خانواده برتر

ارسال مطلب و پرسش و پاسخ در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی


جدیدترین مطالب
برترین های اخیر
صفحات خاص
صفحات کاربران
آخرین نظرات پست ثابت (خیلی مهم) راهنما

روش جدید آگاهی از ارسال پست های جدید، تائید نظرات و ... (۱۷۴۱ نمایش) - (۳۱ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۸:۰۰)
کنار گذاشتن یه گناه با کمک دل مهربون شما (۳۰۹ نمایش) - (۲۴ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۵۷)
پست مقدماتی آموزش کمک های اولیه (۷۸ نمایش) - (۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۵۰)
هم سطح نبودن ظاهر بعضی از زن و شوهرها (۳۶۹ نمایش) - (۱۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۳۹)
از کجا بفهمم رژی که زدم جلب توجه میکنه یا نه ؟ (۲۱۴ نمایش) - (۱۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۳۷)
بر چه اساسی ظاهر آدم ها رو قضاوت میکنید؟ (۱۹۹ نمایش) - (۱۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۲۵)
در روز قیامت از پدر و مادر ظالم سوال نمیشه ؟ (۱۱۷ نمایش) - (۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۲۲)
راهکار برای ارزشمند تر شدن نظرات شما (۹۸ نمایش) - (۴ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۱۵)
هیچ حرکتی نیست مگر اینکه احتیاح به شناخت دارد (۱۱۳ نمایش) - (۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۱۲)
خانم ها ، از چه هدیه ای خوش تون میاد ؟ (۲۴۱ نمایش) - (۲۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۰۶)
چکار کنم برای بدحجاب شدن و آرایش کردن وسوسه نشم ؟ (۱۸۳۱ نمایش) - (۶۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۰۳)
دیدگاه اطرافیانم در مورد ازدواج، منو کلا از ازدواج متنفر کرده (۳۲۹ نمایش) - (۲۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۰۲)
بیشتر افراد اهل جهنم انسان های بی همسر هستند (۱۳۰۷ نمایش) - (۷۵ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۵۷)
تخریب عزاداری حسینی توسط بعضی از روشنفکر نماها (۴۳۸ نمایش) - (۲۰ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۵۳)
برادر 34 ساله م با وجود داشتن امکانات، تن به ازدواج نمیده (۱۵۷۱ نمایش) - (۷۲ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۴۸)
محدوده دوستی و آشنایی برای یه دختر دانشجو (۶۷۴ نمایش) - (۲۸ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۳۹)
به نمره بالای 60 MSRT نیاز دارم (۲۷۰ نمایش) - (۱۱ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۳۵)
درخواست معرفی بازار کار در زمینه ی شبکه های کامپیوتری و سرور (۱۵۸ نمایش) - (۵ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۱:۰۷)
سایت آلاء ، جایگزینی رایگان برای کلاس های کنکور (۳۹۷ نمایش) - (۱۰ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۱:۰۴)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۶۰۷ نمایش) - (۳۲ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۳۸)
در موقعیت های مختلف چطور سر صحبت رو باز کنیم ؟ (۴۸۶ نمایش) - (۶ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۲۷)
یادمون نره که دنیا محل گذره (۳۰۳ نمایش) - (۹ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۲۴)
دلیل یه آقا برای دعوت همکار خانم به خونه پدریش چیه ؟ (۹۳۵ نمایش) - (۳۲ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۰۴)
تحصیل در رشته مهندسی کامپیوتر در دانشگاه پیام نور (۳۳۲ نمایش) - (۱۰ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۱۹:۴۸)
چکار کنم تمایل به پوشیدن چادر در من دائمی بشه ؟ (۵۷۶ نمایش) - (۳۹ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۱۹:۴۲)
ازدواج مرد متاهل به خاطر نیاز عاطفی با یه زن بیوه (۳۵۴۶ نمایش) - (۱۶۹ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۴۴)
کسب درآمد برای یه دختر دبیرستانی (۱۲۱۳ نمایش) - (۵۷ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۹)
سوال در مورد یادگیری طراحی وب (۲۷۸ نمایش) - (۷ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۶)
نحوه امتحان شفاهی حفظ قرآن (۱۰۵ نمایش) - (۷ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۳)
شهدای کربلا چه ویژگی هایی داشتند ؟ (۲۰۵ نمایش) - (۹ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۱)
ازدواج با پسری که در خانواده با کسی رابطه نداره (۱۵۱۷ نمایش) - (۴۲ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۵۹)
انصراف از دانشگاه و شرکت مجدد در کنکور (۳۹۵ نمایش) - (۱۰ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۴۳)
یک تجربه واقعی برای بیماران لاعلاج (۶۲۱ نمایش) - (۲۸ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۳۹)
تو بهشت باید خورد و خوابید و ... ؟! (۶۷۰ نمایش) - (۲۴ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۳۵)
دختر مورد علاقه برادرم ازدواج کرده و الان همسایه هستیم (۱۴۶۴ نمایش) - (۳۵ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۳۲)
ما چند سال با هم بودیم ... (۱۰۰۸ نمایش) - (۱۷ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۲۱)
چکار کنم بهم نگن تنبل ؟ (۵۰۵ نمایش) - (۱۹ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۱۵)
باید به استخاره ای که کردم عمل کنم ؟ (۵۱۵ نمایش) - (۲۶ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۱۲)
تولید فیلم و سریال برای ترغیب جوانان به ازدواج (۱۰۹۵ نمایش) - (۵۹ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۸:۱۹)
می خوام در شهر گرگان به تنهایی زندگی کنم (۷۰۴ نمایش) - (۱۸ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۸:۱۱)
برای رسیدن به موفقیت، روزانه چند ساعت تلاش می کنید ؟ (۴۷۹ نمایش) - (۷ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۶:۵۴)
آیا شماره گرفتن از خانم هم کلاسی در دانشگاه کاری بدی است؟ (۱۴۳۷ نمایش) - (۴۸ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۶:۳۴)
انتظار برای پیدا شدن فرصت شغلی مناسب یا کار با حقوق کم ؟ (۵۰۱ نمایش) - (۱۰ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۶:۲۲)
مسئول تولید محتوا دقیقا کارش چیه ؟ (۳۹۲ نمایش) - (۶ نظر) (دوشنبه ۲۶ شهریور ۹۷ - ۱۷:۳۳)
می ترسم خواستگارم بعد ها هم ساکت و آروم باشه (۱۴۹۱ نمایش) - (۳۷ نظر) (دوشنبه ۲۶ شهریور ۹۷ - ۱۷:۲۴)
چرا یک سریال درباره شفا یافتگان طب اسلامی ساخته نمیشه ؟ (۱۶۳۲ نمایش) - (۱۵۲ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۵۱)
صفات شیعیان از زبان ائمه علیهم السلام (۳۷۳ نمایش) - (۱۵ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۴۷)
حسرت های زندگی تون چیه ؟ (۲۰۵۷ نمایش) - (۸۲ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۴۳)
عاشورا نزدیکه کسی حاجتی نداره؟ (۱۸۵۷ نمایش) - (۲۰۷ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۳۲)
تجربیات شما در مورد درمان بیماری ها با داروی جامع امام رضا (ع) (۵۵۹ نمایش) - (۲۹ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۲۹)

چکار کنم برای بدحجاب شدن و آرایش کردن وسوسه نشم ؟ (۱۸۳۱ نمایش) - (۶۳ نظر)
سوالات یه پسر آروم درباره ازدواج (۴۱۴۸ نمایش) - (۱۲۳ نظر)
ازدواج شانسیه یا میشه سرنوشت مون رو خودمون انتخاب کنیم ؟ (۱۶۲۹ نمایش) - (۳۶ نظر)
دیگه تحمل این همه ناکامی رو ندارم (۱۸۸۰ نمایش) - (۴۹ نظر)
چرا آقایون علت جواب نه رو نمی پرسند؟ (۲۷۴۳ نمایش) - (۸۵ نظر)
یه پسر دوست دختر دار می تونه عاشق بشه ؟ (۱۶۱۳ نمایش) - (۴۱ نظر)
بهمن بهمنی اصل ازدواج کرد (۲۴۴۲ نمایش) - (۱۰۶ نظر)
میخوام یک لیست از کارهای خیر داشته باشم (۹۰۶۳ نمایش) - (۵۷ نظر)
منم مثل بقیه جوون ها نیاز به ازدواج دارم اما ... (۲۰۹۴ نمایش) - (۶۲ نظر)
ازدواج پسر دهه شصتی با دختر دهه هفتادی با 12 سال اختلاف سن (۳۱۵۷ نمایش) - (۱۲۸ نظر)
از آمریکا نمی ترسیم ! (۱۸۳۰ نمایش) - (۱۰۱ نظر)
ما آقایون چه رفتار و پوششی باید داشته باشیم ؟ (۲۰۶۳ نمایش) - (۱۱۲ نظر)
ازدواج موقت با زنا چه تفاوتی داره ؟ (۱۶۲۹ نمایش) - (۷۸ نظر)
یه دختر هم می تونه به خاطر زیبایی پسری رو دوست داشته باشه ! (۱۴۹۲ نمایش) - (۵۰ نظر)
27 ساله شدم، دلم می خواد یک مرد کنارم باشه (۴۲۱۶ نمایش) - (۱۶۴ نظر)
رفتارهای ناپسند بعضی از آقایون در اماکن عمومی (۱۹۴۴ نمایش) - (۴۹ نظر)
با افرادی که مانع ازدواجم شدند چه برخوردی بکنم ؟ (۱۷۴۹ نمایش) - (۵۸ نظر)
رفتارهای ناپسند بعضی از خانم ها در اماکن عمومی (۲۳۷۹ نمایش) - (۶۰ نظر)
ما پسران نباید با زندگی مون قمار کنیم (۲۰۲۶ نمایش) - (۹۶ نظر)
چه جوری ازش دل بکنم ؟ (۱۶۸۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
نظر شما درباره سریال پدر که از شبکه ۲ پخش میشه چیه ؟ (۵۵۲۸ نمایش) - (۱۲۴ نظر)
چرا بعضی از آقایون متاهل حلقه ازدواج شون رو دست نمیکنن ؟ (۱۶۹۷ نمایش) - (۵۶ نظر)
نمیخوایم با یه تواب ازدواج کنیم، مگه زوره ؟ (۲۱۶۷ نمایش) - (۹۶ نظر)
راضی ام که مهریه ام رو ببخشم و توافقی جدا بشیم ولی ... (۱۶۶۴ نمایش) - (۶۱ نظر)
برای ازدواج، به دختران مانتو پوش باحجاب هم فکر کنم؟ (۱۵۵۲ نمایش) - (۶۱ نظر)
می خوام ازدواج کنم ولی به خاطر لاغری اندامم خواستگار ندارم (۱۸۸۷ نمایش) - (۶۳ نظر)
فکر می کنم به خاطر قدم که 172 هست ، کم خواستگار دارم (۱۷۶۶ نمایش) - (۵۲ نظر)
آیا سر نوشت منه پسر مجرد که تا الان پاک بودم باید این باشه؟ (۱۷۱۸ نمایش) - (۴۱ نظر)
نمی خوام دیگه کسی تو زندگیم به اسم دوست پسر باشه (۲۶۱۸ نمایش) - (۶۹ نظر)
دختران چادری، مسلمان و مذهبی واقعی باشید (۱۶۷۸ نمایش) - (۸۳ نظر)
در ازدواج، دختر چه امتیازی قراره به پسر بده ؟ (۱۶۷۶ نمایش) - (۵۴ نظر)
ازدواج با پسری که به برابری حقوق زن و مرد اعتقاد داره (۲۲۸۵ نمایش) - (۱۵۰ نظر)
چرا بعضی ها ازدواج رو یه غول وحشتناک می بینن ؟ (۱۸۰۰ نمایش) - (۶۴ نظر)
وقتی تو رو می بینیم ... (۱۷۹۳ نمایش) - (۷۴ نظر)
کنار اومدن با پسران باغیرت ولی بی پول (۲۳۹۶ نمایش) - (۶۳ نظر)
جمع بندی دو پست پیدا کردن دختر چادری و شروط ازدواج (۱۶۵۹ نمایش) - (۷۷ نظر)
موانع ابراز علاقه بعضی از پسران به یک دختر باوقار (۱۹۱۹ نمایش) - (۳۳ نظر)
خونه مون شده عین یه هتل (۱۵۱۹ نمایش) - (۴۶ نظر)
نمیتونم که تا 60 سالگی عفت پیشه کنم (۳۴۳۹ نمایش) - (۱۲۲ نظر)
بعد از ازدواج فهمیدم که همسرم قبلا ... (۲۸۵۹ نمایش) - (۸۴ نظر)
فهمیدم نامزدم قبلا دوست پسر داشته ، در مرحله قبل طلاق هستیم (۵۱۴۹ نمایش) - (۲۴۳ نظر)
سوال حیاتی از دختران چادری و مذهبی واقعی (۲۲۵۹ نمایش) - (۸۰ نظر)
دست درازی در راهپیمایی روز حجاب و موقع تشیع 13 شهید (۲۰۱۸ نمایش) - (۷۳ نظر)
خودم رو برای مجرد موندن آماده کردم (۱۶۸۴ نمایش) - (۳۹ نظر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۲۷۶۷ نمایش) - (۵۰ نظر)
پیدا کردن دختر چادری واقعی و مناسب برای ازدواج (۲۳۲۸ نمایش) - (۱۰۹ نظر)
علت نگاه های پسران به خودم رو نمی فهمم (۱۹۶۹ نمایش) - (۷۷ نظر)
خواستگارم با فانتزی هام تفاوت داره (۱۵۶۶ نمایش) - (۳۳ نظر)
خواستگاری دارم که نمیتونم ازش دل بکنم (۱۴۱۲ نمایش) - (۲۰ نظر)
جلب توجه با پوشش هم حدی داره (۲۲۷۲ نمایش) - (۸۹ نظر)

صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۶۰۷ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۹۸۵ نمایش) - (۹۰ نظر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۱۰۴۷ نمایش) - (۳۴ نظر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۱۲۲۲ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۸۸۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۱۰۱۰ نمایش) - (۴۵ نظر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۲۶۹۱ نمایش) - (۵۷ نظر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۲۷۶۷ نمایش) - (۵۰ نظر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۷۱۰ نمایش) - (۲۰ نظر)
راهکارهای صرفه جویی در آب، برق، گاز و ... (۵۲۷ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۲۶۹۰ نمایش) - (۵۶ نظر)
پیشنهاد ایجاد صفحه برای رشته های مختلف تحصیلی (۴۲۳ نمایش) - (۴ نظر)
داستان ماجراهای ساختمان خانواده برتر (۷۷۵ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه معرفی مشاور خانواده به تفکیک استان (۴۵۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه معرفی روانشناس به تفکیک استان (۳۵۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه کنکوری های 98 - پست اول (۲۱۳۳ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه گفتگوی گوهران کشف نشده (۵۶۳۳ نمایش) - (۳۲۲ نظر)
صفحه گفتگوی پسران درک نشده (۱۸۱۷ نمایش) - (۲۳ نظر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های 97 - (2) (۳۸۸۹ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه گفتگوی تک فرزندان خانواده برتر (۳۹۶ نمایش) - (۰ نظر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های 97 (۴۵۱۹۰ نمایش) - (۸۵۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۹ نمایش) - (۴ نظر)
خاطرات جالب و خنده دارتون رو بگید (۲۸۴۷ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه ی طنز پردازان خانواده برتری (۳۷۱۲ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۳۶۳۵ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (۴۴۸۴۰ نمایش) - (۳۹۸ نظر)

درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۸۲۶۴ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۲۱۰ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۲۳۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۲۸۰ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۵۶۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۲۶۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۵۲۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۰۶ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۳۰۴ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۲۶۲ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۲۳۷ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۴۲۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۴۳۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۲۸۸ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۳۸۰ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۲۹۳ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۳۷۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۱۷۰۱۸ نمایش) - (۲۳۴ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۵۴۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۲۸۶۰ نمایش) - (۱۶۳ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۷۱۰ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۹۴۷ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۷۵۰ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۱۲۲۳ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۱۰۴۲ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۴۳۶۹ نمایش) - (۱۹۷ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۸۳۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۹۹۶ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۷۱۲ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۱۳۳۵ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۱۵۴۷ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۳۹۴۵ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۰۵۹ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۱۶۱ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۲۱۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۱۳۸۹ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۱۲۳۶ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۵۱۸۹ نمایش) - (۳۲۱ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۱۵۱۳ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۱۳۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۱۶۱۶ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۶۵۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۹۵۵ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۰۰۴۰ نمایش) - (۷۴۱ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۶۳۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۲۰۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۷۶۲۲ نمایش) - (۲۳۴ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۴۶۸۲ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۸۹۷ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۳۶۶۰ نمایش) - (۱۰۰ نظر)


۱۹۹ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

احساس میکنم آلتم گیرنده های عصبی ضعیفی داره

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۱۳۲۱ بازدید توسط ۹۹۰ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۵۰

    مشکل در فروش طبقه دوم خونه

    با سلام بنده از کاربران سایت هستم سوالی دارم میخوام از نظرات ارزنده شماها استفاده کنم ممنون میشم.

    من در خانواده ای زندگی میکنم که از نظر مالی در شرایط متوسط به پایین هستیم ولی حلال بودن روزی برامون مهمتر از زیاد بودنش هست. 5 نفر هستیم پدر و مادر ، من و برادرم که شاغل و دانشجو هست که کلا خرج و مخارجش رو خودش تامین میکنه و یکی از خواهرام که ازدواج نکرده و با ما است.

    ما حدود 7 سال پیش تو خونه ای زندگی میکردیم که کوچیک بود و پایین شهر محسوب میشد. وقتی پدر بزرگ مادریم فوت شدن دایی ها و خاله هام تصمیم گرفتن خونه پدر بزرگم رو بفروشن و بین وراث تقسیم کنن. دایی کوچک من از مادر و پدرم خواست که باهاش به صورت مشارکتی خونه پدربزرگ رو بخریم چون 2 طبقه بود و بزرگ تر از خونه ما.

    ما هم قبول کردیم. ایشون ازدواج کرده بودن و 2 تا بچه خیلی شیطون داشتن. وقتی اومدیم این خونه جدیدمون روی دیگری رو از این خانواده دیدیم. زن داییم بچه هاش رو میذاشت خونه ما و میرفت دنبال کاراش.

    منم اون موقع کنکور داشتم و مجبور بودم درس بخونم اما اینا نمیذاشتن اونقدر که شلوغ و پر رو بودن. کلا خونه ما بودن و همه جا رو به هم میریختن و سر و صدا میکردن. دایی و زنداییم هم خیالشون نبود تا در نهایت ازشون خواستم که هر وقت میان با پدر و مادرشون بیان و به صورت مهمان بیان و برن..آخه آسایش برامون نذاشته بودن و بهشون برخورد..

    بعد اون روابط ما کمتر و کمتر شد. بعدش اونا ماهواره تهیه کردن و وارد یه مسیر دیگه شدن.. به ما ربطی نداشت ولی خوب رفته رفته دیگه طوری شد که قطع رابطه کردیم..جایش نیست که بگم سر ازدواج یکی از خواهرام چه کارا میکرد این زنداییم که بهم بخوره.. ولی به خدا هر کس میبینه و میشنوه میگه از اول نباید با اینا شریک میشدین..


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل متفرقه (۶۲۲ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۹) پاسخ های مردم
    • ۱۳۶۶ بازدید توسط ۱۰۲۵ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    گاهی وقتا میگم من باید مرد میشدم و شوهرم زن

    با سلام و تشکر از سایت خوب و مفیدتون

    من خانمی 24 ساله هستم که یک سال و نیمه که ازدواج کردم و تو عقد هستم. مشکل من اینه که بینهایت خونسردم :(

    بنده هیچ مشکلی با همسرم ندارم و عاشقشم و اونقدر خوبیم باهم که تصور اینو نمیتونم بکنم که یه روزی پیش هم نباشیم...

    ولی خیلی به کمکتون احتیاج دارم چون کش پیدا کردن این مسئله به مرور زمان باعث اتفاقات جبران ناپذیری میشه

    حالا اصل قضیه که یکم با جزییات میگم؛

    اولین مورد مسایل زناشویی هست شوهرم خیلی جذاب و خوشگله ، تعریف نباشه مجردیش خیلی کشته مرده داشته من عاشق استایل و چهره شم منتها نمیدونم چرا کششی تو خودم نمیبینم که برم سمتش. یه جورایی وقتی اون رابطه رو شروع میکنه و من میرم وسط ماجرا :) میبینم که چقد احتیاج داشتم ولی هیچ وقت شروع کننده نیستم و این شوهرمو اذیت میکنه متاسفانه.

    دوس داره به اندامش توجه کنم نه فقط اندام جنسی دوس داره با استایلش حال کنم ولی من اصلا برام مهم نیست.

    ما شهرامون از هم دوره من وقتی پیش مامانم اینا هستم انگار نه انگار شوهر دارم دیر به دیر زنگ میزنمو پیام میدم ولی با همه وجود دوسش دارم ولی اون خیلی احساساتی و زود میشکنه. گاهی وقتا میگم من باید مرد میشدم و اون زن.

    البته همه اینا برمیگرده به گذشته ای که داشتم با تمام عواطف دخترونه از طرف کسی که دوسش داشتم شکست بدی خوردم و بعد اون قضیه خیلی سنگ دل و بی عاطفه شدم.

    بعد اون قضیه بزرگ تر شدم ولی اون اتفاق تاثیر بدی رو زندگیم گذاشته. نمیتونم احساس واقعیمو بروز بدم با تمام اینکه میبینم زندگیم داره از بین میره البته طولانی شدن عقدمم خیلی مسبب این ماجرا هست.

    من خیلی بی عاطفه و خونسردم. چیزی به نام احساس ندارم. خیلی کم گریه میکنم در بدترین شرایط.تشنه محبتم ولی محبت نمیکنم. این رفتارام داره اذیتم میکنه.

    نمیدونم کسی میتونه حالمو بفهمه یا نه ، همسرم چیزی بهم نمیگه که دلم نشکنه ولی من ناراحتیشو حس میکنم :(


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • (۱۸) پاسخ های مردم
    • ۱۷۴۲ بازدید توسط ۱۴۹۶ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    از وقت ازدواجم داره میگذره ولی خانواده ام اصلا به فکرم نیستن

    سلام

    با وجود اینکه از وقت ازدواجم داره میگذره و دارم وارد 30 سالگی می شم ولی خانواده ام اصلا به فکرم نیستن. خودمم که شخص خاصی رو در نظر ندارم که بهشون بگم فلانی رو می خوام. به شدت احساس خستگی و تنهایی می کنم. نمی دونم شاید این به خاطر خوب بودن خودم هستش.. شاید زیاد از حد خوبم نسبت بهشون .

    واقعیتش اینه که نسبت به احترام و خوبی کردن به پدر و مادر خیلی حساسم و همیشه سعیم بر این بوده که نذارم چیزی تو زندگی اذیتشون کنه حتی اگه خودم به خاطرش اذیت بشم .

    نه این که هیچ مشکلی نداشته باشیم و همه چیزو براشون فراهم کرده باشم ولی تا اونجایی که از دستم بر می اومده هواشونو داشتم و اینو جزء وظیفه خودم می دونستم و می دونم.

    به خاطر همین طرز رفتارم فکر میکنم اونا فکر می کنن هنوز بچه ام . با این که خارج از خونه خیلی موفقم و همه بهم احترام میذارن ولی توی خانواده به چشم یه بچه به من نگاه می کنن .البته هیچ وقت از این قضیه ناراحت نبودم. چون خارج از خونه چه دانشگاه و چه محل کارم از دوستان و همکاران احترام دریافت می کنم.

    ولی اخیرا این فکر که اونا اصلا به فکرم نیستن به شدت اذیتم می کنه موندم چی کار کنم، بهشون بگم بابا اگه من اینقدر در برابرتون متواضعم دلیل بر این نیست که دیگه هیچ نیاز دیگه ای ندارم زن نمیخوام ؟ زندگی نمی خوام ؟ و ...

    از یه طرف هم حجب و حیایی که هست نمیذاره مستقیم بگم بهشون. اونا هم که ماشالله انگار نه انگار. من نیاز مالی ندارم که مثلا پدرم کمکم کنه ولی حداقل انتظار دارم یه بار جدی بگن تو اصلا قصد ازدواج داری یا نه ؟

    البته اینا همه درد دل بود چون تو فضای واقعی کسی نیست که حرفاتو بهش بگی ... ولی اینجا حداقل میتونی مطرح کنی و یه چند نفر بهت دلداری بدن . خخخخخخ

    ولی از تموم پدر و مادرایی که این مطلبو می خونن و اقایون و خانومای مجردی که ایشالله در اینده ای خیلی نزدیک مامان بابا میشن می خوام خواهش کنم همون قدر که به فکر نیاز های مادی فرزندانشون هستن به فکر نیازهای عاطفیشون هم باشن که این دومی شاید از اون اولی خیلی مهمتر و حساستر باشه. دومی باعث می شه که فرزندتون احساس امنیت کنه و احساس کنه کسی تو زندگیش هست که به فکرشه و اونو درک می کنه..


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۳ مطلب)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • (۲۱) پاسخ های مردم
    • ۱۰۹۳ بازدید توسط ۹۳۰ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    پسری ازم خواستگاری کرده که مورد توجه دختراست

    سلام

    من یه دختر21 سالم دانشجوی پزشکی هستم . تو دانشگاه یکی از پسرای ترم بالایی هست که بین دخترا سوژه س . اکثر وقتا وقتی دور هم جمع میشیم شروع میکنن از این پسره حرف میزنن. مثلا از خوشگلی ، جذابیتش ، هیکل خوبش ، غرورش ، اینکه خیلی طرف دخترا نمیره و از همه مهم تر پولدار بودنش خخخخخ. خلاصه اینکه دخترا خیلی بهش توجه میکنن.

    این پسر 25 ساله یه چند باری واسه چند تا کار پیشش رفتم چند بار از تلگرام یه سری چیزا برام فرستاد (درسی).

    یه بار تو تلگرام بهم پی ام داد که میخوام بیرون ببینمتون ولی خیلی اصرار داشت کسی نفهمه منم قبول کردم. بیرون ازم خاستگاری کرد منم واقعا دست پاچه شده بودم. گفتم باید فک کنم .

    هر چی فکر میکنم این پسره چیزه بدی نداره همه چیزاش خوبن. خیلی ادمه مهربونیه من که خودم ندیدم از استادام و بچه ها شنیدم خلاصه همه چی تمومه .

    ولی میترسم چون خیلی دخترا بهش توجه میکنن خیلی میرن طرفش میترسم تو زندگیمونم اینجوری بشه بعدا همش باید عذاب بکشم. منم خیلی ادمه حساسیم دوس ندارم شوهر آیندم دخترا خیلی اطرافش باشن . خانما بهتر منو درک میکنن

    بنظرتون چیکار کنم با این وضعیت ؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۴۳۷ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۵۷) پاسخ های مردم
    • ۲۴۱۴ بازدید توسط ۱۹۳۶ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    میدونم هیچ پسری دنبال دختر 90 کیلویی نیست

    سلام به همه خانواده برتری های خوب و نازنین

    من یکی از خواننده های خاموش این وبلاگ مفید هستم خواهش میکنم این متنو بخونید فکر کنید ابجیتونم راهنماییم کنید .

    من یه دختر 22 سالم و از یک خانواده خوب و تقریبا سرشناس در شهری که زندگی میکنم از 18 سالگی به ازدواج فکر میکردم و میخواستم برای ازدواج خودمو آماده کنم .

    اوایل کم ولی بعدش جدی تحقیقاتمو شروع کردم. الان حس میکنم آمادم که وارد زندگی بشم ولی شرایط ازدواج رو ندارم اول نقاط مثبت خودمو میگم .

    ببینید من 3 سالی میشه که دارم در زمینه ازدواج مطالعه می کنم و کلاس میرم کلی کتاب خوندم و تو کلاسا خیلی چیزا یاد گرفتم خودمو شناختم ، نحوه برخورد با مرد رو سعی کردم یاد بگیرم، ناز و عشوه چیزی بود که یه درصدم بلد نبودم ولی یاد گرفتم.

    ویژگی های آقایون ،اینکه چجوری باهاشون صحبت کنی، چجوری خواسته هاتو مطرح کنی چجوری باهاشون رفیق شی و چی کار کنی که براشون معشوقه باشی نه مادر نه معلم و ...

    در کنارش صبر رو یاد گرفتم سعی کردم یاد بگیرم چطوری مایه آرامش همسرم باشم اگه مشکل تو کارش پیش اومد چجوری بهش ارامش بدم ویژگی های جنسیشونو درک کنم و ...

    یه جزوه خیلی خوب برا خودم درست کردم و الانم هر چیز جدیدی پیدا کنم توش مینویسم در کل سعی کردم بزرگ شم و از حالت بچگی و رفتارای بچگانه در بیام تا بتونم یه زندگی خوب داشته باشم .

    اینم بگم همه دوستام و استادام و کسایی که میشناسنم میگن خیلی مهربونی و دوسم دارن واقعا.  یه سری اخلاق ها رو سعی کردم در خودم تقویت کنم مثلا خیرخواه بودن،درک کردن ادما،حرف جا به جا نکردن،فضول نبودن،غیبت نکردن، خوب گوش کردن و آروم حرف زدن و ...

    اما نقاط منفیم ؛

    من زیبا نیستم ، جذابم نیستم ، برام سخته که جزئیات ظاهرمو بگم ولی دارم عذاب میکشم شمام که نمیدونید من کیم میگم که راهنماییم کنید ؛

    کلا ظاهرم خوب نیست ، چشم و ابروم قشنگه ، فقط بینی بزرگی دارم ، لبامم رنگش کبوده و پره ترک عمیق که هیچ رقمه خوب نمیشه ،پوستم اصلا خوب نیست نسبت به همه دوستام پوستم بزرگ تر نشون میده انگار پوست یه زنه 30 سالس، دوره چشم و دور بینیم سیاهه کلی جای جوشو کلا خستس باور کنید کلی دکتر رفتم ولی هیچ وقت نتیجه نداشت .

    موهامم خیلی کم پشته جلو سرمم خیلی خالیه هرکی میبینه میگی چرا کچل شدی دکترم رفتم ازمایش تیروئید و هورمونم دادم یه دوره دارو گرفتم تغییر نکرد ولش کردم . اون چیزی که خیلی عذابم میده وزنمه که 90 کیلوام با قد 164 میدونم خیلی چاقم زیر بغل و کشاله رانو و قوزک پا و زانومم که سیاهه سیاهه دکترم رفتم از جوش شیرین و لیمو و کرم سروینام استفاده کردم خوب نشد .

    البته همیشه نا امید بودم که خوب میشه احساس میکنم خیلی زشتم و همین باعث میشه نتونم ازدواج کنم هیچ پسری تا حالا از من خوشش نیومده دوستام همشون ازدواج کردن و هر وقت سوالی دارن میان از من میپرسن واقعا هم خوب راهنماییشون میکنم چند باریم شنیدم که فامیلو دوست و آشنا میگن دختر خیلی خوبیه حیف که به پسر ما نمیخوره .

    احساس میکنم میتونم یه زندگیمو بچرخونم ولی با ظاهری که دارم هیشکی ازم خوشش نمیاد تو رو خدا کمکم کنید چجوری خوشگل شم ؟

    میدونم هیچ پسری دنبال دختر 90 کیلویی نیست حتی اگه دختره اخلاقشم خیلی خوب باشه و خونواده دار باشه من برای تک تک روزای بعد ازدواجم برنامه دارم از عشوه و زنانگی بگیر تا هنرو زندگی ولی حس میکنم حتی اگه لاغر بشمم باز کسی سراغم نمیاد بیشتر چاقیمم بخاطر پر خوری عصبی که دارم .

    اصلا خودمو میبینم حالم بد میشه پوستمم که شده مایه ابروریزیم ابجیا و داداشای خانواده برتر لطفا راهنماییم کنید


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۴۳۷ مطلب)

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • (۱۰۰) پاسخ های مردم
    • ۳۷۳۸ بازدید توسط ۲۹۲۹ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    در مورد مهریه بهتر نیست قبل از خواستگاری رسمی صحبت کنم ؟

    با سلام
    من 26 سالمه با دختری در ارتباطم که 4 سال از خودم کوچکتره .ما به قصد ازدواج با هم آشنا شدیم .در طول دوران آشنایی هم سعی کردیم شناخت کاملی از هم پیدا کنیم و در مورد همه چی صحبت کردیم.
    من یکی از سوالاتی که ازش پرسیدم در مورد مهریه بود و اون گفت برا مادرم مهمه مثلا بین 300 تا 500 که منم گفتم من خانواده ام خیلی رو مهریه حساسن نهایتش 114 رو قبول کنن.
    گذشت و من موضوع رو با خانوادم مطرح کردم اونا هم قبول کردن ولی از شانس بد من دست گذاشتن رو همین موضوع ، پدرم گفت کار که داری خونه ام بهت میدم ماشینم بهت میدم فقط من دنیا زیر و رو بشه 14 تا بیشتر مهریه قبول نمیکنم.
    حالا چند وقت مونده تا خواستگاری آیا من این موضوع رو به دختره بگم ؟ نریم اونجا خانواده اون مهریه بالا بگن خانواده منم عمرا قبول کنن. من خودم فکر میکردم 114 رو مد نظرشون باشه ولی گفتن 14 تا نه کمتر نه  بیشتر. به نظر شما چی کار کنم؟
    بذارم تا روز خواستگاری یا از الان به دختر بگم که با خانوادش مطرح کنه و بگه؟ خانواده ام گفتن همه کار میکنیم از خونه گرفته تا خرید طلا و گرفتن عروسی ولی مهریه بالا قبول نمیکنیم.
    ممنون میشم کمکم کنید.

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مهریه (۷۴ مطلب)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • (۹۰) پاسخ های مردم
    • ۲۲۰۵ بازدید توسط ۱۷۵۶ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    یک مرد مطلقه با دختر ازدواج کنه یا زن مطلقه؟

    سلام

    میخوام از دخترهای مجرد این سایت بپرسم ترجیح میدن با یک پسر ازدواج کنن یا یک مرد مطلقه که بچه هم نداره ؟

    خانوم های متاهلی که مشغول زندگی هستند چه نسخه ای برای این سوال میپیچن و با توجه به چشیدنه سرد و گرمه زندگی و  دیدنه بالا و پایینهای زندگی چه توصیه ای دارن؟ اقایونی که تجربه داشتن و یا در اطرافیانه خودشون دیدن چه توصیه ای میکنن؟

    من حدود 16 ماه زندگی مشترک داشتم و بدونه بچه هستم و 4 ساله که جدا شدم ( سال 1391) . دلیل جداییمون هم عدم تفاهم  و یک سری مسائل دیگه بود .
    ---------------
    جوابهای این سوال برام خیلی مهمه و میخوام توی تصمیم گیری برای ازدواج مجدد ایندم به کار ببندم و بی نهایت از جوابهای دوستان سپاسگزارم


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۵۳ مطلب) ازدواج با مردی که قبلا ازدواج کرده (۱۵ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۵۹) پاسخ های مردم
    • ۱۸۴۶ بازدید توسط ۱۴۹۵ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    من نمیدونم با عقلم تصمیم بگیرم یا با دلم ؟

    با سلام به خانواده برتری ها

    سال اخر دبیرستان یه معلمی داشتم که نمونه واقعی یک انسان کامل بودن ، ایشون اصالتا روستایی اند و تو بچگی پدرشونو از دست دادن و از همون اول مجبور شدن رو پای خودشون واییستن واسه همینم خیلی آدم پخته ای اند .

    ایشون به قدری تو شهر ما معروف اند که به هر کسی برسین ازشون تعریف میکنه مثلا تو کلاس کلی ما رو تشویق میکردن که حتما بعد ازدواج هم درس بخونید و آیندتونو بسازید و...

    و شدیدا دست به خیر هستن. تو بحث معلمی ایشون یه دبیر سخت گیر یه درس سخت ! با تدریس عالی بودن و حد فاصله با دانش اموز و حفظ میکردن ، مثلا با اینکه خوش اخلاق بودن ولی بسیار دیسیپلین داشتن و منضبط بودن.

    هم جذابیت های ظاهری داشتن مثل حرکات شدیدااا مردونه و سنگین و قد بلند و چهارشونه . ایشون به محض اینکه خانواده منو شناختن توجهشون بهم بیشتر شد چون میخواستن بشناسن منو وگرنه آدمی نیستن که به خاطره خانواده کسی باهاش گرم برخورد کنن تو کلاس.

    بعد رفته رفته چون من شدیدا مودب بودم و... انگار به دلشون نشستم و شما فکر کنید دبیره معروفی با اون ابهت و دیسیپلین تو کلاس فقط با شما گرم حرف بزنه! و با اینکه امتحانو خراب کنی کارنامه نمره هات 20 شه اونم نمره های همچین دبیری! ایشون هم محله ما هم بودن و من بعد دوران دبیرستان چند بار دیدمشون و خیلی گرم حرف زدیم.

    خلاصه ماجرا این بود که شدیدا همو پسندیده بودیم طوری که ایشون وقتی منو میدیدن با وجود اون غرور مردونشون هول میشدن! ایشون موقع جوونی رفتن خاستگاری یه خانواده چون روستایی بودن ردشون کردن بعد همسر اولشون هم روستایی خودشون بود که فوت شدن و یه پسر کوچیک دارن از ایشون. خانوم ایشون به یکی از بستگانمون گفته بود که شوهرم انقد از دخترتون تعریف میکنه که میگه اگه پسرم بزرگ تر بود واسش خواستگاری میکردم! و کلی ماجرا های دیگه!

    الان من 28 سالمه و با تشویق های ایشون یکی از بهترین شغلا رو دارم و ایشون 48 سالشونه و همسرشونم پارسال فوت شدن و پسرشونم که 11.12 سالی دارن. من طول این مدت یعنی از 19 سالگی با اینکه کلا ندیدمشون ولی هیچ وقت نتونستم فراموششون کنم چون آدمی مثل ایشون ندیدم!

    الان ما 20 سال اختلاف سنی داریم! و اینطوری بهتون بگم که طوری عاشق ایشونم که اگه فقط یه روزم باشه طول دوران زندگی مشترکمون حاضرم باز باهاشون ازدواج کنم.الان ایشون یه قدم جلو اومدن ولی من نمیدونم با عقلم تصمیم بگیرم یا با دلم!


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۴۳۷ مطلب) اختلاف سن در ازدواج (۲۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۴) پاسخ های مردم
    • ۱۱۹۷ بازدید توسط ۱۰۲۰ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    یه عروس باید رفتارش با برادر شوهرش چه طور باشه ؟

    سلام

    وقت بخیر‌

    خانمی هستم که حدودا دو سالی میشه که عقد کردم و نامزدم. برادر شوهری دارم که از من یکسال بزرگتره و هنوز مجرده. سعی کردم رفتارم با برادر شوهرم در حد شرعی و اسلامی باشه. نه خیلی خشک باشم و نه خیلی شوخ طبع و شیطون .

    اما تازگی ها رفتار برادر شوهرم با من عوض شده و خلاصه خیلی داره با من گرم میگیره و من اصلا به ایشون رو نمیدم و اجازه نمیدم که حسابی خودمونی بشه. ولی حسابی داره با من شوخی میکنه و این من رو معذب میکنه.

    از دیدگاه شما باید با ایشون چه رفتاری داشته باشم تا بفهمه که باید حد خودش رو رعایت کنه؟

    اصلا یه عروس باید رفتارش با برادر شوهرش چه طور باشه تا برادر شوهرش به گناه نیاُفته؟ و پیش خودش فکر های بد نکنه در مورد عروس شون ؟



    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    تعامل با خانواده (۳۴۴ مطلب)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • (۲۵) پاسخ های مردم
    • ۱۹۲۱ بازدید توسط ۱۵۹۳ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    با رتبه ی تاپ کنکور میشه کسب درآمد کرد ؟

    سلام

    میخواستم بپرسم کسی که کنکور میده و رتبش سه رقمی میشه و حالا این شخص میتونه بهترین مهندسی ها توی بهترین دانشگاه ها بخونه میتونه درآمدی واسه خودش داشته باشه ؟

    یعنی تدریس کنه یا مشاوره بده یا هر چیز دیگه ؟ رتبه تاپ کنکورش یعنی بدردش میخوره ؟ یا نه توی دوره ی دانشجویی میتونه کاری کنه نه بعد اون ؟ ( اصلا تصور این گزینه هم ترسناک و گریه داره اما مطمئنم اکثرا همین رو میگید )


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    کسب و کار (۳۴۹ مطلب) اشتغال دانشجویی (۲۶ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۸) پاسخ های مردم
    • ۹۲۶ بازدید توسط ۷۵۱ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    چطوری زن سابقم رو فراموش کنم ؟

    سلا

    میخوام اگر خودتون تجربه دارین یا تو دوست و آشنا دیدین راهنماییم کنید . چطوری زن سابقم رو فراموش کنم ؟ 10 سال زنم بود.خیلی دوسش دارم هنوز و خونه بدون اون هیچ لطفی نداره.

    دلم براش تنگ میشه و فکر این که بره با یک آدم دیگه دیوانم می کنه. از طرفی در اختلافاتمون خانوادم خیلی مقصر بودن و منم کم گذاشتم براش الان با شرایط خیلی سخت زندگی می کنه عذاب وجدان هم دارم.

    در ضمن بگم هیچ امیدی به برگشتنش نیست.آب پاکیو ریخته رو دستم.


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    زندگی بعد از جدایی (۸ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۹۲) پاسخ های مردم
    • ۵۱۲۹ بازدید توسط ۴۱۵۲ نفر
    • پنجشنبه ۲۹ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    وقتش رسیده که انتخابم رو انجام بدم

    سلام
    من پسری ۲۴ ساله ام ، هم خودم و هم خانواده ام مذهبی ایم. تقریبا از پارسال همین موقع ها احساس واقعی نیاز به ازدواج کردم ( خصوصا از جانب احساسی ) و دیدم دیگه موقع اش هست.
    تقریبا از همه نظر اوکی هست شرایطم برا ازدواج . خوب دنبال مورد مناسب میگشتم برا ازدواج که از اوایل امسال که با دو تا از همکلاسی هایم که تو ترم های قبل تا حدود کمی و در حد اسم و فامیل آشنایی ازشون داشتم و کاملا مذهبی بودن ارتباط در حد پیامک و تلگرام و ارتباط در حریم درس و دانشگاه پیدا کردم از نظر پیامی فقط تبریک و تسلیت مناسبتهای دینی داشتم، که "تقریبا" با کم محلیشون روبرو میشدم هر جور فکر کردم دیدم این دو مورد هر دوشون خیلی برام مناسبن ولی هیچکدوم چراغ سبز بهم نشون ندادن که تصمیم به قطع ارتباط با نفر مقابل کنم.
    خلاصه اینکه، یه پنج ماهی این مدت طول کشید و دیدم انگار دارم خودم رو وابسته میکنم و همچنین ممکنه ایشان رو هم وابسته کنم و متاسفانه از طرفی نمیخواستم وارد رابطه ای دیگه بشم و به مورد های دیگه فکر کنم و از طرفی این دو مورد هم تو این مدت هیچکدوم بهم چراغ سبز که بدونم شاید برام معنای مناسبی رو داشته باشه نداشتم.
    یه بار هم به یکیشون پیشنهاد آشنایی دادم که ایشون خیلی خیلی محترمانه بهم جواب دادن که بذارید مثل دو تا همکلاسی باقی بمونیم، و احساس و فکرم تو اون زمان اینو بهم نشون داد که احتمالا فعلا داخل یک رابطه هستند و بهتره مزاحمشون نشم بنابراین منم از نوع پاسخ دادنشون تشکر کردم و دیگه بهشون پیام ندادم.
    یه مورد دیگه شون هم شرایط خاصی داشت و من در این مورد ازشون سوال کردم که ایشون جواب ندادن و وقتی تحقیق کردم به جوابم رسیدم اما متاسفانه به گوششون رسید که من در مورد شون سوال کردم.
    با مسائلی که پیش اومد فهمیدم که نمیتونم با روشی که پیش گرفتم نمیتونم مورد مناسبی که به شرایطم بخوره پیدا کنم، بنابراین ، با تغییر کامل موضع سعی کردم راهی که مناسب خودم هست رو پی بگیرم و دیگه بهشون پیام یا ارتباطی نداشتم و سعی کردم منطقی برخورد کنم.
    بعد از این موضوعات مدتی گذشت و فهمیدم که متاسفانه هر دو دختر رو به خودم وابسته کردم و الان نمیتونم برا هیچ کدومشون اقدام کنم و از طرفی مورد های مناسب دیگه ای هم بهم پیشنهاد میشه و موقعش هست که دیگه انتخابم رو انجام بدم و خواستگاریم رو انجام بدم و امیدم بخدا باشه.
    اما از طرفی نمیخوام شروع زندگیم با یکی از این موردها با ناراحتی و احساس شکست در مورد دیگه همراه باشه و احساس و قلبی شکسته بشه، گاهی حتی فکر میکنم برای مورد ثالثی اقدام کنم تا هیچ ناراحتی پیش نیاد.
    سه تا سوال داشتم:
    پیشنهاد شما به من در این موقعیت چیه؟ ( اگه ممکنه تا حد ممکن جوابتون اجرایی و خط دهنده به فکرهام باشه)

    سوال اصلی ام:  نظر دختران، در مورد پسری که بهش در مورد کیس ازدواج فکر میکرده و دختر خانم تا حدی بهش وابستگی پیدا کرده و آقا پسر هم این موضوع رو میدونه اما به دلیل شرایط موجود الان به خواستگاری یکی دیگه رفته چیه؟

    همچنین با اهمیت کمتر جواب این سوال هم برام مهمه که : نظر دختران در مورد آقا پسری که بهش به عنوان کیس ازدواج فکر میکرده و دختر خانم تا حدودی هم بهش وابستگی پیدا کرده بوده و حالا آقا پسر به خواستگاری دختری دیگه رفته و جواب نگرفته و الان به خواستگاری ایشون اومده چیه؟

    خواهش میکنم دختر خانم هایی که تجربه این مورد ها یا مشابهش رو داشتند جواب بدهند
    هم احساس و هم فکرتون رو بیان کنید
    همچنین خواهشم اینه که اگه ممکنه هر چه بیشتر پاسخ ها ملموس باشه و اگه تجربه ای هم دارید بگید و در پاسخ سوالهام جواب بدید و نه در نقد عملکردم. (به اشتباهاتم پی بردم)

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۳ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۵) پاسخ های مردم
    • ۱۲۲۲ بازدید توسط ۹۷۷ نفر
    • پنجشنبه ۲۹ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    کدوم بیماری با نزدیکی کردن باعث مرگ یا فلج شدن میشه ؟!

    با سلام

    من حدود دو  ساله که با پسری دوست هستم هر دفعه که موضوع ازدواج رو پیش  میگفت من شرایطشو ندارم تا این که این اواخر به من گفت بیماری ارثی داره که نمیتونه با خانمی نزدیکی داشته باشه اگر نزدیکی داشته باشه باعث مرگ ،فلج و بیماری های دیگه ای میشه .

    در ضمن نمیتونه بچه دار بشه  و میگه باید با کسی ازدواج کنه که خونش مثل خودش باشه . میخواستم بدونم کسی از این بیماری اطلاع داره ؟

    اگر اطلاع دارین اسم بیماری رو به من بگین یا اگه راهی برای درمان اون وجود داره ؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۴۳۷ مطلب)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • (۲۸) پاسخ های مردم
    • ۱۷۸۱ بازدید توسط ۱۵۱۱ نفر
    • پنجشنبه ۲۹ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    پروانه ای شدن یکی از عوارض ازدواج فامیلی

    «اپیدرمولیز بولوسا» با نام اختصاری «EB» ( پروانه ای شدن ) یک بیماری ارثی در بافت های پوستی است که در پوست و غشای مخاطی ایجاد تاول می کند.

    بیماری پروانه ای

    این بیماری به دلیل نازک شدن پوست و آسیب پذیری آن به بال های پروانه تشبیه می شود، و در ایران با نام بیماری « پروانه ای » شناخته شده است.


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    ازدواج فامیلی (۶۴ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۱۱) پاسخ های مردم
    • ۱۵۳۷ بازدید توسط ۱۰۵۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۹ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    آیا شوهر من یه مازوخیسمه ؟

    با سلام

    دختری 28 ساله و در دوران عقد هستم. پیش از نامزدی با همسرم دوست بودم و بسیار ابراز علاقه میکرد به شکلی که خودش رو سگ و ... من معرفی میکرد و این مورد بیشتر پس از جر و بحث ها پیش میومد و فقط کلامی بیان میکرد.

    بعد از عقد دیگه تکرار نکرد اما تو رابطه جنسی ازم میخواد بهش ناسزا بگم و میگه اینجوری لذت بیشتری داره براش و احساس صمیمیت بیشتری میکنه. چند بار کنجکاوی کردم تا مطمئن بشم مازوخیسمه یا نه که کلا دیگه تکرار نکرد اما میدونم که در وجودش هست. نمیدونم چیکار کنم؟

    ازشم سوال کردم چند بار غیر مستقیم اما اصلا بروز نداد . نگرانم که ازم مخفی کنه و دوست دارم اگه مشکلی داره حتما پیش از ازدواج متوجه بشم . ایشون از نظر جنسی هم زیاد گرم نیست و بارها تنها بودیم و شبها کنار هم خوابیدیم ولی رابطه کامل برقرار نکرده و به ارضا از طریق دستای بسنده میکنه.ایا شوهر من یه مازوخیسمه ؟

    راستی چند بار هم بهم گفت دوست داره مسلط باشم بهش .


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    تجربیات پزشکی (۲۳۹ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۸) پاسخ های مردم
    • ۲۰۸۷ بازدید توسط ۱۸۴۶ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۵۰

    معرفی زبانکده خوب در شهر قم

    با عرض سلام و خسته نباشی به اعضای خانواده ی برتر

    راستش من یک ماهی میشه که دانشجوی شهر قم شدم و کنارش میخوام زبانکده برم و مدرک ایلتس ام و بگیرم ، از  کاربرای عزیزی که تو شهر قم زندگی میکنن خواهش میکنم من و راهنمایی کنند کدوم زبانکده ی قم بهتره و سطح ب ، در ضمن سطح زبانمم متوسطه .

    پیشاپیش از وقتی که میزارید ممنونم


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل متفرقه (۶۲۲ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۷) پاسخ های مردم
    • ۷۵۲ بازدید توسط ۶۱۹ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چرا هیچ کسی بهم ابراز علاقه نمیکنه ؟

    سلام

    دختری 23 ساله و دانشجوی ترم آخر  پرستاری هستم. مانتویی هستم آرایش میکنم اما موهامو بیرون نمیذارم. با پسرا گرم نمیگیرم اما سلام و احوال پرسی میکنم در همین حد با پسرا رفتار میکنم و کلا آدم کم حرف و آرامی هستم  .  پسرای زیادی تو دانشگاه و حتی تو بیمارستان نگام میکنن واسم میخندن دور ورم تاب میخورن که قشنگ مشخصه قصدی دارن .

    منم وقتی این رفتارشون رو میبینم بی تفاوت رفتار میکنم. بی محلی نمیکنم خودمم نمیگیرم فقط آروم سرمو می ندازم پایین رد میشم همین.  اما هیچ کدوم نمیان مستقیم بهم ابراز علاقه کنن تا حالا حتی نیومدن پیشنهاد دوستی یا آشنایی بدن نمیدونم چرا دوست دارم علت اینو بدونم .

    مثلا تو دانشگاه مطمئن بودم چند نفر دوستم دارن اما حتی یه نفرشونم پیشنهاد دوستی یا ازدواج  بهم نداد همه فقط در حد نگاه و خنده و چرخیدن دور و ورم همین و تمام. 


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۴۳۷ مطلب)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۶۳) پاسخ های مردم
    • ۷۳۸۴ بازدید توسط ۵۷۶۳ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    بیماری پوستی لاعلاجم رو در چه مرحله ای از خواستگاری مطرح کنم ؟

    سلام

    از اینکه وقتتون رو میگیرم عذر میخوام .

    من مبتلا به بیماری ای هستم که ناعلاجه . یه نوع بیماری پوستی . اینکه میگم ناعلاجه به این خاطر که اصلا ریشه کن نمیشه ولی میشه با دارو کنترلش کرد . کنترلش گاهی اوقات با عوارضی همراه هست که به همین خاطر من مقداری ازش دوری میکنم .

    بعد از کنترل گاهی اوقات جمع میشه و گاهی اوقات دوباره بعد از درمان تو بدن نمایان میشه . خدا نعمتی که به من داده اینه که  اصلا توی صورتم این بیماری وجود نداره و فقط توی بدنم هست . یه قسمتهایی از نواحی پشت کتفم و مقداری هم کنار آرنج هام . 

    چند تا سوال داشتم خواستم از بقیه سوال کنم ؛

    به نظرتون اگه خواستگاری رفتم اینو حتما جلسه اول به طرف مقالم اطلاع بدم یا برای جلسات دیگه بذارم .

    سوال دوم اینکه اگه جلسه اول نگفتم و از قضا طرفین برای هم مطلوب واقع شدن و تو جلسات بعدی اینو گفتم آیا این خانم از من ناراحت میشه ؟

    سوال سوم اینکه اگه بفرض من جلسه اول همیشه این مطلب رو عرض کنم اصلا کسی پیدا میشه که قبول کنه با من زندگی کنه ؟

    ممنونم از پاسخ دوستان


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۳ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۶) پاسخ های مردم
    • ۹۸۲ بازدید توسط ۸۲۵ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    بی توجهی مرد به زن عین آب ندادن به گله

     سلام

    میخواستم بگم سرد مزاجی و بی توجهی مرد به زن عین آب ندادن به گله . زن افسرده و پژمرده میشه. زنانگی در وجودش خشک میشه و در دراز مدت بیماری افسردگی و نهایتا باعث بیماریهای قلبی و اعصاب میشه. از ته دل می فهمم وقتی یک خانم میگه دلم میخواد با مردی باشم که تشنه منه یعنی چه ؟

    خواهشا اگر هم سرد مزاج هستید نگذارید همسرتون بفهمه جلوی چشمش از مردی ساقط میشین. تا جایی که میشه خودتون برید دنبال درمان و به هر حال هفته ای یکبار هم شده به زور خودتون مجبور کنید که برای رابطه داشتن پیشقدم بشید و خودتون رو خیلی مشتاق نشون بدین. هفته ای یکبار دیگه زیاد نیست. غیر از این زن زنده زنده می میره.

    ناگفته مشخصه منظور من در شرایطیه که زن بهداشت و آراستگی رو رعایت می کنه و اخلاقشم مشکلی نداره.


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در زن داری (۲۴۶ مطلب) مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب)

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • (۱۳) پاسخ های مردم
    • ۱۵۷۵ بازدید توسط ۱۳۲۰ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    دوست ندارم با کسی ازدواج کنم که بهم علاقه ای نداره

    سلام

    راستش خیلی دو دلم که سوالمو بپرسم یا نه ؟ یه سال پیش زن عموم منو برای پسرش خواستگاری کرد . تقریبا بعلت ارتباط بسیار صمیمی مادرامون همه فکر میکردن ما دو تا قراره با هم ازدواج کنیم پس کسی هم از اقوام پا پیش نمیذاشت برای خواستگاری چون از نظر اکثرشون ما مال هم بودیم...

    راستش من از وقتی به سن تکلیف رسیدم خیلی کم با پسرا حرف میزدم آدم مذهبی نبودم ها اتفاقا یه بمب انرژی تو فامیل محسوب میشم که خیلی هم اعتماد بنفسم بالاست ولی بشدت به اخلاقیات پایبند .

    اگه با بقیه افراد نامحرم فامیل یه سلام علیکی بود با پسر عموم همونم نبود اصلا نگاش نمیکردم اونم همین طور ... بیشتر شرم و حیا بود .البته با داداشش که دو سالی ازم کوچکتره خیلی جورم ... و اونم شدیدا مغروره و برعکس خانوادش زیاد خونمون نمی اومد.

    البته یکی دو بار متوجه شدم که مادرش بهش اجازه نداده که بیاد. خلاصه من فکر کردم که خب حتما علاقه ای نداره  که اینجوری سرده ... ولی یه سری رفتارا میکرد که باعث میشد شک کنم مثلا وانمود میکرد اصلا منو نمیبینه ولی من متوجه میشدم داره از تو آینه نگاه میکنه یا وقتی حواسم نیس زل زده بهم یا اینکه میفهمیدم که کلا داره به حرفام گوش میکنه چون همون بحث منو دقیق ادامه میداد ولی اکثرا ارتباط چشمی بود ...

    ولی آخرش مامانم به زن عموم جواب منفی داد و زن عموم امسال دوباره پیشنهادش رو مطرح کرد که این بار خودم نخواستم... چون مامانم شدیدا مخالفه و میگه اگه دلش باهات بود بیشتر خودشو میچسبوند....

    و اینکه برادرم از عمه ام شنیده که با یکی از دخترای فامیل در ارتباط بوده و این قضیه رو هم یکی از دوستای مشترک  داداشم و اون میدونه و به برادرم هم  گفته مادرمم این قضیه رو میدونه ولی فکر نکنم خانوادش بدونن...

    این دختر هم چند ماه پیش با پسر عمه ش ازدواج کرد و انگار همه چی خوبه... و جالبه که الآن دوباره رفت و آمد پسر عموم به خونه مون زیاد شده خیلی زیاد ، اکثرا هم با برادرم هس همه جا. راستش دانشجو یه رشته خیلی خوبه و مطمئنم درسش تموم بشه وضعش عالی میشه کیس خوبی میشه ولی دوست ندارم با کسی ازدواج کنم که بهم علاقه ای نداره و دلش با کس دیگه ای بوده .

    چون تو فامیل همچین مواردی رو دیدم که اصلا زندگی خوبی ندارن و فقط همو تحمل میکنن... از طرفی هر وقت میخوام قیدشو بزنم یاد نگاهای معنی دارمون میوفتم دوباره دچار تردید میشم...

    و عموم چند باری رفته پیش مادر بزرگم که اون بیاد و مامان بابا رو قانع کنه اما اونم نیومد با اینکه همه دوس دارن این وصلت سر بگیره ولی چون پدرم فرزند ارشده خیلی جذبه داره همه اقوام و حتی خواهر برادرمم میترسن از بابام و اتفاقا من خیلیم باهاش صمیمیم...

    اینجا مخالفت پدرم فقط بخاطر نظر منه و البته تا حدودی مادرم ... اما رفت و آمد های اخیر پسر عموم و مشارکت زیادش با برادرم داره کم کم نظر مادرمو عوض میکنه... من واقعا نمیدونم چیکار کنم؟ بهش جواب مثبت بدم ندم ؟ قیدشو بزنم نزنم ؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    ازدواج فامیلی (۶۴ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۵۴) پاسخ های مردم
    • ۱۶۲۱ بازدید توسط ۱۳۱۸ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    مجبورم از پسری که ازش ناراحتم کمک درسی بگیرم

    سلام

    من  دانشجو هستم، تو دانشکاه موضوعم با یه شخصی که پسره، یکی هست من اون موقع ها تازه رفته بودم به کمک یکی نیاز داشتم حالا بماند که این آقاهه ظاهرا با من یه طوری بودن که همه میگفتن از من خوشش میاد... من فقط بخاطر کمک درسی میخواستم ارتباط خوبی داشته باشم باهاشون .

    ولی .... یک دختر پشت سر من که قبلا با دختره دعوام شده بود به آقاهه گفته من قصد مخ زنی دارم کلی نقشه کشیدن دوتایی که اینو ثابت کنه، من قصد و نیتم چیز دیگری هست، که این کاراشون از طریق دوستم به گوشم رسید. در صورتی که این خانمه خودش کارایی میکنه برای همین آقاهه که من اصلا یک هزارمشم نکردم...

    من دیگه نه به این آقاهه پیام فرستادم نه چیزی از اون زمان 8 ماه میگذره اصلا حضوری هم بهشون سلام نمیدم با اینکه واقعا به کمکش نیاز دارم شدیدا... ولی برخلاف بی توجهییم ایشون خیلی توجه نشون میدن .

    ایشون همش میخوان سر حرف رو با من باز کنن یا جزوه میخواد بده یا حزوه میگیره ... من با احترام رفتار میکنم به روش نیاورم که پشت سرم اون اتفاقا افتاده... ولی الان به مشکل برخوردم من از اونجایی که موضوعم با ایشون یکیه از استادم هر چی میپرسم میگه از اون بپرس اون متخصصه...

    ولی من الان هم از یه طرف ازشون بخاطر رفتارش شاکی ام یعنی اصلا علاقه ندارم یک کلمه باهاش صحببت کنم... و از یه طرف میگم باز بپرسم بهونه دستشون میدم باز پشت سرم حرف بزنن... ممنون میشم  شما بگین چیکار کنم.؟

    از یه طرفی هم میخوام غیر مستقیم بگم جریانو ... بعد راحت سوالامو بپرسم ...

    ممنون


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۰۳۶ مطلب)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۱۵) پاسخ های مردم
    • ۱۱۶۰ بازدید توسط ۸۹۵ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    درخواست راهنمایی در مورد بالا بردن ضریب موفقیت در زندگی زناشویی

    سلام دوستان

    دارم به 27 سالگی نزدیک می شم... به لطف پروردگار از بابت خانه و مسکن شخصی و کار و حقوق تأمین هستم و کارمند بوده و حقوق مکفی دارم و خونه شخصی دارم و خودرو هم خودم فعلا اقدام به خریدش نمی کنم.

    از جهت خلق و خو و ادب و شخصیت اجتماعی هم الحمدالله میگن بد نیست... خیلی ها هم میگن عالیه... خیلی ها میگن کاش جات بودیم... نمی دونم...ان شاء الله خوب باشه.

    از جهت ظاهری هم خودم چهره م رو متوسط به پایین می دونم... اگر چه بقیه متوسط می گن.. اما الحمدلله قد و هیکلم مناسب هست. 185 به بالا قدم هست و تیپم رو خودم خیلی دوست دارم.. بقیه هم همیشه ازم به خاطر خوشلباسی و همیشه مرتب پوشی و خوش تیپی تمجید کرده اند..

    از جهت دینی هم سرم تو کار خودم هست... خدا رو شکر در بین اهل فامیل به خوش دینی و قرائت قرآن و ادعیه و دست به خیری معروفم.. لکن خدا اعلم به انسان است از خود او ... خدا خوبی ها را قبول و بدی ها را پاک کند.

    خلاصه...دیگه وقت ازدواجم هست... اصلا کم کم داره می گذره.. خصوصا که این دوران چقدر گذراست... آه از جوانی..

    اما یک احساس ترسی هنوز هست... توکل بایدم... اما هنوز ترس هست... ترس از پا پیش گذاشتن...

    پیشنهاد و مطلب و مشورتی داشتید بگید.. می خوام کم کم اقدام جدی بکنم... هر پیشنهاد و نظری داشتید در رابطه با بالا بردن ضریب موفقیت در زندگی زناشویی منو بی نصیب نگذارید.

    یا علی


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۳ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۱۲) پاسخ های مردم
    • ۷۶۰ بازدید توسط ۶۳۸ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    برای عکس گرفتن تو آتلیه باید چه ژست هایی بگیرم ؟!

    سلام به بر و بچ خانواده برتر
    خواهشااااا به سوالم نخندین،چون واقعا برام سواله!!
    من پسری هستم که چند وقت دیگه عروسیمه،و برای ازدواج کردن هم سختیای زیادی کشیدم که تا به عشقم رسیدم ...
    سوال من اینه که برای عکس گرفتن تو آتلیه باید چه ژستهایی بگیرم (نخندینااا). من کلا آدم خوش عکسی نیستم میخوام بدونم باید چه حرکاتی انجام بدم، چه ژستهایی بگیریم،با عروس خانم چیکار کنم؟؟😍😋
    کلا باید چیکار کنیم که عکسامون خوب بیفته؟ اگه کسی تجربه ای هم داره میتونه در اختیارمون قرار بده ...
    آخه اولین باره که دارم ازدواج میکنم، تجربه شو قبلا نداشتم.
    ممنون از تمامی دوستان...

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مراسم عقد و عروسی (۱۷۷ مطلب) مسائل متفرقه (۶۲۲ مطلب)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • (۲۴) پاسخ های مردم
    • ۲۱۹۶ بازدید توسط ۱۷۲۹ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    تجربیات شما در مورد قرص چربی سوز ال کارنتین

    سلام دوستان

    من پسری 17 ساله با قد 183 و وزن 120 کیلو هستم . چند وقتیه به طور جدی ورزش رو شروع کردم . داشتم درباره چربی سوز ها تحقیق میکردم که به قرص ال کارنتین بر خوردم . میگفتن ی چربی سوز خیلی خوبی هستش که حتی به طور طبیعی در بدن ایجاد میشه و خیلی مزایا داره وی یکی از مزایاش افزایش تولید اسپرم در مردان هستش ... .

    میخواستم بپرسم نظرتون درباره این قرص چی هستش و این چیزایی که گفتن درباره قرص حقیقت داره یا خیر . تو داروخانه ها هم ایرانیش و دوز 250 به طور ازاد هم فروخته میشه ...

    ممنون میشم نظراتتون رو بگید


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    لاغری، چاقی و تناسب اندام (۵۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۸) پاسخ های مردم
    • ۵۴۰۵ بازدید توسط ۴۰۸۶ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    دختر به نسبت خوبی هستم که از یک پسر بد خوشم اومده

    سلام

    من یک دختر به نسبت خوبی هستم که از یک پسر بد خوشم اومده و اصلا برای خودم هم قابل باور نیست.

    راستش من به تیپ و ظاهرم خیلی اهمیت می دم ولی حجابمو رعایت می کنم و ارایش خیلی ملایمی در دانشگاه دارم. در یکی از دانشگاههای خوب ایران در حال تحصیل ارشد هستم. تا حالا همه پیشنهاد هایی که بهم شده ازدواج بوده و یک خصوصیت بدی که دارم اصلا و ابدا ادم احساسی نیستم و حتی مشاوره بهم گفته بود به دلیل زیاد حل کردن ریاضی منطقت خیلی بالا رفته و اصلا این خوب نیست که احساساتت اینقدر ضعیفه.

    تا حالا هیچ کدوم از خواستگارام به دلم ننشستن و حتی چند مورد در دانشگاه بوده که دو سه سال بهم ابراز علاقه می کردن ولی در من ذره ای حس به وجود نیومده.

    حالا قضیه از این قراره یک پسری از هم کلاسیام که به قول بچه ها شاخ دانشگاس!!!! بهم پیشنهاد اشنایی داد ولی اصلا ادم جالبی نیست و اینها رو می دونم که کلی رابطه ج داشته و دختر بازه و ...

    من اولش خیلی عصبانی شدم از اینکه حتی به منی که دختر پاکیم فکر کرده ( این اقا به شدت مغروره طوری که اصلا با دخترها حرف درسی هم نمی زنه ) و بعد از پیشنهادش برخورد خیلی بدی باهاش کردم و حسابی تحقیرش کردم ولی اون درخواستشو چند بار تکرار کرد.

    اما بعد از اینکه رفت همش ته دلم احساس می کردم ازش خوشم میاد ولی می گفتم موقتیه و این احساس به خاطر جذاب بودنشه ولی الان بعد از گذشت مدتها همه رو با اون مقایسه می کنمو حتی بعضی وقتها وسوسه میشم خودم برم باهاش چت کنمو راه اشنایی رو باز کنم ولی باز بعد پشیمون میشم .توی دانشگاهم که همو می بینیم خیلییی برخورد سردی باهام داره و هر دفعه کلی حالم بد میشه.

    اصلا باورم نمیشه منی که همه می گفتن بی احساس ترینی چرا اینجوری شدم.


    پیشنهاد مدیر :

    نظر پسرها در مورد دخترایی که راحت وارد ارتباط میشن چیه ؟

    پسرا از دخترای مغرور خوششون میاد ؟

    میگن خانم ها از پسرای مغرور خوششون میاد، راسته ؟

    تا الان هیچ پسری ازم خوشش نیومده، این غیر عادی نیست ؟

    از هر پسری خوشم میاد طرف یا زن داره یا نامزد

    چیکار کنیم توهم نزنیم که پسری ازمون خوشش میاد؟

    چقدر احتمال داره یه پسر سنگین از یه دختر غیرسنگین خوشش بیاد؟

    مامانم فکر میکنه پسرا از دخترای ساده تر خوششون میاد

    اگه پسری از دختری خوشش بیاد که ازش سرتره ، چکار می کنه ؟

    تا الان هیچ پسری از من خوشش نیومده

    یه پسر 30 ساله ام، چرا از هیچ دختری برای ازدواج خوشم نمیاد ؟

    نمیتونم به پسرا رو بدم حتی به کسی که ازش خوشم میاد

    وقتی از یه پسر خوشم میاد باید چی کار کنم؟

    اگه یه پسری بهم شماره داد، چه واکنشی نشون بدم؟

    بدون واسطه ، چطور به یه پسر بگم که دوسش دارم ؟

    چه طوری از پسرا بدم بیاد؟!

    چطور بدون این که وارد روابط دوستی بشم پسر مورد علاقم رو از دست ندم



    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۴۳۷ مطلب)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • (۲۶) پاسخ های مردم
    • ۱۷۴۳ بازدید توسط ۱۴۵۱ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    علت این که حیوانات هم موقع مرگ درد میکشن چیه ؟

    سلام

    من یه سوالی داشتم میخوام کمکم کنین من یه چیزایی رو درک نمیکنم علت این که حیوانات هم موقع مرگ اینقدر عذاب میکشن نمیفهمم . به چه دلیلی و بر اساس چه حسابی ؟

    ما اگه درد میکشیم شاید بعضی ها بگن گناهکاریم و دلبسته این دنیایم ، ولی اونا چی ؟ راستس چند روز پیش یه بچه گربه ای جلوی چشمام با حالت سختی مرد . گربه ای که به خاطر مریضی حتی نای حرکت نداشت ولی نزدیک مردن ...
    خب گناه این طفل معصوما چیه ؟ چرا اینقدر باید اینا عذاب بکشن فشاری که اگه به من انسان وارد بشه هفتاد بار متلاشی میشم چه برسه به این طفل معصوما... واقعا چرا ؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل متفرقه (۶۲۲ مطلب)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • (۲۴) پاسخ های مردم
    • ۱۱۸۸ بازدید توسط ۹۶۶ نفر
    • سه شنبه ۲۷ مهر ۹۵ - ۲۲:۵۰

    نامزدم از وقتی فهمید دوست داشتنم رو مخفی می کنم رفتارش عوض شد

    سلام
    من یه پسر 29 ساله هستم .
    من نامزدم رو خیلی دوست دارم به حدی که حاضرم جونمو هزار بار واسش بدم اما رو بروش هیچ وقت بروز نمی دادم و یعنی حتی اون نمی دونه که من حتی دوسش دارم در این حد. در واقع تا الان هم همینطور بوده. تا یه روز اون فهمید که من دوست داشتنم رو مخفی می کنم و رفتارش باهام تغییر کرد البته من حس می کنم که اون اینو از یه اشتباه من فهمید.! خلاصه بگذریم...

    می خواستم ببینم خانم ها چه رفتاری با این مساله دارند وقتی که می فهمن نامزدشون دوسشون داره ولی اصلا اصلا بروز نمی ده.. می خوام ببینم که این رفتار نامزدم چرا اینطوریه!!

    اون اگه فهمیده دوسش دارم دیگه چرا اینطوری می کنه...!!! یعنی واقعا منی که عشقم رو کامل بروز ندادم لایق چنین رفتاری هستم؟!! واقعا نمی فهمم اون که فهمیده دوسش دارم از وقتی اینجوری شد خیلی خیلی رفتارش تغییر کرد تا حدی که دارم خیلی آسیب می بینم خواهشا کمکم کنید.!!!


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۷ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۵۸) پاسخ های مردم
    • ۲۲۴۹ بازدید توسط ۱۸۲۱ نفر
    • سه شنبه ۲۷ مهر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    باز شدن گره های بزرگ زندگی با گناه نکردن

    سلام بچه ها

    میخوام در مورد گناه نکردن و باز شدن گره های بزرگ زندگی براتون بگم .توی قران ( ایه 3 سوره طلاق )گفته شده هرکی گناه نکنه منه خدا گره زندگیشه باز میکنم . در واقع یکی از نشونه های باز شدن گره زندگی اینه .چند تا اتفاق پشت سر هم میوفته که به مسیر جدیدی هدایت بشی...
    خوب باشه بد باشه میگذره...
    این دنیا موندگار نیست...این نیز بگذرد...
    اینا همش امتحانات منه تو این دنیا...خدا میخواد ببینه چیکار میکنم...
    اگه شکر کنم قبول میشم اگه غر بزنم مردود میشم... خدایا شکرت...
    خودم میدونم تو همه کاره ای... پس قربون دستت خودت ردیفش کن...
    چون من بنده ضعیفم این گره فقط به دست خودت باز میشه...
    اگه هم بازش نکنی اشکال نداره چون تو یه چیزی میدئنی که من نمیدونم...
    درهر صورت
    خدا ادما رو با نقطه ضعفاشون امتحان میکنه...
    تو مشکلات اگه شکر کنی...نمره بالایی میگیری
    ادما با چیزی امتحان میشن که جیغشون در بیاد...
    هر کی شکر کنه قبوله
    خدا وکیلی ما تا به مشکل بر نخوریم خدا رو صدا نمیزنیم و غافلیم. قبول داری؟

    ما هزار کار میکنیم به یک دلیل خدا یه کار میکنه به هزار دلیل

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۱۵۱ مطلب)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • (۱۷) پاسخ های مردم
    • ۱۱۰۹ بازدید توسط ۹۲۵ نفر
    • سه شنبه ۲۷ مهر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    با آدم هایی که پشت سر دروغ میگن چه برخوردی باید کرد ؟

    سلام دوستان
    من و یکی از اقوام همو دوست داریم و در آینده ای نزدیک ازدواج میکنیم به امید خدا .
    ما هر دو با نقاط قوت و نقاط ضعف خودمون کنار اومدیم و مشکل خاصی نداریم خدا رو شکر . ایشون تو 8 ماهگی پدرشونو از دست دادن و مادرشون با وجود 4 بچه با سختی ها و دشواری های زیادی بزرگشون کرده، ایشونم خیلی خانوادشو دوست داره و ازشون حمایت میکنه با اینکه فرزند آخره .
    من اصرار زیادی داشتم که ایشون رابطه ما رو فعلا با خانوادش درمیون نذاره و بذاره 2 یا 3 ماه به ازدواج بهشون بگه که گوش نکرد و درمیون گذاشت...
    علتشم اینه که خب چون فامیلیم و هم همسایه مادر بزرگم هستن و زیاد میبینمشون خیلی معذب میشم و واقعا از خجالت آب میشم و حتی سلام علیک باهاشونم برام سخته، کلا آدمی هستم که عادت ندارم برم جلوی کسی یا وقتی حواسش نیست برم مقابلش سلام علیک کنم حتما طرف مقابل منو ببینه سلام علیک میکنم

    این مقدمه ای بود برای شرح مشکل و طلب کمک از دوستان:
    مشکل اصلی من با خواهر ایشونه، خواهر بزرگشون تا الان هر وقت منو دیده رفته پشت سرم به ایشون کلی بد و دروغ گفته!
    یک نمونه از گفته ها: روز عقد دختر خالم که دختر عموی ایشون میشه، من اصلا داخل خونه نبودم و همش بیرون بودم و عکس میگرفتم با کسی هم برخورد نداشتم رفته به داداشش گفته با یکی از فامیلامون دعوا کرده!
    یا عید برای تسلیت اومدن خونه مادربزرگم، من و خالم و داییم جلوی در ایستادیم و باهاشون روبوسی کردیم حتی با خواهرش... بعد به داداشش گفته تا ما رو دید رفت تو اتاق اصلا سلام علیک نکرد!
    به خدا همش دروغه، ایشون از من پرسید منم گفتم حقیقت نداره و اگه مایلی میتونی از هر کس دیگه بپرسی چون من برای حرفام شاهد دارم اما خواهرت نه!
    کلا هم تو سلام علیک باهاشون سختمه خجالت میکشم ولی به داداشش گفته خیلی خودشو میگیره
    البته من طوریم که صمیمی ترین دوستانم تو برخورد اول فکر کردن من مغرورم و خودمو میگیرم اما بعدا واقعا عاشق اخلاق و شخصیتم شدن
    از لحاظ فرهنگی خانواده من خیلی بالاتره و پدر و مادرم تحصیل کرده ن، من تو خانواده و اقوام نزدیک تا حالا همچین چیزی ندیدم چه خاله هام چه مامانم چه خواهرشوهراشون هیچکدومشون این اخلاق افتضاح رو ندارن
    تاسوعا و عاشورا رفتیم شمال اونجا همو دیدیم خواستم برم احوالپرسی که روشو برگردوند و سر به ندیدن زد منم دیگه سراغش نرفتم تا یه جا موقع پخش خرما سلام دادم
    رفته به داداشش گفته خیلی افاده ایه و ... داداشش دیگه نگفت چی گفته گفت مهم نیس بیخیال ( من به ایشون گفتم خواهرت خیلی باهام سرده گفت یکم اخلاقش اینطوریه) .
    نمیدونم علتش چیه که هیچی به خواهرش نمیگه؟ من که نمیگم بی احترامی کنه بگه پشت سرم نگه یا حداقل بگه حرفاش دروغه فکر کنم دلش نمیاد به خواهرش چیزی بگه... بدگوییاش زیاده اما ایشون یکم شک میکنه که تا با خودم حرف میزنه فوری نظرش برمیگرده و حرفامو قبول میکنه
    منم گفتم اگه اینطوره من نمیتونم کنار بیام الان که ازدواج نکردیم این وضعه همه رو دروغ میگه وای به حال بعد ازدواج که گفت نه نمیذارم مشکلی پیش بیاد من اگه قرار بود حرفای خواهرمو باور کنم، خیلی وقت بود رابطه رو تموم کرده بودم!
    فقط هم این خواهرش اینطوریه، اون یکی خواهرش بعد از مدت ها منو دید سلام علیک کردیم سرمو انداختم پایین به داداشش گفته بود بگو با ما راحت باشه خجالت نکشه بعد گفته بود خیلی خوشگله دوباره به من پیام داد و حال و احوال کرد، مامانشم خیلی خودمو و خانوادمو تحویل میگیره اما این خواهرش...
    راستی داداش بزرگشون پارسال خواستن ازدواج کنن و خیلی همو میخواستن بدگویی های ایشون مانع ازدواجشون شد و کلا رابطشون رو بهم زدن
    آقای نجفی میخوام برای خودم، به من بگین باید در برخورد با چنین آدمایی چیکار کنم؟ چیکار کنم که هم حرفمو بزنم هم بی احترامی نکنم، اصلا حتی ذره ای دوست ندارم رابطه شو با خواهرش قطع کنم اما با این وضع انگار باید خودم رفت و آمد نکنم .
    کمکم کنین خواهشا:(

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۴۴۵ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۹) پاسخ های مردم
    • ۶۷۲ بازدید توسط ۵۵۸ نفر
    • سه شنبه ۲۷ مهر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    برو بالا