سلام
دختر خانم های چادری؛
لطفا فقط ادعای مذهبی بودن نکنید، مسلمان و مذهبی واقعی باشید !
بنده چند وقت پیش داشتم درباره مطلبی میگشتم درباره دختران چادری و ... که به طور اتفاقی وارد یک انجمن شدم و دیدم که یک خانم چادری و مذهبی سوالی رو مطرح کرده بودن و ناراحت بودن از اینکه چرا خواستگاران اون ها ازشون میخوان که بعد از ازدواج باید بیرون از خونه و تو مهمونی ها و ... بیشتر آرایش کنن، ( که بتونن پز زنشون رو جلوی دیگران بدن و ... ) یا اینکه ازشون میخواستن که چادر رو بردارن و مانتو بپوشن، یا خواستگارهاشون ماهواره نگاه میکردن. نماز نمیخوندن و روزه نمیگرفتن.
این خانم های محترم به دنبال افرادی بودن که اینطوری نباشن. ماهواره نگاه نکنن. یه مقدار دینشون محکم تر باشه و بهشون نگن که چادر رو برداره.
این خانم های عزیز خیلی ناراحت بودن که متاسفانه خواستگاری پیدا نمیکنن که دینشون کاملتر باشه و اعتقادشون قویتر باشه و میگفتن که اصلا مادیات برای ما مهم نیست ، من هم در سن ازدواج بودم و هر چند که دوست داشتم ازدواج کنم اما چون کمی ازدواج میترسیدم و میخواستم شرایطم مهیا تر بشه بعد اقدام کنم. بلاخره گفتم که میخوام یا علی بگم و خدا کمک میکنه. خودش تو قرآن وعده داده. پس منم شروع میکنم.
بعد به ذهنم رسید که چطوری یک خانم مذهبی رو پیدا کنم. از همین خانوم های خوبی که به فکر دین و اخلاق و ماهواره و نماز شوهر هستن. یک آخی هم گفتم و لبخند رضایتی بر لبانم وجود داشت و گفتم خدایا چنین دخترانی هم وجود دارن و بعد من مجرد هستم و انقدر هی میخوام شرایطم بهتر بشه! پس همین الانم میتونم برم. پس میرم. گفتم که چه دخترای نازی. آخی دلم براشون تپید. گفتم که چقدر کم توقع هستن. چقدر مهربون و خوب هستن.
در حدی که در ذهن خودم از اونها به خاطر این دیدگاه هایی که دارن و حجاب زیباشون یک فرشته ساختم. و نهایتا یک سوال مطرح کردم که حالا من که اهل دوست دختر نیستم و اینجور دخترها هم اهل دوست پسر نیستن. چطوری یک چنین دختر خانم های خوب و چادری واقعی و فرشته پیدا کنم؟ در لینک زیر موجود هست در همین وبلاگ:


بعد دوستان لطفا کردن و کلی پاسخ خوب نوشتن و منو راهنمایی کردن که چطوری این دختر خانم رو پیدا کنم. و نهایتا از برآیند تمام نظرات به این نتیجه رسیدم که برای من، اقدام از طریق یک واسطه، بهترین گزینه هست.
البته فقط در این وبلاگ این کارها رو انجام ندادم و در چند جای دیگر هم بوده.
به هر حال بعد از این پرسش و اینکه جواب رو گرفتم و راه حل رو پیدا کردم، و حالا که میدونم دختر رو چطور پیدا کنم. حالا به شرایط خودم و ویژگی های خودم نگاه کردم و گفتم که اگر برم خواستگاری این دخترها، دخترها چه جوابی به من میدن؟
همین دختر خانوم هایی که خیلی هاشون درد دل میکردن و میکنن که خواستگارهاشون گفتن ماهواره نگاه میکنن و فقط واسه همین ردش کردن. همین دختر خانوم های خیلی خوب و پاک که میگفتن خواستگارهامون نماز نمیخونن و ما ردش میکنیم.
همین هایی که گفتن چون خواستگارمون از ما خواسته که ما چادر رو برداریم، ما ناراحت شدیم و هرگز این کار رو نمیکنیم و این چه پسرهای بد و جلفی هستن و ای کاش خداوند یک جوان با ایمان نسیب ما کنه که ما رو همونطوری که هستیم بپذیره و ...
یعنی اونقدر این دخترها پاک و معصوم و کم توقع و با تفکرات عمیق و عالی به نظر میرسیدن. اونقدر ناز و خوب به نظر میرسیدن. (البته حتما بعضی ها هم واقعا هستن) به هر حال. گویی که اینها از آسمان آمده و دقیقا یک فرشته و حوری بهشتی هستن! و من هم از قبل، دختران چادری رو دوست داشتم و میخواستم که همسر آینده ام چادری و با چنین خصوصیاتی باشه.
اما چند سالی بود که از فکر ازدواج بیرون اومده بودم و دوست داشتم که پول بیشتری جمع کنم و درآمد و خیلی چیزهام بیشتر بشه بعد برم خواستگاری.
ولی وقتی دیدم که چنین دخترانی هم هستن که اصلا کاری به پول و سکه و اینها ندارن و میگن که اصلا هیچ اهمیتی برای ما نداره و ما میخوایم شوهرمون فقط ماهواره نگاه نکه. ما میخوام به ما نگه چادر رو کنار بذار. ما میخوایم نماز بخونه و ... و ما اگه اینا بیان حتما قبولشون میکنیم و براشون سبک میگیریم. گفتم که پس یا علی، حالا باید دل رو بزنم به دریا. پس همینقدری که هستم هم خیلی خوبه چون خیلی از جوونها بیکار هستن. من که درآمد و موقعیتم هم خوبه. فقط پس انداز نیست که اون رو هم بخوام اقدام کنم سریع جمع میکنم.
بنابراین رفتم سراغ سوال بعدی و گفتم که قبل از اینکه دل رو بزنم به دریا و برم خواستگاری، یک مشورتی هم بکنم. عقل هم دقیقا همین رو حکم میکنه.
حالا یه جورایی دوباره یک همه پرسی کنم و ببینم که نظر همین دختر خانوم هایی که دارن برای یک پسر با ایمان له له میزنن و نماز شب میخونن و توسل میجویند و نذر میکنن که چنین پسر با ایمانی نسیبشون بشه (مانند من) و از خدا میخوان که دیگه مثل خواستگارای قبلی براشون نیاد؛ اگر من برم خواستگاری و شرایطم رو صادقانه بگم با من ازدواج میکنن؟ در واقع یه جوری توضیح نوشتم در سوالم که دقیقا مشخصات ظاهری و رفتاری من رو بررسی بکنن و جلسه خواستگاری و عقد و خریدها و ... رو تصور کنن و ببینن که چه تصمیمی میگیرین!؟
سوال در لینک زیر در همین وبلاگ هست، و چند جای دیگه!


البته در پاسخ ها حتی برخی آقا پسرها و دختران بی حجاب و دختران با حجاب و خوب ولی غیرچادری هم مشارکت کردن. به هر جهت از پاسخ هایی که از همون دختران قبلی که دنبال ایمان و اخلاق بودن دریافت کردم شوکه شدم، ترسیدم و ناراحت شدم و دلم شکست و درد گرفت! (البته هرگز در هیچ موردی منظورم به همه نیست، چون خوشبختانه موارد استثنا هم وجود داشت. ولی متاسفانه اکثر اونها، خیر. و این نگران کننده و خطرناک هست) از اینکه دقیقا همون دخترها هم بودن مطمئن بودم چون تقریبا تا حدودی که میشد تشخیص داد، مطمئن بودم. برخی از نام ها و سبک نوشتاری و در برخی سایت های دیگر که کاربران ثبت نامی و ثابت و ...
بنده بر روی چند مورد تاکید کرده بودم. عروسی سبک تر (نه اینکه عروسی نگیرم. یا اگر بخوان به جاش مسافرت و فقط یک شام و میوه دادن)، خرید طلا (اما نه سرویس طلا. دو حلقه برای عقدمون به عنوان حلقه ازدواج)، مهریه 5 سکه و اینکه من شرط تنصیف دارایی رو هم امضا نمیکنم. و اینکه من هم از ایشون هیچ چیزی به عنوان جهیزیه نمیخوام، در واقع اصلا این رو قبول ندارم.
نه اینکه من یک جهیزیه رو در مقابل همه اونها قرار داده باشم. چون من اونها رو برای ایشون در نظر گرفتم. همه اونها رو، و من همه اونها رو داشتم انجام میدادم. اما اسلامی تر و سبکتر. اما نه با عرف و رسوم غلط جامعه. مثلا طلا میخریدم اما کمتر (منظورم برای شروع زندگی تا عقد و عروسی بود)، عروسی میگرفتم (اما سبکتر و ارزانتر و کم تشریفات تر)، مهریه میگرفتم . بنا بر دستور اسلام باید میگرفتم اما 5 سکه. (حدود 15 میلیون تومان) و ...

جالب اینجا بود که بسیاری از اون دختران، به یکباره دیدشون به زندگی کاملا تغییر کرد!

حالا میگفتن که اوه، چرا شرط تنصیف دارایی رو امضا نمیکنی!؟ حتما یه ایراد و گیری توی کار شما هست! یا اگه بعد از ازدواج مرد بد در بیاد چه تضمینی وجود داره!!؟ پس باید اینو حتما امضا کنی و اگه نکنی ما هم ازدواج نمیکنیم!
(اینجا دیگه همون توضیحات قبلی رو نمیدم، لطفا به اون دو صفحه قبلی و یک صفحه دیگه که جمع بندی و نتیجه گیری صورت گرفت از دو سوالم و بحث هایی که انجام شد و خوندن متن سوال و نظراتم، جمعا سه سوال قبلی که در همین وبلاگ هم ایجاد کردم که کاملتری و بهترین نسخه اش هم همینجاست. لینک سومین صفحه هم در زیر هست. مراجعه کنید و بخونید که چرا گفته بودم که این شرط تنصیف رو امضا نمیکنم و اینکه فقط مرد ممکن نیست بد در بیاد و زن هم ممکنه بد در بیاد و زن هم داره هیچ تضمینی نمیده و اگه احیانا زن هم بد در بیاد (که همونقدری که برای مرد امکانش هست برای زن هم هست، بازم مرد نباید تاوانش رو پس بده. پس عقلا و انصافا مرد نباید این شرط رو مرد امضا بکنه. حالا قرار بود توضیح ندم خودتون لطفا هر سه صفحه و نظراتش رو بخونید)

لینک سومین صفحه:


مورد بعدی که بیان میکردن این بود که میگفتن مهریه 5 سکه کمه! حداقل 14 تا (قابل توجه شما عزیزان همین 14 تا هم میشه 40 میلیون تومان!) شاید دخترانی که اینجور نظرات رو میدادن میلیاردر یا ثروتمند بودن و 40 میلیون تومان اصلا براشون پولی به حساب نمیومد و خیلی کم به نظر میرسید! به هر حال! بگذریم!

میگفتن که اگر عروسی سبک بگیریم از خانواده سرکوفت میخوریم! یا اینکه ما که از دیگران کمتر نیستیم!
میگفتن که باید پس انداز داشته باشی بیای خواستگاری. تو دیگه چه جور مردی هستی که پس انداز نداری!؟ انگار الان همه مردها کار دارن و همه هم پس انداز دارن و با عرضه و سالم و خوب هستن! میگفتن که اگر خواستگار پس انداز ندار بیاد خواستگاری ما. ما اصلا اجازه نمیدیم از در بیاد تو !!!
میگفتن که دین و ایمان و اخلاق هم خیلی مهمه. اما نمیشه که فقط نون عشق خورد!
میگفتن که الان همه سرویس طلا برمیدارن. مگه میشه که سرویس طلا بر نداریم و ...!
لطفا دقت کنید. حتی برخی از همون دخترانی که مثل یک دختر بچه کوچولو کم توقع بودن. و فقط میخواستن که شوهرشون ماهواره نگاه نکنه! فقط میخواستن که شوهرشون بهش نگه چادرت رو بردار! فقط میخواستن که شوهرشون قیافه اونها رو همونطوری که هست قبول بکنه نه اینکه بهشون بگه من پول میدم بری دماغت رو هم عمل کنی! (من هم توضیح داده بودم که قیافه در حد معمول واسم مهمه نه خیلی زیاد و من همین قیافه های طبیعی و بدون آرایش رو میپسندم و دوست دارم که طبیعی باشه و همین طبیعی زیبایی خیلی بالایی داره)
حالا کمی گیج شده بودم! چه اتفاقی افتاده بود!؟
چطور به یکباره تمام اون ویژگی های اخلاقی پسر رنگ باختن؟
چطور یکباره اون اعتقادات عمیق برخی از اون دختران که فقط میخواستن شوهر ماهواره نگاه نکنه و نماز بخونه از بین رفت؟
چطور اون دخترانی که نماز شب میخوندن که یک خواستگار با غیرت و با دین و ایمان پیدا کنن. حالا در برابر برخی شروط مالی و شرایط عادی آقا داماد رنگ عوض کرده و نتونستن تحمل کنن که چنین پسری رو بپذیرن!
و برخی هم گفتن که ما میپذریم و مشکلی نداریم. اما خانواده های ما قبول نمیکنن!!! پس مجبوریم از پدر و مادر پیروی کنیم!!!
انگار که این پدر و مادر در زندگی هر چیزی گفتند اینها گفتن چشم و هرگز بحث و درگیری ای باهاشون نداشتن! (بر سر انتخاب رشته دانشگاهی، مدرسه، رفتن به کلاس های مختلف و حضور در اجتماع، حجاب و پول و ...)
و میگفتن که خانواده ما رضایت نمیده و ما هم مجبوریم قبول نکنیم و ای کاش خانواده گیر نمیدادن!
حالا قرار هست اینجا دوباره جواب ها رو تکرار نکنم و من هم در این مورد گفته بودم قبلا که این مورد برای شما صرف داره و حرف دل شماست! پدر و مادر شما دارن به ضرر شما (در ظاهر حداقل، نه در درازمدت و در اصل!) صحبت نمیکنن، پس شما هم در اینجا سکوت میکنید و خیلی سر به زیر و چشم چشم گو و حرف گوش کن هستید!
حالا همین خواستگار اگر میومد میگفت 1000 سکه میخوام بدم اونم نقدا و در لحظه عقد. و پدر و مادر شما میگفتن که نه، ما فقط یک قرآن مهر دخترمون قرار میدیم و دخترمون رو با یک قرآن میدیم.
همین شما دخترهای خوب اینجا یهو زبان باز میکرید و با پدر و مادر مخالفت میکردید و میگفتید که حداقل 5 سکه یا 14 سکه دیگه باشه! یا حداقل 72 یا 110 سکه باشه! اینجا دیگه یک دختر حرف گوش کن و مطیع پدر و مادر نبودید و دوست نداشتید که با اونها مخالفت کنید (البته درباره همه صحبت نمیکنم) حتی دعوا میگرفتید و قبول نمیکردید!
بعد من وقتی دیدم به اینجا رسید. اونقدر وقتی این پاسخ ها رو خوندم دلم درد گرفت. اونقدر حالم بد شد. که کلی ناراحت شدم. گفتم خدایا احساس میکنم اگر پاک نباشم بهتره! کسی برای پاکی من ارزش قائل نیست!!!
و بعد که دیدند من ناراحت شدم و نمیتونن اینطور پسری رو به دلیل شرایط مالی (اون هم نه شرایط مالی بد. شرایطمم خوب بود. ولی نه خوب از لحاظ اونها) قبول کنن. اونجا دیگه من رو دعوت میکردن که توکلت به خدا باشه. بلاخره یک دختری که میخوای پیدا میکنی و ... یعنی برخی از اونها نمیگفتن که ما اگر بودیم قبولت میکردیم. میگفتن که بلاخره اگر بگردی، یک همچنین گزینه ای پیدا میکنی! پاس میدادن به یکی دیگه !!!
الان دوباره همون بحث های تکراری رو نمیخوام انجام بدم. به اندازه کافی در دو پست بحث شد و در پست سوم نتیجه گیری و جمع بندی هم شد. پس فقط این رو خواستم به عنوان آخرین پست در این زمینه قرار بدم که دختران خوب، که الحق برخی از شما دختران چادری واقعی و مذهبی خوب و با عفت هستید.
البته دقت کنید که منظورم این نیست که دختران غیرچادری خوب وبا حیا نیستن. بلکه مخاطبین من از همون ابتدا این دختران بودن.
الان میخوام در کنار تصمیمات نهایی ای که در پست جمع بندی و نتیجه گیری اعلام کردم. فقط یک توصیه دوستانه و برادرانه به شما بکنم. البته من کَسی نیستم که بخوام شما رو هدایت کنم. من خودمم نیاز به هدایت بیشتری دارم و در حد امام علی ع نیستم.

ولی من وقتی دیده بودم این دختران انقدر فرشته و کم توقع هستن و انقدر مسلمان هستن و سختگیری نمیکنن و به اخلاقیاتم بیشتر از مادیاتم توجه میکنن و ... تصمیم گرفتم که یکی از این خانم های خوب رو پیدا کنم. پس در صدد این بر آمدم که چگونه چنین دخترانی رو پیدا کنم. بعد راه حل رو هم شکر خدا پیدا کردم. ولی بعد چیزهایی به من ثابت شد که فقط از خدا میخوام که این چیزها اصلا درست نباشن و من کاملا نتیجه اشتباه گرفته باشم.

اما دختران چادری و مذهبی. دختران خوب. دخترانی که میخواید خوب باشید و خوب بمانید.
لطفا کمی هم بیشتر مسلمان باشید.
لطفا کمی بیشتر به دستورات اسلام عمل کنید.
لطفا انتظار نداشته باشید که داماد حتما یک شرط غیراسلامی رو امضا کنه (تنصیف دارایی). اگر هم مهریه مثلا بالا و بیشتر از 14 سکه گرفتید. حداقل انتظار نداشته باشید که داماد اون تنصیف دارایی رو هم امضا کنه.
اما اگر یک سر خوب به شما مراجعه کرد. به خاطر فقر یا کم پولی و نداشتن پس انداز و مهریه کم و ... اون رو به هیچ وجه رد نکنید.

البته در سومین پست هم گفتم که تصمیم جدیدم این هست که تنصیف دارایی رو هم امضا کنم.
ولی کلا نهایتا در بدترین حالت به این نتیجه رسیدم که یا مهریه یا نصف دارایی. و البته همین هم عادلانه نیست! ولی من هم 5 سکه در نظر گرفتم و هم تنصیف دارایی. یعنی هم شرط اسلام رو پذیرفتم و هم غیراسلامی! خدا به خیر بکنه. اما میخوام مجرد نمونم و من هم برای دختر خیلی قانونی نباشم و خیلی سختگیری نکنم.

اما در برابر اینکه دختر خانم هم میاد خانه داری و آشپزی میکنه که جزو وظایف اصلی و اسلامی نیست. من هم اون شرط تنصیف دارایی رو بدون هیچ چون و چرایی امضا میکنم. و فکر میکنم که این عادلانست و مشکلی نداره. (البته ایشون برای آشپزی و خانه داری تضمین نمیدن و امضایی نمیکنن. اما من برای نصف دارایی تضمین میدم!)

حالا قرار نیست همه چیز هم کاملا برابر باشه. همینکه با هم کنار بیایم و چند تا رو هم من و چند تا رو هم اون گذشت کنه به جایی بر نمیخوره. دعوا نداریم. قرار هم نیست ازدواج غربی بکنیم و صد در صد هم برابر باشه. 

ولی اینطوری الان تقریبا برابر میشه. هرچند که بازم برابر نیست چون زن هیچ تضمینی داره نمیده که اگر خوب نمونه مهریه و نصف دارایی و ... نگیره. (در مورد نصف دارایی توضیح دادم قبلا که میتونه زن کاری کنه که اگر خودش هم بد بود بازم نصف دارایی و مهریه و ... رو بگیره) باز فقط مرد داره تضمین میده.

به هر حال من حرف ها و مشورت های دوستان رو قبول کردم و این شرط رو پذیرفتم و یه مقدار هم از مواضع خودم کوتاه اومدم. و خواستم یک حالت تقریبا دو طرفه و کمی هم به نفع زنم رو ایجاد کنم.

در برابر اینکه خانوم من هم شرایطم رو قبول میکنه و من هم سعی میکنم درآینده محبتش رو جبران کنم. اگر همینطوری که از اول خوب هست و شرایطم رو پذیرفت، در آینده هم خوب باشه. (البته دو طرفه هست و من هم سعی میکنم که از همون ابتدا خوب باشم و باید خوب بمونم)

لطفا زندگی رو تبدیل به میدان جنگ نکنید. لطفا اگر پسری خوب بود بهش سخت گیری نکنید و به خاطر خوبی هاش اون رو بپذیرید نه یک مهریه بالا و یک امضای نخوانده و بدون چانه زنی. ببخشید. ببخشید. فقط خر کنک! (همونطوری که من هم سخت گیری نمیکنم و بنا بر توصیه دوستان پس انداز و امضای تنصیف و ... رو پذیرفتم)
بذارید خودتون از عذاب مجردی در بیاید و ازدواج کنید. و اجازه بدید که پسران هم از این عذاب در بیان. بذارید آسانتر  و راحت تر بشه و پسران خوب مجرد نمونن. و شما دختران خوب هم مجرد نمونید.

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع
سخت می‌گردد جهان بر مردمان سخت‌کوش

دختران عزیز!
باور کنید که این یک پست ضد حجاب نیست. باور کنید که من همین الان هم قرار هست برم خواستگاری یک دختر چادری. (پست نتیجه گیری یا جمع بندی که بالاتر لینک کردم رو بخونید) باور کنید که من درباره تمام و همه صحبت نمیکنم. و چند نفری هم واقعا گفتند که با شرایط شما حاضرم باهاتون ازدواج کنم. و اتفاقا سر این حرف خودشون هم مونده بودن و در تمام نظرات همینو گفتن و این امیدوار کننده و خوشحال کننده بود برای من. فقط این پست یک تلنگر و یک نصیحت برادرانه هست و باز هم اگر اشتباهی از من صورت گرفت و اگر کاستی ای در متنی که نوشتم وجود داره، لطفا من رو ببخشید. برای همه شما دعای خیر دارم و بهترین ها رو آرزو میکنم.

↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۱۲۴ مطلب)
مسائل پسران جوان (۱۱۶۹ مطلب)
مسائل دختران جوان (۱۸۹۹ مطلب)
مشورت در ازدواج آقایان (۱۵۵۷ مطلب)
ازدواج با دختر مذهبی (۳۳ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۸۶) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید