خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۴۸۶ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

اگه منو نگیری آبروی خونوادگی تونو رو میبرم

سلام
شب وقتی داداشم برگشت خونه دیدم داره با یه دختری حرف میزنه ما توخونواده مون کلا اهل دوس دختر بازی و از این حرفا نیستیم .
به خاطر همینم وقتی داداشم داشت باهاش حرف میزد من خیلی تعجب کردم حقیقتش اون دختره همش بهش میگفت دوست دارم و لاو میترکوند و از این حرفا ولی داداشم طوری بهش فهموند که نمیخواد از این راهها زن بگیره ولی اون دس بردار نبود که نبود .
تا اینکه داداشم مجبور شد حدود چند ماه سیم کارتشو عوض کنه بعد چند ماه دوباره سیم کارت قبلیشو گذاشت دوباره دختره هی اس میداد و بهش زنگ میزد و خواهرشو واسطه کرده بود که بادادشم حرف بزنه.
تا اینکه دیدم دادشمو تهدید میکنه به اینکه اگه منو نگیری آبروی خونوادگی تونو رو میبرم ( البته اینو بگم محل زندگیمون تقریبا کوچیکه اکثر مردم خونواده ما رو خونواده ی با آبرو میشناسن خونواده ی دختر هم از اون خونواده هایی هستن که هیچی براشون مهم نیس و اهل دوس پسربازین ).
بعد الان داداشم از این میترسه که پیش مردم آبرومون بره و اعتبارمون بره زیر سوال . به خاطر همین میترسه زن بگیره سن ازدواجم داره .
حتی به نظر همه از سن ازدواجشم گذشته مامانم هرکی رو براش در نظر میگیره میگه من زن ن م ی گ ی رم... تو رو به اون خدا کمکمون کنید چه راحلی برامون دارید :(

موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج آقایان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • ۱۴۷۰ بازدید
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۳:۰۰

    ازدواج کردم ولی هنوز تو فکر دوست پسرمم

    سلام
    قصه من قصه ی خیانت هست خواهش میکنم با تعصب جواب ندید
    من سالها قبل از اینکه ازدواج کنم با پسری دوست بودم عاشقانه میخواستمش ولی نشد و رفت و من سالها گریه کردم و همیشه در عالم خیالم باهاش حرف میزدم .

    وقتی ازدواج کردم شوهرم یه مرد خیلی مهربان و دست و دلبازی هست و هیچ چیز برای من کم نذاشته ولی من هنوز تو فکر دوست پسرمم که سالها از این ماجرا گذشته من وقتی با شوهرم نزدیکی دارم دوست پسرم رو مجسم میکنم  و یا وقتی هر رابطه عاطفی دیگه دارم احساس میکنم اون هست 

    خیلی وقت ها میرم همون جایی که همیشه با دوست پسرم مینشستیم و ساعتها خیره میشم شاید برگرده .
    من بیشتر وقت ها بدون اینکه شوهرم بفهمه با ماشین خودم میرم تو بیابونهای اطراف شهر و اینقدر با صدای بلند گریه میکنم و اینقدر خودمو نفرین میکنم  تا اینکه بی حال میافتم رو زمین.

    شوهرم اصلا خبر نداره من زمانی که باردار بودم به خاطر فشار عصبی که داشتم بچه ام هم الان 3 سالشه ولی تا ناراحت میشه اینقدر میزنه تو سر خودش. شوهرم میگه نمیدونم بچمون چرا اینجوری هست ولی من تو این سالها هبچ وقت به روی خودم نیاوردم.
    نمیدونم  من دنیا و آخرتم رو با هم از دست دادم شوهرم از هبچ محبتی دریغ نمیکنه ولی من دلم هنوز پیش دوست پسرم گیره.
    دوست پسرم هم مادرش مانع شد و نذاشت که به هم برسیم . الان خیانتی که میکنم روز به روز زندگیم رو بدتر میکنه


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در شوهرداری دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۲ نظر
    • ۴۶۷۸ بازدید
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۵۵

    سوالی از دانشجویان محترم دکتری حرفه ای

    سلام دوستان
    چند روزیه که بچه های فرهنگیان زیاد اومدن و کامنت دادن و سوال پرسیدن راجع به ادامه تحصیل. سوال من از دوستان محترم علوم پزشکی هست. اگر اطلاع دارید ممنون میشم جواب بدید.
    1- تو دانشگاهتون تو هر رشته ای (دندان/دارو/پزشکی) شده که دانشجوی شبانه داشته باشید؟ مثلا به این صورت که قبلا روزانه خونده باشه و دیگه امکان تحصیل در دوره ی روزانه رو نداشته باشه. یا باید بینل و آزاد؟
    اگر هست، چقدر شهریه پرداخت میکنه؟
    2-  آیا اگر کسی روزانه ارشد بخونه، میتونه در دوره دکتری حرفه ای هم روزانه تحصیل کنه؟
    3- فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد در دوره دکتری حرفه ای، با توجه به این که هزینه تحصیل رو پرداخت کردن، برای تایید شدن مدرکشون از طرف وزارت بهداشت باید طرح بگذرونن؟ یا هزینه ای پرداخت کنن؟
    4- در دانشگاه آزاد هزینه یک دوره ی دندانپزشکی چقدر خواهد شد؟ ( میدونم که سال به سال تغیییر میکنه و ....، اما تخمین بزنید اگر ممکنه)

    با تشکر
    دانشجو معلم 72


    موضوعات مرتبط :
    ادامه تحصیل

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • ۱۰۷۸ بازدید
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۵۰

    می ترسم کم حرفیم باعث سرد شدن رابطمون بشه

    سلام
    من حدود یک ماه میشه که عقد کردم  با خانواده شلوغی وصلت کردم ولی من خودم تو خانواده کم جمعیتی بزرگ شدم برا همین الان که تو جمع های خانوادگی همسرم میرم خیلی کم حرف می زنم بیشتر اوقات ساکتم برا همین همسرم تا حالا چند بار بهم گفته که یه کم حرف بزن و با جمع باش .
    ولی من واقعا خیلی حرفی ندارم که بزنم حتی موقع خوابیدنم ازم می خوام صحبت کنم ولی بلد نیستم چی بگم واقعا ادم خجالتی نیستم هر حرفی که تو ذهنم باشه می تونم به زبون بیارم ولی نمی دونم چرا وقتی پیششم ذهنم خالی میشه می ترسم کم حرفیم باعث سرد شدن رابطمون بشه
    ممنون میشم کمکم کنید

    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • ۱۳۴۸ بازدید
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۴۵

    آیا مردها بین حوزه اقتصادی و عشق و علاقه شون مرز میزارن ؟

    سلام

    آقایی به من علاقه مند هستن. ما هر دو ارشد هستیم. من شاغل رسمی ام اما ایشون کار پاره وقت دارن. یکی از استادهای سابقم به من پیشنهاد همکاری در یک پروژه رو داد و چون باید یک گروه تشکیل میدادیم.

    این آقا رو معرفی کردم و استاد هم پذیرفت. وقتی به اون آقا گفتم اول ازم تشکر کردن که معرفیش کردم و بعد در مورد مزایای کار از بعد اقتصادی و... پرسیدن و موقعی که شرایط رو دقیق گفتم به من گفت با مدت زمان انجام پروژه مشکل دارن و در اون زمان مشغول پروژه ی دیگه ای هستن. آخرشم گفت ان شاء الله در آینده همکاری کنیم و عذرخواهی کرد.
    نمی دونم چرا اینقدر این موضوع ذهنم را مشغول کرده. آیا کارم اشتباه بود؟ آیا به غرورشون برخورده؟ مثلا ممکنه فکر کرده من براش دنبال کار میگردم؟ نمی دونم مردها از نظر احساسی این جور مواقع چطوری هستن.

    آخه اگه من به جاشون بودم حتما قبول میکردم حتی اگه سرم شلوغ بود. البته بگم اون پروژه, منافع اقتصادی خیلی کمی نسبت به حجم زیاد کارش داره. شایدم چون بهش گفتم استاد از شما درخواست همکاری داره این طور دقیق و حساب شده بررسی کردن. چون یکی دو باری که خودم ازش چیزی خواستم حتی با اینکه کلی کار داشت میگفت باشه و  برام انجام میداد.

     چرا اینقدر به این موضوع فکر میکنم. نمی دونم ... شما چه نظری دارین. آیا رفتار مردها در این موقعیت نسبت به کسی که بهش علاقه دارن این شکلی هست؟ آیا مردها بین حوزه اقتصادی و عشق و علاقه شون مرز میزارن... کلا قاطی کردم ... یعنی علاقه اش به من کم شده نسبت به گذشته؟... کمکم کنید.


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • ۷۱۱ بازدید
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۴۰

    نسبت به رابطه جنسی با همسرم بی میل هستم

    سلام

    تازه عقد کرده ام حدود 2 ماهه. یه جورایی همه اطرافیان از ما سوال میکنن که با هم رابطه داشتیم یا نه و ما هیچ رابطه سکسی و یا معاشقه نداشته ایم و با گفتن نه همه متعجب و شاکی میشوند.

    ولی من نمیتونم توی خونه پدر خودم و یا خانه پدر زنم چنینی رابطه ای داشته باشم و استرس پیدا میکنم و نکته مهم تر اینکه من کمی نسبت به رابطه جنسی با همسرم بی میل هستم و نمیدونم چطوری به رابطه با ایشون ترغیب شوم. خیلی به همسرم علاقه مند نشده ام. میشه راهکار بهم بدین. اختلاف سنی من و همسرم 9 ساله من 34 ساله و همسرم 25 ساله.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل جنسی دوران عقد در مورد رابطه جنسی

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • ۳۲۸۵ بازدید
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۳۵

    برو بالا