خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۴۹۰ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

اگه منو نگیری آبروی خونوادگی تونو رو میبرم

سلام
شب وقتی داداشم برگشت خونه دیدم داره با یه دختری حرف میزنه ما توخونواده مون کلا اهل دوس دختر بازی و از این حرفا نیستیم .
به خاطر همینم وقتی داداشم داشت باهاش حرف میزد من خیلی تعجب کردم حقیقتش اون دختره همش بهش میگفت دوست دارم و لاو میترکوند و از این حرفا ولی داداشم طوری بهش فهموند که نمیخواد از این راهها زن بگیره ولی اون دس بردار نبود که نبود .
تا اینکه داداشم مجبور شد حدود چند ماه سیم کارتشو عوض کنه بعد چند ماه دوباره سیم کارت قبلیشو گذاشت دوباره دختره هی اس میداد و بهش زنگ میزد و خواهرشو واسطه کرده بود که بادادشم حرف بزنه.
تا اینکه دیدم دادشمو تهدید میکنه به اینکه اگه منو نگیری آبروی خونوادگی تونو رو میبرم ( البته اینو بگم محل زندگیمون تقریبا کوچیکه اکثر مردم خونواده ما رو خونواده ی با آبرو میشناسن خونواده ی دختر هم از اون خونواده هایی هستن که هیچی براشون مهم نیس و اهل دوس پسربازین ).
بعد الان داداشم از این میترسه که پیش مردم آبرومون بره و اعتبارمون بره زیر سوال . به خاطر همین میترسه زن بگیره سن ازدواجم داره .
حتی به نظر همه از سن ازدواجشم گذشته مامانم هرکی رو براش در نظر میگیره میگه من زن ن م ی گ ی رم... تو رو به اون خدا کمکمون کنید چه راحلی برامون دارید :(
موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۸۸
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۳:۰۰

    ازدواج کردم ولی هنوز تو فکر دوست پسرمم

    سلام
    قصه من قصه ی خیانت هست خواهش میکنم با تعصب جواب ندید
    من سالها قبل از اینکه ازدواج کنم با پسری دوست بودم عاشقانه میخواستمش ولی نشد و رفت و من سالها گریه کردم و همیشه در عالم خیالم باهاش حرف میزدم .

    وقتی ازدواج کردم شوهرم یه مرد خیلی مهربان و دست و دلبازی هست و هیچ چیز برای من کم نذاشته ولی من هنوز تو فکر دوست پسرمم که سالها از این ماجرا گذشته من وقتی با شوهرم نزدیکی دارم دوست پسرم رو مجسم میکنم  و یا وقتی هر رابطه عاطفی دیگه دارم احساس میکنم اون هست 

    خیلی وقت ها میرم همون جایی که همیشه با دوست پسرم مینشستیم و ساعتها خیره میشم شاید برگرده .
    من بیشتر وقت ها بدون اینکه شوهرم بفهمه با ماشین خودم میرم تو بیابونهای اطراف شهر و اینقدر با صدای بلند گریه میکنم و اینقدر خودمو نفرین میکنم  تا اینکه بی حال میافتم رو زمین.

    شوهرم اصلا خبر نداره من زمانی که باردار بودم به خاطر فشار عصبی که داشتم بچه ام هم الان 3 سالشه ولی تا ناراحت میشه اینقدر میزنه تو سر خودش. شوهرم میگه نمیدونم بچمون چرا اینجوری هست ولی من تو این سالها هبچ وقت به روی خودم نیاوردم.
    نمیدونم  من دنیا و آخرتم رو با هم از دست دادم شوهرم از هبچ محبتی دریغ نمیکنه ولی من دلم هنوز پیش دوست پسرم گیره.
    دوست پسرم هم مادرش مانع شد و نذاشت که به هم برسیم . الان خیانتی که میکنم روز به روز زندگیم رو بدتر میکنه

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۱۹۹
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۵۵

    سوالی از دانشجویان محترم دکتری حرفه ای

    سلام دوستان
    چند روزیه که بچه های فرهنگیان زیاد اومدن و کامنت دادن و سوال پرسیدن راجع به ادامه تحصیل. سوال من از دوستان محترم علوم پزشکی هست. اگر اطلاع دارید ممنون میشم جواب بدید.
    1- تو دانشگاهتون تو هر رشته ای (دندان/دارو/پزشکی) شده که دانشجوی شبانه داشته باشید؟ مثلا به این صورت که قبلا روزانه خونده باشه و دیگه امکان تحصیل در دوره ی روزانه رو نداشته باشه. یا باید بینل و آزاد؟
    اگر هست، چقدر شهریه پرداخت میکنه؟
    2-  آیا اگر کسی روزانه ارشد بخونه، میتونه در دوره دکتری حرفه ای هم روزانه تحصیل کنه؟
    3- فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد در دوره دکتری حرفه ای، با توجه به این که هزینه تحصیل رو پرداخت کردن، برای تایید شدن مدرکشون از طرف وزارت بهداشت باید طرح بگذرونن؟ یا هزینه ای پرداخت کنن؟
    4- در دانشگاه آزاد هزینه یک دوره ی دندانپزشکی چقدر خواهد شد؟ ( میدونم که سال به سال تغیییر میکنه و ....، اما تخمین بزنید اگر ممکنه)

    با تشکر
    دانشجو معلم 72

    موضوعات مرتبط: ادامه تحصیل ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۶۴
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۵۰

    می ترسم کم حرفیم باعث سرد شدن رابطمون بشه

    سلام
    من حدود یک ماه میشه که عقد کردم  با خانواده شلوغی وصلت کردم ولی من خودم تو خانواده کم جمعیتی بزرگ شدم برا همین الان که تو جمع های خانوادگی همسرم میرم خیلی کم حرف می زنم بیشتر اوقات ساکتم برا همین همسرم تا حالا چند بار بهم گفته که یه کم حرف بزن و با جمع باش .
    ولی من واقعا خیلی حرفی ندارم که بزنم حتی موقع خوابیدنم ازم می خوام صحبت کنم ولی بلد نیستم چی بگم واقعا ادم خجالتی نیستم هر حرفی که تو ذهنم باشه می تونم به زبون بیارم ولی نمی دونم چرا وقتی پیششم ذهنم خالی میشه می ترسم کم حرفیم باعث سرد شدن رابطمون بشه
    ممنون میشم کمکم کنید
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۷۱
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۴۵

    آیا مردها بین حوزه اقتصادی و عشق و علاقه شون مرز میزارن ؟

    سلام

    آقایی به من علاقه مند هستن. ما هر دو ارشد هستیم. من شاغل رسمی ام اما ایشون کار پاره وقت دارن. یکی از استادهای سابقم به من پیشنهاد همکاری در یک پروژه رو داد و چون باید یک گروه تشکیل میدادیم.

    این آقا رو معرفی کردم و استاد هم پذیرفت. وقتی به اون آقا گفتم اول ازم تشکر کردن که معرفیش کردم و بعد در مورد مزایای کار از بعد اقتصادی و... پرسیدن و موقعی که شرایط رو دقیق گفتم به من گفت با مدت زمان انجام پروژه مشکل دارن و در اون زمان مشغول پروژه ی دیگه ای هستن. آخرشم گفت ان شاء الله در آینده همکاری کنیم و عذرخواهی کرد.
    نمی دونم چرا اینقدر این موضوع ذهنم را مشغول کرده. آیا کارم اشتباه بود؟ آیا به غرورشون برخورده؟ مثلا ممکنه فکر کرده من براش دنبال کار میگردم؟ نمی دونم مردها از نظر احساسی این جور مواقع چطوری هستن.

    آخه اگه من به جاشون بودم حتما قبول میکردم حتی اگه سرم شلوغ بود. البته بگم اون پروژه, منافع اقتصادی خیلی کمی نسبت به حجم زیاد کارش داره. شایدم چون بهش گفتم استاد از شما درخواست همکاری داره این طور دقیق و حساب شده بررسی کردن. چون یکی دو باری که خودم ازش چیزی خواستم حتی با اینکه کلی کار داشت میگفت باشه و  برام انجام میداد.

     چرا اینقدر به این موضوع فکر میکنم. نمی دونم ... شما چه نظری دارین. آیا رفتار مردها در این موقعیت نسبت به کسی که بهش علاقه دارن این شکلی هست؟ آیا مردها بین حوزه اقتصادی و عشق و علاقه شون مرز میزارن... کلا قاطی کردم ... یعنی علاقه اش به من کم شده نسبت به گذشته؟... کمکم کنید.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۶۰
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۴۰

    نسبت به رابطه جنسی با همسرم بی میل هستم

    سلام

    تازه عقد کرده ام حدود 2 ماهه. یه جورایی همه اطرافیان از ما سوال میکنن که با هم رابطه داشتیم یا نه و ما هیچ رابطه سکسی و یا معاشقه نداشته ایم و با گفتن نه همه متعجب و شاکی میشوند.

    ولی من نمیتونم توی خونه پدر خودم و یا خانه پدر زنم چنینی رابطه ای داشته باشم و استرس پیدا میکنم و نکته مهم تر اینکه من کمی نسبت به رابطه جنسی با همسرم بی میل هستم و نمیدونم چطوری به رابطه با ایشون ترغیب شوم. خیلی به همسرم علاقه مند نشده ام. میشه راهکار بهم بدین. اختلاف سنی من و همسرم 9 ساله من 34 ساله و همسرم 25 ساله.

    موضوعات مرتبط: مسائل جنسی دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۵۸
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۳۵

    کدوم رفتارهای دختران از دید آقایون جلف یا کودکانه هاست ؟

    سلام

    میخواستم بدونم از نظر آقایون چه رفتارهایی در دختر خانم ها جلف، بد یا کودکانه است؟ یعنی چه رفتارهایی رو در یک دختر ببینن دیگه اصلا به ازدواج باهاش فکر نمی کنن ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۴۷
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۳۰

    ای خدا چیکار کنم چطور زندگیمو نگه دارم ؟

    سلام .من یه دختر زیر 20 سالم و همسرم 20 سالشه.
    نگرانی من از اونجایی شروع میشه که چند تا دختر به همسرم توجه داشتن و اینو به گوشش میرسوندن. ما توی شهر کوچیک زندگی میکنیم و من اصلا سراغ اون دخترا نرفتم که دعوا کنم یا به روشون بیارم.

    اما جدیدا یه روز همسرم از اون جایی که نمیتونه چیزی رو نگه بهم گفت که یه دختر از طریق یه پسر بهش پیغام داده که خیلی دوستش داشته ولی زن گرفته اما حالام حاضره باهاش باشه و با زن داشتنش مشکلی نداره و اگر دوست داشت روابطشونو بعدا گسترش میدن !!!! و من زیاد حساسیتی نشون ندادم اما گفتم بگه کی بود که نگفت.
    بهش گفتم الان واقعا فک میکنی عاششقته؟ گفت اره. میترسم انقد که موقعیت براش پیش میاد فکر کنه خبریه و فک کنه داره بمن لطف میکنه که باهامه.

    چیکار کنم چه عکس العملی نشون بدم که همچین فکری نکنه و قبح اینکار براش نریزه خیلی نگران شدم اخه همسرم مغازه دارم هست و زن و دختر مریضم که فراوونه.

    راستی به دختره پیغام داده بود که دهنشو ببنده. منو دوست داره و هر کی براش چراغ سبز نشون میده برخورد میکنه . وظیفم چیه که زندگیمو نگه دارم. .تابستونی با دوستاشم زیاد بیرون میره میترسم بهش بی اعتماد بشم
    آخه چرا با زندگی مردم بازی میکنن داره گریم در میاد انقد که هی بهش میفهمونن که میخوان باهاش باشن. خودش منو خیلی تحویل میگیره و میگه بهتر از تو برام نیست و شانس اوردمو اینا اما میترسم .

    خیلی میترسم فک کنه اونا واقعا عاشقشنو بره سمتشون قبلا بیشتر مطمئن بودم اما هی داره بیشتر میشه داره اعصابم خورد میشه .

    ای خدا چیکار کنم چطور زندگیمو نگه دارم . یکساله عقد کردیم از روز عقدمون که یکی که دوسش داشت با حسرت نگامون میکرد تا امروز همش این موارد پیش میاد. همسرم قیافه معمولی داره. چرا آخه اینجوری میکنن اه

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۶۲
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۲۵

    درخواست معرفی کتاب در مورد حضرت فاطمه سلام الله علیها

    با سلام
    از دوستان درخواست دارم اگه در مورد حضرت فاطمه ( س ) کتاب قشنگی خوندن معرفی کنن!
    من خودم کتاب فاطمه فاطمه است دکتر شریعتی رو خوندم و واقعا لذت بردم! خود بنده به حضرت فاطمه احساس و ارادت واقعا خاصی دارم و خیلی ایشون رو دوست دارم ولی در کنار این شوری که دارم دوست دارم شعور رو هم پیدا کنم!
    واقعا حضرت فاطمه چه ویژگی داشت که اینقدر مقامش والاست! همه هم میدونیم خب ایشان 18 سال بیشتر زندگی نکردن!
    خیلی ممنون!

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۰۸
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۲۰

    سوال از کسانی که در دوران عقد جدا شدند

    سلام دوستان
    من 30 سالمه و متاسفانه در سن بیست و هشت سالگی عاشق یه دختر نسبتا زیبا و تحصیل کرده شدم که تفاوت سنمون چهار سال بود و ایشون لیسانس و من فوق دیپلم هستم .
    من واقعا تا به اون موقع عاشق هیچ دختری نشده بودم واقعا از هر لحاظ دوستش داشتم و خانواده ام هم موافق بودن با ازدواج من با این خانوم و هر طور بود خیلی سریع عقد کردیم ولی ایشون بعد سه ماه تغییر کرد و گفت ما هیچیمون به هم نمیخوره و باید جدا شیم و اون قدر گفت تا از هم جدا شدیم
    کلا داغونم و دیگه نمیتونم به دختری علاقه مند شم .همه میگن فرصت دارم برای ازدواج ولی خاطره خوبی ندارم. من کلا قید ازدواجو زدم؟ تا حالا کسی تجربه منو داشته ؟ چطور کنار اومدید؟ ممنون

    موضوعات مرتبط: طلاق در دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۷۴
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۱۵

    رفتار دوگانه شوهرم در محیط کار و خلوت دو نفره طبیعیه ؟!

    سلام
    من تازه ازدواج کردم. مشکل من شاید خنده دار به نظر بیاد اما یه تردیدی توی دلم افتاده. همسرم مدیر اون بخشی هستن که من توش کار می کنم. قبل از ازدواجمون خیلی  خیلی آدم سنگین، جدی، منطقی مخصوصا نسبت به خانم ها بودن و الانم هستن. حتی یه لبخند به خانمی نمیزنن. طوری که آدم فکر می کنه هیچ تمایلی به جنس مخالف نداشته باشن. حتی یک بار یکی از خانم های همکار  به من گفته بودن به نظرم این آقا خیلی سرد هست.

    من از نظر جنسی معمولی هستم نه خیلی گرم و نه خیلی سرد. ازدواجمون کاملا سنتی بود. حرف های خاصی هم قبل ازدواج در مورد رابطه نزدیم. اما پس از عقد متوجه شدم در خلوت دو نفره مون رفتارهاشون صد و هشتاد درجه متفاوت میشه. نه اینکه رابطه م ق ع د ی و اینها بخوان... اما خیلی گرم هستن شوق خیلی زیادی دارن و خیلی خیلی حرفه این.

    حرف هایی میزنه که گاهی میگم واقعا تو همون مدیر بد اخلاقه هستی ... در جوابم فقط میخنده. البته من از کارهاشون  خیلی خوشم میاد و با گرم بودنش اصلا مشکلی ندارم ولی میگم آیا چنین رفتار دوگانه ای طبیعی هست؟ یا من خیلی صفر کیلومتر موندم.
    میشه آدم تا این اندازه تمایل جنسیش رو کنترل کنه و کلا یه آدم دیگه نشون بده؟ موردی دیدین؟

    می ترسم نکنه خصلت دو رویی داشته باشن و توی حوزه های دیگه هم اینطوری دو گانه رفتار کنن و من متوجه نشم. به نظرتون نگرانی من اشتباه هست یا درست؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۳۹
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۱۰

    معرفی پزشک طب سنتی در تهران برای ناراحتی کلیوی

    سلام

    یکی از اقوام نزدیکمون مشکل کلیه داره. نمیخوایم از قرص و دارو استفاده کنیم،
    توی تهران دکتری (مثل طب سنتی) میشناسین که معتبر باشه؟
    خیلی این دکتر اون دکتر رفتیم...
    خواهش میکنم جواب بدین اگر دکتر خوبی میشناسین

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۳۱
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۰۵

    همیشه باید خودم پا پیش بزارم واسه آشتی؟

    سلام خدمت دوستان
    من 8 ماه عقد کردم تفاوت سنیمون یکساله ، مشکل بر میگرده به غرور و لجبازی شوهرم، وقتی سر مساله ای بحثمون میشه ایشون سعی دارن یه جوری رو اشتباهاتشون سرپوش بزارن و منو مقصر نشون بدن ، متولد بهمن ، عادت بد دیگشون وقتی با دلخوری ،گفتگوی تلفنی ،خداخافظی میکنیم ( محل کارشون یه شهر دیگه ست) تا من زنگ نزنم زنگ نمیزنه همیشه خودم بعد یه روز دلتنگی زنگ میزنم و مشکل حل میشه ولی بد عادت شده الان سر ماجرایی که کاملا حق با من بوده دلخور شده منم گفتم تا خودش تماس نگیره زنگ نمیزنم .

    غرورم حدی داره الان سه روزه از هم بیخبریم به نظرتون چیکار کنم؟ خیلی کلافه م، ایشون کمی عصبی هستن انتقاد پذیر نیست و سریع دلخور میشه، البته خوبیای زیادی داره، دست و دلباز، مهربون، پاک به شدت وفادار و غیرتی و حساس، اهل ایراد گرفتن از ظاهر و رفیق بازم نیست ،اهل هیچ برنامه ای نیست ، پسره کاری و...... ، با اینکه میدونم الان دلش پر میزنه واسم ولی غرورش مانع این میشه.

    قبلا مرخصی اومده بود و باز دلخوری پیش اومده بود چند روز نه خواب داشت نه خوراک نه بیرون میرفت ،چون خواهرش نگران بود تماس گرفت منم رفتم خونشون تا منو دید به کل روحیه ش تغییر کرد و از این رو به اون رو شد.

    سوال من اینه همیشه باید خودم پا پیش بزارم واسه اشتی؟ تا کی؟ اخه من همیشه مقصر نیستم گاهی وقتا دلم به شدت میشکنه، اینم بگم دلخوری ما بیشتر سر گرفتن مراسم عروسی و ..... چون خانوادش به دلایلی سعی دارن مراسم هی عقب بندازن که خودشون یه ریالم از جیب خرج نکنن و پسرشون کمک دستشونم باشه با اینکه نیاز ندارن !

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۸۸
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۰۰

    توضیح در خصوص ویژگی های بهشت و جهنم (3)

    یکی از ویژگی های مهمی که در عالم قیامت وجود دارد این است که باطن ها و اموری که در عالم دنیا غیب بوده آشکار می شود .

    مکرراً در قرآن گفته شده که قیامت روزی است که   باطن ها آشکار می شود . این مسئله تنها مربوط به انسان نیست بلکه باطن و حقیقت تمام هستی مشخص می شود .

    در سوره ی ابراهیم آیه ی چهل و هشت خداوند می فرماید : زمین و آسمان آن روز به گونه ای دیگر است و همه چیز بروز و ظهور پیدا می کند . در پیشگاه الهی ، نهان ها و پنهان ها آشکار می شود .

    مهم ترین حقیقتی که در آن روز برای همه آشکار می شود ، توحید و یگانگی خداوند است . آن روز ظهور لا اله الا الله ، لاحول و لاقوة الا بالله است .

    طبق فرهنگ دینی، ما اعتقاد داریم که در عالم دنیا هر چیزی که وجود دارد آیه و نشانه ی خدا است . پرتوی از اسماء و صفات خدا در همه ی موجودات عالم وجود دارد . هیچ موجودی نیست که با خدا ارتباط نداشته باشد .

    همه ی موجودات مخلوق خدا هستند و مخلوق سهمی از کمالات خالق دارد . ولی چون ما در عالم دنیا دید شرک آلود داریم و موحد بودن و بندگی ما کامل نشده ، این مسئله را حس نمی کنیم .

    با دیدن عالم ، عقل ما به این مسئله گواهی می دهد ، اما نمی توانیم آن را به وضوح مشاهده کنیم . ما موجودات عالم را مستقل می بینیم . اینکه هر کدام برای خود یک آثار و خواصی داشته و یک سببیتی دارند .

    مثلاً آب رفع عطش می کند ، غذا سیر می کند ، آتش می سوزاند و غیره . بخاطر ضعف هایی که  داریم ، واقعیت ها و حقایق از دید ما پنهان است . اگر یک لحظه عنایت پروردگار از این عالم قطع شود، عالم پوچ می شود . مثلاً شما در ذهن خود یک موجودی مانند یک انسان غول پیکر و قوی را خلق کنید که به راحتی می تواند کارهای خارق العاده انجام دهد .

    در صورتی که  یک لحظه توجه خود را از او قطع کنید و به چیز دیگری فکر کنید ، مسلماً هیچ می شود . تمام قدرت و قوت این موجود قوی به شما متصل است و از خود هیچ چیزی ندارد .

    در صورتی که توجه خود را از او قطع کنید نه تنها وجود ندارد بلکه کمالات وجودی او نیز که همان قدرت ، حرکت و غیره است نیز از بین می رود . تمام عالم وجود و مخلوقات نیز، نسبت به خداوند متعال همین ارتباط را دارند .  یعنی اگر خالق به مخلوق خود عنایت نداشته باشد ، باطل محض می شود .

    موضوعات مرتبط: مباحث یاد مرگ , ویژگی های بهشت و جهنم ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۸۸
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۰۹:۳۲

    روز ازدواج مبارک

    منبع عکس : montazer-m.blog.ir



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۹۱
    • جمعه ۳۰ مرداد ۹۴ - ۲۳:۳۸

    scroll bar code