با سلام

پسری 21 ساله هستم ، سال سوم دانشگاه. نمیدونم از کجا شروع کنم . فقط میدونم داغون داغونم با چهار پنج ماه پیشم اصلا قابل مقایسه نیستم. هم درد و دل باهاتون دارم و همم میخوام که سوالام رو لطف کنین جواب بدین تو چند تا مورد مختلف.

فشار جنسی همیشه رو همه ی ما وجود داره.با اینکه تو اتاق هفت نفره خوابگاه همشون جز من رابطه را تجربه کردن من برعکسش روز به روز سعی میکردم رابطم را با خدا قویتر کنم. الان یکی دو ماهی میشه شدیدا نیازهای جنسی و نیاز به دوستی با جنس مخالف در من بوجود اومده به طوریکه که دیگه نه نماز میخونم نه منی که معدل الف بودم به درسام توجه میکنم. به شدت ذهنیت ناامیدی در من بوجود اومده . صبح تا شب کارم به جای امتحان خوندن شده تماشای فیلم پورن. تو امتحانم فقط میتونم التماس نامه برا استاد بنویسم که پاسم کنه. هر چه سعی میکنم همون دهنیت مثبتی که تو خودم بود را دوباره بوجود بیارم نمیتونم و ...

دلایل اینکه این حالات در من بوجود اومده خدمتتون عرض میکنم و در آخر از شما راهنمایی میخوام. وقتی اوضاع داغون اقتصادی جامعه را میبینم و اوضاع بد مالی خودم را مطمئنم که منم مثل خیلی از جوونای دیگه حداقل تا 10 12 سال دیگه به هیچ وجه توانایی ازدواج ندارم و همین باعث شده که به دوستی و رابطه به جنس مخالف فکر کنم تا کمی از این نیازم برطرف بشه. ( دیگه مثل قبل اون امیدواری در من وجود نداره که خیلی زود خدا شرایط ازدواجم رو فراهم میکنه. پسرای دور و برم رو میبینم که بعد تموم کردن درس و برگشتن از سربازی و جمع کردن یه سرمایه اندک رفتن خواستگاری و تفکرشون این بوده که با  اون دختر زندگیمونا با هم میسازیم با اینکه همشون پسرای با جربزه ای بودن اما تا الان هر جا رفتن نه شنیدن و دیگه کلا قید ازدواج را زدن. دلیلشم اینه که تو فرهنگ ما جوری جا افتاده که پسر باید همه چیز را مهیا کنه ، خونه ، ماشین ، پول زیاد ، کار پردرآمد و بعد بره خواستگاری .

حتی اگه دختر هم راضی باشه خونوادش جلوی پسر سنگ میندازن به جای اینکه دسشونا بدارن تو دست هم وکمکشون کنن. چون اینا را دور و برم زیاد دیدم دیگه کلا از ازدواج ناامید شدم و به فکر دوستی افتادم.

سوال اول ایا با وجود این شرایط اقتصادی این توقعات به جاست؟ دخترا چند نفرتون حاضرید اگه پسری به درد بخور اومد خواستگاری تون ، حداقل شرایطی را که داشت بپذیرید و خونوادتون را قانع کنید که میخواید با هم رندگیتونا بسازید؟

چرا خونواده دختر وقتی به دختر میگه بشین یه بهترش میاد سریع کوتاه میان ؟ دیدم که میگم. سنشون روز به روز بیشتر میشه و هنوز منتظر یه بهترن .

دلیل بعدی اینه که وقتی با رفقا میشینیم حرف میزنیم فقط سرکوفت به من میزنن که چرا دوس دختر نداری واقعا برای پسری به سن تو زشته. من تو رابطه با همجنسام خوبم اما وقتی دخترای کلاس برای سوال پرسیدن میومدن سراغم چنان به تت پت می افتادم که ابروم میرفت و دوستام میگفتن به خاطر اینه که دوس دختر نداری اعتماد به نفست پایینه و الان تو این مدت واقعا دارن بهم فشار میارن که رابطه ای تشکیل بدم.

با این فشار جنسی خودمم یواش یواش دارم به سمتش میرم اما هنوزم ته دلم راضی نیس. حتی بعضی دوستام میگن رابطه تشکیل بده حتما نیازی نیست رابطه جنسی داشته باشی اما اعتماد به نفست خیلی افزایش پیدا میکنه و کمی نیازهای عاطفیت رفع میشه.

سوال بعدم اینه که واقعا تاثیری داره دوستی دختر پسر روی اعتماد به نفس؟ مثلا دلیل اینکه تو صحبت با دخترا تت پت میکنم دلیلش کمبود اعتماد به نفسه؟

دستام مثل پیرمرد 80 ساله میلرزه. خیلی گوشه گیر شدم گاهی وقتا  جدیدا تو حرف زدن قفل میکنم اعصابم خیلی ضعیف شده. دوستام میگن به خاطر سرکوب میل جنسیه رو مخت تاثیر گذاشته. حتی بعضیاشون میگن برو صیغه کن اگه میتونی داری داغون میشی.

واقعا تو بلاتکلیفی بزرگی گیر کردم. من همچین آدمی نبودم. نمیدونم باید چیکار کنم. من منطقی و درسخون و مومن تبدیل شدم به یه همچین آدم پستی.

سعی میکنم دوباره امیدوار شم اما همه چی درس خوندن و ورزش و تفریح نمیشه. نیاز جنسیم هست که قویترینه و نمیشه هیچ جوره نادیده گرفت . وقتی فکر میکنم تا 10 12 سال دیگه خبری نیست . واقعا دیوونه میشم. این حرفا هم که نمیدونم تقوا پیشه کن و اینجور چیزا تا یه جایی جواب میده . گیریم شخصیم بتونه کنترل کنه خودشا  اما از لحاظ روانی مشکل پیدا میکنه. ( کتاب نظام حقوقی زن در اسلام بخش ازدواج موقتش رو از شهید مطهری بخونین کامل این مساله را توضیح داده.) نمیدونم امیدوارم دوباره بشم آدم سابق


مردم در مورد این موضوع (۵۷) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مسائل پسران جوان (۱۰۸۱ مطلب) مسائل دختران جوان (۱۹۲۱ مطلب) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۲۲۱ مطلب)