سلام دوستان عزیز

پسری هستم 28 سالمه و دانشجوی دکترای فنی که خارج از ایران تحصیل میکنم. مشکلی که باهاش مواجه شدم اینه که قبل از اومدنم به کانادا با دختری آشنا شدم که هم رشته ای و هم دانشگاهی خودم هست و قرار شد ایشون هم کارهاش رو انجام بده و بیاد. 

نحوه آشنایی مون هم کاملا اتفاقی بود و البته وجه اشتراکی که داشتیم باعث شد رابطه شروع بشه. ایشون در کودکی پدر و مادرش رو از دست داده و عملا ندیده پدر مادرش رو و همین مساله باعث شد من به رابطه با ایشون راغب بشم، چون خودم هم تو کودکی سختی های زیادی کشیدم و حس میکردم بهم نزدیکیم. 

ایشون دختر خوبیه آدمی نیست که حس کنم مبنای فکریش با من فرق میکنه، به قول خودش خاک مون یکیه و شاید بابت همین دوست دارم تلاش کنم رابطه مون بهبود پیدا کنه، چون اولین کسی هست که تو زندگیم حس میکنم لنگه خودمه، اما در کنار این ها خصوصیاتی هم هست که به نظرم تو زندگی حتما به مشکل میخوریم و من دوست ندارم این مشکلات تو زندگی مون باشه. البته منم ایراداتی دارم که نمیشه کتمان کرد. اول از خودم بگم ...

یکی از ایراداتی که من دارم اینه که آدمی نیستم که روی چند تا موضوع تمرکز کنم، وقتی میرم پای درسم دیگه نمیتونم به چیزهای دیگه فکر کنم، خب این قضیه زمان هایی که امتحان دارم یا جلسه دارم رو رابطه اثر میذاره، چون واقعا شاید تا یکی دو هفته فکر و ذکرم اون کار باشه، اصلا نمیتونم به بقیه چیزها توجه کنم. 

ایشون اون موقع که من کار دارم سکوت میکنه و چیزی نمیگه، اما بعدش یه دفعه بابت یه چیز جزئی منفجر میشه، جوری که من حس میکنم فقط داشته مراعات من رو میکرده نه اینکه با رضایت خودش بهم پیام نده. 

میدونم این ایراد بزرگیه و دخترها نیاز به توجه دارن، خصوصا ایشون که شرایطش واقعا سخت بوده ولی نمیدونم چه حوری حلش کنم، حداقل کمکم کنه کم کم درست بشه این قضیه. حتی خیلی وقت ها حس میکنم شاید نباید ازدواج کنم چون تو زندگی همیشه همه چیز بر وفق مراد من نیست. 

یکی دیگه  از معضلاتی که ما داریم اینه که من به شدت موضع میگیرم تو واتس اپ یا تلگرام باهاش چت کنم چون کلی وقت آدم رو میگیره، ترجیح میدم تماس بگیریم و صحبت کنیم اما ایشون ترچیج میدن چت کنن که یکی از دلایلش بخاطر خانوادشه و اگر من این کار رو نکنم متهم میشم به اینکه وقت نمیذارم. 

حالا واقعا نمیدونم این کار من بی توجهی محسوب میشه یا نه، شاید واقعا من کم توجهم؟، من پیشنهادم این بوده یه تایمی بذاریم تلفنی صحبت کنیم که البته بعضی وقت ها یا اون تو اون تایم مشکل داره یا من، اصلا بنظرتون یه رابطه نرمال چقد باید در ارتباط باشن؟ 

اما مشکل اصلی که من فکر میکنم کل رابطه رو تحت تاثیر قرار داده اینه که ایشون انگار نمیتونه مشکلات رو با گفت و گو حل کنه، من همیشه نگاهی که تو زندگیم داشتم این بوده که هر وقت با همسرم به مشکل برخوردم بشینیم در مورد اون موضوع صحبت گنیم و به یه جمع بندی برسیم یا من اونو قانع میکنم یا اون منو، و یا اینکه جفت مون مجبوریم یه کم نظرمون رو تعدیل کنیم اما در رابطه با ایشون هر وقت بعد دلخوری بهش یادآوری میکنم این قضیه رو میگه همه زندگی ها اینجوریه و طبیعی جلوه میده در حالی که به نظر من بحث هامون اصلا طبیعی نیست. 

وقتی یه همچین حرفی میزنه و بهش پافشاری هم میکنه حس میکنم واقعا فکرم اشتباه بوده که همه مشکلات رو میشه با گفت و گو حل کرد. حتی نظرش این هست که بعد زندگی این مشکلات حل میشه اما من واقعا میترسم تا قبل حل شدن این قضایا وارد زندگی بشم.

من اگر تلاشی نکردم ایرادات خودم رو برطرف کنم بابت این بوده که هیچ وقت نشده بشینیم به دور از بگو مگو خواسته هامون رو بگیم. وقتی طرف مقابلم با کنایه حرف بزنه منم جبهه میگیرم و مسیرم رو عوض نمیکنم، اونم متقابلا همین طور، اما مشکل دقیقا همینه که ایشون نمیاد حرف بزنیم با هم. ایشون قصدش بی توجهی نیست ولی انگار این دغدغه که من دارم برای اون دغدغه نیست.

ایشون اولین دختری بود که من باهاش رابطه رو شروع کردم و از همون اول به خودم قول دادم تا جایی که میتونم تلاش کنم مشکلات مون حل بشه، چون نه میخواستم زود جا بزنم و نه اینکه ایشون شرایطش جوریه که بتونه لطمه روحی دیگه ای ببینه، اما الان واقعا موندم چکار کنم با این شرایط میدونم تو زندگی به مشکل میخوریم و در آینده لطمه بدتری جفت مون میبینیم. 

ما مشکلات ناخواسته دیگه ای هم داریم که دامن میزنه مثلا اختلاف زمانی ما که 8 ساعت هست باعث میشه عملا تنظیم زمان برای صحبت کردن سخت تر بشه. یا اینکه کسی تو ایران حاضر به مشاوره دادن به ما نیست چون میگن جفت تون باید جضور داشته باشین و تلفنی مشاوره نمیدیم. الان به نظرتون چیکار باید کرد؟ 

لازمه بگم اینها همه نظرات من از جانب خودم هست، شاید اون نظراتش با من فرق کنه که باید شنیده بشه. لطفا تو نظرات تون بی احترامی هم نکنید شاید به خودش هم بگم بیاد بخونه 

ممنون از لطف تون


شناخت دختران:

ممکنه دختری با تغییر پوشش و ...، قصد گفتن چیزی رو داشته باشه؟

دخترها، وقتی یه پسر به شما نزدیک میشه، چی در موردش فکر می کنید؟

چطور میشه فهمید جواب نه دختر، واقعی هست یا ناز کردن؟

دختر پر رو میشه زیادی بهش زنگ بزنی؟

روانشناسی دختر خانوم ها از زبان خودشان



کاربران محترم خانواده برتر در مورد پست (حس کنم مبنای فکری دختر مورد علاقه م با من فرق میکنه) ، (۱۲) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-لمس) کنید.
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۸۸ مطلب مشابه)
↓ موضوعات پربیننده و منتخب ↓ :
ابراز علاقه دختر به پسر نیاز جنسی دختران نیاز عاطفی دختران دختران مجرد 30+ سال پسران مجرد 30+ سال آموزش های شوهرداری آموزش های زن داری دوستی به قصد ازدواج مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی درد دل های پسران تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری فشار جنسی قبل از ازدواج عشق