خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۲۴ مطلب با موضوع «سرگرمی حلال» ثبت شده است

شعر خسته ام مثل ... از سیمین بهبهانی

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی / بشنود یک نفر از نامزدش دل برده/ مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی/ که به پرونده ی جرم دخترش برخورده /


 خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ / بین دعوای پدر مادر خود گم شده است / خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق / که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است


خسته مثل پدری که پسر معتادش/ غرق در درد خماری شده فریاد زده/ مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس/ پسرش پیش زنش بر سر او داد زده


خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم/ دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است/ مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند/ زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است


خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه/ که کسی غیر پرستار سراغش نرود/ خسته ام بیشتر از پیر زنی تنها که / عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود


خسته ام کاش کسی حال مرا می فهمید/ غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است/ شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید/ در پی معجزه ای راهی مشهد شده است......


                                             شعر از بانو سیمین بهبهانی

فرستنده : هادی

موضوعات مرتبط: سرگرمی حلال ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۱۴
    • يكشنبه ۲ آذر ۹۳ - ۲۰:۴۷

    مطالب طنز بوی یاس

    ﺩﺧـﺘـﺮﻩ ﻫﻨﻮﺯ ﺳﻨﺶ 2 ﺭﻗـﻤﯽ ﻧـﺸﺪﻩ ﺗـﻮ ﮔـﻮﺷﺎﺵ ﺍﻟﻨـﮕـﻮ ﺍﻧـﺪﺍﺧـﺘﻪ ﺑـﻪ ﻟﺒـﺎﺵ ﺍﻧـﮕﺸﺘـﺮ ﺑـﻪ ﻧـﺎﻓﺸـﻢ ﮔـﻮﺷـﻮﺍﺭه!!

     

    ﺍﻭﻧـﻮﻗﺖ ﻣﻦ ﺩﻓـﻌﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﮐﻪ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻧـﺎﻓﻤـﻮ ﺩﯾـﺪﻡ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﮔـﺮﯾـﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻓـﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺷﺪﻡ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺑـﺎﺩﻡ ﺧـﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻣﯿﻤﯿـﺮﻡ!!!!!

    ××××××××××××××××××

    ﺗﻮﻭ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﭘﺎﺭﺳﯿﺎﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟

    ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﻭﻥ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺑﻠﻨﺪﻩ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻭﻧﻄﺮﻑ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ . ﺍﻭﻥ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﭘﺎﺭﺳﯿﺎﻥ ﻫﺴﺘﺶ .

    ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ :ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻡ ﺍﻭﻧﻄﺮﻓﻪ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ؟ 

    ﻣﻦ :ﻧﻪ ﻧﻤﯿﺨﺎﺩ ﺗﻮ ﺑﺮﯼ ﺍﻭﻧﻄﺮﻓﻪ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ .ﻣﯿﺨﺎﯼ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻧﻮ ﺑﮕﯿﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﺍﯾﻨﻄﺮﻑ ؟ .!!!

    ﺩﺧﺘﺮﻩ :ﺧﻔﻪ ﺷﻮ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ....ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﺑﯽ ﻋﻘﻞ ﻫﺴﺘﻢ ؟!!!ﻣﻨﻮ ﺍﺳﮑﻮﻝ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟.

    ﻣﻦ :ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺳﮑﻮﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﻧﺪﺍﺭﯼ .ﺗﻮ ﺧﺪﺍﺩﺍﺩﯼ ﺍﺳﮑﻮﻝ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪﯼ ............ 

    ﺗﻮﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺮﻭ ﺑﺤﺜﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﻗﺎ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﮐﺪﻭﻡ ﻃﺮﻓﻪ ؟ .

    ﻣﻦ :ﯾﻪ ﺫﺭﻩ ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺑﭙﯿﭻ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ....ﻫﻤﻮﻧﺠﺎﺳﺖ .

    ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻤﻨﻮﻥ .

    .

    .

    ﻗﯿﻤﺖ ﺍﺳﯿﺪ ﮐﺪﻭﻣﺘﻮﻥ ﺩﺍﺭید ؟ .

    ﭼﻬﺎﺭ ﻟﯿﺘﺮﯾﺸﻮ ﮐﺴﯽ ﺳﺮﺍﻍ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻣﻦ ﺑﭙﺎﺷﻢ ﺗﻮﻭ ﺻﻮﺭﺗﻢ ؟ .!!!!


    فرستنده : بوی یاس

    موضوعات مرتبط: سرگرمی حلال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۲۸
    • سه شنبه ۲۷ آبان ۹۳ - ۱۹:۰۰

    مطالب طنز هادی

    این متن قشنگ بود کمی هم آرامش می ده 


    دل بــســـپــار...


    به آتشی که نمى سوزاند " ابراهیم " را

    و دریایى که غرق نمی کند" موسى " را

    نهنگی که نمیخورد"یونس"را

    کودکی که مادرش او را

    به دست موجهاى " نیل " می سپارد

    تا برسد به خانه ی تشنه به خونش

    دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند

    سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد

    آیا هنوز هم نیاموختی ؟!

    که اگر همه ی عالم

    قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند

    و خدا نخواهد ،

    " نمی توانند "

    پس

    به " تدبیرش " اعتماد کن

    به " حکمتش " دل بسپار

    به او " توکل " کن

    و به سمت او ”قدمی بردار"...


    **********************************************


    رفیقم میگه بیا بریم برف بازی..بهش میگم مگه برف اومده؟...میگه نه..سرد باشه کافیه..مگه بچه بودیم خاله بازی میکردیم خودِ خاله هم بود؟!

    ...تا حالا اینجوری قانع نشده بودم..

    الانم داریم برف بازی میکنیم!!!!!!!!!


    ************************************************


    یجوری درباره دونه های انار میگن :

    بانظم وترتیب یکجا نشستن؟! 

    .

    .

    .

    انگار دونه های ذرت با شلوارکردی تو کوچه ولن



    شما هم مثل من وقتی میرید مغازه ای که دوربین مدار بسته داره , توی مانیتور دنبال خودتون میگردید یا فقط من اینطوریم



     شکسپیر:من زیر نور چراغ خیابونها درس میخوندم

    گراهام بل:من در زیر نور شمع درس میخوندم

    ببخشیدآ ولی شما در طول روز چه غلطی میکردین؟



    رفتم وام دانشجویی بگیرم، از امور مالی دانشگاه 

    میگم : اگه ضامن نداشته باشم چی میشه ؟ 

    میگه : منفجر میشی! 

    اینم از نظام آموزشی ما



    ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯿﻤﻮ ﺗﻮ ﺑﭽﮕﯽ ﺧﻮﺭﺩﻡ

    ﯾﻪ ﺟﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺳﻤﺶ ﺑﯿﺘﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﻮﺩ،ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﯾﺪﻡ ﺧﺮﻭﺳﻪ |:

    .

    .

    .

    ﯾﻨﯽ ﮐﻤﺮﻡ ﺧـَﻢ ﺷـُـﺪﺍﺍﺍﺍ : ‏)‏) ‏)‏)




    / ﺣﮑﺎﯾﺖ ﻋﻤﻪ ﻭ ﺧﺪﺍ

    .

    .

    .

    ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪﻡ ﻫﯽ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﻤﻢ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﺟﻠﻮ ﭼﺸﺎﻡ

    ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﻮﺵ ﺑﻮﺩﻡ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺧﯿﻠﯽ ﻏﯿﺮ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺩﺍﺭﻩﻣﯿﮕﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻋﻤّﺖ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ


    **********************************************


    ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺍﺳﺖ.

    ﮔﻞ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺎﺷﺖ!

    ﮔﻞ ﻧﮑﺎﺭﯼ؛ ﻋﻠﻒ ﻫﺮﺯ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﯾﺪ ..

    .ﺯﺣﻤﺖ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﮔﻞ ﺳﺮﺥ ...

    ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺯﺣﻤﺖ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺮﺯﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﻠﻒ ﺍﺳﺖ!

    ﮔﻞ ﺑﮑﺎﺭﯾﻢ؛ ﺯﯾﺎﺩ!

    ﺗﺎ ﻣﺠﺎﻝ ﻋﻠﻒ ﻫﺮﺯ، ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻧﺸﻮﺩ.

    ﺑﯽ ﮔﻞ ﺁﺭﺍﯾﯽ ﺫﻫﻦ، 

    ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ،ﻫﺮﮔﺰ 

    ﺁﺩﻡ، ﺁﺩﻡ ﻧﺸﻮﺩ ...


    فرستنده : هادی

    موضوعات مرتبط: سرگرمی حلال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۲۴
    • پنجشنبه ۲۲ آبان ۹۳ - ۱۳:۰۹

    مجموعه جوک - سری اول

    * یارو زبونش تو عابر بانک گیر کرده بود میبرنش بیمارستان! میگن: زبونت اونجا چیکار میکرد؟ میگه: وقتی کارتم وارد کردم نوشته بود زبان خود را وارد کنید...!!!

     3 نفر میخوﺍﺳﺘﻨﺪ ﻳﻪ ﻳﺨﭽﺎﻝ ﺳﺎﻳﺪ بای ساید ﺭﻭ ﺑﺒﺮﻧﺪ ﻃﺒﻘﻪ ﭘﻨﺠﻢ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ!

    ﺗﺎ ﻃﺒﻘﻪ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻣﻴﺮﻥ ﻳﻜﻴﺸﻮﻥ ﻣﻴﮕﻪ ﺑﺮﻡ
    ﺑﺒﻴﻨﻢ ﭼﻘﺪ ﻣﻮﻧﺪﻩ
    ﻣﻴﺮﻩ ﻣﻴﺎﺩ ﻣﻴﮕﻪ ﻳﻪ ﺧﺒﺮﻩ ﺧﻮﺏ ﺩﺍﺭﻡ ﻳﻪ
    ﺧﺒﺮ ﺑﺪ!
    ﻣﻴﮕﻦ: ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ ﺑﮕﻮ
    ﻣﻴﮕﻪ: ﻳﻪ ﻃﺒﻘﻪ ﻣﻮﻧﺪﻩ
    ﻣﻴﮕﻦ: ﺧﻮﺏ ﺧﺒﺮﻩ ﺑﺪﺕ ﭼﻴﻪ؟
    ﻣﻴﮕﻪ: ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﻭﻣﺪﻳﻢ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺑﻐﻠﻴﻪ...!!!

    ﺣﻤﻮﻡ ﺑﻮﺩﻡ داشتم با صدای بلند آهنگ میخوندم، ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﮕﻢ: ﺑﻠﻪ؟ ﻣﯿﮕﻪ: ﺣﻤﻮﻣﯽ؟ ﻣﯿﮕﻢ: نه ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻟﻨﺪﻥ ﻫﺴﺖ ﺻﺪﺍﯼ ﻣﻨﻮ ﺍﺯ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﺑﯽ ﺑﯽ ﺳﯽ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ! ﻣﯿﮕﻪ: ﺩﺭ ﺯﺩﻡ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ﻣﻬﻤﻮﻧﻬﺎ ﺍﻭﻣﺪﻥ، ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺷﻮﻥ ﻫﻢ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﺖ ﺩﺍﺭﻥ، ﺑﺎ لب تابت ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﺣﻮﻟﻪ ﺍﺕ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﯿﺪﺍﺭﻡ، ﮐﻪ ﺍﻣﺸﺐ ﺭﻭ ﻟﻨﺪﻥ ﺑﻤﻮﻧﯽ، ﺗﺎ ﻓﻬﻢ ﺩﺭﺳﺖ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﻭ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯼ...!!!

    معتاده به دختره متلک میگه: چشاش بیشت، لباش بیشت، تیپش بیشت، دختره برمیگرده میگه: گم شو آشغال! معتاده میگه: انژباط شفر...!!! 

    میدونی خوبیه سرما خوردگی چیه؟؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    اینکه هر وقت دست میکنی تو دماغت دست پر برمیگردی.. 
    ک*افتم خودتی

    * کی میگه ما مردا احساسات نداریم؟ من خودم بارها و بارها احساس تشنگی کردم شاید باورتون نشه ولی احساس گشنگی هم می کنم...!!!

    * یادش بخیر وقتی معلم برای درس پرسیدن، اسم بالایی یا پایینیمون رو میخوند حس معجزه بهمون دست میداد...!!!

    * سر امتحان استادها سوالاتی میدن که ما تا حالا ندیدیم؛ در عوض ما هم جواب هایی میدیم که اونا به عمرشون ندیدن...!!!

    * سوختن، همیشه از سوز دل نیست، از باختن مال نیست، از داغ عزیزان نیست، سوختن گاهی حاصل اعتماد به رنگ آبی شیر توالت است...!!!

    * یارو شماره زن دومشو تو تلفنش سیو کرده بود!
    "low battery"
    از اون به بعد هر وقت نبوددوست دخترش زنگ مى زد زنش تلفنش رو میزد به شارژ،
    مدال داره خداییش این خلاقیت...!!!

    ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﺑﻪ ﺍﺷﮏ ﮔﻔﺖ:
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﻧﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﻻﻥ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﺑﻪ ﺍﺷﮏ ﭼﯽ
    ﮔﻔﺘﻪ؟
    ﻧﻪ ﯾﻨﯽ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻪ؟
    ﻫﻢ ﺳﻨﺎﯼ ﺗﻮ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻥ ﺍﻭﺭﺍﻧﯿﻮﻡ ﻏﻨﯽ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺗﻮ
    ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻪ؟...!!!

    بعضی‌ وقت ها اینقدر حواست به خودته و در آرزوهای خودت غرق میشی‌ که یادت میره!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    که یک نفر منتظر توست، تا از توالت بیای بیرون...!!!

    هر چقدر هم که یه پولدار و مسخره ش کنی عمرا پولدار نمیشی،
    ولی فقط کافیه به یه کچل لبخند بزنی...!!!

    رفتـم گل فـروشی گل بخـرم بـه یــارو گفتـم: این طبـیعیه؟ یـه دخدر پنـج، شیش سـاله ام اونجـا بـود گفـت: نـوچ! سـزاریـنـه! آنجـا بـود کـه بـا خـود گفتـم: خـداونـدا مـن از خـاکـم، مـرا بـه خـاک بـرگـردون...!!!

    منبع : اپلیکیشن اس ام اس بانک
    موضوعات مرتبط: سرگرمی حلال ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۳۳
    • سه شنبه ۲۰ آبان ۹۳ - ۰۹:۴۴

    جوک های "فرشته خانم "

    بامشاد تو کنسرت معین از دور با دستش سوراخ نشون میداد!!!بهش گیر میدن این چیه؟؟؟؟؟

    میگه داداش دمت گرم صدامو نمیشنوه بگید ( یه حلقه طلایی ) بخونه

    تفاوت لالایی تهرانیها با بندری ها :
    تهرانیا :یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچکس نبود ...... عزیزم چشماتو ببند تا کم کم خوابت ببره....
    حالا بندریا: بخو بدبخت که جن اهوندن، تو گونی تکن تبرت، اوه ه ه ه ه ه صدای چه نهوندن، بخو بدبخت که تخورت، جن بدو به غلومو بخو که ناخوافتن
    ترجمه بندری ها ! : بدبخت بخواب که جن داره میاد ! تو رو تو گونی می کنه و میبره ! اوه ه ه ه ه صدای چی داره میاد ؟! بخواب بدبخت که تو رو نخوره ! جن بیا غلام رو بخور که نمی خوابه !!!

    * بامشاد زنش دو قلو میزاد! شب از نگرانى خوابش نمیبره ! میگه :خدایا پدر یکیشون منم! پدر اون یکى دیگه کیه!؟

    نامه پسرا به گشت ارشاد: برادران بی نهایت از زحمت هایتان متشکریم! چون به هر دختری میگیم بریم بیرون یه دوری بزنیم از ترس شما میگه نه میام خونتون...!!!

    بامشاد میره سربازی 

    رفیقاش هی اذیتش میکردن اونم هیچی نمیگفت 
    تا اینکه رفیقاش دلشون میسوزه و بهش میگن ما تصمیم گرفتیم دیگه کاری به کارت نداشته باشیم .

    بامشاد میگه باشه پس منم دیگه ازاین به بعد تو سماور نمیشاشم!

    * بامشاد لیوان آزمایش ادرارش دستش بود، از پرستار میپرسه:کجا برم؟

    پرستار میگه:برو بالا!
    بامشاد میگه:به سلامتی خانم دکتر ... 

    بامشاد میره مسجد، امام جماعت خوشحال میشه میگه: خدا هدایتت کرده؟
     بامشاد میگه : ها ارواح بابات ! قبله کدوم طرفه می خوام دیش تنظیم کنم! 

    بامشاد تو استخر می*وزه آب قل قل میکنه اشک تو چشماش جمع میشه میگه کار خدا رو میبینی!!!  آب جوشه ولی ما نمیسوزیم !

    بامشاد ازشیراب جلو یک مغازه وضو میگیره صاحب مغازه میگه من راضی نبستم بامشاد بلافاصله می*وزه میگه راحت شدی بدبخت گدا ؟!

    حیف نون میره رستوران میگه: غذا چی دارین؟ گارسون میگه : کاستیدگیلینکوفینوستا با لیمو! حیف نون میگه: کاستیدگیلینکوفینوستا با چی!؟

    موضوعات مرتبط: سرگرمی حلال ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۲۰
    • سه شنبه ۲۰ آبان ۹۳ - ۰۹:۲۳

    جوک های خانم " M&M "

    ﺯﻧﻰ ﺳﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺳﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﯾﮑﺮﻭﺯ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻋﻼ‌ﻗﻪ‌ﺍﻯ ﮐﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩﻫﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺭﺍ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﻰ ﮐﻨﺪ. ﯾﮑﻰ ﺍﺯ ﺩﺍﻣﺎﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ‌ﺍﺵ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻗﺪﻡ ﻣﻰ‌ﺯﺩﻧﺪ ﺍﺯ ﻗﺼﺪ ﻭﺍﻧﻤﻮﺩ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺶ ﻟﯿﺰ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ.

    ﺩﺍﻣﺎﺩﺵ ﻓﻮﺭﺍً ﺷﯿﺮﺟﻪ ﺭﻓﺖ ﺗﻮﻯ ﺁﺏ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ. ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭘﮋﻭ ٢٠٦ ﻧﻮ ﺟﻠﻮﻯ ﭘﺎﺭﮐﯿﻨﮓ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﻭﻯ ﺷﯿﺸﻪ‌ﺍﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: «ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ! ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﺎﺩﺭ ﺯﻧﺖ» .

    ﺯﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺩﻭﻣﺶ ﻫﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﻓﻮﺭﺍً ﺷﯿﺮﺟﻪ ﺭﻓﺖ ﺗﻮﻯ ﺁﺏ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺯﻥ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ. ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺩﻭﻡ ﻫﻢ ﻓﺮﺩﺍﻯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭘﮋﻭ ٢٠٦ ﻧﻮ ﻫﺪﯾﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﻯ ﺷﯿﺸﻪ‌ﺍﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: «ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ! ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﺎﺩﺭ ﺯﻧﺖ» .

    ﻧﻮﺑﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺁﺧﺮﻯ ﺭﺳﯿﺪ. ﺯﻥ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﺍﻣﺎ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﺶ ﺗﮑﺎﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩ. ﺍﻭ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﻭﻗﺘﺶ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﻭﺩ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻄﺮ ﺑﯿﺎﻧﺪﺍﺯﻡ. ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﻣﺎﺩﺭ ﺯﻧﺶ ﺩﺭﺁﺏ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻭ ﻣﺮﺩ. ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻰ‌ﺍﻡ‌ ﻭ ﯼ ﮐﻮﺭﺳﻰ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻣﺪﻝ ﺟﻠﻮﻯ ﭘﺎﺭﮐﯿﻨﮓ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺳﻮﻡ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﻯ ﺷﯿﺸﻪ‌ﺍﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: "ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﭘﺪﺭ ﺯﻧﺖ"

    ***

    یه دانشمند و یه ملوان تو یه کشتی کنار هم نشسته بودن، دانشمند میگه: تو با این سنت، بیولوژی و جیولوژی و پروتوژی و سیاژولوژی، بلدی؟؟!! ملوان میکه: نه! دانشمند یه نیشخند میزنه و میگه:نصف عمرت بر باد است! و به مسیر ادامه میدن که یهو طوفان میگیره! ملوان :داداش تو شنالوژی بلدی؟! دانشمند: نه.چطور؟ ملوان:خب کل عمرت برباد است! الان طوفانولوژی غرقولوژیت میکنه، بعد نهنگولوژی دهنت رو سرویسیولوژی میکنه تا دیگه گوهولوژی نخوری!!!

    ***

    دختر عمل پیود قلب داشت، به پسره گفت:منتظرم بمون و پسر با چشمان اشک بار گفت قلبم برای تو میتپد، دختر به هوش آمد، سراغ پسر را گرفت، لحظه ی دردناکی بود، پرستار گفت:میدانی قلب چه کسی در سینه ات میتپد...؟؟؟ دختر به گریه افتاد گویا غمی او را دربر گرفته که در همین موقع پسر از دسشویی بیرون آمد وگف:عزیزم چرا گریه میکنی!!!!

    موضوعات مرتبط: سرگرمی حلال ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۵۶
    • دوشنبه ۱۹ آبان ۹۳ - ۲۱:۴۵

    جوک های "یک دوست جدید" و "ثمین"

    یک دوست جدید : 

    البته این جک را از پسرم شنیدم :

    پسری میره پیش بابای خسیسش میگه بابا 10هزار تومان پول بده بابا میگه چی 9000 هزار 8 هزار میخوای چکار 7ه زار زیادیته چه برسه به 6000 هزار بابام به من 5000 هزار هم نمیاد حالا تو میخواهی 4000 ؟!  3000 کافیه با 2000 کارت راه میفته بیا بگیر اینم 1000 !

    بچه میشماره می بینه 500 تومانه

    ***

    ثمین : 

    از مرد فرانسوی پرسیدند:

    چرا دست زن رو میبوسی؟

    پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند


    مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد:

    زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست


    و پاسخ مرد ایرانی:

    بالاخره باید از یه جایی شروع کنم دیگه !!!

    ***

    مردی قصد ازدواج داشت. مشکل او انتخاب از بین ۳ کاندید زن احتمالی بود. او به هر زن ۵۰۰۰ دلار پول داد تا ببیند هر کدام با آن چه کار میکنند…! 

    اولی ظاهرش را کاملا تغییر داد به یک آرایشگاه تجملی رفت 

    آرایش جدید کرد لباسهای جدید و زیبا خرید و به مرد گفت که برای اینکه … در نظر او جذابتر باشد این کارها را کرده است چرا که خیلی دوستش دارد ،مرد تحت تاثیر قرار گرفت 

    دومی به خرید هدیه برای مرد پرداخت. برایش یک دست چوب گلف خرید ، به علاوه ابزار جدید برای کامپیوترش و لباسهای گران قیمت ، و هنگامی که هدیه ها را به مرد داد گفت که تمام پولش را برای او صرف کرده چرا که خیلی دوستش دارد ، مرد تحت تاثیر قرار گرفت .

    سومی پولش را در سهام سرمایه گذاری کرد و چند برابر پولی که از مرد گرفته بود عایدش شد. او ۵۰۰۰ دلار مرد را پس داد و برای بقیه پول یک حساب مشترک باز کرد 

    و گفت میخواهد برای زندگی آینده شان پس انداز کند چرا که خیلی دوستش دارد 

    واضح است که مرد تحت تاثیر قرار گرفت 

    او مدت زیادی را به تفکر درباره اینکه هر زن با پولها چه کار کرده پرداخت 

    و سرانجام با زنی ازدواج کرد که “سینه های” بزرگتری داشت

    ***

    زنی با صورت کبود رفت سراغ دکتر ،دکتر پرسید: چی شده؟

    زن گفت: دکتر، هر وقت شوهرم مست می یاد خونه، منو زیر مشت و لگد می گیره دکتر گفت

    هر وقت شوهرت مست اومد خونه

    یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن

    و این کار رو ادامه بده

    دو هفته بعد، زن با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت

    زن گفت: دکتر، قرقره چای سبز فوق العاده بود

    هر بار شوهرم مست اومد خونه

    من شروع کردم به قرقره کردن چای سبز و شوهرم دیگه به من کاری نداشت

    و الان رابطمون خیلی بهتر شده

    حتی اون کمتر مشروب می خوره

    دکتر گفت می بینی؟ اگه جلوی زبونت رو بگیری، خیلی چیزا حل می شن

    ***


    پدر: تو غلط کردی که از مامان من خوشت نمیاد! مادر خودت که عین مادر فولادزره می مونه

    مادر: مرده شور خودت رو ببرند و اون مادرت و اون خواهر ایکبیری...

    بچه: مامان - ایکبیری یعنی چی؟؟؟؟

    مادر: اسم گُله ، مامان جون شما گوش نده...

    پدر: خواهر من ایکبیری است؟ یا اون خواهر الدنگ جلفت؟

    بچه : بابا جلف چیه؟

    پدر: بابا جان شما گوش نکن جلف اسم درخته! برو توی اتاقت

    بچه : پس مرده شور چیه؟

    پدر: مرده شور به نگهبان پارک میگن برو تو اتاقت...

    مادر: خواهر من جلفه؟ حالا اون شوهر داره خواهر تو که نداره چرا اونجوری مانتو تنگ میپوشه و بزک دوزک میکنه میره تو خیابون

    بچه :بزک دوزک چیه؟

    مادر: وقتی یه چیزی خوشگله میگن بزک دوزک کرده. مادرجون برو تو اتاقت و گرنه عصبانی میشما...

    پدر: آره بزک کرده اما مثل آبجی تو هرزه بازی در نمیاره...

    بچه : بابا هرزه چیه؟

    پدر: به چیزای به درد نخور میگن. دیگه برو تو اتاااااااقت تا نیومدم...

    مادر: آره خواهر من اگه هرزه باشه که خواهر اُمُّل تو  هرجائیه!

    بچه : مامان اُمُّل چیه؟ هر جایی چیه؟

    مادر: اه تو هم اعصاب منو خورد کردی برو تو اتاقت یالا...

    بچه : باشه حتما هرجایی به چیزایی میگن که همه جا می بریمشون و اُمُّل هم حتما یعنی مهربون. من اصلا رفتم

    پدر...

    مادر....

    فردا صبح بچه در مدرسه!

    کلاس انشاء، موضوع انشاء : خاطره یک روز خوب!

    انشاء: 

    ((یک روز من و مادر ایکبیری و بابای اُمُّلم که مثل گل بزک دوزک کرده بودند به پارک رفتیم

    مادرم مرا به قسمت بازی برد اما چون تاب ها و سرسره ها خیلی هرزه بودند من نتوانستم بازی کنم!

    به همین دلیل رفتم پیش جلف ها و کلی از اون ها بالا رفتم بعضی از این جلف ها  خیلی خار داشتند که توی دست من رفت و من دیگر از این جلف ها بدم می آید!

    وقتی هم میخواستم پیش ایکبیری ها بروم و با آنها بازی کنم آقای مرده شور می آمد و به من میگفت برو با دوچرخه ات بازی کن!

    من هم گفتم دوچرخه من هر جایی نیست و ما آن را با خودمان نیاوردیم ! آن آقای مرده شور خیلی اُمُّل بود و من وقتی به او گفتم: عمو شما خیلی اُمُّل هستید ناراحت شد

    و یه چیزهایی بدی گفت که من نفهمیدم

    ولی چون داد میزد من فهمیدم فحش است...


    و در آخر من از خانم معلم ایکبیری اُمُّلم که خیلی بزک دوزک کرده هستند ممنونم که چنین موضوع انشاء خوبی را به ما داد

    موضوعات مرتبط: سرگرمی حلال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۹۴
    • يكشنبه ۱۸ آبان ۹۳ - ۲۲:۴۳

    چــــــــای کیسه ای گلستان

    سارا :

    حدود 3 ماهی بود عقد کرده بودیم منم نیست شیطونم یه شب ساعت 3 نصفه شب برا همسرم یه اس نیمه شبی دادم تو همه شرایطم ویس (voise) گوشیش زیاده حالا وقتی وقتی میخونه .... محتوا پیامکم چی بود هم معمایی بود هم +18

    جکش بی ادبیه ببیخشید...

    اگه درست بگم و فراموش نکرده باشم

    اون چیه که خشک میره تو خیس در میاد؟؟؟

    سفت میره شل در میاد؟؟؟

    بی رنگ میره تو قرمز درمیاد؟؟؟

    سرد میره تو داغ درمیاد؟؟؟

    خودم که جواب ندادم گذاشتم ببینم میتونه حدس بزنه چیه یه سری جوابای ..... بهم داده آخرشم سر این پیامک دیگه تا صبح نذاشت بخوابم وقتی جوابشو گفتم از پشت تلفن نمیتونست منو چجوری خفه کنه ... بهم گفت جوابش در برابر توضیحاش خیلی بی ربطه

    چــــــــای کیسه ای گلستان

    هههه هههه هههه

    موضوعات مرتبط: سرگرمی حلال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۸۲
    • يكشنبه ۱۸ آبان ۹۳ - ۲۲:۳۲

    بخش سرگرمی حلال در خانواده برتر

    طبق قولی که قبلا داده شده بود ، قصد داریم بخش سرگرمی حلال رو به خانواده برتر اضافه کنیم .

    موضوعات :

    پیامک های زن و شوهری ( خنده دار و احساسی )

    مطالب و خاطرات طنز زن و شوهری

    عکس و کلیپی که به موضوع وبلاگ مربوط باشه 

    اتفاقات جالب یا خنده دار در جریان انتخاب همسر ، خواستگاری ، عقد و عروسی

    ...


    قوانین :

    از اسامی منتصب به ائمه معصوم استفاده نمی کنیم 

    طبق معمول از اسامی و عبارات خاص استفاده نمی کنیم .

    در عکس ها و کلیپ ها پوشش مناسب خانم ها حرف اول رو خواهد زد .

    به هیچ قومی توهین نمی کنیم .

    جوک هایی که به یک قوم خاص اشاره دارند ثبت نمیشن حتی با تغییر اسم 

    کل کل غیر محترمانه ممنوع !


    اگه قصد دارید در این قسمت همکاری داشته باشید ، می تونید مطالب خودتون رو با توجه به موضوعات مطرح شده در بخش نظرات همین پست ارسال بفرمائید تا با اسم خودتون منتشر بشن .

    اگه از وبسایت های دیگه مطلبی رو ارسال فرمودید حتما آدرس اون رو هم درج بفرمائید تا به عنوان منبع معرفی بشن .


    لطفا اگه انتقاد یا پیشنهادی دارید مطرح بفرمائید . 

    در ضمن این بخش رو می تونید در انتهای موضوعات وبلاگ مشاهده بفرمائید .

    موفق باشید

    موضوعات مرتبط: سرگرمی حلال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۵۱
    • يكشنبه ۱۸ آبان ۹۳ - ۱۰:۳۱

    scroll bar code