سلام

بنده 19 سالمه و مهر امسال وارد دانشگاه شدم. . حدود هفته پیش بود که به خاطر مطلبی که در خاطرم نیست وارد توییتر شدم ( توییتر عضو نیستم ) و همین جوری که توییت های افراد مختلف رو میخوندم توییت یه دختری رو خوندم، اینقدر شیفته طرز تفکر و پختگی اش شدم که شاید چند صد توییت آخر شو به طور تمام و کمال خوندم و از اونجا به بلاگش رسیدم و الان هم بلاگش رو میخونم.

موضوعی که وجود داره اینه که ایشون به طرز عجیبی مثل خودم هستش. منی که تمام عمرم کسی رو پیدا نمی کردم که دغدعه های یکسانی داشته باشیم، کسی رو پیدا کردم که با وجود تفاوت های طبیعی که بین دو نفر وجود داره، مدل ذهنی یکسانی رو داریم.

ایشون هم سن بنده هستند و متاسفانه امسال چون به خاطر مشکلاتی که داشته نتونسته خوب درس بخونه و رتبه اش حدود 2 هزار شده ( البته مدال المپیاد ادبی هم داره ولی چون ریاضی شرکت کرده به دردش نخورده ) و به همین خاطر نتونسته رشته دلخواهش رو در دانشگاه های تهران بیاره. ( رشته دلخواهش همین رشته ای که من میخونم هستش. )

من به شدت به این خانم علاقه مند شدم و به هیچ وجه نمی تونم از فکرش بیام بیرون ولی موانع بسیار جدی رو می بینم که دوست دارم مطرحش کنم و نظرات شما هم بخونم تا به یه جمع بندی یا قضاوت بهتر درباره شرایطم دست پیدا کنم.

1- ایشون مثل خود من در عین اینکه میانگین مطالعه غیر درسیش جزو 0.1 درصد بالای جامعه هستش، نمیتونه کتاب های درسی رو زیاد بخونه و این ترس رو دارم که امسال هم درس نخونه و تهران قبول نشه و نهایتا بره شهری غیر از تهران برای تحصیل. ( رشته ای که میخواد بره برای اینکه تهران هر دانشگاه دولتی قبول شی باید زیر 500 بشه ). در ضمن من دوست ندارم که رابطه ما باعث بشه که بیش از پیش نسبت به درس سرد بشه و این هم یه نگرانی دیگه منه.

2- اصلا ممکنه این علاقه متقابل نباشه چون ایشون نه تنها من رو ندیدن که حتی هیچ پیامی هم بین ما رد و بدل نشده و ممکنه ایشون معیاری عجیب غریب برای ازدواج داشته باشه ( البته از اون آدم بعیده ). تصمیم دارم با نظر گذاشتن در بلاگش و متقابلا آشنایی اون با بلاگ من و طرز تفکر من، در بلند مدت باب آشنایی رو باز کنم. این برنامه ای که من دارم خودش پر از ریسکه و احتمال ناکامی هم وجود داره.

3- من ظاهر و تیپ و قیافه ایشون رو واضح ندیدم و تنها یه عکس با زاویه بد و چندین عکس کوچیک دیدم. در حدی که متوجه شدم، قیافه نرمالی داره و البته ظاهر و قیافه جزو اصلی ترین ملاک های من نیستند.

4- واضحه که من شرایط ازدواج رو ندارم و با توجه به شناختی که از ایشون دارم فکر می کنم ایشون هم مشکلی با این موضوع نداشته باشند ولی از خانواده ایشون اطلاعات زیادی ندارم. البته لزومی به اطلاع خانواده ها نیست. البته با کار تو دوران دانشگاهی میتونم تا یکی دو تومن درآمد داشته باشم (یعنی وابسته نیستم.)

5- اینکه الان شرایط ازدواج رو ندارم به این معنا نیست که به ازدواج با این خانم فکر نمی کنم یا دنبال هرزه گردی هستم. علت اصلی این که سختی ها را دارم به جون می خرم اینه که دوست ندارم در آینده حسرت بخورم که چرا همچین عشقی رو از دست دادم و نتونستم حداقل احساسمو بهش ابراز کنم.

در آخر میخوام نظرتون رو بدونم و اگه راه های بهتری برای آشنایی (طبیعتا منظورم خواستگاری نیست) میشناسید رو مطرح کنید.



موضوعات مرتبط :
مسائل پسران جوان مشورت در ازدواج آقایان