خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۵۵۲ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟

ﺳﻼﻡ

ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺯ ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﻣﺤﺘﺮﻡ ،

ﺷﻤﺎ ﻣﯿﮕﯿﺪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟؟

ﻣﺜﻼ ﺍﮔﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﺘﻮﻥ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﻨﻪ ﺣﺴﻪ ﺑﺪﯼ ﺑﻬﺘﻮﻥ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﻩ ؟ﯾﺎ ﻣﺜﻼ ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺮ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻣﻨﺰﻝ ﺑﻌﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺸﯿﺪ ﺧﺎﻧﻮﻣﺘﻮﻥ ﻧﮕﺮﺍﻧﺘﻮﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﺪﻩ ؟ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﺪﯾﺪ ﺧﺎﻧﻮﻣﺘﻮﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﻄﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﻪ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﺵ ﻋﯿﻦ ﻣﺎﺩﺭﺗﻮﻥ ﻧﺒﺎﺷﻪ ؟؟؟

موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۴۹
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۱:۳۹

    چرا بعضی ها به طور همزمان چند دوست جنس مخالف دارند ؟

    با سلام
    یک سوال داشتم در رابطه با دوستی های پسر و دختر
    این که مسلما تو دوستاتون یا حتی خودتون هستند کسایی که اهل این روابط و دوستی ها هستند و شما هم کم و بش در جریان روابطشون هستید , حال سوال من اینه که ایا اونا با یک نفر دوستند و دوستان متعدد دارند , یعنی به همون دوست دختر یا پسرشون پایبندند یا همونم دور می زنند و بهش به نوعی خیانت می کنند و همزمان با چند نفرند ؟
    لطفا جنسیتون رو هم بگید و اگر تعداد دوستاشون بیش از یکی هست دلیل این کارشون چیه و چرا به یکی قانع نیستند و هر کدوم رو برای چه کاری می خواند ...
    با تشکر

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۳۵
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۱:۳۴

    در کنار ی پسر ریزه میزه ، لاغر و دو سانتی کوتاهتره مسخره به نظر نمیرسیم؟

    سلام

    دختری دهه شصتی هستم با قیافه و کار و تحصیلات و موقعیت اجتماعی خوب که خواستگار مناسب هم داشته ام اما بنا به شرایط فرهنگی جامعه که زمانی ازدواج در سنین پایین مطلوب نبود تا حالا ازدواج نکرده ام.

    چند وقتیه یک خواستگار دارم که هم خودش و هم خانواده اش وجهه اجتماعی بسیار خوبی دارند اما از لحاظ شغلی  و تحصیلی از من پایین تر هستن. دو سال هم کوچیکترن و دو سانتی هم کوتاهتر. حالا همه چیش باب میلمه جز اینکه ایا واقعا برای اقایون مهم نیست خانمشون کوچیکتر باشه؟خودش که گفت مهمه اما در برابر نجابت خانم اهمیتی نداره.اما من باورم نمیشه یعنی واقعا بعدا فیلش یاد هندستون نمیکنه چرا با خانم جوانتر ازدواج نکرده؟
    سوال دوم اینکه با توجه به اینکه من تقریبا چهارشانه و بلند قد هستم در کنار ی پسر ریزه میزه و لاغر که یکی دو سانتی هم کوتاهتره مسخره به نظر نمیرسیم؟
    خواهشا با صداقت پاسخ بدین. ممنون

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۱
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۱:۳۲

    بعضی احکام رو نمیتونم از ته دل قبول کنم

    سلام به همه دوستان

    نمیدونم درسته سوالمو اینجا مطرح کنم یا نه. ولی چون جای دیگه ای بهتر از اینجا پیدا نکردم گفتم سوالمو ازتون بپرسم شاید جوابی بگیرم.
    من به دین اسلام معتقدم و میدونم این دین کاملا بر عدل استواره. و شک ندارم خدای بالا سرم قد ذره ای بی عدالتی در ذاتش وجود نداره. اما بعضی احکام هست که وقتی میخونم نمیتونم از ته دل قبولش کنم. برام سوال به وجود میاد که چرا؟ و چون نمیتونم برای این چرا جوابی پیدا کنم همیشه گوشه ذهنم این سوال باقی میمونه و گاهی باعث شک تو وجودم میشه.
    یکی از این احکام در مورد ارث و میراث هست. اونطور که من فهمیدم ( با توجه به اون چه که تو قران خوندم و امیدوارم اشتباه متوجه نشده باشم ) اگر زن بمیره در صورتی که بچه ای در کار نباشه نیمی از اموال زن و اگر بچه داشته باشن یک چهارم اموال زن به مرد میرسه. در صورتی که اگر زنی شوهرش بمیره یک چهارم اموالش در صورت نداشتن بچه، و یک هشتم اموال درصورت بچه داشتن به زن میرسه.
    خوب این وسط سوال به وجود میاد چرا؟ مگه غیر از اینه که زنه بیشوهر خیلی بی پناهتر و محتاج تر از مرد بی زنه؟ مگه غیر از اینه که مرد به واسطه مرد بودنش خیلی راحت تر از زن بیوه میتونه تو جامعه حظور داشته باشه و خرج زندگیش رو دربیاره. پس چرا زن باید سهم کمتری از میراث همسرش ببره؟ ولی سهم مرد به طور چشم گیری بیشتره.
    و بغیر اون در صورت نبود بچه باز زن نمیتونه از اموال شوهرش لااقل نیمیش رو داشته باشه. فقط یک چهارم برای اون و ما بقی به پدر، برادر و یا حتی بچه های خواهر و برادر مرد میرسه. خوب این چطور ممکنه که زنی که پا به پای یک مرد برای زندگیش زحمت کشیده، پا به پای اون کار کرده و زندگیش رو ذره ذره به همراه همسرش جمع کرده، حالا که همسرش مرده حتی از بچه برادری که هیییییچ سهمی تو این زندگی و جمع شدن اموال نداشته ارث کمتری ببره؟ خوب چرا این اموال باید به برادرزاده ای برسه که اصلا ممکنه حتی به دیدن عموشم نره ولی به زنی که لحظه لحظه کنار مردش بوده و زندگی و جوونیش رو برای حفظ و زیاد شدن اموال همسرش گذاشته نمیرسه؟
    شاید بگین زن میتونه دوباره ازدواج کنه... ولی اگر زن تو میانسالی شوهرش رو از دست بده چی؟ اون موقع که دیگه نه زیبایی و طراوت جوونیش رو داره که بخواد ازدواج کنه نه موقعیتش رو... ایا این انصافه که زن رو از خونه و زندگیش بیرون کنن چون برادر زادش سهم الارثشو میخواد؟ یا همین زن اگر مادر باشه اواره میشه چرا؟ چون تا دیروز سر خونه و زندگیش بوده اما امروز که همسرش مرده، دیگه جایی تو اون خونه نداره و تنها سرمایش یک هشتم از کل زندگی هست که براش جون کنده و حالا بخاطر بچه هاش باید از خونش بگذره... و کم هم نیستن زنانی که به خاطر این شرایط بی خونه شدن و یا مجبور شدن به خانه سالمندان برن.
    در صورتی که برای مرد اینطور نیست. نه تنها بدون همسرش و حتی خونش میتونه راحت زندگیش رو بگذرونه چون مرده، تازه ارث بیشتریم میبره....
    واقعا هرجور که حساب میکنم با منطقم جور در نمیاد... شاید فکر کنین من دارم متعصابانه حرف میزنم یا حکم خدا رو زیر سوال میبرم. نه... فقط چون چنین مواردی رو به تازگی تو اطرافم زیاد دیدم و دیدم چطور اون زن ها زندگیشون سیاه شده، رو این موضوع خیلی حساس شدم...
    حالا اگر شما دوستای خوبم بتونین منو راهنمایی کنین و جواب این سوالم رو بدین، تا از سایه شکی که تو ذهن و روحم افتاده نجات پیدا کنم با همه وجود ازتون ممنون میشم....
    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۲۸
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۱:۲۸

    شوهرم ترس عجیبی داره از مستقل شدن

    سلام  

    چهار ماه هست که عقد کردیم شوهرم هم کارش مشخص هست هم خونه اش اماده اما عجیب ترس داره از رفتن به سر خونه زندگیمون میگه میترسه  نمیدونم چکار کنم منم خودم  وقتی این حرف را میزنه ته دلم خالی میشود نمیدونم چکار کنم اعتماد به نفسش خیلی پایین هست  خدایش  نمیدونم چه جوری باهاش حرف بزنم که ترسش کم شود با اینجور حرف زندنش منم ترسم دوبارابر شده به خانوادش زیاد وابسته نیست که بگم میخواد پیش مادر پدرش باشه واقعا نمیدانم چکار کنم خواهش میکنم راهنماییم کنید؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۲۹
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۱:۲۲

    آیا باید به خواستگارانم بگم که باکره ام؟

    من در زمان عقد جدا شدم. تو عقد بکارتم رو از دست دادم اما بدون دخول انجام شد. یعنی فقط در اثر ضربه سر آلت به اون ناحیه، پرده پاره شده. از نظر پزشک زنان قابل تشخیص هست که اندازه واژنم هنوز تنگه و دخول کامل نداشتم اما دیگه هرگز خونریزی نخواهد داشت.

    آیا من از دید مردها باکره محسوب میشم؟ آیا باید به خواستگارانم بگم که باکرم؟ آیا اگه خواستگاری نداشتم و نتونستم میل جنسی خودم رو کنترل کنم شرعا میتونم بدون اجازه پدر عقد موقت کنم؟

    موضوعات مرتبط: ازدواج مجدد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۴۱
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۱:۱۷

    به نظرتون 74 سکه طلا تو جامعه امروز برای مهریه چطوره؟

    سلام دوستان
    به نظرتون 74 سکه طلا و 74 شاخه گل ارکیده تو جامعه امروز برای مهریه چطوره؟
    کمه؟ زیاده؟ مناسبه؟
    لطفا هم دختر خانوما و هم آقا پسرای سایت جوابم رو بدن
    پیشاپیش ممنون

    " یه بنده خدا "

    -------------------------------------------

    سلام دوستان.راستش من چند ماه دیگه عروسیمه من در نظر دارم برای مهریه به یگانگی خداوند یک سکه بذارم اما میترسم.چون مهریه پشتوانه یک زن توی زندگی هستش.میشه راهنماییم بکنید؟؟؟؟

    " عطیه "

    موضوعات مرتبط: مهریه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۹۶
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۱:۰۵

    بهتره برن با همون مدرک تحصیلی طرف ازدواج کنن تا خودش

    سلام دوستان
    بنده یه خاطراتی از دورانی که خواستگاری میرفتم رو خواستم واستون بگم.
    من 25 سالمه بچه قزوین ، مشکل مالی به واسطه شغلم ( فوتبالیست ) ندارم به لطف خدا،از لحاظ تیپ و قیافه هم اون چیزی که مد نظر شاید خیلی از دختر خانوما باشه رو دارم. اما، اما یه چیزی ندارم تحصیلات. ما خوانواده خیلی فقیری داشتیم. پدرم معلم بود که فوق دیپلمه سال 68 بود. در عوض ما خویشاوندان بسیار پولداری داشتیم که به این سبب خونواده مارو واسش وجود خارجی قائل نمیشدن. من خیلی از این بابت ناراحت بودم. وقتی میدیدم پدرم با این مدرک وضعش اینه گفتم من میخوام پولدار بشم و به واسطه فوتبال خوبی که داشتم پروردگار سرم منت گذاشت و کمک کرد و  وضع مالیم بد نیست و به همین دلیل زیاد میلی به درس نداشتم و همش دنبال نمره قبولی بودم چون درس خوندن زیاد...
    بگذریم،تو همه این خواستگاریا به دلیل فقط نداشتن تحصیلات خوب رد شدم حتی تو یکیشون انقدر دختر رو دوست داشتم که بهش گفتم همه چیمو میریزم به پات حتی ازت جهیزیه هم نمیخوام اما....
    در حالی که خودش لیسانس داشت اما از کجا؟؟؟؟ از دانشگاه های کیلویی.
    تا اینکه داییم یه دخترخانومه دو رگه ایرانی-آمریکایی رو به من معرفی کرد. پدرش که ایرانی بود مشهد زندگی میکردن و مادرش قاعدتا آمریکایی. مادرش که تازه مسلمون شده بود با حجاب بود و البته زیبا که دخترش هم از زیبایی چیزی از مادرش کم نداشت.

    وقتی فهمیدم ایشون (پدر دختر بهم گفت ) که دخترشون تو دانشگاه های خوب آمریکایی مدرک بالایی دارن خودمو واسه یه نه دیگه آماده کردم. قرار شد با خوده دختر خانوم حرف بزنم. من که نا امید شده بودم رفتم. بحث افتاد سر تحصیلات. من که میدونستم از خوده دختر دوباره درباره تحصیلاتش پرسیدم. بعدش بهش گفتم شما چقدر تحصیلات واستون مهمه. بنظرتون چی گفت؟؟؟

    در عین ناباوری گفت من اصلا تحصیلات واسم مهم نیست فقط یه علاقه واقعی میخوام. من که از خوشحالی نزدیک بود برم ماچش کنم. خلاصه بنده الان نامزدم و قراره تا دو سه هفته دیگه مراحل بعد اجرا بشه. حالا واقعا چه چیزی از اون دختر خانوم و خونوادش کم شد که دامادی با تحصیلات پایی داشته باشن؟؟؟کم شد؟؟؟نه.
    حالا که مدرک تحصیلی واسه بعععضی (یواش میگم،یواش بشنوید) بعضی از دخترای ما شده ارزش ،بهتره برن با همون مدرک تحصیلی طرف ازدواج کنن تا خودش.
    موفق باشین

    موضوعات مرتبط: تفاوت تحصیلی در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۳۶
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۱:۰۳

    از زمانی که روزه می گیرم خوابم شده ۴ساعت

    دوستان سلام طاعات قبول 
    من از زمانی که روزه می گیرم خوابم شده ۴ساعت نهایت ۴/۵ ساعت 
    وعده دوغ رو از برنامم برا ماه رمضون حذف کردم .... 
    خیلی بدجور شده 
    چشام از درد داره می ترکه .... شقیقه هامم خیلی درد می گیرن 
    اینقدر چشام درد می گیره که فکر می کنم الانه که از حدقه بزنه بیرون 
    خواهش می کنم بگید چه مواد خوراکی مصرف می کنید که خوابتون می بره ؟؟

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۲۱
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۰:۵۷

    شوهرم ابراز محبت کلامی نمی کنه مگر اینکه خودم ازش بخوام

    سلام

    من هفت ساله که ازدواج کردم علی رغم اینکه با شوهرم زندگی ارومی دارم هیچ وقت نشده به ابراز محبت کلامی کنه مگر اینکه خودم ازش بخوام یا اینکه برام هدیه ای بخره حتی یه شاخه گل هر زمان بهش میگم از این بابت خیلی ناراحتم میگه من پولشو میدم خودت بخر.

    مشکل دیگه ای هم که هست زودجوش و عصبیه و جلوی خانواده خودش به من پرخاش میکنه و احترامم رو نگه نمیداره اوایل با اینکه خیلی سختم میشد من سکوت میکردم و چیزی نمیگفتم اما الان دیگه نمیتونم تحمل کنم و جوابش رو میدم چون دیدم اصلا این روش جواب نمیده با این حال خیلی اعصابم داغون میشه لطفا راهنماییم کنید

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۱۴
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۰:۵۵

    چطوری خودمو خالی کنم وقتی ناراحتم؟

    سلام
    من خیلی زود ناراحت میشم و خیلی سریع!
    روحیه ی ضعیفی دارم. وقتی یه اتفاقی میفته هرچند هم که کوچیک باشه ولی اگه به میل من نباشه ناراحتم میکنه. و چون که آدمی نیستم که با کسی حرف بزنم و همش میریزم تو خودم بهم فشار میاد
    چیکار کنم که انقد زود همه چی ناراحتم نکنه؟؟ یا اگه ناراحت میشم چیکار کنم که حالم بهتر شه؟ شما چیکار میکنین؟؟
    خواهش میکنم کمکم کنین
    یه راه حل بهم بدین
    یه راهی که کمتر بهم فشار بیاد
    با کسی حرف نمیزنم راجب مشکلاتم نه بخاطر این که کسی رو ندارم. دوستای زیادی دارم. ولی همیشه این منم که به حرفاشون گوش میدم. هیچ وقت دلم نمیخواد از احساسات درونیم با کسی حرف بزنم. مخصوصا بعضی مسائل خاص .
    یکم زیادی محافظ کارم
    چیکار کنم؟؟ چطوری خودمو خالی کنم وقتی ناراحتم؟

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۳۵
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۰:۵۲

    با پسری آشنا شدم که 5 سال از من کوچیکتره

     سلام

    من یه دختر 32 ساله ام که به اوایل به دلیل ادامه تحصیل و بعد بخاطر سختگیری بیش از حد خانوادم تا کنون ازدواج نکرده بودم. در حالیکه خودم زیاد سختگیر نبودم مشکلم خجالتی بودن و احترام بیش ازحد به نظرات خانوادم است.
    به تازگی با پسری آشنا شدم که 5 سال از من کوچیکتره . البته من از نظر ظاهری سنم کمتر نشون میده. ایشون تحصیلاتش از من کمتره. دیپلمه ولی از نظر عقاید و افکار خیلی بمن نزدیکه. بهم علاقمند شدیم و از من خاستگاری کرده. با اینکه خیلی مایلم به ازدواج با ایشون ولی بخاطر اختلاف سنی خیلی نگرانم. از طرفی هم دیگه نمیخوام خودمو بیشتر از این اسیر سختگیری های خانوادم کنم. لطفا منو راهنمایی کنید. ممنون میشم

    موضوعات مرتبط: دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۰۸
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۰:۴۹

    ازدواج دختران دهه 60 و 70 و جریان شوهر دزدی !

    با سلام
    در همین سایت بار ها و بار ها بین دختران دهه 60 و 70 دعوا رخ داده و گروه اول گروه دوم رو به شوهر دزدی ! و یچه بودن و بسیاری از موارد دیگه متهم می کنند .
    با توجه به شرایط خاص ایران تا یک پسر درسش تا یک جای خوبی تموم بشه و سربازیش و کارش اوکی بشه و به بلوغ های مختلف برسه و تصمیم به ازدواج بگیره و کیس خوبی حساب بشه سنش حول و حوش 30 می شه , حالا یکی دو سال کم تر یا بیشتر ...
    حال من 1 سوال از آقایون 1 سوال از خانم ها و یک سوال مشترک از هر 2 گروه دارم .
    سوال 1 از آقایون )
    زمانی که همه چیزتون برای ازدواج اوکی شد و تصمیم به ازدواج گرفتید ترجیح می دید با یک دختر دهه ی 60 ازدواج کنید یا 70 و چرا و اختلاف سنی مناسب از نظر شما چقدره؟
    سوال 2 از خانم ها )
    از چه اختلاف سنی به پایین رو نا مناسب برای ازدواج می دونید و اون پسر رو بچه و نا مناسب برای ازدواج می دونید و اختلاف سنی مناسب از نظر شما چقدره و حداکثر تا چه حدی رو اگر همه ی ملاک ها رو داشته باشه کوتاه می یاین ( مثلا 5 سال _ 10 سال یا ... )
    سوال 3 و مشترک از هر 2 گروه )
    نظر شما در رابطه با ازدواج پسران دهه ی 60 با دختران دهه ی 70 چیه و چرا جدیدا این اتفاق زیاد شده و شما موافقید یا مخالف و چرا و مزایا و معایبش چیه و از نظر شما یک آقا و یک خانم  از چند سالگی به بعد مناسب ازدواج هستند و اختلاف سنی مناسب حداقل و حداکثر ( در صورت خوب بودن بقیه ملاک ها ) چقدر باید باشه ...
    با تشکر
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۲۶۰
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۰:۴۴

    قراره در یک ساختمان با والدین شوهرم زندگی کنیم

    سلام
    من یک خانومی هستم که بیش از یک ساله که عقد کردم. پدر همسرم دارن یک ساختمان سه طبقه می سازند که قراره طبقه بالا ما زندگی کنیم و طبقه وسط خودشون.
    رابطه من و خانواده همسرم خدا رو شکر خوبه و اونا خیلی ابراز علاقه می کنن که ما هر چه زودتر بریم اون خونه.
    سوال من اینه که لطفا راهنماییم کنید روابطمون، رفت و آمدها و برخوردها چطوری باشه که به مشکل بر نخوریم.
    می دونم دوری و دوستی ولی ما فعلا شرایط اینو نداریم که خونه بخریم یا مستاجر بشیم.
    تشکر.

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۴۶
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۰:۴۰

    تجربیات شما در مورد رفع خروپف

    سلام دوستان
    من قبلا هم چند باری از شما عزیزان راهنمایی خواستم و صحبت های شما خیلی بهم کمک کرده، لطفا الان هم منو راهنمایی کنید.
    من و همسرم خیلی همو دوست داریم و ان شاءالله تا چند ماه دیگه مستقل میشم. ما توی این مدت فقط دو سه شب تا صبح با هم بودیم که طی اون متوجه شدم همسرم به شدت خر و پف می کنن و من خیلی به این قضیه حساسم بطوریکه حاضرم جای خوابمو عوض کنم. می دونم کار اشتباهیه ولی واقعا اذیت میشم.
    میشه اگه کسی مشکل مشابه داشته بهم راهکار بده . دلم می خواد تا قبل عروسیمون مشکل حل بشه تا من با خیال راحت کنار همسرم بخوابم.
    در ضمن خواهش می کنم نگین که همسرت باید قبل از ازدواج بهت می گفت یا تو باید می پرسیدی و از این حرفا . راستی ظاهرا پدر همسرم و عموهاشون هم این مشکلو دارن. یعنی ارثیه؟
    ممنون
    موضوعات مرتبط: تجربیات پزشکی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۰۱
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۰:۳۸

    scroll bar code