خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
ماه محرم
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
مراقبت های لازم در پیاده روی اربعین برای کسی که عمل قلب باز داشته (۱۱۷۰ بازدید توسط ۳۹۷ نفر)
پیاده روی اربعین دانشجویی (۷۸۴ بازدید توسط ۴۲۶ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۵۴۸ بازدید توسط ۹۹۸ نفر)
نوحه، برادرم کجایی ...؟ (۶۵۴ بازدید توسط ۴۶۰ نفر)
چطوری با امام حسین (ع) آشتی کنم؟ (۹۹۳ بازدید توسط ۶۶۷ نفر)
فدا کردنِ ارزشمندترین دارایی در راه یک هدف والا (۱۰۷۸ بازدید توسط ۷۴۱ نفر)
در مراسم عزاداری برای ظهور امام زمان عج دعا کنید (۹۴۵ بازدید توسط ۵۹۷ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۹۲۹ بازدید توسط ۶۰۱ نفر)
درخواست اطلاعات در مورد پیاده روی اربعین 98 (۱۰۴۰ بازدید توسط ۸۳۷ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۱۲۷ بازدید توسط ۶۷۹ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۴۱۰۸ بازدید توسط ۲۵۲۶ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۱۹۵۴ بازدید توسط ۱۳۱۴ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۵۴۸ بازدید توسط ۹۹۸ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۶۱۹ بازدید توسط ۳۶۷۶ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۹۲۹ بازدید توسط ۶۰۱ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۶۹۵۳ بازدید توسط ۴۱۷۵ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۳۰۰ بازدید توسط ۹۲۱ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۶۳۲ بازدید توسط ۱۰۴۴ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۸۹۴ بازدید توسط ۶۷۸ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۴۹۷ بازدید توسط ۱۸۵۰ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۵۴۸ بازدید توسط ۴۵۴ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۳۶۷ بازدید توسط ۲۹۷ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۴۰۲ بازدید توسط ۱۱۱۶ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۱۷۲ بازدید توسط ۹۷۷ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۴۲۶ بازدید توسط ۱۰۷۵ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۵۱۷۰ بازدید توسط ۹۵۴۷ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۲۸۶ بازدید توسط ۱۰۴۳ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۸۴۵ بازدید توسط ۲۸۵۰ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۲۵۱ بازدید توسط ۳۲۱۲ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۴۹۹ بازدید توسط ۱۰۶۲ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۳۷۸ بازدید توسط ۱۸۶۲ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۳۴۱ بازدید توسط ۱۰۳۷ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۸۶۹ بازدید توسط ۴۱۵۳ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۸۶۲ بازدید توسط ۳۳۵۴ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۹۸۰۰ بازدید توسط ۶۳۰۵ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۰۸۹ بازدید توسط ۳۹۱۳ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۵۴۴ بازدید توسط ۲۳۷۰ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۲۱۸ بازدید توسط ۱۰۴۱ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۴۲۰ بازدید توسط ۴۶۷۴ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۰۴۵ بازدید توسط ۸۳۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۱۰۷ بازدید توسط ۹۵۱ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۳۴۳ بازدید توسط ۱۸۳۰ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۷۳۸ بازدید توسط ۶۳۱ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۹۸۳ بازدید توسط ۲۲۰۸ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۸۳۶ بازدید توسط ۲۰۵۷ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۰۹۶ بازدید توسط ۱۵۵۸ نفر)
التماس دعا (۸۷۴۰ بازدید توسط ۶۹۸۵ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۷۸۰ بازدید توسط ۶۶۸ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۳۷۹ بازدید توسط ۱۰۸۳ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۲۱۰ بازدید توسط ۱۰۵۴ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۸۳۶ بازدید توسط ۲۱۵۸ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۴۴۵ بازدید توسط ۱۱۱۹ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۳۴۷ بازدید توسط ۱۱۵۰ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۰۶۰ بازدید توسط ۲۵۱۲ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۴۹۵ بازدید توسط ۲۷۶۶ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۷۲۰ بازدید توسط ۷۴۹۸ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۹۰۷ بازدید توسط ۱۸۰۳۶ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۷۷۶۳ بازدید توسط ۱۳۳۶۴ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۵۰۲۲ بازدید توسط ۳۸۳۱ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۴۱۰۸ نمایش) - (۱۸۷ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۳۰۰ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی berelian (۲۸۲ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۱۳۳۵ نمایش) - (۸۸ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۲۵۵ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۲۷۳ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۵۱۴ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۱۳۰ نمایش) - (۵۳۲ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۳۲۰۱ نمایش) - (۲۵۴ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۵۳۰۶ نمایش) - (۱۷۱ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۱۴۹ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۷۷۲ نمایش) - (۷۵ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۷۵۶ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۵۳۱۸ نمایش) - (۳۶۲ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۱۱۰ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۷۱۱ نمایش) - (۳۰۶ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۷۵۴ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۱۳۱ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۵۲۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۰۴۲ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۲۰۱ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۳۷۱ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۱۳۹ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۸۰۳ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۵۶۷ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۱۹۴ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۴۷۰ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۱۲۳ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۹۵۲ نمایش) - (۶۶ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۷۶۴ نمایش) - (۳۷۷ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۲۱۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۳۱۴ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۱۱۹ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۴۲۴ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۸۹۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۲۸۰ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۷۸۹ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۹۵۹ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۲۲۲ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۱۵۵ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۳۶۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۵۴۶ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۴۱۳۹ نمایش) - (۴۱۶ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۱۹۴ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۴۴۲ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۳۱۹ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۴۵۲ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۴۵۹ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۴۱۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۰۴۷ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۷۰۸ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۹۷۱ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۶۵۱ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۲۲۲ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۲۷۲ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۵۰۳ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۷۱۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۸۹۹ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۵۶۹ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۱۱۲ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۵۰۴ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۷۲۵ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۸۱۸ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۹۷۳ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۹۳۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۱۳۵ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۳۷۵ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۰۴۶ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۴۵۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۹۲۱ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۱۲۲ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۳۳۴ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۶۱۸ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۱۷۰ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۳۱۵ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۷۸۸ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۴۳۴ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۱۹۷ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۳۹۳ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۳۴۸ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۱۰۵ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۲۹۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۹۸۲ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۳۰۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۵۲۲ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۱۵۰ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۲۳۰۷ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۲۵۲ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۲۲۲ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۰۲۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۲۵۴ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۹۶۹ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۸۹۵ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۴۱۳ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۱۹۷ نمایش) - (۴۴۶ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۸۰۱ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۰۴۲ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۰۹۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۹۱۳ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۷۳۱ نمایش) - (۷۶ نظر)

۳۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رسیدن به آرامش» ثبت شده است

شکر بابت نعمت آرامش و اعتماد به خدا

سلام

یادمه پارسال یک تایپیک زدم که عنوانش دقیق یادم نیست موضوعش در این مورد بود که ماه شهریور ؛ ماهی پر از اتفاقات بد و ناخوشی بود و کاملا از شرایط اون موقع ناراضی بودم.

الان امسال میخوام از این ماه شهریور که به پایان رسید بگم که چقد خوب بود نه اینکه اتفاق یا خبر بدی نشنیدم یا سختی نبود اتفاقا بود ولی دیدم نسبت به وقایع زندگی تغییر کرده ، حس میکنم تو این یه سال رشد کردم و به خدا اعتمادم بیشتر شده .


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل اعتقادی (۱۰۸۳ مطلب مشابه) مطالب کاربران (۷۶۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۵۳۰ بازدید توسط ۴۶۳ نفر
    • دوشنبه ۲ مهر ۹۷ - ۱۶:۳۰

    چطور میتونم در زندگی مشترک همسرم رو به آرامش برسونم ؟

    سلام به همه ی دوستان

    امیدوارم عزاداری هاتون قبول درگاه حق قرار گرفته باشه. سوالی که دارم از آقایون ( متاهل و مجرد ) و خانم ها ( متاهل ) هست. اگه خدا بخواد من بعد از محرم و صفر عقد میکنم و با توجه به تحقیقاتی که داشتم یکی از مهمترین دلایل ازدواج از طرف آقایون رسیدن به آرامش هست چیزی که خداوند به دختر ها و پسرها وعده داده.

    میخوام بپرسم چطور میتونم این آرامش رو در همسرم در زندگی مشترک بوجود بیارم ؟ چه کاری رو بیشتر بکنم ؟ چه کاری رو اصلا انجام ندم ؟ چه برخوردی در زندگی داشته باشم ؟ و اینکه کلا توقعات آقایون در این  زمینه رو میخواستم بدونم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۶)
    • ۲۵۴۷ بازدید توسط ۲۱۱۷ نفر
    • شنبه ۲۴ شهریور ۹۷ - ۱۷:۳۴

    دنبال راهی میگردم که دلم آروم بشه

    سلام بچه ها

    امیدوارم حال همگی تون خوب باشه. بچه ها ازتون خواهش میکنم کمکم کنید . به کمک همگی تون شدیدا احتیاج دارم.

    من یک دختر هستم که ۲۰ سالمه. دنبال راهی میگردم که قلبم و دلم آروم بشه. از طریق دعا، نماز ، ورزش یا هر چی . امسال کنکور دارم همش استرس و اضطراب دارم یه جور بی قراری دارم  .

    میخوام اگه کسی بلده ذکری یا دعایی چیزی که تجربه کرده بهم یاد بده . چیزی که وقتی میخونم دلم آروم و ارادم محکم تر بشه.

    پیشاپیش ممنونم از همگی تون 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۸۳ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۴۶۸ بازدید توسط ۳۹۹ نفر
    • سه شنبه ۹ مرداد ۹۷ - ۱۸:۴۴

    چیکار کنم که هم آرامش داشته باشم هم موفق بشم

    سلام

    نمیدونم چیکار کنم لطفا و خواهشا کمکم کنید یه جور هم درد دله هم راهنمایی میخوام . 19 سالمه ، در اوایل نوجوانی پدرم فوت کرد. با مادرم و برادرم زندگی میکنم. بعد از فوت پدرم هر روز مشکل پشت مشکل بود جوری که از یازده سالگی من و مادرم سه روز آخر هفته میرفتیم پیش پدر بزرگ و مادربزرگم و هیچ وقت معنی تفریح و اینا رو نفهمیدم.

    پدربزرگم کشاورز بود و زمین داشت. پدرم از بچگی تو اون زمین ها زحمت کشیده بود و کار کرد بود. با این وجود درس هام خیلی خوب بود و خیلی میخوندم هر جور که شده بود. وقتی رفتم دبیرستان رشته تجربی رو انتخاب کردم چون پدرم همیشه دوست داشت دکتر بشم همیشه حالم بد بود از بعد پدرم کلا روزایی هم که خونه خودمون بودیم فقط ناراحتی و اعصاب خرابی داشتم به خاطر رفتارای داداشم که سه سال ازم بزرگتره .اگر با خودم بدرفتاری کنه هیچ مشکلی ندارم ولی وقتی با مادرم بد حرف میزنه یا گاها حتی ناسزا میگه شدیدا قاطی میکنم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵)
    • ۷۰۱ بازدید توسط ۵۷۷ نفر
    • سه شنبه ۹ مرداد ۹۷ - ۱۸:۱۱

    چطور در زمان مجردی به آرامش درونی برسیم ؟

    سلام به همگی

    راستش من یه مدته ی دغدغه ای پیدا کردم که با مراجعه به سایت متوجه شدم دغدغه خیلی ها هم میتونه باشه و اونم آرامش و به کمال رسیدنه .

    البته منظورم به آرامش رسیدن از طریق ازدواج نیست اتفاقا دقیقا برعکسه. از همگی میخوام ی راه حل عملی و ی موج مثبت تو نظرات تون بفرستید برای کسانی که به هر دلیل الان مجرد هستن و آرامش ندارن افسرده ان خسته ان، میخوام کمک کنید یه جوونی که مثل من هنوز نتونسته عشقی پایدار تو زندگیش داشته باشه چه جوری حالش خوب باشه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۳۷ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۱۲۵۲ بازدید توسط ۱۰۴۸ نفر
    • شنبه ۳۰ تیر ۹۷ - ۲۱:۱۰

    وسواس نجاست، آرامش را از زندگیم گرفته

    سلام

    وسواس ، موضوع ما وسواس فکری در مورد نجاست است.

    من دوست دارم نظر بقیه رو بدونم تا به من کمک شود . چند ماه است درگیر وسواس فکری شده ام .  کدوم چیز نجس است کدوم پاک هست ؟

    این چیز قبلا نجس شده است یا پاک ؟ قبلا فلان چیز یا نجس بوده یا نه و الان نجس هست پس تمام چیزهایی که بهش خورده هم نجس میپندارم.

    وسواس فکری تمام ذهنم را درگیر کرده است و زندگیم را مختل کرده است. و خانواده ام را خسته کرده است. وسواس آرامش را از من و زندگیم گرفته است.

    تو رو خدا من را راهنمایی کنید.

    اذیتم


    *مرتبط:

    به خاطر وسواس هم دنیام رو از دست دادم هم آخرتم رو

    درمان وسواس شستشو ، طهارت و نجاست

    مبتلا به بیماری اختلال اضطراب، افسردگی و وسواس فکری هستم

    نداشتن خواب راحت و داشتن وسواس های عجیب ذهنی

    من دچار وسواس فکری و کمال گرایی بیش از اندازه هستم

    متاسفانه وسواس فکری دارم طوری که واقعا منو منزوی کرده

    نسبت به همه چیز وسواس فکری گرفتم

    دختر ۲۰ ساله ای هستم که از وسواس فکری رنج میبرم

    فکر میکنم در مسائل مذهبی دچار وسواس هستم

    تجربیات شما در مورد درمان وسواس با هیپنوتیزم

    تکنیک هایی برای درمان وسواس فکری و جبری

    در بعضی از مسائل شرعی وسواس دارم

    دوستم بعد از اطلاع در مورد خودارضایی ، وسواس گرفته

    وسواس فکری زیادی روی مرتب بودن ظاهرم دارم

    درمان وسواس فکری در طهارت و نجاست


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    احکام دینی پسران و دختران (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۲۱۶ بازدید توسط ۹۵۶ نفر
    • جمعه ۱۷ فروردين ۹۷ - ۲۱:۳۲

    از وقتی موسیقی رو از زندگیم حذف کردم آرامش دارم

    سلام

    این مطلبی که میخوام بگم یه تجربه شخصیه ،دلیل اینکه دارم این متن رو مینویسم هم این پسته :
    دوستان من زیاد آهنگ گوش میدادم ، اونم هر نوع آهنگی از هندی بگیر تا مهراب و آرش و ... ! اون موقع زیاد به چشم نمیومد ولی حالا که فکرشو میکنم خیلی آهنگ گوش میدادم .
    به صورت اتفاقی توی نت یه متنی خوندم در مورد تاثیر کلمات روی آب که یه دانشمند ژاپنی به اسم ماسارو ایموتو (سرج کنید میاره) که کلمات رو روی آب امتحان میکرد بعضیا مثلا بلور چند وجهی میداد بیرون .
    و این یادم اومد که 70 درصد بدن ما از آب تشکیل شده یه نگاه به آهنگ هایی که گوش میدم کردم دیدم اکثرا حتی اونایی که حالت شاد میخونه متنش منفیه سرتون رو درد نمیارم تصمیم گرفتم آهنگ رو کلا از زندگیم پاک کنم چه شادش چه غمگین حدود 300 گیگ آهنگ رو یه جا پاکشون کردم .

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۱ مطلب مشابه) خودسازی در پسران (۱۵۰ مطلب مشابه)

  • ۵ موافق ۶ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۱)
    • ۳۶۷۰ بازدید توسط ۲۸۸۹ نفر
    • سه شنبه ۲۲ اسفند ۹۶ - ۲۰:۴۷

    برخورد با اندک کسانی که آرامش وبلاگ رو به هم میزنند

    سلام

    این جا هم مثل فضای واقعی نیاز به آرامش داره . خطابم فقط به یه عده ی قلیل هستش که فکر می کنن می تونن با پرخاش نظرشون رو به طرف مقابل تحمیل کنن . خطابم کسانی هستند که به خودشون حق میدن دیگران رو تمسخر و تحقیر کنن . کسانی که نظر خودشون رو عالمانه و نظر دیگران رو جاهلانه می دونن .

    این پست رو ایجاد کردم که بگم حفظ آرامش وبلاگ برای بنده از اهمیت بالایی برخورداره ، فضای عمومی وبلاگ آرومه ، منتهی در بعضی از پست ها ، متاسفانه برخی از کاربران ، بخش نظرات رو با میدون جنگ اشتباه میگیرن و می خوان هر طور شده نظرشون رو به دیگران تحمیل کنن حتی با توهین و تمسخر و ... .

    اگه کاربری در نظراتش چیزی گفته که از نظر شما اشتباهه ، لطفا با آرامش اشتباهش رو متذکر بشید ، اگه نمی تونید لازمه که بگم هیچ مسئولیتی گردن شما نیست . شما می تونید در صفحه ی ارتباط با مدیر ، به بنده تذکر بدید که چرا فلان نظر رو تائید کردید ولی این اجازه رو ندارید که در بخش نظرات وبلاگ پرخاشگری کنید . بنده و کسانی که می تونن روی اعصاب شون مسلط باشن اون نظر اشتباه رو نقد خواهیم کرد . 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مربوط به خانواده برتر (۵۰۳ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
    • ۹۱۲ بازدید توسط ۷۶۶ نفر
    • جمعه ۱۱ اسفند ۹۶ - ۱۷:۴۶

    خدایا دلم آرامش میخواد ...

    سلام

    حالم خوش نیست، دارم گریه میکنم، 22 سالمه اما مثل بچه ها دارم گریه می کنم نمیدونم خدا کی می خداد به داد ما برسه اما من دیگه خستم شده ...

    هم مشکل خود ار... دارم هم تو تلگرام با یه دختری آشنا شده بودم که بد جوری بهش وابسته شدم .. هم افسردگی گرفتم و کارم به قرص کشیده هم ورزش میکنم هم درس میخونم اما سر امتحانا نمیرم، همه چی بهم ریخته، حس و حالم خوب نیست، خدا کنه زود تر تموم بشه، امروز خودم ازش خواستم سیمکارتش رو بشکونه و بره، یه بار اذیتش کردم ازش سک.. تل خواستم بهم داد و رفت تا 17 18 روز بعدش برگشت، خدا حال اون روزامو میدونه، پامو از اتاق بیرون نمیذارم فقط سه روز در هفته که تمرین دارم، تمرینا هم سنگینه خوبه ، خیلی خوب، اما آرمشی که بهم میده برا تا آخر همون شبه، دیگه خسته شدم، بعد 1 روز که بر گشت من هر روز بهش پیام میدادم درد و دل میکردم با اکانتی که هیچ جوابی بهم نمیداد، اونم ازم معذرت خواهی کرد گرچه من مقصر بودم،خیلی هم مهربون بود ، خیلی همش آرومم می کرد، اما آخه یه دختر مجازی که خودش یه ماهه دیگه قرار برنامه عروسی بریزه چقدر میتونه به من کمک کنه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۳۷ مطلب مشابه) خودارضایی (۱۲۹ مطلب مشابه) دوستی به قصد ازدواج (۱۱۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۳)
    • ۵۰۵۰ بازدید توسط ۳۶۸۷ نفر
    • چهارشنبه ۱۳ دی ۹۶ - ۱۹:۴۶

    در جســـــــــــــت و جــــــــــــوی آرامــــــــــــــش

    توجه :

    با توجه به این که برای مدیر صفحه یه مسافرت خارجی پیش اومده ، تا زمان برگشتن ایشون بنده نظرات این صفحه رو تائید خواهم کرد .

    با تشکر ، نجفی

    ------------------------------------------

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به همگی
    فکر می کنم تقریبا یکسال پیش بود اینقدر درگیر کار و مسائل روزمرگی بودم که شب نمی تونستم بخوام ( بس که ذهنم مشغول بود) تقریبا 2 روز اینجوری بودم ...واسم سئوال بود چه فایده داره پول درآوردن وقتی آرامش نداری!؟ خلاصه داشتم فکر می کردم چیکار کنم آرامش پیدا کنم؟ رفتم استخر،سوناوجکوزی، قهوه خوردم و ریلکسشن کار کردم...



  • ۱۰ موافق ۳ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۲۱)
    • ۱۸۱۰۴ بازدید توسط ۱۰۵۴۵ نفر
    • شنبه ۱۸ آذر ۹۶ - ۰۰:۵۶

    برای آرامش و کنترل اعصاب چه پیشنهاداتی دارید ؟

    سلام .

    اخیرا دچار یکسری مشکلات شدم که ممنون میشم دوستان اگر تجربه ای دارن کمکم کنن .

    من از بچگی روحیه حساسی داشتم و بخاطر مشکلاتی که تو خانواده و بین پدر و مادرم وجود داشت و تحمل اضطراب های ریاد و محیط پر تنش خونه به دندون قروچه های شبانه و سندروم روده تحریک پذیر دچار بودم . اون وقت ها خودم چیزی نمیدونستم تو چند سال اخیر با مطالعه و پیگیری های خودم متوجه مشکلات جسمانیم شدم.

    سالهاست که با درد فک و ناحیه گیجگاهی مواجه ام، شبها به حدی دندان هام رو روی هم فشار میدم که وقتی صبح از خواب بیدار میشم فک و تمام دندان ها و لثه هام درد میکنن، روی لپ هام از داخل دو شیار عمیق ایجاد شده که بر اثر گاز گرفتن های شبانه به این حالت در اومده ، اکثرا طعم خون رو تو دهانم حس میکنم خصوصا صبح ها و دکتر متخصص فک و صورت هم از روی همین علائم متوجه فشار دندان هام روی هم شدن و علنا بهم گفتن اگر با همین وضعیت پیش بری زمانی میرسه که استخوان های فک شما دچار ساییدگی میشن و باید غذا رو پوره کنی و بخوری.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۹۵ مطلب مشابه) تجربیات پزشکی (۳۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۳۲۵ بازدید توسط ۱۰۱۱ نفر
    • يكشنبه ۲۸ آبان ۹۶ - ۱۷:۵۰

    انسان ها به اشتباه در زمین به دنبال آرامش مطلق میگردند

    سلام

    من پستی خوندم با موضوع فانتزی های دختر خانوم ها ، خب من تعدادی از نظرات رو خوندم که الحق و الانصاف بعضیاشون برای خود مرد ها هم لذت بخش هست.

    حالا این موضوع بماند که چه دختر خانوم ها و چه آقا پسر ها در دنیا دنبال آرامش میگردن در حالی که خود خدا گفته آرامش مطلق در بهشت .

    حدیث قدسی : من بهشت براے آرامش انسان ها مهیا ساختم اما آنها در زمین به دنبال آرامش میگردند . ( البته این عین الفاظ نبود ولی همین موضوع با لغاتی دیگر بیان شده بود ) .

    دوستان ، یک آیه ای هست که من فانتزی اینو دارم که اون رو روی سقف نصب کنم تا همیشه موقع خواب و بیدار شدن جلو چشمم باشه ،
    الملک الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ
    ﺁﻧﻜﻪ ﻣﺮﮒ ﻭ ﺯﻧﺪگے ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪ ﺗﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﺯﻣﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﻛﺪﺍﻣﺘﺎﻥ ﻧﻴﻜﻮﻛﺎﺭﺗﺮﻳﺪ ، ﻭ ﺍﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎے ﺷﻜﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻭ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺁﻣﺮﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ    ... (2) 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۳۷ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۹۵ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۵۶ مطلب مشابه) تفکر در قرآن (۲۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۱۴۴۳ بازدید توسط ۱۱۵۷ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ مهر ۹۶ - ۲۰:۰۶

    دلم آرامش میخواد آرامش ، نه دعوا نه فحش های پدر مادرم

    سلام

    من پسری ۲۱ ساله هستم از پدر مادرم بدم میاد در حقمون خیلی بد کردن.  ۶ خواهر و ۳ برادریم . من فرزند ۸ م . دنیای من با اونا خیلی فرق داره من فکرم کلا از سایر خواهر و برادرم متفاوته .دوست دارم اعضای خانواده با هم صمیمی بشن ولی نیستن زباد دعوا میکنن پدر مادرم هم با خودشون هم با ما . امسالم کنکور دادم . برای سال سوم که کنکور شرکت میکنم و بخاطر اینا نتونستم بخونم . پارسال عاشق یه دختری شدم که مثل خودم بود بعد هم شهری بودیم و همو دیدیم خیلی بهم نزدیک بودیم ولی دو ماه که اخلاقش عوض شد خیلی دوسش دارم الانم عاشقشم ولی عشق زوری رو نمیخوام نه با اون نه با هیچ کس . طرف نخوادم به پاش نمیوفتم که هر چند که دیونشم .الان وابستشم . منم رابطه یک هفته س که رابطه رو کات کردم . به درک نمیخوادم منم نمیخوامش .

    ولی تنهام از بس تنهایی کشیدم با این دوست شدم . من خیلی با محبتم . تعریف نیست اخلاقم اینجوریه بخاطر محبت باهام دوست شدن . خودم حالش و خوب کردم ولم کرد . گفتم دلیل سردشدنت چیه؟ گفت اگه دوستم داشتی قبول میشدی . گفت تو هیچی به هیچی نمیکنی . تنهام گذاشت . دلم آرامش میخواد آرامش نه دعوا نه فحش های پدر مادرم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مشابه) خودسازی در پسران (۱۵۰ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۳۹۳ بازدید توسط ۱۱۶۱ نفر
    • يكشنبه ۲۶ شهریور ۹۶ - ۱۰:۵۷

    خودتان، خودتان را آرام کنید !

    پیامبر اکرم ص:

    * راستگویی، مایه آرامش و دروغگویی مایه تشویش است .

    * هر کس در حالی که می تواند خشم خود را عملی کند، آن را فرو برد، خداوند او را سرشار از آرامش و ایمان می کند.

    * آنچه تو را به شک و تردید مى اندازد رها کن و به سراغ آنچه تو را به شک و تردیدنمى اندازد برو؛ زیرا خوبى مایه آرامش و بدى مایه تشویش و دودلى است.

    * هر که دغدغه اش دنیا باشد ، خداوند فقر را پیش چشمان او مى نهد، و آرامش [خاطر] او را پریشان مى سازد، و از دنیا جز آنچه برایش مقدّر شده ، به او نمى رسد.  

    * نیکوترین زیور مرد، آرامش همراه ایمان است . 


    مرتبط :

    یه زن می خوام که کنارش آرامش واقعی رو تجربه کنم 

    حس میکنم با خواستگارم که 11 سال بزرگ تره به آرامش میرسم

    چه چیزی باعث آرامش در زندگی میشه

    دلم از زندگی آینده آرامش و عشق میخواد

    من فقط آرامش میخوام، چیزی که تو خونه ی پدرم ندارم

    چطور یک زندگی با آرامش و بدون جنگ اعصاب داشته باشم ؟

    خدایا دلم آرامش میخواد ...

    چطور میتونم در زندگی مشترک همسرم رو به آرامش برسونم ؟

    همه چیز دارم ولی کسی که بهم آرامش بده ندارم

    نمیتونم به آدمی که قراره کنارش آرامش داشته باشم اعتماد کنم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    راهنمای زوج های جوان (۱۰۸ مطلب مشابه) مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۳ مطلب مشابه) مشورت در زن داری (۲۹۴ مطلب مشابه) مشورت در شوهرداری (۷۴۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۰)
    • ۱۰۷۶ بازدید توسط ۹۲۳ نفر
    • دوشنبه ۱۶ مرداد ۹۶ - ۱۶:۴۱

    می خوام برای کنکور بخونم ولی خونه مون آرامش نداره

    دوستان

    پسرم ، هیجده سالمه و چند روز دیگه کنکور دارم . پدرم فوت کرده و تو سال کنکورم پدر بزرگ و مادر بزرگم فوت کردن یعنی حدود هفت هشت ماه پیش . وضع روحیم داغون داغون بوده و وقتم هر جور بگید با این مراسمات تلف شده و متاسفانه رسم خونواده و این چیزا خیلی بدترش کرده .

    به شدت زود رنج و اعصاب خراب شدم و خیلی زود جوش میارم و به جای اینکه اطرافیان یکم مرهم باشن هر روز دارن زندگیو جهنم تر میکنن . داداش بزرگتر دارم که چون خودش درسش خوب نبوده هی میگه کی تا کنکور همیشه مثل بچه دو ساله ها سر و صدا میکنه سر هر چیزی با مادرم بحث میکنه و اعصاب واسم نمیذاره و اصلا ضد آرامشه .

    مادرمم خیلی رو مخم میره یعنی همیشه سرکوفت این که داداشم بد رفتاری میکنه سر من بدبخت دادش و میزنه منم هیچی نمیگم فقط وقتی تنهام تا میتونم مشت میکوبم تو دیوار تا آروم شم معذرت میخوام الان یکمم اعصابم خورده دارم تایپ میکنم . خونمون کوچیکه و گرنه با سر و صدا مشکلی ندارم هیچ وسیله ای هم واسه فرار از خونه ندارم که برم کتابخونه ای جایی درس بخونم .

    ولی سوال اصلیم اینه چطور به فامیلامون بگم خونمون نیان حداقل این ده روز؟ متاسفانه فامیلامون اصلا درکی ندارن نسبت به کنکور و این چیزا و هی میان خونمون و بچه کوچیک هم دارن همش سرو صدا و حرررف که اصلا من از پر حرفی و صدای زیاد و شلوغی متنفرم و هی باید اینو تحمل کنم .

    مادرم هر جا مهمونمون کردن منو بیچاره رو ول نمیکنه میگه باید بیای باهامون و گرنه هیچ دیگه حلالت نمیکنم و این حرفا ، چی بهشون بگم که سمتم نیان . آیا باید به خونوادم و فامیلامون توهین کنم؟ چی بگم بفهمن بخدا کلافم . خودم همه جوره زندگیم رو هواست خدا هم همجوره میفرسته بدبختی .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۳۷ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۲۶۱ بازدید توسط ۹۸۷ نفر
    • چهارشنبه ۷ تیر ۹۶ - ۲۱:۱۰

    برای آرامش فضای خونه مدتی هستش که در اختلاف نظر ها کوتاه میام

    با سلام

    مردی 48 ساله ام و 18 سال از متاهل شدنم میگذره ... باور نمیکنید وقتی به عقب نگاه میکنم ، میبینم چقدر زمان و انرژی و سلامتیمان را فقط به خاطر پافشاری بر موضوعی یا سوءتفاهم های عادی و پیش پا افتاده از دست دادیم و افسوس و صد افسوس که گذشت قابل برگشت و ترمیم نیست ! سبوی بشکسته و آب ریخته ... بارها دلم شکست و آرزوی مرگ داشتم ! علی ایحال عمراست که میگذرد و خدارا شکر که میگذرد ...

    مشکلات عدیده ای از بدو ازدواجم با همسرم داشته ، دارم و خواهم داشت ، از این نظر میگم خواهم داشت چون قرار نیست از تند خویی و بد مزاجیش بکاهد ، در حال حاضر مدتیست من کوتاه میایم و سعی بر آرام نگه داشتن فضای منزل دارم ( بدلیل داشتن یک فرزند دختر و تلاش در درس خواندن های سخت در موسسه سمپاد تیزهوشان) فقط سعی در دل گذاشتن موضوعات بحث و جدل ها دارم ، از روز اول هم بطور سنتی ازدواجمون سر گرفت و همسرم به نظر خانواده اش تن در داد و در ابراز صریح علاقه اش به من ، ابراز داشت علاقه ای به من ندارد ( متاسفانه چند ماه بعد از عقدکنان ) و به دلیل سرشناس بودن خانواده موضوع رو مسکوت گذاشتم و همچنان سرخورده ادامه به زندگی مشترک دادیم و چون اوضاع مالی ام نیز آشفته گردید و درآمدم کم شد به مشکل برخوردم که به قول معروف دست به دهنیم ...!!!

    با تمام این مشکلات تنها فرزندم را به مدرسه غیر انتفاعی فرستادم و دو سال قبل نیز به مدارس سمپاد وارد شد . شب و روزی نیست که از اخلاق و کردار و گفتار همسرم حرص نخورم که جای بسیاری بحث دارد و فقط سرکوفت میشنوم . چشمش پی زندگیو تفریح و مسافرت مردمه بخصوص اونایی که از نزدیکترین اقوامن....!!! همون حسادت بگین بهتره .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در زن داری (۲۹۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۱۷۸۳ بازدید توسط ۱۴۱۲ نفر
    • دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ - ۲۰:۵۵

    دعا برای رسیدن به آرامش سراغ دارید ؟

    سلام دوستان

    بنده چند روز پیش هم سوالی مطرح کرده بودیم در رابطه با اینکه از کجا بفهمم پسر مورد علاقم شکاک هست یا نه ، مچکرم از نظرات تمامی دوستان هرچند بعضی ها واقعا کم لطفی کرده بودن و ته دلمو خالی کرده بودن.حالا صحبت دیگه ای دارم و خواهشم اینه که هر نظری که به ذهنتون میرسه تایپ نکنید بقول معروف اوول مزه مزه ش کنید.ممنون میشم.

    همونطور که گفتم دختر 21 ساله دانشجو هستم.

    توی یه خانواده با وضع مالی متوسط ب بالا بزرگ شدم. مشکلم هیچوقت مشکل مالی نبوده الحمدلله... از اولش مادر و پدرم زیاد رابطه صمیمانه ای نداشتن. مادرم زن آروم و تو سر خوریه. اما سرده و من همیشه فکر میکنم علت زیاده روی پدرم ندیدن محبت از سوی مادرمه. گاهی پدرم با نهایت قدرت مادرمو کتک زده. و مادرم مریض شده.میتونم بگم حتی افسردگی خفیف هم داره.

    یه برادر هم دارم که حدودا 30 سالشه و ایشون از بدو تولد عصبانی بود و رفته رفته شدتش بیشتر شد و بعد به حالت روانی تبدیل شد به زور دانشگاه آزاد یه لیسانس داره اما نتونست تو هیچ شغلی دووم بیاره. تو خونه همش حالت پرخاشگری داره و داد میزنه و فحش میده... کار به جایی رسید که پدرم زار زار گریه میکنه براش. یه مدت حتی میخواستیم بستریش کنیم اما گفتن صلاح نیست.دارو هم خورد خوب نشد بدتر هم شد.حالا فقط کارش خوردن و خوابیدن توی خونه هست.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۲۵۱ بازدید توسط ۱۰۲۴ نفر
    • جمعه ۲۵ فروردين ۹۶ - ۲۲:۱۸

    چطور یک زندگی با آرامش و بدون جنگ اعصاب داشته باشم ؟

    سلام

    نمیدونم درد دله یا بغضه ، گفتم بیام بگم اگر شما در موقعیت من بودید چیکار میکردید ؟ اسمم علی هست و 22 سالمه ، پدر و مادرم تو سیزده سالگی به خاطر حادثه رانندگی فوت شدن ، بالاجبار با پدر بزرگ و مادر بزرگم زندگی میکنم که پیرن و یک عمو دارم .

    پدر بزرگ و مادر بزرگم از هفده هجده سالگیم یعنی سال کنکورم خیلی وضعشون بد شد از لحاظ جسمی و مریضن و من از هفده سالگی تا الان هر روز ثانیه به ثانیه پیششونم و تموم پنج سالم  خونه یا داروخانه واسه داروهاشون بودم .

    عموم وضع مالیش خوبه ولی رفت شهری دیگه و هیچکس بهم کمک نمیکنه واسه مراقبت از عزیزام . کنکور هم با وجود اینکه رشتم تجربی بود و هیچ وقت تو عمرم معدلم زیر نوزده و نیم نیومده بود به خاطر مراقبت ازشون رفت .

    هیچ تفریحی نداشتم تو این پنج سال و به شدت عصبی شدم هم به خاطر اینکه پدری نیست بهش تکیه کنم و هیچکیم نیست کمکم کنه از پدر و مادرش مراقبت کنم چون خیلی دوستشون دارم ولی نمیدونم چیکار کنم چون وضعشون خصوصا یکسال اخیر به شدت خراب شده و من حتی یک ثانیه هم نباید برم بیرون چون هم نفس تنگی دارن و هم دیابتو و ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در پسران (۱۵۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۵)
    • ۱۸۰۰ بازدید توسط ۱۳۹۵ نفر
    • شنبه ۱۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۲۰

    آیین همسرداری اسلامی- تاثیر مسائل جنسی در آرامش جسمی و روحی افراد

     

    دریافت

    بسم الله الرحمن الرحیم

    قبل از اینکه در مورد مسائل و روابط جنسی زوجین و ارامش جسم و روان افراد صحبت کنیم لازم این نکته برسی بشه که انسان یک نیاز  درونی داره به نام مسائل جنسی  که اگر تعطیل بشه این نیاز جنسی ،و یا در راه غیر شرعی و غیر اخلاقی  به کار گرفته بشه سبب  اختلال در جسم و روح میشه.

    اینکه عرض میکنم به خاطر غیر شرعی و غیر اخلاقی به خاطر استرسه و اون ترس ذاتی است که در این نوع گناهان غالبا هست از نظر روحی هم  اثبات شده که کسانی که از  یک رابطه شرعی بهره میبرند از نظر روحی نسبت به کسانی که دنبال راههای غیر شرعی و غیر اخلاقی هستند خیلی سالم هستند همه جوره بخصوص از نظر روح.

    جسم در واقع یک روی سکه هست اون طرفش نیاز به انیس داشتنه نیاز به انسه نیاز به همدرد داشتنه. اگر کسی بعد از مدتی تشکیل خانواده بده و خانواده خودش رو رها کنه در اینجا نیاز  به انیس و همدرد و همراه داشتن همسخن زیاد مطرح نیست چون همه اینارو قبلا داشته بلکه نیاز جسمی و جنسی اینجا بارزتره لذا فرد از خانواده جدا میشه تشکیل خانواده میده .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مطالب کاربران (۷۶۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲)
    • ۹۱۸ بازدید توسط ۷۹۰ نفر
    • يكشنبه ۸ اسفند ۹۵ - ۲۲:۴۵

    من فقط آرامش میخوام، چیزی که تو خونه ی پدرم ندارم

    سلام به همه ی خواننده های خانواده برتر

    من یه دختر 26 ساله هستم که هم پدر و مادرم کارمند هستن و پدرم بازنشسته اس . 1 برادر و 4 تا خواهریم . فقط یکی از ما ازدواج کرده بقیمون تو خونه هستیم .

    دو ساله درسم تموم شده . توی این دو سال بدترین عذابا شامل حالم شده از اینکه پدرم خرج من و به سختی میده و بیشتر خرج روی دوش مادرم هست . البته من حتی سالی یک بار هم لباس نمیخرم که دستمو جلوشون دراز نکنم .

    چند جا دنبال کار رفتم توی ازمون های استخدامی شرکت کردم ولی فایده نداشته ، تصمیم گرفتم برای ارشد بخونم و زبانومو قوی کنم از کشور خارج شم ولی نمیتونم حتی کلاس زبان برم چون پولشو ندارم و از خانوادم هم نمیگیرم چون اگه رو بزنم ندارن بدن و مادرم هم دوست نداره به ما نه بگه یه جورای شرمنده میشه .

    ولی پدرم تو روم میگه تا 18 سالگی مسئولیت بچه با پدر و مادره بقیش با خودش ، مستقیما میگه برو خودت خرج خودتو بده وظیفه ای من نیست . یه ذره دوسمون نداره ما با هم ارتباطی نداریم مخصوصا با من ! اگه من تو یه اتاقی باشم و اون کار داشته باشه تا ببینه منم راشو برمیگردونه و نمیاد تو اتاق ، من از این رفتارای پدرم دارم خسته میشم احساس میکنم اضافی ام ..


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۹)
    • ۴۱۰۳ بازدید توسط ۳۲۶۰ نفر
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    دلم از زندگی آینده آرامش و عشق میخواد

    سلام به همه شما دوستان

    واقعا اینجا محیط خوبی فراهم شده من خیلی از سوالامو پاسخشونو گرفتم از ساده ترین تا اونایی که روم نمیشد حتی از نزدیکانم بپرسم و ...

    حالا مشکل من؛

    من یک دختره نوزده ساله ام. تمام تمرکزم رو درسم هست و برای ازدواج سن ۲۴ یا ۲۵ رو در نظر دارم. ( من تا ۴۰ سالگی هم کیس واسه انتخاب ازدواج دارم و خانوادمم با زودتر از اون موافق نیستن بنا به رشتم و ....) مشکل من اینه که از ازدواج میترسم ( منظورم زمانی که وقتش رسید هست).

    یه سری از رفتارای مردای اطرافم از فامیل و اشنا و استاد تا حتی پدرم این ترسو ایجاد کرده در من. از همین الان دارم معیارای مورد نظرم رو تعیین میکنم که اولیناش ادم خدایی و معتقد و دیندار و مهربون و خوش اخلاق و تمیز و صبور و منظم و با پشتکار و عاشقه!

    خودم هم اینا رو در خودم تقویت میکنم. میدونید پدرم با وجود اینکه منو خیییلی دوست داره . واقعا مرد عاقل و مهربونیه در کنارش مثل همه ما ادما کاستی هاییم داره مثلا حساس و زود رنجه و زود جوش میاره گاهی البته و گاهی تحکمی حرف میزنه یا گاهی ( بدلیل مشکلات تربیتی خودشون در کودکی ) قهر میکنه .

    در طی این ۱۹ سال سن ، مادرم اصلا قهر نکرد یعنی من ندیدم ولی پدرم چه مقصر باشه چه نباشه قهر میکنه سر سفره نمیاد یا اصلا در بحث راضی نمیشه قبول کنه اشتباه کرده .

    مامانم همیشه کوتاه میاد همیشه گذشت میکنه همیشه به نوعی درک میکنه و صبوری و میگه برای ارامش تو و زندگی و خدا میگذرم و عیب نداره و میگه پدرت اینقدر ویژگی های مثبت و ممتاز داره که اینا برای من قابل گذشت و ناچیزه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۱۱۳۷ بازدید توسط ۹۲۰ نفر
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    توی زندگیم همه چیز مثل آرامش قبل از طوفانه

    سلام

    من  23 سالمه و سه سال و خرده ایه که ازدواج کردم. زندگی بسیار عاشقانه و خوبی داشتیم. بالا پایین هم داشت اما خب چون میخواستیم زندگیمون رو بهتر کنیم و بسازیم خودمون رو ساختیم و زندگیمون روز به روز بهتر و آرام تر شده.

    نزدیکه یک ماهه شوهرم میره سر یک کار جدید. البته بعد از سربازی. از دوران سربازی دو دوست هم پیدا کرده که من از لول اجتماعی و از همه لحاظ ازشون خوشم نمیاد اما تا بحال به همسرم نگفتم و چون دوست دارم همیشه پشتیبانش باشم و مثل بقیه خانما سر شوهرم غر نزنم.

    از وقتی که با این دوستای جدید میگرده شوخی های زشت جوک های بد و تکیه کلام های ناجور به کار میبره و وقتی تذکر میدم میگه اینا گذراست .و قبول هم نمیکنه که کسی روش تاثیر گذاشته.حالا چند وقته که مثل آدمای افسرده رفتار میکنه و سوالای عجیب غریب میپرسه ، مثلا میگه:
    اگه من دیگه مذهبی نباشم باهام میمونی؟ ( ما جفتمون مذهبی هستیم و اصلا پایه ازدواجمون ایمان بود ) اگه بهت خیانت بکنم چه رفتاری نشون میدی؟ ( بهش گفتم که ترکش میکنم ) اگه نظرم نسبت به همه چیز عوض بشه چیکار میکنی؟

    حتی تصمیم داشتیم امسال بچه دار شیم و زد زیرش و گفت که یکسال دیگه. بهم ابراز علاقه میکنه دائم ولی مثل قبلا بهم توجه نمیکنه. میگه که چقدر زیبایی ولی تو چشماش اینو نمیبینم. میگه که دوستم داره اما حرفش به دلم نمیشینه. دیگه مثل قبلا به مسائل مذهبی پایبند نیست و علاقه ای نشون نمیده. یه احساس خیلی بدی دارم ... فکر میکنم قراره اتفاق بدی بیفته.

    از لحاظ جنسی هم تو این یه ماهه خیلی کم میاد سراغم و این منم که دائم باید شروع کننده باشم و وقتی میپرسم چرا اینقدر بی میل شدی میگه که بخاطر استرسه. در حالیکه تو زندگیمون استرسی وجود نداره و اون هم اصلا از اون  آدمایی نیست که با استرس بی میل بشه. همه چیز مثل آرامش قبل از طوفانه .

    میشه کسی راهنمایی کنه


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۲۹۸ بازدید توسط ۱۱۳۵ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۵

    دلم آرامش گور رو میخواد

    سلام دوستان عزیز

    خواهش میکنم برای من و امثال من دعا کنید

    از خانواده ام متنفرم در حد مرگ

    فقط دلم برای مادر بیچاره ام میسوزه که چقد زحمت کشید و سوخت و عین شمع آب شد...
    پدرم فوق العاده آدم ساده که با بی تدبیری هاش زندگی هممون را به باد فنا داد، ازش خیلی بدم میاد خیلی و بماند که مادرم همیشه از ظلم هایی که در حقش کرده برام گفته که با کارهایی که ازش دیدم خیلی ازش بدم میاد، نه هیچ وقت خرجمون کرد نه برای زندگی مون مایه ای گذاشت فقط تا تونست پولشو به این و اون قرض داد که یه موقع بقیه نگن بده ...

    حرف مردم براش خیلی خیلی اهمیت داره . و با همین حرفا آسایش و آرامش زندگی ما را مختل کرده ، از طرفی تو خونه ی ما دختر بودن یعنی بشینی کنج خونه و بپوسی ، هیچ آزادی ندارم هیچی، بقیه فامیل همش به مسافرت و خوش گذرونی اما هر 100 سال یه بارم بیرون نمیریم ولی اگه چی بشه بریم اینقد زهرمارمون میکنه که خدا بدونه ... شاید باورتون نشه آخرین باری که ماها مسافرت رفتیم خانواده ای مربوط میشه به 12 سال پیش 😔


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۰)
    • ۱۹۹۶ بازدید توسط ۱۴۸۱ نفر
    • يكشنبه ۱۴ شهریور ۹۵ - ۲۲:۲۰

    قید دوستی با پسرا رو زدم چون هیچ آرامشی برام نداشتند

    سلام

    دختری 23 ساله هستم  و خیلی تنهام .

    من همیشه کمبود محبت داشتم چون پدرم به خوبی برای من پدری نکرد اون احترام و محبتی که باید در قبال من میکرد رو نکرد .

    من همیشه یه دختر ساده بودم سادگی هم از ظاهر و هم صحبت کردنم مشخص بود. و خیلی هم نجیب بودم . تا 22 سالگی خجالت میکشیدم به چهره مردا نگاه کنم یه جورایی ترجیج میدادم توی خیابون موقع راه رفتم به همه چی نگاه کنم الا مردا .

    یکی دو تا دوست بیشتر نداشتم که به واسطه ازدواج و تحصیل ازم دورن و منم که روزانه 9 ساعت کار میکنم و درس هم میخونم دیگه وقتی برای کلاس آموزشی و سفر و ... ندارم  .

    انگار هیچکی توی این دنیا نیس که منو واسه خودم بخواد . پارسال تصمیم گرفتم شخصیت ساده و نجیبم رو کنار بذارم واسه همیشه . با پسری دوس شدم . دلم میخواست همونطور که بهم قول داد  مثل دو تا دوست خوب برای هم بمونیم .

    از کارمون از زندگیمون از همه چی بگیم شایدم اگه شرایطش بود با هم به گردش بریم  مودب بمونه و ازم نخواد درباره مسائل جنسی حرف بزنیم ولی سر حرفش نموند .

    خیلی دلم شکست وقتی ازم خواست باهاش سکس چت کنم و قبول نکردم و بهم گفت "عقب مونده دیگه نمیخوامت ." فکر میکردم فقط این مورد اینجوره و بعد از اون با سه چهار نفر دیگه دوست شدم اما بعد یه هفته دوستی ما بهم میخورد چون نمیتونستم انتظاراتشون رو براورده کنم .غرورم همچین اجازه رو بهم نمیداد .

    دیگه قید دوستی با پسرا رو زدم چون فهمیدم اونا هیچ آرامشی برای من ندارن. فهمیدم خیلی از دخترایی که فکر میکردم با دوس پسراشون اونجوری اوقاتشون رو میگذرونن که من دوس دارم واقعا این شرایط رو ندارن و واسه ادامه داشتن رابطشون مجبورن خدماتی رو به دوس پسرشون بدن که غرور من اجازه نداد این کارو کنم . خیلی کمن پسرایی که نجابتشون رو موقع دوستی با جنس مخالف  واسه همیشه حفظ کنن .

    اگه تا ده سال دیگه مجرد بمونم دیگه با هیچ پسری دوس نمیشم . و متاسفم برای تمام دختر پسرایی که که اینجور حیا و نجابت واسشون بی اهمیت شده و امیدوارم تمام کسایی که توی مجردی نجابتو از جنس مخالفشون میگیرن ( حالا چه جنس مخالفشون راضی باشه چه نباشه ) همه با کسانی ازدواج کنن که مثل خودشون باشن و نه یه آدم پاک.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۹۵ مطلب مشابه) دوستی با جنس مخالف (۱۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۱۶۴۸ بازدید توسط ۱۳۱۷ نفر
    • پنجشنبه ۱۲ فروردين ۹۵ - ۱۵:۴۱

    چطوری آرامش و زندگی بی دغدغه رو به مامانم برگردونم ؟

    سلام
    مامانم دیابت 2 داره  هر روز قرصای زیادی میخوره و انسولین نمیزنه . مریضیش طوریه که روی اعصابش هم تاثیر گذاشته  و همش نگرانه . نگران برادرام .

    مسائل کوچیک و انقدر بزرگش میکنه ادم نمیدونه چی بگه ؟ یکی سنش کمه و دیابت گرفته و لاغر شده داره درمان میشه. یک هم تازه ازدواج کرده الان کار خاصی نداره. کار دولتی و قبول نداره وگرنه الان موقعیتش اینطوری نبود. کار ازاد و ترجیح میده .

    قبلا توی یه شرکت بوده حقوق و موقعیتش خوب بود از اونجا اومد بیرون خودش یه شرکت زد تو دو سال فقط ضرر کردن الانم داره جمعش میکنه . زندگی خودشه ولی مشکل من مادرمه .

    مامان دو هفتست مریض شده چون سابقه دیابتم داره دیر تر خوب میشه  دو هفتست از صبح تا شب پیششم  به درسامم نمیرسم پیش دکترش بردیم فشارش بالا بوده تپش قلب داشته واسش یه سری ازمایش نوشته خدا کنه چیزی نباشه .

    همش نگرانه همش تو فکر و خیال برادرامه ، تا قبل ازدواج نگران ازدواجش بود حالا ازدواج کرده نگران کارشه پس فردا هم باید نگران بچه هاش باشه .

    خیلی نگرانشم بخدا هر شب دارم گریه میکنم زودتر خوب بشه  اصلا حوصله نداره. سر هر چیزی  میخواد بحث کنه چیزی نمیگم نمیخوام ناراحت بشه. تا یه جایی میتونم تحمل کنم .

    نمیتونم تمرکز داشته باشم ذهنم درگیره . با نظراتتون بگین چطوری ارامشو زندگی بی دغدغه رو به مامانم برگردونم
    چطوری بد اخلاقیاشو تحمل کنم  این روزا صبرم کم شده  .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۹۵ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۰۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۰۰۵ بازدید توسط ۸۳۲ نفر
    • شنبه ۲۶ دی ۹۴ - ۲۰:۴۰

    یه دوست میتونه منو به آرامش برسونه ؟

    سلام

    من یه دختر 19 ساله ام تا الان همش سرم تو درس و مشق بود اما الان 3/4 سالی میشه که واقعا احساس آرامش نمیکنم.
    خیلی خیلی تنهام. دلم میخواد یکی باشه بهم آرامش بده. این آرامشو از خانوادم نمیگیرم متاسفانه. دختر یا پسر بودنشم برام فرقی نداره. فقط میخوام یکی باشه همراهم باشه. هوامو داشته باشه. آروم باهام صحبت کنه. مهربون باشه. تا الان همیشه دختر قوی ای بودم اما الان واقعا احساس خلا میکنم.

    مشکلمم اینه خیلی زود به آدما وابسته میشم. بهمن برم دانشگاه میدونم هم پسر هم دختر راحت میتونن با یکم توجه و مهربونی و احترام مخمو بزنن. نگران آیندمم

    نمیدونم چکار کنم؟ به ازدواجم اصلا فکر نمیکنم.

    بیشتر دخترایی که من میشناسم نامرد و حسودن و به درد دوستی نمیخورن. پسرا هم نمیدونم یه حسی نمیذاره باشون دوست بشم. ولی واقعا دلم میخواد یکی باشه آرومم کنه. خیلی حس پوچی میکنم. شما بگید از کجا آرامش میگیرید؟ خیلی مذهبی و محجبه نیستم اما تا الان همیشه تنهاییامو با خدا حرف میزدم و میدونستم هوامو داره. ولی حالا خیلی داغونم.. واقعا خستم... به نظرتون یه دوست میتونه به آرامش برسونمتم؟

    اگر راه حلی به ذهنتون رسید ممنون میشم کمکم کنید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۱۱۴۸ بازدید توسط ۹۵۴ نفر
    • شنبه ۵ دی ۹۴ - ۱۴:۱۵

    این آرامش و دل قرص از کجا میاد؟

    با عرض سلام و احترام خدمت همه عزیزان.

    من پسری 26 ساله هستم توی تهران زندگی میکنم. کلا فکر میکنم آرامش ندارم به آینده هم امیدوار نیستم ولی چندتا آدم دیدم که آرامش عجیبی داشتن. یکیشو مثال میزنم.

    یه فامیل دوری داریم که توی شهرستان هستن چند سالی یه بار میان خونمون ما هم خونشون رفتیم. این زن و شوهر چندین ساله با هم ازدواج کردن یه بچه کوچیک هم دارن آدم های مذهبی هستن و مهمترین صفتشون از نظر من آرامش عجیبی دارن و همیشه دلشون قرصه.

    وقتی میان خونمون دوست دارم یه هفته پیشمون باشن. با اینکه فامیل دور هستن ولی خیلی صمیمی هستن. انگار وجودشون برکته وقتی هم از پیشمون میرن احساس تنهایی میکنی انگار جاشون خیلی خالیه. تا یه چند روزی هم حرف خوبیهاشون هست.

    اومده بودن خونمون برای همه سوغاتی اورده بودن. شوخی هاشون خیلی متین و بامزس. بچشون هم مثل خودشون بانمک و متینه. هیچوقت با تعصب حرف نمیزنن با منطق خیلی راحت آدم رو متقاعد میکنن.

    وقتی در مورد دین حرف میزنن انگار حرفاشون تازگی داره دوست داری پای حرفاشون بشینی حرفاشون خیلی به دل آدم میشینه در صورتی که تو تلوزیون ، دانشگاه و جاهای دیگه از آدم های مذهبی حرف هایی میشنوم ولی به دلم نمیشینه ، البته منظورم همشون نیست.

    مرده باید یه عملی میکرد که دکتر بهش گفته بود پنجاه پنجاست یعنی شاید فلج شه. وقتی باهاش حرف میزدی دلش قرص بود آرامش داشت میگفت هر چی خدا بخواد همونه. مشکلات زندگی هم قشنگ میبینن. راستش من روم نشده ازشون بپرسم چکار میکنن؟ من دوست دارم مثل اونها باشم چکار باید کنم؟

    از دوستان کسی هست به این آرامش رسیده باشه؟ چکار کردید اینطوری شدید؟
    با تشکر "رامین"


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۸۳ مطلب مشابه) مسائل پسران جوان (۱۴۳۷ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۰۴۸ بازدید توسط ۹۰۴ نفر
    • چهارشنبه ۱ مهر ۹۴ - ۲۲:۲۰

    دلم مرگ می خواهد از جنس آرامش

    سلام
    دلم سیپروترون نمی خواهد از جنس استات دلم  مرگ می خواهد از جنس آرامش...

    پسری هستم  مومن و  مذهبی . مسکن دارم- ماشین دارم- سواد دارم - پول دارم ولی چه فایده؟؟؟
    حتی دخترهای مومن هم با من ازدواج نمی کنند.اول خواستگاری دخترهای معمولی می رفتم و  هر جا می شنیدن من مذهبی ام ردم می کردن. بعدش رفتم سراغ دختر های مومن. اکثرشون که بهم معرفی شدن تحصیلات پایینی داشتن با این وجود گفتم عیب نداره خدا راضی باشه...

    اما نمی دانستم حتی دخترهایی که یک نخ موشون هم بیرون نیست وقتی می شنون من با ماهواره و موسیقی مخالفم ردم می کنن. ای خدا چه به سر دختر ها اومده؟ حالا تصمیم گرفتم برای رهایی از فشار جنسی سراغ قرص های  نابود کننده تستسترون رفتم.

    گفتم خدایا تو این دنیا ی پر از ظلم و انسان های غیر مومن راهی جز این ندارم .سرمو انداختم زیر رفتم تو داروخونه و گفتم "لطفا یه  جعبه سیپروترون استات "خانم فروشنده گفت :"واسه چی می خوای؟ خیلی قرص خطرناکیه" منم گفتم برای درمان رزش مو و  تو دلم گفتم "از عذاب خدا که  خطرناک تر نیست".

    مدتی هست این قرص رو به عنوان همسر انتخاب کردم. همسری که تمایلات منو ارضا نمی کنه بلکه خاموش می کنه. دیگه میل جنسی ندارم اما زندگیم  به شدت سرد شده و  هییچ امیدی ندارم.
    از همتون می خوام برام آرزوی مرگ کنید که در این دنیا جایی برا من نمونده. لعنت به این دنیا و آدماش .

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۹)
    • ۳۴۴۲ بازدید توسط ۲۶۹۷ نفر
    • جمعه ۲۷ شهریور ۹۴ - ۲۲:۴۵

    به غیر از زیبایی کدوم ویژگی های یه زن برای شوهرش آرامش بخشه ؟

    سلام بچه های خانواده برتری
    خیلی علاقه مندم بدونم که چه چیزهایی در وجود زن غیر از زیبایی باعث آرامش یه مرد میشه ؟؟
    ممنون میشم توضیح بدید چون دوست دارم یه همسر آرامشگر باشم..


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۵)
    • ۴۰۸۰ بازدید توسط ۳۲۵۷ نفر
    • پنجشنبه ۵ شهریور ۹۴ - ۲۳:۱۰

    کسب اطمینان و آرامش خاطر خودم و مادرم از صبر و بردباری همسر آیندم

    با سلام خدمت دوستان

    من سه ساله با یکی از همکلاسی هام دوستم به قصد ازدواج و الان برای خواستگاری اقدام کردم.
    من دانشجو هستم و فعلا بیکار هستم. به همین خاطر مادرم نگران تحمل شرایطم توسط همسر آیندم است.
    از شما دوستان می خوام که راه کاری برای کسب اطمینان و آرامش خاطر خودم و مادرم از صبر و بردباری همسر آیندم ،ارایه کنید
    با تشکر

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۰ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۱۸۰ بازدید توسط ۹۵۶ نفر
    • چهارشنبه ۲۴ تیر ۹۴ - ۲۲:۲۷

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت سربازی طلاق اعتماد به نفس میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر قصد ازدواج دختر چادری استرس زندگی مشترک معرفی کتاب افسردگی مادر شوهر دوران عقد و رابطه خیانت حسادت جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری پست های ویژه تحصیل در دانشگاه پیام نور پست های پیشنهادی کاربران شکست عشقی آرامش سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق عشق یک طرفه عوارض خود ارضایی نیاز عاطفی وسواس فکری مطالب سعید کرمی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم جلسه اول خواستگاری زندگی در خوابگاه رشته پزشکی مطالب اسی $ پشت کنکور پزشکی فشار جنسی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر ابراز علاقه دوران مجردی حیا در دختران کنکور تجربی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم مطالب باشگاه خبرنگاران پشت کنکوری ها درونگرایی کاربران فعال کم کردن میل جنسی ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد نیاز جنسی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو عاشق شدن استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه دوست پسر نداشتم آموزش های آشپزی مونس موفقیت ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی ازدواج با دانشجوی پزشکی چراغ سبز به جنس مخالف مسائل روز جامعه عشق اول ازدواج با دانشجو تقویت زنانگی اعتیاد پدر دختر دهه شصتی ها ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج مطالب بانو لیلا برنامه نویسی دختر مغرور رشته حقوق تحصیلات خواستگار روش درست دعا کردن قصد ازدواج بدون داشتن امکانات مطالب سید محمد سعید تقوی زنانگی داشتن حسابداری شناخت خواستگار آمار طلاق قد دختر