سلام

دختری 26 ساله هستم . که سالهاست خونه مون پر از تنش و استرسه . یکی از برادرام 15 ساله معتاده . دختر بازه و ... انواع و اقسام خلاف ها. ( برای این راهکار نمیخوام قبلا برای این موضوع پست نوشتم ) .

مشکل الانم اینه ، من خواستگار ندارم که ازدواج کنم . و مادرم سر این موضوع که نگران منه . افسردگی حاد گرفته که میترسه من بیفتم زیر دست برادرم و به بدبختی کشیده  بشم . دیگه به یه نقطه ای رسیدم که بارها خواستم خودکشی کنم. من کاره بدی نکردم .اما حضورم باعث شده که مادرم خیلی نگران باشه.
و از طرفی من تا کی سرمو با گوشی و نت و لپ تاپ گرم کنم ؟ همه دوستام رفتن سرخونه زندگیشون و بچه دارن . دانشگاه رفتم و کلی کلاس های مختلف، دیگه بریدم ، نمیدونم چکار کنم . مسجد رفتم نمیدونم هر جا که بتونم خودمو نشون بدم که مورد ازدواج پیدا بشه رفتم و فایده ای نداره . من چکار کنم ؟ این موضوع که مادرم بخاطر من داره اب میشه خیلی اذیتم میکنه


موضوعات مرتبط :
نداشتن خواستگار مناسب