خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۱۹۲ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

بر خلاف قبل، الان خون های پریودم با تاخیر خارج میشه

سلام دوستان

ببخشید از اینکه رک صبحت میکنم.

راستش من تا چند ماه پیش هر وقت پریود میشدم، سریعا خون میومد. ولی حالا چند ماهی میشه که ابتدا چند تا لکه می بینم و بعد از یکی دو روز اونوقت خون میاد. به نظرتون باید چیکار کنم؟ مشکلی هست؟ مثلا من دیشب یکی دو قطره دیدم ولی تا الان خون بدون وقفه نیومده که عادت شده باشم و دلم هم خیلی درد میکنه.

موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۹۱
    • دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ - ۲۳:۱۱

    ازدواج با دختری که برادرش قبلا دخترباز بوده

    31 / 3 / 95 :
    سلام به همه
    اول ممنونم از دوستانی که نظراتشون رو گفتند
    همانطور که قبلا گفتم اون دختر قابل مقایسه با خانواده اش نیست . بالاخره امروز دلمو زدم به دریا و به صورت رسمی وارد گود شدم همانطور که حدس میزدم بسیاری از اخلاقیات و روحیاتمون مثل همه
    منتها چند تا خواسته داشت که من هم بخاط خودش قبول کردم .

    به صورت خیلی غیر مستقیم در رابطه با مشکلی که بود صحبت کردم و دیدگاه اش را شنیدم . من تا حالا با وجود سنم اصلا عاشق نشدم ولی الان با افتخار میگم که عاشقش شدم و اون هم از سیگنال هایی که بهم داده مشخصه دوستم داره . چون خونواده هامون هم از قبل موافق بودند قراره چند روز دیگه عقد کنیم . ولی خداییش عاشقی بد دردیه .

    ممنونم از همگی
    انشاء الله همتون خوش بخت بشین

    -----------------

    سلام

    من پسر ۲۶ ساله هستم چند وقتی هست که دختر خانمی به مادر من برای ازدواج معرفی شده الان در مرحله تحقیقات هستم؛ در تحقیقاتی که انجام دادم دختر خانم و خانوادش یعنی پدر و مادرشان از همه لحاظ تایید هستند ولی در سوالاتی که کردم گفتند برادر ایشون که از خودش بزرگتر هست در زمان نوجوانی و اوایل جوانیش اهل کارهای منافی عفت بوده یعنی دنبال دخترا و این جور مسائل بوده . این تنها نکته منفی در مورد این خانواده هست .

    سوالم از بقیه این هست با وجود اینکه خود من اهل این کارها نبوده و نخواهم بود ، ازدواج با این دختر خانم را صلاح میدانید یا نه ؟

    فقط نگویید که با دختر یا خانواده خودت صحبت کن ، نمیشه رفت به دختر بگی  برادری اینجوریه ( طرف کلا بدش میاد )

    ----------------------

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • ۷۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۰۷
    • دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ - ۲۳:۰۵

    به خاطر خودارضایی میترسم نتونم شوهر آیندم رو ارضا کنم

    با عرض سلام و خسته نباشید...

    من دختر خانم 18 ساله ای می باشم که بنا به دلایلی از بچگی شروع به خود ارضایی کردم.. اول نمی دانسنم که این عمل چیست و کار بدی است و فقط به دلیل اینکه با این کار زودتر به خواب میرفتم این کار را انجام دادم...

    من این عمل را تا به امسال انجام میدادم و میتوان گفت که 10 سال این کار را تکرار میکردم. اما حالا به زشت بودن و مضرات این کار آگاه شدم و فهمیدم که چه کار بدی میکردم...

    از طرفی هم احساس میکنم رنگ آلت تناسلی ام کمی تیره تر شده ... حالا سوال اصلی من این است که آیا در آینده با همسرم در مسائل جنسی به مشکلی بر نمیخورم ؟

    و آیا به واسطه ی این کاری که انجام دادم در مسائل زناشویی ام مشکلی و ایرادی وارد نمیشود ؟  بخدا دارم دیوونه میشم... میترسم نتونم همسرم را در آینده ارضا کنم و مرا رها کند ...

    نمیتوانم به دکتر بروم چون خجالت میکشم این موضوع را مطرح کنن و فقط از این طریق توانستم بگویم ...

    بگویید آیا به واسطه کاری که من به مدت 10 سال انجام میدادم در اینده با همسرم در مسائل جنسی به مشکل نمیخورم ؟

    آیا میتوانم او را ارضا کنم و یک رابطه جنسی عالی داشته باشن؟

    ممنونم

    موضوعات مرتبط: خودارضایی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۸۶
    • دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ - ۲۳:۰۳

    تجربیات شما در مورد دوره درمان آنالیز مو

    سلام دوستان

    من چند ساله ریزش موی شدید دارم و به هر دری که زدم متوقف نشد که نشد که نشد . تو اینترنت با یه دکتری آشنا شدم که از درمان مدرنی به نام آنالیز مو استفاده میکنه و اکثر کسایی که رفتن خدمت ایشون جواب گرفتن.

    با توجه به اینکه آنالیز مو فقط تهرانه و من شیراز و همچنین هزینه نسبتا سنگینی هم داره میخواستم ببینم تا حالا کسی رفته دوره درمان آنالیز مو رو ببینه یا نه ؟ اگه رفتید تاثیرش چطور بوده ؟

    ممنون از شما عزیران

    موضوعات مرتبط: تجربیات پزشکی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۸۴
    • دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ - ۲۲:۵۹

    منو از مادرشوهرم خواستگاری کردند !

    سلام

    یه مشکلی چند وقته برام پیش اومده کمکم کنین.

    من الان ۳ ماهه که عقدم . اوایل دوران عقدمون بود که عروسی یکی از فامیلای شوهرم دعوت شدیم خب منم بالاخره اولین حضورم تو اون فامیل بود خیلی خوشگل و شیک و پیک رفتم اونجا .

    یه خانمی خیلی بهم توجه میکردن بعد از این که مراسم تموم شد منو مادر شوهرم داشتیم میومدیم تو پارکینگ که سوار ماشین بشیم . اون خانمه با پسرش اومد و به مادر شوهرم گف که آدرس میخواد برا امر خیر !

    اون فک کرده بوده مادر شوهرم مامان خودمه . منم عصبانی شدم دستمو نشون دادم گفتم متاهلم اوناهم رفتن البته بگم هر کس اون اطراف بود فهمید چی شده .

    از اون به بعد شوهرم به شوخی و جدی بهم این قضیه رو یاداوری میکنه با اینکه قبلش با هم مشکل این شکلی نداشتیم الان خیلی سختگیر شده .

    من فقط اون شب خیلی آرایش داشتم و همیشه ظاهرم بدون آرایشه . بهم بگین چکار کنم که مثل سابق بشه ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۱ موافق ۳ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۷۰
    • دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ - ۲۲:۵۷

    مطمئنم همجنس باز نیستم ولی به خاطر بازیهای بچگی از آبروم میترسم

    سلام

    من یه دختر 17 ساله ام . راستش موضوعی تو ذهنم وجود داره که خیلی وقته ذهن من و به خودش درگیر کرده و باعث شده به شدت از خودم بدم بیاد!

    وقتی حدود 10 11 سالم بود برای اولین بار صحنه هایی از ماهواره و... دیدم. البته نه صحنه های روابط جنسی. چیزایی در حد بوسه و...! اون زمان که بچه بودم فکر میکردم اینا همه یه جور بازی و نقشه که تو فیلماست!! یا مثلا فقط خارجیا از این مدل رفتارا دارن!!

    چون فکر میکردم این یه بازیه چند بار با خواهر کوچیک ترم از این بازیا کردم!! به خدا الان که اینارو مینویسم خیلی حالم بده و خجالت میکشم!! خواهرم اختلاف سنیش باهام کمه و اونم فکر میکرد این یه بازیه!!

    این جریان گه گاهی بود تا من 13 سالم شد! تا اون زمان یه زمزمه هایی تو مدرسه درباره روابط جنسی شنیده بودم ولی بازم نه به اون صورت! حتی یه بار که به مامانم در این باره گفتم گفت که الان وقتش نیست بدونی و بزرگ تر که شدی میفهمی!

    ولی بازم من متوجه این نبودم که اون کاری که اسمش بازیه میتونه یه چیزی به اسم همجنس بازی باشه!!! البته اینم بگم نه بوسه ای بود و نه حتی این که لباسمونو در بیاریم!! فقط در حد نوازش. اونم نه نقاط حساس... مثلا صورت و پهلو و بازو...بود.

    حتی یه بار که 13 ساله بودم با یکی از دخترای فامیلمون که یه سال ازم بزرگ تر بود هم این بازیو کردیم. جفتمون نمیدونستیم که این کار یه کار بده و به چشم بازی نگاهش می کردیم!! بعد هم یهویی خودم از این حالت بدم اومد و اون بازی رو تموم کردیم. بعد از این که بزرگ تر شدم تازه فهمیدم چیزی به اسم رابطه جنسی وجود داره و فقط واسه تو فیلما نیست!! و حتی بعد تر ها فهمیدم همجنس بازی وجود داره و... !

    از اون زمان تا حالا یه لحظه هم این موضوع ذهنم و رها نکرده!! من نه تمایلی به دخترا دارم و نه چیزی که حداقل به خودم ثابت کنه همجنس بازم !!! حتی الان که خواهرم بزرگ تر شده و اونم یه چیزایی میدونه از دست من ناراحت نیست خودش میفهمه که من هم مثل اون بچه بودم و نمیدونستم!!

    ولی چیزی که آزارم میده اون دختر فامیلمونه که همش این نگرانی رو دارم که نکنه یه روزی این موضوع رو به کسی بگه و یا حتی گفته باشه و آبروی من بره؟! من بعد از این که فهمیدم معنی کارم میتونه همچین چیزی باشه واقعا از خودم متنفر شدم!! همش احساس میکنم خیلی آدم چندشی هستم!!! حالم از خودم به هم میخوره و حس میکنم گناهکارترین آدم روی زمینم!! حتی کسی که با نامحرم رابطه داشته!!!

    ولی خدا شاهده که من نمیدونستم و بعدا که فهمیدم دیگه اون کارو تکرار نکردم و توبه کردم. ولی ترسم از ریختن آبرومه!! به نظرتون من خیلی آدم کثیفی هستم؟؟ به نظرتون اگه یه روزی این موضوع رو اون دختر به کسی بگه من باید چی کار کنم؟؟

    خواهش میکنم نظرتون و بهم بگین!! من از خودم مطمئنم که الان آدم گناهکاری نیستم تنها چیزی که آزارم میده ترس از آبرومه و این که فکر بدی دربارم بشه!

    ممنون میشم اگه کمکم کنید!

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۱۹
    • دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ - ۲۲:۵۳

    چطوری بفهمم دختری که ابراز علاقه کرده خودم رو میخواد نه ظاهرم رو ؟

    سلام

    پسری هستم زیر 25 سال ...

    دوستان یکی از اقوام  نزدیکمون بهم ابراز علاقه کرد اولش خودشو معرفی نکرد و خلاصه حضوری دیدمش و حرفاشو بهم زد ... منتهی من برداشتم این بود  که ایشون عاشق ظاهرم هستش نه چیز دیگه ...

    میدونین یکی از نعمتایی که خدا بهم داده و بابتشم شکرگزارم نعمت زیبایی چیزی کم نذاشته ولی همین ظاهر الان باعث شده که من عاشق هیچ دختری نشم اخه خیلیا فقط عاشق ظاهرم میشن نه چیز دیگه ...

    بار ها پیش اومده که دخترای هم کلاسیم و یا هر دختری که تو زندگیم یا به عنوان دانشجو هم کار  یا اقوام بوده بهم غیر مستقیم و مستقیم ابراز علاقه کردن ، ولی من همیشه جوابی ندادم بهشون یعنی نخواستم که ناراحت شن ...

    حس میکنم بیشتر دخترا عاشق ظاهرم میشن . خب پس فردا یکی از من خوشگل تر میاد و عاشق اون میشن منظورم شریک زندگیم هس ...به نظرتون چکار کنم عاشق شم ؟ با این شرایط چطور کنار بیام ؟

    راستی تا حالا با هیچ دختری نه دوست بودم و نه ارتباط صمیمی داشتم ... و نه اصلا مغرورم ، ظاهرم خوبه که خوبه ، دیگران چیزای خوب دیگه ای دارن که ممکنه من نداشته باشم .

    فقط بگین چکار کنم چطوری عاشق بشم ؟ به این فامیلمون که ابراز علاقه کرده چی بگم ؟ چطوری بفهمم عاشقمه ؟ عاشق واقعی نه هوس و زیباییی .

    ببخشید پرحرفی شد مرسی که خوندین

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۱۴
    • دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ - ۲۲:۴۶

    مخالفت مادر با ازدواج به دلیل بی پولی پدر دختر

    سلام

    میخواستم بدونم برای شما یا اطرافیانتون پیش اومده که دختر یا پسری رو برا ازدواج انتخاب کنید و از هر لحاظ هم مناسب باشه اما خانواده مخالفت کنن و دلیلشون هم بی پول بودن بابای دختر یا پسر باشه ؟

    اگه همچین موردی براتون پیش اومده یا دیدین خواهش میکنم بگید چیکار کردید که خانواده کوتاه اومدن و بهم رسیدین .. الان موردی هست که دو نفر به شدت همدیگه رو دوس دارن اما مادر پسر بخاطر بی پولی بابای دختر راضی به خواستگاری رفتن نمیشه اینا باید چیکار کنن ؟

    ممنون اگه راه حل بدید

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۷۷
    • دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ - ۲۲:۴۲

    می خوام دوستام رو به خواستگارام پیشنهاد بدم

    سلام

    نمیدونم سوالم قابل پست شدن هست یا نه . علت اینکه دارم اینجا میپرسم اینه که اطراف من پسر مجرد کم هست یا بهتر بگم نیست که بخوام نظر عده ی زیادی رو بدونم. ( این به این معنی نیست که خانما نمیتونن نظر بدن، خانما پرچمتون بالاست ).

    یه چند ماهی میشه که من چند تا کیس برای ازدواج داشتم بنا به دلایلی خودم نمیخوام ازدواج کنم. وگرنه بنده های خدا آدم های خوبی بودن. ( اصلا رو این قضیه مانور ندین )

    سوالم اینه؛

    با توجه به اینکه اونا آدم های خوبی بودن و من هم دوستان خوب زیادی دارم اگر بخوام به همین خواستگارهای خودم دوستانم رو پیشنهاد بدم بهشون برمیخوره؟ ممکنه برخورد بدی داشته باشن؟

    خب اونا میگفتن از فلان ویژگی من خوششون اومده، دوستانم رو که میخوام پیشنهاد بدم هم این ویژگی ها رو دارن. واقعا دخترهای خوبی هستن خیلی بهتر از من.

    من قبلا به این قضیه فکر کرده بودم ولی به فکر عملی کردنش نبودم. تا اینکه یکی از دوستان عکس یکی از کیس هام رو دید که رو پروفایلش بود و آرزو کرد که کاش مال اون میشد و این حرف ها.

    بدون بی احترامی و توهین به همدیگه و البته شخص شخیص بنده نظراتتون رو اعلام کنید.

    ممنون از همکاریتون

    زری 28


    موضوعات مرتبط: واسطه گری برای ازدواج ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۸۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۴۹
    • دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ - ۲۲:۴۰

    ما مجردها پاک میمانیم و به خداوند خود اعتماد میکنیم

    سلام
    این روزها خیلی دلم میخواد ازدواج کنم. واقعا دوست دارم ازدواج کنم اونم با کسی که دوستش دارم. نتیجه این فکر چیه: 
    مقایسه خودم با کسانی که ازدواج کردن،  حس کردن اینکه از زندگی عقبم ، حس اینکه داره عمرم میگذره و هرگز ازدواج رویایی نخواهم داشت، بعدش حس دلتنگی بعدش حس تنهایی حس ترس، اعصاب خردی و غوطه وری در رویاها و فرار از واقعیت انداختن تقصیر ازدواج نکردن رو دوش خانواده و جامعه ...
    خوب آدم حسابی این چه خوبی برات داره؟ کجاش خیره این فکر کردن به ازدواج؟ برنامه هوشیاری و پاکی مگه نه اینکه فقط به ترک ارتباطات ناسالم و ترک گناهانی مثه خ.ا و امثالهم نیست، مگه نه اینکه همه زندگی رو پوشش میده منجر به هوشیاری روحانی میشه آیا همچین برنامه و اصولی حواسش به این مشکل تو نبوده؟ به ازدواج تو فکر نکرده؟ معلومه که فکر کرده منتهی تو خودمحوری همیشه میخوای خودت همه چی رو درست کنی وقتی هم میبینی از توانت خارجه صدات در میاد و بد و بیراه میگی به زمین و زمان
    یکی از اصول هوشیاری:
    " ما اعضای مجرد پاک میمانیم و به خداوند خود اعتماد میکنیم تا زمان مناسب و فرد مناسب فرا برسد و ما زندگی مشترک خود را آغاز کنیم. ما سرنوشت خود را به نیروی برتر از خود که همون خدای مهربان سپرده ایم "
    خدا کنه این یادم نره
    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۶۱
    • دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ - ۲۲:۳۴

    طرفمون دوست پسر یا دوست دختر داشته یا نه ؟

    به نام خدا

    روش هایی برای ان که بفهمیم طرفمون دوست پسر یا دوست دختر داشته

    1) تحقیق؛

    در این مرحله باید دقت داشت که تحقیق از افراد بی طرف و منصف انجام بشه ، حین تحقیق باید به طرفی که امار میده اطمینان خاطر داد که این کار شما غیبت یا ابرو بردن نیست ، به هنگام تحقیق بهتره سوالات روشن پرسیده بشه...تحقیق از بستگان خوب نیست...تحقیق از همسایه ها و مثلا بقال سر کوچه شون بهتره

    2) تعقیب؛
    تعقیب به معنای تجسس و فوضولی نیست ...مثلا ببینیم دختر خانوم یا اقا پسر فلان ساعت کجا میره و با کی میره و فرا تر از ان ورود نکنیم...این حقو داریم که بدونیم

    3) بررسی صفحات اجتماعی عمومی طرف مثل اینستا و لاین

    اینم یکی از نکات مهمه...خیلی ها فکر میکنن کسی از مثلا پیج اینستاشون خبر نداره بخاطر همین ممکنه ازادانه دست به هر کاری بزنن

    4) خودتان را قابل اعتماد جا بزنید ، در واقع یه دستی بزنید و دو دستی بگیرید .

    مثلا: اقا میگه: بنظر من گذشته هر کس به خودش مربوطه البته من که دوست دختر نداشتم ولی اگه طرفم دوست پسر داشته و الان پشیمونه برام مهم نیست به شرطی که توبه کرده باشه و با من صادق باشه و بعد که خودشو لو داد شما هم تصمیمتونو بگیرید

    5) سوالاتی بپرسید که دروغ سنج باشه .

    این هم مشابه گزینه قبلی با اندکی تفاوت ...مثلا بگید من فلان روز شما رو با دختری دیدم! خواستم بدونم ایشون کیه....یا مثلا نظر شما راجع به دوستی قبل از ازدواج چیه ؟ یا مثلا بنظر شما اگه یه پسر غیرت داشته باشه دست به دوستی میزنه؟

    6) حرکات،چهره،طرز حرف زدن،نوع راه رفتن و نوع لباس پوشیدن طرف هم مهمه اما همه چی نیست...

    شاید پسری موهاشو مدل خامه ای بزنه ، شلواری بپوشه که زانوش پاره هست (مد).. یا تی شرت تنگ ولی ممکنه پاک باشه و هم چنین در مورد دخترا . اما اکثرا نتیجه برعکسه

    7) ( مخصوص پسرا)- با توجه به رسومی که در شهر شما وجود داره اقدام به گواهی سلامت کنید .
    خواهش میکنم دخترا عصبانی نشن ...عرض کردم با توجه به فرهنگ خانواده و شهرشون و موافقت دختر اقدام بشه

    8) بررسی دوستان طرف؛

    هم نشین خوب یا بد و به عبارتی همان دوست در رفتار ادمی بسیار موثره

    9) برای اطمینان خاطر در اخر کار با لحنی کمی جدی و مودبانه به دختر یا پسر مد نظر بگید که اگه دروغ بگه عصبانی و ناراحت میشید و شاید کارتون به طلاق کشیده بشه

    10) امتحان ؛

    امتحان معیاری برای تعیین عیار طرفه...امتحان در حدش باشه در اون حدی باشه که توان شما هنون قدره ( البته این کار بهتره بعد از صیغه یا عقد انجام بشه و قبلش درست نیست)

    ✔از خانواده های با ابرو دختر بگیرید یا به خانواده های با ابرو دختر بدید

    ✅خواستتون رو به خدا بگید...اگه مثلا دوست پسر نداشتید و دوست دارید طرفتون مثل خودتون باشه به خدا بگید توبه کرده نیز نمیخوایم

    موفق باشید


    💙 حامد 4 💙

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۴ موافق ۱۴ مخالف
  • ۱۶۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۹۱۷
    • يكشنبه ۳۰ خرداد ۹۵ - ۲۰:۵۵

    بعد از قطع رابطه با دوست پسرم دو مشکل اساسی پیدا کردم

    سلام
    من 19 سالمه حدود سه سال قبل با اقا پسری دوست بودم البته خودم از این جور دوستیا بدم میاد ولی خب ...اینم بگم که دوستی ما ساده بود یعنی هیچ نوع تماس بدنی باهم نداشتین تو مدت یک سال دوستیمون حتی دست همم نگرفته بودیم . من عاشقانه دوسش داشتم اونم میگف که همین حس و نسبت به من داره .
    اما بعد یه سال دوستی متوجه خیلی از دروغاش و مهمتر از همه خیانتاش شدم با دخترای زیادی حرف میزد که اینقد دوسش داشتم که باور نمیکردم تا اینکه با چشم خودم با ی دختر غریبه دیدم و ...خلاصه رابطمون برا همیشه تموم شد اما از وقتی که رابطه تموم شده دوتا مشکل اساسی دارم :
    اول اینکه الان که سه سال از پایان رابطمون میگذره خوشبختانه با هیچکس دیگه ای دوست نشدم اما به هیچ پسری اعتماد ندارم البته تقریبا همه مردای دور و اطرافم بجز بابای خودم تقزیبا خیانتشونو به همسراشون دیدم میتونم بی اغراق بگم اعتماد برا من غیر ممکنه
    مشکل دومم اینکه با اینکه سه سال از پایان دوستیمون میگذره و ایشون خودشونم خواستن که رابطمون تموم شه اما از وقتی تموم کردیم همش از دوستام حالمو میپرسه یا شمارمو میده به دوستاش و مزاحمم میشن حتی به خونمونم
    زنگ زده نمیدونم دقیقا چی میخواد خودشم نمیگه دنبال چیه ولی واقعا کلافم کرده چیکار کنم؟
    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۶۶
    • يكشنبه ۳۰ خرداد ۹۵ - ۲۰:۴۵

    چجوری به شوهرم بگم نمی تونم در کنار خانوادش زندگی کنم ؟

    سلام

    من زیر 25 سال سن دارم در دوران عقد هستم 13 سال اختلاف سنی هم با همسرم دارم . الان مشکل ما اینه که نزدیک 2 سال و خورده ای هست عقد هستیم .

    همسرم عذاب وجدان داره برای عروسی گرفتن و جدا شدن از خانوادش خیلی سختشه با اینکه خانوادش از لحاظ مالی اوکی هستن ایشون از لحاظ احساسی عروسیمون رو هی عقب میندازه .

    چون مامان ایشون خیلی تحریکش میکنه که تو بری ما تنها میشیم چه کنیم و از این حرفها با اینکه فرزندان دیگه ای دارن ولی به این وابستن و دوس ندارن ما بریم سر زندگیمون .

    این یک طرف قضیس یک طرف دیگه هم اینه که همسرم میگه اونا هم باید بیان تو ساختمونی که ما قراره زندگی کنیم و من هم تن تن برم بهشون سر بزنم احساس تنهایی نکنن .

    ولی من همچین دختری نیستم اینکارارو انجام بدم و دوس ندارم کنار خانواده شوهر زندگی کنم چون تو این مدت خیلی ازارم دادن . منظورم مادرشه خیلی چیز ها هست که نمیخوام بازگو کنم فقط میخوام راهنماییم کنید چجوری به همسرم بگم با اونا تو یه ساختمون زندگی نکنیم؟

    ممنون میشم راهنماییم کنید چون خیلی گیرم

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , زندگی با خانواده شوهر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۱۷
    • يكشنبه ۳۰ خرداد ۹۵ - ۲۰:۳۰

    والدینم خواستگاری رفتن رو سنگ روی یخ شدن می دانند

    سلام

    جوانی 30 ساله هستم با مدرک دکترا و شغل مناسب و صاحب خانه و کاملا آماده ازدواج . از سنین نوجوانی به خارج از کشور مهاجرت کردیم و من دخترهای اینجا رو به لحاظ اختلاف فرهنگی نمی پسندم و دلم میخواد با دختر ایرانی آشنا بشم و ازدواج کنم.

    هر چقدر از پدر و مادرم خواهش می کنم اسباب آشنایی و خواستگاری را  در خانواده هایی که می شناسند و مورد تایید هستند فراهم کنند، آنها سرباز می زنند و مخصوصا تاکید دارند که این کار باعث تحقیر شدن آنها ( پدر و مادرم ) می شود.

    طرز تفکر آنها طوری است که پیشقدم شدن برای خواستگاری را مساوی تحقیر شدن و سنگ روی یخ شدن می دانند. آنها می گویند مسئله ازدواج تو به ما مربوط نیست و ما برای تو خواستگاری نمی رویم که کوچک نشویم. به نظر شما حق با کیست و من چه باید بکنم ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۱ موافق ۳ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۴۸
    • شنبه ۲۹ خرداد ۹۵ - ۲۱:۱۴

    ممکنه الان از جواب ردی که بهم داده پشیمون شده باشه ؟

    باسلام
    بنده پسری هستم زیر 25 سال. در دانشگاه به یکی از همکلاسیهای خودم علاقه مند شدم. دو ترم مانده بود که درسمون تمام شه بهش پیشنهاد آشنایی برای ازدواج دادم. ( چون شمارشو برا مسایل درسی داشتم به یه محیط مناسب دعوتش کردم اونجا باهاش صحبت کردم )

    ایشون بعد حرفام از من بابت پیشنهادم تشکر کرد و گفت در حد همون همکلاس بمونیم بهتره و من بازم گفتم که ما به غیر از مسایل درسی و گفتگو در دانشگاه شناخته دیگه ایی از هم نداریم پس بزار آشنایی بهتری برسیم بعد جواب بده ولی گفت من خدمو میشناسم میدونم نظرم عوض نمیشه.

    دلیل نه گفتنشو پرسیدم بهم گفت شما معیارای منو نداری. دیگه اصرار نکردمو بعد از اون به یکی از دوستام نتیجه این ملاقاتمو که گفتم .گفت دیگه تموم شدس بهش فکر نکن.به یکی دیگه از دوستامم که گفتم گفت خیلی خانوم محترمی بوده که تکلیفتو مشخص کرده نخواسته بزارتت سر کار.

    منتها الان دیگه در موردش فکر نمیکنم  که اذیت شم برام عادیه ( یه مدت کوتاه زمان برد که حالم خوب شد). ولی تو این سایت پستها یا نظراتی رو در مورد خانوما میخونم که مثلا بعدا پشیمون شدن یا گفتن ای کاش پسره یه بار دیگه درخواستشو میگفت یا یه مقدار به پسره فکر کردن دیدن اینقدرم آدم نامناسبی نبوده.

    حالا مخصوصا خانوما بگن به نظرتون یه بار دیگه بهش بگم؟ یا دیگه نه؟ اصلا برا خودتون یا دوستانتون پیش اومده اول فکر کنید یه نفر ملاکهای شما رو نداره بعدا ببینید که خیلی سخت گیری کردین.

    آقا پسرها هم جواب بدن ممنون میشم. شماها هم نظرتون مثل دوستای خودمه یا یه بار دیگه باهاش صحبت کنم؟ در ضمن درسمونم دیگه تموم شده.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۴۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۱۸
    • شنبه ۲۹ خرداد ۹۵ - ۲۱:۰۹