سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه حال من که خیلی بده
من یه دختر بالای سی  هستم تو دوران عقد طلاق گرفته ام ولی فکر نکنم دختری به اندازه من تو دوران عقد بدی از نامزدش دیده ولی به لطف خدا بعد از طلاق ایمانمو اینقدر قوی کردم که حالا حتی چهره نامزدم هم بعد از چند ماه فراموش کرده ام
ولی مشکل من اینجاست که از همه بی اعتماد شدم ،دوست ندارم ازدواج کنم . بعد از طلاق هم خواستگارهای زیادی داشتم ولی خدا را شکر جور نشدند هیچ کدوم دلم نمیخواد جایی برم از مهمون به شدت متنفرم وقتی کسی میاد خونه مون میرم تو اتاق تنها میشینم .
در کل گوشه گیرشدم . این یه مشکلم مشکل بعدیم این هستش که اصلا احساس نمیکنم تو دنیای واقعی زندگی میکنم همش تو خیالات و توهم هستم . شب و روز خودمو تو اون دنیا مجسم میکنم که چطور دارم زندگی میکنم انگار کسی داره قدم به قدم باهام راه میاد و بهم میگه این کارو بکن اون کارو نکن .
از شما راهنمایی میخوام من دسترسی به روانپزشک و روانشناس ندارم در کل اعتقادی به گفته هاشون ندارم لطفا منو راهنمایی کنید که از این حالت زندگی بیام بیرون ...

موضوعات مرتبط :
طلاق در دوران عقد زندگی بعد از جدایی

مطالب مرتبط :