سلام

راستش انقدر مشکلم بزرگ و پیچیدس که نمیدونم از کجا شروع کنم .

راستش عموی من از 17 سالگی شروع به کشیدن مواد مخدر کرد ... اما متاسفانه و صد افسوس که هم پدرش و هم برادراش فقط به حال خودش ولش کردن و هیچ تلاشی جهت ترک دادنش نکردن ... کم کم گذشت و همه اعضای خونواده ازدواج کردن و رفتن به جز 1 دختر معلول ... 1 پسر که از لحاظ روحی طی این سالها بشدت داغونه و اگه مادر پیرش نباشه از گشنگی میمیره...

1 پیرمرد و 1 پیرزن که همیشه از وقتی یادمه باهم دعوا دارن و هر دو آرزوی مرگ همو دارن (مادربزرگ و پدربزرگم) و در نهایت 1 معتاد بی همه چیز که تمام وسایل خونه و 1000 تا تلویزیون شکونده تا حالا ... اون 2 تا معلول رو کتک میزنه ...  و این یه بار هم نیست و کار هر دفعشه ... خدا میدونه چقدر باهاش حرف زدیم ... تهدیدش کردیم حتی !!! ولی معتاد کار خودشو میکنه ! شاید بگید چرا شکایت نمیکنن پدر و مادرش ؟ یه چیز جالب بگم این وسط ... مادربزرگ من اونقدر دلسوزه واسه بچه هاش ... اونقدر دلسوزه واسشون که حتی نگران اینه که اون معتاد یه وقت مواد بهش نرسه و خمار بمونه ! ببین چقدر مشکل ما پیچیدس !!! دلسوزی کاملا بیجا !

خب این اواخر اون معتاد که من و خانوادم به خاطر توهین هایی که بهمون کرد همه ازش متنفریم کاری کرد که بعد از 20 سال زجر کشیدن بالاخره مادربزرگم و اون 2 تا معلول از اون خونه رفتن و یه جا رو اجاره کردن ... یه چند وقتی گذشت و بابا بزرگم تمام این مدت براش ناهار و شام میخرید یا از عمم که خونشون نزدیکه میگرفت.

تا پری روز که این معتاد از خواب بیدار شد و شلوغ کرد که چایی چرا حاضر نیست و بابا بزرگمو شروع کرد به زدن ! بابا بزرگم اونقدر بهش فشار اومد که بعد از 20 سال صبر بالاخره رفت مامور اورد و بردنش اما اون معتاد تهدید کرد که همه ی خانواده رو میکشه وقتی برگرده ... اسم هممون رو هم اورد.

الان تو پاسگاهه ، اما الان عمم و مادرم و زن عموهام ( همه ی خانومای فامیل ) میترسن که این معتاد برگرده و بیاد یه بلایی سر مردای خانواده بیاره ... چون میگن کسی که پدر و مادرشو میزنه میتونه آدم هم بکشه ... مادر بزرگم هم که الان شنیده اونو گرفتنش کلی دلش سوخت و الان همش اصرار میکنه نندازینش زندان!

دیروز دادگاه داشت و میخواست جلو پلیس به بابا بزرگم حمله کنه ولی گرفتنش ... میترسیم وقتی برگرده بابابزرگم رو بکشه ... میدونم مشکلم خیلی پیچیدس ولی آیا کسی میتونه نظر بدرد بخوری بده که ما با این معتاد چیکار کنیم که همه رو ترسونده از خودش ؟


موضوعات مرتبط :
تعامل با خانواده