خانواده برتر

ارسال مطلب و پرسش و پاسخ در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی


جدیدترین مطالب
برترین های اخیر
صفحات خاص
صفحات کاربران
آخرین نظرات پست ثابت (خیلی مهم) راهنما

روش جدید آگاهی از ارسال پست های جدید، تائید نظرات و ... (۱۷۴۱ نمایش) - (۳۱ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۸:۰۰)
کنار گذاشتن یه گناه با کمک دل مهربون شما (۳۱۳ نمایش) - (۲۴ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۵۷)
پست مقدماتی آموزش کمک های اولیه (۷۸ نمایش) - (۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۵۰)
هم سطح نبودن ظاهر بعضی از زن و شوهرها (۳۷۶ نمایش) - (۱۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۳۹)
از کجا بفهمم رژی که زدم جلب توجه میکنه یا نه ؟ (۲۲۰ نمایش) - (۱۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۳۷)
بر چه اساسی ظاهر آدم ها رو قضاوت میکنید؟ (۲۰۱ نمایش) - (۱۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۲۵)
در روز قیامت از پدر و مادر ظالم سوال نمیشه ؟ (۱۱۹ نمایش) - (۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۲۲)
راهکار برای ارزشمند تر شدن نظرات شما (۹۹ نمایش) - (۴ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۱۵)
هیچ حرکتی نیست مگر اینکه احتیاح به شناخت دارد (۱۱۴ نمایش) - (۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۱۲)
خانم ها ، از چه هدیه ای خوش تون میاد ؟ (۲۴۵ نمایش) - (۲۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۰۶)
چکار کنم برای بدحجاب شدن و آرایش کردن وسوسه نشم ؟ (۱۸۳۴ نمایش) - (۶۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۰۳)
دیدگاه اطرافیانم در مورد ازدواج، منو کلا از ازدواج متنفر کرده (۳۳۲ نمایش) - (۲۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۰۲)
بیشتر افراد اهل جهنم انسان های بی همسر هستند (۱۳۰۸ نمایش) - (۷۵ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۵۷)
تخریب عزاداری حسینی توسط بعضی از روشنفکر نماها (۴۴۱ نمایش) - (۲۰ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۵۳)
برادر 34 ساله م با وجود داشتن امکانات، تن به ازدواج نمیده (۱۵۷۲ نمایش) - (۷۲ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۴۸)
محدوده دوستی و آشنایی برای یه دختر دانشجو (۶۷۴ نمایش) - (۲۸ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۳۹)
به نمره بالای 60 MSRT نیاز دارم (۲۷۰ نمایش) - (۱۱ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۳۵)
درخواست معرفی بازار کار در زمینه ی شبکه های کامپیوتری و سرور (۱۵۸ نمایش) - (۵ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۱:۰۷)
سایت آلاء ، جایگزینی رایگان برای کلاس های کنکور (۳۹۸ نمایش) - (۱۰ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۱:۰۴)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۶۰۷ نمایش) - (۳۲ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۳۸)
در موقعیت های مختلف چطور سر صحبت رو باز کنیم ؟ (۴۸۶ نمایش) - (۶ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۲۷)
یادمون نره که دنیا محل گذره (۳۰۳ نمایش) - (۹ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۲۴)
دلیل یه آقا برای دعوت همکار خانم به خونه پدریش چیه ؟ (۹۳۵ نمایش) - (۳۲ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۰۴)
تحصیل در رشته مهندسی کامپیوتر در دانشگاه پیام نور (۳۳۲ نمایش) - (۱۰ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۱۹:۴۸)
چکار کنم تمایل به پوشیدن چادر در من دائمی بشه ؟ (۵۷۶ نمایش) - (۳۹ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۱۹:۴۲)
ازدواج مرد متاهل به خاطر نیاز عاطفی با یه زن بیوه (۳۵۴۶ نمایش) - (۱۶۹ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۴۴)
کسب درآمد برای یه دختر دبیرستانی (۱۲۱۳ نمایش) - (۵۷ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۹)
سوال در مورد یادگیری طراحی وب (۲۷۸ نمایش) - (۷ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۶)
نحوه امتحان شفاهی حفظ قرآن (۱۰۵ نمایش) - (۷ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۳)
شهدای کربلا چه ویژگی هایی داشتند ؟ (۲۰۵ نمایش) - (۹ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۱)
ازدواج با پسری که در خانواده با کسی رابطه نداره (۱۵۱۷ نمایش) - (۴۲ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۵۹)
انصراف از دانشگاه و شرکت مجدد در کنکور (۳۹۶ نمایش) - (۱۰ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۴۳)
یک تجربه واقعی برای بیماران لاعلاج (۶۲۱ نمایش) - (۲۸ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۳۹)
تو بهشت باید خورد و خوابید و ... ؟! (۶۷۱ نمایش) - (۲۴ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۳۵)
دختر مورد علاقه برادرم ازدواج کرده و الان همسایه هستیم (۱۴۶۵ نمایش) - (۳۵ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۳۲)
ما چند سال با هم بودیم ... (۱۰۰۸ نمایش) - (۱۷ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۲۱)
چکار کنم بهم نگن تنبل ؟ (۵۰۵ نمایش) - (۱۹ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۱۵)
باید به استخاره ای که کردم عمل کنم ؟ (۵۱۶ نمایش) - (۲۶ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۱۲)
تولید فیلم و سریال برای ترغیب جوانان به ازدواج (۱۰۹۵ نمایش) - (۵۹ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۸:۱۹)
می خوام در شهر گرگان به تنهایی زندگی کنم (۷۰۵ نمایش) - (۱۸ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۸:۱۱)
برای رسیدن به موفقیت، روزانه چند ساعت تلاش می کنید ؟ (۴۸۰ نمایش) - (۷ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۶:۵۴)
آیا شماره گرفتن از خانم هم کلاسی در دانشگاه کاری بدی است؟ (۱۴۳۷ نمایش) - (۴۸ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۶:۳۴)
انتظار برای پیدا شدن فرصت شغلی مناسب یا کار با حقوق کم ؟ (۵۰۱ نمایش) - (۱۰ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۶:۲۲)
مسئول تولید محتوا دقیقا کارش چیه ؟ (۳۹۲ نمایش) - (۶ نظر) (دوشنبه ۲۶ شهریور ۹۷ - ۱۷:۳۳)
می ترسم خواستگارم بعد ها هم ساکت و آروم باشه (۱۴۹۱ نمایش) - (۳۷ نظر) (دوشنبه ۲۶ شهریور ۹۷ - ۱۷:۲۴)
چرا یک سریال درباره شفا یافتگان طب اسلامی ساخته نمیشه ؟ (۱۶۳۲ نمایش) - (۱۵۲ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۵۱)
صفات شیعیان از زبان ائمه علیهم السلام (۳۷۳ نمایش) - (۱۵ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۴۷)
حسرت های زندگی تون چیه ؟ (۲۰۵۷ نمایش) - (۸۲ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۴۳)
عاشورا نزدیکه کسی حاجتی نداره؟ (۱۸۵۷ نمایش) - (۲۰۷ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۳۲)
تجربیات شما در مورد درمان بیماری ها با داروی جامع امام رضا (ع) (۵۵۹ نمایش) - (۲۹ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۲۹)

چکار کنم برای بدحجاب شدن و آرایش کردن وسوسه نشم ؟ (۱۸۳۴ نمایش) - (۶۳ نظر)
سوالات یه پسر آروم درباره ازدواج (۴۱۴۸ نمایش) - (۱۲۳ نظر)
ازدواج شانسیه یا میشه سرنوشت مون رو خودمون انتخاب کنیم ؟ (۱۶۲۹ نمایش) - (۳۶ نظر)
دیگه تحمل این همه ناکامی رو ندارم (۱۸۸۱ نمایش) - (۴۹ نظر)
چرا آقایون علت جواب نه رو نمی پرسند؟ (۲۷۴۳ نمایش) - (۸۵ نظر)
یه پسر دوست دختر دار می تونه عاشق بشه ؟ (۱۶۱۳ نمایش) - (۴۱ نظر)
بهمن بهمنی اصل ازدواج کرد (۲۴۴۲ نمایش) - (۱۰۶ نظر)
میخوام یک لیست از کارهای خیر داشته باشم (۹۰۶۳ نمایش) - (۵۷ نظر)
منم مثل بقیه جوون ها نیاز به ازدواج دارم اما ... (۲۰۹۴ نمایش) - (۶۲ نظر)
ازدواج پسر دهه شصتی با دختر دهه هفتادی با 12 سال اختلاف سن (۳۱۵۷ نمایش) - (۱۲۸ نظر)
از آمریکا نمی ترسیم ! (۱۸۳۰ نمایش) - (۱۰۱ نظر)
ما آقایون چه رفتار و پوششی باید داشته باشیم ؟ (۲۰۶۳ نمایش) - (۱۱۲ نظر)
ازدواج موقت با زنا چه تفاوتی داره ؟ (۱۶۲۹ نمایش) - (۷۸ نظر)
یه دختر هم می تونه به خاطر زیبایی پسری رو دوست داشته باشه ! (۱۴۹۲ نمایش) - (۵۰ نظر)
27 ساله شدم، دلم می خواد یک مرد کنارم باشه (۴۲۱۶ نمایش) - (۱۶۴ نظر)
رفتارهای ناپسند بعضی از آقایون در اماکن عمومی (۱۹۴۴ نمایش) - (۴۹ نظر)
با افرادی که مانع ازدواجم شدند چه برخوردی بکنم ؟ (۱۷۴۹ نمایش) - (۵۸ نظر)
رفتارهای ناپسند بعضی از خانم ها در اماکن عمومی (۲۳۷۹ نمایش) - (۶۰ نظر)
ما پسران نباید با زندگی مون قمار کنیم (۲۰۲۶ نمایش) - (۹۶ نظر)
چه جوری ازش دل بکنم ؟ (۱۶۸۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
نظر شما درباره سریال پدر که از شبکه ۲ پخش میشه چیه ؟ (۵۵۲۸ نمایش) - (۱۲۴ نظر)
چرا بعضی از آقایون متاهل حلقه ازدواج شون رو دست نمیکنن ؟ (۱۶۹۷ نمایش) - (۵۶ نظر)
نمیخوایم با یه تواب ازدواج کنیم، مگه زوره ؟ (۲۱۶۷ نمایش) - (۹۶ نظر)
راضی ام که مهریه ام رو ببخشم و توافقی جدا بشیم ولی ... (۱۶۶۴ نمایش) - (۶۱ نظر)
برای ازدواج، به دختران مانتو پوش باحجاب هم فکر کنم؟ (۱۵۵۲ نمایش) - (۶۱ نظر)
می خوام ازدواج کنم ولی به خاطر لاغری اندامم خواستگار ندارم (۱۸۸۷ نمایش) - (۶۳ نظر)
فکر می کنم به خاطر قدم که 172 هست ، کم خواستگار دارم (۱۷۶۶ نمایش) - (۵۲ نظر)
آیا سر نوشت منه پسر مجرد که تا الان پاک بودم باید این باشه؟ (۱۷۱۸ نمایش) - (۴۱ نظر)
نمی خوام دیگه کسی تو زندگیم به اسم دوست پسر باشه (۲۶۱۸ نمایش) - (۶۹ نظر)
دختران چادری، مسلمان و مذهبی واقعی باشید (۱۶۷۸ نمایش) - (۸۳ نظر)
در ازدواج، دختر چه امتیازی قراره به پسر بده ؟ (۱۶۷۶ نمایش) - (۵۴ نظر)
ازدواج با پسری که به برابری حقوق زن و مرد اعتقاد داره (۲۲۸۵ نمایش) - (۱۵۰ نظر)
چرا بعضی ها ازدواج رو یه غول وحشتناک می بینن ؟ (۱۸۰۰ نمایش) - (۶۴ نظر)
وقتی تو رو می بینیم ... (۱۷۹۳ نمایش) - (۷۴ نظر)
کنار اومدن با پسران باغیرت ولی بی پول (۲۳۹۶ نمایش) - (۶۳ نظر)
جمع بندی دو پست پیدا کردن دختر چادری و شروط ازدواج (۱۶۵۹ نمایش) - (۷۷ نظر)
موانع ابراز علاقه بعضی از پسران به یک دختر باوقار (۱۹۱۹ نمایش) - (۳۳ نظر)
خونه مون شده عین یه هتل (۱۵۱۹ نمایش) - (۴۶ نظر)
نمیتونم که تا 60 سالگی عفت پیشه کنم (۳۴۳۹ نمایش) - (۱۲۲ نظر)
بعد از ازدواج فهمیدم که همسرم قبلا ... (۲۸۵۹ نمایش) - (۸۴ نظر)
فهمیدم نامزدم قبلا دوست پسر داشته ، در مرحله قبل طلاق هستیم (۵۱۴۹ نمایش) - (۲۴۳ نظر)
سوال حیاتی از دختران چادری و مذهبی واقعی (۲۲۵۹ نمایش) - (۸۰ نظر)
دست درازی در راهپیمایی روز حجاب و موقع تشیع 13 شهید (۲۰۱۸ نمایش) - (۷۳ نظر)
خودم رو برای مجرد موندن آماده کردم (۱۶۸۴ نمایش) - (۳۹ نظر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۲۷۶۷ نمایش) - (۵۰ نظر)
پیدا کردن دختر چادری واقعی و مناسب برای ازدواج (۲۳۲۸ نمایش) - (۱۰۹ نظر)
علت نگاه های پسران به خودم رو نمی فهمم (۱۹۶۹ نمایش) - (۷۷ نظر)
خواستگارم با فانتزی هام تفاوت داره (۱۵۶۶ نمایش) - (۳۳ نظر)
خواستگاری دارم که نمیتونم ازش دل بکنم (۱۴۱۲ نمایش) - (۲۰ نظر)
جلب توجه با پوشش هم حدی داره (۲۲۷۲ نمایش) - (۸۹ نظر)

صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۶۰۷ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۹۸۵ نمایش) - (۹۰ نظر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۱۰۴۷ نمایش) - (۳۴ نظر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۱۲۲۲ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۸۸۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۱۰۱۰ نمایش) - (۴۵ نظر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۲۶۹۱ نمایش) - (۵۷ نظر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۲۷۶۷ نمایش) - (۵۰ نظر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۷۱۰ نمایش) - (۲۰ نظر)
راهکارهای صرفه جویی در آب، برق، گاز و ... (۵۲۷ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۲۶۹۰ نمایش) - (۵۶ نظر)
پیشنهاد ایجاد صفحه برای رشته های مختلف تحصیلی (۴۲۳ نمایش) - (۴ نظر)
داستان ماجراهای ساختمان خانواده برتر (۷۷۵ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه معرفی مشاور خانواده به تفکیک استان (۴۵۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه معرفی روانشناس به تفکیک استان (۳۵۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه کنکوری های 98 - پست اول (۲۱۳۳ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه گفتگوی گوهران کشف نشده (۵۶۳۳ نمایش) - (۳۲۲ نظر)
صفحه گفتگوی پسران درک نشده (۱۸۱۷ نمایش) - (۲۳ نظر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های 97 - (2) (۳۸۸۹ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه گفتگوی تک فرزندان خانواده برتر (۳۹۶ نمایش) - (۰ نظر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های 97 (۴۵۱۹۰ نمایش) - (۸۵۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۹ نمایش) - (۴ نظر)
خاطرات جالب و خنده دارتون رو بگید (۲۸۴۷ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه ی طنز پردازان خانواده برتری (۳۷۱۲ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۳۶۳۵ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (۴۴۸۴۰ نمایش) - (۳۹۸ نظر)

درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۸۲۶۴ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۲۱۰ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۲۳۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۲۸۰ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۵۶۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۲۶۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۵۲۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۰۶ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۳۰۴ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۲۶۲ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۲۳۷ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۴۲۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۴۳۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۲۸۸ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۳۸۰ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۲۹۳ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۳۷۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۱۷۰۱۸ نمایش) - (۲۳۴ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۵۴۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۲۸۶۰ نمایش) - (۱۶۳ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۷۱۰ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۹۴۷ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۷۵۰ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۱۲۲۳ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۱۰۴۲ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۴۳۶۹ نمایش) - (۱۹۷ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۸۳۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۹۹۶ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۷۱۲ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۱۳۳۵ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۱۵۴۷ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۳۹۴۵ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۰۵۹ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۱۶۱ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۲۱۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۱۳۸۹ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۱۲۳۶ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۵۱۹۰ نمایش) - (۳۲۱ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۱۵۱۳ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۱۳۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۱۶۱۶ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۶۵۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۹۵۵ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۰۰۴۰ نمایش) - (۷۴۱ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۶۳۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۲۰۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۷۶۲۲ نمایش) - (۲۳۴ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۴۶۸۲ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۸۹۷ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۳۶۶۰ نمایش) - (۱۰۰ نظر)


۳۱ مطلب با موضوع «فراموش کردن عشق قبلی» ثبت شده است

به دکترم علاقمند شدم، چطور فراموشش کنم ؟

سلام
من خانمی بیست و شش ساله هستم . چند سال پیش برای مشاوره , پیش آقای دکتری رفتم . نتیجه های خوبی هم گرفتم , ولی مشکل این جاست که من یه جورایی از آقای دکتر خوشم اومد . احساس می کردم تنها کسی است که درکم می کنه , همچنین از پخته و فهمیده بودنشون هم خوشم اومد . در اون زمینه خاص مشکلاتم برطرف شد ولی در اصل یه مشکل دیگه جایگزین شد .
من اتفاقا در یک سری مسائل باهاشون موافق نیستم از نظر سنی هم خیلی مناسب هم نیستیم ولی احساس می کنم اخلاقش خیلی به من نزدیکه و خیلی مناسب منه ,در کل شناخت زیادی از خودش و خانواده ش ندارم , ولی الان چند ساله که لحظه به لحظه دارم فکرش رو می کنم .

↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۰۳۶ مطلب) فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۶) پاسخ های مردم
    • ۱۳۹۶ بازدید توسط ۱۱۶۷ نفر
    • يكشنبه ۱۱ شهریور ۹۷ - ۱۸:۰۷

    هر چه کسی در این دنیا بهتر باشد بیشتر بدی می بیند ؟!

     سلام

    سال عاشق دختری بودم که واقعا خانم بود ،چون در دو شهر دور از هم بودیم به طور معمول سالی یک بار همو می دیدیم ولی این عشق دوری و مسافت سرش نمی شد و همچنان پایدار بود.

    در مدت این 7 سال عاشقی سال به سال بهتر می شناختمش و می فهمیدم که چه دختر متین و با ادب و با شخصیت و مهربان و با وقار و خوش اخلاق هست. و از یک طرف بیشتر برای وصال بهش پایدار می شدم. تا روزی به این فکر کردم که قانونی هست که می گوید هر چه کسی در این دنیا بهتر باشد بیشتر بدی می بیند و سختی می کشد و این بود که در مدت یک سال به فکر فراموش کردن او بودم تا نهایتا در یک ماه پیش تصمیم قطعی گرفتم که دیگر به او فکر نکنم.


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۱۵۸ مطلب) مسائل دختران جوان (۲۰۳۶ مطلب) فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶۳) پاسخ های مردم
    • ۱۴۵۶ بازدید توسط ۱۱۳۷ نفر
    • يكشنبه ۲۱ مرداد ۹۷ - ۲۳:۵۹

    چه جوری ازش دل بکنم ؟

    2 مرداد 97 :

    سلام

    الان ما تموم کردیم، یعنی به صورتی بوده که کلا خودمم بخواهم دیگه نمیتونم باهاش ارتباط داشته باشم ... ،خطم رو عوض کردم، اونم خطش رو عوض کرده ... .دارم از دوریش دیوانه میشم خیلی سخته برام .
    اولین بار که دیدمش رو هیچ وقت یادم نمیره و خنده هاش ... اشکم در میاد  ،بعد کار باباش یه جوری شد رفتن شهرستان  ،ولی ارتباطمون رو داشتیم  ، دلم میخواد برم داد بزنم ...گریه هاش رو پشت تلفن یادم نمیره دلم براش یه ذره شده ،بهم گفت که بدون تو میمیرم ... منم دارم بدون اون میمیرم ،همه خاطراتش جلو چشمم هست ، تمام حرکاتش ،من پسر درس خونی هستم و جدایی مون فقط واسه درسم بوده و درسش ،دو تا مون از درس افتاده بودیم ،خیلی ضعیف شدم تو درس ، با بچه ها میرم کتابخونه و اون ها درس میخونن منم به عشقم، عزیز دلم و ...فکر میکنم . دارم به جنون میرسم  ،دلم خیلی براش تنگ شده ،قدر یه دنیا تو درس خوندنم همش خط خطی میکنم هیچی نمیفهمم .

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۱۵۸ مطلب) فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب) قطع رابطه با جنس مخالف (۱۶ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۱) پاسخ های مردم
    • ۱۶۸۷ بازدید توسط ۱۴۴۰ نفر
    • سه شنبه ۲ مرداد ۹۷ - ۲۰:۳۱

    چطور عشق را فراموش کنیم ؟

    سلام

    فراموش کردن هر چیزی من جمله عشق به یک انسان ! فقط یک راه طبیعی داره . اگه موفق بشید کاری کنید که روز به روز کمتر به اون شخص یا شی فکر کنید ، بعد از مدتی فکر اون شخص چنان در ذهن شما کم رنگ میشه که نمی تونه برای شما اذیت کننده باشه .

    طبیعتا ذهن ما دکمه ی Delete نداره ، بنابراین با روال طبیعی نمیشه کاری کرد که کلا فکر یک شخص یا یه اتفاق ناخوشایند رو از ذهن مون حذف کنیم . فقط می تونیم اون رو یه گوشه از ذهن مون بایگانی کنیم که گاهی ممکنه به خاطر دیدن اون شخص یا ... دوباره به یادش بیافتیم که اونم آزار دهنده نیست .

    مرگ عزیزان یکی از دردناک ترین اتفاقاتی هستش که ممکنه برای هر شخص پیش بیاد . روزهای اول یاد مرحوم خیلی نزدیکانش رو اذیت میکنه . به طور طبیعی فکر اون مرحوم کم کم در یاد نزدیکانش کم رنگ میشه . همون شخصی که روزهای اول به خاطر فوت عزیزش غش می کرد ، چند روز بعد می بینیم که داره میخنده ! نمیشه از چنین شخصی ایراد گرفت ، چون روال طبیعی این دنیا همینه .


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۱۵۸ مطلب) مسائل دختران جوان (۲۰۳۶ مطلب) فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب) مطالب محسن نجفی (۱۱۲ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۷) پاسخ های مردم
    • ۱۰۸۰ بازدید توسط ۹۲۴ نفر
    • يكشنبه ۱۲ فروردين ۹۷ - ۱۱:۳۵

    قلبم شده جایگاه مهر خدا

    با عرض سلام خدمت همه کاربران و خوانندگان خانواده برتر

    من میخواستم از تجربه شخصی خودم در مورد عشق بگم . شاید برای خیلیا کمک کننده باشه. من دختری هستم بسیار مهربان و احساساتی. چند سال قبل دلبسته شخصی شدم . منظورم از دلبستکی اینه که خودم توی قلبم دوستش داشتم. همه کارهاش رو دوست داشتم و همه چیز برام جذاب بود. انقدر دوستش داشتم که شب و روز در قلب من حضور داشت. اما خودش اصلا نمیدونست.

    با اینکه میتونستم باهاش وارد ارتباط بشم و انقدر به خودم وابستش کنم که نتونه از من دل بکنه ولی این کار رو نکردم. عوضش همش تو دعاهام به خدای خودم میگفتم من به خاطر تو گناه نمیکنم. اگر به صلاحه محبت منو بنداز تو دلش و اگه صلاح نیست پس جای محبتی که اون الان تو قلبم داره محبت خودت رو بذار . خیلی وقت ها با خودم میگفتم اگه اینهمه که من این آدم رو دوست دارم به معنای واقعی خدا رو دوست داشتم به چه مقام های معنوی که نمیرسیدم. این قضیه همچنان پنهان بود و هر روز به شدت علاقه من اضافه میشد. و اون آدم روحش هم خبر نداشت از این میزان علاقه . تا اینکه شنیدم ازدواج کرده.


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۱۵۱ مطلب) فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب) مطالب کاربران (۶۰۶ مطلب)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • (۳۶) پاسخ های مردم
    • ۱۴۳۹ بازدید توسط ۱۱۳۵ نفر
    • دوشنبه ۳۰ بهمن ۹۶ - ۱۹:۰۳

    از اتمام رابطه 2 سال گذشته و من هنوز درگیرم

    سلام

    من دختری حدودا 19 ساله م ، تو خانواده ای سالم و مذهبی که کارهای خلاف و گناه ازم سرزده نمیشه و تا اونجایی که میتونم خودمو پاک نگه داشتم . خواستم موضوعی رو باهاتون در میون بذارم؛

    من سال 93 تو یه صفحه اجتماعی با اقا پسری که ایشون اون موقع 18 سالشون بود اشنا شدم باهاش سنگین بودم. اونم مثلا 3 ماه یه بار تو اون صفحه اجتماعی یه پیامی بهم میداد ولی من بدجور هر لحظه تو فکرش بودم ( اسم رابطمون دوستی نبود چون خیلی عادی بود ) این شخص تو حرفاش بهم میگفت که دوستم داره ولی من ندید میگرفتم .

    تا اینکه تیر ماه 94 رفتیم تو تلگرام با هم حرف زدیم ( در حد 2 هفته ) و پیام های عاشقانه رد و بدل میکردیم اما یک دفعه ای ایشون گفتند که رابطه رو تموم کنیم . منم کلی گریه و اصرار که نه با هم باشیم ولی ایشون قبول نکردند و رفتند...  رابطه ما تیر 93 شروع شد و شهریور 94 تموم شد ( تو این مدت شاید 7،8 بار با هم حرف زدیم اونم در حد پیام،نه زنگی .نه ایشون عکس واضح بنده رو دیدن و نه دیدار حضوری ) رابطه ما خیلی خشک و ساده بود حتی اسمشو نمیشه گذاشت رفاقت ...


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۰) پاسخ های مردم
    • ۱۷۳۴ بازدید توسط ۱۴۴۹ نفر
    • سه شنبه ۲۱ شهریور ۹۶ - ۱۵:۳۸

    چقدر طول میکشه یه نفر رو که خیلی دوست داری فراموشت بشه؟

    سلام

    نوجوان که بودم مث هر نوجوان دیگه ای احساسات زود گذری داشتم اما وارد دانشگاه شدم کسی رو دیدم که اوایل خیلی هم برام مهم نبود ولی به هر حال بهش علاقمند شدم دوسش داشتم و دارم .

    عشق نمیدونم همینه یا نه ولی هیچ وقت فراموشم نشد و این حسو بعید میدونم نسبت به فرد دیگه ای داشته باشم حتی با وجودی که الان حدود ۳ ساله دیگه ندیدمش . نمیدونم اون هم منو دوس داشت یا نه یا حتی اصلا منو میدید یا نه؟ ولی من داشتم و هیچ وقت نذاشتم اون بفهمه و نذاشتم اثری بر زندگیم بذاره .

    همیشه درون من باقی موند . میخوام بدونم که چقدر طول میکشه یه نفر رو که خیلی زیاد دوست داری فراموشت بشه؟ دوستان عزیزم شما چه تجربه ای داشتید ؟ کسی که قبلا دوسش داشتید بعد ازدواج یا رابطه ای دیگه فراموش شد؟

    سوالمو با این جمله تموم میکنم واقعا این حس ها فراموش میشه در گزر زمان یا موندگاره؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۵۶) پاسخ های مردم
    • ۳۱۳۰ بازدید توسط ۲۴۲۲ نفر
    • دوشنبه ۲۶ تیر ۹۶ - ۱۹:۳۷

    چطوری فکر خواستگار گذشته را از سرم بیرون کنم ؟

    سلام
    دختری بین 24 تا 27 ساله هستم که حدود  5 سال پیش خواستگاری داشتم که یکی از اقوام معرفی کرده بود ... بنا به دلایلی از جمله این که آمادگی ازدواج نداشتم و دلایل دیگر ایشان  را رد کردم ...
    ایشان پسر بدی نبود آن زمان قاطع گفتم نه .... حتی وقتی کسی می گفت چرا رد کردی محکم می گفتم اگر یک کار خوبی کرده باشم همین است.
    حالا یکسال است حس پشیمانی به سراغ امده ..... اینم بگم اخرین باری که ایشان را دیدم همان پنج سال پیش بود حتی باهم حرف نزدیم.
    در جلسه خواستگاری با این که چهره زیبای داشتن ولی عجیب غرور و تکبر از صورت و حرف زدنش می بارید . همین باعث جواب رد دادن شد. الان ایشان چندین سال است ازدواج کرده و حتی یک بچه هم دارد و منزلشان نزدیک خانه اقواممان هست .
    می دانم گذشته ها دیگر گذشته ولی یک حسی به می گوید دیگر بهتر از همان گیرم نمی آید در این چند ساله بعد از ایشان خواستگار زیادی داشتم ولی به جلسه دوم حتی نکشید و ادامه ندادن حتی زنگ نزدن که جواب بگیرن بد جور نگران ایندم می ترسم یا ازدواج نکنم یا اگر ازدواج کنم پشیمانی به بار آید (طلاق ) فکر می کنم بهتر از ایشان گیرم نمی اید .
    من بیشتر از این که انتخاب کنم  انتخاب شوندم شاید 10 درصد حق انتخاب دارم که اون هم  یا من نمی خوام  یا اگر بخوام  مورد داره و ..... تو رو خدا نگید وقت داری،  روزی نیست که به اینده فکر نکنم  . بگید چطوری فکر خواستگار گذشته را از سرم بیرون کنم ؟
    در ضمن من دختر زندگی به هم زنی نیستم

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۰۳۶ مطلب) فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۲) پاسخ های مردم
    • ۱۳۹۴ بازدید توسط ۱۱۸۲ نفر
    • جمعه ۲۳ تیر ۹۶ - ۲۲:۰۵

    راه فراموش کردن یا متنفر شدن از یه نفر چیه ؟

    سلام

    میخواستم بدونم راه فراموش کردن یا متنفر شدن از یه نفر چیه ؟

    من یکی رو خیلی دوست دارم که اصلا هیچ کدومتون نمیتونین حتی تصورش هم بکنید حاضرم بمیرم تا چند روز بامن باشه ولی اون نه از من بدش میاد نه خوشش میاد حسش معمولی اینو از رفتارش فهمیدم .

    حالا هر کاری میکنم از ذهنم بیرون نمیره دارم دیوونه میشم سراغ درس میرم همش فکرش میاد تو سرم تو خیالم کلی باهاش حرف میزنم میگم و میخندم این اصلا انصاف نیست که شبانه روز به فکرش باشی با خیالش زندگی کنی ولی اون اصلا عین خیالش هم نیست لعنتی از سرم بیرون نمیره نمیتونم باهاش کنار بیام یه راه حلی یه چیزی .


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۳۱) پاسخ های مردم
    • ۱۶۸۹ بازدید توسط ۱۴۳۸ نفر
    • شنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۰۴

    میشه کلا کاری کرد که اصلا یاد کسی نیافتیم ؟

    سلام به همه شما دوستان

    بچه ها اگه من قبلنا یکی رو دوست داشتم ولی به هر صورتی نشده بعد از ازدواج با یه نفر دیگه کاملا به زندگی پایبند باشی ولی هر از گاهی با آهنگی چیزی ( بلاخره آدمیم دیگه ) فقط در حد یادآوری و خاطره طرف یادت بیفته ( در همین حد ) میشه کاری کرد کلا  فراموش بشه؟ بچه ها شماها هم همینطورید؟ طبیعیه؟

    منظور اینه که اگه قبلا به یه نفر علاقه داشتی ولی به هر دلیلی با یه نفر دیگه ازدواج کردی و کاملا به همسر  و زندگی متعهد باشی  ولی گه گداری با یک آهنگ یا هر چیزی  ممکنه در یک لحظه به یاد اون فرد بیفتی ولی در همین حد نه بیشتر .  آیا شما هم همینجور هستید طبیعیه؟؟ 


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • (۴۱) پاسخ های مردم
    • ۱۸۷۱ بازدید توسط ۱۵۰۷ نفر
    • جمعه ۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۴۵

    ذکر یا دعا برای فراموش کردن کسی سراغ دارید ؟

    سلام سال نو همه عزیزان مبارک باشه

    دوستان عزیز برای فراموش کردن کسی ذکر یا دعایی رو میدونید ؟
    واضح تر خدمتتون عرض کنم، من حدود دو سالی سر یه موضوع کاری با همکارم در ارتباط بودم، همون یه سال اول واقعا از ته دل هیچ احساسی بهشون نداشتم و در حد همکار برام قابل احترام بودند و هستند

    اما بعد چند وقت بخاطر پاره ای از شرایط و مشکلات تا حدودی احساس کردم ایشون بهم علاقه مندن و منم تا حدودی! ( این نظر شخص من نیست و اینو تقریبا دوستامم بهم گوش زد میکردند حتی جوری که یه بار شخصی برا خواستگاری و تحقیقات به محل کارم تشریف آورده بودند و نمیدونم بر اساس چه حس مردونه ای تا صحبت ایشون با بنده رو دیدند که خیلی خیلی محترمانه و واقعا در حد همکار بود نه بیشتر ایشون از ادامه تحقیقات منصرف شدند. در حالیکه خود شخص خواستگار از قبل این آقا رو می شناختند و دیده بودند و جزو ادمای تعصب بی جا و غیرتی الکی هم نبودند. حالا قضیه این تا همینجا بماند. مشکل من عدم ادامه تحقیق ایشون نیست) .

    تا اینکه بعد دو سال و اتمام موضوع کاری، بنده انتقالی به استان دیگه ای گرفتم و در ظاهر این آقا با اینکه طوری وا نمود می کردند که این انتقالی براشون مهم نیست ولی چند باری با رفتارشون کاملا عصبانی بودن از این امر رو بیان کردند .


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۴) پاسخ های مردم
    • ۵۵۸۹ بازدید توسط ۴۱۸۸ نفر
    • شنبه ۲۶ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۰

    چطور فراموشش کنم در حالی که هر روز اونو می بینم ؟

    سلام خدمت عزیزان خانواده برتر

    من یه پسر دانشجو 25 ساله هستم,  که بنا به دلایلی در یک برهه ای از زمان دچار خودارضایی شدم ولی الان دو سه ساله که با کمک خدای خوبم گذاشتمش کنار ,  و حالم خیلی بهتره,  همین مسئله خ. ا باعث شد به درسم لطمه بخوره و نتونم در این سن لیسانس بگیرم ولی خب ناامید نشدم و دوباره شروع کردم به درس خوندن و الان در استانه گرفتن فوق دیپلمم تو یه رشته جدیدم,  و الان ترم اخرم.

    ولی در این ترم اخر متوجه مسئله ای شدم که ولم نمیکنه من به یکی از دخترای کلاسمون علاقه مند شدم اونم اینجوری نبود که یهویی و در یک نگاه این علاقه بوجود بیاد,  ترم های اول اصلا به این خانم محترم احساسی نداشتم,  ولی رفته رفته با دیدن اخلاق و حجب و حیاش بهش علاقه مند شدم.

    ایشون دختر فوق العاده زیبا یا حتی زیبا هم نیستن ایشون یه دختر با یه چهره معمولی و تقریبا با جای جوش و لک روی صورتشون هستند ولی من از اخلاق و رفتارشون بهشون علاقه مند شدم چون هیچوقت چهره واسم تو اولویت نبود من به دنبال ادم با حیا,  قانع و صبور تو زندگیم بودم که ایشون تقریبا همون طورند.


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۲) پاسخ های مردم
    • ۲۳۵۱ بازدید توسط ۱۹۷۸ نفر
    • پنجشنبه ۲۴ فروردين ۹۶ - ۲۱:۴۵

    نمیتونم خیالش رو از خودم بگیرم

    سلام به دوستان عزیز خانواده برتر

    من یکی از خوانندگان نیمه خاموش سایت هستم . کمتر مینویسم بیشتر میخونم و استفاده میبرم .

    موضوعی که میخوام به عنوان سوال مطرح کنم چیزیه که من جایی ندیدم در موردش صحبت بشه و احتمالا خیلی کم در موردش صحبت شده . بحثمون درمورد دوران خاصی از زندگی آدماست .

    اکثر آدما حداقل یک بار واقعا عاشق میشن بسیار خوندم دوستان جواب میدن که نباید تا همه چیز رسمی نشده عاشق شد یا کلا نباید عاشق میشدی که باید بگم کاش میشد عاشق نشد و احساستو کنترل کرد ولی همه میدونیم که بالاخره یه جایی یه ساعتی دل کار خودشو میکنه ، همیشه سوال پرسیده میشه چیکار کنم دختر یا پسری که عاشقشم متوجه حس من نسبت به خودش بشه یا اینکه چیکار کنم اونم عاشق من بشه یا از کجا بفهمم اونم دوسم داره و ... در مورد این موضوع زیاد صحبت شده اما ؛


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶۰) پاسخ های مردم
    • ۲۴۲۴ بازدید توسط ۲۰۱۵ نفر
    • سه شنبه ۲۲ فروردين ۹۶ - ۲۳:۵۲

    بعد از اون، دیگه هیچ دختری به دلم نمیشینه!

    با سلام و خسته نباشید

    پسری 31 ساله هستم و مجرد ، تو سن 21 سالگی عاشق دختری شدم و خیلی دوسش داشتم من با اون زندگیمو پایه گذاری کردم و تمام احساستمو به پاش گذاشتم اما اون به من خیانت کرد و ولم کرد و رفت دنبال زندگیش .

    نزدیک به 3 سال با هم دوست بودیم و قرار بود من برم خواستگاریش اما اون بعد 3 سال با کس دیگه ای دوست شد و رفت .

    حالا که چندین سال از اون ماجرا گذشته من دیگه اون ادم سابق نیستم ! وقتی عاشقش شدم همه احساسمو به پاش گذاشتم با تمام وجودم دوسش داشتمو دارم . اون ازدواج کرده ولی هنوزم تو فکرشم حتی هیچ نشونه ای ازش جز اینستاگرامش ندارم ولی با این که میدونم بدردم نمیخوره ولی نتونستم با این همه سال فراموشش کنم .

    حتی برای فرار خواستم با کسی دوست شم اما نتونستم من میدونم و قدر خودمو میدونم ، تو زندگی خیلی چیزا دارم ولی خیلی برام گرون تموم شد چون ولم کرد . مسئله اینه که دیگه هیچ دختری به دلم نمیشینه! دخترایی که خیلی خوب هستن زیبا هستن اما مدام قیافه اون جلو چشممه

    اون داره برای خودش شاد زندگی میکنه ولی این منم که این همه  سال افسرده شدم و نتونستم فراموشش کنم .

    تو سنی نیستم که بگم میخوام خودمو بکشم ولی واقعا زندگی برام از مرگ بدتره ! هیچ چیزی شادم نمیکنه . خانوادمم مدام اصرار به ازدواج میکنند ولی من نمیتونم داستانو بهشون بگم چون خجالت میکشم کاریه که شده! کاش هیچ وقت اینجوری نمیشد اما من چه بلایی به سرم میاد ؟

    چقدر مجرد بمونم ؟ ازدواجی هم که از همسرم لذت نبرم و به فکر دیگری باشم اصلا درست نیست! اونقدر وجدان دارم زندگی دختری رو به گند نکشم اما حال من چرا خوب نمیشه؟

    دوستان اول اینکه برام دعا کنید ثانیا اینکه بهم راهکار بدید من چی کار کنم؟ من یه بیمارم! یه بیماری که زندگیش به بن بست رسیده!

    هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه از ته قلب ! همه شب و روز زندگیم فکر کردن به اون دختره! حتی وقتایی که تو بیمارستانم .

    مدام به اون دختر فکر میکنم! قطعا اگه به شماها اون دخترو نشون بدم خیلیاتون میگید بخاطر این ؟ ولی خودتون بهتر میدونید از دید من دیگه بهتر از اون خوش قیافه تر ، با حال و شیطون تر و با سلیقه تر از اون پیدا نمیشه! کاش میمردم و زندگی تموم میشد! واقعا حال بدی دارم

    خواهش میکنم با تمام وجودتون منو راهنمایی کنید! کمکم کنید شاید حرفی منو اروم کرد و شاید راهی باعث شد زندگیم درست شه

    ممنونم


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۳ مطلب) فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۳۳۶) پاسخ های مردم
    • ۱۴۹۸۵ بازدید توسط ۱۱۰۹۸ نفر
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    از روی خجالت با وجود علاقه قلبی حاضر نشدم باش حرف بزنم

    سلام

    الآن که دارم مینویسم قلبم داره از تو دهنم در  میاد تو رو خدا جای دیگه ای امکان نداره بتونم راهنمایی بگیرم .

    حقیقتش من یه آقایی رو دوست دارم که همکلاسیم بودن ، ایشونم منو دوست داشتن و حتی خواستن برا خواستگاری پیش قدم بشن که من نادون از روی خجالت با وجود علاقه قلبی حاضر نشدم باش حرف بزنم.

    بعد سالها فارغ التحصیلی ( حدود 5 سال ) ایشونو ندیدم اما بدجور ذهنم و قلبم درگیرشه هم میخوامش هم عذاب وجدان دارم فقط میدونم آخریا ازم ناامید شده بود و قیدمو زده بود اما میدونم قلبی نبوده فکر میکرده من نمیخوامش.


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب) برگرداندن خواستگار (۲۷ مطلب)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۵۵) پاسخ های مردم
    • ۱۷۸۶ بازدید توسط ۱۵۰۱ نفر
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    می خوام خاطرات گذشته رو فراموش کنم و به روال عادی زندگی برگردم

    سلام دوستان

    خانمی ۲۳ ساله هستم حدود دو سال پیش با یه آقایی به قصد ازدواج اشنا شدیم و همدیگه رو ملاقات کردیم ولی بخاطر شرایط مالی ایشون ازم فرصت خواستن تا شرایط شون خوب بشه.

    تو این مدت ایشون یه بار بهم گفتن تو از من سرتری و من لیاقت تو رو ندارم. منم بهش میگفتم که معیارامو داره و نمیخوام فراموشش کنم. هر دومون لیسانس بودیم و کارمند.

    ایشون یه بار بهم گفتن که بیخیالش بشم چون یکی دیگه رو دوس داره. منم کلی گریه کردم بعدش اومد عذر خواهی کرد و گفت دروغ گفتم تا ازم بدت بیاد و فراموشم کنی. دوباره ارتباطمون ادامه پیدا کرد تا اینکه چن ماه پیش بهم گفت من مشکل جسمی دارم و باهاش خوشبخت نمیشم و با اصرارهای من بالاخره بهم گفت که مشکل عدم نعوظ داره و تحت درمانه و دکترش گفته ۳ سال باید تحت درمان باشه.

    خیلی جدی و ملتمسانه ازم خواست که دیگه با هم ارتباطی نداشته باشیم و منم قبول کردم . البته با کلی گریه و ناراحتی و گله و شکایت از خدا که چرا من ؟! هر دومون مذهبی بودیم ایشونم ۲۷ ساله بودن و تو سن احساسی نبودن.

    حالا من چند ماهه باهاش ارتباطی ندارم تو رو خدا کمکم کنید تا کامل فراموشش  کنم. نمیدونم چرا انقد بهش علاقمند شدم با اینکه بارها دلمو شکسته و تحقیرم کرده. یه بار گفته یکی دیگه رو دوس داره، یه بار گفت از قیافت زیاد خوشم نمیاد، یه بار گفت ول کن من نیستی و هزار حرف دیگه....!!!

    دوستان کمکم کنید این خاطرات گذشته رو فراموش کنم و به روال عادی زندگی برگردم .


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب) خودسازی در دختران (۲۸۲ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۱۷) پاسخ های مردم
    • ۱۰۰۳ بازدید توسط ۸۶۰ نفر
    • يكشنبه ۱۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    میخوام به برادر متاهلم کمک کنم عشق قدیمیش رو فراموش کنه

    سلام و خداقوت خدمت دوستان خوب خانواده ی برتر

    دوستان مسئله ای ذهن منو درگیر کرده ولی نمیتونم در موردش تصمیم بگیرم! موضوع در رابطه با برادرم هست . برادرم یه پسر 38 ساله و متاهله .

    موضوع از این قراره که سال ها پیش ( من اون زمان 9 سال داشتم تقریبا ) که ما در مورد ازدواج برادرم باهاش صحبت کردیم و گفتیم که چه تصمیمی برای ازدواجش داره؟ گفت که من اگر بخوام از فامیل کسی رو بگیرم فلان دخترداییمو میگیرم!!!!

    این دختر داییم خب یه دختر مهربون و زیبا بود که منم خیلی دوسش داشتم و بنظرم طبیعی بود که دوسش داشته باشه ولی یه مشکلی که داشت این بود که بچه دار نمیشد یعنی نازا بود!

    برادرم هیچ موقع حرف مستقیمی در مورد اون نزده بود یعنی یه موقعا اسمشو میاورد مثلا میگفت امروز میخواستم براش یه جک بفرستم! در همین حد و جوری نبود که حس کنیم خیلی دوسش داره ولی خب احتمالا بقیه که سنشون از من بیشتر بود فهمیده بودن که برادرم بهش علاقمنده چون نسبت به اسمش واکنش های خاصی نشون میداد مثلا با شنیدن اسمش یهو لبخند میومد رو لبش یا اگر میگفتیم یه چیزی رو اون خریده با دقت میگرفت نگاش میکرد!!

    موقعی که گفتیم دختر داییم بچه دار نمیشه فورا گفت که پس هیچی و بیخیال شد . منم خوشحال بودم که اینجوری گفته و به خیالم تونسته بود کنار بیاد . بعدا خودش همکارش رو معرفی کرد و گفت که میخواد با اون ازدواج کنه و همین کار رو هم کرد حتی با اینکه ما مخالف بودیم و من حس کردم که عاشق شده ، اما بعد از ازدواجش هم باز همون احساس رو توی رفتاراش میبینم . حتی خواهر بزرگمم همینو میگفت ، میگفت وقتی اسم دختر داییم میاد حال برادرم دگرگون میشه .

    من از اینکه برادرم درگیر دختر داییمه حس بدی دارم چون برادرم الان که ازدواج کرده زندگی جالبی نداره اصلا . حس میکنم اگرم کمبودی تو زندگی مشترکشون هست بخاطر حس قدیمی برادرم به دختر داییمه وگرنه اگر برادرم قلبش تمام و کمال مال زنش بود مشکلات کمتر میشد حالا درسته که ازدواجشون اشتباه بوده ولی علاقه هم خیلی شرطه البته مطمئنم زنشو دوس داره ولی عشق کجا و دوس داشتن کجا؟

    حالا من تقریبا 2 سالی هست که فهمیدم دخترداییم عاشق پسرخالمه! تازگیا به ذهنم رسیده که برم به برادرمم این موضوعو بگم بلکه بیخیال شه و دل بکنه .

    دخترداییم وضعش خیلی بدتر از برادرمه و واقعا پسرخالمو دوس داره ولی خب این پسرخالم هم ایران زندگی نمیکنه هم زن از ایران نمیخواد بگیره هم اینکه عاشق بچه س و دخترداییم بچه دار نمیشه!

    من میخوام با گفتن این موضوع کاری کنم که برادرم کاااااااامل از دخترداییم دل بکنه و بچسبه به زندگیش ، به نظرتون این کارم چه نتیجه ای میده؟

    خودم فک کردم که شاید علاقش به حدی باشه که نتونه فراموشش کنه و فقط اعصابش خورد بشه شایدم به پسرخالم حسودی کنه و خودشو سرزنش کنه ولی از یه طرف هم میگم با توجه به اینکه متاهلم هست لابد تا الان تمام سعیشو کرده که فراموشش کنه و نتونسته. شاید با این بهونه بتونه و خلاص شه .

    نمیتونم به قضیه از دور نگاه کنم و تصمیم بگیرم چون من خیلی برادرمو دوس دارم و دوس دارم کمکش کنم .  هر وقت فکر این تصمیم به ذهنم میاد انقد استرس میگیرم نمیتونم تصمیمی بگیرم .

    ممنون از اینکه با من همفکری میکنید اجرتون با خود خدا


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۶) پاسخ های مردم
    • ۱۲۲۵ بازدید توسط ۱۰۱۲ نفر
    • دوشنبه ۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    فکر می کردم بعد از ازدواج عشق اولم رو فراموش می کنم

    سلام

    من حدود 5 ماه شده که با همسرم که توسط یکی از دوستان مامانم بهمون معرفی شدن عقد کردیم و خدا رو شکر از همه نظر تفاهم نسبی رو داریم و علاقه زیادی به هم داریم و خواستگاری من هم بصورت سنتی بوده.

    مشکلی که من دارم اینه که قبل از عقد حدود دو سال یعنی 25 سالم که بود به دختر خالم علاقه زیادی داشتم و اون هم تا حدودی به من علاقه داشت (با نسبت خیلی کمتر از من) و من ایشون رو کاملا مناسب خودم میدیدم و این از علاقه خودم به ایشون هم تا حالا به هیچ کسی هم نگفتم.

    الان با اینکه حدود 5 ماه از زمان عقدم میگذره و همسرم رو خیلی دوست دارم ولی هنوز علاقه قبلی به دختر خالم هنوز اذیتم میکنه حتی گاهی اوقات خوابش رو میبینم و خیلی موارد دیگه که یاد ایشون میفتم.

    من فکر میکردم بعد ازدواج یادم میره ولی تغییری حاصل نشده و خیلی ناراحتم چون میخوام تمام فکر و ذکرم همسرم باشه ولی این عشقی که قبلا داشتم اصلا از ذهنم پاک نمیشه(یاد یه جمله ای افتادم که گفته بود عشق اول هیچ وقت از ذهن ادم پاک نمیشه). بدتر از همه اینه که وقتی تمام سعیمو میکنم فراموشش کنم ولی زمانیکه خونواده ما و خالم بازدیدی داریم و من چشمم به دختر خالم میفته باز مجدد فکرش میاد تو ذهنم.

    ازتون خواهش میکنم راهنمایی کنید چیکار کنم من تا یادش از ذهنم پاک بشه و تمام فکر و ذکرم همسرم باشه و عشقی که قبلا به یکی دیگه داشتم رو فراموش کنم چون هر کاری کردم بی فایده بوده!


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۲) پاسخ های مردم
    • ۲۸۸۴ بازدید توسط ۲۳۹۴ نفر
    • جمعه ۱۴ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۰

    من نمیتونم عشق اولم رو فراموش کنم

    با سلام

    ازتون کمک میخوام

    من نمیتونم عشق اولمو فراموش کنم
    با اینکه میدونم بهش  نمیرسم ولی هنوزم یواشکی عکساشو میبینم و براش گریه میکنم . چون فامیلیم هر ازگاهی میدیدمش ولی از وقتی رفت خارج برا ادامه تحصیل 2 ساله ندیدمش خیلی دلم براش تنگ شده با این که میدونم اون خیلی خوشه و .....
    چیکار کنم


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • (۲۷) پاسخ های مردم
    • ۳۹۸۶ بازدید توسط ۳۱۱۶ نفر
    • چهارشنبه ۹ تیر ۹۵ - ۱۷:۲۳

    تو برزخ گناه بودم اون میگفت نیتمون پاکه!

    با سلام به همه دوستان گرامی

    من یه دختر هستم از جنس اکثر دخترا.. احساساتی. بقیه بهم میگن مهربونی . من با جنس پسر رابطم خیلی کم بوده تا حدی که با پسرای فامیل ( فقط احوالپرسی میکردم! شاید مثل خیلی از دخترا ) .

    فقط بگم داستان از زمانی شروع شد که وارد فضای مجازی شدم، بعله فهمیدم منم تو جاش ظرفیتم کمه.اولش به درخواست دوستی ها اصلا اهمیت نمیدادم و نه میگفتم حالا هر جوری کم کم چت کردنم شروع شد مثلا تو همین روند نه گفتن .

    چت میکردم!چند بار توبه کردم! از یکیم خیلی خوشم اومده بود حالا بماند البته نه جدی . تا اینکه تو یکی از همین فضای مجازی کسی که خودشو مذهبی میدونست حتی عکساشم همینو نشون میداد اومد جلو اونم با خواستگاری از طریق مادرش .

    زنگ زدن من چت کردنم بیشتر میشد ما که خودمونو مذهبی میدونستیم من واقعا سرم تو برف بود! از همه چیه زندگیم گفته بودم بهش. از اینکه نمیتونستم به کسی اعتماد کنم از روی یه سری مسائل خانوادگی.


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۰۳۶ مطلب) فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • (۶۸) پاسخ های مردم
    • ۳۵۵۲ بازدید توسط ۲۹۹۳ نفر
    • چهارشنبه ۴ فروردين ۹۵ - ۱۸:۰۵

    نمیدونم چطور شد عاشق چنین دختری شدم

    سلام خسته نباشید امیدوارم بخونیدش شاید طولانیه ولی حداقلش داستان جالبیه!!!
    خوب بی مقدمه وارد بحث میشم

    از دختری که به هیچ عنوان نمیدونم واسه چی خوشم اومد!!!! نخواستم باهاش دوست شم ولی خوب فهمید دوستش دارم!! من فقط تحقیق کردم بدون اینکه یک کلمه با خودش حرف بزنم!!!! تو این مدت تحقیق متاسفانه اصلنا اونجور که فک میکردم نبود!!! دختری که با پسرا راحته !! ( الانم اینو مینویسم به خودم میگم کجا راحته الکی میگی ولی واقعا راحته!!) درساش کاش در حد ده بود همه نمره ها ۴ ، ۵ !!! (تقریبا هر ترم مشروط شده ولی نمیدونم چطور هنوز هس)

    با اینکه نشون میده پولداره ولی وضع مالیشون اون حد نیست و ما ازونا خیلی سرتریم!!  البته بهتره بگم خیلی ولخرجه!!

    با اینکه شاگرد اول کلاسمون هستم و دخترای دیگه برای سوال و جواب و جزوه میان پیشم این دختر خانم همه جزوه هارو از پسرای دیگه میگیره بعضی وقتا میگم خوب شاید غرورش نذاره ( شایدم بخودش میگه بذار بره گم شه 😁 ) با من صحبت نمیکنه ولی چرا با پسرای دیگه انقدر راحته خوب !!! . ولش کن


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۶۹) پاسخ های مردم
    • ۸۶۲۲ بازدید توسط ۶۴۵۳ نفر
    • پنجشنبه ۱۵ بهمن ۹۴ - ۲۰:۲۵

    چطور می تونم کمکش کنم که منو فراموش کنه ؟

    با سلام
    اول از همه از دوستانی که وقت میزارن و این پیام رو با دقت مطالعه می کنن و سعی می کنن راهنمایی کنن خیلی تشکر می کنم.
    32 سالمه و مدت نزدیک به 10 سال با همکارم رابطه دوستی عمیق عاطفی و عاشقانه داشتم در تمام طول این مدت رنجی بزرگ هر دو مون رو عذاب میداد اونم روز جدایی بود .
    چون بخاطر مخالفت منطقی خانواده ها به دلیل اختلاف سنی بیش از 3 سال و بزرگتر بودن ایشون به یقین رسیده بودیم که این ازدواج سر نخواهد گرفت.
    از سر پافشاری خانواده ایشون و شاید لج بازی با سرنوشت و کاملا از روی نا امیدی به خواستگاری که اتفاقا پافشاری هم می کرد جواب مثبت دادند .
    بگذریم که چه ماجرای سخت تلخ و دردناکی رو توی اون دوران گذروندیم ولی درست از همون شب نامزدیش وقتی باچشم های قرمز از اشک این اتفاق نا خوشایند سعی کرد منو ببینه تا شاید حال خراب و داغون من رو آروم کنه به این نتیجه رسید که اشتباه بزرگی رو مرتکب شده که راه برگشتی نداره .

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۱۰۷) پاسخ های مردم
    • ۳۶۶۸ بازدید توسط ۲۹۰۹ نفر
    • دوشنبه ۲۳ آذر ۹۴ - ۱۹:۴۶

    اگه اون مال من نبود، چرا خدا گذاشت اینقد وابستش بشم؟

    سلام 
    من یه دخترم زیر 23 سال هستم .
    میخوام به خودم کمک کنم ولی نمیدونم چجوری و از کجا شروع کنم یه زمانی عاشق یه پسری بودم، قضیه آشنایی و عشقمون مفصله، هر دو همدیگه رو دوست داشتیم اونم خیلی زیاد!
    قصد هردومونم ازدواج بود! بهش ایمان داشتم، دنبال سواستفاده نبود، همه تلاششو میکرد که ما با هم ازدواج کنیم بهم میگفت شک نکن شوهر آیندت منم نه کسه دیگه، مگه اینکه مرده باشم!!!این حرفشو هیچوقت یادم نمیره...😞 تقریبا دو سالی گذشته بود.. ا
    ز بهترین سالای عمرم بودن تا اینکه پسر مورد علاقم تقریبا 7 ماه پیش فوت شد.. بگذریم چی کشیدم........ شاید باورتون نشه ولی تقریبا 10 روز قبل فوتش ( که قهر بودیم تازه آشتی کرده بودیم ) کلی بهش ابراز علاقه کردم و همه حرفای دلمو بش گفتم، اونم همینطور، احساس عجیبی داشتم میخواستم همه حرفای دلمو بشنوه.
    قبلش به خاطر غرورم زیاد باش راحت نبودم. دوسش داشتم ولی زیاد ابراز علاقه نمیکردم! همین باعث شد من صد برابر بیشتر بهش وابسته بشم و قضیه خیلی جدی تر شده بود که  خدا غافلگیرمون کرد!

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۹) پاسخ های مردم
    • ۳۲۳۱ بازدید توسط ۲۶۳۳ نفر
    • چهارشنبه ۴ آذر ۹۴ - ۰۸:۴۷

    عشق یه طرفه سخته واسه دختر ...

    دوستای گلم سلام
    دختریم حدودا بیست ساله .. نزدیک سه ساله پسری رو دوستدارم .. راستش خیییییلی دوستش دارم.. ینی تمام فکرمو مشغول کرده... موقع درس خوندن .. موقع خواب... خلاصه همه جوره... اونم هیچی نمیگه فقط یکم نگاه کردنش به من نسبت به من فرق داره با بقیه .. و اینکه یه بار دوستاش دستش انداختن موقع رد شدنم و گفتم بدوووو فلانی اومد

    اونم سرشو انداخت پایین و فقط میگف ساکت شین..(این ماجرا برای دوسال پیشه) حالا ولی از اون عکس العملاش خبری نیست...

    به نظرم عشقم یه طرفس نه ؟ دعام تو این شبای عزیز فراموش کردنشه .. میشه کمکم کنید فراموشش کنم ؟

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۴۳۷ مطلب) فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۵۶) پاسخ های مردم
    • ۳۰۷۹ بازدید توسط ۲۵۹۳ نفر
    • چهارشنبه ۲۹ مهر ۹۴ - ۲۲:۴۸

    دیگه هیچ مردی به چشمم نمیاد به نظرم اون کاملترینه برام

    سلام
    دختری هستم 25 ساله
    من مشکلی که دارم اینه که یه یکی از پسرهای اقوام دورمون علاقه دارم حدود 4 سالی میشه البته یک علاقه کاملا یک طرفه ایشون شاید حتی روحشم خبر نداشته باشه . علاقه من از اون جا شروع شد که زن دایی من ( این آقا از اقوام دور مادریم هستن وداییم با زن داییم فامیل بودن از قبل )شروع کرد جلو من از این آقا تعریف کردن که تحصیل کرده فلان رشته هست  و خیلی فعال و کاریه .ماشین فلان قیمت زیر پاشه و خونه فلان جا داره و ... .

    مادرشون میخواد از شهر خودمون براش زن بگیره ...... خلاصه به من فهموند که منظورش من هستم .تا اینکه اوناها در حد حرف این موضوع رو توسط زن داییم مطرح کردن که دخترتون و شوهر میدین .ولی چون اون موقع من در حال تحصیل بودم مادرم ردشون کرد ( کلا مادرم هر وقت خواستگار برای من میاد بدون اینکه نظر منو بخواد رد میکنه میگه دختر باید سنش بالا باشه و پخته باشه ازدواج کنه ) و من فکر میکنم که حتی خود این آقا هم در جریان این خواستگاری نبودن .

    الان حدود دو سال دو سال و نیم از جریان این خواستگار میگذره و من هم درسمو تموم کردم و دیگه هم خبری از اوناها نشد .منم تا حالا دوست پسر نداشتم یه بار تو نوجوونی عاشق یه پسری شده بودم که تو اون جریان هم ناکام موندم چون نه غرورم و نه شرم و حیا بهم اجازه نمیداد که بخوام پیش قدمشم بعد از اون جریان دیگه پشت دستم و داغ گذاشتم که قبل از ازدواج دلمو نبازم ولی زن دایی من فکر این آقا رو انداخت تو سرم و من تو این دو سال هر کاری میکنم نمی تونم این آقا رو فراموش کنم.

    به نظر شما من چی کار کنم ؟ هر بار که خواستم فراموشش کنم مثلا دو سه روز هی فکرم و ازش پرت میکنم یهو به صورت کاملا اتفاقی دایی ایشون میان خونمون و حرف این خانواده پیش میاد یا از اون بدتر  خوابش و میبینم شاید هفته ای دو سه بار خوابش و میبینم دیگه خسته شدم هر چه میخوام فراموشش کنم دوباره با این اتفاقات بر میگردم سر جای اولم

    خیلی نگرانم دیگه هیچ مردی به چشمم نمیاد به نظرم اون کاملترینه برام از همه لحاظظظ  فقط خدا خدا میکنم تا حل و فصل شدن این قضیه برام خواستگار نیاد دلم نمی خواد برای فراموش کردنش مجبور به ازدواج بشم (چون شنیدم بهترین راه برای فراموشی عشق قبلی جایگزین کردنه)دختری هم نیستم که بخوام دوست پسر بگیرم که فراموشش کنم...........

    این قضیه برای خودمم عجیبه من حتی باهاش هم صحبت هم نشدم .دختر 14 ساله هم نیستم که امروز عاشقشم و فردا فارغ کلا زیاد دختر احساساتی نیستم همیشه به حرف عقلم گوش دادم ولی نمیدونم چرا نمی تونم این احساس و سرکوب کنم.خواهش میکنم بگید من چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۹) پاسخ های مردم
    • ۱۳۸۰ بازدید توسط ۱۱۷۰ نفر
    • سه شنبه ۲ تیر ۹۴ - ۲۰:۵۶

    یه راهی جلوی پام بذارید چطوری فراموشش کنم؟

    سلام

    دختری 20 ساله هستم که چند ماه پیش تو فضای مجازی لاین با یه پسری اشنا شدم . البته اولش قبول نمیکردم ولی بلاخره با حرفاش منو خام خودش کرد دوستاش همش به طور غیر مسقیم میخواستن بهم بفهمونن که اون با صد تا دختر دوسته و تنوع طلبه ، ولی من میذاشتم پای حسودیشون .

    حتی یه بار یکی از اشناهامون که اونو میشناخت برگشت بهم گفت چون دختر خوبی هستی دارم بهت میگم . گفت اون کسی نیس که بشه بهش دل بست با چند نفر همزمان دوسته و از این حرفا ولی من انگار چشام کور شده بوده .

    من خودم مریم مقدس نبودم قبل ایشون با یه پسر دیگه هم دوست بودم اونم وقتی که دوم دبیرستان بودم از سر حس کنجکاوی و اینکه دوس داری جنس مخالفتو بیشتر بشناسی و واسه این دوست شدم و خیلی هم طول نکشید که بهم خورد .

    بعد اون دیگه با هیشکی دوست نشدم حتی وقتی دانشگاه قبول شدم خیلی شرایطش بود ولی با کسی دوست نشدم ولی من دختری نبودم که همزمان با چند تا پسر باشم و از این حرفا.

    خلاصه 4 ماه گذشت و خیلی بهش وابسته شده بودم خیلی هم دوسش داشتم . اونم خیلی بهم احترام میذاشت و باهام خوب رفتار میکرد ما حتی بهم دست هم نمی دادیم چون من از اولشم باهاش سر سنگین برخورد کردم میدونست من دختر سبکی نیستم خیلی حرف ازدواج مینداخت همش میگفت خانوادت چه جوریه رسم و رسومتون چه جوریه ولی شاید خنده دار باشه تا اون حرف ازدواج میزد من سریع حرفو عوض میکردم با اینکه دوسش داشتم ولی نمیدونم چرا اینکارو میکردم همش تو دلم میگفتم من اگه با این ازدواج کنم حیف میشم .

    همش حرفای بقیه میومد جلوی چشمم که میگفتن اون ادم تنوع طلبیه. یکم که شناختمش دیدم رفتارش خیلی سبکه خیلی با دخترا راحته شغلشو عنوان نمیکنم چون شاید کسی این شغل و داشته باشه بهش بر میخوره .

    اما شغلش جوری بود که روزی با صد تا دختر برخورد داشت با همه مشتری های دخترش راحت بود تقریبا شاید بشه گفت همه مشتری های دخترش شمارشو داشتن خودمم چند بار از نزدیک دیدم که چقد راحته با دخترا این چیزا که یادم میومد احساس میکردم اون لیاقت منو نداره چون من خودم اینجوری نبودم تو روابطم با پسر خیلی رعایت میکردم.

    خلاصه بعد این 4 ماه یه شب که داشتیم بهم اس های عاشقانه میدادیم برگشت بهم گفت فردا شب قراره برم خواستگاری !!! اینم بگم ما اصلا بهم قول ازدواج ندادیم . انگار رو سر من اب یخ ریخت وقتی اینو گفت فقط براش ارزوی خوشبختی کردم برگشت بهم گفت تو پاک ترین دختری بودی که باهاش بودم.

    بعد رفتن اون داغون شدم خیلی بهش عادت کرده بودم از یه طرف تو دلم میگفتم خدا رو شکر که قسمتم این نشد که من باهاش ازدواج کنم از یه طرفی هم خیلی دوسش داشتم .

    چند روز بعد عقدش بهم اس داد گفت میخواستم حالتو بپرسم خیلی راحت داشت با من حرف میزد انگار نه انگار دیگه متاهله تو اس هاش برگشت گفت "قربون قد و بالات برم من".

    در این حد راحت بود. اونجا بود خدا رو شکر کردم که من باهاش ازدواج نکردم چون با خودم فکر کردم اگه الان همسرم بود داشت این حرفو به یه دختر میگفت چه حالی بهم دست میداد واسه همین خدا رو شکر کردم.

    الان مشکلم اینه همش یادش میوفتم یاده حرفاش یاد روزای خوبمون همش خود خوری میکنم با خودم میگم اگه اون منو نمیخواست چرا همش حرف ازدواج مینداخت حتی تا یه شب قبل خواستگاری داشت به من میگفت دوستت دارم و حرفای عاشقانه .

    مگه یه ادم چقدر میتونه ظرفیت داشته باشه تا شب اخر با یه دختر باشه و فرداش به راحتی بره خواستگاری یه دختر دیگه ؟

    خیلی داغونم الان یه ماه از عقدش میگذره خیلی حالم بده همش یادش میوفتم یه راهی جلوی پام بذارید چیکار کنم فراموشش کنم؟ خیلی دارم زجر میکشم خدا فقط میدونه منتظر جواباتون هستم دوستای گلم 


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۲) پاسخ های مردم
    • ۲۰۱۷ بازدید توسط ۱۶۸۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۰۹:۵۴

    چکار کنم که یک سال عشق پاک رو فراموش کنم ؟

    سلام دوستای گلم. من حدود بیست روز پیش ازتون سوال کردم که کسی هست واسه عشقش از خانوادش دور شده باشه؟

    از اون جایی رابطه من و اون آقا مجازی و تلفنی بود اکثرتون گفتید تمومش کنم. 

    بعد یه سال رابطه الان یه هفته هست که تمومش کردم. اون آقا هم مرد فهمیده ای بود و براش دلیل منطقی آوردم  و تموم کردیم این رابطه رو.

    الان دارم دیوونه میشم هرشب گریه میکنم نمیتونم فراموش کنم. رابطه مو با خدا قوی تر کردم ولی بازم همه مشغله ذهنی من همین آقاست.

     بعضی وقتا گوشی دستم میگیرم که بهش پیام بدم ولی به آینده که فکر میکنم پشیمون میشم.

    چکار کنم فراموش کنم این یه سال عشقه پاکو...


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۰) پاسخ های مردم
    • ۱۹۵۷ بازدید توسط ۱۶۷۹ نفر
    • پنجشنبه ۱۸ دی ۹۳ - ۱۱:۰۳

    چطوری میشه نسبت به عشق قدیمی بی تفاوت بود ؟

    سلام

    چطوری میشه به کسی بی تفاوت بود ؟ من الان میخوام به عشقم که سالهای زیادیه ازش جدا شدم چون مناسب هم نبودیم، بی تفاوت باشم. اما نمیتونم. گهگاهی اتفاقی می بینمش و دوباره داغونم میکنه. چجوری میتونم بی تفاوت رد بشم ؟ چکار کنم ؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۹) پاسخ های مردم
    • ۳۴۴۵ بازدید توسط ۲۸۲۵ نفر
    • پنجشنبه ۱ آبان ۹۳ - ۱۵:۰۴

    چطوری کسی رو که دوسش دارم فراموش کنم ؟

    آرین :

    سلام

    یه راه حل بهم نشون بدین تا بتونم کسی رو که دوست دارم اما با اعتقاداتم هم خونی نداره و میدونم که با هم خوشبخت نمیشیم رو فراموش کنم...



    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۴) پاسخ های مردم
    • ۶۶۹۴ بازدید توسط ۴۸۸۴ نفر
    • دوشنبه ۲۱ مهر ۹۳ - ۱۱:۰۳

    اون ازدواج کرده و نمیتونه فراموشم کنه

    سلام

    قبلا با اسم "یه پشیمون" اینجا نظر گذاشته بودم

    الان هم یه سوال دارم ازتون، ببخشید اگه طولانیه، لطفا کمکم کنید...

    اگه یادتون باشه گفتم چندین ماهه توبه کردم و سعی می کنم روابطم با نامحرم فقط در حد ضرورت باشه.

    اما یه مشکل دارم

    من احمق اون قدیما یه زمانی تو سایت کلوب با یه نفر شروع به چت کردم، اونقدر هم پست بودم که قصدم آشنایی و ایجاد راهی برای رفع نیاز روحی خودم بود. و خب همین هم شد... خیلی به همدیگه وابسته شدیم، و این گذشت و گذشت و بعد از مدتی ایشون ازدواج کردن و رابطمون رو قطع کردیم و بعدش هم که ماجرای توبه ی من.

    اما الان یه مشکل دارم، متاسفانه ایشون هنوز بعد از یک سال نتونستن من رو فراموش کنن، خودم رو سرزنش می کنم که ببین با دختر مردم چیکار کردی و... اما نمی دونم واسه جبران چیکار کنم.

    ایشون چند وقت بعد از قطع ارتباط بهم گفتن نتونستن فراموشم کنن، من یه مقدار راهنماییشون کردم و تکنیک های فراموش کردن یه نفر رو گفتم (از دعا و قرآن گرفته تا تکنیک های روانشناسی) و دیگه خداحافظی کردم.

    اما باز یکی دو ماه پیش پیام دادن و خیلی از ناراحتیشون گفتن، از این گفتن که برادر زاده همسرشون هم اسم منه و مدام یاد من میوفتن، و این که خیلی براشون مشکله. من هم اول در عین حال که تو دلم آشوب بود و خیلی دوستشون دارم(نمی دونم این دوست داشتن واقعیه یا نه باز هم از سر هوای نفسمه) خیلی خودم رو بیخیال نشون دادم و سعی کردم کاری کنم که از من متنفر شن، اما نشد. من هم طاقت نیوردم و مقداری صحبت کردم باهاشون، دوباره مقداری راه حل گفتم و این رو متذکر شدم که اگه خدا کمکتون نکنه هیچ کاری از من بر نمیاد و فقط باید از خودش بخواید کمک کنه... دوباره خداحافظی کردیم و قرار شد عمل کنن.

    تا چند روز پیش که بار دیگه پیام دادن حالشون خرابه.

    حالا من هم نمی دونم چیکار کنم...

    تو این چند روز چند بار پیام دادن و جواب دادم، هر بار هم گفتم که بگید من چیکار می تونم براتون بکنم و این رو گفتم که به نظر من هر کاری کنم فقط اوضاع خراب تر می شه. ایشون هم می گن نمی دونم چیکار کنی.

    حالا به نظر شما چیکار کنم؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۳۱ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۹) پاسخ های مردم
    • ۲۱۷۶ بازدید توسط ۱۸۹۹ نفر
    • جمعه ۱۸ مهر ۹۳ - ۲۳:۴۲

    برو بالا