خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۱۵ مطلب با موضوع «واسطه گری برای ازدواج» ثبت شده است

بحث در مورد کانال های واسطه در ازدواج دائم

سلام

من مدتی بود که در تلگرام ، در گروه و کانال هایی مخصوص معرفی ازدواج دائم فعالیت میکردم ( همه این فعالیتها به صورت رایگان انجام میشد ). در یکیشون به طور رسمی، و در دو سه تا از آنها غیر رسمی.

فقط هم دوستانم یا بعضی فامیلها رو معرفی میکردم و برای بعضی موارد فرم پر کرده بودم و در کانال قرار داده شده بود. برای اکثر این دوستان، خیلی پیش می آمد که خانم یا آقایی از طریق آیدی من، به صفحه ام رجوع کنه و درخواست آشنایی بیشتر با اون مورد رو داشته باشه.

من هم شرایط و مشخصات اون فرد رو میخواستم، و اگر از لحاظ تناسب اولیه و مشخصات ابتدایی، مناسب تشخیص میدادم، شماره تلفن منزل دختر رو به طرف میدادم یا شماره منزل میخواستم. انصافا وقت زیادی هم از من میگرفت اما خودم علاقه داشتم و دغدغه مند بودم.
در اون کانالی که من توش فعالیت زیادی داشتم، و خیلی از معرفان و واسطه ها از دوستان یا همدانشگاهی های خودم بودند، فرم ها حاوی این اطلاعات و مشخصات بود:

سن. تحصیلات. شغل. قد. وزن. قومیت. محل سکونت. اعتقادات ومیزان مذهبی بودن. نوع پوشش. تحصیلات پدر و مادر. شغل پدر و مادر. وضعیت اقتصادی. معیارهای همسر آینده. سایر توضیحات. و در نهایت آیدیِ معرف

هیچ نام و نام خانوادگی و شماره تماسی در فرمها قید نمیشد. و فقط پس از بررسی توسط معرفان، نام فامیلی و شماره منزل دخترخانم توسط معرف دخترخانم به معرف آقاپسر یا خود آقاپسر در پی وی داده میشد. گاهی عکس هم رد و بدل میشد.( محجبه)

بعضی از این موارد به جلسه اول دیدار می رسید. و سایر مراحل. اما تا الان مورد معرفی شده ای از طرف خودم سراغ ندارم  که به ازدواج ختم شده باشه.

لطفا به هر کدوم از سوالاتی که میپرسم در صورت تمایل جواب بدین.

نظرتون راجع به کانال های تلگرامی معرفی و واسطه گری برای ازدواج دائم که این روزها زیاد شدن چیه؟

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۶۸
    • سه شنبه ۲۵ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۵

    بحث در مورد واسطه گری برای ازدواج

    سلام

    من مدتی پست هایی در مورد واسطه و ... میبینم منم سوالی دارم جستجو کردم در مورد واسطه گری اما در مطالب و نظرات جواب سوال هام رو پیدا نکردم بیشتر هم روی اولی و آخری تاکید دارم ، فرض کنیم پسر قبلا به من علاقه داشته و من رد کردم ( به خاطر ناز کردن یا سایر موارد نبوده مسائل شخصیم بود که نمیخوام بگم ) الان سال ها میگذره که فقط باید با واسطه کارم راه بیفته اما سوال هام اینه :

    _ یک فرد برای واسطه گری از طرف دختر دقیقا چی باید بگه و چه حرفی بزنه و چه جور بره جلو؟ منظورم اینه از کجا بیاد سر صحبت باهاش باز کنه ؟ چون واسطه ام هم نمیفهمه چی بگه  و از کجا شروع کنه منم همینطور ! ( سوال بسیار مهم )

    _ شما خودتون بذارید جای یک واسطه با شرایط من که قبلا هم من رو میشناخته چه حرفی میزنید ؟

    _ واسطه گری خوب یا ناپسند یا زشته ؟

    _ فرضا اگه پسره جوگیر بشه و قبول نکنه به نظرتون زشت نیست ؟ آبروم نمیره؟ یا مرگ یه بار شیون یه بار ؟

    _ شما( دخترا ) اگه کسی رو دوست داشته باشید و راهی جز واسطه نباشه آیا فراموش میکنید یا از واسطه میخواید  ؟

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۹۰
    • جمعه ۱۶ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    آموزش واسطه گری برای ازدواج

    همگی سلام

    یه موضوعی هست که چند هفته اییه که درگیر شم . من از یه پسری خوشم اومده که تا اونجایی که تحقیقات کردم خیلی آقاس . به یکی از دوستام در این مورد حرف زدم دوستم این آقا رو میشناسه اونم گفت تو خودت باید بری یه جوری بهش بفهمونی منم گفتم من تا حالا با هیچ پسری دوست نبودم و هیچی از اینجور چیزا بلد نیستم .

    اونم که وقت ازدواج کردنشه بهتره یکی این وسط نقش معرف رو بازی کنه . دوستم میگه من میرم برات یه جوری درست میکنم اما الان دو هفته اس که هنوز نرفته . میگه نمیدونم چه جوری بگم که بد نباشه. خانم ها و آقایون یه راه خوب که من این وسط ضایع نشم پیشنهاد بدین. با تشکر 

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۰۰
    • چهارشنبه ۳۱ شهریور ۹۵ - ۲۲:۰۰

    دخترای فامیل نظر خاصی به برادر مجردم دارن

    سلام

    کاربرای محترم پیشاپیش از اینکه به من کمک میکنید سپاسگزارم  .

    دختر 18 ساله هستم که برادرم حدودا 8 سال از من بزرگتر هستن . ما وقتی تو مهمونی های خانواده پدری شرکت میکنیم کاملا متوجه میشم که دختر عمه و دختر عموهام به برادرم نظر خاصی دارن مثلا سر سفره به عمد جلوش میشینن یا شالشونو بازتر از حد معمول میذارن یا وقتی که برادرم داره با کسی صحبت میکنه توی حرف میپرن و اظهار نظرایی میکنن که در واقع به اونا مربوط نیست اصلا!!!

    راستش این موضوع داره عذابم میده با توجه به اینکه عمه و عمو ها نفوذ زیادی روی برادرم دارن و پدر بزرگم قبلا گفته ازدواج داداشم باید تو فامیل باشه میترسم با این کاراشون یه جورایی بخوان خودشون بندازن به ما چون داداشم شرایط نسبتا خوبی هم داره .

    شما بگید من چه کار کنم چه برخوردی با دخترای فامیل داشته باشم که بفهمن منو مادرم اصلا ازشون خوشمون نمیاد و اگه قرار باشه روزی دختر هم انتخاب بشه اونا نیستن .

    نگید که با برادرم صحبت کنم چون روم نمیشه مامانم قبول نمیکنه با داداشم صحبت کنه

    مرسی از راهنمایتون

  • ۲ موافق ۵ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۸۹
    • پنجشنبه ۱۴ مرداد ۹۵ - ۱۰:۱۹

    می خوام دوستام رو به خواستگارام پیشنهاد بدم

    سلام

    نمیدونم سوالم قابل پست شدن هست یا نه . علت اینکه دارم اینجا میپرسم اینه که اطراف من پسر مجرد کم هست یا بهتر بگم نیست که بخوام نظر عده ی زیادی رو بدونم. ( این به این معنی نیست که خانما نمیتونن نظر بدن، خانما پرچمتون بالاست ).

    یه چند ماهی میشه که من چند تا کیس برای ازدواج داشتم بنا به دلایلی خودم نمیخوام ازدواج کنم. وگرنه بنده های خدا آدم های خوبی بودن. ( اصلا رو این قضیه مانور ندین )

    سوالم اینه؛

    با توجه به اینکه اونا آدم های خوبی بودن و من هم دوستان خوب زیادی دارم اگر بخوام به همین خواستگارهای خودم دوستانم رو پیشنهاد بدم بهشون برمیخوره؟ ممکنه برخورد بدی داشته باشن؟

    خب اونا میگفتن از فلان ویژگی من خوششون اومده، دوستانم رو که میخوام پیشنهاد بدم هم این ویژگی ها رو دارن. واقعا دخترهای خوبی هستن خیلی بهتر از من.

    من قبلا به این قضیه فکر کرده بودم ولی به فکر عملی کردنش نبودم. تا اینکه یکی از دوستان عکس یکی از کیس هام رو دید که رو پروفایلش بود و آرزو کرد که کاش مال اون میشد و این حرف ها.

    بدون بی احترامی و توهین به همدیگه و البته شخص شخیص بنده نظراتتون رو اعلام کنید.

    ممنون از همکاریتون

    زری 28


  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۸۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۳۹
    • دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ - ۲۲:۴۰

    مادرم می خواد با خواستگارم که منصرف شده صحبت کنه

    سلام خدمت دوستان عزیز

    بنده دختری 19 ساله محجبه مذهبی و مقید و ولایی و بسیجی هستم . بنده معیاری که برای همسر آیندم در نظر گرفتم اینه که باتقوا و با ایمان باشن و همچنین خیلی دوست دارم که همسرم سپاهی و پاسدار باشن . بینهایت دوست دارم چون خودم از بچگی با این جور چیزا بزرگ شدم تو گوشت و خونم این جور چیزا هست . فرهنگ جهاد و مقاومت و شهادت تو خونمه.

    شاید بهم بخندید من مثل دخترای حزب الله لبنان هستم، من همراه برادرم جمعه ها به هیئت هفتگی میریم بانی هیئت که خانواده‌ی بسیار خوبی هم هستن، خانواده ی ما مخصوصا من و برادرم رو خیلی دوست دارن و قبول دارن، حدود چند ماه پیش مادر این خانواده واسطه گری کردن و بنده رو به آقا پسری که این هیئت میان و دنبال یه دختر خوب برای ازدواج میگردن معرفی کردن .

    این آقا پسر از قضا همه ی ملاکای بنده رو برای ازدواج دارن باتقوا ، باایمان و پاسدار هستن . در ضمن برای جنگ به سوریه هم رفت و آمد دارن .

    شخصی که واسطه شدن هم از ایشون برای ما تعریف کردن هم از من برای ایشون تعریف کردن . قرار شد که ما یه روز جمعه بعد از هیئت با هم یه صحبت اولیه داشته باشیم تا اگر تفاهم داشتیم تشریف بیارن منزل.

    این شخصی که واسطه شدن سن من رو دقیق نمیدونستن من 19 سالمه اون آقا پسر 30 ساله هستن . من اصلا سن ایشون برام ملاک نبود چون به نظرم سن عقلی مهمتره ،نه سن شناسنامه ای، اما این اقا تا سن من رو فهمیدن منصرف شدن و گفتن که دختر مردم گناه داره !

    یعنی برای ایشون سوءتفاهم پیش اومده و فکر میکنن من و خانواده‌ام با این اختلاف سنی مشکل داریم،خلاصه کار به دیدار اولیه هم نکشید و همه چی بهم خورد .

    اینم بگم ایشون بنده رو یه نظر دیده بودن و من هم ایشون رو دیده بودم فقط نمیشناختمش . بعد که گفتن و نشونه دادن فهمیدم که این شخص رو میشناسم .

    از لحاظ ظاهر و جثه هم بهشون نمیخوره 30 سال و از لحاظ ظاهر مشکلی نیست از لحاظ فکری هم احساس میکنم خیلی به هم نزدیکیم،حالا با وجود به هم خوردن قضیه من خیلی ناراحتم همش فکر میکنم، شخصی رو که میخواستم از دست دادم، مادرم که ناراحتی من رو دیده تصمیم گرفته مستقیم با این آقا صحبت کنه و بهشون بگه که من با این اختلاف سنی مشکلی ندارم.

    در ضمن با شغل حساس ایشون هم مشکلی ندارم و اتفاقا دوست دارم شغلشون رو . در ضمن چند بار به واسطه غیر مستقیم گفتیم که ما مشکلی نداریم اما واسطه فراموش کرده بهشون برسونه.

    حالا مادرم تصمیم گرفتن با وجود گذشتن چند ماه از این قضیه با آقا پسر رک و مستقیم صحبت کنن ...

    به نظرتون این کار اشتباهه؟!! و آیا اگه صحبت کنن احتمال اینکه آقا پسر قبول کنن هست؟!!

  • ۲ موافق ۲ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۳۱
    • چهارشنبه ۲۶ خرداد ۹۵ - ۱۲:۲۰

    پیدا کردن خواستگار برای دختر 50 ساله

    سلام

    دوستان من یک خاله دارم که پنجاه سالشه و دختره و هنوز ازدواج نکرده . از لحاظ زیبایی و جسمانی هیچی کم نداره و بسیار هم خانمه.

    اما چون بچه ی آخری بوده و مادرش هم یعنی مادر بزرگم سرطان داشت تا مادر بزرگم فوت نکرد خودشو فدای اون کرد و ازدواج نکرد که مادر بزرگم محتاج دامادهاش نشه .

    از لحاظ مالی هم مشکلی نداره و از لحاظ نجابت هم . خیلی هم خواستگار داشته اما بخاطر مادربزرگم جواب رد داده.

    حالا که مادر بزرگم فوت کرده تنها مونده و هر کسی میاد خواستگاریش , پیرمردهای متاهلن یا پیرمردهای هشتاد به بالا .

    میشه کمک کنین بهم بگین چطور میتونم کیس مناسب برای خاله م پیدا کنم؟!  

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۲۸
    • يكشنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۵ - ۱۵:۰۳

    می خوام برای ازدواج جوانان همشهریم قدمی بر دارم

    سلام

    بعد از کشمکش های اخیر و ناراحتی کاربران عزیز و البته خودم در پستی که به تازگی جنجال به پا کرد و خودم هم مخالفتم رو اعلام کردم تصمیمی گرفتم تا با راهنمایی های ارزنده شما بتونم عملیش کنم.

    راستش خودم مجردم و سنم بالای 30 سال هست. هیچوقت فکر نمیکردم که ازدواج اینقدر برای جوانها مهم باشه و وقتی میشنیدم که ادم مجرد در معرض گرفتار شدن در گناهه واقعا درک نمیکردم .

    شاید میل جنسی در من خیلی دیر بیدار شد. و از زمانی که ( حدود 6 ماه ) خواننده این سایت هستم پی بردم که چقدر کنترل شهوت و ارضای نیازهای عاطفی و جنسی و بدست اوردن ارامش خاطر هم برای دختران و هم پسران چقدر مهم و سخته و چه بسیار مشکلات و گناهان و بی بند و باری ها ممکنه  از عدم ازدواج بوجود بیاد.

    حالا تصمیم گرفتم قدمی هر چند کوچک و در حد وسعم برای جوانان همشهریم ( البته فعلا ) بر دارم تا شاید گوشه ای از مشکلاتی که برای ازدواج دارند مرتفع بشه.

    از اونجایی که وضع مالی خودم بد نیست و چون چند سال شاغل هم هستم پس اندازی دارم که تصمیم گرفتم برای رفع مشکل مالی ازدواج جوانان خرج کنم.

    میخوام مبلغی رو بصورت وام قرض الحسنه بدون کارمزد به کسانی که در استانه ازدواج و دارای مشکل مالی هستن پرداخت کنم.

    چه پیشنهاداتی برای مبلغ وام، مدت باز پرداخت ، نحوه شناسایی افراد نیازمند و یا نحوه پرداخت و ...  دارید و اینکه ایا این کار از طریق یکی از مساجد انجام بشه یا خودم شخصا اقدام بکار کنم یا هر پیشنهاد دیگه ای که فکر میکنید خوبه و مهم هست لطفا در اختیارم قرار بدید تا شما هم در این امر خیر سهیم بشید

    متشکرم

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۳۱
    • شنبه ۲۱ فروردين ۹۵ - ۲۰:۲۱

    عذاب وجدان دارم که چرا براش کاری نکردم

    سلام

    من بین یک دو راهی موندم میخواستم خواهشا راهنماییم کنین چون وقتی ادم درون یک قضیه اس انگار ذهنش کار نمیکنه.

    یک روز رفته بودم کتابخونه دانشگاه که تو مسیر یه پسر گفت یک کتاب به یکی از همدانشکده ای های من داده میخواد ببینه انصراف داده یا نه، منم رفتم پرسیدم ولی چون نت قطع بود کارشناس گروه گفتن یک ساعت دیگه بیام، من این خبر رو به اون اقا دادم گفتن که کلاس دارن من شمارشون بگیرم نتیجه بهشون بگم،منم قبول کردم و بهشون گفتم انصراف دادن.

    بعدا فهمیدم حرفاشون دروغ بوده و خاطرخواه این خانم شدن و از من میخواستن که شماره دختره بگیرم براشون، منم امتناع کردم ولی یکم پرسوجو کردم فهمیدم دختره اصلا پسره رو نمیخواد، من گفتم به من ربطی نداره و بهم زنگ نزنین دیگه.

    ولی باز پیام میداد من بلاک کردم که باز با یه خط جدید پیام میدن من جوابشون نمیدم از طرفی ازش میترسم چون من دانشجو شهر غریبم و از طرفی بعد چند ماه میگه من فراموشش کردم و یه کار دیگه باهات دارم میخواستم دوستان راهنماییم کنن خصوصا اقای کابوی تنها و خانم صبا و بقیه عزیزان چون من ادم احساسی هستم و عذاب وجدان دارم که چرا براش کاری نکردم  .

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۴۱
    • يكشنبه ۸ فروردين ۹۵ - ۱۶:۲۰

    برادرم سنش کمتر بود میگفت زن میخوام الان میگه نمیخوام

    سلام

    من با برادرم دو قلوییم دو سال پیش برادرم میخواست ازدواج کنه با یه خانمی اشنا شد دوسش داشت 

    برادرم به دختره گفت بعد صفر میام خواستگاریت دو سال پیش . مادرم گفت تو غلط میکنی برات نمیرم خواستگاری اون دختره ام خوب نیست.

    بعد اون خانمم خبر ازش گرفتم با چند تا واسطه ازدواج نکرده ولی دلش از مادرم شکسته و با بدبختی از زیر زبونش کشیدن  اینم با واسطه بوده که اصلا دیگه برادرم و نمی خواد...

    الان دو سال گذشته هر چی مادرم به برادرم میگه بیا هر جا بگی میرم خواستگاری میگه زن نمیخوام....

    اون موقع که سنش کمتر بود میگفت میخوام الان میگه نمیخوام . فقط یدفه خیلی ناراحت بود گفت اون دختره گفته هیچ وقت از خودت و مادرت نمی  گذرم . چون تا حدودی خیلی داداشم مصر بود بره خواستگاریش...

    گفته بود با احساسم بازی کردید... و خوشبختانه یا متاسفانه من تحقیق ام کردم دختر واقعا خوبه... ولی دیگه داداشمو نمیخواد... داداشمم میگه منم نمیخوامش...
    چکار کنیم؟

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۱۳
    • دوشنبه ۲ آذر ۹۴ - ۰۸:۱۸

    خانم‌ها بگید بهشون چی بگم که پاشن برن ازدواج بکنن ؟

    سلام
    من با چند تن از دوستانم که جوانانی بسیار پاک و دلسوز هستند در حال مصاحبه و ترغیب برای ازدواج هستم.
    الآن باهاشون دارم کار می‌کنم که سنگاشون با خودشون وا بکنند و بدونند چی‌ میخوان که فردا میرن برای خواستگاری مانند دوران دانشگاه و مدرسه و... نباشه که شب امتحانی شروع کنند به یاد گرفتن.

    حتی مشکلات و مخالفت‌های پدر و مادر هم در حال حل شدن هستن . این بنده‌های خدا خلی بچه‌های گلی هستن ولی برای ازدواج منتظر یک حرکت از دیگران بودن. البته چندتاشون رفتن برای ازدواج اما نمی‌دونم چرا اونایی که متاهل شدن اینارو سیخ نمی‌کنند اما من مجرد افتادم به جون اینا . زیاد صحبت می‌کنیم ولی خیلی دوست دارم کمکشون کنم.

    دوست دارم بدونم خانم‌ها اگر جوان پاک می‌دونستن هست، چی بهشون می‌گفتن که من ور دارم به اینا بگم که شاید دلشون کمی به راه بیاد. البته بعضی شون منو سوپرایز کردن، چند وقت پیش زنگ زده بودن برای هماهنگی که کسی هست برای ازدواج؟ چی شد؟ و...

    البته من هدفم ازدواج ۱۰۰٪ اینا نیست اما دوست دارم بدونند که میشه و اگر ازدواج نمی‌کنند بابت مشکلات مالی نیست.

    دوست دارم اول خودشون بشناسن. بدونند چی از زندگی می‌خوان که راحت انتخاب کنند. اول هم خودشون به این نتیجه برسن که باید ازدواج کنند بعد من بیافتم دنبال دختر. خانم‌ها بگید بهشون چی بگم که پاشن برن ازدواج کنند. البته این بنده خداها هیچی هم ندارن هااااا. بعضی‌هاشون کار دارن .

    اما از همون جوانان نایاب هستن که پاک زندگی کردن و دلسوز مردم هستن یعنی انسان در کنار اینا عشق می‌کنه. لذت می‌بره که هنوزم اینا هستن و به حال خودم غبطه می‌خورم.(من کجا هستم اینا کجا."خلاصه:کار اینا از من درستره")

    خانم‌ها کمک کنید. به اینا بگم مشکل مالی برای چه دسته از خانم‌ها مهم نیست؟ برای خانم‌ها خدمت نرفتنتون مهم نیست؟ خونه و پس‌انداز نداشتنتون مهم نیست؟ ثروت اصلی خودتون هستید که توی این وضعیت خراب تونستید پاک نگهدارید؟ برای خانم‌ها چقدر دین و ایمان شما مهم هست؟ اخلاقتون؟ محبتتتون؟ وفاتون؟ چشم‌های پاکتون؟؟ نون حلالی که درمیارید مهم تره؟؟

    فقط بگم من واقعا اشتیاق می‌بینم توی اینا. اما دوست ندارم مثل من بشن. کسی شاید نبود دست مارو بگیره اما می‌خوام کمک اینا بکنم.
    سن اینا هم ۲۲ تا ۲۴ هست. تحصیل می‌کنند و وقتشون برای فرهنگ میذارن بدون چشم‌ داشت.

    اما بهشون نگفتم بیاد عرف بشکنید و با این مهریه‌ها و جهزیه و توقعات بالا ازدواج نکنید.
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۳۲
    • چهارشنبه ۱۳ آبان ۹۴ - ۲۰:۳۷

    یکی به داد خواهرم برسه مخصوصا اونایی که مقید به دین هستند

    سلام
    خواهرم خیلی دختر خوبیه با کلی خواستگار اما اعتقادات خاصی داره هر خواستگاری که میامد بهانه بنی اسراییلی میگیره بعد از کلی خواهش از زیر زبونش کشیدم دلش میخواد طبق اسلام زندگی ساده داشته باشه نه مهریه چند صد سکه ای و جهزیه اضافی و ...

    هر روز بره نماز جماعت و ... مثلا دوست داره مهریش حفظ قران باشه با کسی که خیلی مقید به دین باشه ازدواج کنه. البته فکر نکنم والدینم موافق باشن چون خارج از عرف ماست.

     اما میترسه که خواستگارا از این کم توقعیش سوء استفاده کنن بنابراین با هیچ خواستگاری نتونسته رو راست باشه .

    اما چند وقت پیش پسری اومد خواستگاری اونم مخالف عرف جامعه بود دلش میخواست ساده زندگی کنه تقریبا همفکر خواهرم .همه خواسته هاشم رک گفته بود اما بازم خواهرم نتونسته بود حرفاشو بزنه و گفته بود من طبق عرف عروسی میکنم.اما از ته دل با شرایط پسر راضی بود.استدلالش هم این بود که میخوام بدونم چقدر پای حرفاش میمونه و با عرف مبارزه میکنه

    چون میترسید ازدواج سر نگیره و مردم بفهمن شرایط غیر متعارف گذاشته و اذیت بشه. اما پسره عذرخواهی کرده بود و گفته بود من با عرف مخالفم و انصراف دادن چون فکر میکرد خواهرم حاضر نیست شرایطش رو قبول کنه و خودش بی خیال شد و دیگه نیامد .

    به نظرتون من چطور میتونم به این دو نفر کمک کنم ؟
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۸۹
    • دوشنبه ۴ آبان ۹۴ - ۲۱:۳۷

    دوستم می خواد نظر یک پسر رو در مورد من جویا بشه

    سلام به همه دوستان عزیز
    پیشاپیش از پاسخ همه ممنون
    من به تازگی با این سایت اشنا شدم و از این بایت خیلی خوشحالم
    خیلی با خودم کلنجار رفتم که اصلا این پست رو بزارم یا نه ولی انقده فکرم باید این موضوع مشغول شده  نمیتونم بهش فکر نکنم.
    دختری 25 ساله دانشجوی ارشد یکی از بهترین دانشگاههای کشور، چادری و محجبه ­ام . توی شهری زندگی می کنیم که اکثر خواستگارام یا دیپلمه اند یا حتی کمتر از اون و چیزی که منو عذاب میده اینه که از لحاظ فرهنگی و اعتقادی از زمین تا اسمون باهاشون فرق می کنم. بخاطر همینه که چند وقتیه کلا قید ازدواج رو زدم و تصمیم گرفتم برای دکتری اپلای کنم که متاسفانه مادرم اجازه نمیده تنهایی برم ( البته حق رو به مادرم میدم)
    از طرفی توی دانشگاه به یک دانشجوی دکتری ( هم رشته و با گرایش یکسان ) علاقه مند شدم که میدونم ایشون هم از من بدش نمیاد. و ظاهرا چیزی که من دستگیرم شده اینه که ایشون هم مذهبی ان. ( منظورم اعتقادات و رفتارشونه نه ظاهرشون ) اوایل که ایشون همش سمت من میومد و سعی می کرد به من نزدیک بشه.
    من اوایل اصلا بی توجه بودم و سرم تو کار خودم بود . مثلا یه چند باری  بهم گفتند اگر تو پایان نامه تون مشکلی دارید می تونم کمکتون کنم .
    یا این اواخر ایمیلی که به من زدن متنش صمیمانه ولی مودبانه بود .طوری که وقتی خوندمش جا خوردم .
    و خیلی چیزای دیگه ... اما من نمیخوام بهشون نزدیکتر بشم چون علاقه دارم میترسم وابسته اش بشم و آخر سر هیچ اتفاقی نیفته.

    یه دوستی دارم که مثل خواهر برام میمونه و چون شرایط منو میدونه میگه می خوام بیام باهاش غیرمستقیم حرف بزنم و نظرشو راجع به تو بدونم. خیلی تو این مدت فکر کردم که این کار اصلا درسته یانه !!! اینکه الان دارم احساسی برخورد می کنم یا کار عاقلانه ای رو با توجه به شرایطم می خوام انجام بدم ؟
    ایا یه پسر  اگه شرایط ازدواج رو هم نداشته باشه ولی کسی رو بخواد به طرف مقابل میگه؟  به نظر شما اصلا این کار احمقانه ایه که کسی از طرف دختر بیاد با یه پسر صحبت کنه؟

    ببخشید طولانی شد. از لطف همه ممنون

    ------------------------------
    2 شهریور 94 :

    سلام
    بچه ها خواهش می کنم بگین من چیکار کنم.
    چند ماه پیش سوالی رو پرسیدم که هنوزم درگیر همین موضوعم. نمیخوام الکی دلمو خوش کنم به چیزی که وجود نداره.

    چند ماهی هست که نسبت به یکی از همکلاسی های خودم علاقه مند شدم (ایشون دکترا و من ارشد). تو پست قبلی هم گفتم که مدام میان سر میز من و ازم سوال میپرسن
     حدود 2 ماهی میشه ایشون از علاقه من کاملا خبر دار شدند .اما از وقتی که متوحه شدن هیچ عکس العملی نشون ندادن... اما نمیدونم چرا مدام باز همون رفتارای قبلی رو نشون میدن
    جای تعجبه برای من که هر موقع ایشون منو میبینه در مورد پروژه ام ازم سوال میپرسه . همیشه میگه اگه کمکی میتونم انجام بدم بهم بگین ... طوری که گاهی اعصابم خرد میشه که این سناریو هر بار تکرار میشه ... درصورتی که من حداکثر تا دو ماه دیگه دفاع می کنم ...
    با خودم میگم اگه قرار به اشنا شدن بود که تو این یه سال شناخته ... خیلی شده با همدیگه دوتایی توی ازمایشگاه تنها میشیمو هیچ حرفی نمیزنن ..... توی عمرم تا حالا به کسی علاقه مند نشده بودمو با هیچ پسری دوست نبودم اما الان بدجوری موندم ...
    دلم نمیخواد بیشتر از این عذاب بکشم، میخوام تکلیفمو بدونم
    میشه خواهشن بگین علت این رفتارشون چی هست و من باید چه کاری بکنم؟
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۷۳
    • دوشنبه ۲ شهریور ۹۴ - ۲۰:۲۸

    چطوری می تونم دوستان خودم رو به خواستگارها معرفی کنم؟

    سلام به همگی
    چطوری می تونم دوستان خودم رو به خواستگارها معرفی کنم؟

    راستش من دختری تو سن ازدواج هستم که زیاد پیش میاد خواستگارها یا هر کس دیگه ای از من می خواهند که اگر دختری مناسب می شناسم معرفی کنم

    هر چند خودم تا الان به جز چند مورد زیاد متوجه نشدم توسط چه کسایی معرفی می شوم .

    برام سواله که اشکالی نداره بدون اجازه گرفتن از کسی معرفیش کنم؟

    چون اکثراً با توجه به شرایطی که مد نظر خانواده پسر هست بدون اینکه شخصاً شناختی داشته باشم اگر در دوستان کسی مطابق با این معیارها باشه معرفی می کنم با این فرض که خود دو طرف باید همدیگه رو بررسی کنند .

    و مورد دیگه اینکه بعضی وقت ها فقط شماره موبایل شخصی این دختر خانم ها رو دارم می شه این شماره رو بدم یا اینکه حتماً باید از کسی شماره منزلشون رو بگیرم؟

    کلاً دختر خانم ها بررسی می کنند که چه کسی معرف بوده؟ یا اگر کسی به شماره موبایل خودشون زنگ بزنه ناراحت می شن؟

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۴۳
    • يكشنبه ۲۴ خرداد ۹۴ - ۲۱:۵۸

    دوست صمیمی من عاشق برادرم شده

    سلام

    دوست صمیمی من که مثل خواهریم با هم ، عاشق شده،عاشق برادر من... در حالی که برادر من خیلی  توجهی به اون نداره، اما دوست من خیلی زیاد دوسش داره .
    من میخوام این دو تا بهم برسن... اما نمی دونم چکار کنم ؟
    در ضمن فقط خودم و دوستم از این حس خبر داریم ... کمکم کنید

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۲۲
    • دوشنبه ۲۸ ارديبهشت ۹۴ - ۲۰:۵۷

    scroll bar code