خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
مسائل روز
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۲۴۷۰ بازدید توسط ۱۲۲۳ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به شروع فصل مدارس (۱۲۸۵ بازدید توسط ۸۱۲ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۷۲۲۹ بازدید توسط ۴۴۳۸ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۱۴۷ بازدید توسط ۱۴۵۸ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۶۵۹ بازدید توسط ۱۰۹۰ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۴۶ بازدید توسط ۳۷۸۲ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۴۲ بازدید توسط ۶۹۶ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۴۱۶۱ بازدید توسط ۸۴۳۷ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۵۵۶ بازدید توسط ۱۱۲۱ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۷۶۲ بازدید توسط ۱۱۴۹ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۱۰۳۶ بازدید توسط ۷۸۷ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۳۰۲۳ بازدید توسط ۲۲۲۴ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۶۶۸ بازدید توسط ۵۵۹ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۴۶۹ بازدید توسط ۳۸۸ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۵۵۶ بازدید توسط ۱۲۵۰ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۲۸۹ بازدید توسط ۱۰۷۳ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۶۰۳ بازدید توسط ۱۲۰۶ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۷۷۱۰ بازدید توسط ۱۰۸۶۰ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۴۱۲ بازدید توسط ۱۱۵۱ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۴۰۵۹ بازدید توسط ۳۰۰۴ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۵۵۷ بازدید توسط ۳۴۵۰ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۶۳۰ بازدید توسط ۱۱۶۰ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۶۶۳ بازدید توسط ۲۰۸۳ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۵۶۳ بازدید توسط ۱۲۰۶ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۵۰۱۴ بازدید توسط ۴۲۶۲ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۱۳۲ بازدید توسط ۳۵۴۳ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۶۱۳ بازدید توسط ۶۸۸۴ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۴۲۷ بازدید توسط ۴۱۴۹ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۷۵۴ بازدید توسط ۲۵۱۴ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۴۰۹ بازدید توسط ۱۱۹۲ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۶۸۲ بازدید توسط ۴۸۵۲ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۱۹۱ بازدید توسط ۹۴۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۲۵۵ بازدید توسط ۱۰۶۲ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۵۰۶ بازدید توسط ۱۹۴۳ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۸۶۵ بازدید توسط ۷۲۹ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۱۹۶ بازدید توسط ۲۳۶۷ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۳۰۱۹ بازدید توسط ۲۱۸۵ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۲۴۴ بازدید توسط ۱۶۷۰ نفر)
التماس دعا (۸۹۶۶ بازدید توسط ۷۱۳۸ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۹۲۱ بازدید توسط ۷۶۸ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۵۳۴ بازدید توسط ۱۲۰۲ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۴۰۶ بازدید توسط ۱۱۸۰ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۱۷۲ بازدید توسط ۲۴۰۳ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۶۲۰ بازدید توسط ۱۲۳۹ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۵۰۱ بازدید توسط ۱۲۵۷ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۲۶۶ بازدید توسط ۲۶۴۹ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۷۹۱ بازدید توسط ۲۹۷۴ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۱۹۴ بازدید توسط ۷۸۰۰ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۸۳۹۹ بازدید توسط ۱۸۳۴۲ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۸۷۴۸ بازدید توسط ۱۴۰۶۱ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۷۲۲۹ نمایش) - (۲۶۹ نظر)
صفحه شخصی 🌏 Anahita 🌎 (۱۶۱۷ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۲۲۷۵ نمایش) - (۱۷۲ نظر)
صفحه شخصی berelian (۸۱۱ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۳۵۲۰ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۶۲۳ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۴۰۳ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۶۵۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۹۵۵ نمایش) - (۵۸۷ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۱۴۶ نمایش) - (۳۰۶ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۷۳۲۱ نمایش) - (۲۱۳ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۲۷۰ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۰۵۱ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۲۰۵ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۶۲۸۱ نمایش) - (۳۸۰ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۲۶۰ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۳۱۱۶ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۹۴۷ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۴۱۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۳۸ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۲۲۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۴۶۸ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۶۱۰ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۳۲۰ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۹۴۹ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۲۰۷۷ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۴۳۶ نمایش) - (۲۳۰ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۹۶۰ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۴۰۷ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۱۳۰ نمایش) - (۶۷ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۳۴۸ نمایش) - (۳۸۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۳۶۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۸۳۳ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۲۷۳ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۵۶۵ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۲۰۴۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۵۶۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۶۴۱۰ نمایش) - (۶۱ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۱۱۴ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۳۶۳ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۲۹۹ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۵۳۱ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۷۰۲ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۷۳۰۱ نمایش) - (۵۴۸ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۳۳۳ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۵۸۵ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۴۶۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۵۸۲ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۷۱۷ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۵۶۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۵۰۹ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۲۰۸۹ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۲۵۸ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۹۳۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۵۱۰ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۴۴۸ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۷۶۱ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۹۳۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۱۶۳ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۷۹۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۲۴۶ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۷۰۴ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۹۷۷ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۹۷۴ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۱۱۵ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۰۷۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۳۶۱ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۵۴۴ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۲۸۱ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۶۵۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۱۲۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۲۹۱ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۵۷۱ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۸۵۰ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۸۵۳ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۵۶۴ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۹۶۳ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۷۸۰ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۴۴۳ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۶۱۱ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۵۹۰ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۵۲۳ نمایش) - (۴۱۰ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۵۳۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۳۸۰ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۵۴۴ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۷۵۳ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۳۴۷ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۳۲۵۶ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۴۲۰ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۳۹۶ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۱۷۵ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۳۹۰ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۱۰۶ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۲۰۲۷ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۵۷۱ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۴۶۷ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۹۵۲ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۲۶۹ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۲۶۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۱۰۶۳ نمایش) - (۵ نظر)
یه ملت چطور می تونه بدون جنگ و خونریزی به مرحله دمکراسی برسه؟ (۲۱۶۸ بازدید توسط ۱۲۰۳ نفر) - (۹۲ نظر)
مسائل روز جامعه، موضوع جدید خانواده برتر (۱۵۱۶ بازدید توسط ۶۹۵ نفر) - (۴۳ نظر)
موقع تخفیف گرفتن از چه جملاتی استفاده می کنید؟ (۴۹۹۳ بازدید توسط ۳۵۵۰ نفر) - (۸۱ نظر)
ما هم از دختران گله داریم (۷۵۹۷ بازدید توسط ۵۵۰۲ نفر) - (۹۲ نظر)
چطور محترمانه به یه پسر بفهمونم که تمایلی بهش ندارم (۲۵۹۳ بازدید توسط ۱۵۶۹ نفر) - (۱۲ نظر)
اولین ملاقات با دختر مورد علاقه (۶۳۹۴ بازدید توسط ۳۷۴۲ نفر) - (۸۲ نظر)
مردای قدیمی بر چه اساسی با زن چاق ازدواج میکردن ؟ (۱۰۲۱۵ بازدید توسط ۷۱۵۲ نفر) - (۹۲ نظر)
آدم درونگرا صرفا باید با آدم درونگرا باشه؟ (۱۱۵۳۶ بازدید توسط ۴۰۴۹ نفر) - (۱۵۸ نظر)
از عینکی بودن کسی که میرید خواستگاریش بدتون میاد؟ (۹۸۹۱ بازدید توسط ۷۲۶۷ نفر) - (۹۲ نظر)

میترسم با ازدواج با این اقا آینده ی سختی داشته باشم

با سلام

من دختری مذهبی هستم که خواستگاری دارم که از ما بسیار مذهبی ترند و اصول و عقاید زیادی دارند ولی من و خانواده ام در مسائل مذهبی سخت گیر نیستیم در بحث مهریه فقط 114 تا رو قبول دارند بسیار ساده زندگی می کنند.

میترسم با ازدواج بااین اقا اینده ی سختی داشته باشم.


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۱۳۹۴ بازدید توسط ۱۱۳۹ نفر
    • يكشنبه ۱۰ اسفند ۹۳ - ۱۹:۰۴

    واقعا امام زمان کی میاد؟

    سلام

    دوستان میدونم تو این سایت خیلی موافق نیستین از این سوالا بپرسیم اما خب چیکار کنم ذهنم خیلی درگیره. آدم مذهبی نیستم و اعتقاداتم آنچنانی ندارم اما به ظهور امام زمان معتقدم که مدتیه افکار عجیبی دارم. نمیدونم شاید اسمش شکه.

    من بیست و چند سالمه از وقتی یادم میاد میشنوم ظهور امام زمان نزدیکه. مثلا اینکه میگن حتی پیرها امام زمانو میبینن اما از وقتی که اینارو شنیدم خیلی میگذره و خیلی پیرای دورو برمون فوت کردن. پس واقعا امام زمان کی میاد؟ والا آسایش واسمون نمونده٬ از صبح تا شب میدویم٬ انقد فساد و ظلم تو جامعه زیاده حمالیا واسه ما مردم بیچاره س٬ عیشو نوشش واسه بعضیااااا.

    چرا آسایش و آرامش نصیب کسایی میشه که دزدی میکنن و حق ملتو میخورن؟ مگه نمیگن ظلم که زیاد بشه امام زمان میاد؟ دیگه بیشتر از اینکه آدمارو زنده زنده سر میبرن؟ خدایا کفر نباشه اما این چیزارو که میبینم شک میکنم که واقعا کسی واسه نجات انسانیت تو راه هست؟

    هر چی از ظلم های دورو برمون میبینیم میگیم مگه امام زمان بیاد وضعو درست کنه اما میگن اصلا زمانش معلوم نیست اگه اینطوره پس ممکنه بعد از نسل ما بیاد.

    وقتی فک میکنم شاید اصلا صد سال دیگه بیاد ناامید میشم٬ با خودم میگم پس این وضع تموم شدنی نیست. از طرفی چون آدم مذهبی نیستم هر وقت فکر اومدنشو میکنم تنم میلرزه و  احساس وحشت میکنم و میترسم از من خوشش نیاد.  

    اصلا نمیتونم افکارمو توضیح بدم٬ ذهنم دائم درگیره. تو رو خدا اگه اطلاعاتی دارین بدین .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۹۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۳۲۵۵ بازدید توسط ۲۵۴۱ نفر
    • يكشنبه ۱۰ اسفند ۹۳ - ۱۹:۰۱

    خواستگار برازنده ای از یک خانواده ی خیلی مذهبی دارم

    من یه خواستگار دارم از هر جهت خیلی برازنده است ولی خب خانواده ایشون خیلی خیلی مذهبین و ما از این لحاظ خیلی معمولی هستیم، اینم بگم که به نظر میاد خودش هم غیرتی باشه، مثلا حتی دوست نداره من یه تار موم هم پیدا باشه.

    دیروز فهمیدم که حتی عروسیاشون هم مولودی و اینا میخونن و خبری از ارکست و اینا نیست، الان من موندم و یه دو راهی بزرگ واقعا نمیدونم باید چه جوابی بهش بدم، از یه طرف می بینم عاشقونه دوسم داره از یه طرفم میترسم تو زندگی دچار مشکل شیم...

    بنظرتون چیکار کنم بچه ها؟! دوست دارم بدور از حاشیه همتون نظر بدین، مرسی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۸)
    • ۳۷۵۰ بازدید توسط ۲۸۵۹ نفر
    • شنبه ۹ اسفند ۹۳ - ۱۸:۵۷

    سال خمسی دارید یا نه ؟

    سلام 

    من یه دختر مجردم و یکی از خواسته هام از همسرم آینده ام اینکه واقعا به حلال بودن مالی که درمیاره اهمیت بده خمس و زکاتش و ...اینکه از اونایی نباشه که بی توجه نباشه اینا براش و ...و مثلا بگه  ما نداریم همه که دارن میخورن یا ...از این قبیل چیزا

    1- اینکه چجور میشه تو جلسه خواستگاری اینا فهمید و مطرحش کرد

    2-واقعیتش تو این سایت اکثر دیدم ادم های که هستن ادمهای مقیدی هستن حالا سوال برام پیش اومده شما واقعا به اینا توجه کردی

    سال خمسی دارید یا نه (نمیخواد بشناسم میخوام بفهمم هستن کسایی که اهمیت بدن بهش)

    اگر مجرد یا متاهلید چجور بهش فکر کردید ؟

    نظرتون دربارش چیه ؟

    اصل این سوالا وقتی درباره ی این معقوله مطالعه کردم برام پیش اومده و وقتی با چند نفر مطرح کردم تقریبا خیلی خانما نالیدن که شوهرمون بهش توجه نداره و...

    و جدا از خواست خدا خیلی اعتقاد دارم که پرداخت خمس و زکات به هیچ وجه کسی بدبختر نمیشه درحالیکه برکت هم به زندگیش میاد 

    حالا کلا نظرتون چیه ؟

    ایا هستن جوانایی که هنوز به این مسایل اهمیت بدن؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۹۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۲۰۷۳ بازدید توسط ۱۶۷۴ نفر
    • شنبه ۹ اسفند ۹۳ - ۱۸:۵۳

    نظرسنجی از آقایون در مورد جهیزیه

    سلام 

    میخوام یه نظر سنجی در مورد جهیزیه انجام بدم

    1- آقایون چقدر برای زندگی آیندشون رو جهیزیه حساب باز کردن؟

    2-توقعشون در چه حدیه؟(مثلا همه ی وسایل خونه یا بخشیش؟ )

    3- اگر اجناس کم کیفیت تهیه بشه(احتمالا بعد از یه مدت باید دوباره تهیه بشن)پیش خودشون چی فک میکنن؟(فرض کنین طرف مقابل همون همسر ایده آلتونه)

    4- اگر دختر بگه دوس نداره زیر دین خونوادش بره و هر چی خودتون تونستین تهیه کنین و راضیه نظرتون چیه؟

    5- چند نفر نظرشون اینه که نیازی به جهیزیه نیست و دوس دارن خودشون لوازم منزل رو تهیه کنن؟؟

    6- اگر خودتون وضع مالی خوبی داشته باشین بازم انتظار جهیزیه رو دارید یا نه؟

    ممنون از وقتی که میذارید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه) جهیزیه (۲۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۴۲۱۲ بازدید توسط ۳۴۰۱ نفر
    • شنبه ۹ اسفند ۹۳ - ۱۸:۴۱

    چطوری میتونم از فکر خودکشی بیام بیرون ؟

    سلام 

    امیدوارم حالتون خوب باشه 

    شاید این اخرین نوشته یا متنی باشه که تو این دنیا مینویسم یا تایپ میکنم 

    اصلا حالم خوب نیست ممکنه که بعضی هاتون منو بشناسین چون که چند تا پست گذاشته بودم و دوستان نظراتشون رو گذاشته بودن خیلی ازشون ممنونم شرمنده م کردین 

    این غصه زنده بودن من طوری شده که نمیدونم چی بگم یک حس پوچی بهم دست داده . من ادم خیلی خیلی احساسی هستم خیلی ها و همه اینو بهم میگن با اینکه پسرم .دلم از خدا گرفته از خودمم بیشتر .

    بعضی وقتا میگم آخه چرا خدا منو به دنیا آوردی درسته همه کارای تو بی حکمت نیست اما والله من دلیل این کارت و نمیدونم چونکه نه خیری به کسی رسوندم نه چیزی جز اینکه به خودم آسیب زدم به روحم ضرر رسوندم که مال تو هست مال من نیست که .

    اگه مال من بود نابودش میکردم خدایا چرا آخه چرا اخه؟ هان؟ منو چرا به دنیا آوردی خواستی عذاب بکشم خواستی احساسمو هر روز و هر شب بکشم هان؟

    من دلم ازت گرفته نمیدونم چرا ازتم خجالت میکشم که این حرفارو بهت میزنم چونکه چیزی جز ناراحتی تو نداره اینم تصور غلط منه که تو ناراحت میشی ببخشید بازم ببخشید .

    تو دورانی که همه میگن بهترین روزای زندگی ادمه من بایستی اینجوری عذاب بکشم ازت دلگیر باشم

    والله خودمم نمیدونم چمه دلم 3 ساله که گرفته باورتون میشه 3 سال 

    این روزا خیلی تو فکر خودکشی هستم خیلی هی به خدا میگم تو رو قسمت میدم به پیامبرت نذار به دست خودم بمیرم اما بعضی شبا شده که دیگه هیچ حس تردیدی نداشتم درباره ی این موضوع اما جرات اینکارو نداشتم واقعا شرایط خیلی بدی را دارم تجربه میکنم طوریکه ممکنه همین امشب این زندگی بد به پایان برسه خدا کمکم کن و نذار به دست خودم بمیرم و از اینم میترسم که اون دنیا منو تو اتیشت میسوزونی که فکرکردن بهش منو تو این دنیا هم میسوزونه .

    یادم نمیاد که یک روزی تو این 3 سال شاد شاد شاد باشم خوشحال باشم و بگم خدایا شکرت .

    بشدت افسرده م و اینو همه ادمای کنارم تازگی ها فهمیدن اخه قبلا نمیذاشتم بفهمن که حالم بده 

    هیچ امیدی نیست تو دلم برای زندگی اصلا هیچی نه اینده ای نه هدفی با اینکه واقعا میگم تو دانشگاه سرشناسم بخاطر معدل های بالام اما همیشه منتظر مرگم هستم یا به دست خدا که نمیدونم کی هست یا هم به دست خودم که هر ان ممکنه اتفاق بیفته

    بعضی شبا رو قبله ی خدا میشینم و دستامو بلند میکنم نه بخاطر اینکه دعا کنم واسه اینه که ببینه دستام خالیه چیزی ندارم با خودم تو اون دنیا ببرم بجز گناه خودکشی خودم که میدونم هیچیوقت خدا نمیبخشه اما من بازم به رحمتش امیدوارم فقط به این . نمیدونین که چجوری گریه میکنم وحشتناک . افسردگی خیلی بد دردیه و متاسفانه گذشتن ازش خیلی خیلی سخته

    خدای من !!!!! من خودمو میکشم ها اینو باور کن چرا کمکم نمیکنی کجایی آخه می بینی که دیگه گریه نمیکنم چشمام خشک شده از بس که التماست کردم قسمت دادم به پات افتادم به سجده افتادم اه و ناله کردم خودمو برات کشتم نزدیکه سکته کنم اخه چرا اینجوری میکنی من دلم برای همه چی تنگ شده الا مردنم .

    کی من میکشی هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خسته شدم دیگه چرا خواسته مو استجابت نمیکنی اینطوری مهربون هستی؟؟؟؟ من دیوونه شدم از بس که صدات کردم ناله کردم  قلبم داره از شدت درد میمیره که الهی که همین الان وایسه و منو راحت کنه من نخواستم این هدیه تورو چجوری بهت بگم اخه خسته شدم

    چرا هیچ کسی قبلا نبود که این عشق منو این احساس پاک منو بفهمه چرا کسی نبود؟؟؟دلم میخواد که یه سرنگ بردارم و بزنم توی قلبم که ساکت بشه از بس که این زدنش منو دیوونه م کرده کجایی اخه خداااااااااااااااا

    یکی از کاربر ها برام نوشته بود که صاحب این اسمت یعنی محمد خیلی قدرت داره من ادم سطحی نگری نیستم بخدا پیامبرم صداش کردم اما هیچی به هیچی

    وقتی میرم بیرون همه یجوری نگاهم میکنن اوناهم فهمیدن که من رفتنی هستم اما فکر کنم بیشتر واسه این بهم نکاه میکنن که شبیه معتادها  شدم 

    نمیدونین که چه شکلی شدم ناسلامتی من *2 سالمه اصلا به خودم توجهی ندارم اصلا ها چونکه از خودم بدم میاد خسته شدم از زندگی کردن تو این دنیا خدایا

    خدایا من لیاقت زنده بودن رو ندارم ببخشید ها من روحی که دادی بهم رو الوده کردم خیلیم الوده کردم خدا میبخشی؟؟؟؟

    خدای من!!!!من تنهام مثل خودت من دیگه معشوقه ی تو نیستم جزو منفور ترین بنده هاتم دیگه دوسم نداری اینو حس میکنم رهام کردی ها حواست هست هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    خدای مهربانم چرا من باید مرگو ازت بخوام نمیدونم چی شده اما چی میشه اینکارو کنی بخاطر صاحب اسمم بخاطر عظمت این اسم

    نمیخوام دیگه گریه کنم میخوام بخندم از ته دلم نه خنده های مصنوعی که جلو یاین و اون میزنم

    خیلی وقته میخوام بگم دوست دارم اما این دوس داشتنم شاید بگی الکی هست چونکه کارایی که تو میگی رو نمیکنم ببخشید دیگه 

    تا حالا چند بار شده که با بغض غذا بخورین؟واسه منکه زیاد اتفاق افتاده 

    ادم وقتی یه چیزی رو تکرار میکنه عادت میشه براش و خود این عادتم زمان شناسه.

    شده که برم مهمونی و دلم داره از دلتنگی میترکه اما نتونستم بیام بیرون و غذامو کوفت کردم خیلی سخته

    نمیدونم شاید اینم یه فرصتی هست که خدا بهم داده که به زندگی برگردم که با این وبلاگ اشنا شدم

    از یه چیزی خیلی بدم میاد

    کاربرای عزیز برادر و خواهرای عزیز من!! من همتون رو دوس دارم

    اما تا یکی درسش خوب بود نگین که مشکلی نداره تو زندگیش این منو بیش از حد ناراحت میکنه نگین تو فلان دانشگاه درس میخونه اون دیگه اخرای خوشبختیه نگین توروخدا 

    یکی از دوستام اینو بهم گفت و دیگه باهاش قطع رابطه کردم خیلی ناراحتم میکنه 

    اما این فرصت اخر اینه

    نمیدونم خدایا الان کجایی درسته میگی انا اقرب من حبل الورید اما تو رو خدا کاری کن من به زندگی برگردم نمیخوام دیگه فکر خودکشی داشته باشم میخوااااااااااااااااااام . و از برادر و خواهرای گلم خواهشی دارم .

    اینکه کمکم کنین من میخوام زنده بشم از نو ، چطوری میتونم از فکر خودکشی بیام بیرون بکل ؟

    و من در این لحظه قسم میخورم که وقتی حالم خوب شد خدایا ، به بنده هات کمک کنم همون طوری اونا بهم کمک خواهند کرد

    گفتم من ادم بشدت احساسی هستم همتون رو دوس دارم بی آنکه خودتون متوجه بشین اینم یک ویژگی خوب از یک ادم فعلا بد 

    خدایا به همه بنده های بهشتیت کمک میکنم اگر مرا بیرون بکشی از این حالت ها ، کمک میکنم اگر نجاتم بدی 

    دوستون دارم 

    بخداوندگارم میسپارمتون منتظر نظرات شما هستم 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۳)
    • ۳۳۴۰ بازدید توسط ۲۵۰۴ نفر
    • شنبه ۹ اسفند ۹۳ - ۱۸:۳۴

    بدون محتوا 463

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۴۱۰۸ بازدید توسط ۳۴۶۳ نفر
    • شنبه ۹ اسفند ۹۳ - ۱۸:۲۵

    پاش بمونم یا با یکی دیگه ازدواج کنم؟

    سلام دوستان خدا قوت

    مرسی که واسم وقت مبزارید و کمکم میکنید

    الان که دارم این نوشته رو میزارم واقعا به تنگ اومدم از دست خودم! کارایی کردم که میدونم اشتباه بودن و الان هم تصمیم گیری رو برام سخت کردن...

    اول از خودم بگم دخترم  21 سالمه دانشجوی دانشگاه تربیت معلمم .

    چند ماه پیش با یکی یه ارتباطیو شروع کردم .نمیدونم یه جور نیاز عاطفی داشتم که باعث شد تن به دوستی بدم!! اولش همه چی خوب بود ولی الان دارم سرد میشم ازش!حالا دلیلشو میگم

    خیلی دوسم داره میفهمم ولی من...

    حالا شرایط این آقا : ایشونم دانشجوی تربیت معلمن چند ماهی ازم بزرگترن و 1 سال دیگه درسشون تموم میشه

     دلیل اینکه از رابطه با ایشون سرد شدم وجود یه فردیه که احتمالا تا چند هفته دیگه میاد خواستگاریم( بی خود نمیگما قبلا مامانش گفته بود)

    شرایط این دومیه خییییلی عالیه از قیافه و پول بگیر تا اخلاق و رفتار کلا همه دخترهای دوروبرش عاشقشن!

    یه لحظه خودتونو بزارید جای من؟ با یکی که شرایط ازدواج داره ازدواج میکنید یا منتظر میشید کسی که دوستون داره 2 ساااال دیگه بیاد خواستگاری؟

    آهان یه چیز دیگم اینکه اگه دوستم الان بیاد خواستگاری با اینکه چیزی نداره ولی قبول میکنم ولی خجالت میکشم بگم بیاد خواستگاری!!

    چیکار کنم حالا پاش بمونم یا با یکی دیگه ازدواج کنم؟ اگه با یکی دیگه ازدواج کنم با عذاب وجدانم چیکار کنم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۱۷۳۵ بازدید توسط ۱۳۰۷ نفر
    • شنبه ۹ اسفند ۹۳ - ۱۸:۲۳

    معرفی سخنرانی های آموزنده در مورد ازدواج

    با سلام

    از دوستان میخوام هر سخنرانی آموزنده در مورد ازدواج, روابط زناشویی و کلا زن و مرد رو گوش دادند یا تعریفش و شنیدند معرفی کنند ( مثل همین هنر عشق بازی از آقای دهنوی یا سخنران های دیگه، فرق نمیکنه فقط مفید و جالب باشه )

    تا به امید خدا همگی با آگاهی هر چه بیشتر وارد زندگی متاهلی شیم 

    پیشاپیش متشکرم از دوستان........

    "نازگل 20"


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه) مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۴۴۶۴ بازدید توسط ۳۲۰۲ نفر
    • شنبه ۹ اسفند ۹۳ - ۱۸:۲۰

    چرا برخی پسران با خانم های محجبه ازدواج نمی کنن؟

    می خواستم بدونم چه چیزی باعث میشه یه آقا علاقه ای به ازدواج با دختری محجبه و عفیف رو نداشته باشه و یکی از شرایط همسر آیندش خانمی بی حجاب و بی عفت باشه؟

    چنین پسرانی توی جامعه بسیارند و خواستم اگه توی این سایت حضور دارن دلیلشون رو مطرح کنند.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴۹)
    • ۱۴۳۳۱ بازدید توسط ۱۰۳۵۲ نفر
    • جمعه ۸ اسفند ۹۳ - ۲۰:۳۱

    پسر مومن و مذهبی و با ایمان دقیقا کیه ؟

    نظر شما در مورد پسر مومن و مذهبی و با ایمان دقیقا چیه؟

    1.دقیقا ویژگی های این فرد چیه؟

    2. به چه چیز هایی اعتقاد داره؟

    3. رفتارش با همسرش چطوریه؟

    4. درغیر از شرایط اضطراری صیغه و ازدواج مجدد رو میخواهد یا نه؟

    5.چه حقوقی برای همسرش قائل هست؟

    6. در ازدواج به دنبال چه نوع دختری هست؟

    لطفا همه جواب بدن دختر و پسر مذهبی و غیر مذهبی هم فرقی نداره ممنون


    بیشتر بخوانید ...

    کلمه کلیشه‌‏ای مذهبی

    انگار می خواید سر به تن مذهبی ها نباشه

    استفاده از کلمه ی مذهبی رو در وبلاگ ممنوع کنید

    آیا من آدم خشک مذهبی هستم ؟

    چرا مذهبی ها نمیتونن عادی با زن ها برخورد کنن؟

    هر آدم مذهبی که مومن واقعی نیست

    حد بین مذهبی بودن یا نبودن کجاست؟

    من که نفهمیدم مذهبی به کی میگن

    آیا مذهبی بودن عقب ماندگیست ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه) مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۴۳۰۷ بازدید توسط ۳۴۳۴ نفر
    • جمعه ۸ اسفند ۹۳ - ۲۰:۲۹

    آیا ازدواج مجدد نیازی به رضایت زن اول دارد ؟

    می خواستم اگر امکان دارد پاسخ به این سوالم را بدانم.

    آیا در ازدواج مجدد ( گرفتن زن دوم ) نیاز به رضایت و  اجازه کتبی و محضری زن اول الزامی هست یا خیر ؟  اگر بلی هست، زن اول حق چه اقدامی دارد ؟ اگر هم خیر میشود ماده قانونی آن و تاریخ تصویبش را برایم بنویسید. باتشکر


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج مجدد (۷۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۹۳۲۱ بازدید توسط ۶۹۷۰ نفر
    • جمعه ۸ اسفند ۹۳ - ۲۰:۲۸

    شوهرم میگفت اون یه زن تنهاس و مرد بالا سرش نیست

    سلام

    زنی ۳۲ ساله هستم که ۸ ساله ازدواج کردم و پسری ۵ ساله دارم. زندگی بسیار شیرینی داشتیم٬ هیچوقت برای همسرم کم نذاشتم و همسرم دوستم داشت. اما الان در آستانه جدا شدنیم. بدبختی من از زمانی شروع شد که منشی شرکتی که همسرم حسابدارشه از شوهرش طلاق گرفت.

    ۴ ماه قبل همسرم بهم گفت که اون زن رو صیغه کرده. دنیا روی سرم خراب شد‌. شوهرم اصرار زیادی روی کارش داشت. دلایل زیادی داشت. میگفت اون یه زن تنهاس و مرد بالا سرش نیست و میگفت هنوز من رو هم دوست داره‌.

    قلبم راضی نبود اما بخاطر پسرم کوتاه اومدم و شوهرم یکروز در میون میومد خونه. تصمیم گرفتم از اون زن کم نیارم و بیشتر از قبل به خودم رسیدم و محبتم رو بیشتر کردم اما بعد مدت بسیار کمی شوهرم رابطش باهام سرد شد و کمتر میومد خونه.

    بخدا من از اون زن هیچی کم ندارم اما قبول دارم از من زیباتره اما خب من چون نماز میخونم و روزی سه بار وضو میگیرم نمیتونم مثل اون همیشه لاک و مژه مصنوعی بزارم. شوهرم جدیدا بهم پز اونو میده. منم رقص معمولی بلدم اما شوهرم میگه تو که مثل اون رقص اروپایی٬ باله٬ رقص پا و ... بلد نیستی. یا میگه اون موتور سواری هم بلده٬ زندگی ما هم نشاط داشت اما همش میگه اون خیلی شر و شیطونه٬ وقتی با همیم فقط میخندیم و با این حرفا دل منو میسوزونه‌.

    شوهرم عوض شده. مرد ۳۸ ساله تیشرت تنگ میپوشه و زنجیر میندازه. نگاهاش بهم دیگه عاشقانه نیست مثل منگولها منو می بینه با اینکه فوق لیسانس شیمی دارم. هفته قبل گفت از صبح تا عصر سرکاره و توان رسیدن به دو تا زندگیو نداره. گفت بجای مهریه حسام رو بگیر و برو. بخاطر پسرم از مهریه ام میگذرم اما من هیچ پس اندازی ندارم بعد ۸ سال کجا برم؟

    پدرم بیمار و زمین گیره٬ خدایا به کی پناه ببرم؟ این حق من نبود٬ منی که یواشکی گوشت غذامو جدا میکردم و تو غذای شوهرم مینداختم. شاید مسخرم کنید اما من هنوز هم همسرمو دوست دارم و حاضرم بمونم و با قناعت سر کنم فقط هفته ای یکروز بیاد خونه. بخدا ما خوشبخت بودیم٬ به یاد اونروزها که میگفت خوشبخت تر از ما پیدا نمیشه میمونم تا پسرم پدر داشته باشه. میگفت میخواد بالا سر یه زن تنها باشه اما حالا نه زنش مرد داره نه پسرش پدر. شما بگید چه کنم؟ طلاق بگیرم ؟ همه راهها بسته س چیکار کنم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) مسائل زناشویی خانم ها (۵۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵۰)
    • ۱۲۳۳۱ بازدید توسط ۹۴۳۶ نفر
    • جمعه ۸ اسفند ۹۳ - ۲۰:۲۲

    تصمیم دارم به خواستگارم بگم که حدودا ۶ ماه نامزد باشیم

    سلام

    من دختری هستم ١٨ساله قراره به تازگی ازدواج کنم اما چون یک سال از درسم مونده و هنوز امادگی لازم رو برای ازدواج رسمی ندارم تصمیم دارم به خواستگارم بگم که حدودا ۶ ماه نامزد باشیم (عقد اما ثبت محضری نشه) که تو این مدت شناخت بیشتری بهم پیدا کنیم و بعد از ۶ ماه عقدمونو محضری و رسمی کنیم به نظر شما مطرح کردن این قضیه درسته ؟ یا یه توقع بیجاست ؟ 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۱۴۹۱ بازدید توسط ۱۲۴۹ نفر
    • جمعه ۸ اسفند ۹۳ - ۲۰:۱۳

    حاضرید با پسری که روی سر و بدن جای قمه است ازدواج کنید ؟

    سلام علیکم

    من پسری هستم 19 ساله با اندامی متوسط (تو پر ) و قدی متوسط ( 175 ) پوستمم سبزه روشنه ؛ ریش هم کامل میذارم ... این مشخصات ظاهری .

    من به شدت هیئتی هستم و بعضی اوقات گوشه صورتم زخم و زیلی شدست ( جای لطمه ) سرمم یه کوچولو کچل شده بخاطر زخمای قمه زنی ...

    طلبه بودم ولی بخاطر مسایلی انصراف دادم و الان هم سره کار میرم.

    سوالم از خانم ها اینه آیا حاضرید با یه شخصی که اینطوری سر و بدنش جریحه داره و جای قمه و لطمه است ازدواج کنید؟؟؟

    همه چی هم دارم بخدا هم خونه هم کار هم ماشین...

    ممنون میشم جواب بدین

    یا مرتضی علی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۸)
    • ۳۳۸۰ بازدید توسط ۲۵۸۳ نفر
    • جمعه ۸ اسفند ۹۳ - ۲۰:۱۰

    راه حلی برای دووم آوردن تو غربت ندارید ؟

    سلام 

    شماها دعایی یا سوره ای راه حلی برای دووم اوردن تو غربت ندارید اخه من تازگیا دانشجو شدم یه شهر دیگه خیلی دارم اذیت میشم یه هفته رفتم افسردگی گرفتم هیچی از درسام حالیم نمیشه خیلی دارم اذیت میشم راه حل بهم بدید کمکم کنید 

    هیچ جایی رو نداشتم سوال بپرسم شرمنده

    اینم بگم نمازمو میخونم قران هم میخونم ولی دلتنگیم کم نمیشه


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۶۱۲ بازدید توسط ۱۳۰۲ نفر
    • جمعه ۸ اسفند ۹۳ - ۱۹:۵۷

    می ترسم نامزدم دوستم نداشته باشه

    با عرض سلام خدمت عزیزان 

    من چند بار طی پست های مختلف از دوستان در مورد اینکه خانومم فوق العاده سرده و به درخواست هام توجه نمیکنه مشورت خواستم

    خلاصه مشکلم هم این بود که توی این 9 ماه که عقد بودیم هیچ وقت به درخواست های مکرر من توجه نمیکرد گاهی میگفت جا نیست فضا فراهم میشد باز همون وضعیت این بار میگفت میترسم کسی بیاد همه میدونن منو تو تنهاییم یا اینجا دوست ندارم یا اصلا تحریک نمیشم حسی ندارم دوست دارم ولی بدون این چیزا خلاصه هیچ وقت باهام راه نیومد همیشه میگه بذار بعد عروسی .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه) مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۳ مطلب مشابه) روابط عاطفی در دوران عقد (۵۷ مطلب مشابه) روش های کنترل کردن میل جنسی (۳۴ مطلب مشابه) روابط عاطفی زن و شوهرها (۶۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۷۶۷۱ بازدید توسط ۵۶۵۱ نفر
    • جمعه ۸ اسفند ۹۳ - ۱۹:۴۰

    برم سمتش یا بیخیالش شم

    سلام بچه ها

    من از بچگی دختر عموم رو دوست داشتم تو اون دوران نتونستم ابراز کنم احساسمو ،تا این که کسی تو زندگیش اومد به همین خاطرم با این که بعدا فهمید که واقعا دوسش دارم نخواست که تو رابطش با اون طرف خیانت کنه تا اینکه طرف بهش خیانت کرد بعد چند سال  پا پس کشید .

    حالا من موندم و یه دل عاشق , الانم دختر عموم هیچ اصراری نداره که من برم سمتش ولی من خودم دوسش دارم , وقتی هم که باهاش حرف زدم بهم گفت که رابطش به رابطه جنسی کشیده نشده . حالا شما بگید من چی کار کنم برم سمتش یا بیخیالش شم , در ضمن خیلیم اخلاقش عوض شده و همه ی اشتباهای گذشتشو از بچگیش میدونه .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۱۷۷ بازدید توسط ۹۶۵ نفر
    • جمعه ۸ اسفند ۹۳ - ۱۹:۳۱

    شهدای دانش آموز بخش توکَهور هشتبندی شهرستان میناب

    شب جمعه است . کسانی رو که به خاطر ما خودشون رو فدا کردند فراموش نکنیم . نکته های جالبی در این عکس وجود داره . مخصوصا ردیف بالا ، سه شهید سمت راست .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۹۰ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۷۰۶ بازدید توسط ۱۲۷۹ نفر
    • پنجشنبه ۷ اسفند ۹۳ - ۲۱:۳۱

    چطوری به دوستم بگم که نمی خوام تحقیقم رو بهش بدم ؟

    سلام.

    من و یکی از همکلاسی هام واسه یه درسی با همکاری هم، تحقیق ارائه کردیم و نمره مونم گرفتیم. الان یکی از دوستام ازم میخواد تحقیقو بدم بهش تا بده به استاد خودش ( استادمون یکی نیست ).

    من اولش قبول کردم و بهش گفتم باشه میدم. ولی بعدا یادم افتاد که هر نوع تقلبی حرامه. بخاطر همین نمیخوام بهش بدم. اما موندم چی بهش بگم. راستشو که به هیچ عنوان نمیتونم بگم.

    دروغم باز نمیتونم بگم چون گناهه.

    از سایت آیت الله مکارم پرسیدم، گفتن در صورتی که از طریق توریه امکان خلاصی باشه، احتیاط اینه که از این راه استفاده بشه.

    شاید بعضی دوستان معنی توریه رو ندونن. یه توضیح مختصر در موردش میدم:


    "توریه" حرفیه که دو معنی داشته باشه. شنونده معنایی رو از اون تصور میکنه که خلاف واقع هست و باور میکنه و مصلحت حاصل میشه. اما گوینده معنای دیگه ای رو تصور میکنه که مطابق با واقع هست.


    با توجه به این توضیحات، من واسه شرایطی که توش هستم نمیدونم باید چطوری توریه کنم. یعنی نمیدونم باید چی بهش بگم. لطفا هرکس میتونه راهنماییم کنه. ممنون میشم.

    فقط خیلی فوریه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ادامه تحصیل (۴۳۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۱)
    • ۱۵۳۶ بازدید توسط ۱۱۸۵ نفر
    • پنجشنبه ۷ اسفند ۹۳ - ۲۰:۱۰

    ازدواج با مهندس 26 ساله که نه کار داره نه سربازی رفته

    با سلام 

    اگر یک پسر حدودا 26 ساله فوق لیسانس رشته ی مهندسی که تا الان فقط درس می خونده و نه سربازی رفته و نه کار داره بیاد خواستگاریتون چی میگید , کلا به نظرتون اصلا الان وقت ازدواج این آقا هست یا نه ؟!


    مرتبط:

    آیا سربازی مانع ازدواجه ؟

    دختران حاضرن با دانشجوی پزشکی سربازی نرفته ازدواج کنن

    دختران حاضرند با پسری که سربازی نرفته ازدواج کنند

    در دوران سربازی شاهد ازدواج هایی بودم با کمترین امکانات



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۲)
    • ۳۰۳۱ بازدید توسط ۲۳۰۵ نفر
    • پنجشنبه ۷ اسفند ۹۳ - ۱۹:۴۷

    اگه دختری رو پسندیدم مستقیما با والدینش صحبت کنم ؟

    با سلام 

    من یک سوالی داشتم از دختر خانم ها 

    اگر یک پسری شما رو در محل کارتون یا دانشگاه ببینه و بپسنده و یک تحقیق اجمالی که کرد دید به کیس مناسبی براش هستید ( ولی شما اونو نمی شناسید , یعنی همکارتون یا هم کلاسیتون نیست ) بعد بهترین کار چیه ؟

    آیا بهتره پسره اول شماره ی دختر خانم یا مثلا ای دی دختر رو تو شبکه های اجتمایی مثل فیس بوک پیدا کرده و باهاش صحبت کنه یا مستقیم شماره ی خونشون رو پیدا کنه و زنگ بزنه و مستقیم خواستگاری کنه 

    یعنی بهتر نیست قبلش یک چند بار باهاش صحبت کنه و اگر دید در کلیات هم نظر و هم عقیدند و دختر خانم هم تقریبا پسندیده بعد به صورت رسمی پا پیش بزارند , کلا شما کدوم رو ترجیح می دید و واکنشون تو هر 2 مورد چیه ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۵۰۴ بازدید توسط ۱۲۶۹ نفر
    • پنجشنبه ۷ اسفند ۹۳ - ۱۹:۴۵

    فکر نکنم هیچ کسی به پسر 46 کیلویی به چشم یک مرد نگاه کنه

    سلام

    پسری 25 ساله هستم . مشکل من لاغری پیش از حد منه . قدم 174 و وزنم 46 کیلو . تقریبا 10 ساله وزنم زیاد نمیشه . دو بار چکاپ کامل دادم ولی سالمم مشکل غدد و ... ندارم. من اصلا مشکل اشتها ندارم و خیلی زیاد غذا میخورم بد غذا هم نیستم. اهل ورزش کردن هم هستم. مدت 1.5 سالم باشگاه بدن سازی رفتم ولی انگار نه انگار. پیش 2 تا دکتر تغذیه معروفم هم رفتم ولی در حالی دو برابر مقدار نیازم کالری دریافت میکردم باز هم تغییری نمیکردم ( البته موجبات حیرت دکتر رو هم در پی داشتم ). انواع روش های علمی و غیر علمی رو هم به کار بردم ولی انگار نه انگار.

    بیماری خاصی ندارم برای مشکلم به متخصص های قسمت های مختلف رجوع کردم .مشکل ژنتیکی هم فکر نکنم داشته باشم برادر و خواهرهام و بقیه اقوام نرمال هستن. مشکل من تمسخر حالا به شوخی یا جدی حتی از طرف خانواده است. کلا فکر نکنم هیچ کسی به پسر 46 کیلویی به چشم یک مرد نگاه کنه تازه صورت بچه گانه ای هم دارم انگار 17 سالمه!!! . البته اینم بگم به سختی مریض میشم اخرین باری که سرماخوردم یادم نمیاد. البته ارشد دارم و شاغلم . و 6 ماهه دیگه باید برم سربازی . دوستام به شوخی میگن تو سربازی تموم نشی!!! البته اینو بگم ادم ضعیفی نیستم و تقریبا مثل بقیه پسرا میتونم کارهای سنگین انجام بدم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۲۱۶۶ بازدید توسط ۱۷۴۱ نفر
    • پنجشنبه ۷ اسفند ۹۳ - ۱۹:۲۷

    هشدار هشدار هشدار در مورد خانم دکتر مریم راهور !!!

    سلام
    اخیرا شخصی که خودش رو " خانم دکتر مریم راهوار " معرفی کرده چندین نظر در وبلاگ گذاشته و خواسته که باهاش تماس بگیرید .
    امروز یکی از دوستان ، به اینجانب پیغام دادند که اون شخص مدعی شده مدارک پزشکی خودش رو به بنده نشون دادند . در حالی که اصلا چنین کاری صورت نگرفته .
    بنده هم در وبلاگ ایشون درخواست شماره مطب شون رو کردم که تا این لحظه خبری نشده .
    الان هم خانمی این پیام رو دادند :
    جناب نجفی من با خانم دکتر مکاتبه کردم ولی ایشون چرا عکس های اندام میخوان؟ من متوجه نمیشم اگر کسی بخواد دو نفر رو بهم معرفی کنن باید تک تک جزئیات بدنی یه دختر رو بدونن؟

    بنده نمی دونم که ایشون واقعا دکتر هستند یا نه ، نمی دونم که هدفشون خیره یا شر ، ولی تا اطلاع بعدی با ایمیل ایشون تماس نگیرید و اگه به هر بهانه ای درخواست عکس کردند یا اطلاعات شخصی شما رو خواستند بهشون ندید .
    موفق باشید
    -------------------------

    سلام
    موضوع به انضمام مدارک و اطلاعاتی که قابل ارائه کردن بود به پلیس فتا گزارش شد .



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۸ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶۸)
    • ۲۲۳۵۲ بازدید توسط ۱۴۸۵۴ نفر
    • پنجشنبه ۷ اسفند ۹۳ - ۱۹:۰۸

    میگه عکس اگهی ترحیمم رو برات میفرستم

    سلام

    دختری *2 ساله هستم خیلی دردناکه ادم بخواد در مورد اشتباهش حرف بزنه . همیشه سعی میکردم مومن باشم با پسری حرف نمیزدم اما یکی از دوستام سایتی رو بهم معرفی کرد من نمیدونستم فضاش چجوریه .

    اوایل خیلی برام سرگرمی بود بعد یه مدت با یه پروفایلی آشنا شدم . پسری که واقعا غمگین بود همیشه میگفتم چرا این ادم اینقدر افسرده است؟ چرا همش از درد و غم میگه؟ چرا فکر میکنه همه ادما و دخترا خیانت کارن؟ خواستم بهش نشون بدم همه ی آدما اینطوری نیستن و بهش محبت کردم.

    اومد تو چت و باهام درد و دل کرد .خلاصه گفت تحصیلاتش پائینه و نامزدش بهش خیانت کرده کم کم بهم وابسته شدیم تا اینکه بهم گفت علاقه منده بهم و میدونه بهم نمیرسیم یه جورایی فکر میکردم دیگه بی خیال من شده . برا منم میگذره یواش یواش میخواستم ازش دور بشم ولی هر بار که نمیرفتم یه مدت تو سایت میومد و کلی نفرینم میکرد منم میترسیدم.

    من همیشه بهش گفته بودم از عشق مجازی و این چیزا خوشم نمیاد ولی اون اتفاقی که نمیخواستم افتاد کم کم منم بهش علاقه پیدا کرده بودم ولی وقتی منطقی بهش نگاه میکردم میدیدم نمیشه .

    بهش ابراز علاقه نمیکردم ولی اون میکرد حالا طوری شده که میگه اگر تو نباشی خودمو میکشم ، عکس های خود زنی شو برام میفرسته ، تهدیدم میکنه شماره خونتونو پیدا میکنم.

    بخدا از سایه خودمم میترسم پاکیم و از دست دادم منی که با هیچ پسری حرف نمیزدم حالا همه چیمو از دست دادم شاید بگین این که اشکالی نداره حرف زدن که مشکلی نداره ولی برا من خیلی مهم بود پاک باشم برای همسر اینده ام.

    یه راه حل جلوی پام بذارین من هیچ عکسی در اختیارش نذاشتم . ازش میترسم همش عکس های خونریزی شو برام میفرسته میگه عکس اگهی ترحیممو برات میفرستم خودمو راحت میکنم . اون تنها زندگی میکنه. میترسم واقعا همچین کاری رو بکنه .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۷۸۵ بازدید توسط ۱۴۰۹ نفر
    • پنجشنبه ۷ اسفند ۹۳ - ۱۸:۲۸

    در جلسه دوم چه سوالاتی از خواستگارم بپرسم ؟

    سلام 

    حدود بیش از یک ماه پیش یه خواستگار خوب اومد . بعد مامانه پسندید و فردا شبش پسرشم آورد . اولین جلسه باهاش حرف زدم و این سوالات مطرح شد :

    بیو گرافی؟

    انتظاراتش از همسر اینده؟

     نوع تفریحاتش؟

    برنامه او برای اینده؟

    البته یکمم در مورد حجاب و ... حرفیدیم

    حالا بعد یک ماه زنگ زدند و میخوان دوباره بیان . این دفعه باید چطوری رفتار کنم؟ چه سوالایی بپرسم؟

    لطفا زودتر جواب بدین

    راستی خیلی استرس دارم دعا کنید

    البته توکل به خدا:)


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۵۴۳۸ بازدید توسط ۳۹۴۷ نفر
    • پنجشنبه ۷ اسفند ۹۳ - ۱۸:۲۳

    منو خواهر مطلقه ام میونه خوبی نداریم

    دختری 25 ساله ام . در خانه 1 خواهر 28 ساله مطلقه و 1 برادر 20 ساله مجرد هستیم . هر 3 دارای تحصیلات دانشگاهی و بیکاریم .

    پدرم بازنشسته هستند و ایشان بیشتر به فکر برادرم هستند و به لحاظ مالی هوای اونو دارن . من و برادرم در 1 اتاقیم و در کمد لباس های اون بیشتر از من که 1 دخترم لباس هست و اصلا احساس مسئولیت نمیکنه و به فکر کار نیست .

    از طرفی همه ی هم و غم مادرم خواهر مطلقه ام هست و اگر من حرفی از ازدواج بزنم مادرم میگه پس خواهرت چی ؟ واسه اون کسیو پیدا کن ( ماجرای طلاقش از 20 سالگی من شروع شد ) هر وقت حرف از علایقم زدم و خواستم کاری رو شروع کنم خواهرم شروع به اون کار میکنه و تموم میکنه .

     از خیاطی ، آشپزی ، مدل لباس و هر کاری میخوام بکنم تقلید میکنه و این باعث حساسیتم شده و خانوادمم حمایتش میکنن و میگن تو به اون حسادت میکنی .

    اصلا دوست ندارم باهاش حرف بزنم و وقتی خونه نیست رابطه منم با خانوادم بهتره


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۱۷۴۹ بازدید توسط ۱۴۰۱ نفر
    • پنجشنبه ۷ اسفند ۹۳ - ۱۷:۵۲

    آیا راهی برای ادامه دارم ؟

    خانواده خوبی دارم پدرم از 15 سالگی کار کرده  و به قول خودش هر وقت به چیزی رسیده . آدمهای دور و برش از دستش در آوردن . پدرم همیشه از فامیل ضربه خورده و الان بعد 30 سال زندگی و بعد 45 سال کار کردن . یه کارگر سیار سر ساختمون هاست . با چنگ و دندون ما بزرگ شدیم .

    روزهایی که بچه ها فامیل یا همکلاسی ها منو به خاطر لباس تنم مسخره میکردن . هنوز یادمه . هنوز با اینکه 30 سالم شده . وقتی یاد تمسخر هاشون میفتم . گریه ام میگیره ..خواهرم منم میدونم نجابت چیه . منم نجیب بودم . منم میدونم آبرو داشتن یعنی چی ... اما تو یه پله از من خوشبخت تر هستی . میدونی چرا چون تو وقتیخواستگار دازی . انقدر جرات داری که راهش بدی داخل. اما ما که به عنوان یرایدار داخل خونه یه آشنا زندگی میکنیم و با سیلی صورتمون رو سرخ میکنیم .تا اسم خواستگار میاد مادرم از ترس خونه و حتی خرج میوه و شیرینی که میگه سر هیچی باید کلی خرج کنم . تا حرفش میشه . جواب نه رو میزاره کف دست یارو .

    باورت نمیشه من الان سی سالمه یک بار نشده راهشون بدیم به خونه . ... بهم نخند ولی به قول دوستام . راه دادن خواستگاری که میدونی جوابش نه هست . اینکه حداقل چم و خم گردوندن مجلس دستت میاد و سوتی نمیدی .برای خواستگاری اصلی ... خوب من حتی از تجربه اش هم محروم بودم ... بگذریم بعد تمام اینخوشبختی ها ... فکر کردم اگر خودم با کسی آشنا بشم و همو بخواهیم مشکل حل میشه و حداقل به خاطر شناختش . به ظواهر توجه نمیکنه . اما کور خونده بودم .

    روزگار میخوام بهم انقدر درس بده که حسابی نمره بیست از تجربه بگیرم . با کسی دوست شدم . و اونم بعد یک ماه آشنایی در فرصتی منو در محل کارش تنها گیر انداخت و مزاحم من شد . درسته دوست بودیم اما تا قبل اون حتی پسری بهم دست نزده بود . ... از خودم . از دنیا . از همه چی متنفر بودم .

    تصمیم گرفتم خودمو راحت کنم . چون سابقه تنگی نفس داشتم برام راحت بود اما از اونجایی که مادرم مراقب وضع و سلامتیم بود . سر یک یا دو دقیقه آخر منو برگردوند . .... اوضاع روحیم انقدر بد بود که همه فکر میکردن از ترس مرگ شوکه شدم . ... خبر نداشتن که آرزو مرگ میکنم ...

    دوست پسرم در اون شرایط میگفت متاسف شده و نتونسته خودش رو کنترل کنه . من من جذبش کردم و از این حرفا ....گفت میخواد همراهم باشه و کمکم کنه ..منم باهاش موندم هم چون واقعا به انتها رسیده بودم و هم چون از بی آبرویی میترسیدم و فکرم این بود که لیاقت آدم دیگه ای رو ندارم و با اتفاقی که افتاده باید باهاش ازدواج کنم .

    پس موندم و تحمل کردم و تمام تحمیل کردنای وجودش به خودم رو با تمام سختی قبول کردم و ساکت شدم و تنها راه آرامشم لبخند زدن کنارش و اشک ریختن هام در تنهایی خودم در تمام شب های این دو سال بود . ولی الان دیگه نمیتونم . دیگه کشش ندارم . از خودم بدم میاد . از حماقتم متاسف شدم .

    شاید اگر همون اتفاق دفه اول رو گذشت میکردم و دوسال خودم رو له نمیکردم بهتر بود ... شاید اگر به خانوادم میگفتم بهتر میبود ... نمیدونم . واقعا نمیدونم ... فقط میدونم از آسمون و زمین برام باریده .. نمیدونم راه برگشت دارم ... آیا راهی برای ادامه دارم ... آیندم چی میشه ... نمیدونم به این شرایط ادامه بدم ... یا ترکش کنم و برای همیشه با تنهایی بسازم .... دیگه از خدا هم خجالت میکشم و روی استغفارم ندارم ... حتی روم نمیشه مثل قدیما به نماز بیاستم . خیلی که بهش احتیاج دارم میرم داخل حیاط امامزاده نزدیکمون میشینم . روم نمیشه پا داخل حرم بذارم ... کاش باهام حرف بزنید ... کاش راهنماییم کنید ... من هیچ کس رو به این راه  که رفتم .هدایت نمیکنم ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۷۵۵ بازدید توسط ۱۴۴۱ نفر
    • پنجشنبه ۷ اسفند ۹۳ - ۰۵:۳۷

    خواستگارها با دیدن سرو وضع زندگیمون تو ذوقشون میخوره

    دوستان سلام.

    23 سالمه و دانشجوی ارشد یه رشته خوب دانشگاه دولتیم. همیشه حجاب( چادریم ) و نجابتمو حفظ کردم و پامو کج نذاشتم . از لحاظ قیافه و ظاهر متوسط رو به بالام.

    خونواده خوبیم دارم. هیچ مشکل اخلاقی یا هیچ انحرافی نداشتن. مامان و بابام آدمای خوب و ساده دل و بی ریایی هستن ( به شدت مهربون صادق وبی شیله پیله) . داداشم یه پسر خوب دلسوزو زحمتکشیه. خواهرمم دختر عاقل فهمیده و نجیبیه.

    اینارو گفتم که بدونید توی خونوادم هیچ مشکلی اعم از اعتیاد ، فساد و ... وجود نداره. همچنین خونواده مذهبی و روشنفکری هستیم. اما از بد یا خوب روزگار بابام توی جنگ آسیب دید . اسمن بهش میگن جانباز اعصاب و روان ، اما رسما نه . یعنی ما حقوق جانبازی و از این چیزا نمیگیریم. از طرفیم بابا به خاطر وضعیت جسمیش نتونست هیچ وقت کار کنه . شاید باور نکنید اوایل بابا روزانه 20 تا قرصم میخورد و تمام روز و میخوابید .

    به خاطر شرایط بیمارش مجبور میشدیم این کارو بکنیم . بعضی مواقع بیمارستانم بستری میشد ( شرایطش مثل عمو  حسن برنامه ماه عسل بود ). اینم بگم بابا قبل از آسیب دیدن طلبه بوده اگه اون اتفاق براش نمی افتاد حتما تا الان ادامه داده بود و حداقلش الان یه معلم بود .

    خلاصه مامانم زنانگیشو فراموش کرد و یکه و تنها زندگیو به دوش کشید .نه یاوری نه همراهی ، با 3 تا بچه کوچیک . خیییلی سخت بود. اصولا زندگی سخته . مامانم از خودش گذشت خیییلی فداکاری کرد. ما بزرگ شدیم (به سختی ) .

    حالا داداشم بار زندگیو به دوش کشیده . و به خاطر همینم تا حالا نتونسته ازدواج کنه. یعنی شرایط این اجازه رو نمیده. بیچاره حتی نتونسته پس اندازیم داشته باشه . باور کنید اینقد حقوق ماهیانش کمه که با وجود قناعت و صرفه جویی به آخر ماه نمیرسه ( ما اهل بریزو بپاشم نیستیم ).

    بابام حالا بعد از سالها ادامه تحصیل داده و کارشناسیشو از یه دانشگاه دولتی و خوب گرفت در حال حاضرم دانشجوی ارشد یه دانشگاه خوب دیگس. 

    اینم بگم به خاطر شرایط مالیمون نتونستیم به خونه زندگیمون برسیم. یعنی توی یه خونه قدیمی و با ساده ترین وسایل موجود زندگی میکنیم . حالا شما همه این شرایطو در نظر بگیرین یه خونواده خوب که با فرهنگ و روشن فکرن ، درسته پول ندارن اما عزت نفس دارن، درسته تو یه خونه قدیمی زندگی میکنن اما همه افراد خونواده از همه لحاظ سالمن و درگیر مشکلاتی که خونواده های دیگه دارن نیستن، میخوام بگم اگه ما به این وضعیت افتادیم خودمون نخواستیم خدا برامون خواسته.

    قبلشم گفته بودم بابا قبل از اعزام به جبهه یه طلبه فعال و درسخون بود ، شاید باور نکنین اما همه هم دوره ایاش در حال حاضر یا توی منصبای دولتن ( آدمای معروفین ) یا قاضی دادگاهن یا کم کم استاد دانشگان (منظورم اینه که یه همچین وضعیتی بعدها برای بابا پیش میومد).

    اینم بگم نه من نه خواهرو برادرم هیچکدوم از زندگیمون ناراضی نیستیم شاید بگین شعار میدم و کلیشه ای حرف میزنم ولی واقعن واقعن به زندگیم به خونوادم افتخار میکنم.

    اما متاسفانه وقتی برام خواستگار میاد با دیدن سرو وضع زندگیمون تو ذوقشون میخوره و میرن و دیگه... حتی سعی نمیکنن حفظ ظاهر کنن و به روی خودشون نیارن. نمیدونم واقعن چی بگم . این همه خوبی خودمو خونوادم داریم اونارو نمیبینن فقط خونه ساده و قدیمی رو میبینن ،فقط در و دیوار خونرو میبینن. واقعن متاسفم برای طرز فکر آدمای این مدلی ، البته بابت رفتنای بی بازگشت خواستگارام ناراحت نیستم بابت ناراحتی و دل شکسته باباو مامانم ناراحتم. بابت خورد شدن غرور داداشم...

    ما واقعا به کدوم سمت داریم میریم ؟! احساس میکنم خیلی جاها دیگه از انسانیت وشعور حتی اسمشم باقی نمونده . شاید بعضیا بگن خیلی دارم تند میرم. شاید بگین اونام حق داشتن که نپسندن . آره حق داشتن  اما حق نداشتن به ما توهین کنن ، حق نداشتن ما رو به خاطر چیزی که از دستمون خارجه سرزنش کنن.

     قصه زندگیمو گفتم نه برای ترحم و دلسوزی دوستان خوب و دلسوز این سایت ، برای اینکه بگم خسته شدم از این همه بی حرمتی . برای اینکه به آقا پسرای این سایت بگم تو رو خدا اگه میرین خواستگاری اگه خونه زندگیشو نپسندیدین طرفو تحقیر نکنین یه جور دیگه بهمش بزنید. برای اینکه بگم اینقد به مادیات نگاه نکنیم...

     خواهش میکنم بیایم باهم مهربونتر باشیم و برای هم ارزش قائل شیم. خواهش میکنم بیایم به رفتارمون بیشتر توجه کنیم . خواهش میکنم دل همو نشکنیم...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۰)
    • ۲۳۸۰ بازدید توسط ۱۸۲۹ نفر
    • چهارشنبه ۶ اسفند ۹۳ - ۲۳:۱۵

    از روی کنجکاوی به خودارضایی مبتلا شدم

    سلام

    تو مبحث ترک خودارضایی گفته بودین که این حالت وسوسه انگیزی که گه گاهی بوجود میاد بیشتر از 10 دقیقه طول نمیکشه ولی برا من طول میکشه!

    تا چندین ساعت هستش همش مرطوبم. یه حس وحشتناکیه ( یه حسی مث حس یکم قبل از ارگاسم ) یه موقع ها انقد اذیتم میکنه که به بهونه ی چیزی برداشتن یا جابجا شدن خودمو میکشم رو زمین یا پامو میذارم زیرم تا بهتر میشه :| خب الان من چیکار کنم؟

    راستش برا ترک خودارضاییم خیلی کارا کردم   تا نصف شب تو اینترنت بودم تا از شدت بیخوابی سریع خوابم ببره ساعت خوابم بهم ریخت دیدم اینجوری دارم وقت تلف میکنم رفتم سرکار از 10 صبح تا 10 شب  فقط جمعه رو داشتم که از 16 تا 22 سرکار بودم که متاسفانه جمعه ها ...به خاطر این کار عفونت گرفتم درمان کردم بعد شروع کردم خودارضایی از بالا تنه یه مدت هی خودمو گول میزدم که غسل داره و نمیتونی نماز بخونیو ... آخرش کارم به خودارضایی تو حموم کشید:|

    حالا هم دارم سعی میکنم که جمعه ها رو اصلا اینکارو نکنم (بخاطر امام زمان) اینجوری حتی موقعایی که این حس وحشتناک میشه هم مجبورم خودمو کنترل کنم و اعتماد بنفسم برا باقی مواردم بالا میره و کم کم همه ی روزای هفته رو جمعه فرض میکنم:( به آقا خیلی قولا دادم نشد:(( ولی تو این مورد پایبند پایبندم چون هیچی مهمتر از پاکدامنی نیس .

    نمیخوام با این وضع حتی خواستگار برام بیاد من فقط 19 سالمه و حدود 2 ساله که از روی کنجکاوی (که گفتم بذار ببینم چجوریه ) مبتلا شدم

    برام دعا کنین خیلی

    اجرکم عندالله


    آموزش گام به گام ترک خودارضایی در خانواده برتر


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودارضایی (۱۲۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۲۵۲۵ بازدید توسط ۲۰۸۵ نفر
    • چهارشنبه ۶ اسفند ۹۳ - ۲۲:۴۹

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب سابقه دوستی قبل از ازدواج فراموشی عشق قصد ازدواج ترک خودارضایی فراموشی عشق قبلی افسردگی اختصاصی خانواده برتر معرفی کتاب عشق یک طرفه دختر چادری استرس زندگی مشترک شکست عشقی مادر شوهر دوران عقد و رابطه حسادت خیانت تحصیل در دانشگاه پیام نور جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری شناخت خواستگار پست های ویژه پست های پیشنهادی کاربران سوالات خواستگاری دوستی با جنس مخالف آرامش جلسه اول خواستگاری نیاز عاطفی قانون جذب از زبان شفق ابراز علاقه وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم فشار جنسی مطالب سعید کرمی رشته پزشکی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه پست های راهنمای خانواده برتر مطالب اسی $ موفقیت پشت کنکور پزشکی نیاز جنسی فرهنگ سازی چراغ سبز به جنس مخالف عشق یک طرفه به پسر دوران مجردی حیا در دختران روش های چاق شدن کنکور تجربی پشت کنکوری ها عاشق شدن درونگرایی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم ازدواج دانشجویی دوست دختر نداشتم مطالب باشگاه خبرنگاران احساس تنهایی کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دانشجو نماز ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد ابراز علاقه به پسر ازدواج با دانشجوی پزشکی استخاره برای ازدواج عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو قصد ازدواج بدون داشتن امکانات استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه شوخی های ناجور دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج پیدا کردن دختر خوب برای ازدواج برنامه نویسی کمبود اعتماد به نفس رشته حقوق قد خواستگار