هندوانه ای که خریدید سرخ و شیرین بود نوش جونتون ولی اگه کال بود چی ؟
    اگه چند تا دوست دختر داره که هنوز ول کنش نیستند چی ؟ اگه با توجه به تفاوت هایی که دارید به طرف اونا کشیده شد چی ؟
    پس قبل از جواب دادن ، حتما حتما در موردش تحقیق کنید .

    وقتی با هم حرف می زنید خط قرمزهاتون رو مشخص کنید . منظور از خط قرمز مسائلی هستش که به هیچ وجه نمی تونید ازش بگذرید . مثلا خط قرمز شما پوشش شماست . یعنی شما حاضرید برای حفظ پوشش تا طلاق هم پیش برید . اگه اون پوشش شما رو نپذیرفت یعنی قصد داره از خط قرمز شما رد بشه .
    خط قرمز اون مثلا این می تونه باشه که شما حق ندارید روی حرفش حرف بزنید . هر چی اون گفت باید بگید چشم . اگه شما این رو نمی پذیرید پس قصد دارید از خط قرمز اون عبور کنید .

    اگه این خط قرمز ها از 3 تا بیشتر شد پس این ازدواج به صلاح نیست .
    موفق باشید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل خواستگاری (برای دختران) (۱۴۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۱۱۷۷ بازدید توسط ۹۹۰ نفر
    • شنبه ۳۰ فروردين ۹۳ - ۲۲:۳۷

    پسران، اگه بفهمید خواهرتون دوست پسر داره چکار می کنید ؟

    سلام
    پسرانی که دوست دختر دارند اگر بفهمند خواهرشون دوست پسر داره یا بشناسند فلانی دوست پسر خواهرشونه چی کار می کنند؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۰ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۴۷۶۳ بازدید توسط ۳۷۹۰ نفر
    • جمعه ۲۹ فروردين ۹۳ - ۲۲:۲۶

    پسری که عاشقم شده، ازم خواسته دو سال بهش وقت بدم بیاد خواستگاری

    سلام
    من یه دختر 20 ساله و دانشجو هستم مدت 4 ماه پیش با پسری آشنا شدم نمیدونم چی شد که شیطون گولم زد و باهاش دوست شدم. قبلش با هیچ مردی حتی حرف نزدم.
    پسره هم قسم میخوره که عشق اول اون هستم. خیلی روم حساسه خیلی غیرتیه روم. ولی تا دیپلم بیشتر نخونده از زمانی که 6 سالش بود کار کرده ولی هنوز چیزی نداره ازم خواسته دو سال بهش وقت بدم بیاد خواستگاری.
    ولی بخاطر دور بودن شهر هامون نسبت به هم و تحصیلات پایین ایشون و شغل آزادشون شک دارم خونوادم راضی شن.
    بهش قول ازدواج دادم و یه جورایی خودم باعث شدم عاشقم بشه و بهم وابسته بشه ولی خودم به اندازه اون عاشق نیستم.
    چون خودم وابسته ش کردم احساس عذاب وجدان میگیرم که بخوام جدا شم. به نظرتون چیکار کنم؟ چه جوری جدا شم؟ چی بگم؟ اصلا جدا شم یا بمونم؟
    اگه بمونم و دو سال خواستگارام و رد کنم تهش اون نخواست یا بابای من نذاشت چی؟ گیجم خیلی گیج... لطف میکنید که راهنماییم میکنید

    مرتبط با دادن قول ازدواج به دختر:

    عاشق پسری شدم که میگه چیزی ندارم بیام خواستگاری

    یه پسر با دختری که باهاش رابطه جنسی داشته ازدواج میکنه؟

    چطوری به مامانم بگم که عاشق یه پسر دیگه شدم؟

    صبر کنم یا رابطه م رو باهاش تموم کنم؟

    پسر مورد علاقه م میگه صبر کن، میترسم نیاد خواستگاری

    به پای عشقی که فکر میکردم درسته همه خواستگارهام رو رد کردم



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار (۱۰۴ مطلب مشابه) قول و قرار ازدواج در آینده (۸ مطلب مشابه) ازدواج راه دور (۹ مطلب مشابه) قصد ازدواج بدون داشتن امکانات (۶ مطلب مشابه) عواقب ازدواج بر پایه دوستی (۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۷۲۱ بازدید توسط ۱۴۵۲ نفر
    • جمعه ۲۹ فروردين ۹۳ - ۱۷:۳۰

    حاضرم هرکاری بکنم که عاشقم بشه

    سلام

    خیلی وقت میشه دارم با یه مشکل بزرگ دستو پنجه نرم میکنم که زندگیمو به آشوب کشیده همین دیشب که داشتم توی گوگل دنبال مشاوره میگشتم با سایت شما آشنا شدم خیلی خوشحالم که سایت شما رو پیدا کردم خیلی خوشحالم بالاخره یک یا چند نفر میتونن دردمو بشنون و بهم کمک کنن
    حدودا یک سال پیش با یه دختر خانمی آشنا شدم اون دختر خانم اون موقع ها عاشق یکی از اقوامشون بود روابط خانوادگشون با اون خانواده طوری بود که حد اقل هفته ای دوبارپسره رو میدید و الانم میبینه ولی اون فرد نمیخواستش حتی یه دفعه هم بهش و عشقش اهانت کرده بود هرشب برام دردودل میکرداز عشقش برام میگفت یکی دو ماه گذشت کم کم بهش علاقه مند شده بودم این موضوع رو بهش گفتم اون عکس و عمل خاصی نشون نداد بعد از چند مدت گفت اونو فراموش کردم منم خیلی خوشحال شدم چند مدت گذشت عاشقش شدم بهش گفتم که عاشقش شدم ولی اون جز شکه شدن هیچ عکسو العملی نداشت
    گذشت و گذشت تا امروز
    اون اولین کسیه که وارد زندگیم شده و عاشقش شدم اینو خودشم میدونه
    من توی این مدت از هیچی دریغ نکردم از هیچ احساسی دریغ نکردم هرشب احساساتمو به پاش ریختم کادو گرفتم هرکاری کردم هرچیزی کم داشت تا اونجایی که توان داشتم سعی کردم براش بگیرم هرکاری کردم که رابطمون بهترین و زیباترین رابطه دنیا باشه الان اگه بیاین در کمدمو باز کنین میینین پر از کادو هایی هست که نتونسته ازم بگیره
    تو این مدت از صبح تا شب باهاش بودم یعنی از صبح تا شب به هم پیام میدادیم از صبح بخیر تا شب بخیر

    همین چند روز پیش گفت باید از هم جدا باشیم تا امتحاناتم تموم شه ولی من گفتم طاقت ندارم شب ها موقع خواب بهم پیام بده چند دقیقه ای باهم باشیم اونم قبول کرد ولی میبینم بعضی روز ها هم که درس نمیخونه باز بهم پیام نمیده و فقط شب ها واسه نیم ساعت بهم پیام میده
    هرموقع براش حرفای احساسی میزنم یا میگه شرمنده ام که در جواب احساساتت جوابی ندارم یا بیشتر مواقع بحثو عوض میکنه
    بعضی شب ها دلش واسه عشق قدیمیش تنگ میشد من میفهمیدمو به روی خودم نمیاوردم همین چند هفته پیش هم یه شب حالش خوب نبود اینقدر التماسش کردم که بالاخره گفت دلش بیتاب اون شده
    میگه فراوشش کرده ولی دست خودش نیست که بیتابش میشه میگه اگه با یه دشمن هم سه سال بجنگی گاهی دلت برا اون دشمنه تنگ میشه
    من از لحاظ چهره و بدنی هیچی کم ندارم
    فوقش اگه بخواد حرف احساسی بهم بزنه اونم وقتی میخوایم واسه چند روز از هم دور باشیم بهم میگه دوستت دارم وقتایی که سر علاقه مندی اون نسبت به من بحثمون میشه میگه خودت میدونی چقدر بهت عادت کردم و وابسته شدم ولی عاشقی نه عاشق شدن واسه من یه دفعه بوده که از من گذشته
    حاضرم هرکاری کنم که عاشقم شه حاضرم زندگیمو بدم که عاشقم شه حاضر جونمو فداش کنم که عاشقم شه ولی...
    هرشب دست به دعا میشم التماس خدا میکنم ولی نمیدونم حکمت خدا چیه


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۱۸۵۰ بازدید توسط ۱۴۸۷ نفر
    • جمعه ۲۹ فروردين ۹۳ - ۱۶:۵۹

    من یه دخترم یه دختر باحجاب ولی مانتویی

    من یه دخترم یه دختر باحجاب ولی مانتویی من هم احساس دارم عاطفه دارم من هم عشق رو درک میکنم چرا فکرمیکنید دختری که باحجاب سرده هیچی نمیفهمه چرا فکر میکنید اون دختری که موهاشو میزاره بیرون و بوی عطرش کل خیابونو گرفته و هفتصد قلم آرایش کرده خودشو کشته تازیبابشه گرمه و منو امثال من که زیبایشونو از چشم ناپاک پنهون میکنن سردن.امثال من که خودشونو از صدتا گناه حفظ میکنن دست رد به سینه ی پیشنهادهای گرگ صفتامیزنن دلشون رو محکم نگه میدارن میخوان فقط برای همسرشون باشن این گناهه درسته این همه تهمت شما چه میدونید امثال من چه میکشن یه عالمه احساس داشته باشی ولی ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۲۶۱۹ بازدید توسط ۲۰۳۵ نفر
    • جمعه ۲۹ فروردين ۹۳ - ۱۶:۵۴

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق ترک خودارضایی فراموشی عشق قبلی اختصاصی خانواده برتر معرفی کتاب قصد ازدواج دختر چادری افسردگی استرس زندگی مشترک مادر شوهر دوران عقد و رابطه حسادت خیانت عشق یک طرفه شکست عشقی جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری تحصیل در دانشگاه پیام نور پست های ویژه پست های پیشنهادی کاربران آرامش جلسه اول خواستگاری سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق نیاز عاطفی وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم شناخت خواستگار فشار جنسی مطالب سعید کرمی رشته پزشکی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه ابراز علاقه مطالب اسی $ پشت کنکور پزشکی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر موفقیت دوران مجردی نیاز جنسی حیا در دختران کنکور تجربی پشت کنکوری ها درونگرایی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم دوست دختر نداشتم مطالب باشگاه خبرنگاران چراغ سبز به جنس مخالف عاشق شدن کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد احساس تنهایی ازدواج با دانشجوی پزشکی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه ازدواج با دانشجو عشق یک طرفه به پسر دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس کمبود اعتماد به نفس ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی تحصیلات خواستگار مسائل روز جامعه عشق اول خواستگارم زشته تقویت زنانگی اعتیاد پدر دختر ترس از ازدواج ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج مطالب بانو لیلا پیدا کردن دختر خوب برای ازدواج