سلام

من یه پسره 16 ساله ام و خواهر برادری نداشتم . همیشه دلم یه خواهر میخواست ، تا اینکه سال گذشته یه روز تو تلگرام با یه دختر آشنا شدم که 4 سال از خودم بزرگ تر بود. اینکه چقدر دلم خواهر میخواست و اینا رو بهش گفتم بعد اون گفت که میشه خواهرم ، و همین کار رو هم کرد .

الان یک ساله که اون خواهرمه و من برادرش ، خیلی هم همدیگه رو دوست داریم . من اون رو واقعا مثل خواهر میبینم و اونم واقعا منو مثل یه داداش میبینه ، به قدری به هم نزدیکیم که حتی اطرافیانمون مثل مامان و بابا و خاله و عمه و خلاصه فامیلامون هم میدونن که واقعا من و اون مثل خواهر برادریم.

خلاصه اینجوری بگم که بین ما و یه خواهر برادره واقعی هیچ فرقی نیست ولی همسره آینده اون دختر به من اعتماد نداره و فکر میکنه من قصدم یه چیز دیگه ست و دارم دروغ میگم . حتی خواهرمم ( همون دختر که خواهرم شده ) هم چند بار باهاش حرف زده ولی فایده نداشته و قبول نکرده.

نمیخوام دوباره تنها بشم مثل قدیما ، الان یه خواهر دارم که باهاش درد و دل میکنم ناراحتیام رو بهش میگم ، شب بخیر میگیم به هم ، مثل یه خواهر برادر که از اول خواهر برادر هم بودن واقعا واسم غیر ممکنه زندگیم رو بدونه خواهرم تصور کنم .

چیکار کنم که همسر آینده ش منو بشناسه بهم اعتماد کنه ، واقعا دیگه مخم نمیکشه همین ، بغص کرده بودم که اینارو گفتم . خیلی خواهرم رو دوست دارم . دقیقا عین خواهره واقعیمه . شما خودتون که خواهر دارین فکر کنین که قراره دیگه خواهرتون رو نداشته باشین . ببین چقدر غیر قابل تصوره .


موضوعات مرتبط :
مسائل پسران جوان درد دل های دختران و پسران به پدران و مادران جهت اطلاع پدران و مادران