خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
مسائل روز
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 3 (۶۴۴ بازدید توسط ۴۵۲ نفر)
نقد و بررسی علم‌ روانشناسی غربی (۱۶۷۹ بازدید توسط ۱۱۵۸ نفر)
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۲۹۸۹ بازدید توسط ۱۶۱۱ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به شروع فصل مدارس (۱۳۵۸ بازدید توسط ۸۶۰ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۷۹۷ بازدید توسط ۵۵۴۰ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۲۶۶ بازدید توسط ۱۵۵۲ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۷۱۸ بازدید توسط ۱۱۳۴ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۹۵ بازدید توسط ۳۸۲۵ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۸۷ بازدید توسط ۷۳۴ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۷۴۲۱ بازدید توسط ۱۰۵۱۷ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۷۱۹ بازدید توسط ۱۲۴۰ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۸۱۸ بازدید توسط ۱۱۹۵ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۱۱۲۱ بازدید توسط ۸۴۸ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۳۳۰۰ بازدید توسط ۲۴۳۵ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۷۱۹ بازدید توسط ۶۰۱ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۵۱۴ بازدید توسط ۴۱۸ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۶۲۷ بازدید توسط ۱۳۰۱ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۳۴۴ بازدید توسط ۱۱۱۵ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۶۸۹ بازدید توسط ۱۲۶۷ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۲۰۳۹۸ بازدید توسط ۱۲۴۳۶ نفر)
صفحه شخصی 🍃Brain on fire🍃 (۵۱۶ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۷۹۷ نمایش) - (۳۱۶ نظر)
صفحه شخصی 𝒪𝓃𝒸𝑒 𝒰𝓅𝑜𝓃 𝒶 𝒯𝒾𝓂𝑒 (۲۳۶۱ نمایش) - (۸۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۲۶۳۲ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی berelian (۸۷۷ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۴۱۳۶ نمایش) - (۲۳۹ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۷۰۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۴۷۰ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۷۳۵ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۷۲۹۰ نمایش) - (۷۴۱ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۵۱۵ نمایش) - (۳۲۳ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۸۰۴۴ نمایش) - (۲۱۶ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۳۳۶ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۱۲۶ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۴۹۹ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۶۹۷۴ نمایش) - (۳۹۵ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۳۳۶ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۳۳۸۲ نمایش) - (۳۱۱ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۲۰۲۹ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۵۶۹ نمایش) - (۲۰ نظر)
آیت الله مایکل جنازه لازم داره (۱۱۸۳ بازدید توسط ۸۵۵ نفر) - (۰ نظر)
شاید اسلحه‌ ی آمریکا شکسته باشه، ولی رسانه‌ش هنوز هست (۱۶۷۴ بازدید توسط ۱۱۶۶ نفر) - (۵۴ نظر)
در مورد سقوط پرواز ۷۵۲ هواپیمای اوکراین (۴۸۷۰ بازدید توسط ۳۳۲۰ نفر) - (۲۱۳ نظر)
تسلیت به خانواده های قربانیان سقوط پرواز 752 اوکراین (۱۲۳۸ بازدید توسط ۸۸۵ نفر) - (۵۷ نظر)
اگر خواب بمانیم ... (۳۹۸۵ بازدید توسط ۲۸۰۱ نفر) - (۱۳۴ نظر)
چرا بعضی مردم حافظه تاریخی ضعیفی دارند؟ (۱۵۱۰ بازدید توسط ۱۱۲۶ نفر) - (۴۳ نظر)
درسی جاودانی از شهید جهانی (۸۰۲ بازدید توسط ۶۰۷ نفر) - (۱۵ نظر)
آماده شدن برای ظهور، به معنای آیت الله بهجت شدن نیست (۹۶۳ بازدید توسط ۷۷۱ نفر) - (۱۲ نظر)
قاسم حسین زنده تره از این به بعد (۱۸۸۷ بازدید توسط ۱۲۸۹ نفر) - (۷۱ نظر)
سیاست مداران، چگونه شما را فریب می دهند؟ (۱۶۳۸ بازدید توسط ۱۱۶۰ نفر) - (۴۰ نظر)
چرا یک فیلترینگ قدرتمند نداریم که هیچ جوانی منحرف نشود؟ (۲۰۳۹ بازدید توسط ۱۴۹۳ نفر) - (۵۴ نظر)
در هوای آلوده چیکار کنیم زنده بمونیم؟! (۱۰۳۱ بازدید توسط ۷۵۰ نفر) - (۲۱ نظر)
یه ملت چطور می تونه بدون جنگ و خونریزی به مرحله دمکراسی برسه؟ (۳۶۹۳ بازدید توسط ۱۵۳۶ نفر) - (۹۲ نظر)
مسائل روز جامعه، موضوع جدید خانواده برتر (۲۸۱۵ بازدید توسط ۱۰۲۰ نفر) - (۴۶ نظر)
من زن میخوام ، اینو برای اولین بار چطوری گفتید ؟ (۸۷۶۲ بازدید توسط ۷۰۰۲ نفر) - (۷۱ نظر)
اصرار در خواستگاری مستقیم از خود دختر تا چه حد باید باشه؟ (۶۰۲۴ بازدید توسط ۴۶۱۸ نفر) - (۸۱ نظر)
خانمم اون دختری نیست که در زمان نامزدی و عقد باهاش بودم (۵۷۲۸ بازدید توسط ۴۴۱۹ نفر) - (۱۳۱ نظر)
اولین ملاقات با دختر مورد علاقه (۷۶۸۷ بازدید توسط ۴۶۵۰ نفر) - (۹۳ نظر)
موقع تخفیف گرفتن از چه جملاتی استفاده می کنید؟ (۶۴۶۶ بازدید توسط ۳۹۴۴ نفر) - (۸۳ نظر)
ما هم از دختران گله داریم (۸۹۹۴ بازدید توسط ۶۲۶۵ نفر) - (۹۷ نظر)
چطور محترمانه به یه پسر بفهمونم که تمایلی بهش ندارم (۲۹۷۶ بازدید توسط ۱۷۸۷ نفر) - (۱۲ نظر)
مردای قدیمی بر چه اساسی با زن چاق ازدواج میکردن ؟ (۱۲۲۰۲ بازدید توسط ۷۸۷۷ نفر) - (۹۳ نظر)
آدم درونگرا صرفا باید با آدم درونگرا باشه؟ (۱۲۰۷۶ بازدید توسط ۴۳۴۴ نفر) - (۱۵۸ نظر)
از عینکی بودن کسی که میرید خواستگاریش بدتون میاد؟ (۱۰۵۱۳ بازدید توسط ۷۶۸۸ نفر) - (۹۵ نظر)

دخترانی که سابقه دوستی دارن، دیگه نباید ازدواج کنن؟

سلام

من اول پیامم رو با "من" شروع میکنم ولی سوالی که دارم کلی هستش و فقط مربوط به خودم نیست. به خاطر همین توی این صفحه میگم.

من یه دختر بیست ساله ام. سال دوم دانشگاهم. از 15 سالگی درگیر فضای مجازی شدم و درگیر یه رابطه ی دوستی. البته ما از هم دور بودیم و رابطه مون تا سال آخر مجازی بود فقط. سال آخر دوستی مون دو سه بار از نزدیک دیدیم همدیگه رو و رابطه مون هم به خاطر خیانت اون پسر تموم شده، یک ساله. 

رابطه مون مجازی بود، ولی حس من واقعی بود و هنوزم دارم اذیت میشم بخاطر اون قضیه ( بخاطر رفتنش نه، چون خودش رو موقع رفتن نشون داد و خدا رو شکر کردم که تموم شد. به خاطر اشتباهات خودم پشیمونم و دارم اذیت میشم).

امروز یه پست توی خانواده برتر خوندم که یه آقایی گفتن میخوان با خانومی ازدواج کنن که ۴ سال رابطه عاشقانه داشتن و وقتی نظرات رو خوندم فقط تونستم اشک بریزم. میخواستم از همه و به خصوص اون هایی که زیر اون پست نظر دادن بپرسم چرا؟


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
دوستی به قصد ازدواج (۱۱۵ مطلب مشابه) رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۵۰۷ مطلب مشابه) دوستی با جنس مخالف (۱۰۸ مطلب مشابه) عواقب ازدواج بر پایه دوستی (۱۰ مطلب مشابه) مضرات دوستی با جنس مخالف (۱۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۱)
    • ۱۲۲۰ بازدید توسط ۸۴۵ نفر
    • جمعه ۴ بهمن ۹۸ - ۱۹:۲۵

    در مورد رشته افسری برای خانم ها

    سلام دوستان خسته نباشید

    من امسال کنکوری هستم و رشته م هم تجربیه و از استان آذربایجان شرقی هستم. میخواستم برای دانشگاه کوثر برم مصاحبه برای رشته افسری، و همه شرایطش رو دارم (قدی، bmi، آمادگی بدنی، چادری و معدل بالا و ...).

    میخواستم از دوستان سوال کنم آیا خانومی بوده که افسری خونده باشه؟، سختی شغل داره؟، و این که حقوق چقدره؟، و اینکه بعد از تموم شدن دانشگاه دولت استخدام میکنه یا نه؟

    من اولویت اولم رشته های تجربیه و چون امسال از استان ما قراره زیاد برای دانشگاه بردارن می خواستم بدونم این شغل به چه روحیاتی احتیاج داره؟، یعنی برای این رشته باید روحیه خشنی داشت یا نه؟، و در شرایطش درج شده که (نداشتن تعهد به هر نحو به سازمان های دولتی و غیر دولتی) یعنی چی؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    انتخاب رشته (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۲۸۹ بازدید توسط ۲۴۰ نفر
    • جمعه ۴ بهمن ۹۸ - ۱۹:۱۲

    هر وقت خواستم به یه هدفی برسم، عاملی مانع شد

    سلام

    یه دختر 18 ساله ام، رشته م ریاضیه و از اول رشته م رو دوست نداشتم و علاقه م هنر بود، ولی کنکورم برام مهمه چون چند تا رشته ی زیر شاخه ی هنر رو میتونم انتخاب کنم (معماری و معماری داخلی و ...)، پارسال کنکور دادم و قبول نشدم، امسال هم بدجور دارم می بازم از زندگی، خسته شدم، درس نمیخونم!

    مشکلم اینه که درس نمیخونم، یه روز تصمیم میگیرم که درس بخونم دو روز بعدش بیخیال همه چی میشم. چه جوری میگن خواستن توانستنه!، من تو کل زندگیم به هر چی خواستم نرسیدم، فقط شکست خوردم...، تو هیچی تداوم ندارم، اراده ندارم.

    میگن اگه یه هدف رو عاشقانه بخوای بهش میرسی، ولی من هیچ وقت نرسیدم، پنج ماه مونده به کنکور ولی من انقدر درس ها رو پراکنده خوندم که حس میکنم مثل پارسال باید بدون هیچ سوادی برم سر جلسه کنکور!

    میدونین از یه جا به بعد دیگه هدف برام مهم نیست، فقط میخوام یه دانشگاه دولتی قبول بشم، فقط میخوام زحمت های خانواده م رو جبران کنم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۹۵ مطلب مشابه) چگونه درس بخوانم (۵۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۲۸۱ بازدید توسط ۲۱۷ نفر
    • جمعه ۴ بهمن ۹۸ - ۱۸:۳۸

    راهنمایی کنید چیکار کنم کمتر احساس تنهایی کنم؟

    سلام

    من پسری ۲۳ ساله هستم، خیلی احساس تنهایی میکنم هم در خانواده هم در جامعه، در خانواده اکثرا در اتاق خودم هستم و خیلی کم میام میان خانواده، این جوری نبودم مجبور شدم خودم رو این طوری ازشون جدا کنم، چون حرمت و احترم همدیگه رو نگه نمیدارن.

    قبلا زیاد دعوا میکردن پدر و مادرم، دیگه خودم رو کشیدم کنار ازشون، یه برادر دارم ۳ سال از خودم بزرگتره، مجبور شدم با اونم حرف نزنم، همیشه دوست داشتم با هم صمیمی باشیم، ولی انقدر بد دهنی و بی احترامی میکنه دیگه گفتم باش حرف نزنم بهتره. اون ها خودشون به این اخلاق و رفتارشون عادت کردن، میگن میخندن، منم که تنهام تو بین شون.

    تو جامعه هم همین طوری هستم پاییز که رفتم دانشگاه چند تا پسر و دختر دوست بودیم، یه کم کذشت دیدم این ها نه درس میخونن نه هیچی و ...، نزدیک های امتحانات بود ازشون فاصله گرفتم، شروع کردم به درس خوندن، معدلم الف شد، اون ها هم به زور پاس کردن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۷۶ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۷ مطلب مشابه) خسته شدم از تنهایی (۱۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۵۰۰ بازدید توسط ۴۰۱ نفر
    • جمعه ۴ بهمن ۹۸ - ۱۷:۰۳

    چقدر آگهی های استخدام رو هر روز نگاه کنم؟

    سلام 

    من جوانی بالای 35 سال و مجردم. مشکلی که دارم اینه که یه 7-8 ماهی میشه بیکار شدم. البته حدود 10-12 سال سابقه کار اداری تو دو تا شرکت رو دارم. مشکل من از اون جا شروع شد که یه رشته بی خاصیت رو تو دانشگاه خوندم و به همین خاطر طرف بازار شغلی اون رشته نرفتم و کلا سمت کارهای کارمندی رفتم و همون طور که گفتم یه چند سالی هم سابقه کار دارم، اما الان به خاطر سنم دیگه کمتر جایی حاضره منو استخدام کنه.

    در اکثر آگهی های استخدام یا خانم میخوان یا برای آقایون محدودیت سنی زیر 30 سال میذارن یا اگر هم کمی لطف کنن نهایتا زیر 35 سال میخوان. الان من موندم چیکار کنم. از طرفی بیکار تو خونه نشستن داره یواش یواش اذیتم میکنه و از طرف دیگه تو این سن تو خونه نشستن و با پدر و مادر زندگی کردن سخت شده برام. البته اون بیچاره ها کاری بهم ندارن اما خودم دیگه نمی تونم تحمل کنم.

    هم به کارهای کارمندی علاقه مندم هم به کارهایی که بصورت دور کاری با کامپیوتر و فضای مجازی انجام میشه. حقیقتش خیلی تو خودم نمی بینم که برم یه مغازه راه بندازم چون اهل دروغ گفتن نیستم. سابقه کار در مغازه رو دارم. خیلی راضی نبودم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل پسران حدود ۳۰ سال (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۸۹۵ بازدید توسط ۶۷۷ نفر
    • پنجشنبه ۳ بهمن ۹۸ - ۱۹:۰۸

    معرفی پزشک برای درمان بواسیر با لیزر در تهران

    سلام

    من ۲۱ ساله ام و حدود ۴_۵ ساله که بواسیر دارم، پارسال به دلیل درد های شکمی شدید و سوزش بواسیر به پزشک مراجعه کردم که تشخیص دادن روده تحریک پذیر دارم و بواسیر هم گریل ۴ هست و باید عمل بشه و دارو تجویز کردن و گفتن بعد دو هفته دوباره مراجعه کنم که به دلایلی نشد، اما با مصرف دارو ها تا حد زیادی درد های شکمی خوب شد، اما هفته قبل دوباره شروع شده و بواسیر هم چند باری خونریزی کرد، البته به دلیل مصرف قرص کلسیم بواسیر داخلی هم رشد کرده.

    به پزشک که مراجعه کردم گفت نیاز به عمل داره اما در استان ما  فقط با تیغ جراحی عمل میشه که مشکلات زیادی داره از جمله خطر عفونت و رشد دوباره بواسیر.

    با تحقیقی که تو اینترنت کردم متوجه شدم با لیزر هم عمل میشه و به مراتب راحت تره اما متاسفانه در شهر هایی مثل تهران و شیراز فقط انجام میشه، با تماسی که به چند کلینیک در تهران گرفتم گفتن در یک جلسه انجام میشه و فقط کافیه ۱_۲ روز قبلش نوبت بگیرم، اما اطلاعات دقیق ندادن و نمی‌دونم که کدوم دکتر و کلینیک مطمئن و خوبه، آیا شما تا حالا تجربه عمل بواسیر با لیزر داشتین و کدوم دکتر و کلینیک در تهران خوبه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تجربیات پزشکی (۳۰۳ مطلب مشابه) معرفی پزشک (۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۰)
    • ۲۰۰ بازدید توسط ۱۵۰ نفر
    • پنجشنبه ۳ بهمن ۹۸ - ۱۸:۱۴

    چرا عده ای کار بدون بیمه را قبول میکنند؟

    یک عده چطور کار بدون بیمه را قبول میکنند؟

    با این که تو قانون کار اومده که کارفرما ملزم هست نیروی کار خود (چه خانم چه نیروی آزمایشی و یا کارآموز) را باید از همان روز اول بیمه تامین اجتماعی کنه. اما مثلا میری تو یک پاساژ یا بازار میبینی 70 درصد از شاگرد مغازه ها بیمه نیستند. 

    با این که اکثرا میگن قانون کار به نفع کارفرما هست اما از این ماده قانونی که به نفع اون ها هست هم استفاده نمیکنند.  و کارفرما را با استناد به این ماده مجبور به بیمه کردن نمیکنند، تجربه شما از کار بدون بیمه چیه؟، چرا کار بدون بیمه را قبول کردید؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    کسب و کار (۴۸۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۷۹۲ بازدید توسط ۶۰۶ نفر
    • چهارشنبه ۲ بهمن ۹۸ - ۱۶:۴۸

    نخواستم مهمترین اتفاق زندگیم از مهمترین آدم های زندگیم پنهون بمونه

    سلام دوستان

    من یه دختر ۱۹ ساله هستم، حدود ۶ ماهی با یه پسر ۲۵ ساله که فامیل دورمون بود ارتباط داشتیم. البته فقط تلفنی. ایشون هم حدود سه چهار سالی بود که به من علاقه داشتن. رابطه مون یه کم داشت زیادی صمیمی میشد تا جایی که عکس خاص میخواست یا حرف از رابطه میزد ...

    دیروز بهش گفتم تو این مدت به شناخت کافی از همدیگه رسیدیم، الان قطع ارتباط کنیم تا زمانی که خانواده ها پا پیش میذارن و از راه درستش با هم باشیم. چون خانواده ایشون خبر داشتن و خانواده من بی اطلاع بودن. گفتم نمیخوام مهمترین اتفاق زندگیم از مهمترین آدم های زندگیم پنهون بمونه. بهش گفتم حسم بهت سرجاشه ولی منتظر‌ میمونم که شرایط جور بشه، حالا شرایط شاید چند ماه بعد شاید یه سال بعد شایدم دو سال بعد جور بشه.

    اونم گفت میخوای این مدلی رابطه رو تموم کنی و یادت میرم و فلان. گفتم یادم نمیری من تصمیمم رو گرفتم پس بهتره هر چه بیشتر تلاش کنیم تا شرایط مون جور بشه. آخرش هم گفت اوکی.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۵۰۷ مطلب مشابه) شناخت قبل از ازدواج (۱۱۲ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۵۹۰ بازدید توسط ۱۲۲۶ نفر
    • چهارشنبه ۲ بهمن ۹۸ - ۱۶:۴۰

    خیال پردازی های عاشقانه زندگیم رو عوض کردند

    با سلام خدمت همه خانواده برتری های عزیز

    گاهی وقت ها حس بدی به خودم پیدا میکنم، چون نسبت به چند سال پیش تا حالا خیلی تغییر کردم.

    اون موقع ها خیلی درسخون بودم و از اینکه همه جا نامبر وان بودم حس عالی داشتم. هیچی برام مهم تر از درسم نبود. شب ها حتی بیدار میموندم و درس میخوندم تا کسی ازم جلو نزنه و خودم شاگرد اول باشم. نماز هام رو با عشق به خدا میخوندم، حجابم رو کامل رعایت میکردم و خلاصه دختر خیلی خوبی بودم ...

    تا اینکه از یه جایی به بعد توی زندگیم همه چی عوض شد، انگار عاشق شده بودم، مدام خیال پردازی میکردم، مدام در حال جلب توجه در خیالاتم بودم، انگار در اوهام و خیالات اون پسر بهم توجه میکرد، خیالاتم این هارو داشتم «اگه جایی میرفتم فکر میکردم منتظر من بوده، اینکه خیلی دوسم داره، اینکه خودش رو میخواد بهم نزدیک کنه، اینکه خیلی بهم توجه داره، اینکه من براش خیلی خاص هستم، و من مدام در حال انجام کارهای خاص جلوی اون هستم»


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۹۵ مطلب مشابه) آرام سازی فکر و ذهن (۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۷۹۷ بازدید توسط ۱۳۹۹ نفر
    • سه شنبه ۱ بهمن ۹۸ - ۲۰:۲۱

    ازدواج با دختری که 4 سال سابقه رابطه عشقی داشته

    با سلام به همگی

    پسری ٣١ ساله هستم، با یه دختر خانوم ٢٠ ساله به قصد ازدواج با هم آشنا شدیم، درسته ایشون ٢٠ ساله هستن ولی اندازه یه آدم ٢٧ ٢٨ ساله سطح درک دارن و طرز حرف زدنش هم این رو نشون میده. اخلاق مون خیلی شبیه همه و هم دیگه رو درک میکنیم، حالا دو تا مشکل این وسط هست که از دوستان درخواست کمک دارم؛

    اول اینکه ایشون یه رابطه ی عشقی ۴ ساله داشتن که ٨ ماه پیش تموم شده و اذعان میکنه که کاملا فراموشش کرده بدلیل خیانتی که از طرفش دیده.

    دوم اینکه ایشون بیش از اندازه سرش با فضای مجازی، خصوصا اینستاگرام گرمه، حتی سرکار فرصت کنه سریع آنلاین میشه! منم بهش اصلا گیر نمیدم تا بحثی بین مون پیش نیاد. حتی میدونم که وقتی من سرکار هستم دائم با گوشی مشغوله.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۸۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۴)
    • ۲۴۰۲ بازدید توسط ۱۸۰۸ نفر
    • سه شنبه ۱ بهمن ۹۸ - ۱۹:۵۸

    به خاطر سرطان مادرم، نمی تونم روی درس هام تمرکز کنم

    سلام

    من یه دختر ۱۸ ساله م، امسال اولین سال کنکورمه، من از اولین سالی که وارد دبیرستان شدم (دهم) شروع کردم به کنکوری خوندن و تست زدن، زحمت کشیدم تا بتونم همون سال اول کنکور قبول بشم.

    عشق پزشکی هم نیستم، من به تحقیقات تو حیطه پزشکی علاقه دارم ولی خب… چه کنم که تو ایران آینده ای براش نیست و شاید عشق پزشکی نباشم ولی ازش خوشم میاد، چند ماه دیگه کنکوره، از تابستون جدی تر خوندم که واقعا قبول بشم.

    مشاورم هم ازم راضیه، گفته تو حتما قبول میشی (البته خودم چندان اطمینان ندارم به نظرم با اینکه فقط چند ماه مونده ولی هنوز اول راهم و هیچی مشخص نیست)، چند روز پیش متوجه شدیم مادرم سرطان داره و اونم دکترها میگن خطرناکه، خدا رو شکر که مراحل اولیه سرطان هست و ان شاء الله حل میشه.

    ما یه خانواده پر جمعیت هستیم، منم تو خونه درس میخونم به شلوغی و سرو صدا عادت دارم، ولی الان برای مادرم اونقدر نگرانم که روحیه م بهم ریخته، سر درسم نمیتونم تمرکز کنم، با دوستام بهم خوش نمی گذره و در کل یه حال و هوای عجیب دارم، تصمیم گرفتم برم کتابخونه ولی متاسفانه تو شهرمون همه کتابخونه ها تا ۷ شب فقط باز هستند، تازه نزدیک ترین کتابخونه بهمون فقط کرایه تاکسیش ماهی ۲۴۶ تومن در میاد!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    پشت کنکوری ها (۷۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۷۲۲ بازدید توسط ۵۵۳ نفر
    • سه شنبه ۱ بهمن ۹۸ - ۱۹:۵۱

    وقتی گذشته م رو میبینم از ادامه دادن سرد میشم

    سلام از اینکه این مطلب رو میخونید سپاسگزارم.

    من یه دختر سی ساله ام و در یکی از شهرهای بزرگ زندگی میکنم. مشکل من اینه که با وجود تلاشگری بسیار همه ش به در بسته میخورم. من میدونم مشکل من از درونم و افکارمه ولی نمیدونم چطوری حلش کنم، متاسفانه شرایط مالی اسفناکه و پول مشاور ندارم . یه کم از زندگیم بیشتر میگم:

    با وجود تلاش زیاد برای کنکور کارشناسی دانشگاه پیام نور یه رشته مهندسی که خیلی دوستش داشتم قبول شدم شاید چون نمیدونستم چه جوری درس بخونم و مشاور و پشتیبانی نداشتم، خیلی درس خوندم توی دانشگاه اینقدر که خسته شده بودم و دیگه برای ارشد کنکور ندادم. 

    بعد از فارغ التحصیلی دنبال کار گشتم، اما همه جا سابقه کار میخواست یا آشنا، شاید نزدیک یک سال دنبال کار گشتم و بی فایده بود. رفتم دنبال کارهای هنری، کلاس های کامپیوتر و چند جا به عنوان کارگر کار کردم. 

    همه ی اینا موقتی بود چون پول ادامه دادن به کلاس ها را نداشتم و کارگری من در واقع بیگاری بود چون هم روحیه م رو داغون میکرد هم اینقدر درآمدش کم بود که صرفه اقتصادی نداشت. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران دهه شصتی (۱۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۳۹۵ بازدید توسط ۱۰۸۳ نفر
    • دوشنبه ۳۰ دی ۹۸ - ۲۲:۳۲

    پسری هستم ۳۶۰ درجه محاصره شدم

    سلام به همه دوستان

    من یه پسر جوون ۲۶ ساله م، فوق لیسانس دارم، اونم از بهترین دانشگاه کشور، یعنی دانشگاه تهران (البته خودم شهرستانی و الانم فعلا ساکن شهرستانم) در فامیل و دوست و آشنا همه منو به درس و کتاب و علم و تحقیق میشناسن، تا ۲۵ سالگی من دو تا کتاب و چند مقاله نوشتم و … 

    به لحاظ دینی هم آدم مذهبی هستم ولی به هیچ عنوان خشکی مذهبی نیستم، یعنی اهل نماز و روزه و حلال و حرام و محرم و نامحرمم، ولی از اون طرف هم تا حدی شوخ طبع و احساسی و عاشق شادی و تفریح و گردشم؛ با سینما و تئاتر و کنسرت و موسیقی مشکل که ندارم هیچ حتی استقبال هم میکنم.

    به لحاظ اخلاقی هم چی بگم والله هر چی بگم تعریف حساب میشه چون اینجا کسی منو نمیشناسه یه کلام میگم جوون پاکیم، یه عمر سالم زندگی کردم، نه اهل دود و دم و سیگار و قلیونم نه اهل شرب خمر و مواد مخدر، آزارم به مورچه هم نمیرسه، همیشه سرم گرم کار خودم بوده و همه ش درس خوندم و کتاب دستم بوده، تا حالا یکبار هم با هیچ دختری هیچ گونه رابطه دوستی نداشتم نه اینکه مخالف روابط سالمِ دوستی اجتماعی باشم نه ولی خب همیشه دوست داشتم و دارم اولین دختری که کنارم قرار میگیره همسرم باشه و تا نفس دارم کنارش میمونم. نه اینکه قبلش با n نفر بوده باشم. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۷)
    • ۲۲۴۴ بازدید توسط ۱۷۵۷ نفر
    • دوشنبه ۳۰ دی ۹۸ - ۲۲:۲۵

    می خوام شوهر آینده ام توی ظاهر و رفتارش زنانگی زیادی باشه

    سلام

    من یه دختر در اواخر دهه بیست هستم. خواستگارهام خیلی زیاد بودند و هستند (به خاطر ظاهرم) ولی هیچ کدوم به دلم نشستند، خب منم دوست دارم همسرم برام جذاب و دلنشین باشه، ولی بیشتر مردها چهره و صداشون اصلا برام خوشایند نیست، شاید فکر کنید که من خیلی سخت گیرم ولی مشکل سلیقه ای هستش که دارم، یعنی من شاید برعکس خیلی خانوم های دیگه از مردانی خوشم میاد که توی ظاهر و رفتارشون زنانگی زیادی باشه.

    مثلا چهره شون حالت زنانه داشته باشه و کم سن به نظر بیان و ریش نداشته باشند یا صداشون نازک و ملایم باشه و بدنشون هم لاغر باشه و عضلانی نباشه، توی رفتار هم خیلی احساساتی و مهربون باشند، اینم بگم من خودم دختریم که حس زنانگی و ظرافتم خیلی بالاست، شاید برای همینه از حالت مردونگی خوشم نمیاد، شایدم چون مردانی که حالت مردونگی شون کمه به نظرم مهربون ترن و خشن نیستند.

    از طرف دیگه با اینکه خواستگارهام زیاد بودند تا حالا هیچ کدوم از نظر ظاهر اون جوری نبودند که می خواستم شاید خیلی از دوستان دیگه م که می دیدن شون می گفتند اینکه خیلی جذاب و مردونه ست ولی دقیقا همون مردونه بودنش بود که زیباییش رو برام از بین می برد.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ظاهر خواستگار (۳۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۰)
    • ۲۳۳۶ بازدید توسط ۱۸۴۴ نفر
    • دوشنبه ۳۰ دی ۹۸ - ۲۱:۲۱

    توی کوچه چاقو گذاشتن رو گردنم و گوشیم رو بردن

    سلام دوستان

    من پسر هستم، چند شب پیش دو تا زورگیر خفتم کردن، واقعا اعصایم بهم ریخته، توی کوچه چاقو گذاشتن رو گردنم و گوشیم رو بردن، حس خیلی بدی دارم، حس ضعیف بودن، منم ترسیدم خب دادم بهشون که بهم چاقو نزنن، منم هیکل بزرگی ندارم، نمیدونم شایدم ترسو هستم، از خودم بدم میاد، از جامعه ای که توش زندگی میکنم، شما براتون اتفاق افتاده اگه اره چیکار کردین؟

    طرف چاقو گذاشته بود روی صورتم میگفت صدات بیاد صورتت رو میبرم، منم نمیدونم ترسیده بودم یا چی، همیشه هم به خاطر اینکه هیکل بزرگی ندارم احساس بدی داشتم.

    از طرفی هم میگم اگه مقاومت میکردم خب ممکن بود بهم چاقو بزنن، نمیدونم ولی انگار ترسیده بودم و از خودم متنفرم واسه این، اکانت های اینستا، واتس آپ، چت هام همه توش بود، اتفاقا داشتم ویس میدادم به یه نفر نمیدونم قطع شد ... نشد ... شنید همه این ها رو یا نه .

    حالم بده حس میکنم مردونگیم رو از دست دادم، شما یه چیزی بگید …


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۷۶ مطلب مشابه) دفاع شخصی و امنیت در جامعه (۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۷)
    • ۱۴۲۶ بازدید توسط ۱۱۱۰ نفر
    • دوشنبه ۳۰ دی ۹۸ - ۲۱:۱۴

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... سابقه دوستی قبل از ازدواج رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق فراموشی عشق قبلی قصد ازدواج افسردگی عشق یک طرفه ترک خودارضایی