خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی



جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۱۹۷۴ بازدید توسط ۹۸۱ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۲۶۱ بازدید توسط ۷۹۱ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۶۷۳۲ بازدید توسط ۴۱۶۳ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۱۳۷ بازدید توسط ۱۴۴۸ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۶۵۴ بازدید توسط ۱۰۸۶ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۳۱ بازدید توسط ۳۷۷۰ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۳۳ بازدید توسط ۶۸۹ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۳۳۷۹ بازدید توسط ۷۹۹۵ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۵۱۶ بازدید توسط ۱۰۸۹ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۷۵۴ بازدید توسط ۱۱۴۲ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۱۰۲۷ بازدید توسط ۷۸۱ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۸۹۴ بازدید توسط ۲۱۴۳ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۶۵۷ بازدید توسط ۵۴۸ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۴۶۰ بازدید توسط ۳۸۰ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۵۴۳ بازدید توسط ۱۲۳۸ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۲۸۱ بازدید توسط ۱۰۶۶ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۵۸۹ بازدید توسط ۱۱۹۹ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۷۴۳۹ بازدید توسط ۱۰۶۹۰ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۴۰۱ بازدید توسط ۱۱۴۲ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۴۰۳۳ بازدید توسط ۲۹۸۳ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۵۲۶ بازدید توسط ۳۴۲۸ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۶۱۳ بازدید توسط ۱۱۵۰ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۶۳۳ بازدید توسط ۲۰۵۸ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۵۴۳ بازدید توسط ۱۱۸۹ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۹۸۹ بازدید توسط ۴۲۴۹ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۱۰۴ بازدید توسط ۳۵۲۳ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۵۴۷ بازدید توسط ۶۸۳۶ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۳۸۰ بازدید توسط ۴۱۱۳ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۷۳۶ بازدید توسط ۲۵۰۲ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۳۹۰ بازدید توسط ۱۱۸۰ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۶۵۵ بازدید توسط ۴۸۳۶ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۱۷۶ بازدید توسط ۹۳۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۲۴۴ بازدید توسط ۱۰۵۵ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۴۸۷ بازدید توسط ۱۹۳۲ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۸۴۹ بازدید توسط ۷۱۸ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۱۷۶ بازدید توسط ۲۳۵۳ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۹۹۷ بازدید توسط ۲۱۷۴ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۲۲۶ بازدید توسط ۱۶۵۸ نفر)
التماس دعا (۸۹۲۹ بازدید توسط ۷۱۲۱ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۹۰۵ بازدید توسط ۷۵۸ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۵۱۸ بازدید توسط ۱۱۹۰ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۳۸۲ بازدید توسط ۱۱۶۵ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۱۲۱ بازدید توسط ۲۳۶۷ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۵۹۹ بازدید توسط ۱۲۲۴ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۴۸۰ بازدید توسط ۱۲۴۴ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۲۴۴ بازدید توسط ۲۶۳۶ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۷۵۱ بازدید توسط ۲۹۴۷ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۱۳۵ بازدید توسط ۷۷۶۵ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۸۳۴۰ بازدید توسط ۱۸۳۰۳ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۸۶۴۸ بازدید توسط ۱۴۰۰۲ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۶۷۳۲ نمایش) - (۲۵۹ نظر)
صفحه شخصی 🌏 Anahita 🌎 (۱۴۹۳ نمایش) - (۱۰۲ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۲۱۹۲ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه شخصی berelian (۷۸۸ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۳۳۱۰ نمایش) - (۱۷۵ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۶۱۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۳۹۵ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۶۴۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۷۳۷ نمایش) - (۵۵۰ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۱۲۰ نمایش) - (۳۰۶ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۶۹۹۸ نمایش) - (۲۱۰ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۲۵۵ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۰۳۴ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۱۴۴ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۶۰۶۸ نمایش) - (۳۷۴ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۲۴۶ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۳۰۵۴ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۹۳۵ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۳۹۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۳۰ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۱۹۷ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۴۳۱ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۵۸۶ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۲۹۷ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۹۳۳ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۲۰۱۶ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۳۹۰ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۸۸۸ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۳۷۴ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۱۱۳ نمایش) - (۶۷ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۲۷۴ نمایش) - (۳۸۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۳۴۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۷۶۳ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۲۵۸ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۵۵۰ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۲۰۲۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۵۴۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۶۱۰۱ نمایش) - (۵۱ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۰۹۵ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۳۴۵ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۲۸۰ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۵۱۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۶۸۷ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۶۸۳۷ نمایش) - (۵۲۱ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۳۱۵ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۵۶۹ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۴۴۶ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۵۶۵ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۶۶۸ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۵۴۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۲۹۸ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۸۹۲ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۱۳۱ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۸۰۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۳۸۵ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۴۲۴ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۶۶۰ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۸۴۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۰۶۲ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۷۰۱ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۲۲۷ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۶۳۹ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۸۹۲ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۹۵۰ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۱۰۰ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۰۵۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۲۸۹ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۵۱۲ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۲۴۶ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۶۲۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۰۹۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۲۳۴ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۵۱۰ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۷۹۱ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۷۳۱ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۵۰۵ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۹۱۶ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۶۹۶ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۳۷۵ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۵۵۹ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۵۳۳ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۴۲۴ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۴۶۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۳۴۱ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۴۹۲ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۷۰۴ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۳۰۰ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۳۰۷۵ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۳۷۵ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۳۶۰ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۱۴۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۳۵۹ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۰۷۶ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۲۰۰۲ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۵۴۲ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۴۱۳ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۹۲۱ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۲۲۹ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۲۲۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۱۰۳۴ نمایش) - (۵ نظر)

آیا طلسم کردن واقعا وجود داره ؟

با سلام

یه سوال خیلی مهمی از همه داشتم

اگه نداره پس چرا آیت الله ... یه کتابی دارن که توش پره ازین دعاها؟ یا خیلی از آدمای معروف ازین کارا میکنن! اگه بفهمی کسی طلسمت کرده که بختت بسته بمونه باید بریم طلسمو بشکنیم تا بخت باز بشه؟

آخه به طرز عجیب غریبی خواستگارا یا تلفن میزن دیگه نمیان. یا میان ولی بعد دیگه نمیان. یکیشونم تا مرز کاغذ نویسی پیش رفت ولی نشد!!! نه از لحاظ ظاهری عیبی هس نه خانواده.. نه مالی... سنم کم نیس که بگم هنوز وقت هس ....

به اسرار یکی رفتیم پیش یه دعانویس .. گفت یکی از نزدیکان طلسمت کرده از خیلی وقت پیش ... یه بار دیگه رفتیم .. گف 300 هزار تومن بیار تا ادامه کارو انجام بده ... دیگه نرفتیم.... گفتم شاید الکی میخواد فقط پول بگیره ... این قضیه مربوط به دو ماه پیش بود ... خیلی فکرمو مشغول کرده ....

ازتون همفکری میخوام .... خواهش میکنم الکی جواب ندین ... با منطق ... با دلیل و مدرک


مرتبط:

مشکل روحی با علت نامعلوم

این دعا و طلسم ها راسته

چرا خدا اجازه میده دیگران ما رو طلسم کنن؟

آیا پدیده جن زدگی راسته ؟


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۰)
    • ۹۶۲۵ بازدید توسط ۷۱۹۸ نفر
    • دوشنبه ۳ فروردين ۹۴ - ۰۷:۱۹

    بنظرتون پرده من سالمه ؟

    سلام 

    الان که دارم مینویسم دستام داره میلرزه . رفتم قسمت دختران و پسران خانواده برتر و داشتم انواع پرده ها رو میخوندم که یک هو با دیدن چند تا سوال و جواب انگار یه سطل اب یخ ریختن تو سرم . رنگ صورتم عین گچ شد و صدای قلبمو بi وضوح شنیدم. 

    راستش من کمتر از یک ماه پیش بود که ( ببخشید من واسه این قسمت ) تو دستشویی داشتم خودمو میشستم که یهو در حال شستنم فشار اب شدید شدید شد واقعا نمیتونم بگم چقدر شدید بقدری شدید شد که من شوکه شدم واقعا ! واژنم بنظرم ار روزهای دیگه بازتر بود . و دقیقا داشتم همون قسمت واژن رو میشستم. یادم نمیاد خون دیده باشم اگه هم بوده خیلی کمرنگ بوده ، تا چند روز کمر درد و درد در قسمت واژن داشتم البته خیلی کم . اما درد رو حس میکردم . 

    چند روزی ناراحت بودم اما بعدش یادم رفت با خودم گفتم مگه با این چیزا پاره میشه دختر؟! که الان تو اون قسمتی که گفتم دیدم اقای نجفی گفتن بله امکانش هست

    صورتم خیس خیسه. منی که اهل خودارضایی نبودم ته خلافم فقط تحریک شدن شدید بود نکنه پردم پاره شده باشه ؟؟

    بخدا نه از مالش چیزی میدونستم تا این سن که 20 سالمه نه فرو کردن چیزی به واژن ! بخدا اصلا اینا رو نمیدونستم ! تا اومدم این سایت . نه که اطلاعاتم کم باشه نه ! تو این وادیا نبودم ، دارم از استرس خفه میشم

    اینم بگم چند روز پیش از سر کنجکاوی آیینه گذاشتم دیدم این شکلی بود قسمت واژنم ، یه خط عمودی دو سانتی تو قسمت واژنم دیده میشد یه کم که بیشتر دقت کردم دیدم از داخل همون خط یه خط همون قدی هم دیده میشه

    بنظرتون پرده من سالمه ؟ تو رو خدا از استرس دربیاریدم حالم واقعا خوب نیست . اینم بگم اصلا شرایط دکتر رفتن رو ندارم نمیتونم برم پس نگید برو دکتر معاینه شو بخدا نمیتونم برم :(


    پاسخ :

    سلام

    درسته که امکانش هست ولی به این سادگی ها نیست .

    3 تا شرط لازمه که بکارت با فشار آب آسیب ببینه ؛
    1 - زاویه ی برخورد آب با دهانه واژن باید عمود باشه 

    2 - دهانه ی واژن به حدی باز باشه ، که فشار آب مستقیما به پرده اصابت بکنه . مثل زمانی که زور می زنید .

    3 - آب به داخل نفوذ کنه به طوری که بعد از قطع آب ، آب های وارد شده به واژن برگردند .

    مسلما در صورتی که بکارت با این روش آسیب ببینه توسط پزشک قابل تشخیصه و معمولا برای شب زفاف مشکلی نخواهید داشت . 

    موفق باشید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۹۹۰ بازدید توسط ۱۵۹۹ نفر
    • دوشنبه ۳ فروردين ۹۴ - ۰۷:۱۶

    چرا خواستگار خوبی ندارم ؟

    سلام

    از همه ی آقایون و خانوما میخوام صادقانه جواب بدن

    من دختری ٢٢ ساله و محجبه و چادری با تحصیلات دانشجوی دکتری پیوسته اولین دانشگاه ایرانم، قد ١٦٠ و امااااا وزنم ٧٩ ایناست ...

    قیافه:پوست سفید،چشم و ابروی مشکی و در کل قیافه متوسط دارم (خودم اینطور فکر میکنم اما بقیه میگن خوش قیافه ام) من در دانشگاه تا بحال با پسری رو در رو صحبت نکردم حتی، همیشه حریم رو فقط به خاطر خدا حفظ کردم ،خیلی خجالتیم و میخوام حرف بزنم لپام سرخ میشه، خانواده خوب و شغل پدر مادرم آبرومند ولی در کل خواستگار خوب چندانی ندارم واسه این قضیه همیشه دو دلیل میتراشم:

    ١) فکر میکنم بخاطر تیپم کسی خوشش از من نمی آد چقدر این موضوع برای آقایون مهمه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    نداشتن خواستگار مناسب (۶۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۲)
    • ۴۱۲۵ بازدید توسط ۳۳۳۷ نفر
    • شنبه ۱ فروردين ۹۴ - ۱۷:۰۱

    منم دوست دارم ازدواج کنم

    سلام بچه ها 

    من یه دختر 26 ساله ام همیشه از خدا خواستم یه همسر خوب نصیبم کنه چندتایی خواستگار داشتم که بهم دیگه نمیخوردیم دانشجوی فوق لیسانس هستم چند وقت پیش دوست خالم یه پسری رو معرفی کرد که دیپلم بود و از نظر خانوادگی بهم نمیخوردیم ما هم جواب رد دادیم .

    دیروز خالم خونه امون بود یهو تو وایبر دوستش ازش خواسته بود برای برادر همکارش که لیسانس هست و 30 ساله و عکسشو تو وایبر براش گذاشته بود یه مورد پیشنهاد بده .

    پسره تقریبا شرایطش به من میخورد از لحاظ ظاهری میگما. خالم عکسشو نشون داد به من و مامانم بعد گفت دختر تو کلاس قرانمون زیاده اونا رو معرفی کنم .

    نمیدونم شاید فکر کرده اگر خاله خواهر زاده رو معرفی کنه زشت باشه ولی منم دوست دارم ازدواج کنم بنظرتون چطور میشه به خاله گفت خاله عزیز من رو هم معرفی کنین اشکال نداره .

    بنظرتون این امر زشته.خاله خواهر زاده اشو معرفی کنه؟ من چند وقتی هست دارم سوره ی حشر رو برای ازدواجم میخونم . بنظرتون باید چیکار کرد بسپرم بخدا و بگم خدایا خودت درست کن یا کار دیگه ای ممنون میشم جواب بدین شایدم بخاطر اینکه اون دفه اون مورد رو رد کردیم دیگه نمیخواد معرفی کنه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۲۳۸۲ بازدید توسط ۱۹۴۶ نفر
    • شنبه ۱ فروردين ۹۴ - ۱۶:۵۶

    بهش گفتم که متاهلم ولی ... !

    سلام

    یه دختری تو دانشگاه من رو دوست داره یا از من خوشش میاد.

    من از همدوره ای هام چندین سال بزرگترم، نسبتاً خوش قیافه هستم و سنگین رفتار میکنم، مستقلم، شاغلم، وضع زندگی خیلی خوبی دارم، درسم نسبتا خوبه، با استادا رابطه تقریبا خوبی دارم، با تمام چم و خم و قوانین و مکان های دانشگاه آشنا هستم (که باعث میشه دانشجوها زیاد باهام کار داشته باشن و دوستای زیادی داشته باشم) و خلاصه از هر لحاظ ایده آلم و البته "متاهل" هم هستم. 

    حالا مشکل اینجا است، هر چقدر بهش گفتم متاهلم انگار درست متوجه بار مفهومیِ این کلمه نمیشه یا فکر میکنه شوخی میکنم!

    ضمنا وقتی باهام کار داره خیلی جدی و رسمی باهاش حرف میزنم. کلاً بهش بی توجهی میکنم و نمیزارم دچار سوء تفاهم بشه. چند هفته سر و کله اش نزدیک من پیدا نمیشه ولی باز دوباره شروع میشه.

    از روی تجربه میدونم که شاید مدتی ول کنه، حتی یه مدت طولانی، اما بالاخره برمیگرده. چون همکلاسی هم هستیم و چند سالی هم باید وجود هم رو تحمل کنیم تنها راه حل همین بی توجهی و جدیت بود که انگار کارو بدتر کرده و این مشکل ادامه دارد.

    حالا من باید چی کار کنم؟ اصلا از یه آدم متاهل چی میخواد؟ به همسرم و چند نفر دیگه هم گفتم و نظراتشون رو جویا شدم، حالا میخوام از شماها مشورت بگیرم و از جنبه های مختلف به قضیه نگاه کنم. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۱۶۷۰ بازدید توسط ۱۴۲۶ نفر
    • شنبه ۱ فروردين ۹۴ - ۱۶:۴۹

    میشه به دختری که دوست پسر داره اعتماد کرد ؟

    یه دختری هست واسه ازدواج . شنیدم دوست پسر داره ولی از اونایی نیست که پا بده. تنهاست دیگه .تو خوانواده جالبی نیست. نمازم نمی خونه.

    ولی مهربونه و فقیرن. منم نمیگم پاکم چون خیلی خ.ا کردم ولی هیچ وقت دوست دختر تداشتم. حتی گوشی لمسی نمیگیرم که وسوسه نشم دوسی یابی کنم. 

    به نظرشما میشه بهش اعتماد کرد؟؟؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۴۳۷۶ بازدید توسط ۳۵۷۱ نفر
    • شنبه ۱ فروردين ۹۴ - ۱۵:۱۸

    شوهرم میگه در خلوت هم لباس چسپون بدن نما نپوش

    شوهرم همیشه بهم میگه در خلوت هم لباس چسپون بدن نما نپوش . میگه از چشمم میفتی علت چیست من دوس دارم خوشگل باشم ولی اون میگه هیچ وقت خودنمای نکن تو خلوتم .


    پاسخ :

    سلام

    دو مساله وجود داره ، میل به خودنمایی در شما و جذاب موندن برای شوهر . کدوم یکی در اولویت قرار داره ؟ کدوم یکی بیشتر کمک می کنه که شما زندگی بهتری در کنار شوهرتون داشته باشید ؟

    مسلما دومی مهم تره . پس بهتره که در اغلب اوقات آراسته باشید . یعنی موی مرتب ، لباس شیک ولی تحریک کننده نباشه ، بوی خوب و ... .

    طبیعتا نمیشه با لباس کامل نزدیکی کرد . فکر نمی کنم که شوهر شما چنین چیزی ار شما بخواد . بنابراین مواقعی که قصد نزدیکی دارید می تونید لباس خاص بپوشید و خودنمایی کنید . بنا به نظر شوهرتون این مدت باید کم باشه . 

    مثلا فرض کنید قراره شب دوشنبه برنامه داشته باشید . کمی قبل از ساعت مقرر با پوشیدن لباس های خاص خودنمایی رو شروع کنید .

    هر چند مدتش ممکنه برای شما راضی کننده نباشه ولی این جزء موارد متعدد زندگی زناشویی هستش که یک نفر برای راحتی نفر مقابل از حقش میگذره .

    دلیل دیگه ای که این درخواست شوهر شما می تونه داشته باشه اینه که اون نمی خواد مدام تحریک بشه . چون شما ممکنه توان همراهی با اون رو نداشته باشید . 

    یا این که می خواد قدرت خودکنترلی خودش را بالا ببره . مثلا فکر روزهایی رو می کنه که از شما بنا به دلایلی مثل مسافرت دور میشه . می خواد که وقتی کنارش نیستید بهش سخت نگذره .

    میشه حدس زد شوهر شما دوران مجردی پاکی داشته .

    موفق باشید



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۴۸۸۶ بازدید توسط ۴۰۱۲ نفر
    • شنبه ۱ فروردين ۹۴ - ۱۵:۱۵

    می خواهم با دختری مسیحی ازدواج موقت کنم

    با اهدای سلام و تحیت خدمت اهالی وبلاگ وزین خانواده برتر

    حقیر، سابقاً در دو پست مجزا، حول مسائلی مصائب گون ( البته از دید قاصر خود! ) و طرح آنها در جلسات خواستگاری، با حضرات معزز، مشورت و از شور با سروران گرانقدر مستفید شدم. ( لازم به ذکر است که در مورد دو مسئله ی طاسی و ابتلای به وسواس خفیف عملی و طرح و بسط آنها در جلسات، جویای رأیتان شده بودم )


    خاطرم هست که شماری از دوستان با نهیب بر اینجانب، معترضانه درخواست داشتند که تعلل و فس فس نکرده و با عزمی جزم و راسخ و طیب خاطر به پیکار! رفته و مفاد گفتگو های فی ما بین دوشیزگان منتخب و خود و هم چنین نحوه ی مواجهه ی آنان با مسائل فوق الذکر را قلمی کنم.

    مختصراً خدمت منور دوستان عارض شوم که چاکر، در معیت والدین به منزل سه نفر از گزینه های "هم کفو" خود که توسط اعضای ثقه ی فامیل و یکی از اساتید معتمدم در دانشکده ی ریاضی دانشگاه شریف معرفی شده بودند، رفتیم. 

    بعد از نزول اجلال و طی شدن مراحل معمول جلسات بر اساس عرف موجود در جامعه و رد و بدل شدن سخنان کلیشه ای حال به هم زن! خانواده ها، زمانی که بحث به مقر اصلی اش می رسید بلا استثنا، خانواده های مزبور و هم چنین فرزندان خلفشان، اناثاً و ذکوراً، بر مهریه های هزار و اندی سکه ای و تأمین مسکن شخصی و خرید ماشین متناسب با شأن عروس، جولان می دادند!

    نکته ی قابل توجه برای من، عدم حساسیت و عنایت آنان به موضوع طاسی و وسواس من بود!!! یعنی همان موضوعی که مدت ها ذهن و روان من بیچاره را مشوش کرده بود!

    گویی پشیزی برای آنها اهمیت نداشت! فقط و فقط پیرامون مادیات و مهریه های سنگین و غیر عقلانی و مراسم مجلل عقد و ... پافشاری می کردند.

    ایمان و پاکی و نجابت و اصالت و تحصیلات عالیه و ... فرع بودند و پول، اصل! 

    فقط محض خالی نبودن عریضه، گاهی پدر یا مادر آنها ما بین سخنان، گریزی کوتاه به این مسائل می زدند!

    القصه، بنده با دیدن سطح توقعات فضایی پرنسس های مملکتم، حتی لمحه ای در تصمیم گیری نهایی درنگ نکرده و برای خود صورت مسئله ی ازدواج دائم در ایران را حداقل تا سالیانی دراز، به صورت کامل پاک نمودم!

    با این وضع فرهنگ منحط و دهشتناک برخی از خانواده های ایرانی (که بخش اعظم اش نتیجه ی عملکرد سوء حاکمیت و قصور متولیان و سیاستگذاران عرصه فرهنگ و اقتصاد جامعه است) به نظر من ازدواج، جسارتاً خریت محض است!  

    صد البته واقفم که این سخن من بر مبنای استقراست و نه استنتاج! :)

     عجیب، تحت فشارم. برای تعدیل قوای جنسی همه کار کردم و لیکن مقصود حاصل نشد. کارم از روزه و امساک گذشته. مصیبت عظمی اینجاست که به علت برخی از خصایص شخصی و هم چنین جایگاه و ماهیت شغلی ام، خانم ها و دخترکان زیادی در اکنافم فر می خورند و خودشان ابتدای به ساکن، پیشنهاد مصاحبت و رفاقت و رابطه می دهند. با زبانی نرم و محترمانه، به جملگی شان پشت پا زده ام و می زنم؛ چون غیورم و یارای خیانت به نوامیس خلق الله را ندارم. حقیقتاً روز ها و شب ها، دلم آوردگاه جنگ عقل و نفس است.

     من برای ادامه ی تحصیل در مقطع دکترا در رشته ی ریاضی از کالج امپریال لندن، پذیرش و فاند گرفته ام. طی چند ماه آینده کشور را ترک و رهسپار بریتانیای صغیر! می شوم.

    تصمیمم این است که همان جا یک دختر دبیرستانی یا دانشجوی مسیحی را به عقد موقت خود درآورم که بنا بر فتوای قاطبه ی فقهای عظام، امریست مشروع و جایز در فقه متعالی شیعه. بنایم بر این بود که با دختری هم وطن عازم غربت شوم تا پناهگاه دلتنگی ام باشد اما چه کنم که چاره ی دیگری نیست ...

    هعییییییییی ...

     با این کار، هم دیگر در بستر خواب با شیطان لعین و رجیم گلاویز نشده و به ستیز نخواهم پرداخت و هم غرولند و تقاضاهای نا معقول دختران ایرانی را نخواهم شنید!!!     :)))

    نیک می دانم و می دانید که همه ی دختران طناز و دلبر ایرانی به سان هم نیستند اما چه کنیم که دختران عاقل و کم توقع و بساز، به پست ما بیچارگان نمی خورند!

     از همه ی برادران و خواهران بزرگوارم خواهانم که نظرتان را در مورد اراده و تصمیمم بفرمائید.

    ختام صحبتم را آذین می بندم با کلام مشعشع و در بار حضرت رسول الله محمد مصطفی (ص) که فرمود: از نشانه های برکت زن این است که خواستگاری اش بی تکلف و آسان انجام گیرد.

    از محضر همه ی دوستان عزیز بابت پرگویی و اطناب درد و دلم پوزش می خواهم.


    بدرود / یا علی، مدد است

    ابوالفضل 26 ساله / فوق لیسانس ریاضی دانشگاه شریف / مدرس دانشگاه


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل خواستگاری (برای پسران) (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۰)
    • ۳۴۶۵ بازدید توسط ۲۷۸۰ نفر
    • شنبه ۱ فروردين ۹۴ - ۱۵:۱۳

    سال جدید مبارک

    سلام

    امیدوارم سال جدید سالی پر از اتفاقات خوب برای همگی باشه . شرایطی جور بشه که پسرها بیشتر برن خواستگاری ، دخترها هم از بین اونا بتونن یکی رو انتخاب کنن .

    دخترها انتظار خواستگار همه چی تموم رو نکشن ، باور کنید ترک موتور نشستن لذت بیشتری داره تا با فاصله یک متری کنار طرف بشینی !

    اونایی که تازه عروسی کردن بتونن نسبت به خصوصیات ذاتی همسرشون اطلاعات بیشتری کسب کنن . 

    اونایی که انتظار بچه رو میکشن ، بی خوابی های شبانه به سراغشون بیاد !

    ...

    موفق باشید



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۳)
    • ۱۷۲۳ بازدید توسط ۱۲۹۷ نفر
    • شنبه ۱ فروردين ۹۴ - ۰۶:۵۴

    چون ریزه میزم میترسم ردم کنه

    سلام دوستان

    من پسری هستم 24 ساله تازه فوق لیسانس گرفتم قدم 162 سانته و تا حالا با هیچ دختری دوس نبودم البته تو دانشگاه خیلی اجتماعی بودم ولی سراغ دوست دختر نرفتم همیشه به خاطر کوتاهی قدم افسردم فک میکنم هیچ دختری حاضر نیس با من باشه .... 

    یه دختری تو دانشگامون هس خیلی خوبه دوسش دارم ولی میترسم برم بهش بگم آمارشو در آوردم وضع مالیشون بهتر از ماست منم حداقل تا 5 سال دیگه شرایط ازدواج ندارم تازه سربازی هم نرفتم چیکار کنم کمکم کنید ....

    خیلی خوبه میترسم بپره از طرفی من چون ریزه میزم میترسم ردم کنه اخه دخترا قد بلند میخوان .  اینم بگم خودش هم قد منه ولی تپله ....

    بازم ممنون از راهنمایی هاتون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۲۳۰۸ بازدید توسط ۱۸۲۸ نفر
    • جمعه ۲۹ اسفند ۹۳ - ۰۹:۵۲

    چرا به ایرانی بودنمون افتخار می کنیم؟

    می خواستم از بچه های خانواده برتر بپرسم: 

    چرا به ایرانی بودنمون افتخار می کنیم؟واقعا به عنوان یک ملت به چه چیزمون افتخار باید بکنیم؟ اگه گذشته و تاریخ رو بذاریم کنار جوابمون به این سوال به عنوان ایرانی امروز چیه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۴)
    • ۳۱۵۱ بازدید توسط ۲۳۹۶ نفر
    • جمعه ۲۹ اسفند ۹۳ - ۰۹:۴۹

    پنج ساله که میخوامش

    سلام 

    از دوم دبیرستان ازش خوشم امده، بخاطر خانوادش و قیافش و نوع حیا و رفتارش. ما هر دو هم سن هستیم. تو دوران دبیرستان خودش متوجه شد که من دوسش دارم و میخوامش اما من چیزی بهش نگفتم و کسی رو نداشتم که از طرف من بره و نظر و احساس منو بهش بگه.

    تا اینکه دو سال قبل دانشگاه قبول شدیم هر دومون و یک سال بعدش یعنی پارسال رفتم دانشگاهشون تا بهش حرف دلمو بزنم.

    روز اول که رفته بودم چیزی بهش نگفتم فقط خواستم بدونه که من امدم اونجا . روز دوم که رفتم تا حرفهمامو بزنم هر کاری کردم ایست نکرد تا من حرفهامو بزنم  بهش گفتم بزار اون چیزی که 4 ساله تو دلمه بهت بگم اما نذاشت. بعد چند روز دوباره رفتم که بازم نذاشت حرفمو بزنم .

    تا اینکه یه روز نامه ای رو آماده کردم تا حداقل حرفهای دلمو از تو نامه بشنوه . اما اینبار اون خودش آمد سراغ من !!! آمد و گفت اقای .... دیگه دنبالم نیایین  دیگه امیدوار نباشین. 

    من گفتم مگه پای کس دیگه در میونه که گفت آره. گفتم کی ؟ گفت: به شما ربطی نداره.

    با شناختی که من ازش دارم و تحقیقاتی که کردم متوجه شدم احتمال رابطه داشتنش خیلی کمه و از طرفی احساس میکنم داره ناز میکنه که گفت نه. 

    بعد یک سال نمیدونم چیکار کنم. برم بهش بگم دوباره یا فراموشش کنم . اینم بگم من قیافم معمولی رو به بالا هستش و هیکلم مردونه و درشته و از نظر خانوادگی سطح خوبی هستیم تو شهرمون. گفتم اینا رو بگم که فکر نکنین من از اون چیزی کم دارم. 

    خانواده هامون و فرهنگمون تقریبا مثل همن. تو دوران دبیرستان گاهی متوجه نگاه های خوبش میشدم که نگاهم میکرد. 

    یه قول شاعر  بی وفا نگار من میکند به کار من    خنده های زیر لب عشوه های پنهانی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۱۶۲۰ بازدید توسط ۱۳۷۸ نفر
    • جمعه ۲۹ اسفند ۹۳ - ۰۹:۴۸

    بازم می تونم عاشق بشم ؟

    سلام به همه ی دوستای خوبم 

    بچه ها به من کم لطفی میکنیدا , تو پست قبلیم که فقط 5 تا نظر ...

    حالا یه سوال اگه من قید کسی که دوسش دارمو  به خاطر گذشته فنا رفتش بزنم  یعنی بازم عاشق میشمو به یه نفر دیگه احساس عشق پیدا میکنم جوری که این عشقو فراموش کنم؟

    من اصلا دوست ندارم با فکر کردن به عشق قبلیم به خودمو همسرم خیانت کنم . اگه کسی تجربه امیدوار کننده داره بگه ,تو رو خدا بچه ها نظر بدید من کسی رو ندارم کمکم کنه ...ممنون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۲۶۰ بازدید توسط ۱۰۷۵ نفر
    • جمعه ۲۹ اسفند ۹۳ - ۰۹:۴۳

    میل کمم آیا طبیعی هست یا خیر؟

    سلام

    من مجرد هستم احساس میکنم نسبت به بقیه دخترهای هم سن و سالم که گاهی از شدت نیاز دست به کار خطرناکی مثل خودارضایی میزنند میل جنسیم کمتره البته به جنس مخالف علاقه دارم نمیدونم میل کمم آیا طبیعی هست یا خیر؟

    25ساله هستم 

    خیلی ممنون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۴۴۰۸ بازدید توسط ۳۸۴۲ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ اسفند ۹۳ - ۱۶:۰۸

    از دوستی 5 ساله پشیمونم

    سلام ...

    من 5ساله با یکی بودم و یه جورایی هم هستم ، قصدمونم ازدواج بود تمام این مدت، خداییش خیلی م پسره سالم و خوبیه و خیلی م دوستم داره . تو این مدت هیچی برام کم نذاشته...

    اما من این اواخر دیگه ازین رابطه و پنهون کاری و همش تو دو دلی بودن خسته شدم . از انتخاب اون پسر پشیمون نیستم اما از اینکه این دوستی 5 ساله رو داشتم پشیمونم .

    اینم بگم که ماه پیش خونواده پسره اومدن خاستگاری و حتی خود پسره تنها هم با مامانم صحبت کرده هم با بابام...

    اما بابام چون فهمیده ما با هم یه ارتباطی داشتیم میگه من راضی نیستم و پسره هم چون سربازی نرفته بابام اینو ایراد گرفته که باید تکلیف سربازی و محل خدمتش مشخص بشه بعدش حرفش زده بشه .

    میگه تا اینو درست نکنه که اصلا جای فکر نداره... حالام که تایید خونوادمو نگرفتم بیشتر دو دل شدمو پشیمون و نمیدونم چیکار کنم نمیدونم چحوری بهش بگم که نمیخوام دیگه باهاش ارتباط داشته باشم و همون 6،7 ماه دیگه که وضعیتش مشخص شد بیاد بعدشم که هر چی خونوادم گفتن.

    اما میترسم تو این چند ماه خواستگار خوب برام بیاد و مامان بابامم راضی باشن و ... اینطوری نامردی میشه اما من واقعا دیگه نسبت به این رابطه سرد شدم و اصلا دوست ندارم این دوستیو ادامه بدم....

    البته گفتنش آسونه میدونم خیلی اذیت میشم از جدا شدن ،  هفته اولی که بابام موافقت نکرد اینقد حالمون بد بود که جد نداشت هم اون گریه میکرد هم من با همم که حرف میزدیم نمیتونستیم جلو گریمونو بگیریم اما راستش واقعا دیگه نمیخوام با کسی دوست باشم واقعا دیگه خسته شدم :((


    من همیشه بهش گفته بودم که باید رضایت مامان بابامو بگیره و من دوست ندارم با لج بازیو دعوا با خونوادم باهاش ازدواج کنم اونم به رضایت داشتن پدر مادر خودش و پدر مادر من معتقده و قبول داره....

    بد موقعیتی دارم کسی میتونه منو راهنمایی کنه که چیکار کنم درسته؟ میترسم کار سربازیشم درست بشه بیاد بازم بابام بگه نه یا ته دلش راضی نباشه... اینم بگم من 23 سالمه و اون 25 سالشه، راستش خیلی خواستگار داشتم که همه رو هم رد کردم.

    بعضیاشون واقعا مورد پسندم نبودن بعضیاشونم خوب بودنو با دو دلی و تردید رد کردم میخواستم تکلیفم با انتخاب خودم مشخص بشه و نظر خونواده رو بدونم که اینم اینجوری شد...

    میترسم بگم رابطمون تموم همون 6،7 ماه دیگه بیا اون بیچاره رو هم امیدوار کنم و مثل خودم تو دودلی بمونه که آیا میشه یا نه و با امید بره دنبال کاراش بعد خبر ازدواجم و بشنوه که خیلی بدتره،، شاید تو این مدت خواستگاری بیاد که خودمم بخاطر این دودلی نتونم تصمیم درستی بگیرم: ( آخه اختمال داره چند موردی بیان دورادور یه خبرایی داریم

    تورو خدا راهنماییم کنید میدونم اشتباه کردمو دیگه م نمیشه به گذشته برگشتو جبران کرد اما ازین ببعد چیکار کنم درسته؟ چطوری با این قضیه برخورد کنم؟ آخه اونم واقعا پسر سالم و خوبیه نمیخام تحت هر انتخابی بعدش برام پشیمونی داشته باشه .

    ببخسید طولانی شد


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه) دوستی با جنس مخالف (۱۰۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۱۹۷۵ بازدید توسط ۱۶۲۵ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ اسفند ۹۳ - ۱۵:۵۷

    به نظرتون اصلا دونستن بعضی چیزا تو دوره مجردی لازمه؟

    سلام به همه دوستان خانواده برتر

    مدتی هست ینی در واقع مدت کوتاهی که اطلاعاتم از طریق این سایت یا یکی دو تا سایت دیگه از مسایل جنسی بالا رفته ینی یه کمی بالاتر 

    میدونید من هیچوقت به این مسایل فک نمیکردم وقتی تازه به دوره بلوغ رسیده بودم چرا یه سوالایی داشتم و البته یک سری تمایلات!!!

    ولی خودمو کنترل کردمو همیشه سرمو مشغول درس و کتاب و مدرسه و بعد هم دانشکاه کردم تا سن 24سالگی حتی درست نمیدونستم ازدواج و این چیزا چه معنایی داره فقط  میدونستم با کنا ر هم قرار گرفتن زن و مرد بچه بوجود میاد 

    همین

    نمیدونستم اصلا اندام زن حتی چطوره !!! با اینکه دختر بودم ولی هیچوقت در مورد اندام خودم هم درست نمیدونستم چه برسه به پسر!!

    اولین بار همین امسال بعد 24 25 سال زندگیی عکس اندام خانم ها رو تو اینتر نت دیدم دیدم انگار من یه چیزایی رو نمیدونم بعد تو آینه در مورد خودم دقت کردم دیدم................

    بله اون موقع بود که فهمیدم زندگی فقط درس و دانشگاه و این چیزا نبوده و باید بیشتر در مورد خیلی چیزا بدونم

    الان که فک میکنم میگم شانسم گفت اون موقع ازدواج نکرده بودم وگرنه ابروم میرفت!!!از بس هییچی نمیدونستم !!!

    بعد یکی این سایت رو بهم معرفی کرد!!!

    جالب بود،،، به کلمه هایی برمیخوردم که نمیدونستم ینی چی بعد میگشتم دنبال معنیش دوباره به یه سری کلمه های جدید که معنی اونارو هم نمیدونستم و خلاصه ..............

    کلی طول کشید تا دوگوله ام بکار افتاد!!!!!!!!!!!!!!!!

    بعد از اینکه 12 13 سال از بلوغم میگذشت تازه فهمیدم محل دفع ادرار با محل دفع شدن خون عادت ماهیانه از هم جداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!فک کنید خودم از خنده پوکیدم والبته خیلی درد داشت آدم بعد از 6 سال دانشگاه رفتن بفهمه هیچی نمی فهمه!!!!!!!!!


    آخه ما درس تنظیم نداشتیم و همیشه این مسایل تو خونوادمون و مطرح کردنشون ممنوع بوده یجورایی ینی اصلا روم نمیشد چیزی بپرسم حتی تو خلوت هم به خودم اجازه نمیدادم در موردش فک کنم!

    با اینکه مطالبی که میخوندم همشون جنبه علمی داشت ولی حالم یجوری میشد!احساس میکردم دارم گناه میکنم

    اینکه ادم ندونه خیلی بده ولی از روزی که یه سری چیزا رو فهمیدم تمایلم به بعضی فکر ها خیلی زیاد شده ،، فکرم میره به روزایی که مثلا ازدواج کردمو ودر کنار همسرم هستم!

    هیچ وقت به ازدواج اینطوری فکر نمیکردم و همیشه فقط جنبه عاطفیش واسم مهم بود به این فک میکرد م که کسی باشه بهش تکیه کنم و دوسش داشته باشم اصلا این چیزا واسم مطرح نبود،،، اصلا درگیری اینطوری نداشتم

    چیزایی به اسم خودارضایی یا نمیدونم احتلام و این چیزا که هنوزم درست نمیدونم چی هستن برام معنی نداشت و نداره هنوزم ولی خیلی فکرم میره سمت این چیزا

    گاهی اوقات میگم کاش هنوز همونطور بودم و هنوز چیزی در مورد این مسایل نمیدونستم اونوقت راحتتر تحمل میکردم

    آخه بعد از این افکار بعضی موقعا ببخشید ببخشید احساس خیسی در لباسم میکنم که همش فک میکنم گناه کردم در مورد این مسایل خوندم و فهمیدم میگم شاید اصلا نباید دنبالش میرفتم و همونطوری خیلی بهتر بود!!!!

    خدارشکر میکنم فقط در مورد اندام زنانه عکس دیدم و اطلاعات پیدا کردم و خیلی در مورد اقایون دقیق نشدم وگرنه نمیدونم چی میشد!!!

    چند تا سوال از همه دوستان مجردی دارم که میان و نظرات خیلی پرباری در مورد روابط زناشویی میذارن،،،هم خانم ها هم آقایون 

    و اون این هست که شما هم وقتی تازه در مورد این چیزا فهمیدید حال منو داشتید؟؟

    احساس بدی ندارید؟؟عذاب وجدان؟؟

    چجوری این دو مقوله رو از هم جدا میکنید اینکه باید اطلاعات باشه ولی جنبه هم باشه

    نمیدونم جنبه دونستن این چیزا رو نداشتم یا طبیعیه؟

    چیکار کنم فعلا که مجردم دیگه به این چیزا فک نکنم؟

    به نظرتون اصلا دونستن بعضی چیزا تو دوره مجردی لازمه؟؟

    به نظرتون خطرناک نیست؟؟؟

    زیاد سوال پرسیدم ببخشید وقت همگی رو گرفتم

     ممنون از همه


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۲۱۹۴ بازدید توسط ۱۸۴۸ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ اسفند ۹۳ - ۱۵:۴۸

    می خوام مرجع تقلید داشته باشم

    من تا حالا مرجع تقلید نداشتم ! ... الان بخوام مرجع تقلید داشته باشم چطور باید انتخاب کنم ؟

    اعمال قبلیم چی می شه ؟! 

    من قبلا کم پیش می اومده بخوام رجوع کنم به رساله ، ضمن اینکه اغلب مراجع نظراتشون شبیه هست . 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۸۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵)
    • ۱۲۱۸ بازدید توسط ۱۰۶۶ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ اسفند ۹۳ - ۱۵:۱۸

    ربابه بقیه کوکو سبزی رو بزار یخچال واسه شب!

    عاغا زنگ زدم به دختره دهنش پُر بود!!

    گفتم چی داری میخوری عزیزم؟؟

    میگه : فیله خوک با خاویار و شراب قرمز..

    همون موقع مامانش صداش کرد ربابه بقیه کوکو سبزی وبزار یخچال واسه شب!!

    تازه اسمشم ساینا نبود!

    ________________

    سلام

    الان این مثلا به ظاهر جک بالایی که خوندیم از واتس اپ بود که جکاش یه چن تایی توسط گروه فکر 200 نفره اسرائیلی ها ساخته میشه و به تقلیداز اونا یه عده دیگه اینجا کورکورانه ادامه میدن وبرا بقیه هم میفرستن

    تو همه ی اینا ترویج دوس دختر دوست پسربازی وعادی شدن این روابط هستش ...تبلیغ وترویج غذاهای حرام ونجس  مانند فیله خوک ترویج شراب که باعث و مسبب هزاران بی حیایی وبی شرمی واز بین رفتن ایمان هستش ! 

    تبلیغ اشرافی گری و مسخره نشان دان سادگی که حتی تو مثال بالا شامل غذا هم کردن که خاویارگرون قیمت ، روخوب جلوه میدن و کوکوسبزی که غذایی ساده هستش رو مسخره و بی کلاسی!میدونن...و بین این به ظاهرجکا خیلی دیدیم ترویج گناه تمسخر وتحقیر وغیبت و ..که اگه تو زندگی واقعی هم جز عادات مردم بشه این توهین وتحقیروتمسخرها دیگه واقعا نور علی نور هستش و چه بسا تاثیرهای جدی گذاشته که ما بی خبریم

    به نوعی تمسخر از اسمهایی که به اهل بیت ودین ما ربط داره مانند" ربابه " و قدیمی و بی کلاس نشون دادن اونا ! و ترویج اسمهای عجیب غریب به بهانه بروز بودن وباکلاس بودن به بهانه اسم عربی نذارین شما فارس هستین و...

    در صورتی که ما در روایاتمون داریم یکی از حق های فرزند اینه که پدر مادرش اسم زیبایی براش انتخاب کنن و برای مثال کسی که نام مقدس پیامبر صل الله علیه و اله وسلم  یا ائمه رو برای فرزندش انتخاب کنه هم در دنیا وهم آخرت ازشون دستگیری میشه و صدا زدن فرزندان با این اسمها درخانه مایه برکت و خشم شیطان میشه 

    امام محمد باقرعلیه السلام به فرزند خردسالی فرمود نام تو چیست؟

    او پاسخ داد :محمد! 

    امام سوال کرد کنیه ات چیست؟ گفت: علی

    امام علیه السلام فرمود:« تو به شدت از شیطان دور شده ای؛ زیرا شیطان هنگامی که بشنود کسی صدا میزند ای محمد یا ای علی!

    آب میشود همانگونه که مس آب میشود!» وسائل الشیعه ج15 ص 126

    محققین غربی شرق اعتقاد دارن اگه میخوان فرهنگ و بنیان خانواده های ایرانی رو تضعیف کنن باید از تحقیر زنان شروع کنن چون مادران و تربیت کنندگان نسلهای بعدی هستن 

    و چقدر به وفور داریم میبینیم که تو جکای وایبر و واتس آپ  هستش دختره میخواست پارک دوبل بگیره دختره آی کیوش در حد جلبک دختره فلان

    امسال دو چهره زن ایرانی به عنوان برترین شخصیت های اول جهان نام گرفتن

    1 - خانم مریم میرزا خانی استاد دانشگاه استانفورد دانشگاه دوم جهان

    برنده جایزه فیلدز و تنها برنده المپیاد ریاضی تا کنون با نمره 100 از 100 در تاریخ المپیاد ریاضی جهان!

    2- خانم پردیس ثابتی 

    استاد دانشگاه هاروارد دانشگاه اول جهان؛ سرپرست گروه مبارزه با بیماری بسیار کشنده ابولا

    به گفته شبکه سی ان ان خانم ثابتی و خانم میرزا خانی جز 10 نابغه اول جهان هستند که دنیا رو میتونن متحول کنن!!

    همیشه یادمون باشه سلاح طنز خیییییلی موثره !

    "وقت خوش"


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    جنگ نرم ( آتش به اختیار ) (۵۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۸۴۵ بازدید توسط ۱۴۹۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ اسفند ۹۳ - ۱۵:۱۳

    خیلی علاقه دارم که برم حوزه علمیه

    سلام

    من دختری هستم 23 ساله لیسانس مهندسی کشاورزی دارم

    خیلی علاقه دارم که برم حوزه علمیه ولی نمیدونم چطوری باید اقدام کنم و کجا برم ؟

    ممنون میشم اگه راهنمایی کنید

    آقای طلبه و آقای محمدطاها هم اگه لطف کنند راهنمایی کنند ممنون میشم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۸۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵)
    • ۱۵۷۲ بازدید توسط ۱۲۵۱ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ اسفند ۹۳ - ۱۵:۰۸

    فقط آقایان میل جنسی دارن ؟!

    سلام

    اسمم امیر محمده

    لطفا یه لحظه توجه کنید (خانم ها و دختر خانومای عزیز)

    شما چنان میگین پسرا آمپر میچسبونن نمیتونن تحمل کنن که انگار خودتون اینجوری نیستین. یعنی شما هیچ وقت شهوتی نبودین؟

    هیچ وقت نخواستین خودتونو کنترل بکنین؟

    یعنی هیچوقت نگفتین بزار تا شوهر کنم؟

    نگفتین شب زفاف تحمل سرمیرسه؟

    نگفتین حداقل تو عقد یا نامزدی یه ذره با شوهرم حال کنم؟

    اصلا میگن معاشقه واسه زنه چون اون خیلی بیشتر کیف میکنه. حالا شما دختر خانوما که بهتر از من اینو میدونید هیچوقت واسه اینکه با شوهرتون که حلاله معاشقه داشته باشید لحظه شماری نمیکنید؟

    فقط ما پسراییم واقعا؟

    این پستو یه خانم گذاشته:

    من 23 سالمه 2 ماهه که عقد کردم خیلی شوهرمو دوست دارم آدم گرم مزاجی هستم تا حدی که برای رابطه با ایشون لحظه شماری هم میکردم!

    یا یه پست دیگه بود که دختره میگفت :

    من از شدت فشار جنسی هزاران بار گریه میکردم

    با اینکه 17 سالش بود.

    واقعا واسم سواله. خواستم بدونم  فقط ماییم؟ یعنی شما هم اینجور نیستید؟ 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۴۴۸۳ بازدید توسط ۳۶۳۲ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ اسفند ۹۳ - ۱۴:۳۳

    شده براتون که فشار نگاه بقیه رو رو خودتون حس کنین ؟

    دوستان من فکر میکنم اگر خانم ها نرن سرکار (به جز قشری که معلم میشن ،دکتر زنان و.... کلا کارهای مختص خانم ها) بیکاری کم میشه بخصوص بیکاریه اقایون !!! 

    بنظر من خانم ها خونه دار بشن : 

     بچه ها بهتر تربیت میشن

    به مردا این فرصت داده میشه خاصیت تامین کنندگیشون بیشتر بشه  یعنی: مرد با جدیت بیشتر برا خانوادش تلاش میکنه چون خودشو تنها نون آور میدونه 

    آقایون کار داشته باشن زودتر ازدواج میکنن  برا خانما هم خوبه زودتر مستقل میشن میرن سر خونه زندگی خودشون .

    مشکل حجاب کمرنگ تر میشه چون دیدیم خانمهایی که برای پیدا کردن کار حجابشون کم رنگ شده . مرد که بره سرکار  بیکار نباشه بنظرم دل مشغولیش انقدر زیاد میشه که فرصت کمتری داره تا چشمش دنبال خانمای دیگه باشه 

    احساسات بخصوص خانمایی که کارهای مردونه انجام میدن با خشونت و روحیه زمختی الان همراه شده اینا نرن سرکار بهتر نیست؟؟؟ 

    بچه ها نکته اساسی: خواهشأ چه خانما چه آقایون جبهه نگیرید حرفت غلطه کی گفته زن حق سر کار رفتن نداره و آقایون بگن آره بدبختی بیکاری زیر سر شماست 

    این دو تا رو خودم الان جواب میدم:

    من نمیگم خانما اصلا نرن سرکار  اکثرأ میدونید خیلی کارا هست که خانما میتونن انجام بدن مثل خیاطی ارایشگری بافتنی تابلو فرش اموزش قران معلمی مامایی پرستاری قالی بافی و خیلی کارای هنریه دیگه ، نگید این کارا قدیمی شده خودتونم میدونید الان یه ارایشگاه رفتن چقدر خرج داره یا بقیه کارها .

    من منظورم اینه خانما بکشن کنار از کارایی که برای مردهاست مثلا برق و معدن و وکالت و دکتر قلب و کلیییییییی کارای دیگه ، خانما ارزش زن داره کم میشه

    و اما آقایون دور بر ندارید بعضیاتون خیلی خیلی بد هستید خجالت نمیکشید با پارتی هم میرید سرکار و هم دیگرانو با پارتی می برید سرکار؟ زن میگن حسوده چشم نداره زن بهتر از خودشو ببینه شما دیگه چرا خودتون برا خودتون چاله می کنید؟

    "یه خانم"


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۹)
    • ۳۴۶۹ بازدید توسط ۲۴۳۰ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ اسفند ۹۳ - ۱۳:۳۳

    آیا دختران در جلسه خواستگاری حاضر به اعتراف هستند ؟

    سلام

    خیلی از دختر خانم ها اعتقاد دارند اگر خواستگار آنها در دوران مجردی زنا کرده باشد یا خانمی را صیغه کرده باشد باید این موضوع را در جلسه خواستگاری مطرح کند با این فرض اگر خدای ناخواسته شما با پسری دوست شدید و در دوران دوستی انواع معاشقه ها و در حد بالاتر رابطه دهانی و مقعدی داشتید و تنها رابطه واژنی انجام ندادید و بکارت شما سالم بود آیا حاضر بودید اینگونه ارتباط ها را با خواستگارتان در میان بگذارید یا خیر و می گفتید که بکارت ما سالم است و شوهر آینده ام متوجه این قضیه نخواهد شد 

    پس خواهش من این است با صداقت پاسخ دهید .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    اعتراف در جلسه خواستگاری ! (۱۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۶)
    • ۳۶۹۴ بازدید توسط ۳۰۸۶ نفر
    • چهارشنبه ۲۷ اسفند ۹۳ - ۰۹:۵۰

    همه خوشگلی آدم تو دماغشه مگه نه؟

    سلام

    من دختری 21 ساله هستم - یه مشکل خیلی بزرگ دارم، مشکلم اینه که از دماغم بدم میاد ( نخندین جدی میگم )، فکر میکنم اگه دماغم رو عمل کنم همه چی درست میشه و خوشگل میشم ، خصوصیات ظاهریم اینه؛

    پوست سفید، صورت گرد و تپل یه کم، مو مشکی با رگه های بور، چشمام درشت و کشیده و قهوه ای کم رنگ، ابروهام پر و کشیده که به هر حالتی خواستم میتونم درش بیارم، لبم خوش فرم و متناسب، قد و وزن متناسب .

    اما دماغم !!!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) جراحی های زیبایی (۱۷ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۴)
    • ۱۴۶۵۳ بازدید توسط ۱۱۱۴۲ نفر
    • چهارشنبه ۲۷ اسفند ۹۳ - ۰۹:۴۴

    در برگه سلامت نوشته میشه که قبلا خودارضایی میکردم؟

    سلام

    خواهشا کسایی جواب سوالامو بدن که از جواباشون اطمینان دارن ....

    من حدود چند ماه خودارضایی انجام میدادم بطوری که چندین بار یه شی خارجی به حود 10 سانتی متر وارد کردم ولی اصلا نمیدونستم که گناهه ...

    از وقتی اومدم تو این وبلاگ فهمیدم چه گناه بزرگی انجام میدادم ... بخدا از لحظه ای که فهمیدم گناهه، یک دقیقه هم به خودم اجازه نمیدم بهش فکر کنم و اصلا دیگه طرفش نمیرم ...

    رفتم دکتر زنان بهم گفت پردت سالمه .......

    حالا دو تا سوال دارم:

    1- پردم ارتجاعی بوده که پاره نشد؟( البته احساس میکنم دکتر بهم گفته ارتجاعیه)

    2- اگه بخوام ازدواج کنم و برگه سلامت بگیرم ، تو برگه سلامت نوشته که قبلا خودارضایی میکردم؟

     

    مرتبط :

    عواقب اجبار دختر به گرفتن برگه سلامت بکارت

    توی شهر ما به شدت روی برگه سلامت حساسن

    گرفتن برگه سلامت دلیلی بر بستن راههای شک و ظن نیست ؟

    کسی میتونه با آشنا بازی برگه سلامت بکارت بگیره؟

    دغدغه ای مهمتر از مسائلی مثل سایز .... و برگه سلامت

    نخواستن برگه سلامت در مقابل بخشش مهریه



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه) برگه سلامت بکارت (۱۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۲)
    • ۷۸۹۴ بازدید توسط ۶۶۲۱ نفر
    • چهارشنبه ۲۷ اسفند ۹۳ - ۰۹:۳۹

    در مورد مراسم عروسی با خواستگارم مشکل دارم

    سلام به همگی...

    خواستگار خوبی دارم که در مورد خیلی مسانل با هم صحبت کردیم و تا حدودی نطرم مثبت هست اما در یک مورد با هم اختلاف نظر داریم --- مراسم عروسی--- من دوست ندارم آغاز زندگیم با گناه همراه باشه .

    این طور که من مطالعه کردم رقص زن برای زن و پخش موسیقی های مرسوم در مراسم عروسی در نظر خیلی مراجع حرام است. ولی خواستگارم معتقده که اینطور نیست و میخواد مراسم این طوری باشه چون هم خودش میخواد و هم رضایت خانواده و فامیلش براش مهمه ولی من گفتم رضایت خدا از همه بالاتره فامیل ناراحت بشند مهم نیست.... البته یه مسئله دیگه ای هم هست اکه مراسم ما اینطوری باشه مادر و پدرم و چند تا از فامیل های خودم شرکت نمی کنند. 

     این تفاوت نظر ما در این مسئله میتونه در آینده هم مشکل ساز باشه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۲۵۱۲ بازدید توسط ۲۰۱۴ نفر
    • چهارشنبه ۲۷ اسفند ۹۳ - ۰۹:۳۴

    یه حرف منطقی بزنین کوتاه بیام

    سلام دوستان

    راستش یه مشورت ازتون میخوام

    من یکم بد دل شدم

    موضوع از این قراره که ما یه عروسی داریم که خانوادشون به زبان ... صحبت می کنن .

    اوایل که میخواستن ازدواج کنن من خیلی خوشحال بودم که ... زبان هستند .  چون مردم اون خطه . زبان ... رو دوست داشتم و فک میکردم از عروسمون زبان ... یاد میگیرم به مرور زمان . ولی الان همین موضوع برام شده یه موضوع ناراحت کننده .

    خانواده ی عروسمون و همینطور خودش اهل دروغن طوری که از بیانش هم ابایی ندارن که بگن فلان جا یا به فلانی فلان دروغو گفتن و اینکه با چه آب و تابی گاها تعریف میکنن بماند .

    خلاصه من خیلی از این دو رویی هاشون دلم گرفته چون باعث شده من و خانوادم بهشون بد دل و شکاک شیم و منی که همیشه مورد احترام و توجه ویژه ی خانوادش بودم و هستم نسبت به همه ی محبتاشون شکاک شم ( با اینکه میدونم سوءظن گناهه ولی شواهد و قرائن انقد زیاده که نمیتونم از ذهنم دورش کنم)

    اول اینکه حس میکنم تمام محبتاشون به من بابت اینه که اگر کارشون جایی گیر کرد منو بفرستن جلو ( اهل این کار هستم ) و از رابطه ی مثلا خوبشون با من برای بهتر کردن رابطشون با برادرم و جلب رضایت اون برای کارای خودشون استفاده میکنن .

    دوم اینکه وقتایی که همه دور هم جمع هستیم گه گاهی جلوی ما به زبان ... و یواش یا مثلا وسطاش یهو با زبان ... صحبت میکنن که این حرکتشون خیلی ناراحتم میکنه اولا حتی به ذهنمم نمیرسید که چرا این کارو میکنن از رو سادگیم برگشتم گفتم  چرا ... حرف میزنین که هیچ توجهی بهم نکردن با اینکه شنیدن .

    سوم اینکه من از زن برادرم همون اوایل خواستم بهم زبان ... یاد بده و گفت که فقط خواهر بزرگترش عالی بلده ( بنظرم میاد اینجوری گفته که دروغ نگفته باشه) در صورتیکه گفته بود توی شرکتشون با مشتریای ... زبان ،  ...ـی حرف میزده چون اونا اصلا فارسی رو دوس نداشتن خلاصه با اصرار من دو سه تا جمله ی چرت و پرت یادم داد (جمله های اصطلاحی یا شوخی و ضرب المثل) که فقط موقع تمرین بهم میخندید و بعدا هم وادارم میکرد جلوی خانوادش بگم و اونام میخندیدن و منم خیلی دلخور شدم ولی گفتم به هر حال خنده داره دیگه به دل نگرفتم .

    ولی الان تمام محبتاش برام زیر سوال رفته و احساس شکست میکنم با اینکه هنوزم دوسش دارم با خودم میگم پس لابد برا اینکه من از حرفاشون سر در نیارم آخرم بهم ... یاد نداد و فقط چیزای مسخره و غیر کاربردی یادم داد!!!

    دلم میخواد این دفعه که جلومون ...ـی حرف زدن منم به شوخی بگم: انقد بدم میاد کسی جلوم ...ـی حرف میزنه ترجیح میدم جلوم درگوشی حرف بزنن ولی ...ـی نه چون هم دوست دارم هم حالیم نمیشه .

    این دفعه دیگه ولشون نمیکنم تا جواب درست و حسابی بدن قبلشم به برادرم حتما میگم میگم واقعا دلخورم یا تذکر بده یا خودم میگم .

    واقعا الان که میگم ضربان قلبم رفته بالا و دستم درد عصبی گرفته خییییییییلی بهم برخورده این حرکتشون عــــین توهینه

    تو رو خدا یه چیزی بگین آروم شم یه حرف منطقی بزنین کوتاه بیام:(  دارم دق میکنم از این همه سادگیم دیگه نمیدونم با چجور آدمایی طرفم هر محبتی میکنن میخوام بگردم ببینم چه دلیلی داشته دیگه هیچ اعتمادی برام نمونده 

    دستام یخ کرد انقد حرص خوردم:((


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۷۸۹ بازدید توسط ۱۴۸۴ نفر
    • چهارشنبه ۲۷ اسفند ۹۳ - ۰۹:۳۲

    آیا در مراکز بهداشت مسائل جنسی آموزش میدن ؟

    سلام

    2 سال پیش یه چیزی شنیدم و نتونستم تحقیق کنم و راست و غلطش رو بدونم .یه همسایه دارم که خواهر شوهرش تهران زندگی میکنند،در مورد وضع جامعه  و بی بندو باری ها داشتیم صحبت میکردیم که گفت خواهر شوهرش میره مرکز بهداشت نزدیک خونشون،اونجا برا خانوما آموزش رایگان مسائل زناشویی و س ک س و نحوی ارضا شدن رو میدن و میگن هر جور که همسرتون خواست ارضا ءش کنید ، س ک س واژن ، س ک س آنال، س ک س اورال .

    من گفتم باور نمیکنم همچین چیزی صحت داشته باشه که یه مرکز بهداشت و دولتی همچین آموزشی رو بده.در جواب همسایه ام گفت بخاطر فساد اخلاقی و بیماریهای مقاربتی در بیرون، میخوان مردا تو خونه ارضا بشن تا کمی جلوی فساد و بیماریهای واگیردا گرفته شه.حالا میخوام اگه کسی همچین چیزی شنیده و یا امکان تحقیق از مراکز بهداشت نزدیک خونشون داره تحقیق کنه و بیاد بگه.


    من خودم که باور ندارم و فکر میکنم همسایه با این ترفند خواسته باب صحبت درباره مسائل زناشویی رو باز کنه ولی باز میخوام مطمءن  شم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۷۷۵ بازدید توسط ۱۵۲۴ نفر
    • سه شنبه ۲۶ اسفند ۹۳ - ۲۳:۵۴

    بیاین دختر و پسر همه با هم دست به دست هم بدیم

    سجاد 75:

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمام دوستان

    من خیلی به ندرت پست میزارم ولی میخواستم یه صحبتی با برخی (نه همه) پسرای هم سن و سال خودم و حتی شاید مردای مجرد بزرگتر ازخودم داشته باشم:

    قبلش بگم که خودم قبول دارم که سنم هنوز کمه و خیلی بی تجربه ام و اصلا در مقامی نیستم که بخوام کسی رو نصیحت کنم پس این حرفام رو بیشتر به صورت یه پیشنهاد قبول کنید. درضمن من اصلا اصلا مذهبی نیستم ... ازخیلی از مسائل دینی سر در نمیارم ... خیلی هم اهل تفریح و موسیقی و سرگرمی ام ... پس فکر نکید دارید حرفای یه -- بقول امروزی ها--  بچه مثبت رو میشنوید:

    1) عشق قبل ازدواج عشق حقیقیه؟

    ببنید داداشا (یا حتی شاید خواهرای) گلم همه شما یه روزی ... دیر یا زود ازدواج میکنید شکی توش نیست ، من بهتون قول میدم اگه ... اگه ازدواجتون سنتی باشه حتما همسرتون  به اذن خدا عاشق سینه چاکتون میشه و اصلا هم قیافتون براش مهم نیست. هیشکی ندونه من  میدونم که اگه بفهمید یه دختری عاشقتونه چه حالی میشید! باور کنید محقق میشه ... اگه!!!! اگه اجازه بدید خدا براتون پیدا کنه ... و خودتون نرید دنبالش. (البته نه این که خواستگاری هم نرید خخخخخ) خوب میدونم که با خودتون میگید: ای بابا چه طور میشه کسی رو که ... اگه به هفتاد قلم هم آرایش میکرد من نگاش هم نمیکردم ... حالا عاشقش بشم ...

    میشید!!! هم شما میشید هم اون ... طوری که نتونید 5 دقیقه بدون همدیگه نفس بکشید!!!!

    حالا حرف منو قبول ندارید ... حرف خدا رو که قبول دارید که تو قران میگه (ما - به کلمه ما توجه کنید - مودت و رحمت را در قلبتان قرار میدهیم)

    یه استدلال دیگه: عشق چیه؟ کالا هستش یا یه نعمت الهی؟؟ (99 درصدتون میگید نعمته!) خوب حالا نعمت چیه؟ اگه نمیدونید من میگم: نعمت یه چیزیه!!! که خدا خودش شخصاً به بندگانش بدون چشم داشت میده ... پدر مادر نعمت اند ولی خودتون پدر مادرتون رو پیدا میکنید؟ سلامتی نعمته ولی عایا به اراده خودتون مریض میشید؟

    اگه به خدا اعتماد داشته باشید خودش بهترینا رو نصیبتون میکنه! شــَــَــَــَــَــَــَــَـــک نکنید.

    2) چرا یا دوس دختر دارید یا تو خیابون چش چرونی میکنید؟

    چیزایی رو که نوشتم بخونید اگه قانع نشدید برید اصلا چش چرونی و دختر بازی که هیچ وسط خیابون زنا کنید گناهش گردن من...خخخخ

    ببینید ... چشماتون رو ببندید فرض کنید با یه کسی ازدواج کردید و واقعا دوسش دارید چطور میتونید بهش دروغ بگید ... چه طور میتونید:

    به کسی که از جونش حاضره براتون بگذره...

    به کسی که اونقدر لطیفه که اگه بدی بهتون بکنه تا نیاد و ازتون عذرخواهی نکنه بغض گلوشو ول نمیکنه...

    به کسی که تحمل یه مریضی ساده رو هم نداره ولی حاضره به خاطرتون به جنگ دنیا بره...

    به کسی که وقتی سر کارید و دلش براتون تنگ میشه میره عطر لباس هاتون رو بو میکنه...

    به کسی که اگه شبا سرش رو رو سینه اتون نزاره و صدا قلبتون رو نشنوه خوابش نمیبره...

    به کسی که تنها کسش در برابر هر کس و ناکسی شمایید...

    به کسی که همه هنرش رو تو خونه به آب میریزه تا وقتی می بینیدش یه تشکر از زبونتون بشنوه...

    به کسی که وقتی دو تا دستای ظریفش رو تو دستاتون میگیرید قلبش از شدت تپش می زنه بیرون...

    به کسی که میاد سرش رو میزاره رو زانو هاتون فقط برا اینه که با انگشتاتون موهاشو ناز کنید ...

    به کسی که کسی رو جز شما نداره که براش ناز کنه...

    به کسی که تنها خریدار نازش شمایید...

    به کسی که وقتی در آغوشش میگیرید نمیییییی تووووونه به چیزی جز عشق شما فکر کنه...

    همون کسی که خودشو از گل پاک تر نگه داشته تا برا شوهرش عشق اول باشه... چه طور میتونید دروغ بگید...

    چه طور وقتی این فرشته کوچولو! رو بغلش میکنید میتونید مو هاشو کنار بزنید و در گوشش زمزمه کنید که تنها کس زندگیمی ولی قبلش با ده نفر دیگه بودید؟

    حالا یه چیز بسیار بسیار فجیع تر از اون:

    آیا اصلا براتون قابل تحمل هست که 4 تا مرد یا پسر پست!!! این شاخه گل زندگیتون رو (حتی با چادر) با اون چشمای مریضشون پر پر کنن؟

    برادرای گلم داداشای عزیزم ... شما به هیچ وجه نمیتونید جلوی این جماعت بایستید!!! فقط خدای قادر و توانا میتونه ... که اونم پاداش کساییه که خودشون ... تو جوونی ... تو این سن وسالی که هستید این کار رو انجام میدن ... پاداشی بهتر از این؟

    اصلا همین کار در همون لحظه پاداش داره چه برسه به آینده.

    اصلا تو این زمینه با خدا معامله کنید ... خودتون رو مثل دخترا لوس کنید ... سر خدا منت هم بزارید هیچ اشکالی هم نداره خخخخخ

    مثلا وقتی تو یه خیابونید یا تو مغازه یه کسی از روبرو میاد ... زمین رو نگاه کنید و رد بشید بعدشم به خدا بگید:

    ((دیدی؟ دیدی چکار کردم؟ هیچ کس دیگه ای هم نبود که مثلا ریا کاری بشه ... فقط خودت بودی ... خودم ... و اون دختره یا زنه ... میتونستم نگاه کنم و لذت ببرم ولی فقط به خاطر تو این کار رو کردم!))

    باور کنید من خودم چشیدم ... آنچنان لذتی داره که نمیشه با 100 تا ا اون نگاه ها عوضش کرد!!!

    خواهرا و آبجی های نازنینم شما هم یه خورده مراعات کنید. (البته میدونم که اکثر پسرا و دخترا پاکن) نمی گم با چادر و برقع برید بیرون ولی لااقل قبل از رفتن یه لحظه جولو آینه بایستید و یه نگاه به قد و قواره تون بندازید اگه فکر میکنید هر جایی تون که تو چشه تصحیحش کنید.........

    بیاین دختر و پسر همه با هم دست به دست هم بدیم و این اوضاع خیابون ها رو مخصوصا تو کلان شهر ها درستش که نه ... بهترش کنیم ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۲۰۷۸ بازدید توسط ۱۶۸۷ نفر
    • سه شنبه ۲۶ اسفند ۹۳ - ۲۳:۵۱

    چه کار کنم خانواده ام راضی بشن چند ساعت با نامزدم تنها باشم ؟

    سلام و خسته نباشید خدمت دوستان

    اول تشکر ویژه میکنم که باعث شدین تو این وبلاگ به جواب سوال هایی که سال های سال تو ذهنم بود و نمیتونستم جوابشو از کسی بپرسم رسیدم (واقعا تو خانواده ای مثل خانواده ی من اصلا نمیشه همچین سوالایی کرد حتی من در مورد مسایل مخصوص به دخترا تو نوجوونی هم نمیتونستم از مادرم سوال بپرسم و واقعا مشکل داشتم خدا خیرتون بده)

    و دوم سوالی داشتم:

    19 سالمه و چند ماهی هست که عقد کردم و همسرم 6 - 7 سال ازم بزرگترن

    خانواده من اجازه مسافرت رفتن در دوران عقد رو نمیدن و همچنین اجازه نمیدن که یکی از ما خونه اون یکی شب بمونه .

    همسرم میل بالایی داره و بنا به خواستش من به نیازش پاسخ مثبت دادم و رابطه زناشویی  داشتیم . و این رو هم بگم که به دلیل اینکه ایشون کار ثابت ندارن و برای ازدواجمون باید پول جمع کنن ما در روز حدودا 1/2 ساعت همدیگرو میبینیم و از این وقت شاید در هفته مجموعا 30 دقیقه با هم تنها باشیم و بقیه زمان رو در جمع و در حضور خانواده هستیم (من اتاقم با خواهرم مشترکه و نمیتونیم بریم اونجا و ایشون هم اتاق شخصی ندارن ) که طبیعتا ایشون میخوان اون زمان کم رو به رابطه خصوصی مشغول بشن. من هم تمایل دارم البته.

    اما مشکلم اینجاست که چند وقتیه این حس برام بوجود اومده که چرا ایشون اون چند دقیقه رو به ارامش گرفتن بدون رابطه زناشویی اختصاص نمیدن حداقل بخشیشو...

    منظورم اینه که چند وقتیه که به شدت حس میکنم نیاز دارم برای 10 دقیقه هم که شده کنارشون بخوابم تو اغوششون بدون حس جنسی و فکر زناشویی . نمیتونم به خودشون اینو بگم ینی گفتم ولی ایشون میگن وقت نیست یا با بازی کردن یکاری میکنن من کوتاه بیام و حرفمو ادامه ندم

    حس میکنم با این رفتارشون دارم سرد میشم به رابطه ی خصوصی حس میکنم این رابطه داره خواسته های منو زیر پا میزاره

    سوال اولم اینه :کمکم کنید چیکار باید بکنم که نه سرد شم نه اینکه خواسته هام از بین بره

    و سوال دومم: در رابطه با خانوادم چیکار میتونم بکنم که اجازه بدن سفر بریم یا شب منزلمون بمونن یا بلعکس



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۶)
    • ۸۳۳۲ بازدید توسط ۶۷۱۵ نفر
    • سه شنبه ۲۶ اسفند ۹۳ - ۲۳:۴۴

    بدون محتوا 527

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۳۷۹۱ بازدید توسط ۳۰۵۸ نفر
    • سه شنبه ۲۶ اسفند ۹۳ - ۲۳:۳۳

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق ترک خودارضایی فراموشی عشق قبلی اختصاصی خانواده برتر قصد ازدواج معرفی کتاب افسردگی دختر چادری استرس زندگی مشترک عشق یک طرفه مادر شوهر شکست عشقی دوران عقد و رابطه حسادت خیانت تحصیل در دانشگاه پیام نور جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری پست های ویژه پست های پیشنهادی کاربران دوستی با جنس مخالف شناخت خواستگار آرامش جلسه اول خواستگاری سوالات خواستگاری نیاز عاطفی قانون جذب از زبان شفق وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم فشار جنسی مطالب سعید کرمی ابراز علاقه رشته پزشکی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه مطالب اسی $ موفقیت پشت کنکور پزشکی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر دوران مجردی نیاز جنسی حیا در دختران روش های چاق شدن کنکور تجربی پشت کنکوری ها چراغ سبز به جنس مخالف درونگرایی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم عشق یک طرفه به پسر دوست دختر نداشتم مطالب باشگاه خبرنگاران احساس تنهایی عاشق شدن کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دانشجو نماز ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد ازدواج با دانشجوی پزشکی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه شوخی های ناجور دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس ازدواج از طریق سایت های همسریابی برنامه نویسی کمبود اعتماد به نفس رشته حقوق قد خواستگار ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی شناخت خانم ها تحصیلات خواستگار قصد ازدواج بدون داشتن امکانات