سلام

واقعا قسمت چیست؟ ایا میشود نام اشتباهات خودمان را قسمت بگذاریم؟ اکنون که این متن را مینویسم پاسی از شب گذشته است . پدر من خواستگاران را به خانه راه نمیدهد با این بهانه که اگر قسمت باشند هیچ کدام جایی نمیروند . نمیگذارند خانواده خواستگارانم مرا حتی ببینند با این بهانه که من بچه ام . برادرانم رو ترش میکنند و بحث ازدواج مرا عوض میکنند .

میخواهم از شدت غم فریاد بزنم ، دیگر اشک چاره کار من نیست . میگویند مگر تو عقلت میرسد؟ بنشین و درست را بخوان . کسی میداند؟

نصف مطالعات من در خصوص کودک یاری و همسر داری است؟ صبوری های مرا نمیبینند؟ آه و افسوس من از دیدن دست های گره شده تازه عروس و داماد ها را چه؟ آیا آن را می بینند؟ آیا بیست سال سن کمی است برای ازدواج ؟

پدر ، به پیر و به پیغمبر من رشته ام را دوست دارم و کار میکنم و ادامه میدهم . ازدواج هیچ مانعی نیست در حالی که حال نزار الان من میتواند مانع باشد . چقدر بترسم از خطر خود ارضایی؟

چقدر بترسم از خطر دوستی با جنس مخالف هایی که الان خیلی در دسترس تر از همیشه اند پیشنهاد هایشان وسوسه کننده تر از هر زمان !!! چقدر بترسم از اساتیدی که امر به منکر میکنند میگوید بچه ها با هم دوست شوید و جوانی کنید که زمان اندک است.

زیر بار وسوسه له میشوم ، دیر و زود دارد اما ...

میترسم ...

خدا ...

یا امام زمان خودت به یاریمان برس .

از درد  پدر کجا روم؟ از دلایل نا معقول او برای شوهر ندادنم!!! فامیل و دوست و آشنا هم انگشت حیرت میگزند . خواستگاری دارم از کار و شغل و تحصیلاتش نمیگویم ، از خانواده و ادب و تربیتش هم نمیگویم ، مذهبی بودن و مشهور بودنش با این ویژگی میگویم از نقاط یکسان زیاد که مادرم میگوید . چکار کنم ؟

چکار؟!


موضوعات مرتبط :
مسائل دختران جوان درد دل های دختران و پسران ازدواج فرزندان روابط با پدر به پدران و مادران جهت اطلاع پدران و مادران