با سلام
پسری هستم تصمیم گرفتم با یکی از همکلاسی های خود که از نعمت پدر محروم هستند ازدواج نمایم .
از طریق خانواده بنده به ایشان و مادرشان اطلاع اولیه داده شد و با اجازه مادرشان گفتگوهای اولیه را در دو جلسه با ایشان انجام دادیم و به تفاهم زیادی رسیدیم .
نیت هر دوی ما خیر و قربه الی الله بود. خدمت خانواده ایشان رسیدیم که بخاطر نبود پدرشون تقریبا همه نزدیکان ایشان در جلسه آشنایی یا خواستگاری حضور داشتند . اعم از خاله ها دایی عمو و غیره . جلسه خوب و مثبتی بود .
پس از چند روزی مادر ایشان بعد از تحقیقاتی بخاطر قومیت بنده پاسخ منفی دادند، با اینکه در مورد خانواده و شخص بنده تحقیقات زیادی انجام دادند و نتیجه کاملا مثبت بود. تاثیر زیاد نزدیکان روی نظر مادر دختر خانم باعث شد که مادر ایشان رضایت نداشته باشد.
بعد از ایراد به قومیت و طایفه ما ، این خانواده بهانه خود را روی دوری راه و سربازی داشتن بنده گذاشت. البته تفاوت های اندک فرهنگی هم وجود دارد. ولی معیارهای دینی را هر دو خانواده قبول دارند. پدر بنده دیپلمه و کارمند است و مادرم در حد خواندن و نوشتن و خانه دار است .
مخلص کلام شاید این باشد که فکر می کنم عمده دلایل مخالفت همان مسئله قومیت باشد - با این فرض که این خانواده می گویند طایفه ما خوشنام نیست- و این را ملاک قرار می دهند - حالا سوال من این است که اگر مادر ایشان مخالف باشند. من تا چه حد می توانم اصرار کنم و پیگیر باشم. وظیفه دینی من چیست ؟ از کجا باید بدانم خدا چگونه می خواهد ؟ سخت درگیرم. با اینکه ما هر دو بهم علاقه مندیم .
متشکرم

موضوعات مرتبط :
اصرار بر خواستگاری