سلام
این روزها نه تنها در این سایت، بلکه در جامعه هم اکثرا راجع به مشکلات خودمون فقط حرف میزنیم ... اما دلم میخواست بین این دغدغه ها تایمی رو برای دور نمای آیندمون یا برای بعضی، حالامون داشته باشیم .
مادر من معلمه بعضی روز هایی که دانشگاه دارن من سر کلاسشون میرم، وقتی میبینم اون دختر بچه کوچولو با ذوق میدوعه و میگه خانوم اخر هفته میخوام برم بابامو ببینم، چشم های من هم مثل چشم های اون برق میزنه، برای اون از ذوق و برای من از بغض!
طلاق! کلمه ای که این روزا راحت استفاده میشه! اما تبعات بعدش به راحتی گفتتش نیست، وقتی 2 شخص از هم جدا میشن حالا هر چقدرم هم که مشکل داشته باشن و از هم خسته باشن، بعدش حس نا امیدی و شکست خوردگی دارن!
در بعضی شرایط حتی خلا وجود همسرشون رو هم حس میکنن! حالا با همه این ها اونی که حضانت فرزند رو بر عهده میگیره، علاوه بر پرش ذهنی بعد طلاق، و مشکلاتی که برای خودش بوجود اومده، باید به دنبال معیشتش هم باشه، پس نمیتونه توجه کافی به فرزندش داشته باشه و عملا اون فرزند هر دو ولی رو از دست میده! چه برسه اینکه هر کدوم از طرفین دوباره ازدواج هم کنن .
این بچه ها عموما با خلا عاطفی دستو پنجه نرم میکنن و با بالارفتن سنشون دنبال پیدا کردن محبت در افراد دیگه میگردن! بچه های دیگه دست پدر مادرشون رو میگیرن و میرن بیرون و چشم کودک طلاق به دستیه که خالی مونده!
اون بچه هیچ نقشی در این تنهایی نداشته، بلکه به خواست 2 نفر به این دنیا اومده، اون 2 نفری که خواستارش بودن، حالا نباید مسئولیت پذیر باشن؟
طرفت هر چقدر هم بد، وقتی بچه داری حق جدا شدن نداری! چون تو یک مادری، چون تو یک پدری !!!! وایسا و برای زندگیتون بجنگ!
معتاده ؟ هرزگی کرده ؟ دست بزن داره؟ هر چی اصلا! قبل ازدواج حواست کجا بود که توی تحقیقات ندیدی ؟ قبل بچه دار شدن چشمت پی چی بود که متوجه نشدی؟ حالا که بچه ای رو وارد زندگیت کردی، به واسطه اون بمون، چون بودن یه پدر معتاد و دست بزن دار، از نبودنش بهتره! لااقل سایه پدر بالا سر بچته، کمک کن ترک کنه، خوش اخلاق باش تا خوش اخلاقی کنه، کامل باش تا هرزگی نکنه! هر چیزی چاره ای داره، پس بخاطر بچت دنبال چاره مشکل باش!
چرا انقدر بعضی ها اسم طلاق رو راحت میارن؟ طلاق مکروه ترین حلالیه که خدا قرار داده !!!!! بعضی طلاق های ما واقعا الکی الکیه ! زنه حرصش گرفته میره دادخواست طلاق میده، مرده هم به تیریش قباش بر خورده، سوار خر شیطون میشه و میگه حالا منم میگم طلاق !
دوباره خانومه از یه چیز دلش پره میره مهر اجرا میذاره، مرده هم غرورش اجازه نمیده، میگه مهرتو میدم طلاقتم میدم!خوب یک کلام چرا نمیپرسی که چرا اجرا گذاشتی؟ چی کم گذاشتم که اینجوری خواستی جلب توجه کنی؟ و هزار جور اتفاق الکیه دیگه  . گاهی توی زندگی کوتاه بیایم.
مخصوصا ماهایی که مجردیم، یاد بگیریم نمیشه هر چی ما خواستیم اتفاق بیفته! شوهرت پدرت نیست ، برادر کوچک ترت نیست ، بردت نیست که هی بله و چشم بگه!
زنت مادرت نیست که هی قربون قد و بالات بره، خواهر بزرگترت نیست که لی لی به لالات بذاره، کنیز زر خریدت نیست که دائم مطیعت باشه! این رو بفهمم که اگر همسرمون رو با دیگری قیاس کردیم، اگه احترامش رو جلوی بقیه حفظ نکردیم، اگر توقعات بی جا داشتیم که خارج از توان اونه، تیشه برداشتیم و داریم به ریشه ی زندگیمون میزنیم!
یاد بگیریم در زندگی مشترک نمیشه دو نفر من باشن! همیشه باید یک نیم منی هم وجود داشته باشه تا اون زندگی دوام کنه! گاهی شما نیم من باش و گاهی همسرت! گاهی شما گذشت کن تا همسرت هم گذشت رو یاد بگیره ، گاهی شما بزرگی کن تا همسرت هم بزرگ منش بشه!
و یاد بگیریم با شریکمون بسازیم تا هم خودمون آرامش داشته باشیم هم فرزندمون طعم پدر و مادر داشتن رو کامل بچشه ...
ممنون از توجهتون,ان شاء الله که روز به روز امار طلاق کمتر بشه...
" Nadia "

برای مشاهده ی نظرات مردم در این مورد کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مسائل دختران جوان (۱۷۵۶ مطلب) درد دل های دختران و پسران (۱۳۶ مطلب) منفورترین حلال خدا (۷۶ مطلب) مسائل اجتماعی روز جامعه (۳۹۸ مطلب) زندگی بعد از جدایی (۷ مطلب)