سلام

اول از همه بگم که حتما به خاطر سوالی که می پرسم ایراد هایی از بنده خواهید گرفت. ولی من مطالبی تو ذهنم هست که میخوام باهاتون در میان بذارم. البته من این عنوان رو به صورت قطعی انتخاب نکردم و نمیگم که واقعا تفاوتی نیست، ولی خب به نظرم تفاوت خیلی خیلی زیادی هم نداریم.

دختران عزیز، می فرمایند که ما اخلاق پسرا برامون مهمه. ولی خب منی که پسرم هم میگم، اخلاق همسر آینده بنده هم برام بسیار بسیار مهمه و چه بسا خیلی دخترا رو دیدیم و به خاطر اخلاقشون جرات خواستگاری ندادیم به خودمون!

دختران عزیز می‌فرمایند که دوست دارم همسرم باهام مهربون باشه. خب والا من و خیلی پسرای دیگه به عنوان یه پسر نمیخوایم همسرمون یه برج زهرمار باشه !

میگین که من اصلا دنبال موقعیت و پول و ... نیستم. خب والا خیلی از پسران از جمله خودمم به عنوان یه پسر دنبال پول و موقعیت خودش یا باباش نیستم. همین که دختر خوب و نجیبی باشه خودش کافیه.

اگر مطالب همین وبلاگ رو بگردید، میبینید که چند نفر نوشته بودن که از دوستانشون، دخترانی رو بردند خونه و زنا انجام دادند. به پیر به پیغمبر من خودم به عنوان یه پسر 1% جرات همچین غلط هایی رو ندارم. پس چرا بعضی دختران این جسارت رو به خودشون میدن که همراه دوست پسرشون زنا انجام بدن ؟ چطوری واقعا جرات دارند که برن خونه پسران دانشجو ؟ به خدا یه دختر رو لخت کنن بذارن جلو ما نمیتونیم دست بهش بزنیم.

ما شنیده بودیم دختران یک نجابت و حیای خاصی دارن. پس کو ؟ فقط عمل زنا نیست. برخی اعمال دیگه هم هست که بعضی از دختران خیلی راحت انجام میدن. خودم به عین دیدم که در ماشینی که پارک کرده بود، دختره لخت شده بود و برای پسره .... میزد. خب اینجا پس دختر بودنِ دختران کجاست؟ چه چیزی متمایزشون میکنه از بعضی پسرا ؟ جالبه بدونید همین دختره من و دوستم رو دید و با کمال وقاحت اصلا خجالت هم نکشید. ما خودمون آب شدیم رفتیم زمین... مثلا تو خیال خودمون اومده بودیم حال و هوامون عوض بشه.

دختران عزیز میگن که؛ ما دوست داریم همسرمون به ما همیشه جملات عاشقانه بگه و ما رو دوست داشته باشه. والا بنده خودمم اینو دوست دارم. یعنی حتی تحمل فکر کردن به اینکه همسرم منو دوست نداشته باشه و 1% بخوام خودمو بهش تحمیل کنم رو ندارم. یعنی حتی حاضر میشم اگر خودش بخواد و منو دوست نداشته باشه ولی من واقعا دوستش داشته باشم، به خاطر اینکه اونو از زندگی محروم نکنم و خودم رو تحمیل نکنم، به خواسته خودش جدا بشم. پس فقط دخترا نیستن که دوست دارن بهشون محبت بشه. خیلی خیلی از پسران هم اینو دوست دارن.

دختران میگن که؛ ما حاضریم اگر اخلاق پسره خوب بود، هر جایی باهاش با هر کم و کاستی زندگی کنیم. واقعیت اینه که بسیاری از پسران براشون از مرگ بدتره که دختر مورد علاقشون رو نتونن نیازهاشو برطرف کنن. چه برسه به اینکه تو محدودیت باهاش زندگی کنن.

هنوز، بماند دخترانی که فقط دنبال پول، موقعیت، هیکل و قد بلندی و... پسران هستند. اینا رو چی میگین؟ با پرسیدن این سوال فکر نکنید که ما آس و پاسیم و عقده ای تشریف داریم .خدا رو هزار مرتبه شکر خودمون از همه اینا به مقدار زیادی روزی و توفیقم شده. ولی این سوالیه برای من!

دخترانی هستن که به بدترین شکل ممکن دل پسری که دوستش داره یا همسرشون هست رو میشکنن! دخترانی هستند که پسرانی که بهشون علاقمند هست و قرار ازدواج باهاشون میزارن رو در دوران سربازی ول میکنن و میرن دنبال بهترون. پس اینا چطور دختری هستند؟ ما دختر ها رو با دل نازک بودن، احساساتی بودن میشناسیم. اینا دختر نیستن یعنی؟

دختران عزیز میگن که؛ اینکه همسرمون در رابطه جنسی لذت ببره خیلی دوست دارن. والا این برای بسیاری از پسرا هم خیلی مهمه. طرف حاضره یک سال ارضا نشه ولی همسرش از وجودش لذت ببره و با معاشقه ارضاش کنه. خب اینم یک مورد دیگه که تفاوتی در پسرا و دخترا ایجاد نمیکنه.

فقط پسرا درصدی زمختی جسمی دارن و قدری شجاعت. که چه بسا دخترانی هم هستند که حتی در این مورد هم از بعضی پسر ها جلو هستند. (البته نه از نظر زمختی) ولی من یک پستی رو داشتم تو همین وبلاگ میدیدم که خانم یک نفر، مردش رو زده بود و چند سیلی بارش کرده بود و خود مرد هم اقرار کرده بود که قدرت بدنی خانمش از خودش بیشتره!

والا به خدا این وظیفه مرده که کار کنه و نون آور خونه باشه. الان دیگه گوی سبقت اشتغال رو به وضوح خانم ها از مرد ها ربوده اند و هر ارگان و شرکتی خانم ها همیشه پای ثابت هستند و به فکر استقلال هستد و اینکه به شوهرشون وابستگی نداشته باشند. بعضی از خانم ها خیلی خوب با ارباب رجوع مرد و همکار مردشون گپ و گفتگو میکنن و حال میکنن.

در حالی که الان بسیاری از دوستان بنده هستند که والا خیلی هم پسر های خوبی هستند اما متاسفانه به اندازه این خانم های کارمند پر رو نیستند. ( البته این جسارت من رو ببخشید ) و موندن بیکار! ولی من خودم بار ها با چشم خودم دیدم که بعضی از زن های کارمند خیلی خوب با مرد ها گرم میگیرن.

حتی چند نمونه رو دیدم که زنه هفت قلم خودش رو آرایش کرده بود و ناخن ها رو لاک کرده بود و خیلی برای کارمند مرد عشوه گری میکرد و با ناز صحبت میکرد و میخندید و از قیافه مرد هم هیزی و عوضی بودن با اون خنده های شیطانی میبارید. میگفتی برم بزنمش خون بالا بیاره. جالبه بدونید که این مورد رو من در یک ارگان دولتی دیدم ( به خدا دیدم ). همین زن ها چطور میان چشم به چشم همسرشون میشن؟ پس حیای این دختر و زن ها کجاست؟

در کل بگم که، در بسیاری از مواقع، به خدا پسرا خیلی بهتر از دخترا هستن. باور کنید بهتر هستن. همین دخترایی که ساپورت میپوشن و به جلف ترین حالت ممکن تو خیابون ها هستند این مورد رو اثبات میکنه. به ناموسم قسم ما رومون نمیشه گاهی آستین پیرهن رو بدیم بالا.

ما کلمه دختر رو با این کلمات و صفات میشناسیم: نجابت، حیا، حجاب، متانت ( نه برج زهرمار )، اخلاق، پاکدامنی، ناز و عشوه، لطافت و ...

یا ما دختریم و خیلی تی تیش مامانی تشریف داریم. یا بعضی از دختران خیلی ...
کلا دل بسیاری از پسران از خیلی دخترا خونه. موارد خیلی خیلی زیادی رو هم دیدم و هم از دوستان و آشنایان دیدم.

چه ازدواجی بابا ؟ هر کی ما رو میبینه میگه پس کی ازدواج میکنی. آخه ازدواج کردن با این وضع؟ آدم بمیره و بندازن تو بشکه قیر خیلی بهتر از این وضعیت خیانت بازی و خودنماییه. دختره صیغه یک نفر بوده، اومده پست گذاشته اینو به خواستگارم بگم ؟ ( ضمنا باکره مونده ) جالب اینکه خیلی از دختران عزیز هم فرموده بودن اصلا نیازی نیست بگی و کار کاملا حلالی کردی.

بعضیا هم گفته بودن که مواظب باش از جای دیگه خبر دار نشه، اگر این بابت مطمئن بودی بهش نگو. واااای خدا آدم دیوونه میشه. به خدا هیچ پستی به این اندازه فکر ازدواج رو از سر من بیرون نکرده بود. دیگه الان به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد. مشت نمونه خروار است. یعنی ما این همه دختر با این تفکرات هستیم. خدایا خودت به ما رحم کن

عذرخواهی بنده رو بپذیرید و منظور من همه دخترا نیست. من دیگه بیشتر ادامه نمیدم. تا همینجا به اندازه کافی حرص خوردیم.

" هوشنگ "


موضوعات مرتبط :
مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه مطالب کاربران