با سلام

از خانواده ام خیلی دل گیرم وقتی کوچیکتر بودم اینقدر حساسیت نشون نمی دادن، الان خیلی حساس شدن و برای کارهایی که میخوام انجام بدم مخالفت میکنن و اون طوری که باید حمایتم نمیکنن.

به طور مثال کلاس ورزشی که دوست دارم مخالفت میکنن ، میگن برای چی میخوای بری ؟ برو کلاس خیاطی ، بهشون میگم بابا من خیاطی دوس ندارم چرا اذیت میکنید ؟ میگن پس پول هات رو پس انداز کن . برای چی تو این گرما میری باشگاه ؟ این همه پول میدی بهشون میگم بابا پول خودمه اختیارش رو دارم میخوام ازش استفاده کنم اسراف که نمیکنم یا جای خراب استفاده نمیکنم.

حالا این بماند پارسال با هزار زور و زحمت راضیشون کردم ارشد بدم،  بعد روزانه قبول شدم گفتن نه خیلی دوره آخرش که چی بیکار پیشینی تو خونه مثل الان. اولش گریه و زاری کردم بعدم به خودم گفتم میخوام برم شهر غریب حمایت خانوادم نباشه به مشکل میخورم کوتاه اومدم.

یه خواستگار از شهر دیگه داشتم با هزار تا اصرار گفتنشون فقط اجازه بدین که آشنایی بین دو خانواده صورت بگیره به زور راضی شدن بعد که خانواده پسره اومدن چقد تحقیرشون کردن گفتن اینا چین اینا به خانواده ما نمیخورن پسره زشته فلانه بهمانه در حالی که من پسندیده بودم . بعد گریه و زاری گفتم باشه اشکال نداره از اینم میگذرم خدام بزرگه باهاشون راه اومدم و جواب رد دادم .

پارسال مصاحبه تهران دعوت شدم نه میذاشتن تنهایی برم نه کسی می اومد با التماس آخر سر داداشم اومد با منت که بعدشم قبول نشدم. چند ماه دیگه میشم ۲۶ ، من یه دخترم و از خانواده م دل گیرم و ادعاشون میشه دوسم دارن و به من وابسته ن اما من ازشون دلخورم که برای راهی که انتخاب کردم حمایتم نمیکنن هیچ مانع من هم میشن.

از شما دوستان یه دلگرمی میخوام شما آدم های غریبه ای که شاید تو شرایط من باشین


بیشتر بخوانید ...

چطور خانوادم رو قانع کنم که سر کار برم ؟

سر طبیعی ترین مسائل زندگی جیگرم خونه



↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۱۹۱۹ مطلب)
درد دل های دختران و پسران (۱۵۸ مطلب)
تعامل با خانواده (۲۸۳ مطلب)
جهت اطلاع پدران و مادران (۹۲ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۳۷) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید