سلام دوستان

خانمی ۲۳ ساله هستم حدود دو سال پیش با یه آقایی به قصد ازدواج اشنا شدیم و همدیگه رو ملاقات کردیم ولی بخاطر شرایط مالی ایشون ازم فرصت خواستن تا شرایط شون خوب بشه.

تو این مدت ایشون یه بار بهم گفتن تو از من سرتری و من لیاقت تو رو ندارم. منم بهش میگفتم که معیارامو داره و نمیخوام فراموشش کنم. هر دومون لیسانس بودیم و کارمند.

ایشون یه بار بهم گفتن که بیخیالش بشم چون یکی دیگه رو دوس داره. منم کلی گریه کردم بعدش اومد عذر خواهی کرد و گفت دروغ گفتم تا ازم بدت بیاد و فراموشم کنی. دوباره ارتباطمون ادامه پیدا کرد تا اینکه چن ماه پیش بهم گفت من مشکل جسمی دارم و باهاش خوشبخت نمیشم و با اصرارهای من بالاخره بهم گفت که مشکل عدم نعوظ داره و تحت درمانه و دکترش گفته ۳ سال باید تحت درمان باشه.

خیلی جدی و ملتمسانه ازم خواست که دیگه با هم ارتباطی نداشته باشیم و منم قبول کردم . البته با کلی گریه و ناراحتی و گله و شکایت از خدا که چرا من ؟! هر دومون مذهبی بودیم ایشونم ۲۷ ساله بودن و تو سن احساسی نبودن.

حالا من چند ماهه باهاش ارتباطی ندارم تو رو خدا کمکم کنید تا کامل فراموشش  کنم. نمیدونم چرا انقد بهش علاقمند شدم با اینکه بارها دلمو شکسته و تحقیرم کرده. یه بار گفته یکی دیگه رو دوس داره، یه بار گفت از قیافت زیاد خوشم نمیاد، یه بار گفت ول کن من نیستی و هزار حرف دیگه....!!!

دوستان کمکم کنید این خاطرات گذشته رو فراموش کنم و به روال عادی زندگی برگردم .


کاربران محترم خانواده برتر در مورد پست (می خوام خاطرات گذشته رو فراموش کنم و به روال عادی زندگی برگردم) ، (۱۶) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-لمس) کنید.
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
فراموش کردن عشق قبلی (۴۴ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۱ مطلب مشابه)
↓ موضوعات پربیننده و منتخب ↓ :
ابراز علاقه دختر به پسر نیاز جنسی دختران نیاز عاطفی دختران دختران مجرد 30+ سال پسران مجرد 30+ سال آموزش های شوهرداری آموزش های زن داری دوستی به قصد ازدواج مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی پرده بکارت درد دل های پسران تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری فشار جنسی قبل از ازدواج عشق