خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۱۹ مطلب با موضوع «اختلاف سن در ازدواج» ثبت شده است

ازدواج با مرد مسن میتونه کار درستی باشه؟

سلام

این سوال رو از طرف یکی از دوستانم مطرح میکنم.

دختری 26 ساله هستم. دو سال قبل پسری ازم خواستگاری کرد و بعد از کلی تحقیق و کسب اعتماد قرار عقدمون رو برای چند ماه بعد گذاشتیم تا خانواده ها بیشتر آشنا بشن. خانواده ها از هر لحاظی هم کفو بودن. منو اون پسر همدیگه رو دوست داشتیم. تا اینکه یک روز در کمال ناباوری فهمیدم با دو سه تا دختر همزمان دوسته. وقتی به خودش گفتم که جریان این دوستیا چیه, انکار کرد و یا توجیه کرد. توجیهش هم این بود که تو هنوز همسر قانونی من نیستی و من حق انتخاب دارم. به عبارتی پیش دستی کرد و گفت تو اهل تفاهم نیستی, توو کارم فضولی کردی, درکت پایینه و ... رابطه ما به هم خورد و از هم جدا شدیم.در این دو سال چند خواستگار داشتم که حتی نتونستم درصدی بهشون اعتماد کنم.

چند بار خانواده ام دعوام کردن و مشاوره رفتم ولی دیگه نمیتونم به هیچ پسری اعتماد کنم و دل ببندم. میترسم بعده ازدواج بفهمم شوهرم با چند دختر دوسته و به خاطر بچه یا حرف مردم مجبور به تحمل باشم.حالا سوالم اتفاقیه که اخیرا برام افتاده. من در تمام این مدت هیچ کششی به هیچ پسری, حتی اگه مذهبی و مورد اعتمادم باشه ندارم. ولی اخیرا به مردهای مسن مجرد یا حتی مردهایی که همسرشون فوت کرده کشش دارم چون مطمئنم انقد برا یه مرد مسن جذابیت خواهم داشت که به فکر خیانت نیفته.

موضوعات مرتبط: اختلاف سن در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۶۸
    • يكشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۰۶

    خواهش می کنم احترام بگذارید به انتخاب های دیگران

    سلام

    من دو سالی هست که با این وبلاگ اشنا شدم . شش سالی هست ازدواج کردم و دو تا بچه دارم با شوهرم 11 سال اختلاف سنی دارم ولی با هم خوبیم و با همه ی بالا و پایین های زندگی احساس خوشبختی می کنم .

    ولی توی این مدت هر کسی همه مشکلاتشون رو بخصوص دخترا می اندازن گردن کسانی که با اختلاف سنی بالا ازدواج کردن، مگه هر کسی حق انتخاب نداره؟ من نمی فهمم چرا به خودتون اجازه می دید انقدر توهین کنید من از دست این توهین خیلی دلگیر می شم یا می گید خانواده اش حتما فلان بوده عقده ای بوده . عقده ی داماد تحصیلکرده داشته . مگه ادمایی این وبلاگ ادعای مذهبی بودن نمی کنن؟ مگه این حرفا تهمت نیس اگه حقیقت نداشته باشه اگه خانواده ی دخترم تحصیل کرده باشن چی؟

    هر کسی چیزی که خوشبختش می کنه رو انتخاب می کنه . بر مبنای خواستگارایی که داشته . ما که بیست سالگی کسی رو ندزدیدیم شاید شاید شما ها هم اشتباهاتی کردین چرا همیشه توپ رو می اندازین توی زمین بقیه ؟

    هر کسی اجازه داره انتخاب کنه خواهش می کنم احترام بگذارید به انتخاب های دیگران . اگه فکر می کنید انتخاب های کسی اشتباهه خوب شما انتخاب درست رو انجام بدید و خوشبخت بشید ولی نه با توهین و افترا و تحقیر کردن ناحق دیگران

    موضوعات مرتبط: اختلاف سن در ازدواج ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۳۶
    • پنجشنبه ۳۱ فروردين ۹۶ - ۲۲:۰۴

    برای ازدواج از مردهایی که خیلی ازم بزرگترند خوشم میاد ، طبیعیه ؟

    سلام

    یه سوالی دارم که خیلی وقته ذهنمو مشغول کرده .

    من نمیدونم چرا از مردهایی که ازم بزرگتر هستن خوشم میاد، بزرگتر منظورم 4 سال و 5 سال نیست منظورم بالای ده ساله.

    حتی شده از مردی که 20 سال ازم بزرگتر باشه خوشم بیاد و مشکلی نمیبینم که با همچین کسی ازدواج کنم ولی خونواده ام اصلا اینو خوب نمیدونن...

    بنظرتون طبیعیه یا نه یعنی مربوط به سلیقه است یا من مشکلی دارم؟...

    و اینکه من الان خواستگاری دارم که ازم 11 سال بزرگتره و شاید باهاش ازدواج کنم هر چند پدرم راضی نیستن خیلی.. و میگن پیره و اینکه این ده سال دیگه نمیتونه کاری بکنه ( از لحاظ جنسی) ... آیا درسته؟ من 23 ساله ام ایشون 34 ساله... یعنی از لحاظ جنسی و غیر جنسی و کلا توی زندگی مشترک با هم دچار مشکل میشیم ؟

    موضوعات مرتبط: اختلاف سن در ازدواج ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۹۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۰۶
    • جمعه ۱۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    شوهرم یه مدلی رفتار میکنه که انگار من بچه اش هستم

    سلام
    خسته نباشید.
    18 سالمه و نامزدم 37 سالشه. یازده ماهه که نامزد کردم و خطبه ی عقد بین من و نامزد خونده شده. نامزدم مرد خوبیه ولی خیلی سخت گیره. بهم اجازه ی پوشیدن لباس های شاد رو نمیده. یعنی حتی نمیذاره یه رنگ شاد تو مهمونی های آشنایان هم بپوشم.
    خیلی بهم میگه بیرون سنگین رفتار کن، لبخند نزن.با من زیاد حرف نزن، زیاد کنارم نیا، دور و برم نباش، دستمو نگیر. خانومانه رفتار کن نه مثل یه بچه!
    اصلا بهم ابراز علاقه نمیکنه تو جمع کنار من نمیشینه، مدام مراقبمه،تو مهمونی ازم دوری میکنه.اصلا منو جزء آدما حساب نمیکنه!اصلا جوری رفتار میکنه که انگار با من نسبتی نداره! یه مدلی رفتار میکنه که انگار من بچه اش هستم.
    وقتی که با هم خرید میریم اصلا سلیقه و نظرات من براش مهم نیست فقط نظر خودش مهمه.یه لباس بخواد برای من بخره خودش انتخاب میکنه و به من میگه برو  پرو کن. همین!
    ازم حق استقلال داشتن رو گرفته.اصلا به شخصیت من اهمیت نمیده. گاهی اوقات با رفتارش با زبانش به من القا میکنه که بچه ای، هنوز موقع تصمیم گیریت نرسیده!
    از این که نامزدم رو میان اون همه خواستگار انتخاب کردم ،پشیمونم! سوالاتی ازتون دارم که امیدوارم پیشنهاداتتون بهم کمک کنه.
    به نظر شما چیکار کنم تا منو بچه فرض نکنه و جزء آدم بزرگ ها بدونه؟ به نظر شما منظور از این که میگه رفتار خانومانه داشته باش چیه؟ یعنی رفتار خانومانه شامل چه رفتارهایی میشه؟ و من باید چیکار کنم که به این رفتارها برسم؟
    پیشاپیش از پیشنهادات خوبه تون سپاس گذارم.
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , اختلاف سن در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۱۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۳۱۳
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۰

    من نمیدونم با عقلم تصمیم بگیرم یا با دلم ؟

    با سلام به خانواده برتری ها

    سال اخر دبیرستان یه معلمی داشتم که نمونه واقعی یک انسان کامل بودن ، ایشون اصالتا روستایی اند و تو بچگی پدرشونو از دست دادن و از همون اول مجبور شدن رو پای خودشون واییستن واسه همینم خیلی آدم پخته ای اند .

    ایشون به قدری تو شهر ما معروف اند که به هر کسی برسین ازشون تعریف میکنه مثلا تو کلاس کلی ما رو تشویق میکردن که حتما بعد ازدواج هم درس بخونید و آیندتونو بسازید و...

    و شدیدا دست به خیر هستن. تو بحث معلمی ایشون یه دبیر سخت گیر یه درس سخت ! با تدریس عالی بودن و حد فاصله با دانش اموز و حفظ میکردن ، مثلا با اینکه خوش اخلاق بودن ولی بسیار دیسیپلین داشتن و منضبط بودن.

    هم جذابیت های ظاهری داشتن مثل حرکات شدیدااا مردونه و سنگین و قد بلند و چهارشونه . ایشون به محض اینکه خانواده منو شناختن توجهشون بهم بیشتر شد چون میخواستن بشناسن منو وگرنه آدمی نیستن که به خاطره خانواده کسی باهاش گرم برخورد کنن تو کلاس.

    بعد رفته رفته چون من شدیدا مودب بودم و... انگار به دلشون نشستم و شما فکر کنید دبیره معروفی با اون ابهت و دیسیپلین تو کلاس فقط با شما گرم حرف بزنه! و با اینکه امتحانو خراب کنی کارنامه نمره هات 20 شه اونم نمره های همچین دبیری! ایشون هم محله ما هم بودن و من بعد دوران دبیرستان چند بار دیدمشون و خیلی گرم حرف زدیم.

    خلاصه ماجرا این بود که شدیدا همو پسندیده بودیم طوری که ایشون وقتی منو میدیدن با وجود اون غرور مردونشون هول میشدن! ایشون موقع جوونی رفتن خاستگاری یه خانواده چون روستایی بودن ردشون کردن بعد همسر اولشون هم روستایی خودشون بود که فوت شدن و یه پسر کوچیک دارن از ایشون. خانوم ایشون به یکی از بستگانمون گفته بود که شوهرم انقد از دخترتون تعریف میکنه که میگه اگه پسرم بزرگ تر بود واسش خواستگاری میکردم! و کلی ماجرا های دیگه!

    الان من 28 سالمه و با تشویق های ایشون یکی از بهترین شغلا رو دارم و ایشون 48 سالشونه و همسرشونم پارسال فوت شدن و پسرشونم که 11.12 سالی دارن. من طول این مدت یعنی از 19 سالگی با اینکه کلا ندیدمشون ولی هیچ وقت نتونستم فراموششون کنم چون آدمی مثل ایشون ندیدم!

    الان ما 20 سال اختلاف سنی داریم! و اینطوری بهتون بگم که طوری عاشق ایشونم که اگه فقط یه روزم باشه طول دوران زندگی مشترکمون حاضرم باز باهاشون ازدواج کنم.الان ایشون یه قدم جلو اومدن ولی من نمیدونم با عقلم تصمیم بگیرم یا با دلم!

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , اختلاف سن در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۹۹
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    از ازدواج با یه دختر زیبا به خاطر اختلاف فرهنگی و تحصیلی میگذرید ؟

    سلام

    آقایون چقدر امکان داره به خواستگاری یه دختر زیبا و جذاب برید و بخاطر سطح فرهنگی بالا و تحصیلات بهتر و طرز حرف زدن با کلاسش ازش بگذرین؟

    یعنی از ازدواج باهاش بترسین چون تفاوت فاحشی بین خودتون و اون از نظر طرز حرف زدن و نشست و برخاست احساس می کنین.اون یه آدم با دیسیپلین و سخت گیر و شما یه آدم ساده و خوش خنده.

    تصور کنید اون دختر خانم یکم از بالا بهتون نگاه می کنه و همون جلسه ی اول براتون خط و نشون می کشه و صاف و اتو کشیده رفتار می کنه. صادقانه و مردو مردونه جواب بدین ازش می ترسین و بیخیالش می شین.البته با این احتساب که شما وضع مالی بهتری ازش داشته باشین.

    کلا از دختر زیبا و جذاب و مغرور خوشتون میاد؟ آیا تحمل اینو دارین تحصیلات خودشو و خانواده شو به رخ  شما بکشه؟ آیا به نظرتون یه پسر بازاری با یه دختر با کلاس از یه خانواده تحصیل کرده جور در میاد؟ یا باید ترسید.

    جذابیت ظاهری آیا باعث میشه از این اختلاف صرف نظر کنین؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , اختلاف سن در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۷۳
    • پنجشنبه ۲ ارديبهشت ۹۵ - ۱۳:۵۵

    شوهرم 10 سال ازم بزرگتره، از رفتاراش خسته شدم

    سلام
    حدود 4 ماهه عقد کردم شوهرم 10 سالی ازم بزرگتره یکسال منتظرم بوده بهش جواب مثبت بدم اما من واسه اخرین بار با حرف ها و صحبت های دیگران تصمیم عاقلانه گرفتم و قبولش کردم اما بخاطر ظاهرش مخالفت میکردم و نوع صحبت کردنش اصلا به دلم نمی نشست .

    پسر خوبیه اما بنظرم بلد نیست با من که همسرشم چطوری حرف بزنه رفتار کنه مثلا شروع کننده زنگ و پیام منم بحثمون میشه اون شروع کنندست و در آخر من با مسخره بازی و شوخی بحثو تموم میکنم به عبارتی منت کشی میکنم در کل خیلی با هم بحث الکی داشتم و داریم اما همش من میرم واسه منت کشی و آشتی با اینکه شروع کنندش خودشه و جالب اینکه میگه از بحث کردن متنفره .

    وقتی ناراحت میشه بد و بیراه میگه مثلا واسطه ازدواجمون رو لعنت میفرسته یا میگه از خدا میخوام راحتم کنه خیلی عصبی میشه و گاهی گریه هم میکنه .

    خیلی خشک و جدی و یخ هست روابط عاشقانه و رمانتیکی نداره اصلنم راضی نمیشه بریم پیش مشاوره با اینکه رفتار و ظاهرشو اصلا مطابق میلم نیست اما دارم سعی میکنم بهش نزدیک بشم دوسش داشته باشم اما میبینم خیلی خودشو باور داره چون من خیلی ازش سرترم و موقعیت کاری و تحصیلیمون یکی هست و من با سن کمتر بهتر از اونم اما...

    از رفتاراش خسته شدم مثلا رفتم واسش گوشی خریدم اصلا استفادش نکرد با اینکه گوشی ساده و خرابی داره میگه خوشم نمیاد ازش اخه ادم کادو رو اینجور میگه؟ تو این 4 ماهه منتظر بودم اون واسم گوشی بخره اما انگار نه انگار .

    یا مثلا روز تولدم میخواستم جشن بگیره کیک بگیره اما رفتیم یه لباس بخرم پولشو همونجا خودش حساب کرد گفت کادو تولدت خیلی بهم بر خورد .

    پیام عاشقانه نمیده منت نمیکشه نازمو نمیکشه کادو واسم نمیخره البته بگم خسیس نیست و پولشم تا حدودی داره اما همش منو مقصر میدونه و میگه تو داری سردم میکنه .

    خیلی خسته شدم مثلا روزای عقدم هست... الانم با اینکه مقصره و بهونه الکی بحث شروع کرده اصلا انگار نه انگار که پیامی بده...

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , اختلاف سن در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۹۰
    • جمعه ۲۵ دی ۹۴ - ۱۹:۰۵

    آیا علاقه دو طرفه می تونه مضرات فاصله سنی رو پوشش بده

    سلام
    من 22 سالم هست دانشجوام و میخوام با خواستگارم که 33 ساله هستن ازدواج کنم.یه شناخت نسبی دارم از ایشون و روحیاتشون و بیشتر شیفته مردانگی و اخلاق و منششون شدم.
    موقعیت اجتماعی و موفقیتشون هم برام مهم بود تا حدودی. تقریبا ملاک هایی که برای ازدواج مد نظرم بوده تو شخصیتشون میبینم. و تو این مدت آشناییمون بهش علاقمند شدم. ( دو طرفس علاقمون)
    ایشون میل جنسی شدیدی دارند. (مایه تحریک دایمیشون میشه)

    حقیقتش اطرافیان میگن فاصله سنیتون خیلی زیاده و در آینده به مشکل میخورید.باتوجه به علاقه ای هم که به ایشون دارم مردد شدم که آیا تصمیمم برای این ازدواج درست هست یااز روی احساس بوده.!

    حالا سوالم این هست با توجه به میل شدید ایشون و اینکه شوخ طبع و خوشگذران هستن. به احساسات و علایق من اهمیت میدن و الان خیلی خوب میتونن منو درک کنن. با این اوصاف بازم به مشکل میخوریم وقتی علاقه بینمون هست و خوب میتونیم همو درک کنیم؟؟؟؟
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , اختلاف سن در ازدواج ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۷۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۰۵
    • جمعه ۶ آذر ۹۴ - ۰۹:۲۰

    با خواستگاری که می دونم خیلی بهم تمایل نداره ازدواج کنم ؟

    دختر 21 ساله ای هستم
    خواستگارم 36 سالشه من دانشجوی لیسانس ، اون ارتشیه ، یه ماشین 20 میلیونی داره و یک آپارتمان معمولی کلا وضعش بد نیست .
    پدرش فوت شده و یه برادر بزرگتر داره و مادرش پیره و شش تا خواهر داره که 4 تاش تو خونه هستن به نظرتون باهاش ازدواج کنم ؟
    کمی باهاشون فامیلیم و شناخت نسبی داریم اما وضع مالیش خوبه و خونوادش خرج عروسیشو میدن و برام بهترین چیزا رو میخرن اما از دور و نزدیک میدونم خودش خیلی به من تمایل نداره و خواهرش راضیه . اما میدونم ازم خیلی بدشم نمیاد تو رو خدا کمکم کنید
    من دختر اول هستم و خواهر برادر کوچکتر از خودم دارم مادرم با خواستگارم هم سنه و بابام شاید 7 سال ازش بزرگتر باشه .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , اختلاف سن در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۲۱
    • سه شنبه ۹ تیر ۹۴ - ۲۱:۲۴

    10 سال پیش عاشق مردی با اختلاف سنی 20 سال شدم

    من دختری زیر 26 سال هستم و حدود 10 سال پیش عاشق مردی با اختلاف سنی 20 سال شدم که در آن زمان از زنش جدا بود و عاشقش شدم .

    البته تا 3 سال خودش نمیدونست و مثل یک خواهر باهاش بودم اما بالاخره از رفتارم فهمید و دقیقا اون زمان زنش دوباره برگشت قرار بود از هم جدا بشن اما بخاطره بچه هاش مجبور شدن دوباره با هم زندگی کنن .

    اون زمان اون اصلا من رو دوست نداشت یا حداقل اصلا نمیگفت. با زنش خیلی دعواشون میشد رابطه صمیمانه خوبی با هم نداشتن ارتباط ما همچنان بود و روز به روز صمیمی تر میشد طوری که دیگه من نمیتونستم ازش جدا بشم ولی از طرفی هم ترس اینکه کسی از خانوادم یا زن اون بفهمه نمیذاشت زیاد باهم باشیم همش تصمیم میگرفتیم جدا بشیم اما معمولا من طاقت نمیاوردم و برمیگشتم.

    اینم بگم اون اصلا محبت نمیکرد و حتی نمیگفت دوستم داره و این باعث دلخوری هر روز من میشد چند ماه پیش اینقدر اصرار کردم تا بالاخره گفت که دوستم داره ولی نباید از این احساس حرفی به من بزنه چون جدایی رو برای من سختتر میکنه و هر روز بهم میگه باید بری سراغ زندگیت و ازدواج کنی و میخواد که تموم بشه و میره و زنگ نمیزنه .

    اما من طاقت نمیارم الان هم باز با دعوا و بحث رفته البته من دعوا رو شروع کردم گفتم من بعد 9 سال تازه فهمیدم من رو دوست داری چرا بهم محبت نمیکنی ؟ چرا ازم تعریف نمیکنی؟ چرا هر روز نمیگی دوستت دارم؟ اینارو با کلی داد و جیغ گفتم اونم رفت و دیگه چند روزه خبری ازش نیست
    من باید چکار کنم ؟
    راهنماییم کنید لطفا

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , اختلاف سن در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۷۹
    • شنبه ۶ تیر ۹۴ - ۲۲:۰۲

    برو بالا