سلام دوستان

تو رو خدا خواهش میکنم کمکم کنید یکم حاله روحیم عوض شه...

من یه دختر 20 ساله ام که یه خانواده ی فوق العاده خوب دارم که با دنیا هم عوضشون نمیکنم. اما مشکله من اینه که با وجود اینکه دیگه 20 سالم شده بزرگ شدم عاقل شدم مامانم اصلا نمیذاره من با دوستام جایی برم هر بار سره این قضیه منو گریه میندازه .

منم کلا خیلی اذیتشون نمیکنم و تو خودم داغون میشمو با یه جر و بحثه مختصر بی خیاله بیرون رفتن میشم که مامانم ناراحت نشه.

نه اینکه اصصلا نذاره ولی 6 ماه یه بار به زور و التماس.. میگه از دوستات خوشم نمیاد . در حالی که خیلی دخترای خوبین و من از 8 سال پیش باهاشونم یعنی یا این دوستام یا هیچ کس.

الانم که اومدم دانشگاه فقط با همون دوستای سابقمم که خدا رو شکر هم دانشگاهی شدیم. حالا من تو اوج جونی یه دختر افسرده شدم، که همه دوستاش یا ازدواج کردن یا دارن از جوونیشون لذت میبرن!

من شدیدا حس میکنم از همه عقبم. نه لذت متاهلی رو میچشم نه مجردی رو.. همش متاهلا رو نگاه میکنم حسرت میخورم .. اصلا با خانوادمم که بیرونم چشمم رو زوجای جونه و میگم خوش به حالشون..

باورم نمیشه که منم یه روزی ازدواج کنم.. به خدا خیلی افسرده ام همش تو خودمم.. حس میکنم دیگه دیر شد همه دوستام ازدواج کردن منم دیگه نمیتونم  ازدواج کنم با اینکه ظاهرم متوسطه و موقعیته اجتماعیه خیلی خوبی داریم اما نمیدونم چرا چون یه شکسته عشقی خوردم دیگه حس میکنم کسی پیدا نمیشه که مثله اون منو دوست داشته باشه.

هیچ امیدی دیگه برای زندگی ندارم. تو اوج 20 سالگی و شادی دوستام من یه دختر افسردم:(((
امیدم به شماست که یکم کمکم کنید خواهش میکنم...

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,