سلام و خداقوت خدمت دوستان خوب خانواده ی برتر

دوستان مسئله ای ذهن منو درگیر کرده ولی نمیتونم در موردش تصمیم بگیرم! موضوع در رابطه با برادرم هست . برادرم یه پسر 38 ساله و متاهله .

موضوع از این قراره که سال ها پیش ( من اون زمان 9 سال داشتم تقریبا ) که ما در مورد ازدواج برادرم باهاش صحبت کردیم و گفتیم که چه تصمیمی برای ازدواجش داره؟ گفت که من اگر بخوام از فامیل کسی رو بگیرم فلان دخترداییمو میگیرم!!!!

این دختر داییم خب یه دختر مهربون و زیبا بود که منم خیلی دوسش داشتم و بنظرم طبیعی بود که دوسش داشته باشه ولی یه مشکلی که داشت این بود که بچه دار نمیشد یعنی نازا بود!

برادرم هیچ موقع حرف مستقیمی در مورد اون نزده بود یعنی یه موقعا اسمشو میاورد مثلا میگفت امروز میخواستم براش یه جک بفرستم! در همین حد و جوری نبود که حس کنیم خیلی دوسش داره ولی خب احتمالا بقیه که سنشون از من بیشتر بود فهمیده بودن که برادرم بهش علاقمنده چون نسبت به اسمش واکنش های خاصی نشون میداد مثلا با شنیدن اسمش یهو لبخند میومد رو لبش یا اگر میگفتیم یه چیزی رو اون خریده با دقت میگرفت نگاش میکرد!!

موقعی که گفتیم دختر داییم بچه دار نمیشه فورا گفت که پس هیچی و بیخیال شد . منم خوشحال بودم که اینجوری گفته و به خیالم تونسته بود کنار بیاد . بعدا خودش همکارش رو معرفی کرد و گفت که میخواد با اون ازدواج کنه و همین کار رو هم کرد حتی با اینکه ما مخالف بودیم و من حس کردم که عاشق شده ، اما بعد از ازدواجش هم باز همون احساس رو توی رفتاراش میبینم . حتی خواهر بزرگمم همینو میگفت ، میگفت وقتی اسم دختر داییم میاد حال برادرم دگرگون میشه .

من از اینکه برادرم درگیر دختر داییمه حس بدی دارم چون برادرم الان که ازدواج کرده زندگی جالبی نداره اصلا . حس میکنم اگرم کمبودی تو زندگی مشترکشون هست بخاطر حس قدیمی برادرم به دختر داییمه وگرنه اگر برادرم قلبش تمام و کمال مال زنش بود مشکلات کمتر میشد حالا درسته که ازدواجشون اشتباه بوده ولی علاقه هم خیلی شرطه البته مطمئنم زنشو دوس داره ولی عشق کجا و دوس داشتن کجا؟

حالا من تقریبا 2 سالی هست که فهمیدم دخترداییم عاشق پسرخالمه! تازگیا به ذهنم رسیده که برم به برادرمم این موضوعو بگم بلکه بیخیال شه و دل بکنه .

دخترداییم وضعش خیلی بدتر از برادرمه و واقعا پسرخالمو دوس داره ولی خب این پسرخالم هم ایران زندگی نمیکنه هم زن از ایران نمیخواد بگیره هم اینکه عاشق بچه س و دخترداییم بچه دار نمیشه!

من میخوام با گفتن این موضوع کاری کنم که برادرم کاااااااامل از دخترداییم دل بکنه و بچسبه به زندگیش ، به نظرتون این کارم چه نتیجه ای میده؟

خودم فک کردم که شاید علاقش به حدی باشه که نتونه فراموشش کنه و فقط اعصابش خورد بشه شایدم به پسرخالم حسودی کنه و خودشو سرزنش کنه ولی از یه طرف هم میگم با توجه به اینکه متاهلم هست لابد تا الان تمام سعیشو کرده که فراموشش کنه و نتونسته. شاید با این بهونه بتونه و خلاص شه .

نمیتونم به قضیه از دور نگاه کنم و تصمیم بگیرم چون من خیلی برادرمو دوس دارم و دوس دارم کمکش کنم .  هر وقت فکر این تصمیم به ذهنم میاد انقد استرس میگیرم نمیتونم تصمیمی بگیرم .

ممنون از اینکه با من همفکری میکنید اجرتون با خود خدا