خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۳۸۲ بازدید توسط ۲۸۹ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۲۳۶ بازدید توسط ۷۷۳ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۵۸۸۶ بازدید توسط ۳۶۶۱ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۱۰۸ بازدید توسط ۱۴۲۶ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۶۳۷ بازدید توسط ۱۰۷۵ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۰۷ بازدید توسط ۳۷۵۴ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۱۴ بازدید توسط ۶۷۵ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۱۸۷۴ بازدید توسط ۷۰۵۸ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۴۶۱ بازدید توسط ۱۰۵۱ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۷۳۷ بازدید توسط ۱۱۳۰ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۹۹۹ بازدید توسط ۷۶۷ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۷۶۲ بازدید توسط ۲۰۵۰ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۶۳۹ بازدید توسط ۵۳۵ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۴۴۴ بازدید توسط ۳۶۸ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۵۲۱ بازدید توسط ۱۲۲۳ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۲۵۸ بازدید توسط ۱۰۵۱ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۵۶۰ بازدید توسط ۱۱۷۶ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۶۳۸۰ بازدید توسط ۱۰۲۲۷ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۳۷۶ بازدید توسط ۱۱۲۶ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۹۸۶ بازدید توسط ۲۹۵۱ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۴۵۶ بازدید توسط ۳۳۷۵ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۵۸۲ بازدید توسط ۱۱۳۲ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۵۷۳ بازدید توسط ۲۰۱۶ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۵۰۵ بازدید توسط ۱۱۶۱ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۹۶۳ بازدید توسط ۴۲۳۳ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۰۴۰ بازدید توسط ۳۴۸۶ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۳۶۴ بازدید توسط ۶۷۰۸ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۳۲۰ بازدید توسط ۴۰۶۹ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۷۰۳ بازدید توسط ۲۴۸۶ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۳۵۲ بازدید توسط ۱۱۵۲ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۶۰۱ بازدید توسط ۴۸۰۸ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۱۴۸ بازدید توسط ۹۲۳ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۲۱۷ بازدید توسط ۱۰۳۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۴۵۷ بازدید توسط ۱۹۱۴ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۸۲۳ بازدید توسط ۷۰۳ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۱۴۲ بازدید توسط ۲۳۳۴ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۹۶۵ بازدید توسط ۲۱۵۷ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۱۹۹ بازدید توسط ۱۶۴۳ نفر)
التماس دعا (۸۸۷۶ بازدید توسط ۷۰۸۹ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۸۷۶ بازدید توسط ۷۴۶ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۴۸۷ بازدید توسط ۱۱۷۰ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۳۳۷ بازدید توسط ۱۱۴۵ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۰۵۱ بازدید توسط ۲۳۲۳ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۵۶۵ بازدید توسط ۱۲۰۵ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۴۴۷ بازدید توسط ۱۲۲۸ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۲۰۳ بازدید توسط ۲۶۱۵ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۶۷۳ بازدید توسط ۲۸۹۸ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۰۳۶ بازدید توسط ۷۷۰۷ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۸۲۴۶ بازدید توسط ۱۸۲۴۵ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۸۴۴۶ بازدید توسط ۱۳۸۶۷ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۵۸۸۶ نمایش) - (۲۳۸ نظر)
صفحه شخصی 🌏 Anahita 🌎 (۱۴۰۹ نمایش) - (۱۰۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۱۸۴۲ نمایش) - (۱۴۷ نظر)
صفحه شخصی berelian (۷۲۳ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۳۰۲۵ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۵۸۶ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۳۸۰ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۶۳۱ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۶۳۹ نمایش) - (۵۴۹ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۰۴۳ نمایش) - (۳۰۵ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۶۴۰۹ نمایش) - (۱۹۳ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۲۲۹ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۹۶۵ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۰۴۲ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۵۹۰۰ نمایش) - (۳۷۴ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۲۱۸ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۹۸۸ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۸۹۹ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۳۴۹ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۰۷ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۱۶۲ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۳۵۹ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۵۳۱ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۲۴۷ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۹۰۰ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۹۰۷ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۳۴۴ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۷۷۸ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۳۲۵ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۰۶۶ نمایش) - (۶۶ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۱۳۹ نمایش) - (۳۸۰ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۳۱۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۶۵۲ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۲۲۵ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۵۲۲ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۹۹۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۵۰۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۵۷۳۱ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۰۶۵ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۳۱۵ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۲۴۹ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۴۷۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۶۴۹ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۶۲۰۶ نمایش) - (۵۰۴ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۲۸۴ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۵۴۰ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۴۲۱ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۵۴۰ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۶۱۳ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۵۱۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۱۹۷ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۸۱۲ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۰۶۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۷۵۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۳۲۹ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۳۹۲ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۶۱۹ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۸۰۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۰۱۱ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۶۶۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۱۹۱ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۶۰۲ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۸۵۵ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۹۲۲ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۰۶۸ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۰۳۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۲۴۱ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۴۷۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۲۰۵ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۵۹۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۰۵۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۲۰۳ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۴۶۱ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۷۴۹ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۵۷۷ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۴۵۴ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۸۸۴ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۶۲۸ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۳۳۱ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۵۱۴ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۴۸۸ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۳۳۴ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۴۳۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۲۷۹ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۴۳۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۶۵۵ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۲۵۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۲۸۵۱ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۳۴۵ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۳۲۰ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۱۰۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۳۳۱ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۰۴۶ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۹۷۶ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۵۱۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۳۶۱ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۸۹۲ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۱۸۵ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۱۹۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۱۰۰۵ نمایش) - (۵ نظر)

۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شکست عشقی» ثبت شده است

تنهایی شیرین من

همیشه دلم میخواست یه جوری خودم رو شاد کنم، دلم میخواست زندگی کنم اما نشد که نشد!!!

بگذریم از خودم بگم؛ اسمم بهنامه، چند روز دیگه 24 ساله میشم و باز هم یه سال دیگه گذشت،  کاش هیچ وقت 25 ساله نشم، زندگیم کوتاه بشه.

خیلی ها میان اینجا از زندگی شون میگن، از مشکلات و ...، خواستم منه خسته هم کمی بگم حال داشتی بخون فقط 5 دقیقه وقتت رو میگیره، اگه هم نداشتی مهم نیست کلا زندگی مهم نیست.

معلولم، دیستروفی( هر چقدر که زمان میگذره ضعیف تر میشی، تا کاملا کل ماهیچه های بدنت ضعیف میشه و زمین گیری میشی، به سختی کارهای شخصیت رو انجام میدی به قول دوستم یه استخون با یه روکش از گوشت هستم) از پدرم گرفتم ارثی هستش.

پدرم نمیدونست که مشکل داره، من که میدونم هیچ وقت نمیخوام یکی مثه خودم درست کنم (آدم های معلول شدید مثل من خوب میدونن چی میگم)، و نمیخوام زندگی یه دختر رو مثل زندگی مادرم بکنم یا حق مادر بودن رو ازش بگیرم.

وقتی به زندگیم نگاه میکنم وضعیت مادرم رو میبینم، بد جوری دلم میگیره، حقش این نبود، نفهمیدم مرد خونه ست زن خونه ست چیه ...


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل و ازدواج توانمندان خاص (۲۲ مطلب مشابه) شکست عشقی (۱۱ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۴ مطلب مشابه) خسته شدم از تنهایی (۱۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۰)
    • ۱۳۰۲ بازدید توسط ۱۰۰۶ نفر
    • پنجشنبه ۳۰ آبان ۹۸ - ۱۰:۵۳

    یه پسر چطور عاشق میشه؟

    سلام 

    من خانمی هستم که چند سال یه فردی رو یک طرفه دوست داشتم. بهش گفتم و حتی گفتم میتونم صبر کنم اگه مشکلی هست، ولی گفتن که به من احساسی ندارن.  اون فرد خیلی آدم خوبیه. از همه جهات فردیه که توی عمرم نظیرش رو ندیدم. 

    با شناخت از این فرد بعید می دونم که نظرشون بعد چند سال تغییر نکرده، بعد از این هم تغییری بکنه. حتی دیدن که من خیلی دوست شون داشتم اون مدت.

    حالا می خوام بدونم توی این مرحله اگه هم چنان دوباره ایشون رو دوست داشته باشم و شخص دیگه ای رو وارد زندگیم نکنم، این چیزیه که عشق حقیقی نامیده میشه؟، چه به اون فرد نهایتا برسم و چه نه؟، آیا این درسته؟، اگه اینطور باشه و من سال های بیشتری صبر کنم، خودم رو بهتر بسازم، و دوست داشتن حقیقی من رو متوجه بشن، ممکنه بهشون برسم؟

    از طرفی من خیلی به دوست داشتن خودم اهمیت میدم. (با خودخواهی اشتباه گرفته نشه)، آیا دوست داشتن این فرد به این شکل با دوست داشتن خودم در تضاده؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۱ مطلب مشابه) خواستگاری دختر از پسر (۵۵ مطلب مشابه) شکست عشقی (۱۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۱۷۲۸ بازدید توسط ۱۳۴۲ نفر
    • يكشنبه ۲۶ آبان ۹۸ - ۲۲:۲۹

    چطور خودم رو ترمیم کنم؟، چطور دلم رو خفه کنم؟

    سلام

    دختری ام ۱۹ ساله. سال دوم دانشگاه. چادری ولی خب امروزی نه اینکه مذهبی نباشم اما خیلی هم شدید نیستم. از سال اول از یکی از پسر های ترم بالاتر خوشم اومد. به خودم تلقین میکردم که من دارم بزرگش میکنم اصلا علاقه ندارم بهش، این یه حس الکیه و میگذره ...

    وقتی میدیدمش تو راهرو ها یا کلاس های مشترک عمومی استرس تمام وجودم رو برمیداشت. خیلی سعی میکردم که به خودم بقبولانم که این استرس رو من در مواجهه با همه پسرها دارم، چون بالاخره سال اولمه و... ، ولی اینطوری نبود. دوست داشتم ببینمش اما خیلی کم پیدا بود. این قضیه تو دلم موند تا نزدیک تابستون.

    به دوست صمیمی ام گفتم. البته اون موقع هم نمیدونستم چقدر جدیه، محض شوخی که هر کس یه کراش برای خودش انتخاب کرده بود و با اون میخندیدیم و این ها، اون کراشش رو لو داد منم بهش گفتم. از همون موقع انگار حس ام شدت گرفت. 

    توی تابستون داشتم دیوونه میشدم احساس میکردم واقعا دوسش دارم. یه کم هم رفته بودم تو این فاز که خب چرا من چون دخترم چون چادری ام نباید عاشق بشم... میدونستم دختری تو زندگیش نیست، یه تجربه ی شکست هم داشته قبل ورودش به دانشگاه. اون یه سال از من بالاتره.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ارتباط با جنس مخالف (۶۹ مطلب مشابه) رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۸۸ مطلب مشابه) نوع رفتار در دانشگاه (۱۰۹ مطلب مشابه) دوستی با جنس مخالف (۱۰۵ مطلب مشابه) چت با جنس مخالف (۱۲ مطلب مشابه) رفتار شناسی پسران (۴۵ مطلب مشابه) شکست عشقی (۱۱ مطلب مشابه) عواقب ازدواج بر پایه دوستی (۸ مطلب مشابه) مضرات دوستی با جنس مخالف (۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۴۴۷۱ بازدید توسط ۱۶۸۰ نفر
    • پنجشنبه ۹ آبان ۹۸ - ۱۴:۴۹

    کاش بهش میگفتم که عاشقشم

    سلام

    من یه دختر ۲۱ ساله ام. چند سال قبل پسر داییم بهم پیشنهاد ازدواج داد و من چون نه اهل دوستی بودم نه از آینده خبری داشتم بهش گفتم باید صبر کنه تا ببینیم چی میشه و من اختیاری ندارم. از اون موقع تا حالا که چند سال گذشته همه ش فکر ازدواج با اون بودم و اصلا به بقیه فکر نمیکردم.

    یه جورایی همه ش تو دلم میگفتم همسر آیندم همونه. البته اونم مدام پیام میداد و حرکات و رفتارش نشون میداد هنوز عاشقه. امروز با هم دوباره حرف زدیم و گفت دیگه دوستم نداره و من با رفتارها و حرف های سردم اون رو خسته کردم و دیگه نمیخواد عشقش رو ادامه بده.

    دارم دیوونه میشم به خدا، یعنی چی آخه؟، مگه میشه؟، من فقط نخواستم قبل خانواده م تصمیم گرفته باشم واسه خودم و زندگیم وگرنه منم دوسش داشتم. بهش نمیگفتم چون خجالت میکشیدم و میگفتم زشته این حرکت از من، بهش بازم چیزی نگفتم و گفتم خوش باشی ولی انقد حالم بده که نمیدونم چکار کنم.

    نمیدونم‌ چه جوری وقتی نگاهش کنم گریه نکنم. خودم رو تو جشن عروسیش تصور میکنم که کنار یکی دیگه ست، دلم میخواد بمیرم، کاش بهش میگفتم که عاشقشم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۳۲۸۴ بازدید توسط ۱۸۴۰ نفر
    • شنبه ۶ مهر ۹۸ - ۱۶:۴۶

    چرا نمی تونم نامزدم رو در ذهن و قلبم به عنوان عشقم بپذیرم؟

    سلام

    من تازه ۲۰ ساله شدم و دو ماهه که نامزد کردم (عقد نه، نامزد)، آشنایی مون کاملا سنتی بود و ایشون بسیار آدم خوب و موجهی هست. من از بچگیم کسی رو دوست داشتم ولی خب هیچ وقت این علاقه رو بروز ندادم بهش و دو ساله که اون رو از دست دادم (فوت نکرده ولی برای همیشه از اینجا رفته و هیچ جوره هم دیگه نمیتونم پیداش کنم) برام خیلی سخت بود اوایلش، تا حدی که کنکورم رو به بدترین شکل ممکن به نسبت سطح درسی و انتظار خودم و خانوادم پشت سر گذاشتم و از ترس اینکه نکنه با اون حال روحی بد تو خونه بمونم و افسرده بشم، تصمیم گرفتم که انتخاب رشته کنم برم دانشگاه یه شهر دور.

    چند ماه بعد از دانشگاه رفتنم هم که ورود خواستگارها به خونه مون شروع شد، چون دیگه من وارد دانشگاه شده بودم و بهونه ای برای درس و کنکور نداشتم، من ندیده ردشون میکردم چون اصلا حوصله ی اینکه بخوام وارد رابطه بشم رو نداشتم ولی نمیدونم چرا وقتی بحث خواستگاری نامزدم پیش اومد گفتم که بیان، هنوز هم به کسی که دوستش داشتم فکر میکردم ولی وقتی نشستم فکر کردم و دیدم اون دیگه هیچ وقت برنمیگرده و منم دیدم که خواستگارم آدم خوبیه و از خیلی از جنبه ها باهام هم کفوه تصمیم گرفتم بله رو بگم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج سنتی (۲۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۵)
    • ۳۳۲۹ بازدید توسط ۱۷۰۳ نفر
    • شنبه ۶ مهر ۹۸ - ۱۶:۳۸

    پسر مورد علاقه م گفت که منو فقط برای دوستی میخواسته

    سلام دوستان 

    دختری هستم بیست و چند ساله و مذهبی و محجبه که از نظر زیبایی متوسط هستم، ولی خب خیلی ها هم معتقدن قیافه م خوبه، اندام خیلی خوب و عالی دارم، تیپم هم خیلی خوبه. خونوادم هم از نظر مالی هیچ مشکلی نداره و توی محله ی ثروتمند نشینی هم زندگی میکنیم. 

    رشته ی تحصیلیم جز رشته های خیلی سخت مهندسی هست و وضعیت تحصیلیم هم خوبه. دو سالی هست که به یه آقایی توی دانشگاه علاقمند شدم چون همه چیش درست اونی بود که من میخواستم، یعنی قیافه اش، تیپش، مذهبی بودنش، طرز نگاه کردن، لباس پوشیدن، راه رفتن، حرف زدن، حتی (خنده داره بگم اما حتی یه بار که داشتم با خودم تصویر همسر آیندم رو مجسم میکردم به شوخی گفتم اسمش هم فلان باشه ،همون بود!) .

    خلاصه فرهنگ و رفتار و اعتقاداتش کاملا با من یکسان بود، ایشونم نزدیک به چند مدت همه ش نگاه داشت رو من و رفتار های غیر عادی که هر کسی بود فکر میکرد عاشقشه. خلاصه یک سال و نیم گذشت ولی هر چقدر منتظر حرکتی از سمت ایشون شدم هیچ اتفاقی نیفتاد. منم احساس شدید دلتنگی داشتم و نمیتونستم بیشتر از این صبر کنم. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ابراز علاقه برای ازدواج (۶۳ مطلب مشابه) رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۸۸ مطلب مشابه) عشق یک طرفه (۲۲ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۷۲ مطلب مشابه) جواب رد به دختر (۲۳ مطلب مشابه) مضرات دوستی با جنس مخالف (۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۶)
    • ۳۷۳۹ بازدید توسط ۲۴۳۷ نفر
    • شنبه ۳۰ شهریور ۹۸ - ۱۴:۵۹

    زخم خورده ی عشقی یک طرفه

    سلام 

    راستش من یه حرف هایی راجع به عشق و عاشقی داشتم که دلم می خواد بگم، شاید کمک کنه به یک سری مسائل که حل بشن، نگرانی هایی که از بین برن و در واقع ماجراهایی که تموم بشن با توجه به پست های اخیر که خوندم اینجا.

    یه آقایی پست گذاشته که خانمی عاشقش شده و ول کن نیست و پای آبرو وسطه، ببینید من خودم زخم خورده این موضوعم، یعنی عاشق شدن.

    می خوام تجربه ی خودم رو بگم و دیگه توی این وبلاگ نمیام، هر چند اینجا رو خیلی دوست داشتم ولی دیگه نمیام، من حدود دو سه سال پیش عاشق یه فرد نسبتا موقعیت داری شدم، از طریق اینستاگرام و این عشق این شکلی که میگم اتفاق افتاد؛

    ابتدا اصلا تصور نمیکردم این جوری بشه، یعنی عاشق بشم، میشناختمش اما عاشق نبودم، خیلی غرور داشتم و دلبری های دخترانه خودم، وقتی پستها و عکس های این فرد رو میدیدم شدیدا احساسی می شدم، تمام ذهنم به هم می ریخت، تمام تمرکزم رو میگرفت، این حس کم کم شدت گرفت به حدی که احساس کردم اونم غیر مستقیم بهم ابراز علاقه میکنه.

    اولش سعی کردم انکار کنم حس خودم رو، و بگم اصلا اینجوری نیست این علاقه از طرف اون نیست اما عشق اینقدر عجیبه که اصلا منطق نداره، خلاصه من حس کردم اون تمام قد عاشق من شده و منو دوست داره، و منم که خودم عاشق شده بودم، منم براش کامنت های عاشقانه گذاشتم و بشدت ابراز احساسات از انواع مختلفش، و هر رفتار و حرکت این آدم مبنی بر علاقه مندی نسبت به خودم می ذاشتم.

    اینجا لازمه بگم که فرآیند عشق جوریه که همون طور که از قدیم گفتن عشق از در که وارد میشه عقل و منطق از در دیگه میره بیرون، عشق همش هیجانه، احساسه، تو معشوقت رو اینقدر دوست داری که از هر لحاظ بهش فکر میکنی، هم فیزیکی، هم هیجانی و عاطفی و هم حس برای خودت بودن.

    خلاصه منم بشدت دچار هیجان شدم و بی محابا ابرازش کردم، تا این که فرد مورد نظر بشدت بهش برخورد و عصبانی و آشفته شد و گرفت منو به فحاشی و تحقیر و توهین و تمسخر و تهدید، که چرا به قول خودش خیال کردم اون عاشقمه و با آبروش بازی کردم و الفاظ بسیار زشت و رکیک که بهم نسبت داد.

    من کم کم تونستم بفهمم قضیه چیه، اوایل که هیجان عشق هم چنان تو وجودم موج میزد و از طرفی ناراحتی از این رفتار، من دو سه سال تو این عشق درگیر بودم دو سه سال هر حرفی شنیدم ولی حسم از بین نرفت، دلتنگی داشتم، ناراحتی داشتم همه چیز خلاصه ...

    حتی تا مرز خودکشی رفتم، ولی زمان گذشت و من این عشق رو حس کردم که داره کم میشه، حتی از خدا خواستم از دلم بیرون بره چون فرد مقابلم بشدت ازم متنفر بود و از آبروش می ترسید، البته من هیچ کاری به آبروش نداشتم اما اون بخاطر موقعیتش میترسید.

    خلاصه خیلی از خدا خواستم و دعا کردم که بتونم این فرد و فراموش کنم، الحمدالله خدای مهربان به من لطف کرد و این اتفاق افتاد و مهر این فرد از دلم رفت، حالا با وجود این که، علاقه از بین رفته ولی هنوز اون فرد مطمئن نیست و نگرانه.

    من مجردم، حتی نگرانه که اگه ازدواج کنم فراموش نکنم و برم سمتش، من اینجا دلم میخواد بگم که قسم می خورم به همون خدایی که دعای منو اجابت کرد، من به طور کل هیچ وقت سمت این فرد نمیرم و نخواهم رفت. خدا میدونه که دروغ نمیگم، من چند بار رفت و برگشت داشتم تو این مدت اما این بار کاملا متفاوته و به هیچ وجه برگشتی در کار نیست.

    حالا هدفم این بود که بگم عشق خیلی تلخه، آدم رو تا مرز رسوایی پیش میبره، اگه با آدم عاشقی رو به رو شدید، مهربانانه تر برخورد کنید، چون یه عاشق ضعیف میشه، مثل یه آدم بیمار، مثل یه ناتوان، اگه دوستش هم ندارید حرمت نگه دارید، این روز و شب ها مال امام حسینه، یادمون نره امام حسین گفت اگر دین ندارید آزاده باشید، شرف و وجدان و آزادگی کلمات بزرگی هستند بیاین شرافت مون رو زیر سوال نبریم.

    خدا هر کسی رو یه جوری امتحان میکنه، یکی با قدرت، یکی با ضعف، اگه قدرت دستمونه خیلی به خودمون نبالیم، اگه ضعیفی می بینیم هم ظلم نکنیم، بالاخره شاید همه چیز رو به تمسخر بگیریم، اما دنیا به مسخره کردن مون نگاه نمیکنه، دنیا درسته جنگ داره، برد و باخت داره، اما ورقش هم برمیگرده.

    حرمت نشکنیم ... همین


    مرتبط با عشق یک طرفه :

    نمی دونم چطور به پسر مورد علاقم بفهمونم که عاشقشم

    فقط می خوام بدونه که عاشقش هستم، می دونم بهش نمیرسم

    چرا عاشق یه نفر شدم که میدونستم هم کفو من نیست

    به صورت یک طرفه عاشق پسرهای جذاب میشم اما ...

    به صورت یک طرفه عاشق یه مدل شدم

    اگه قرار نبود بهش برسم، پس چرا عاشقش شدم؟

    خیلی سخته آدم عاشق کسی باشه و نتونه اقدامی بکنه

    عاشق یکی از زن های بازیگر سینمای ایران شدم



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۱ مطلب مشابه) عشق یک طرفه (۲۲ مطلب مشابه) شکست عشقی (۱۱ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۵ مطلب مشابه) عواقب ازدواج بر پایه دوستی (۸ مطلب مشابه) مضرات دوستی با جنس مخالف (۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۱۹۶۷ بازدید توسط ۱۴۹۰ نفر
    • دوشنبه ۱۸ شهریور ۹۸ - ۱۲:۱۷

    تا تکلیف عشق قبلی مشخص نشده، نباید سراغ عشق جدید رفت؟

    سلام

    به نظر شما آیا ما باید معما های حل نشده عاشقی و عشق رو حل کنیم و بعد وارد مراحل دیگر زندگی بشیم.

    بذارید برای شما مثالی بزنم. فرض رو بر این بگذارید که شما یک پسر هستید و دختری رو دوست دارید، دختر برای شما با همه فرق میکنه اما به دلایلی مثل شرایط اقتصادی یا هر دلیل دیگر از علاقه خودتون نمیگید، بعد از اون که دختر ازدواج میکنه و طلاق میگیره اما باز هم به آن علاقمند هستید. ممکنه در زمان مجردی شما باشه، یا حتی شما هم ازدواج کرده باشید اما هنوز یادم اون عشق قدیمی خودتان هستید!

    یا حالت دیگر را در نظر بگیریم که شما شخصی رو دوست دارید و ازش خواستگاری نمی کنید به دلایلی. اون ازدواج می کنه با شخص دیگری زندگی بسیار خوبی هم درست میکنه و پایدار و هرگز هم از علاقه شما باخبر نمیشه و شما از دور فقط نظاره گر زندگی عاشقانه زیبای آنها هستید و در حسرت اینکه چرا شما اون دختر رو به دست نیاوردید. در روز عروسی دختر در حال گریه کردن بودید و به دنیا لعنت میفرستادید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۴۵ مطلب مشابه) شکست عشقی (۱۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۲۴۹ بازدید توسط ۹۴۲ نفر
    • دوشنبه ۴ شهریور ۹۸ - ۱۲:۲۸

    هیچ وقت فکر نمیکردم یک دختر بتونه اینقدر سنگدل باشه

    سلام به همه خانواده برتری ها، امیدوارم حالتون خوب باشه و طاعاتتون مورد قبول درگاه حق تعالی

    این سومین پستی هست که بنده در خانواده برتر میذارم، مثل یک داستان میمونه و این پست قسمت آخر داستان عاشقی من هست ...

    پس اگر مایل هستید قسمت آخر داستان رو بخونین و من رو راهنمایی کنید لطفا ابتدا این پست رو مطالعه کنین:

    دختر عموم رو دوست دارم ولی نمیدونم چیکار کنم

    کی میگه دل به دل راه داره ؟!

    اما به طور خلاصه بنده نزدیک دو سال پیش عاشق دختر یکی از اقوام شدم و از ایشون خواستگاری کردم که گفتن فعلا قصد ازدواج ندارن و خب تموم شد رفت. اما برا من تموم نشده بود و با توجه به راهنمایی های دوستان در پستی که گذاشتم رفتم و پیگیر شدم تا اینکه شرایطی مهیا شد و تونستم با دختر خانم صحبت کنم. 

    ابتدا به شماره واتس اپ شون پیام دادم و بعد کمی احوال پرسی دلیل این پاسخ شون رو پرسیدم (همین که گفتن فعلا قصد ازدواج ندارن) و ایشون گفتن که میخواستن من معطل نشم و دلیل خاصی نبوده.  

    بعد بنده کمی توضیح دادم که چقدر دوست شون دارم و چه سختی هایی این مدت کشیدم که قرار شد فعلا تا درس شون تموم بشه. بدون اینکه کسی در جریان باشه این موضوع بین خودمون بمونه.

    تا اینجا همه چی خوب بود تا اینکه بعد که حضوری همدیگه رو دیدیم (قبلا هم دیده بودیم البته) بعدش ایشون کلا یه جور دیگه شد! مثلا میگفتن حسی به من ندارن و هیچ کششی نیست که این رابطه رو ادامه بدن. و اینکه کسی هم تو زندگی شون نیست و این حرف ها. واقعا جا خوردم اینکه تا چند روز قبل همه چیز خوب بود اما الان بر عکس شد.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۰ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۷۸۲ بازدید توسط ۱۴۵۶ نفر
    • سه شنبه ۱۴ خرداد ۹۸ - ۱۵:۳۲

    گریه ی یه مرد عاشق رو کی دیده ؟

    دوستش داشتم. ولی هیچ وقت بهش نگفتم، 7 سال پیش با هم آشنا شدیم. 7 سال تمام توی زندگیم بود. جلو چشمام بود، میدیدمش، حرف میزدیم، تلفن میزدیم، ولی بهش نگفتم، نتونستم بگم. 

    هیچ علامتی نشون نمیداد که بفهمم منو میخواد یا نه، هیچ حرکتی، هیچ رفتاری، نه مستقیم نه غیر مستقیم، نه حتی نشونه ای، منتها باهام خیلی مهربون بود، خیلی حرفم رو گوش میداد، بین همه احترام خاصی واسه من قائل بود، دختر خوبی بود، ناز بود، خوش رفتار بود، همیشه میخندید، خنده روی لباش بود، معصوم بود، ساکت بود، به دلم نشسته بود، نتونستم بگم و نگفتم.

    گذشت و گذشت و همین جوری گذشت همه ش،  از قبل عید ازش خبر نداشتم، سه ماهی بیشتر نمیشد، تا دو ماه پیش یه روز دیدم پسر داییم بله برونشه و ما رو هم خبر کردن وقتی رفتم در کمال ناباوری دیدم عروس داییم شده. چشم های معصومش، لبخندهای ملیحش، صورت آرومش، دستای مهربونش مال پسرداییم شده.

    گفتن سه ماه پیش رفته شهرداری، چند تا کار اداری انجام بده یکی از پسرهای فامیل همون جا اون رو دیده و ازش آدرس خونه و تلفن باباش رو گرفته و خواستگاریش کرده. دنیا پیش چشمم تیره و تاریکه، نگفتنم یه درد بود، از دست دادنش صد تا درد شد. اینکه اون قدر دنیا کوچیکه که همیشه جلو چشمام باشه و مال نزدیکترین پسر فامیل باشه هزار تا درد. به کی بگم ای خدا.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های پسران (۳۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۲)
    • ۳۳۵۸ بازدید توسط ۲۵۲۶ نفر
    • دوشنبه ۱۳ خرداد ۹۸ - ۱۶:۲۰

    تصمیم دارم تا وقتی کسی ازم خاستگاری نکرده بهش حسی نداشته باشم

    سلام به تمام دوستان

    بچه ها یه چیز واسم سوال شده ...، چیزی که واقعا به هیچ وجه نمیتونم جواب سوالم رو پیدا کنم!، من فکر میکنم یکی از پسراهای فامیل دورمون که اختلاف سنیمون ۳ ساله و نیمه، یه جورایی دوستم داره. از ایشون اطلاعات زیادی ندارم و فقط میدونم که پسر خوبیه (بنا به تعریفات بعضی از افراد فامیل).

    یه چند دقیقه نشستم با خودم عاقلانه فکر کردم، که آیا نگاه هاش از روی علاقه س یا نگاه معمولیه، آیا سلام نکردن هاش دلیل خاصی داره؟ یا به خاطر اینه که بهش سلام نمیکنم اونم سلام نمیکنه؟

    دقت که کردم دیدم هیچ شواهد و دلایل عقلانی واسه اینکه ایشون به من علاقه داره پیدا نکردم و فقط حسم بهم میگه که ازت خوشش میاد! نمیدونم چرا ؟

    من کلا دختر درس خونی هستم، آدم مذهبی هستم (یعنی اینکه واجبات مثل نماز و اهل دوستی با جنس مخالف نبودن و چیزهای دیگه). نمیخوام وقت و عمرم رو صرف کسی کنم که نمیدونم میاد خواستگاریم یا نه، نمیخوام پس فردا که پشت سرم رو نگاه میکنم،بگم ای کاش به حسم اعتماد نمیکردم. ای کاش فرصت های زندگی و خواستگارهام رو به خاطر این پسر از دست نمیدادم.

    راستش رو بخوایین، خودم از این پسر فامیل دورمون خوشم میاد واسه ازدواج. البته من ۴ سالی هست که از ایشون خوشم میاد. ولی نه واسطه دارم نه هیچی، خودمم نمیخوام چه به طور مستقیم و چه غیر مستقیم این کار رو کنم. اصلا خوشم نمیاد.

    فقط به خدا گفتم اگه به صلاحمونه و خوشبخت میشیم، بیاد خاستگاریم البته به صورت رسمی. ولی در حال حاضر خانواده ی اون پسر یکی از دخترهای فامیل شون رو دوست دارن و میخوان به عنوان یک کیس به برادرشون معرفی کنن و فکر کنم معرفی کردن.

    اصلا جگرم کباب شد از این موضوع، و تصمیم گرفتم فراموشش کنم، فراموش که نمیشه، اصلا دیگه بهش فکر نکنم. چون شاید اون پسر منو اصلا دوست نداشته باشه. خیلی دلم واسه روزها و وقت هایی که بهش فکر میکردم میسوزه.

    من به خاطر ایشون اواخر سال اول دبیرستان و کل سال دوم دبیرستان فقط به ایشون فکر میکردم، و افت تحصیلی پیدا کردم.

    ولی سال سوم و سال پیش دانشگاهی و همچنین الان، وضعیت روحی و درسیم برگست به روال قبل و خوب پیش رفت و خوب داره پیش میره خدا رو شکر.

    گاهی اوقات به یادش می افتم ولی این جوری نیست که منو از درس و زندگی و هنرهای دیگه بندازه و غافل کنه.

    نمیخوام بهش فک کنم، چی کار کنم؟

    اگه سهم من یه پسر دیگه باشه، دلم واسه اون پسر میسوزه، چون به جای اینکه عشق اولم باشه، عشق دوممه.

    البته من وقتی ازدواج میکنم فقط و فقط عشق و علاقه به همسرم دارم و فکرم فقط متوجه همسرمه نه فرد نامحرم دیگری. که این اسمش میشه خیانت. که من اصلا اهل خیانت نیستم.

    و دیگه گفتم قبل ازدواج، اجازه ی عاشق شدن به خودم ندم، یعنی تا وقتی کسی ازم خاستگاری نکرده بهش حسی نداشته باشم. چون من پسر نیستم که بتونم از فرد مورد علاقم خاستگاری کنم،البته دختر میشه خاستگاری کرد ولی من دوست ندارم‌.

    بگین من چی کار کنم؟ تا تصویرش اومد به ذهنم، فکرم رو به چی مشغول کنم؟


    مرتبط:

    به پای عشقی که فکر میکردم درسته همه خواستگارهام رو رد کردم

    چرا خدا منو به پسر مورد علاقم نرسوند ؟

    عاشق پسر داییم شدم ولی اون بی توجهی می کنه

    عشق یه طرفه سخته واسه دختر ...

    پسر مورد علاقم منو خواهر خطاب کرد

    انگاری فقط اومده بود تا دلِ منو ببره

    شکست عشقی برای خانم ها سخت تره

    چطور بعد از شکست عشقی و عاطفی خودم رو جمع و جور کنم؟

    کمک به فراموشی شکست عشقی یه دختر




    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۱ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۹۰۵ بازدید توسط ۷۶۰ نفر
    • پنجشنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۸ - ۱۵:۰۳

    حس منفی به عشق و ازدواج پیدا کردم

    سلام دوستان 

    راستش نمیدونم از کجا شروع کنم پیرامون مشکلات عاطفی اخیرم سوالاتی برام بوجود آومده ؛

    من یه دختر 20 ساله هستم که یه مدت پیش شکست عاطفی رو تجربه کردم به پسری علاقه مند شدم ولی ایشون بهم نشون داد که علاقه ای به من نداره، راستش این دومین باری بود که حس عشق رو تجربه کردم .

    حدود 4 سال پیش هم به پسری علاقه داشتم اون پسر هم منو دوست داشت ولی نه تنها به هم نرسیدیم بلکه تا همین یک سال پیش حسرت دوباره دیدنش هم توی دلم بود . نزدیک ترین دوستم باخبر بود و اغلب سرزنشم میکرد و میگفت تو الان به اون فکر میکنی ولی اون شاید حتی تو رو به یاد نمیاره ! و در ضمن از قضیه علاقه ی من به این فرد جدید هم خبر داره .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۱ مطلب مشابه) روابط اجتماعی دختران (۱۸۴ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۹۴۰ بازدید توسط ۷۹۴ نفر
    • پنجشنبه ۴ بهمن ۹۷ - ۰۹:۱۰

    چگونگی به دست آوردن دل دختری که شکست عشقی خورده

    سلام دوستان وقت تون بخیر

    یه راست میرم سر اصل مطلب. من یه همکلاسیم دارم که واقعا جای برادرم هستن ایشون یه مشکلی عاطفی براشون پیش اومده و میاد پیش من درد و دل و به قولی کمک و مشاوره.

    مشکل این بنده خدا اینه یه دختری رو دوست داره و باهاش در قالب رابطه محترمانه و رسمی در ارتباطه که دختره تازه شکست عشقی خورده ( حدودا 2 ماه. حالا جریانش رو کاری نداریم) و داره با خودش برای فراموش کردن اون عشق قدیمی کار میکنه . این همکلاسی منم در جریان این موضوع هست. ولی به خاطر این موضوع شکست عشقیش دختره نمیتونه دلش رو به این همکلاسی من بده و اینو توی عکس نوشته های پروفایلش یه جورایی غیر مستقیم داره میگه . 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ابراز علاقه برای ازدواج (۶۳ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۷۲ مطلب مشابه) قبل از ازدواج لازم است بدانید (۲۷۱ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۱۲۱۵ بازدید توسط ۹۹۷ نفر
    • شنبه ۲۹ دی ۹۷ - ۱۹:۰۲

    چرا خدا منو به پسر مورد علاقم نرسوند ؟

    سلام به تموم خانواده برتری های گل 

    بچه ها من و دوستم ۱۸ سالمونه، یه مشکل اینجاست، مثل یه بن بست !

    دوستم وقتی ۱۴،۱۵ سالش بود عاشق یه پسر از فامیل دورشون شده، اون پسر الان ۲۲ سالشه فکر کنم. الانم همین دوستم هم دانشگاهیمه، و برام تعریف کرد:

    من عشقم هوس نیست، حس زود گذر نیست، عشقم واقعیه! 

    گفتم: چرا عاشقش شدی؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۸۶ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۲۵۳۵ بازدید توسط ۲۰۶۷ نفر
    • پنجشنبه ۲۰ دی ۹۷ - ۱۸:۴۳

    یک سال بعد از شکست عشقی شوهرم، باهاش ازدواج کردم

    سلام 

    من چهل ساله و سه تا فرزند دارم. در سن بیست و دو سالگی ازدواج کردم بدون تحقیق از همسرم رو شتاختی که از خانوادش داشتم جواب مثبت داده و وارد زندگیش شدم، البته بانی ازدواج من با همسرم مادرش بوده با این حال الان نزدیک بیست ساله دارم با تحمل مشکلات زندگیم باهاش زیر یه سقف زندگی را سپری می کنم ، فقط به خاطر فرزندام .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) مسائل زناشویی خانم ها (۵۴۳ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۲۷۲۲ بازدید توسط ۲۱۰۱ نفر
    • پنجشنبه ۱۷ آبان ۹۷ - ۲۰:۳۰

    با دوستم که شکست عشقی خورده چطور رفتار کنم ؟

    سلام

    یکی از رفقا که مثل داداشمه و خیلی با هم صمیمی هستیم حدود یه سال تو یه رابطه بود با دختری که میگفت خیلی دختر پاک و خوبیه و همه جوره دختره رو دوست داشت و با اینکه رفیقم نوزده سالشه ولی واقعا دختر رو واسه ازدواج میخواست و کلی هم برنامه داشت واسه پول در آوردن.

    خلاصه کلام نزدیک عید میشه و دختره هم کنکور داشته، رفیقم میبینه که کنکور داره گفته چهار ماه خیلی کم باهاش باشم و باهاش حرف بزنم و اینا که تمرکزش رو درسش باشه و به دختره میگه که این چهار ماه خوب بخون و اینا و با اینکه خیلی واسه رفیقم سخت بوده تحمل میکنه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۱۱۴۱ بازدید توسط ۹۴۴ نفر
    • چهارشنبه ۹ آبان ۹۷ - ۱۸:۵۴

    دختر مورد علاقه برادرم ازدواج کرده و الان همسایه هستیم

    با سلام
    قضیه از اون جا شروع شد که ما رفتیم خواستگاری دختر همسایه برای برادرم، اما در کمال ناباوری دختره جواب منفی داد.

    از اون جا میگم ناباوری که اون دختر با چراغ سبز خودش و ابراز علاقمندی به برادرم باعث شد برادرم بهش فکر کنه ! در مجموع رفتار و کلام اون دختر در مورد برادرم خیلی تابلو بود . جلوی خانواده ما خیلی راحت اسم کوچک برادرم میگفت و چندین بار خودش چراغ سبز داده بود. به گفته  برادرم به بهانه کتاب و جزوه و اینا میومد در خونه مون! وقتی برادرم در یک سازمان دولتی امریه گرفته بود و برای تحقیقات محلی اومده بودن دختره اومد با ذوق و شوق فراوان میگفت زنگ زدن خونه شون از برادرم تحقیق محلی کردن !


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۶)
    • ۲۱۷۵ بازدید توسط ۱۷۵۲ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۳۲

    کی میگه دل به دل راه داره ؟!

    سلام

    من حدودا یک سال پیش یک متن در این وبلاگ گذاشتم با این عنوان ( دختر عموم رو دوست دارم اما نمیدونم چیکار کنم ) پس لطفا قبل اینکه ادامه این نوشته رو بخونین متن یک سال پیش رو نگاهی بندازید.

    واقعا امروز دلم گرفته، یه چیزایی هست که آدم به هیچ کسی نمیتونه بگه. فقط میخواد حرفاش رو بزنه و یکی گوش بده ... .

    من تو این یک سال خیلی اونجا رفتم و اومدم خودمو نشون دادم یه جورایی ( منظورم ادا نیست بلکه خود خودیم رو ) و چند وقت پیش هم دانشگام تموم شد و لیسانس گرفتم . تو این مدت شکر خدا یه ماشین هم گرفتم (پراید).

    این چند وقت که میرفتم و میومدم عموم خیلی تحویلم میگرفت و معلوم میشد که خوشحال هست و همچنین زن عموم. خلاصه منم چند روز پیش دل رو زدم به دریا به مادرم گفتم که بهشون بگه من دخترشون رو دوست دارم ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۰ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۴ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۷۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۲۸۳۱ بازدید توسط ۲۲۸۱ نفر
    • يكشنبه ۲۱ مرداد ۹۷ - ۱۹:۱۶

    عشقم رو بردن ، نمی دونم چکار کنم ؟

    سلام خدمت همه عزیزان

    پسری هستم 22 ساله ، چهره معمولی ، اخلاق متوسط ، دانشجو ، سربازی نرفته و جویای کار ( هیچ جا کار برایم نیست و همه جا برای کار میرم اما قبولم نمیکنن ، خیلی جاها دلایل غیر منطقی برام آوردن و ردم کردن ... ) عاشق دختری شدم چند سال کوچکتر از خودم ... باهاش صحبت کردم و خواستم قرار ازدواج بذارم اما خانواده دختر به علت اینکه من سربازی نرفتم و بیکارم خیلی راحت منو پس زدن و پیچوندن که انشاء الله درست میشه و در آینده ...
    اون دختر هم منو دوست داره و جلوی مادرش وایساده اما گفتن نه زندگی اینجوری نیست و خرج داره و ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۲۴۰۱ بازدید توسط ۱۹۳۹ نفر
    • پنجشنبه ۳۰ شهریور ۹۶ - ۱۹:۵۹

    خبر نامزد کردن دختر مورد علاقه م رو شنیدم

     سلام

     پسری مجرد هستم با 31 سال سن و تحصیلکرده .  صادقانه بخوام بگم خیلی سخته که کسی رو 2 سالی دوست داشته باشی و اون هیچی ندونه . خیلی سخته که تو تمام رویاها و آرزوهات اون یه جایی داشته باشه و خودش هیچی ندونه . خیلی سخته که به انگیزه زندگی با اون سخت کار بکنی و کار بکنی و کار بکنی و اون هیچی ندونه . خیلی سخته که تو تاریک ترین شبهای زندگیت تک و تنها باشی و تنها دلخوشیت فکر کردن به اون باشه و اون هیچی ندونه ، خیلی سخته که کسی رو خیلی بخوای و از ترس رسوایی حرفی نزنی تا بخیال اینکه وقتی موقعیتت جور شد حرف دلت رو باش بزنی و اون هیچی از دلت ندونه .

    خیلی خیلی خیلی سخت تر اینه که وقتی یه روز خسته از سرکار برگردی خونه، ناغافل و خیلی غیر منتظره خبر نامزد کردنش رو بشنوی ....  دنیا رو سرم آوار شد،  امید و آرزوهام ....   دلم خیلی گرفته ست، خیلی....
    حالا چیکار کنم با این دلم؟ 

    چطوری آرومش کنم؟  چطوری!؟

    خوشا روزی که این دنیا سرآید __ قیامت با قیام محشر آید
    بگیرم دامن عدل الهی
    __ بپرسم کام عاشق کی برآید؟
    چه بی اثر می خندم
    __ چه بی ثمر می گریم
    به ناگاهی چرا رسوا شدم من
    __ چرا عاشق چرا شیدا شدم من


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۹۰ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۳)
    • ۲۵۱۷ بازدید توسط ۱۹۸۷ نفر
    • جمعه ۱ مرداد ۹۵ - ۲۱:۴۲

    نظرم نسبت به عشق کن فیکون عوض شد

    با سلام 
    ساده مینویسم و خلاصه میگم :
    دختری هستم بالای 26 که همیشه سعی کردم نجیب باشم  تا حالا با پسری دوستی نکردم چون اعتقاداته خودمو دارم اما با توجه به بالا رفتن سن منتظر اتفاق ازدواج بودم.
    همیشه به این اعتقاد داشتم که عشق و ازدواج باید در مسیر زندگی اتفاق بیفته نه اینکه ادم با زور بخواد ازدواج کنه. به عشق تا به این سن اعتقاد داشتم چون خودم آدم دل نازک و احساساتی هستم و عشق های رمان هایی که میخوندمو در واقعیت تصور میکردم.
    ولی پسری وارد زندگیم شد که با دختری دیگه بهم خیانت کرد و رابطه داشت. با خودم گفتم که هیچ انسانی ناپاک بدنیا نمیاد همه ی ادما پاک به دنیا میان ولی خودشون انتخاب میکنن که پاک زندگی کنن یا نه.

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۱۳۴۰ بازدید توسط ۱۰۸۹ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ مهر ۹۴ - ۲۲:۲۱

    من بخاطر عشق همه چی رو باختم

    سلام
    دختری 30 ساله هستم که 4 سال با پسری به قصد ازدواج دوست هستم. از همون اول حرف ازدواج بود ولی بخاطر مخالفت خانوادش تا الان متاسفانه طول کشیده.

    توی این مدت بعضی وقتا که با هم بودیم متاسفانه به رابطه لمسی از سمت ایشون رسید که من همیشه از اینکار ناراحت میشدم و هستم ولی ما دخترا متاسفانه همه چی مون و میذاریم پای پسرا ، پا گذاشتم رو اعتقادم.

    میشه گفت عشق کورم کرده بود جز اون هیچی نبود. اما الان حس خوبی بهش ندارم چون مجبورم کرد پا روی خواسته های خودم بذارم و مخالفت های بیجا و زیاد خانوادش منو به یه آدم عصبی و پرخاشگر تبدیل کرده.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه) دوستی به قصد ازدواج (۱۱۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۱۸۵۰ بازدید توسط ۱۵۴۴ نفر
    • يكشنبه ۵ مهر ۹۴ - ۲۰:۱۵

    کلا عشق رو از زندگیم پاک کردم

    سلام بچه ها
    من 24 سالمه . تا پارسال خانوادم نمیذاشتن ازدواج کنم. از امسال اصرار دارن ازدواج کنم! من سر از کارشون در نمیارم اصلا. اون موقع ها که من عاشق کسی بودم نذاشتن الان که هیچ کس رو دوست ندارم و دیگه نمی تونم پسری رو دوست داشته باشم میگن ازدواج کن.

    به خاطر خانوادم با چند نفر آشنا شدم بر خلاف میل خودم. اما همشون دنبال ... بودن. هیچ کدوم برای ازدواج مناسب نبودن. با این که از مکان های فرهنگی انتخاب شون کرده بودم. کلا ناامید شدم. چرا پسر پاک وجود نداره؟
    با این که حتی حاضرم با کسی ازدواج کنم که از همه لحاظ سطح پایین تر از خودم باشه از همه لحاظ معمولی باشه باز هم نمی تونم پیداش کنم

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۱۳۵ بازدید توسط ۹۸۳ نفر
    • جمعه ۳ مهر ۹۴ - ۲۲:۰۰

    چیکار کنم که دست از سرم برداره و عشقم نسبت بهش بر نگرده

    سلام

    من دختر 22 ساله هستم داستان من از اون جایی شروع میشه که در سن 17 سالگی پسر که 7 سال ازم بزرگ تر بود عاشقم شد از اقوام دور  همه جا مواظبم بود سه سال بهش جواب ندادم یا بهتر بگم امتحانش میکردم ولی شدید عاشقش شده بودم اون از خانواده مذهبی بود من فکر میکردم خواستگاره  چون خودم خدا برا مهم بود اصلا تو باب دوستی نبودم بعد سه سال بهش پیام دادم اون خوشحال شد گفت بخاطر شرایط ازدواج نمیشه من خواهر بزرگ تر و اون برادر بزرگ داشت.

    اون با تصورات من دنیا فرق داشت اون ظاهر خیلی مذهبی ولی باش که حرف که میزدم حتی میشد گفت دیدش غربی بود .

    راستش نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی زیبا هستم قد بلند و همه جا خیلی با متانت رفتار میکرد گفت عاشق این چیزات شدم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۷)
    • ۳۴۱۵ بازدید توسط ۲۶۴۳ نفر
    • شنبه ۲۱ شهریور ۹۴ - ۲۲:۳۰

    یک سال پیش یه شکست عشقی بدی خوردم

    سلام
    من یک سال پیش یه شکست عشقی بدی خوردم ولی .تقریبا از 6 ماه پیش عاشق یه دختر شدم ازش خاستگاریم کردم ولی بنا به مسائلی تا حالا نشده کاری کنم ( در واقع از ازدواج بیزارم ولی متاسفانه به جنس مخالف کشش بالایی دارم ) و تو این سن (22) از ازدواج میترسم موندم چکار کنم!

    تقریبا همه چیمم جوره از نظر مالی هم کاملا ساپورت میشم.به نظر شما الان باید با این علاقه و این دختر چکار کنم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۴۶۰ بازدید توسط ۱۲۵۳ نفر
    • يكشنبه ۱۵ شهریور ۹۴ - ۲۲:۴۵

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق ترک خودارضایی فراموشی عشق قبلی اختصاصی خانواده برتر معرفی کتاب قصد ازدواج دختر چادری افسردگی استرس زندگی مشترک مادر شوهر دوران عقد و رابطه حسادت خیانت عشق یک طرفه شکست عشقی جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری تحصیل در دانشگاه پیام نور پست های ویژه پست های پیشنهادی کاربران آرامش جلسه اول خواستگاری سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق نیاز عاطفی وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم شناخت خواستگار فشار جنسی مطالب سعید کرمی رشته پزشکی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه ابراز علاقه مطالب اسی $ پشت کنکور پزشکی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر موفقیت دوران مجردی نیاز جنسی حیا در دختران کنکور تجربی پشت کنکوری ها درونگرایی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم دوست دختر نداشتم مطالب باشگاه خبرنگاران چراغ سبز به جنس مخالف عاشق شدن کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد احساس تنهایی ازدواج با دانشجوی پزشکی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه ازدواج با دانشجو عشق یک طرفه به پسر دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس کمبود اعتماد به نفس ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی تحصیلات خواستگار مسائل روز جامعه عشق اول خواستگارم زشته تقویت زنانگی اعتیاد پدر دختر ترس از ازدواج ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج مطالب بانو لیلا پیدا کردن دختر خوب برای ازدواج